Anarchonomy
45.4K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اتفاقات دنیای فیزیکی داره سمبلیک میشه. ماین کردن دارایی‌ای که میگن پایدار نیست، در زیر زمین نهادی که میگن دارایی پایدار ایجاد می‌کنه!
هیچکدوم از کسانی که از مردم انتظار دارند به نهادهای تثبیت‌یافته اعتماد کنند، شخصا روی اون نهادها خیلی حساب نمی‌کنند! موضوع فقط طمع برای سود بیشتر نیست. موضوع همون وضعیتیه که برای مردم در اواخر دوران شوروی شکل گرفته بود: «می‌دونستیم دارند بمون دروغ میگن، و اونا هم میدونستن که میدونیم!».
چقدر خنده‌دارند این کانزرواتیوها.. میگه حالا شما سربازها خیلی‌ هم در برابر واکسن اجباری مقاومت نکنید.‌ شما رو بندازن بیرون کل ارتش میفته دست چپ‌ها!
ابلهان نادان.. فکر می‌کنند خدمت به دولتی که سر تا پا چپه، مزیتی داره. آدم چقدر باید روحیات یک بازنده پخمه رو در خودش جمع کنه که دویست بار توسط حکومت تحقیر بشه، بعد با خودش بگه «نه، من داخل سیستم بمونم بهتر ازینه که ول کنم برم».
اینکه آدم برای اینکه نون زن و بچه‌ش بریده نشه تن به هر اجباری بده رو همه‌مون درک می‌کنیم. اما اینکه این تسلیم رو یه جور مانور تاکتیکی برای خودش جا بزنه، حقیقتا ترحم‌برانگیزه.

اینم #لبخند_شبانه امشب.
الگوی کم مصرفی رو ۸۰ کیلووات در ماه در نظر گرفته و جریمه‌های پرمصرفی رو بر مبنای این کف تعیین می‌کنه. ۸۰ کیلووات در ماه یعنی ۲۶۰۰ وات در روز. یعنی ۱۴۰ وات در ساعت در هر هجده ساعت. یعنی فقط دو سه تا لامپ، اونم فقط وسط خونه، جاهای دیگه‌ش نه. هیچ کار دیگه‌ای تو اون خونه نباید بکنی. حتی شارژ کردن لپ‌تاپت‌.
پروژه‌های خانه‌های پسیو رو پیگیرم و خیلی‌هاشون به طرز باورنکردنی کم مصرفند. اما حتی اونا هم نمی‌تونند این رکورد رو بزنن. توانیر از مردم ایران انتظار داره مصرف‌ نرمال خونه‌شون در حد یک کپسول فضایی باشه، اونم در حال deep sleep که بیشتر دستگاه‌هاش خاموش باشن و فقط در مدار باشه.
دولت مقتدر برای کاهش مصرف برق خیلی جدیه. مثلا میخواد یک میلیون! دستگاه کولر گازی فرسوده که بیشترشون از مدل پنجره‌ای هستند، با اسپلیت جایگزین کنه. واجدین شرایط فقط یک سوم قیمت بازاری کولر جدید رو پرداخت خواهند کرد، در اقساط ۲۴ ماهه. عنوان ماده قانونی که ازش چنین طرحی دراومده هم جالبه: «قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی». یعنی دقیقا معکوس کاری که انجام میشه. رفع موانع تولید رقابت‌پذیر، یعنی ایجاد رانت یک میلیون دستگاه برای تولیدکننده داخلی که توان رقابت با هیچ برندی را ندارد، و ارتقای نظام مالی یعنی چاپ پول بی‌پشتوانه و صرف آن برای کالاهای مصرفی مثل کولر!
چیزی که مصرف سرمایشی استان‌های جنوبی ایران رو کاهش میده، تعویض کولر نیست. عایق‌سازیه. محیطی که نشتی زیاد داره، کمپرسور بی‌وقفه کار خواهد کرد. و اگه قرار باشه کمپرسور بی‌وقفه کار کنه، فرق چندانی بین کولر مدل ۲۰۲۱ و مدل شش سال پیش نیست‌. بیشتر پیشرفت‌های ایجاد شده در این صنعت متمرکز شده روی نحوه کم و زیاد شدن کار. و فقط در محیط عایق‌شده، فشار کار وارد شده به کولر ممکنه کاهش پیدا کنه. چون محیط، هوای خنک شده رو برای زمان بیشتری میتونه حفظ کنه. وقتی در اهواز نمای آپارتمان‌ها سنگی هستند و پشت‌شون هم هیچ عایقی نیست، یعنی وسط تابستان دیوارهایی دارید که خودشون هیتر هستند! اگه کمپرسور و هیتر رو به جنگ هم میندازید، اونی که میبازه صنعت برق است بهرحال.
حالا بگذریم که همین کولری که قراره جایگزین کنند، حتی مدل ۲۰۲۱ هم نیست. تکنولوژی ده پونزده سال پیشه.
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمان‌یافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود».
این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ «یه روده راست تو شکم اینا نیست» رو تبدیل کرد به نظامی که «هر واکسنی گیرت اومد بزن، نمیخوان بکشنت که».

خیلی از آدم‌های متفکری که دنبال می‌کنم سر این موضوع توافق دارند که این شیفت‌‌های ناگهانی و متضاد، حاصل تلویزیونی شدن ایدئولوژیه. مردم دارند واقعیت پیرامونی‌شون رو به شکل یه سریال دنبال می‌کنند. اگه تو یه اپیزود، دولت شروره، یعنی باید ضددولت بود. اگه تو اپیزود بعدی دولت ناجیه، پس باید از طنابش بگیریم و خودمون رو از چاه بالا بکشیم! و درست مثل عادات معتادان سریال، خیلی راحت یادشون میره که اپیزود قبلی چه خبر بود!
Anarchonomy
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمان‌یافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود». این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ…
برخلاف تصور خیلی از دوستان و آشنایان، نظام ایران در مواردی، خیلی با نظم جهانی هماهنگه. مثلا یهو ناپدید شدن عبارت «فاصله‌گذاری اجتماعی» دقیقا همزمان و موازی بود با یهو ناپدید شدن عبارت
Social distancing
در رسانه‌های خارجی 😄
دوربین اسمارتفون‌ها داره سلایق بصری عکاسان حرفه‌ای رو هم تغییر میده. مردم برای گرفتن سلفی یا جا دادن مقدار بیشتری از فضا در کادر، از لنز واید موبایل‌ها استقبال کردند و حالا به یک نُرم اجتماعی تبدیل شده. از تناسب خارج شدن صورت آدم‌ها برای عکاسان یک تابو بود.. ولی دیگه نیست انگار.
حتی کسانی که اصلا داخل بحث‌های سیاسی فلسفی نیستند هم دارند به تدریج متوجه آسیب‌های دولت بزرگ و مداخله‌گر میشن، و حتی ممکنه خیلی ساده به دولت بگن «امکانات ندی بهتره». اما مشکل‌شون حل نخواهد شد اگه وارد بحث‌های سیاسی فلسفی نشن. با من ال کردم بل کردم، مسئله برطرف نمیشه. چون به شدت شخص‌محور، مصداقی، و کوتاه‌مدته. شما ممکنه بتونید همین الان یک منطقه لوکال مستقل ایجاد کنید.. اما توسط چه کسانی؟ خودتون و رفقاتون و هم‌‌دهی‌هاتون. بلافاصله بعد از شما همه‌چی برمیگرده سرجاش. تا یک تغییر سیستماتیک بوجود نیاد، و شما از اینکه حتی سطل زباله دولت، شر است، نتیجه نگیری که هر کاری که می‌کند شر است، همه‌چی برمیگرده سرجاش. اما دنبال اون تغییر سیستماتیک نیستند، چون به نظرشون فکر می‌کنند سنگ خیلی بزرگیه؛ و از شر سطل زباله نتیجه نمی‌گیرند که همه‌چیز دولت شر است. نگاه‌شون اینه که کارای دولت خوبه، فقط استثنائا در مورد زباله پاش رفت رو پوست موز!
«قیافت وقتی دوزاریت میفته که جنبش فمنیسم یه شیادی دولتی بود که از اون نیمه دیگه جامعه هم کار بکشند که دریافتی مالیات‌ رو دو برابر کنند و بچه‌هات رو همونجوری که خودشون میخوان تربیت کنند».
نظامی‌نویس‌های توعیتر خیلی نگران تحولات مرز شمال غرب هستند، و حق هم دارند، چون خیلی بهتر از میانگین جامعه در جریانند که وضعیت نظامی لجستیکی نیروهای مسلح ایران چه حالت فکاهی‌ای داره (اینم یکی دیگه از دلایلیه که گفتم نه تنها اقیانوسی به عمق یک سانت بودن بد نیست، بلکه برای همه لازمه. اگه همون یک سانت وجود داشت قشر دانشگاهی و تحصیلکرده باید الان حداقل به اندازه یک «کاربر علاقمند به موضوعات نظامی» نگرانی از خودش بروز میداد). اما استدلال این عزیزان بر این مبنا که «این خطر بوجود اومده فقط مربوط به جمهوری اسلامی نیست و مربوط به ملت ما میشه»، خوب فروش نخواهد کرد. حداقل نه برای من، و نه برای مردم بدبختی که در صف تخم‌مرغ هستند. چون:

اول اینکه این خطر، یک خطر نو نیست. این اولین بار نیست که منافع درازمدت ایران داره به باد میره. وقتی کشور هرروز در حال دریافت خسارت باشه، اگه بگی «اندفعه فرق داره» حالت چوپان دروغگو پیدا می‌کنی، حتی اگه واقعا چوپان دروغگو نباشی.

دوم اینکه منافع استراتژیک برای جامعه‌ای میتونه اهمیت داشته باشه که حداقل سالی ده هزار دلار درآمد داشته باشه. اکثریت مطلق مردم ایران زیر این خط هستند. ممکنه گفته بشه در جنگ هشت ساله هم مردم فقیر بودند اما برای مرز اروند جنگیدند. اما اون موقع موضوع اصلی خود انقلاب و بقای قدرت شیعه بود. الان دیگه اون موضوعات مطرح نیست.

سوم اینکه تقریبا نود درصد خسارات روزانه‌ای که داره به کشور وارد میشه مطلقا به دلیل وجود جمهوری اسلامیه. اگه پروژه محور مقاومت و گسترش دامنه نفوذش نبود، امروز اسراییل پروژه ایزوله‌سازی ایران رو دنبال نمی‌کرد. اگه سلیمانی و دوستانش نبودند که بیخ گوش اسراییل انبار موشکی بسازند، امروز اسراییل بیخ گوش ما در حال دستکاری نقشه نمی‌بود.

چهارم اینکه اکثریت مطلق مردم ایران ضداسراییل هستند، و با کلیت ستیز با این کشور موافقند. فقط ممکنه با بعضی جزییات این رویارویی مشکل داشته باشند‌. پس هزینه‌های این رودرویی رو هم باید بپذیرند (هرچند عامل اصلی این مناقشه مرزی ترکیه‌ست، ولی بدون اسراییل همه معادلات یه جور دیگه می‌شد. اگه رابطه ما با اسراییل، مثل رابطه‌مون در زمان محمدرضاشاه بود، ترکیه با سه تا اردوغان دیگه هم نمی‌تونست شکر اضافه بخوره).

پنجم اینکه قاعدتا نباید بین تحریم آمریکایی و تحریم آذربایجانی فرق گذاشت، نه؟ دوستانی که با فلج کردن نظام، که به عنوان یک سایدافکت اقتصاد رو هم فلج می‌کنه، موافقند، چطور با فلج کردنی که توسط محور ترکی-اسراییلی انجام بشه مخالفند؟ اگه کسی با اصل فلج‌سازی موافقه، قاعدتا نباید به اینکه فاعلش کیه اهمیت بده.

ششم اینکه فلج‌شدگی نظام از جانب شمال غرب، میتونه خیلی هم منفی نباشه. چون حضرات ناچار خواهند شد برای ارتباطات زمینی، مسیر عراق-سوریه رو انتخاب کنند، و برای انتخاب این مسیر مجبورند با آمریکا و البته کردها، بیشتر کنار بیان.
چه زیبا نوشته دکتر بوش:

It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant, vaccinees will become increasingly prone to viral transmission as they no longer serve as a ‘filtration unit’ but rather constitute a breeding ground for such immune escape variants, thereby enabling them to reproduce more effectively. So the more a highly infectious variant becomes dominant, the less a vaccinated person will reduce the overall viral load in the population. This does not apply to asymptomatically infected unvaccinated people as they eliminate all Corona viruses and, therefore, do not discriminate against more or less infectious Sars-CoV-2 variants. What matters, though, is not the amount of virus a given person shed at any given point in time but the susceptibility of that person to contracting the disease. This susceptibility largely depends on the level of infectious pressure an individual is exposed to and the type and level of immunity that person is armed with.
Anarchonomy
چه زیبا نوشته دکتر بوش: It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant…
زیبایی ادامه داره:

There is no need for the virus to fully escape the host immune system (!) in order to become more infectious. There is, therefore, no need for the virus to select a multitude of mutations in order to become more infectious. And even a single mutation in the N-terminal domain could affect the binding affinity of several different RBD-binding Abs as has recently been reported.
ما با پدران‌مون فرق داریم. اون‌ها زمانی که اسلحه آزاد بود اسلحه نمی‌خریدند، چون می‌گفتند «من دل آدم کشتن ندارم»، و نداشتند، حتی برای دفاع از خود. از پول زیاد خوششون نمی‌اومد، چون می‌گفتند «هرچی پول بیشتر، مسئولیت و مدیونی بیشتر». این از ذهن آدم‌های بازنده بیرون میاد، ولی اسمش رو گذاشته بودند «نجابت و بی‌آزاری». فرق ما در این نیست که در حال باخت نیستیم. ما هم بازنده‌ایم..
ولی حالا می‌دونیم اسمش چیه.
3
حداکثر چیزی که لازم بود تا جهان آزاد غربی به یوگسلاوی سابق در زمان سیطره شوروی تبدیل بشه یک ویروس تنفسی بود که برای نود درصد مردم علائمی مشابه سرمایه‌خوردگی ایجاد می‌کرد.
همین ۳۲ کلمه برای ثبت در تاریخ کافیه.
کسانی که فکر می‌کنند این یک اغراقه لابد فکر می‌کنند در یوگسلاوی سابق در زمان سیطره شوروی هرروز داشتند یکی رو آویزان می‌کردند، یا هرروز در خیابان‌ها تانک تردد می‌کرد. اما کسانی که اون زندگی رو زندگی کردن منبع معتبرتری از هالیوود هستند.
بین ما و اون مهاجر ایرانی که از فاشیسم کشور میزبان به وجد اومده و میگه «برنامه جالبی بود، لطفا زمانش رو بیشتر کنید»، یک شکاف پرنشدنی هست. با آدم‌های اون طرف شکاف میشه مدت‌ها زندگی کرد. وقتی که یا زورمون بشون نمیرسه، یا نمیخوایم کار به خونریزی بکشه. همونطور که در ایران داریم در کنار سپاهی‌ها زندگی می‌کنیم.
تو هر کشوری هدف تلویزیون اینه که به بیننده تلقین کنه «تو بدون این کشور، هیچی نیستی».
3
می‌گفتن پروتکل‌مون ذاتا امنه. اما معلوم میشه در باطن و ظاهر امن نیست. گند که بالا میاد میگه اگه سوء استفاده کنید از گند بالا اومده اداره مالیات رو میفرستیم سراغ‌تون!

اگه با این وضعیت امیدی به اتریوم دارید.. نمی‌دونم. کلا حرفی با شما ندارم.
ازونطرف این دلقک‌های مجمع جهانی اقتصاد رو داریم.. که دارند سر مردم رو با ان‌اف‌تی، که خودشون هم نمی‌دونند دقیقا چیه، شیره میمالند. جمله نوشته شده در توعیت به قدری مسخره‌ست که آدم به جای اونا خجالت می‌کشه. مثل وقتی که تو خیابون یکی میاد بشینه رو نیمکت خشتکش پاره میشه و همه می‌بینند. در اون حد.‌
امام صادق فرمود بیت‌کوین سفینه نجات است. هر کریپتویی که از آن عقب بیفتد غرق میگردد، و هر کریپتویی که بخواهد از آن سبقت بگیرد، غرق خواهد شد.