دکتره داشت با منشیش صحبت میکرد گفت اتاقهای خونه من پنجره به بیرون نداره.
فکر کردم برای شوخی داره از جملات معکوس استفاده میکنه. اما جدی بود. به فکر فرو رفتم که باید معماریش چجوری باشه که اصلا پنجره به بیرون نداشته باشه؟ شاید رفته ازین آپارتمانهایی خریده که زمینشون بزرگه و شیکن ولی تو هر طبقه چهار واحد هست و دوتا رو انداختن طرف خیابون و دوتا طرف نورگیر، و اون دوتایی که طرف نورگیرند ارزونترند. ولی یه دکتر با اینهمه درآمد چرا باید بره تو همچین واحدی زندگی کنه حتی اگه محلهش خوب باشه؟
اصلا آدمی که درباره زندگی دیگران کنجکاو باشه نیستم. همیشه دنبال بهانهم که نه چیزی بپرسم نه چیزی ازم بپرسند. اما همونقدر ناچیزی که تصادفی به گوشم میخوره هم نمیتونم درک کنم.
فکر کردم برای شوخی داره از جملات معکوس استفاده میکنه. اما جدی بود. به فکر فرو رفتم که باید معماریش چجوری باشه که اصلا پنجره به بیرون نداشته باشه؟ شاید رفته ازین آپارتمانهایی خریده که زمینشون بزرگه و شیکن ولی تو هر طبقه چهار واحد هست و دوتا رو انداختن طرف خیابون و دوتا طرف نورگیر، و اون دوتایی که طرف نورگیرند ارزونترند. ولی یه دکتر با اینهمه درآمد چرا باید بره تو همچین واحدی زندگی کنه حتی اگه محلهش خوب باشه؟
اصلا آدمی که درباره زندگی دیگران کنجکاو باشه نیستم. همیشه دنبال بهانهم که نه چیزی بپرسم نه چیزی ازم بپرسند. اما همونقدر ناچیزی که تصادفی به گوشم میخوره هم نمیتونم درک کنم.
❤3
اگه گذشته خودم منظورتونه، زبان میخوندم و میرفتم مترجم ارتش آمریکا میشدم، حداقل دوره لازم برای خدمت که تموم شد میرفتم از امتیازاتی که ارتش میده استفاده میکردم و یه جایی تو تگزاس زمین میخریدم. تخفیفهای خیلی خوبی به سربازهاشون میدن، ولی سرباز احمق میره با پولش پورشه میخره! من علاوه بر اون زمین، یه وانت دستدوم میخریدم و تو همون زمین یه گلخونه و یه دامداری کوچیک راه مینداختم.
اما اگه منظورتون یه دنیای موازیه که توش اهل درس خوندن بودم، قطعا مهندسی. و فقط اپتیک. اما رشته هرچی باشه، باید ریاضی و کدنویسی رو جوری یاد بگیرید که انگار قراره با سیگار پشتتون رو بسوزونند اگه خوب یاد نگرفته باشید. و این فشار رو باید خودتون به خودتون وارد کنید، دانشگاه وارد نمیکنه.
اما اگه منظورتون یه دنیای موازیه که توش اهل درس خوندن بودم، قطعا مهندسی. و فقط اپتیک. اما رشته هرچی باشه، باید ریاضی و کدنویسی رو جوری یاد بگیرید که انگار قراره با سیگار پشتتون رو بسوزونند اگه خوب یاد نگرفته باشید. و این فشار رو باید خودتون به خودتون وارد کنید، دانشگاه وارد نمیکنه.
❤7
اتفاقی که داره برای شما میفته وقتی بیست سالم بود برای من اتفاق افتاد: ترومای فقر. ترس از فقیرتر شدن قبل از وقوعش. شوکی که حتی قوه تفکر آدم رو میتونه تعطیل کنه. چون اون کاری که دولت با شما کرد رو خودم با خودم کردم (توضیح بیشتر نخواهید).
امشب افتادم رو دنده توصیه، پس بذارید اینم اضافه بشه: تو کشورهای نرمال، راه غلبه بر این تروما، کار کردن بیشتره. و جواب میده، چون اقتصادشون به اون کار کردن پاسخ مثبت میده. ولی اینجا اینجوری نیست. اینجا بنبسته، و باید خیلی از غرق شدنها رو پذیرفت. اما در این پذیرش، احساسات نسبت به عقل تأخیر داره، و میتونه یه تأخیر طولانی بشه. برای هماهنگ کردنشون باید یک کار رو انجام نداد، و یک کار رو انجام داد. باید «دلسوزی برای خود» رو انجام نداد. اگه خیلی فکر کنی به اینکه بت اجحاف شده، تروما عمیقتر میشه. و «کوچک کردن دنیای خود» رو باید انجام داد. بچهها بشون خوش میگذره چون دنیاشون کوچکه. محدودیتهای دنیای بیرونیشون با محدودهای ذهنشون تطبیق داره. فقر محدودیتهای دنیای فیزیکی شما رو بیشتر میکنه. پس دنیای فیزیکیتون کوچکتر میشه. اگه قرار باشه دنیای ذهنتون همچنان بزرگ بمونه، اذیت میشید.
امشب افتادم رو دنده توصیه، پس بذارید اینم اضافه بشه: تو کشورهای نرمال، راه غلبه بر این تروما، کار کردن بیشتره. و جواب میده، چون اقتصادشون به اون کار کردن پاسخ مثبت میده. ولی اینجا اینجوری نیست. اینجا بنبسته، و باید خیلی از غرق شدنها رو پذیرفت. اما در این پذیرش، احساسات نسبت به عقل تأخیر داره، و میتونه یه تأخیر طولانی بشه. برای هماهنگ کردنشون باید یک کار رو انجام نداد، و یک کار رو انجام داد. باید «دلسوزی برای خود» رو انجام نداد. اگه خیلی فکر کنی به اینکه بت اجحاف شده، تروما عمیقتر میشه. و «کوچک کردن دنیای خود» رو باید انجام داد. بچهها بشون خوش میگذره چون دنیاشون کوچکه. محدودیتهای دنیای بیرونیشون با محدودهای ذهنشون تطبیق داره. فقر محدودیتهای دنیای فیزیکی شما رو بیشتر میکنه. پس دنیای فیزیکیتون کوچکتر میشه. اگه قرار باشه دنیای ذهنتون همچنان بزرگ بمونه، اذیت میشید.
❤5
جمله معروفی هست که میگه: «میخوای ۴۰ دلارت رو تبدیل کنی به ۴۰۰ دلار؟ با اون ۴۰ دلار بنزین بخر بریز تو باک ماشینت، و برو سر کار».
هیچ بیزینس نوپایی بدون جریان پول نقد راه نمیفته، و اگه پدر شما ثروتمند نیست، و رفیق پولدار هم ندارید که چیزی بتون قرض بده، وهیچ سرمایهگذاری جدیتون نمیگیره، تنها راه شما برای جمع کردن پولی که بشه ایدههای تجاری رو اجرا کرد، کار کردن برای دیگرانه. با این هدف، کار کردن برای شرکتها و دولتها (البته غیر از دولتهای تروریست و گروگانگیری مثل دولت ایران و سوریه و طالبان) و حتی ارتشهای حرفهای، کاملا موجه و منطقیه. فرقی نداره آنارشیست هستید یا کمونیست یا فمنیست. خود عقاید، درآمدزایی ندارند. این کاره که پول میسازه. و فقط با پول میشه زمین و داراییهای باثبات خرید، و به پشتوانه اون داراییها بیزینس مطلوب رو تأسیس کرد.
عجیبه که لازمه این بدیهیات رو مکتوب کرد.
چه بسیار آدمهای مذهبی که چون فلان درآمد اشکال داره، فلان پول حرامه، خودشون رو از موقعیتهای اقتصادی محروم کردند، و در نهایت حتی در روزهای آخر عمر هم لنگ دولت بودند. متوجه نیستند که روابط دنیای ما با روابط دنیای صدر اسلام یا زمان مسیح خیلی تفاوت داره. دو هزارسال پیش اگه کسی میخواست از فساد شهری دوری کنه، میتونست ساکن حاشیهها بشه و به داشتههای کم قناعت کنه. دقت کنید به توصیههای فضلای اون زمان که حرامخواری رو نتیجه زیادهخواهی میدونستند. پس کافی بود توقعتون رو بیارید پایین تا پول کثیف وارد زندگیتون نشه. آیا الان هم اینطوریه؟ الان حتی فقیرتر افراد هم دارند از مناسبات ناسالم استفاده میکنند. چون الان داخل جنگی هستیم که اون زمان اصلا وجود نداشت. شما حتی اگه به کمترینها قانع باشی، شهر بات کار داره، دولت بات کار داره، بروکراتها بات کار دارند، رانتخوارها بات کار دارند، اکتیویستها بات کار دارند. حتی اگه تعهد بدی که به یاغیگری فکر هم نمیکنی، از کنترل کردنت صرفنظر نمیکنند.
و تو هر جنگی باید استراتژی داشت. اصولگرایی بدون استراتژی، باختدوستی است. نسل قبل ما، نمونه کاملی از اصولگرایان بیبرنامه بودند، و تو انقلاب ۵۷شون هم کاملا مشهود بود. همونایی که میگفتند، و هنوز هم میگن «پول زیاد شر میشه، آدم انقدری داشته باشه که محتاج کسی نشه کافیه». یعنی دقیقا تفکری که ازشون یه بازنده ساخت و ما رو هم در چاه بازندگی قرار داد. بله پول زیاد میتونه شر بشه، ولی «باید» دنبال پول زیاد باشی چون برای دفاع از خودت به قدرتی که ایجاد میکنه نیاز داری. اونایی که این قدرت رو دارند، اونایی که فقط میخوان محتاج کسی نباشند رو به حال خودشون رها نمیکنند.
هیچ بیزینس نوپایی بدون جریان پول نقد راه نمیفته، و اگه پدر شما ثروتمند نیست، و رفیق پولدار هم ندارید که چیزی بتون قرض بده، وهیچ سرمایهگذاری جدیتون نمیگیره، تنها راه شما برای جمع کردن پولی که بشه ایدههای تجاری رو اجرا کرد، کار کردن برای دیگرانه. با این هدف، کار کردن برای شرکتها و دولتها (البته غیر از دولتهای تروریست و گروگانگیری مثل دولت ایران و سوریه و طالبان) و حتی ارتشهای حرفهای، کاملا موجه و منطقیه. فرقی نداره آنارشیست هستید یا کمونیست یا فمنیست. خود عقاید، درآمدزایی ندارند. این کاره که پول میسازه. و فقط با پول میشه زمین و داراییهای باثبات خرید، و به پشتوانه اون داراییها بیزینس مطلوب رو تأسیس کرد.
عجیبه که لازمه این بدیهیات رو مکتوب کرد.
چه بسیار آدمهای مذهبی که چون فلان درآمد اشکال داره، فلان پول حرامه، خودشون رو از موقعیتهای اقتصادی محروم کردند، و در نهایت حتی در روزهای آخر عمر هم لنگ دولت بودند. متوجه نیستند که روابط دنیای ما با روابط دنیای صدر اسلام یا زمان مسیح خیلی تفاوت داره. دو هزارسال پیش اگه کسی میخواست از فساد شهری دوری کنه، میتونست ساکن حاشیهها بشه و به داشتههای کم قناعت کنه. دقت کنید به توصیههای فضلای اون زمان که حرامخواری رو نتیجه زیادهخواهی میدونستند. پس کافی بود توقعتون رو بیارید پایین تا پول کثیف وارد زندگیتون نشه. آیا الان هم اینطوریه؟ الان حتی فقیرتر افراد هم دارند از مناسبات ناسالم استفاده میکنند. چون الان داخل جنگی هستیم که اون زمان اصلا وجود نداشت. شما حتی اگه به کمترینها قانع باشی، شهر بات کار داره، دولت بات کار داره، بروکراتها بات کار دارند، رانتخوارها بات کار دارند، اکتیویستها بات کار دارند. حتی اگه تعهد بدی که به یاغیگری فکر هم نمیکنی، از کنترل کردنت صرفنظر نمیکنند.
و تو هر جنگی باید استراتژی داشت. اصولگرایی بدون استراتژی، باختدوستی است. نسل قبل ما، نمونه کاملی از اصولگرایان بیبرنامه بودند، و تو انقلاب ۵۷شون هم کاملا مشهود بود. همونایی که میگفتند، و هنوز هم میگن «پول زیاد شر میشه، آدم انقدری داشته باشه که محتاج کسی نشه کافیه». یعنی دقیقا تفکری که ازشون یه بازنده ساخت و ما رو هم در چاه بازندگی قرار داد. بله پول زیاد میتونه شر بشه، ولی «باید» دنبال پول زیاد باشی چون برای دفاع از خودت به قدرتی که ایجاد میکنه نیاز داری. اونایی که این قدرت رو دارند، اونایی که فقط میخوان محتاج کسی نباشند رو به حال خودشون رها نمیکنند.
❤1
من میدونم کی داره به جبهه شر خدمت میکنه تا آسوده زندگی کنه، و کی از امکانات جبهه شر استفاده میکنه تا از موقعیت ضعف مطلق بیرون بیاد.
۱- واقعگرایی رو اسب هم بلده، ما پیشرفتهتریم و باید پرنسیب داشته باشیم.
۲- اصول فقط با رعایت یه سری باید نباید حفظ نمیشه. باید برای زنده نگه داشتنش جنگید و برنامه بلند مدت داشت.
از نظام ارزشی ساموراییها، فقط زرهش مونده. اونم به عنوان دکور دارن استفاده میکنند.
۱- واقعگرایی رو اسب هم بلده، ما پیشرفتهتریم و باید پرنسیب داشته باشیم.
۲- اصول فقط با رعایت یه سری باید نباید حفظ نمیشه. باید برای زنده نگه داشتنش جنگید و برنامه بلند مدت داشت.
از نظام ارزشی ساموراییها، فقط زرهش مونده. اونم به عنوان دکور دارن استفاده میکنند.
اصولگرایی بدون استراتژی فقط مختص نسل قبل از ما نیست. اتفاقا در نسل ما و نسل بعد از ما هم دیده میشه، و اتفاقا به خاطر گسترش انفجاری ابزارهای خودنمایی، غلیظتر هم دیده میشه. الان دیگه حتی رعایت هنجارهای یک عقیده هم لازم نیست؛ انتساب به اون عقیده هم کافیه. طرف بدون اینکه خندهش بگیره تو بیو مینویسه «معتقد به گرمایش زمین». در واقع پکیجهای اعتقادی مثل اسباببازیهایی شدهاند که بخشی از سرگرمی آدم شهرنشین به اونها وابستهست. گوشههای رادیکال جریان چپ گرفتار این وضعیت نیست، و بیشتر ازینکه درباره عقایدش بنویسه و محتوا بسازه، در دنیای فیزیکی در حال جنگیدنه. اگه مدافع حقوق حیواناته، واقعا میشه جلوی دامداریهای بزرگ پیداش کرد. اگه فمنیسته واقعا داره میفته دنبال سناتورها تا مجبورشون کنه به لایحهای که میخواد رأی بدن، یا اگه امیدی به سناتورهای موجود نداشته باشه میره زنگ در تک تک خونهها رو میزنه و برای نامزدی که بش امید داره رأی جمع میکنه. اما حتی در بین اونها هم بیشتر مدافعان حقوق حیوانات، در حال انتشار عکس حیوانات له و لورده شده به دست «صنعت پلید» هستند، و بیانیههای شدیداللحن! مرتبطش؛ و بیشتر فمنیستها در حال ارسال فحشهای خلاقانهتر به پدرسالاری!
اما یکی از مصادیق اخیرش جماعت رمزارزی هستند. چشملیزریهایی که یهو یادشون افتاده پول فیات چیز بدی است! اما تنها کاری که دربارهش میکنند اینه که تمام روز درباره اینکه چیز بدی است توعیت بزنند! نه چیزی از ساختار پیچیده بانکداری و بازارهای مالی دنیا میدونند، نه از روابط قدرت که این ساختارها رو به هم وصل کرده و سر پا نگه داشته. هرچند که حتی خود بیتکوین رو هم هنوز خوب نفهمیدند (وگرنه یک پیشرفت تکنولوژیک حسابش نمیکردند. متوجه نیستند که پروتکل بیتکوین رو با کاغذ و خودکار هم میشه اجرا کرد. پیشرفتهای کامپیوتری، چنان اجراش رو تسهیل کرد که کاربردی بشه). انتظاری هم ازشون نمیشد داشت. اینها یهو از پشت پلیاستیشن بلند شده بودند که اومدند وارد گود «پول خصوصی» شدند. برای اینها جدل توعیتری با اقتصادخوندهها و جانوران آکادمیک وابسته به نهادهای سنتی، و زیر سوال بردن سوادشون که به نظر میرسه دیگه موضوعیتی نداره، سرگرمکننده و هویتسازه. «شورش علیه سنت» میتونه پیوند گرمی بین کسانی برقرار کنه که هیچ ربطی بهم ندارند. اما برای خیلیها فقط اون پیوند گرم اهمیت داره، نه واقعا ساقط کردن نظام مستقر. برای ساقط کردن نظام مستقر memeها کافی نیستند. گرگهای خزانهداری، فد و رگولاتوریها، با تحقیر شدن در اینترنت عقبنشینی نمیکنند. افبیآی با فحشهایی که میخوره شرمنده نمیشه. مردمی که از تورم و پول هلیکوپتری منتفع هستند، امتیازات فیات رو دو دستی واگذار نمیکنند. اگه بخوای غیر از چشملیزری کردن عکس پروفایلت، و هر از چندی پست گذاشتن از احادیث فون میزس، کار موثرتری درباره آینده پول بکنی، باید وارد جنگی بشی که در اون خیلیها با هم متحدند تا سرکوبت کنند. و چنین جنگی استراتژی میخواد، و کثیف شدن میخواد، و عملگرایی میخواد، و زرنگباری میخواد، و حتی بیرحمی!
البته بهیچوجه با طرد کردن «سلحشوران توعیتری» موافق نیستم. اتفاقا خوبه که هستند. تو جنگ، باید از هرکس و ناکسی استفاده کرد. حتی از سیاهلشکری که مشغول سرگرمی هستند. اما اگه توجیهشون برای نجنگیدن پاک ماندن دامنشونه، جواب من این خواهد بود که: «دامن پاکت را لوله کرده و در مقعد خود فرو بنمای».
اما یکی از مصادیق اخیرش جماعت رمزارزی هستند. چشملیزریهایی که یهو یادشون افتاده پول فیات چیز بدی است! اما تنها کاری که دربارهش میکنند اینه که تمام روز درباره اینکه چیز بدی است توعیت بزنند! نه چیزی از ساختار پیچیده بانکداری و بازارهای مالی دنیا میدونند، نه از روابط قدرت که این ساختارها رو به هم وصل کرده و سر پا نگه داشته. هرچند که حتی خود بیتکوین رو هم هنوز خوب نفهمیدند (وگرنه یک پیشرفت تکنولوژیک حسابش نمیکردند. متوجه نیستند که پروتکل بیتکوین رو با کاغذ و خودکار هم میشه اجرا کرد. پیشرفتهای کامپیوتری، چنان اجراش رو تسهیل کرد که کاربردی بشه). انتظاری هم ازشون نمیشد داشت. اینها یهو از پشت پلیاستیشن بلند شده بودند که اومدند وارد گود «پول خصوصی» شدند. برای اینها جدل توعیتری با اقتصادخوندهها و جانوران آکادمیک وابسته به نهادهای سنتی، و زیر سوال بردن سوادشون که به نظر میرسه دیگه موضوعیتی نداره، سرگرمکننده و هویتسازه. «شورش علیه سنت» میتونه پیوند گرمی بین کسانی برقرار کنه که هیچ ربطی بهم ندارند. اما برای خیلیها فقط اون پیوند گرم اهمیت داره، نه واقعا ساقط کردن نظام مستقر. برای ساقط کردن نظام مستقر memeها کافی نیستند. گرگهای خزانهداری، فد و رگولاتوریها، با تحقیر شدن در اینترنت عقبنشینی نمیکنند. افبیآی با فحشهایی که میخوره شرمنده نمیشه. مردمی که از تورم و پول هلیکوپتری منتفع هستند، امتیازات فیات رو دو دستی واگذار نمیکنند. اگه بخوای غیر از چشملیزری کردن عکس پروفایلت، و هر از چندی پست گذاشتن از احادیث فون میزس، کار موثرتری درباره آینده پول بکنی، باید وارد جنگی بشی که در اون خیلیها با هم متحدند تا سرکوبت کنند. و چنین جنگی استراتژی میخواد، و کثیف شدن میخواد، و عملگرایی میخواد، و زرنگباری میخواد، و حتی بیرحمی!
البته بهیچوجه با طرد کردن «سلحشوران توعیتری» موافق نیستم. اتفاقا خوبه که هستند. تو جنگ، باید از هرکس و ناکسی استفاده کرد. حتی از سیاهلشکری که مشغول سرگرمی هستند. اما اگه توجیهشون برای نجنگیدن پاک ماندن دامنشونه، جواب من این خواهد بود که: «دامن پاکت را لوله کرده و در مقعد خود فرو بنمای».
❤3
Anarchonomy
تا همین دیروز داشتن یه پول کلفت میدادن که طرف بیاد پنج ساعت شیفت وایسه، الان ۱۴۰۰ نفرشون رو اخراج میکنند. مردم هم با اینکار موافقند. همون مردمی که میترسیدند سیستم درمان کلپس کنه! شما بگو گوسفند. ولی همین گوسفندها شاخ هم دارند. شکم کسانی که بگن «نه» پاره…
ادیان ابراهیمی نفرت از مردم رو به شدت نهی میکنند.
اما متن مقدس و روایات نکتههایی در این باره دارند..
وقتی مسیح به صلیب کشیده شد، گفت خدایا اینها را ببخش، نمیدانند دارند چه میکنند.
بین علما اختلافه که منظورش چه کسانی بوده. یهودیان؟ یا مأمورانی که داشتن هیزم زیر صلیب رو روشن میکردند؟
مخالفان میگن منظورش نمیتونسته یهودیان بوده باشه، و احتمالا همون مأمورها بوده. چون یهودیان اتفاقا خوب میدونستن دارن چیکار میکنند.
بهرحال منظور حضرت هر کسی بوده، قسمت دوم جملهش حکم یک شرط رو داره. اگه معکوسش کنیم این بدست میاد: خدایا اونایی که میدونن دارن چه غلطی میکنند رو نبخش.
اما متن مقدس و روایات نکتههایی در این باره دارند..
وقتی مسیح به صلیب کشیده شد، گفت خدایا اینها را ببخش، نمیدانند دارند چه میکنند.
بین علما اختلافه که منظورش چه کسانی بوده. یهودیان؟ یا مأمورانی که داشتن هیزم زیر صلیب رو روشن میکردند؟
مخالفان میگن منظورش نمیتونسته یهودیان بوده باشه، و احتمالا همون مأمورها بوده. چون یهودیان اتفاقا خوب میدونستن دارن چیکار میکنند.
بهرحال منظور حضرت هر کسی بوده، قسمت دوم جملهش حکم یک شرط رو داره. اگه معکوسش کنیم این بدست میاد: خدایا اونایی که میدونن دارن چه غلطی میکنند رو نبخش.
❤3
«آی بدم میاد ازین فروشگاههای مواد غذایی که صفحه نمایش صندوق پرداخت ازم میپرسه میخوای یه ۲۰ دلار هم کمک کنی که گرسنگی کودکان ریشهکن بشه؟ شما یه شرکت فروشگاههای زنجیرهای هستید که ۱۰ میلیارد دلار ارزششه، من کسیام که از کوپن استفاده میکنم که ۵۰ سنت از پول یه کیسه سیبزمینی تخفیف بخوره. چرا شما ۲۰ دلار نمیدین که گرسنگی کودکان ریشهکن بشه؟».
درباره سوسیالیسم زیاد صحبت میکنند، اما حتی سوال کردن درباره اینکه حاضری برای دیگران پول خرج کنی رو برنمیتابند. فقط ازون قسمت سوسیالیسم خوششون میاد که یکی خرجشون رو بده. با اون قسمتش که خرج یکی رو بدن، اصلا حال نمیکنند، و خیلی زود میگن چرا من بدم؟ شما گندهترید شما بدید.
درباره سوسیالیسم زیاد صحبت میکنند، اما حتی سوال کردن درباره اینکه حاضری برای دیگران پول خرج کنی رو برنمیتابند. فقط ازون قسمت سوسیالیسم خوششون میاد که یکی خرجشون رو بده. با اون قسمتش که خرج یکی رو بدن، اصلا حال نمیکنند، و خیلی زود میگن چرا من بدم؟ شما گندهترید شما بدید.
❤5
شما متوجه عادتهای کلامی اقلیمشناسها و اقیانوسشناسها و یخچالشناسها نیستید. من فرمولش رو براتون مینویسم:
Any low temp is anomaly.
Any high temp is trend!
همینه که هست، غر نزنید و تسلیم «ساینس» باشید. همونطور که بچههای خوبی بودید و به ویروسشناسها و اپیدمیشناسها گوش دادید.
Any low temp is anomaly.
Any high temp is trend!
همینه که هست، غر نزنید و تسلیم «ساینس» باشید. همونطور که بچههای خوبی بودید و به ویروسشناسها و اپیدمیشناسها گوش دادید.
❤3
شما آدمهای درستی نیستید. هیچ حرفی نمیزنید که به نفع مردم و به ضرر نظام بروکراتیک باشه. شما ممنوعش نمیکنید چون نمیخواهید برای نسل جوان اینطور به نظر برسه که با دولت واپسگرای چین فرقی ندارید. ولی به بهانه «مصلحت جامعه» و «خیر عمومی» انقدر مقررات و محدودیت براش وضع میکنید تا عملا برای مردم عادی غیرقابل استفاده یا پرهزینه بشه. همونطور که در مورد یک ویروس تنفسی، مثل دولت چین فرد تست مثبت شده یا واکسننزده رو در آپارتمان حبس نکردید که از گرسنگی بمیره، اما جوری مقررات رو تنظیم کردید که بالاخره تسلیم بشه. شما تا «سرکوب نرم» جواب میده سراغ روشهای سخت نمیرید.
تا وقتی مجردند از رفتار بچهها ایراد میگیرند و میگن اگه تربیتش دست من بود اینجوری نمیشد.
بعد که ازدواج کردند و بچهدار شدند و بچه خودشون بدتر از آب دراومد، میگن من وقت نداشتم، همسرم تربیتش کرد اینجوری شد.
بعد که ازدواج کردند و بچهدار شدند و بچه خودشون بدتر از آب دراومد، میگن من وقت نداشتم، همسرم تربیتش کرد اینجوری شد.
❤3
قبلا نوشته بودم کشور ما چنان با سرعت داره به سمت کمونیسم پیش میره که خیلی هم نباید برای سقوط این نظام عجله داشت، چون اینجا کنفیکون هم بشه، اونجوری که لیبرالهای محافظهکار بخوان نخواهد شد.
اما زیادی ترسیدن از چپهای رادیکال، یک موضوعه، و تأخیر در ترسیدن یک موضوع دیگهست. فکر میکنم الان دیگه وقت این پرسش که «آیا ما داریم زیادی میترسیم از تسلط اقتدارگرایی سوسیالیستی، یا باید همینقدر ترسید؟» نیست. این پرسش شاید در کشورهای دیگه موضوعیت داشته باشه. اما اینجا نه. برای ما ترسیدن از اقتدارگرایی سوسیالیستی، حتی از نوع خشن و کثیفکارش، خیلی دیر شده. هیچ کشوری در دنیا نیست که بعد از مدتها مخاصمه با رقیب استراتژیک خودش، وارد مذاکرات بشه و یکی از مهمترین مطالباتش این باشه که بیا برای زوار اتوبان بزنیم!.. بعد از اینهمه زد و خورد و آدمکشی، که به قیمت قربانی کردن هزاران یمنی بوده، «منافع» راهبردی که دنبالش باشه «تسهیل زیارت» باشه! هیچ حاکمیتی در هیچ جای دنیا انقدر بیمعنی و خطرناک نیست.
چیزی که قضیه رو ابزوردتر میکنه اینه که حتی با فرض جایگیری زیارت در منافع ملی! #گله_گاو حتی همین منفعت رو هم اونجوری که حامیان سنتیش توقع دارند تأمین نمیکنه. حتی عراق که مدعی «نفوذ» در اون هستند، در شرایطی ورود زائر ایرانی رو محدود کرد که، حداقل بنا به ادعای خود منابع عراقی، رکورد جمعیت زائرین اربعینی رو زد؛ و گویا هدف نه انطباق با پروتکلهای اپیدمی، بلکه اقلیتی کردن زائر ایرانی بوده!
اما زیادی ترسیدن از چپهای رادیکال، یک موضوعه، و تأخیر در ترسیدن یک موضوع دیگهست. فکر میکنم الان دیگه وقت این پرسش که «آیا ما داریم زیادی میترسیم از تسلط اقتدارگرایی سوسیالیستی، یا باید همینقدر ترسید؟» نیست. این پرسش شاید در کشورهای دیگه موضوعیت داشته باشه. اما اینجا نه. برای ما ترسیدن از اقتدارگرایی سوسیالیستی، حتی از نوع خشن و کثیفکارش، خیلی دیر شده. هیچ کشوری در دنیا نیست که بعد از مدتها مخاصمه با رقیب استراتژیک خودش، وارد مذاکرات بشه و یکی از مهمترین مطالباتش این باشه که بیا برای زوار اتوبان بزنیم!.. بعد از اینهمه زد و خورد و آدمکشی، که به قیمت قربانی کردن هزاران یمنی بوده، «منافع» راهبردی که دنبالش باشه «تسهیل زیارت» باشه! هیچ حاکمیتی در هیچ جای دنیا انقدر بیمعنی و خطرناک نیست.
چیزی که قضیه رو ابزوردتر میکنه اینه که حتی با فرض جایگیری زیارت در منافع ملی! #گله_گاو حتی همین منفعت رو هم اونجوری که حامیان سنتیش توقع دارند تأمین نمیکنه. حتی عراق که مدعی «نفوذ» در اون هستند، در شرایطی ورود زائر ایرانی رو محدود کرد که، حداقل بنا به ادعای خود منابع عراقی، رکورد جمعیت زائرین اربعینی رو زد؛ و گویا هدف نه انطباق با پروتکلهای اپیدمی، بلکه اقلیتی کردن زائر ایرانی بوده!
❤1
این دوتا از بذر یک نوع گیاه هستند، و در یک شرایط محیطی قرار داشتند. اما یکیشون خیلی زود برگ درآورده و اون یکی فقط قد کشیده.
گیاهان به نور حساسند. وقتی بفهمند زیر سایه افتادند، سعی میکنند در ارتفاع از بقیه گیاهان همجوار سبقت بگیرند تا به نور برسند. محققان ژنی که این حرکت رو استارت میزنه پیدا کرده و خاموشش کردند. گیاه سمت راست که برگ باز کرده، همونیه که اون ژنش خاموش شده. برای همین برای نور مسابقه نداده و از همون ابتدا برگ تولید کرده.
با صنعتی کردن این قابلیت میشه تراکم بذر در مساحت رو بیشتر کرد، و چون قرار نیست برای رقابت با هم قد بکشند و فوتوسنتز رو خرج کاری کنند که در جهت تولید محصول کشاورزی نیست، حجم برداشت از مزرعه بیشتر میشه.
گیاهان به نور حساسند. وقتی بفهمند زیر سایه افتادند، سعی میکنند در ارتفاع از بقیه گیاهان همجوار سبقت بگیرند تا به نور برسند. محققان ژنی که این حرکت رو استارت میزنه پیدا کرده و خاموشش کردند. گیاه سمت راست که برگ باز کرده، همونیه که اون ژنش خاموش شده. برای همین برای نور مسابقه نداده و از همون ابتدا برگ تولید کرده.
با صنعتی کردن این قابلیت میشه تراکم بذر در مساحت رو بیشتر کرد، و چون قرار نیست برای رقابت با هم قد بکشند و فوتوسنتز رو خرج کاری کنند که در جهت تولید محصول کشاورزی نیست، حجم برداشت از مزرعه بیشتر میشه.
اگه غواصی باشی که راحت ۱۰ دقیقه و نیم نفست رو میتونستی نگه داری و ضربان حالت استراحتت ۴۰ تا بوده و بعد از دوز دوم فایزر به سختی ۸ دقیقه نگه داری و ضربانت ۷۰ شده باشه، واقعا درد داره.
اما برای ما شل و ولها هم ترس داره. اگه کسی با این توان جسمانی در برابر یک عارضه پزشکی چنین آسیبی میخوره، مایی که نفسمون رو به سختی یک دقیقه نگه میداریم عملا مردههای متحرکی هستیم که هنوز برامون پیش نیومده.
اما برای ما شل و ولها هم ترس داره. اگه کسی با این توان جسمانی در برابر یک عارضه پزشکی چنین آسیبی میخوره، مایی که نفسمون رو به سختی یک دقیقه نگه میداریم عملا مردههای متحرکی هستیم که هنوز برامون پیش نیومده.
اگه غیرت مذهبیتون روی برند فایزر اجازه بده که درست بخونید، میبینید که پست درباره کیفیت واکسن نیست، درباره آمادگی جسمانیه. هرچی سطح این آمادگی و ورزیدگی بالاتر باشه، در مواجهه با یک تهدید بیرونی، چه طبیعی باشه مثل پیری، چه «با پای خود در چاه رفتن» باشه مثل این غواص، توان جذب خسارت بیشتری خواهید داشت. و از روی خسارتی که آدمهای خیلی ورزیده میخورند، میتونید بفهمید خودتون چقدر آسیبپذیرید، و چقدر از خوششانسی بهرهمند بودید تا الان.
نهاد قدرت اجازه نمیده چیزی در انحصار مردم باقی بمونه. با کاهش اعتماد مردم به نهادهای سنتی و دولتی، نقش افشاگرها از همیشه پررنگتر شده، و دیگه افکار عمومی به عنوان یک خائن به این افراد نگاه نمیکنند؛ بلکه ممکنه در جایگاه قهرمان هم قرار بگیرند. وقتی که اینطور شد، قدرتمندان هم تصمیم گرفتند ازین جایگاه مردمی شده استفاده کنند، و نتیجه اینه که حالا افشاگرهای دولتی داریم! در این مصداق خاص، حزب آدمش رو میفرسته در شرکت فیسبوک تا اونجا کار کنه، و بعد با حمایتهای مالی و قانونی میاردش بیرون و به عنوان «کارمند سابق فیسبوک» یک افشاگر ازش میسازه، تا دقیقا همون چیزی رو افشا کنه که حزب میخواد. و حزب افشای چه چیزی رو میخواد؟ که فیسبوک در کنترل محتوای سیاسی خیلی شل گرفته، باید دولت ورود کنه به مسئله! اینجوری به عوام میگن: ببینید، ما دولتیها نمیخواستیم سانسور رو قانونی کنیم، کارمندان خود این شرکتها اصرار دارند این کارو بکنیم، اینا داخل بودن دیگه، لابد میدونند اگه سانسور نباشه چه خطرناک میشه!
فیسبوک هم که میدونه با چه شیادانی طرفه، بیانیه میده و میگه آدمتون همچین پست مهمی هم نداشت حالا، ولی اگه میخواید سانسور دولتی رو پایهریزی کنید، حرفی نیست، ولی کل اینترنت رو باید سانسور کنید!
بیانیه یه جوری نوشته شده و انقدر کلمه اینترنت تکرار شده که اگه در جریان نباشی ممکنه متوجه نشی موضوع درباره فیسبوکه.
بهرحال علاوه بر طرح صیانت آخوندی در ایران، باید برای طرح صیانت آمریکایی از اینترنت هم نگران باشیم. البته با یک تفاوت عمده: اکثریت مطلق مردم ایران با سانسور و محدودیتهای اینترنتی مخالفند. اما بخش باورنکردنی از مردم آمریکا با سانسور شدن اینترنت موافقند.
فیسبوک هم که میدونه با چه شیادانی طرفه، بیانیه میده و میگه آدمتون همچین پست مهمی هم نداشت حالا، ولی اگه میخواید سانسور دولتی رو پایهریزی کنید، حرفی نیست، ولی کل اینترنت رو باید سانسور کنید!
بیانیه یه جوری نوشته شده و انقدر کلمه اینترنت تکرار شده که اگه در جریان نباشی ممکنه متوجه نشی موضوع درباره فیسبوکه.
بهرحال علاوه بر طرح صیانت آخوندی در ایران، باید برای طرح صیانت آمریکایی از اینترنت هم نگران باشیم. البته با یک تفاوت عمده: اکثریت مطلق مردم ایران با سانسور و محدودیتهای اینترنتی مخالفند. اما بخش باورنکردنی از مردم آمریکا با سانسور شدن اینترنت موافقند.