Anarchonomy
45.5K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمان‌یافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود».
این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ «یه روده راست تو شکم اینا نیست» رو تبدیل کرد به نظامی که «هر واکسنی گیرت اومد بزن، نمیخوان بکشنت که».

خیلی از آدم‌های متفکری که دنبال می‌کنم سر این موضوع توافق دارند که این شیفت‌‌های ناگهانی و متضاد، حاصل تلویزیونی شدن ایدئولوژیه. مردم دارند واقعیت پیرامونی‌شون رو به شکل یه سریال دنبال می‌کنند. اگه تو یه اپیزود، دولت شروره، یعنی باید ضددولت بود. اگه تو اپیزود بعدی دولت ناجیه، پس باید از طنابش بگیریم و خودمون رو از چاه بالا بکشیم! و درست مثل عادات معتادان سریال، خیلی راحت یادشون میره که اپیزود قبلی چه خبر بود!
Anarchonomy
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمان‌یافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود». این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ…
برخلاف تصور خیلی از دوستان و آشنایان، نظام ایران در مواردی، خیلی با نظم جهانی هماهنگه. مثلا یهو ناپدید شدن عبارت «فاصله‌گذاری اجتماعی» دقیقا همزمان و موازی بود با یهو ناپدید شدن عبارت
Social distancing
در رسانه‌های خارجی 😄
دوربین اسمارتفون‌ها داره سلایق بصری عکاسان حرفه‌ای رو هم تغییر میده. مردم برای گرفتن سلفی یا جا دادن مقدار بیشتری از فضا در کادر، از لنز واید موبایل‌ها استقبال کردند و حالا به یک نُرم اجتماعی تبدیل شده. از تناسب خارج شدن صورت آدم‌ها برای عکاسان یک تابو بود.. ولی دیگه نیست انگار.
حتی کسانی که اصلا داخل بحث‌های سیاسی فلسفی نیستند هم دارند به تدریج متوجه آسیب‌های دولت بزرگ و مداخله‌گر میشن، و حتی ممکنه خیلی ساده به دولت بگن «امکانات ندی بهتره». اما مشکل‌شون حل نخواهد شد اگه وارد بحث‌های سیاسی فلسفی نشن. با من ال کردم بل کردم، مسئله برطرف نمیشه. چون به شدت شخص‌محور، مصداقی، و کوتاه‌مدته. شما ممکنه بتونید همین الان یک منطقه لوکال مستقل ایجاد کنید.. اما توسط چه کسانی؟ خودتون و رفقاتون و هم‌‌دهی‌هاتون. بلافاصله بعد از شما همه‌چی برمیگرده سرجاش. تا یک تغییر سیستماتیک بوجود نیاد، و شما از اینکه حتی سطل زباله دولت، شر است، نتیجه نگیری که هر کاری که می‌کند شر است، همه‌چی برمیگرده سرجاش. اما دنبال اون تغییر سیستماتیک نیستند، چون به نظرشون فکر می‌کنند سنگ خیلی بزرگیه؛ و از شر سطل زباله نتیجه نمی‌گیرند که همه‌چیز دولت شر است. نگاه‌شون اینه که کارای دولت خوبه، فقط استثنائا در مورد زباله پاش رفت رو پوست موز!
«قیافت وقتی دوزاریت میفته که جنبش فمنیسم یه شیادی دولتی بود که از اون نیمه دیگه جامعه هم کار بکشند که دریافتی مالیات‌ رو دو برابر کنند و بچه‌هات رو همونجوری که خودشون میخوان تربیت کنند».
نظامی‌نویس‌های توعیتر خیلی نگران تحولات مرز شمال غرب هستند، و حق هم دارند، چون خیلی بهتر از میانگین جامعه در جریانند که وضعیت نظامی لجستیکی نیروهای مسلح ایران چه حالت فکاهی‌ای داره (اینم یکی دیگه از دلایلیه که گفتم نه تنها اقیانوسی به عمق یک سانت بودن بد نیست، بلکه برای همه لازمه. اگه همون یک سانت وجود داشت قشر دانشگاهی و تحصیلکرده باید الان حداقل به اندازه یک «کاربر علاقمند به موضوعات نظامی» نگرانی از خودش بروز میداد). اما استدلال این عزیزان بر این مبنا که «این خطر بوجود اومده فقط مربوط به جمهوری اسلامی نیست و مربوط به ملت ما میشه»، خوب فروش نخواهد کرد. حداقل نه برای من، و نه برای مردم بدبختی که در صف تخم‌مرغ هستند. چون:

اول اینکه این خطر، یک خطر نو نیست. این اولین بار نیست که منافع درازمدت ایران داره به باد میره. وقتی کشور هرروز در حال دریافت خسارت باشه، اگه بگی «اندفعه فرق داره» حالت چوپان دروغگو پیدا می‌کنی، حتی اگه واقعا چوپان دروغگو نباشی.

دوم اینکه منافع استراتژیک برای جامعه‌ای میتونه اهمیت داشته باشه که حداقل سالی ده هزار دلار درآمد داشته باشه. اکثریت مطلق مردم ایران زیر این خط هستند. ممکنه گفته بشه در جنگ هشت ساله هم مردم فقیر بودند اما برای مرز اروند جنگیدند. اما اون موقع موضوع اصلی خود انقلاب و بقای قدرت شیعه بود. الان دیگه اون موضوعات مطرح نیست.

سوم اینکه تقریبا نود درصد خسارات روزانه‌ای که داره به کشور وارد میشه مطلقا به دلیل وجود جمهوری اسلامیه. اگه پروژه محور مقاومت و گسترش دامنه نفوذش نبود، امروز اسراییل پروژه ایزوله‌سازی ایران رو دنبال نمی‌کرد. اگه سلیمانی و دوستانش نبودند که بیخ گوش اسراییل انبار موشکی بسازند، امروز اسراییل بیخ گوش ما در حال دستکاری نقشه نمی‌بود.

چهارم اینکه اکثریت مطلق مردم ایران ضداسراییل هستند، و با کلیت ستیز با این کشور موافقند. فقط ممکنه با بعضی جزییات این رویارویی مشکل داشته باشند‌. پس هزینه‌های این رودرویی رو هم باید بپذیرند (هرچند عامل اصلی این مناقشه مرزی ترکیه‌ست، ولی بدون اسراییل همه معادلات یه جور دیگه می‌شد. اگه رابطه ما با اسراییل، مثل رابطه‌مون در زمان محمدرضاشاه بود، ترکیه با سه تا اردوغان دیگه هم نمی‌تونست شکر اضافه بخوره).

پنجم اینکه قاعدتا نباید بین تحریم آمریکایی و تحریم آذربایجانی فرق گذاشت، نه؟ دوستانی که با فلج کردن نظام، که به عنوان یک سایدافکت اقتصاد رو هم فلج می‌کنه، موافقند، چطور با فلج کردنی که توسط محور ترکی-اسراییلی انجام بشه مخالفند؟ اگه کسی با اصل فلج‌سازی موافقه، قاعدتا نباید به اینکه فاعلش کیه اهمیت بده.

ششم اینکه فلج‌شدگی نظام از جانب شمال غرب، میتونه خیلی هم منفی نباشه. چون حضرات ناچار خواهند شد برای ارتباطات زمینی، مسیر عراق-سوریه رو انتخاب کنند، و برای انتخاب این مسیر مجبورند با آمریکا و البته کردها، بیشتر کنار بیان.
چه زیبا نوشته دکتر بوش:

It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant, vaccinees will become increasingly prone to viral transmission as they no longer serve as a ‘filtration unit’ but rather constitute a breeding ground for such immune escape variants, thereby enabling them to reproduce more effectively. So the more a highly infectious variant becomes dominant, the less a vaccinated person will reduce the overall viral load in the population. This does not apply to asymptomatically infected unvaccinated people as they eliminate all Corona viruses and, therefore, do not discriminate against more or less infectious Sars-CoV-2 variants. What matters, though, is not the amount of virus a given person shed at any given point in time but the susceptibility of that person to contracting the disease. This susceptibility largely depends on the level of infectious pressure an individual is exposed to and the type and level of immunity that person is armed with.
Anarchonomy
چه زیبا نوشته دکتر بوش: It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant…
زیبایی ادامه داره:

There is no need for the virus to fully escape the host immune system (!) in order to become more infectious. There is, therefore, no need for the virus to select a multitude of mutations in order to become more infectious. And even a single mutation in the N-terminal domain could affect the binding affinity of several different RBD-binding Abs as has recently been reported.
ما با پدران‌مون فرق داریم. اون‌ها زمانی که اسلحه آزاد بود اسلحه نمی‌خریدند، چون می‌گفتند «من دل آدم کشتن ندارم»، و نداشتند، حتی برای دفاع از خود. از پول زیاد خوششون نمی‌اومد، چون می‌گفتند «هرچی پول بیشتر، مسئولیت و مدیونی بیشتر». این از ذهن آدم‌های بازنده بیرون میاد، ولی اسمش رو گذاشته بودند «نجابت و بی‌آزاری». فرق ما در این نیست که در حال باخت نیستیم. ما هم بازنده‌ایم..
ولی حالا می‌دونیم اسمش چیه.
3
حداکثر چیزی که لازم بود تا جهان آزاد غربی به یوگسلاوی سابق در زمان سیطره شوروی تبدیل بشه یک ویروس تنفسی بود که برای نود درصد مردم علائمی مشابه سرمایه‌خوردگی ایجاد می‌کرد.
همین ۳۲ کلمه برای ثبت در تاریخ کافیه.
کسانی که فکر می‌کنند این یک اغراقه لابد فکر می‌کنند در یوگسلاوی سابق در زمان سیطره شوروی هرروز داشتند یکی رو آویزان می‌کردند، یا هرروز در خیابان‌ها تانک تردد می‌کرد. اما کسانی که اون زندگی رو زندگی کردن منبع معتبرتری از هالیوود هستند.
بین ما و اون مهاجر ایرانی که از فاشیسم کشور میزبان به وجد اومده و میگه «برنامه جالبی بود، لطفا زمانش رو بیشتر کنید»، یک شکاف پرنشدنی هست. با آدم‌های اون طرف شکاف میشه مدت‌ها زندگی کرد. وقتی که یا زورمون بشون نمیرسه، یا نمیخوایم کار به خونریزی بکشه. همونطور که در ایران داریم در کنار سپاهی‌ها زندگی می‌کنیم.
تو هر کشوری هدف تلویزیون اینه که به بیننده تلقین کنه «تو بدون این کشور، هیچی نیستی».
3
می‌گفتن پروتکل‌مون ذاتا امنه. اما معلوم میشه در باطن و ظاهر امن نیست. گند که بالا میاد میگه اگه سوء استفاده کنید از گند بالا اومده اداره مالیات رو میفرستیم سراغ‌تون!

اگه با این وضعیت امیدی به اتریوم دارید.. نمی‌دونم. کلا حرفی با شما ندارم.
ازونطرف این دلقک‌های مجمع جهانی اقتصاد رو داریم.. که دارند سر مردم رو با ان‌اف‌تی، که خودشون هم نمی‌دونند دقیقا چیه، شیره میمالند. جمله نوشته شده در توعیت به قدری مسخره‌ست که آدم به جای اونا خجالت می‌کشه. مثل وقتی که تو خیابون یکی میاد بشینه رو نیمکت خشتکش پاره میشه و همه می‌بینند. در اون حد.‌
امام صادق فرمود بیت‌کوین سفینه نجات است. هر کریپتویی که از آن عقب بیفتد غرق میگردد، و هر کریپتویی که بخواهد از آن سبقت بگیرد، غرق خواهد شد.
چند دهه زدن تو سرشون که وای راه کربلا بسته‌ست، مادرتو صدام!.. بعد، چندسال جشن گرفتن که دوربین‌های زنده ما تو حرم حسینی نصب شده، بسوز صدام! حالا میگن تصویر هست ولی خوب معلوم نیست باید حتما بیایی! وقتی رفتی دیدی اونم یه حرمه مثل مشهد و برگشتی، میگن هنوز علم کشف نکرده فوایدش رو، اینجا فرق داره، ولی هنوز خودت متوجه نیستی!
این سراشیبی تو دنیای مارکتینگ یه پدیده کاملا آشناست. اگه برای محصولت زیادی تب درست کنی، وقتی ارسال شد به مشتری‌ها و فیزیکی ازش استفاده کردن، تب‌شون میخوابه. برای دفعه بعد، مجبوری تب رو داغ‌تر کنی، و دفعه بعدش باز هم داغتر. و تو این شیب، یکم جلوتر دیگه کم میاری. چون دیگه جا نداره. و وقتی دیگه جا نداره باز هم روند قبلی رو ادامه بدی، باعث تمسخر برند میشه.

درباره برند حسین هم انقدر تب و تاب بیش از حد ایجاد کردن که به سقفش رسیده و ارزش برند رو داره کم می‌کنه.
1
همون بساط ریختن پول به پای آخوندها که در جامعه ما رواج داشته و پدران ما هروقت ثروتی بدست می‌آوردند که اضافه بود، و در واقع اضافه نبود، در قالب خمس و حق امام و این چیزها دو دستی تقدیم آخوند می‌کردند، در غرب هم رایج شده، یا حداقل داره تبلیغ میشه تا رایج بشه، با این فرق که در اونجا جای آخوند و نهاد مذهبی، نهادهای سکولار مثلا مردم‌نهاد قرار گرفته؛ که به ثروتمندان القاء می‌کنند که ارث دادن به فرزند، ترویج مفت‌خوریه. به جای اینکار پولت رو بده به ما تا در جایی که ما تشخیص میدیم برای جامعه مفیده خرج کنیم! که ممکنه احداث پارکینگ اختصاصی برای لزبین‌ها باشه! همونطور که آخوند ممکنه پول رو خرج عطینای یک طلبه سودانی بکنه که برای فرار از ناامنی کشورش اومده قم طلبه شده!
اما مهم نیست آخوند شیعه و موسسه خیریه غربی چه دامی پهن می‌کنند. تصمیم نهایی رو خود صاحب ثروت می‌گیره. پدران ما فقط برای رضایت الهی خمس و زکات و حق امام نمیدادند. یک نوع لجبازی با فرزندان هم بود. می‌خواستند نشون بدن به آخوند بیشتر از فرزندشون اعتماد دارند‌. و برای نهاد مذهبی بیشتر از نهاد خانواده ارزش قائلند. ثروتمند غربی هم داره دقیقا همین کارو می‌کنه.
4
این آقا خودش برج‌سازه! میگه برج ساختن مشکل مسکن شهرها رو حل نمی‌کنه. علاوه بر اینکه مردم حیاط میخوان، نه یه بالکن نقلی!

اینو چجوری میشه تو ایران به همه فهموند؟
هیوندای آمریکا برای اینکه بگه فقط خودرو تولید نمی‌کنه بلکه یک شرکت مسئوله! (ازین افه‌های اجتماعی که ما فقط به سود فکر نمی‌کنیم)، داده یکی از شرکت‌های معظم تبلیغاتی درباره چندتا از کارمندانش و مشتریانش و زندگی شخصی‌شون یه سری محتوای ویدئویی تولید کنه. کار عکاسی رو هم دادن به لبوویتز. تو سایت چیزی که سعی شده بیشتر توجهت رو جلب کنه اسم این خانومه، تا اون سوژه‌ها، که یکی‌شون یکی از کارمندان هیونداست که بچه‌ش رو به خاطر یه بیماری نادر از دست داده (و هیوندا هزینه‌های درمانش رو تقبل کرده بوده).
کارگردان این کمپین متوجه نیست که اسم بزرگ لبوویتز، که اینجا کار یه عکاس عروسی رو انجام داد نه بیشتر، باید جایی بیاد که موضوع خود هنره. نه جایی که داریم درباره خرد شدن آدم‌ها زیر غم‌های سنگین حرف می‌زنیم.
بعضی وقت‌ها به ایده‌های پرخرج موسسه تبلیغاتی باید نه بگی. حتی اگه خرجش مهم نباشه.