Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اینکه مراجع و آیات عظام به خاطر شیعیان افغان که وسط نماز توسط انفجار کشته شدند ماتم‌زده شده‌اند و پشت سر هم بیانیه صادر می‌کنند، اما کشته شدن مبارزان پنجشیری براشون اهمیتی نداشت، این واقعیت رو ثابت می‌کنه که غیر از امام حسین و اطرافیانش، از مظلومی که اسلحه دست می‌گیره اصلا خوششون نمیاد. مظلوم خوب، مظلوم غیرمسلحِ کشته‌شده وسط نماز و وسط زیارت و این‌چیزهاست، نه مظلوم کشته شده وسط درگیری نظامی. مگر اینکه اون درگیری نظامی به نفع خلافت اسلامی باشه، که خب مقاومت پنجشیر نفعی برای خلافت سنی و خلافت شیعی نداشت که هیچ، به ضررشون هم بود.
تو انگلیسی یه مجموعه فحش هست که میشه درباره این آیات عظام به کار برد‌ که حالا من به کار نمیبرم، ولی مفهوم کلی‌شون اینه که فرد، مفعول بودن رو گرامی میداره.
5
یه جا در مورد این به اصطلاح «اثر» از عبارت
Horizontal Brutalism
استفاده کردم. قبلا جایی کسی استفاده کرده؟ اگه نه که بزنید به نام خودم.

#استفراغات_معماران
حسین قشقایی آدم متعهد و شجاعی است. اما شخصا در موقعیتی مشابه، که همینقدر مثل او خونم در حال جوشیدن بوده، فهمیدم که تعهد و شجاعت کافی نیست. باید قدرت داشت‌. آدم‌های متجاوز را باید با قدرت، له کرد. و فقط هم با قدرت میشود له‌شان کرد. قبلا نوشتم، «مثال شدن» هدف مهمی است. وقتی همه بزدلند، مثالِ «تنهایی شجاع» شدن مهم است. اما برای برنده شدن کافی نیست.
در واقع این نقطه بلوغ من بود. فهمیدن اینکه در بهترین حالت، توقع همراهی مردم در ستیز با شیاطین، یک توقع بیجاست؛ و در متداول‌ترین حالت، خود مردم دستیار شیاطین هستند! پس برای برنده شدن نباید به این فکر کرد که «دانستن حق مردم است». این یک شعار پوچ بود که جریان قلابی اصلاحات در کله ما فرو کرد. بعدتر فهمیدیم مردم اتفاقا خیلی چیزها را می‌دانند، و برای دانستن‌شان نیاز به فداکاری‌ها و هزینه‌پردازی‌های ما ندارند. بلکه دانسته با خیلی چیزها مشکلی ندارند. یا.. دانسته برایشان مهم نیست. یا دانسته خودشان همدستند. فهمیدن اینکه از مبنا دچار سوء تفاهم بودم نقطه بلوغ من بود. که همه جهان‌بینی‌ام دچار اعوجاج بوده. که نجات دادن مردم بی‌معنی بوده‌. باید انسان را از مردم نجات داد! و برای اینکار باید به قدرت رسید، و برای بدست آوردنش جنگید. با قدرت می‌شود همان مردمی که آدمکش‌ها را دوست دارند، وادار کرد به حیوانات احترام بگذارند. به کسی تعرض نکنند. در زندگی دیگران دخالت نکنند. دارایی دیگران را غصب نکنند. و از همه مهمتر، با قدرت میشود از تأیید شدن حقیقت توسط مردم، بی‌نیاز شد! با قدرت دیگر لازم نیست مردم قبول کنند که دارد ظلمی رخ می‌دهد. با قدرت می‌شود دهان ظالم را پر از خون کرد. چه مردم قبول کنند که حقش بوده، چه قبول نکنند.
7
خب که چی؟
مثل اینه که یکی بخواد با ایجاد شورش از زندان فرار کنه، بش بگن «میخوای به زندانبان زور بگی؟ پس با زندانبان‌ها که بمون زور میگن چه فرقی داری؟».
سیستم آموزش و پرورش دولتی شما رو همینقدر پرت بار آورده‌.‌
برای کسی که زندانیه فرقی نداره گروهبان گارسیا حبسش کرده یا «شورای عالی مبارزه با جرائم» که متشکل از هزاران نفره. دولت دموکرات هم به شما «دیکته» میکنه که باید چه کنید و چه نکنید. ازین لحاظ برای یک شهروند شیلی که نمیخواد چیزی بش دیکته بشه، بین الان و دوران پینوشه فرقی نیست (فقط در دوران ما یه سری کارها با توحش کمتری انجام میشه که استرالیا ثابت کرد روی همونش هم نباید زیاد حساب باز کنیم).
«اگه کارفرمای من ازم بخواد باش سکس داشته باشم و گرنه اخراجم می‌کنه، مصداق اعمال زوره یا مصداق آزادی انتخاب؟».

اجبارکنندگان واکسن متوجه نیستند که موجه بودن اجبار از لحاظ «مصلحت عمومی»، جلوی تناقضی که این کار با بقیه ادعاهاشون ایجاد می‌کنه، نمیگیره.
آخرین مدل بی‌ام‌و ۵۳۰ هیبرید پلاگ‌این، که علاوه بر موتور بنزینی یک باتری نسبتا بزرگ ۱۲ کیلوواتی هم داره، در حالت صرفا برقی، میتونه ۴۸ کیلومتر رو در اتوبان طی کنه. در حالت صرفا بنزینی صدی ۸ ممیز ۳ دهم لیتر مصرف می‌کنه.‌ اگه بخواد همزمان باتری رو هم شارژ کنه مصرفش به ۹ ممیز ۷ دهم لیتر میرسه، و ۸۲ کیلومتر طول می‌کشه تا شارژش کنه. بنابراین در یک مسافت مثلا چهارصد کیلومتری اگه ۸۲ کیلومتر با بنزین بره و باتری رو هم شارژ کنه، و ۴۲ کیلومتر بعدی رو فقط با باتری طی کنه و این سیکل ادامه پیدا کنه، در نهایت به مصرف متوسط صدی ۶ ممیز ۲ دهم لیتر می‌رسیم. یعنی از صدی ۸ و ۳ دهم میرسیم به ۶ و ۲ دهم، یعنی ۳۳ درصد کاهش. عالیه نه؟
آره عالیه، ولی موضوع اینه که تویوتا کرولا ۲۰۲۲ بدون هیچ باتری‌ای تو اتوبان همینقدر مصرف داره!
خب یه مقداری ازون اختلاف وزن، به خاطر وزن باتریه! میخوام بگم نقض غرض به سطح کمدی رسیده، ولی بش توجه نمیشه، چون منطبق با سیاست‌های محیط‌زیستی دولته.
کسی که واقعا به آلایندگی اهمیت میده، باید یک ماشین بنزینی بهینه رو انتخاب کنه، نه یک ماشین بنزینی غیربهینه که با باتری سعی شده کم‌مصرف‌تر بشه. اونم باتری‌ای که تولیدش فعلا خیلی آلاینده‌ست.
مجری صداسیما میگه بینندگان پیام فرستادند که با اینهمه مشکلات کشور چرا انقدر به کشتی می‌پردازید.. برای اینکه میخوایم حال‌مون خوب بشه، و اگه شما نمیخواید یعنی مشکل از شماست!

اینکه مستضعفین ذهنی که نود و نه درصد مخاطبین صداسیما رو تشکیل میدن هم گوشی رو برداشتن و اس‌ام‌اس داده‌اند به جام‌جم که «خب حالا بسه دیگه»، و پابلیک کردنش توسط مجری، به تنهایی یک self own قشنگ بود.
اما مجری، یا مدیر برنامه، این self own رو به جان خرید چون gaslighting مردم ایران در سازمان
reward
بیشتری داره براش.
گسلایتینگ یعنی طرف بگه الان روزه، و دسته‌جمعی طوری مسخرش کنند که فکر کنه شاید مشکل از منه که به نیمه روشن هر بیست و چهارساعت می‌گفتم «روز» و درستش شب بوده!
نسخه آخوندیش هم اینجوریه که میگه با نتایج مسابقات یه رشته ورزشی که انقدر مخاطب جهانیش کمه که اگه ساپورت دولت‌ها نباشه از صحنه صنعت سرگرمی حذف میشه به وجد نمیای؟ پس مشکل از خودته! این تویی که افسرده‌ای. درسته مشکلات هست، ولی اگه واقعا دنبال نشاط بودی، همین کسشرها هم برات کافی بود. پس اگه برات کافی نیست یعنی واقعا دنبال نشاط نیستی. این تویی که افسرده‌ای. موضوع اینکه گروگان گرفته شدی تا در شرایطی زندگی کنی که هیچ‌جای دنیا مشابهش وجود نداره و مسببین و طراحان این شرایط با چندتا مدال میخوان براش کاور درست کنند، نیست. موضوع اینه که تو از درون پیری و اگه بهترین حکومت دنیا رو هم داشتیم باز پیر می‌بودی.
3
مردم مکزیک چنان معتاد کوکاکولا شده‌اند که اگه کسی بخواد بره مهمونی ولی نخواد نوشابه بخوره یا به خاطر معده‌ش، نتونه بخوره؛ باید با خودش آب ببره! چون تو مهمونی‌ها و جمع‌های خانوادگی هیچ‌چی غیر از نوشابه و آبجو نمیدن! چون اصلا آب ندارند که بدن.
گفته میشه خیلی‌هاشون روزی ۲ لیتر نوشابه می‌خورند! و نه تنها این اعتیاد رو منفی نمی‌بینند، بلکه بعضی‌ها باور دارند که خواص درمانی هم داره!
- دلم میخواد صاحبخونه‌مون رو از پشت‌بوم پرت کنم پایین.

- مگه چند درصد اضافه کرد

- سی درصد

- حال داده بت. تورم هفتاد درصده

- من چیکار کنم که هفتاد درصده؟

- اون چیکار کنه هفتاد درصده

- ینی تو مملکت هیچکس نباید به کسی رحم کنه؟

- قاعده بازار عرضه و تقاضاست، نه ترحم

- خودت مجبور بودی این اجاره رو بدی هم همینو می‌گفتی؟

- آره

- دروغ زشتی بود، دیگه تکرار نکن

- فکر کردی من کجام الان؟

- بیرون گود

- خیر، از لحاظ اقتصادی من هوم‌لس هستم

- پس انقدر ترحم رو رد نکن

- اتفاقا رد نمی‌کنم. اگه کسی بم انفاق کنه می‌پذیرم

- پس با نفس کشیدن ما مستأجرها مشکل داری فقط

- نه، با اینکه تو صف ترحم، شما جلوی صف باشید مشکل دارم

- یه چیزی هم بدهکار شدیم

- تو کجا میشینی الان

- غرب تهران

- برای چی باید بتونی غرب تهران بشینی؟

- ببخشید اگه جات رو تنگ کردم

- یه لحظه من رو نبین. فکر کن جنی چیزی هستم، و فقط گوش کن.

- بسم‌الله... خب بگو

- نه من ازون جن‌هایی نیستم که با بسم‌الله در برم. تقاضا برای غرب تهران زیاده. یعنی یه چیزی داریم که کمه، ولی خیلی‌ها میخوانش. حالا چرا باید بدیمش به تو؟

- چون ازینجا بلند بشم بیچاره میشم

- ولی از تو بیچاره‌تر زیاد هست.

- اونا نمیتونند اجاره فعلی رو بدن.

- یه عده هم هستند که می‌تونند بیشتر از تو بدن

- یعنی فقط پول تعیین‌کننده‌ست

- پول تعیین‌کننده همه‌چیز نیست، ولی تو بازار تعیین‌کننده همه‌چیزه

- همه‌چیز هم بازار نیست

- اتفاقا منم همینو میگم. فرض کنیم ایران‌خودرو داره یه ماشین رو با قرعه‌کشی میده به تو ۲۰۰ میلیون. اما بیرون قیمتش ۴۰۰ تومنه. اگه بخوام ازت بخرم ۲۵۰ میدی یا ۴۰۰؟

- اون فرق داره

- نه. گوش کن. اگه به من ۲۵۰ بدی در حالی که بیرون ۴۰۰ میخرن، یعنی داری ۱۵۰ تومن به من هدیه میدی‌.

- بدت میاد؟

- نه خوشم میاد و با کمال میل می‌پذیرم. موضوع اینه که چرا باید ۱۵۰ تومن هدیه داد به کسی که ۲۵۰ تومن نقد داره؟ بهتر نیست ۴۰۰ تومن بفروشه و ۱۵۰ تومنش رو خرج بچه‌های یتیم بکنه؟

- کی این کارو می‌کنه؟

- مهم نیست کسی اینکارو می‌کنه یا نمی‌کنه. مهم اینه که بازار قاعده خودش رو داره، و ترحم و انفاق و نذری، قواعد خودشون رو.

- من ریدم تو همه قاعده‌ها

- اوکی.
5
Ambient Healing Sound Bath ✧ 432Hz Tuning ✧ Let Go of Overthinking…
Mettaverse
یک ساعت #ambient خالص

می‌پرسند چرا موزیک الکترونیک، و چرا امبینت؟ چرا چیزی میذاری که با پنج تا کلید کیبورد هم میشه ساختش؟ از کسی که از بی‌هنری معماران نالانه، بعیده.

نه بعید نیست. چون این‌ها رو به عنوان هنر مصرف نمی‌کنم، و از دیگران هم نمیخوام به عنوان هنر بش نگاه کنند. از لحاظ هنری، بیشتر این کارها، نویز هستند. مثل همین کار، که فرکانسش هم ذکر شده. چون یک صدا، نویز است، معنیش این نیست که کاربرد نداره. برای من و خیلی‌ها داره. مردم با صدای کمپرسور یخچال خواب‌شون نمیبره. من ترجیح میدم داخل اتاقم یه موتور یخچال وجود داشت.

آیا معمار هم میتونه بگه من هم سازه رو برای کاربردش میسازم نه برای خلق اثر هنری؟ بله میتونه بگه. ولی باید اون معمار رو مسخره کرد. و طرد کرد. چون داره با سلامت روانی مردم بازی می‌کنه. ساکن خونه که با رنج فراوان ساکنش شده، نمیتونه بزنه ترک بعدی.
3
دولت کانادا مانکن میذاره رو تخت بعد به سی‌بی‌سی میگه بیا یه گزارش بگیر.. که مردم فکر کنند بیمارستان‌ها هنوز درگیر کرونا هستن.
این کارها حتی تو ایران هم قفله.
- واکسن‌فاشیست: اگه نمیخوای واکسن بزنی باید اخراج بشی
- کارمند ایرلاین: اوکی از فردا نمیاییم.
- واکسن‌فاشیست: نیومدی سر کار هزاران پرواز کنسل شد مردم آواره شدند. شما تروریست هستید.
وقتی عقایدت، سرگرمیته.
دولت که پولی نداره. پول دولت، پول مردمه. رئیس کانون وکلا میگه اینکه انحصار رو برداریم تا تعداد بیشتری وکیل وارد بازار کار بشن و باهم رقابت کنند و قیمت‌ها پایین بیاد رو از سرتون بیرون کنید. اگه میخواید قیمت‌ها بیاد پایین، پول وکلای ما رو از بیت‌المال بدید!
خودشون وکیلند ولی هیچ شأنی برای حقوق مردم قائل نیستند. چون من نوعی میخوام هزینه وکالت مردم پایین‌تر بیاد، معنیش این نیست که باید من هزینه‌ش رو از جیب بدم! رقابت و شاید پایین اومدن قیمت، باید بدون زورگیری از من انجام بشه. نه تنها حق کسی که نیاز به وکیل داره، به دسترسی به یک بازار آزاد وکلا رو، پایمال می‌کنه؛ بلکه برای حل مشکلش میگه باید حق اونایی که فعلا نیاز به وکیل ندارند هم پایمال کنیم! مثل اینه که بری خونه حسن و لپ‌تاپش رو بدزدی، و وقتی گفتند بیچاره حسن بی‌ لپ‌تاپ چیکار کنه حالا؟ خود تو که دزد اون لپ‌تاپی، بیای وسط و بگی حسن یه همسایه داره به نام حسین آقا که یه فرش‌شون اضافه‌ست لوله کردن گذاشتن تو انبار، باید حسین رو خفت کنیم اون فرشه رو ازش بگیریم بریم بفروشیم برای حسن لپ‌تاپ بخریم!
یکم سخته هضمش کسی چنین جمله‌ای به زبان بیاره. باورکردنی نیست مدیر جی‌پی‌مورگان انقدر پرت باشه.. ولی باید باور کرد. واقعا مدیر شرکتی که هرروز صدها میلیارد دلار رو هندل می‌کنند، در فهم دنیای جدید با پدر کم‌سواد من فرقی نداره.
در یونان و روم باستان، هر نوع سکس باید انعکاسی از تسلط مرد و مردانگی می‌بود، و اگر غیر ازین می‌شد، مرد منزلت خانوادگی و اجتماعی خودش رو از دست میداد. «مرد بدبخت و حقیر» مردی بود که نمی‌تونست خودش رو به بدن زنان تحمیل کنه. اما در نقاشی‌های دیوار یک حمام در شهر مدفون شده پمپئی ایتالیا، یک اثر هست که در اون یک زن لم داده و این یک مرده که داره ارضاش می‌کنه. دقیقا برعکس تمام تابوهای اجتماعی اون زمان.‌ باستان‌شناسان حدس می‌زنند یک روسپی‌خانه مخفی بوده باشه که در کنار این حمام خصوصی قرار داشته. اگه این حدس درست باشه، نقاشی‌ها برای خوشایند مشتریان تنظیم شده‌اند. پس مشتریان زن هم داشته، که نمیخواستند تحت تسلط مردانه باشند، بلکه میخواستند خودشون مسلط باشند.

بازار هیچ تقاضایی رو نادیده نمی‌گیره. حتی تقاضای مخفیانه استثناترین زنان یک شهر در مردانه‌ترین روزگار تاریخ در دو هزار و اندی سال پیش.
نوادگان آن‌ها؟ یعنی ما مردم ایران نوادگان نادریم؟
مهاجمان؟ فکر می‌کنید ایران چطور شکل گرفته؟ نصف وقت شاهان تاریخ صرف سرکوب شورشیان می‌شد. چه فرقی داره کسی که رنگ پوستش با رنگ پوست خودت فرق داره بیاد روستای محل زندگیت رو با خاک یکسان کنه، با وقتی که یک همرنگ خودت اینکارو بکنه؟ از قضا شاهان ما همرنگ کسانی که سرکوب‌شون می‌کردند هم نبودند. کل جنگ‌های هخامنشی-یونانی که صدها هزار کشته از اقوام مختلف گرفت، سر اعلام استقلال چندتا شهر در غرب ترکیه امروزی بود که میخواستند آقای خودشون باشند و شاه ما گفت غلط کردید!
تبهکار تبعیدی؟ منظورتون هموناییه که یک برهوت وحشی رو به یک مملکت قابل سکونت برای انسان امروزی تبدیل کردند و ما الان باید سگ‌دو بزنیم تا بمون اقامت بده؟
درست همین پریروز بود که کارشناس صداسیما گفت آقای صدر به خاطر مواضع متغیری که داشته شانسش رو در انتخابات از دست داده و نیروهای حشدالشعبی در همه نظرسنجی‌ها جلو هستند!

اینکه خیابون‌های عراق دستت باشه و بعد انتخابات رو به چنین آخوند نامتعادلی ببازی، شاهکاری بود که فقط از سپاه برمی‌اومد.