Anarchonomy
چرا روسیه نباید آلمان رو دوباره اشغال کنه؟ این سوال خندهداری به نظر میرسه و شاید از ذهن حتی ناسیونالیستهای کلهخر روس هم عبور نکنه. اما باید به این فکر کرد که چرا با چنین اقدامی مخالفیم. با اشغال آلمان توسط پوتین مخالفیم چون باعث خونریزی میشه؟ اگه بدون…
بعضی دوستان درباره این پست میگن «ولی شاه خودش رو به دروغ منتسب میکرد به خدا، همونطور که الان علی خامنهای این کارو میکنه».
این سوال یعنی متوجه اصل مطلب نشدهاند. موضوع صرفا اعتقادات نیست، که باور کنیم طرف ربطی به خدا داره یا باور نکنیم. موضوع استراکچر قدرت و مشروعیته. خانواده سلطنتی در این ساختار در یک مرتبه انسانی بالاتری قرار میگرفت و خودش از این مرتبه نگهبانی میکرد. مهم نبود که شما واقعا باور داری که شاه یک پله از خدا پایینتره یا باور نداری، مهم این بود که از نگهبانی این خانواده از مرتبه خودش، منتفع میشدی. خیلیها به درستی اشاره کردند به این واقعیت که محمدرضا پهلوی بیش از حد خودش رو وارد جزییات مملکتداری میکرد. شاه نباید راه بیفته ازینطرف به اونطرف خط تولید افتتاح کنه، از کارگرانی که تونل حفر میکنند بازدید کنه، یا معمار پل رو زهر ترک کنه. وقتی حتی پیامبر گفته بود قیمتها دست خداست، چرا شاه باید برای نفت نرخ تعیین میکرد و دوره میفتاد در کشورهای مختلف تا شخصا با مشتریها چونه بزنه؟ شاه پهلوی به جای صرفا توزیع اتوریته به مراتب پایینتر، خودش رو اپراتور سیستم کرده بود! و خب معلومه وقتی مردم از عملکرد سیستم ناراضی بشن، یقه اوپراتورش رو خواهند گرفت. اما این عزیزان توجه ندارند که این غلطکاری شاه، یک خطا نبود. به قول خارجیها «طبق دیزاین» بود. خاندان پهلوی خاندان سلطنتی نبودند. و نمیتونستند باشند. آدم معمولی بودند. و آدم معمولی به هرحال خودش رو قاطی جزییات خواهد کرد. چون قرار نیست از مرتبه سلطنت نگهبانی کنه. شاه اصیل، هیچوقت فاجعهای مثل اصلاحات ارضی رو رقم نمیزد. چون ارباب زمیندار آخرین لایه دریافتکننده اتوریته از بالا بود. وقتی خودت آخرین لایه اتوریتهت رو از بین ببری، یعنی داری میگی من اتوریته ندارم! شاه پهلوی در مورد همهچیز به مثابه یک مدیر اداره دولتی عمل کرد که براش مهم نبود پروژهش چه عواقبی داره چون دو سال دیگه قرار بود بازنشست بشه! این موقعیت پست، موقعیت یک شاه که یک پله تا خدا فاصله داره نیست. ما سلطنت رو در همون دوران مشروطه از دست دادیم، نه در شورش ۵۷. و الان حتی شمایی که اعتقادی به خدا و سلطنت نداری، داری هزینههای بیشمارش رو میدی.
این سوال یعنی متوجه اصل مطلب نشدهاند. موضوع صرفا اعتقادات نیست، که باور کنیم طرف ربطی به خدا داره یا باور نکنیم. موضوع استراکچر قدرت و مشروعیته. خانواده سلطنتی در این ساختار در یک مرتبه انسانی بالاتری قرار میگرفت و خودش از این مرتبه نگهبانی میکرد. مهم نبود که شما واقعا باور داری که شاه یک پله از خدا پایینتره یا باور نداری، مهم این بود که از نگهبانی این خانواده از مرتبه خودش، منتفع میشدی. خیلیها به درستی اشاره کردند به این واقعیت که محمدرضا پهلوی بیش از حد خودش رو وارد جزییات مملکتداری میکرد. شاه نباید راه بیفته ازینطرف به اونطرف خط تولید افتتاح کنه، از کارگرانی که تونل حفر میکنند بازدید کنه، یا معمار پل رو زهر ترک کنه. وقتی حتی پیامبر گفته بود قیمتها دست خداست، چرا شاه باید برای نفت نرخ تعیین میکرد و دوره میفتاد در کشورهای مختلف تا شخصا با مشتریها چونه بزنه؟ شاه پهلوی به جای صرفا توزیع اتوریته به مراتب پایینتر، خودش رو اپراتور سیستم کرده بود! و خب معلومه وقتی مردم از عملکرد سیستم ناراضی بشن، یقه اوپراتورش رو خواهند گرفت. اما این عزیزان توجه ندارند که این غلطکاری شاه، یک خطا نبود. به قول خارجیها «طبق دیزاین» بود. خاندان پهلوی خاندان سلطنتی نبودند. و نمیتونستند باشند. آدم معمولی بودند. و آدم معمولی به هرحال خودش رو قاطی جزییات خواهد کرد. چون قرار نیست از مرتبه سلطنت نگهبانی کنه. شاه اصیل، هیچوقت فاجعهای مثل اصلاحات ارضی رو رقم نمیزد. چون ارباب زمیندار آخرین لایه دریافتکننده اتوریته از بالا بود. وقتی خودت آخرین لایه اتوریتهت رو از بین ببری، یعنی داری میگی من اتوریته ندارم! شاه پهلوی در مورد همهچیز به مثابه یک مدیر اداره دولتی عمل کرد که براش مهم نبود پروژهش چه عواقبی داره چون دو سال دیگه قرار بود بازنشست بشه! این موقعیت پست، موقعیت یک شاه که یک پله تا خدا فاصله داره نیست. ما سلطنت رو در همون دوران مشروطه از دست دادیم، نه در شورش ۵۷. و الان حتی شمایی که اعتقادی به خدا و سلطنت نداری، داری هزینههای بیشمارش رو میدی.
❤3
قشنگیش اینه که طبق قرارداد جدید تا سال ۲۰۳۵ باید از همین دستگاه استفاده کنند!
میگن تجهیزات آنالوگ در برابر پالسهای مخرب الکترومغناطیسی مقاومترند. ولی خب این توجیه کافی نیست. میشه دستگاههای مدرن هم تا حدی ازون پالسها محافظت کرد. مشکل اینه که با محروم کردن نیرو از مدلهای جدید و دیجیتال، هم از قابلیتهای مدرن رمزگذاری محروم میشن، هم تطبیقپذیری با زیرساخت رادیویی سازمانهای دولتی مثل هواپیمایی، آتشنشانی، امداد، پلیس، که همشون مدرنیزه شدن، از دست میره.
وادار شدن به درست خرج کردن، دو عامل پرزور بیرونی میخواد. مالیاتدهنده، و رقیب خارجی. دهان شما مالیاتدهندهها رو که بستن (فقط خود دولت نبسته. مردمی که بش رأی میدن هم بستن. همونایی که میگن میدونی ارتش رو خصوصی کنیم چه فاجعهای میشه؟ همونا). رقیب خارجی که چین باشه هم با تحریم و محدودیتهای صادراتی، تا حدی مهارش کردن. اما وضع بر همین منوال نخواهد ماند. به زودی همه میفهمن که دهان مالیاتدهنده بسته مونده، ولی دست و پای رقیب دیگه بسته نیست.
میگن تجهیزات آنالوگ در برابر پالسهای مخرب الکترومغناطیسی مقاومترند. ولی خب این توجیه کافی نیست. میشه دستگاههای مدرن هم تا حدی ازون پالسها محافظت کرد. مشکل اینه که با محروم کردن نیرو از مدلهای جدید و دیجیتال، هم از قابلیتهای مدرن رمزگذاری محروم میشن، هم تطبیقپذیری با زیرساخت رادیویی سازمانهای دولتی مثل هواپیمایی، آتشنشانی، امداد، پلیس، که همشون مدرنیزه شدن، از دست میره.
وادار شدن به درست خرج کردن، دو عامل پرزور بیرونی میخواد. مالیاتدهنده، و رقیب خارجی. دهان شما مالیاتدهندهها رو که بستن (فقط خود دولت نبسته. مردمی که بش رأی میدن هم بستن. همونایی که میگن میدونی ارتش رو خصوصی کنیم چه فاجعهای میشه؟ همونا). رقیب خارجی که چین باشه هم با تحریم و محدودیتهای صادراتی، تا حدی مهارش کردن. اما وضع بر همین منوال نخواهد ماند. به زودی همه میفهمن که دهان مالیاتدهنده بسته مونده، ولی دست و پای رقیب دیگه بسته نیست.
Anarchonomy
قشنگیش اینه که طبق قرارداد جدید تا سال ۲۰۳۵ باید از همین دستگاه استفاده کنند! میگن تجهیزات آنالوگ در برابر پالسهای مخرب الکترومغناطیسی مقاومترند. ولی خب این توجیه کافی نیست. میشه دستگاههای مدرن هم تا حدی ازون پالسها محافظت کرد. مشکل اینه که با محروم کردن…
چین با وجود اینکه از واردات محصولات هایتک محروم بوده، در همین چند وقت اخیر یک ایستگاه فضایی راه اندازی کرد، فضانورد فرستاد به اون ایستگاه، که مدتی اقامت داشتند، و با صحت و سلامت برگشتند. رسانههای غربی این خبر رو خیلی کمرنگ و پاورقیطور پوشش دادند و ازش عبور کردند. در حالی که نشانهای از آغاز یک دوران جدید بود.
دولت چین و ارتشش، یک نظام نوین نیست. اتفاقا یک نظام کهنهست و سوزنش در قرن بیستم گیر کرده. موضوع روز دنیا توانستن نیست، موضوع بازاری کردنه. الان موضوع جلو زدن از ناسا نیست، الان موضوع جلو زدن از اسپیس ایکسه. و این دو موضوع خیلی با هم فرق دارند. اما این دولت کهنه، در همون قالب قرن بیستمی خودش، نگاه متفاوتی به برتری نظامی صنعتی داره. دقت کنید که چطور اصرار دارند در هر تریبون رسمی اعلام کنند که «ما نمیخواهیم جای آمریکا را بگیریم». به نظرشون هژمونی آمریکایی، بهینه نیست. از نظر حزب کمونیست چین، قدرت رو باید توسط تکنولوژی میلیتاریزه شده اعمال کرد، نه توسط میلیتاری تکنولوژیک!
این اختلاف دیدگاه به خاطر این نیست که در دولت آلمان آدم تکنوکرات کم پیدا میشه. اتفاقا اونجا هم پر بچه مهندسه، که برخلاف مهندسهای جهانسومی، واقعا چیزی که خوندن رو بلدن. بلکه اختلاف ازونجایی دراومده که در دولت بیفلسفه و بیقطبنمای چینی، خود تکنوکراسی هدفه. شما تو آلمان دنبال این هستید که آسیبتون به کره زمین نسبت به آسیب سمورها و راکونها به کره زمین، اگه کمتر نباشه حداقل برابر بشه! جانور چینی که یک پوزیتیویستِ فیوچریستِ ماتریالیسته، هیچچیزی جز تکنولوژی رو نمیبینه. و با جدیت دنبالش خواهد رفت.
دولت چین و ارتشش، یک نظام نوین نیست. اتفاقا یک نظام کهنهست و سوزنش در قرن بیستم گیر کرده. موضوع روز دنیا توانستن نیست، موضوع بازاری کردنه. الان موضوع جلو زدن از ناسا نیست، الان موضوع جلو زدن از اسپیس ایکسه. و این دو موضوع خیلی با هم فرق دارند. اما این دولت کهنه، در همون قالب قرن بیستمی خودش، نگاه متفاوتی به برتری نظامی صنعتی داره. دقت کنید که چطور اصرار دارند در هر تریبون رسمی اعلام کنند که «ما نمیخواهیم جای آمریکا را بگیریم». به نظرشون هژمونی آمریکایی، بهینه نیست. از نظر حزب کمونیست چین، قدرت رو باید توسط تکنولوژی میلیتاریزه شده اعمال کرد، نه توسط میلیتاری تکنولوژیک!
این اختلاف دیدگاه به خاطر این نیست که در دولت آلمان آدم تکنوکرات کم پیدا میشه. اتفاقا اونجا هم پر بچه مهندسه، که برخلاف مهندسهای جهانسومی، واقعا چیزی که خوندن رو بلدن. بلکه اختلاف ازونجایی دراومده که در دولت بیفلسفه و بیقطبنمای چینی، خود تکنوکراسی هدفه. شما تو آلمان دنبال این هستید که آسیبتون به کره زمین نسبت به آسیب سمورها و راکونها به کره زمین، اگه کمتر نباشه حداقل برابر بشه! جانور چینی که یک پوزیتیویستِ فیوچریستِ ماتریالیسته، هیچچیزی جز تکنولوژی رو نمیبینه. و با جدیت دنبالش خواهد رفت.
Anarchonomy
چی شد؟ چجوری کسی که واکسن نزده شمایی که واکسن زدی رو در خطر قرار میده؟ من با اینکه پزشک نیستم و تخصصم ویروسشناسی نیست حاضرم با شما سر این قضیه مناظره کنم. بیایید جلوی جمع سکه یه پولم کنید. میپذیرید؟
نویسنده این متن یک خانومه که حجابش اصلا شرعی نیست. «حجاب معاصر» میشه بش گفت. اگه عین همین پروتکل معاشرت رو قشر متشرع برای حجاب معاصریها تجویز کنند، واکنش ایشون چی خواهد بود؟ اینکه شما به زعم خودت حیات بشری رو خط قرمز اعلام کنی، شما رو در مرتبه بالاتری قرار نمیده. شاید برای یک عده، حدود شرعی مهمتر از حیات باشند. و خطر گناهکار شدن جامعه رو خیلی فجیعتر از خطر فوت بر اثر یک بیماری بدونند.
بذارید یک واقعیتی رو به هم متشرعان اسلام و هم متشرعان سلامت بگم: «خیر عمومی یک حقه است!».
خیلیها تا روبروی توپ قرار نگیرند نمیفهمند چجوری کار میکنه. برید دورتون رو بزنید.. یه روز برمیگردید همینجا و این حرفم رو تأیید میکنید.
بذارید یک واقعیتی رو به هم متشرعان اسلام و هم متشرعان سلامت بگم: «خیر عمومی یک حقه است!».
خیلیها تا روبروی توپ قرار نگیرند نمیفهمند چجوری کار میکنه. برید دورتون رو بزنید.. یه روز برمیگردید همینجا و این حرفم رو تأیید میکنید.
مگه اجازه شما دست منه؟ برید دوتا متخصص پیدا کنید و هرچقدر خواستید پای بحثشون بشینید. میتونید؟ فائوچی با کی مناظره کرده در دو سال گذشته؟ پزشکان ایرانی با کی مناظره کردن؟ چطور در فضای یک طرفهای که حتی نخبههای یک رشته در صورت مخالفت با یک موضوع، حق این رو ندارند که حرفشون رو منتشر کنند، درباره مناظرهشون حرف میزنید؟ چه بحثی چه کشکی؟ بحثی وجود نداره. فقط «سیاستهای کلی نظام» وجود داره. چه اینجا، چه در استرالیا.
صاحب اون اکانت اینستاگرام یه خانومه که اونم مثل من متخصص نیست. من، یک آدم عادی، در کانال یادداشتهای روزانه شخصیام! از ایشون، که یک آدم عادی دیگهست، خواستم اگه خیلی مطمئنه از موضعش، بیاد درباره توجیهی که برای قلدری میاره، مناظره کنه. جای متخصصان گوگولی شما رو تنگ نکردیم.
صاحب اون اکانت اینستاگرام یه خانومه که اونم مثل من متخصص نیست. من، یک آدم عادی، در کانال یادداشتهای روزانه شخصیام! از ایشون، که یک آدم عادی دیگهست، خواستم اگه خیلی مطمئنه از موضعش، بیاد درباره توجیهی که برای قلدری میاره، مناظره کنه. جای متخصصان گوگولی شما رو تنگ نکردیم.
آنارشیست راست از هرچی پلیسه بدش میاد چون ابزار قلدری دولته. برای هر مأمور پلیس فرقی نداره دستور چی باشه، و خودشم اینو میدونه. اما آنارشیست چپ، که از هرچی پلیسه بدش میاد، انگار دچار سوء تفاهمه. فکر میکنه شرارت پلیس، به خاطر یک عیب سازمانیه! یعنی چون متمرکز اداره میشه شروره.. اگه وظایفش رو تقسیم کنیم درست میشه! حالا بگذریم که گویا درک درستی از مفهوم «غیرمتمرکز» هم ندارند بندههای خدا.
اتفاقات دنیای فیزیکی داره سمبلیک میشه. ماین کردن داراییای که میگن پایدار نیست، در زیر زمین نهادی که میگن دارایی پایدار ایجاد میکنه!
هیچکدوم از کسانی که از مردم انتظار دارند به نهادهای تثبیتیافته اعتماد کنند، شخصا روی اون نهادها خیلی حساب نمیکنند! موضوع فقط طمع برای سود بیشتر نیست. موضوع همون وضعیتیه که برای مردم در اواخر دوران شوروی شکل گرفته بود: «میدونستیم دارند بمون دروغ میگن، و اونا هم میدونستن که میدونیم!».
هیچکدوم از کسانی که از مردم انتظار دارند به نهادهای تثبیتیافته اعتماد کنند، شخصا روی اون نهادها خیلی حساب نمیکنند! موضوع فقط طمع برای سود بیشتر نیست. موضوع همون وضعیتیه که برای مردم در اواخر دوران شوروی شکل گرفته بود: «میدونستیم دارند بمون دروغ میگن، و اونا هم میدونستن که میدونیم!».
چقدر خندهدارند این کانزرواتیوها.. میگه حالا شما سربازها خیلی هم در برابر واکسن اجباری مقاومت نکنید. شما رو بندازن بیرون کل ارتش میفته دست چپها!
ابلهان نادان.. فکر میکنند خدمت به دولتی که سر تا پا چپه، مزیتی داره. آدم چقدر باید روحیات یک بازنده پخمه رو در خودش جمع کنه که دویست بار توسط حکومت تحقیر بشه، بعد با خودش بگه «نه، من داخل سیستم بمونم بهتر ازینه که ول کنم برم».
اینکه آدم برای اینکه نون زن و بچهش بریده نشه تن به هر اجباری بده رو همهمون درک میکنیم. اما اینکه این تسلیم رو یه جور مانور تاکتیکی برای خودش جا بزنه، حقیقتا ترحمبرانگیزه.
اینم #لبخند_شبانه امشب.
ابلهان نادان.. فکر میکنند خدمت به دولتی که سر تا پا چپه، مزیتی داره. آدم چقدر باید روحیات یک بازنده پخمه رو در خودش جمع کنه که دویست بار توسط حکومت تحقیر بشه، بعد با خودش بگه «نه، من داخل سیستم بمونم بهتر ازینه که ول کنم برم».
اینکه آدم برای اینکه نون زن و بچهش بریده نشه تن به هر اجباری بده رو همهمون درک میکنیم. اما اینکه این تسلیم رو یه جور مانور تاکتیکی برای خودش جا بزنه، حقیقتا ترحمبرانگیزه.
اینم #لبخند_شبانه امشب.
الگوی کم مصرفی رو ۸۰ کیلووات در ماه در نظر گرفته و جریمههای پرمصرفی رو بر مبنای این کف تعیین میکنه. ۸۰ کیلووات در ماه یعنی ۲۶۰۰ وات در روز. یعنی ۱۴۰ وات در ساعت در هر هجده ساعت. یعنی فقط دو سه تا لامپ، اونم فقط وسط خونه، جاهای دیگهش نه. هیچ کار دیگهای تو اون خونه نباید بکنی. حتی شارژ کردن لپتاپت.
پروژههای خانههای پسیو رو پیگیرم و خیلیهاشون به طرز باورنکردنی کم مصرفند. اما حتی اونا هم نمیتونند این رکورد رو بزنن. توانیر از مردم ایران انتظار داره مصرف نرمال خونهشون در حد یک کپسول فضایی باشه، اونم در حال deep sleep که بیشتر دستگاههاش خاموش باشن و فقط در مدار باشه.
پروژههای خانههای پسیو رو پیگیرم و خیلیهاشون به طرز باورنکردنی کم مصرفند. اما حتی اونا هم نمیتونند این رکورد رو بزنن. توانیر از مردم ایران انتظار داره مصرف نرمال خونهشون در حد یک کپسول فضایی باشه، اونم در حال deep sleep که بیشتر دستگاههاش خاموش باشن و فقط در مدار باشه.
دولت مقتدر برای کاهش مصرف برق خیلی جدیه. مثلا میخواد یک میلیون! دستگاه کولر گازی فرسوده که بیشترشون از مدل پنجرهای هستند، با اسپلیت جایگزین کنه. واجدین شرایط فقط یک سوم قیمت بازاری کولر جدید رو پرداخت خواهند کرد، در اقساط ۲۴ ماهه. عنوان ماده قانونی که ازش چنین طرحی دراومده هم جالبه: «قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و ارتقای نظام مالی». یعنی دقیقا معکوس کاری که انجام میشه. رفع موانع تولید رقابتپذیر، یعنی ایجاد رانت یک میلیون دستگاه برای تولیدکننده داخلی که توان رقابت با هیچ برندی را ندارد، و ارتقای نظام مالی یعنی چاپ پول بیپشتوانه و صرف آن برای کالاهای مصرفی مثل کولر!
چیزی که مصرف سرمایشی استانهای جنوبی ایران رو کاهش میده، تعویض کولر نیست. عایقسازیه. محیطی که نشتی زیاد داره، کمپرسور بیوقفه کار خواهد کرد. و اگه قرار باشه کمپرسور بیوقفه کار کنه، فرق چندانی بین کولر مدل ۲۰۲۱ و مدل شش سال پیش نیست. بیشتر پیشرفتهای ایجاد شده در این صنعت متمرکز شده روی نحوه کم و زیاد شدن کار. و فقط در محیط عایقشده، فشار کار وارد شده به کولر ممکنه کاهش پیدا کنه. چون محیط، هوای خنک شده رو برای زمان بیشتری میتونه حفظ کنه. وقتی در اهواز نمای آپارتمانها سنگی هستند و پشتشون هم هیچ عایقی نیست، یعنی وسط تابستان دیوارهایی دارید که خودشون هیتر هستند! اگه کمپرسور و هیتر رو به جنگ هم میندازید، اونی که میبازه صنعت برق است بهرحال.
حالا بگذریم که همین کولری که قراره جایگزین کنند، حتی مدل ۲۰۲۱ هم نیست. تکنولوژی ده پونزده سال پیشه.
چیزی که مصرف سرمایشی استانهای جنوبی ایران رو کاهش میده، تعویض کولر نیست. عایقسازیه. محیطی که نشتی زیاد داره، کمپرسور بیوقفه کار خواهد کرد. و اگه قرار باشه کمپرسور بیوقفه کار کنه، فرق چندانی بین کولر مدل ۲۰۲۱ و مدل شش سال پیش نیست. بیشتر پیشرفتهای ایجاد شده در این صنعت متمرکز شده روی نحوه کم و زیاد شدن کار. و فقط در محیط عایقشده، فشار کار وارد شده به کولر ممکنه کاهش پیدا کنه. چون محیط، هوای خنک شده رو برای زمان بیشتری میتونه حفظ کنه. وقتی در اهواز نمای آپارتمانها سنگی هستند و پشتشون هم هیچ عایقی نیست، یعنی وسط تابستان دیوارهایی دارید که خودشون هیتر هستند! اگه کمپرسور و هیتر رو به جنگ هم میندازید، اونی که میبازه صنعت برق است بهرحال.
حالا بگذریم که همین کولری که قراره جایگزین کنند، حتی مدل ۲۰۲۱ هم نیست. تکنولوژی ده پونزده سال پیشه.
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمانیافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود».
این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ «یه روده راست تو شکم اینا نیست» رو تبدیل کرد به نظامی که «هر واکسنی گیرت اومد بزن، نمیخوان بکشنت که».
خیلی از آدمهای متفکری که دنبال میکنم سر این موضوع توافق دارند که این شیفتهای ناگهانی و متضاد، حاصل تلویزیونی شدن ایدئولوژیه. مردم دارند واقعیت پیرامونیشون رو به شکل یه سریال دنبال میکنند. اگه تو یه اپیزود، دولت شروره، یعنی باید ضددولت بود. اگه تو اپیزود بعدی دولت ناجیه، پس باید از طنابش بگیریم و خودمون رو از چاه بالا بکشیم! و درست مثل عادات معتادان سریال، خیلی راحت یادشون میره که اپیزود قبلی چه خبر بود!
این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ «یه روده راست تو شکم اینا نیست» رو تبدیل کرد به نظامی که «هر واکسنی گیرت اومد بزن، نمیخوان بکشنت که».
خیلی از آدمهای متفکری که دنبال میکنم سر این موضوع توافق دارند که این شیفتهای ناگهانی و متضاد، حاصل تلویزیونی شدن ایدئولوژیه. مردم دارند واقعیت پیرامونیشون رو به شکل یه سریال دنبال میکنند. اگه تو یه اپیزود، دولت شروره، یعنی باید ضددولت بود. اگه تو اپیزود بعدی دولت ناجیه، پس باید از طنابش بگیریم و خودمون رو از چاه بالا بکشیم! و درست مثل عادات معتادان سریال، خیلی راحت یادشون میره که اپیزود قبلی چه خبر بود!
Anarchonomy
یکی از معجزات کرونا این بود که «نظام پدرسالاری که به صورت سازمانیافته نژادپرسته» رو تبدیل کرد به «دولت قابل اعتمادی که نباید زیر سوال برود». این البته تناقض چپ آمریکاییه که درباره پدرسالاری و نژادپرستی زر زیادی میزنه. اما ما در ایران هم مشابهش رو داریم. نظامِ…
برخلاف تصور خیلی از دوستان و آشنایان، نظام ایران در مواردی، خیلی با نظم جهانی هماهنگه. مثلا یهو ناپدید شدن عبارت «فاصلهگذاری اجتماعی» دقیقا همزمان و موازی بود با یهو ناپدید شدن عبارت
Social distancing
در رسانههای خارجی 😄
Social distancing
در رسانههای خارجی 😄
Anarchonomy
الگوی کم مصرفی رو ۸۰ کیلووات در ماه در نظر گرفته و جریمههای پرمصرفی رو بر مبنای این کف تعیین میکنه. ۸۰ کیلووات در ماه یعنی ۲۶۰۰ وات در روز. یعنی ۱۴۰ وات در ساعت در هر هجده ساعت. یعنی فقط دو سه تا لامپ، اونم فقط وسط خونه، جاهای دیگهش نه. هیچ کار دیگهای…
Bache Mohandes Grammar Nazi, in a nutshell.
حتی کسانی که اصلا داخل بحثهای سیاسی فلسفی نیستند هم دارند به تدریج متوجه آسیبهای دولت بزرگ و مداخلهگر میشن، و حتی ممکنه خیلی ساده به دولت بگن «امکانات ندی بهتره». اما مشکلشون حل نخواهد شد اگه وارد بحثهای سیاسی فلسفی نشن. با من ال کردم بل کردم، مسئله برطرف نمیشه. چون به شدت شخصمحور، مصداقی، و کوتاهمدته. شما ممکنه بتونید همین الان یک منطقه لوکال مستقل ایجاد کنید.. اما توسط چه کسانی؟ خودتون و رفقاتون و همدهیهاتون. بلافاصله بعد از شما همهچی برمیگرده سرجاش. تا یک تغییر سیستماتیک بوجود نیاد، و شما از اینکه حتی سطل زباله دولت، شر است، نتیجه نگیری که هر کاری که میکند شر است، همهچی برمیگرده سرجاش. اما دنبال اون تغییر سیستماتیک نیستند، چون به نظرشون فکر میکنند سنگ خیلی بزرگیه؛ و از شر سطل زباله نتیجه نمیگیرند که همهچیز دولت شر است. نگاهشون اینه که کارای دولت خوبه، فقط استثنائا در مورد زباله پاش رفت رو پوست موز!
نظامینویسهای توعیتر خیلی نگران تحولات مرز شمال غرب هستند، و حق هم دارند، چون خیلی بهتر از میانگین جامعه در جریانند که وضعیت نظامی لجستیکی نیروهای مسلح ایران چه حالت فکاهیای داره (اینم یکی دیگه از دلایلیه که گفتم نه تنها اقیانوسی به عمق یک سانت بودن بد نیست، بلکه برای همه لازمه. اگه همون یک سانت وجود داشت قشر دانشگاهی و تحصیلکرده باید الان حداقل به اندازه یک «کاربر علاقمند به موضوعات نظامی» نگرانی از خودش بروز میداد). اما استدلال این عزیزان بر این مبنا که «این خطر بوجود اومده فقط مربوط به جمهوری اسلامی نیست و مربوط به ملت ما میشه»، خوب فروش نخواهد کرد. حداقل نه برای من، و نه برای مردم بدبختی که در صف تخممرغ هستند. چون:
اول اینکه این خطر، یک خطر نو نیست. این اولین بار نیست که منافع درازمدت ایران داره به باد میره. وقتی کشور هرروز در حال دریافت خسارت باشه، اگه بگی «اندفعه فرق داره» حالت چوپان دروغگو پیدا میکنی، حتی اگه واقعا چوپان دروغگو نباشی.
دوم اینکه منافع استراتژیک برای جامعهای میتونه اهمیت داشته باشه که حداقل سالی ده هزار دلار درآمد داشته باشه. اکثریت مطلق مردم ایران زیر این خط هستند. ممکنه گفته بشه در جنگ هشت ساله هم مردم فقیر بودند اما برای مرز اروند جنگیدند. اما اون موقع موضوع اصلی خود انقلاب و بقای قدرت شیعه بود. الان دیگه اون موضوعات مطرح نیست.
سوم اینکه تقریبا نود درصد خسارات روزانهای که داره به کشور وارد میشه مطلقا به دلیل وجود جمهوری اسلامیه. اگه پروژه محور مقاومت و گسترش دامنه نفوذش نبود، امروز اسراییل پروژه ایزولهسازی ایران رو دنبال نمیکرد. اگه سلیمانی و دوستانش نبودند که بیخ گوش اسراییل انبار موشکی بسازند، امروز اسراییل بیخ گوش ما در حال دستکاری نقشه نمیبود.
چهارم اینکه اکثریت مطلق مردم ایران ضداسراییل هستند، و با کلیت ستیز با این کشور موافقند. فقط ممکنه با بعضی جزییات این رویارویی مشکل داشته باشند. پس هزینههای این رودرویی رو هم باید بپذیرند (هرچند عامل اصلی این مناقشه مرزی ترکیهست، ولی بدون اسراییل همه معادلات یه جور دیگه میشد. اگه رابطه ما با اسراییل، مثل رابطهمون در زمان محمدرضاشاه بود، ترکیه با سه تا اردوغان دیگه هم نمیتونست شکر اضافه بخوره).
پنجم اینکه قاعدتا نباید بین تحریم آمریکایی و تحریم آذربایجانی فرق گذاشت، نه؟ دوستانی که با فلج کردن نظام، که به عنوان یک سایدافکت اقتصاد رو هم فلج میکنه، موافقند، چطور با فلج کردنی که توسط محور ترکی-اسراییلی انجام بشه مخالفند؟ اگه کسی با اصل فلجسازی موافقه، قاعدتا نباید به اینکه فاعلش کیه اهمیت بده.
ششم اینکه فلجشدگی نظام از جانب شمال غرب، میتونه خیلی هم منفی نباشه. چون حضرات ناچار خواهند شد برای ارتباطات زمینی، مسیر عراق-سوریه رو انتخاب کنند، و برای انتخاب این مسیر مجبورند با آمریکا و البته کردها، بیشتر کنار بیان.
اول اینکه این خطر، یک خطر نو نیست. این اولین بار نیست که منافع درازمدت ایران داره به باد میره. وقتی کشور هرروز در حال دریافت خسارت باشه، اگه بگی «اندفعه فرق داره» حالت چوپان دروغگو پیدا میکنی، حتی اگه واقعا چوپان دروغگو نباشی.
دوم اینکه منافع استراتژیک برای جامعهای میتونه اهمیت داشته باشه که حداقل سالی ده هزار دلار درآمد داشته باشه. اکثریت مطلق مردم ایران زیر این خط هستند. ممکنه گفته بشه در جنگ هشت ساله هم مردم فقیر بودند اما برای مرز اروند جنگیدند. اما اون موقع موضوع اصلی خود انقلاب و بقای قدرت شیعه بود. الان دیگه اون موضوعات مطرح نیست.
سوم اینکه تقریبا نود درصد خسارات روزانهای که داره به کشور وارد میشه مطلقا به دلیل وجود جمهوری اسلامیه. اگه پروژه محور مقاومت و گسترش دامنه نفوذش نبود، امروز اسراییل پروژه ایزولهسازی ایران رو دنبال نمیکرد. اگه سلیمانی و دوستانش نبودند که بیخ گوش اسراییل انبار موشکی بسازند، امروز اسراییل بیخ گوش ما در حال دستکاری نقشه نمیبود.
چهارم اینکه اکثریت مطلق مردم ایران ضداسراییل هستند، و با کلیت ستیز با این کشور موافقند. فقط ممکنه با بعضی جزییات این رویارویی مشکل داشته باشند. پس هزینههای این رودرویی رو هم باید بپذیرند (هرچند عامل اصلی این مناقشه مرزی ترکیهست، ولی بدون اسراییل همه معادلات یه جور دیگه میشد. اگه رابطه ما با اسراییل، مثل رابطهمون در زمان محمدرضاشاه بود، ترکیه با سه تا اردوغان دیگه هم نمیتونست شکر اضافه بخوره).
پنجم اینکه قاعدتا نباید بین تحریم آمریکایی و تحریم آذربایجانی فرق گذاشت، نه؟ دوستانی که با فلج کردن نظام، که به عنوان یک سایدافکت اقتصاد رو هم فلج میکنه، موافقند، چطور با فلج کردنی که توسط محور ترکی-اسراییلی انجام بشه مخالفند؟ اگه کسی با اصل فلجسازی موافقه، قاعدتا نباید به اینکه فاعلش کیه اهمیت بده.
ششم اینکه فلجشدگی نظام از جانب شمال غرب، میتونه خیلی هم منفی نباشه. چون حضرات ناچار خواهند شد برای ارتباطات زمینی، مسیر عراق-سوریه رو انتخاب کنند، و برای انتخاب این مسیر مجبورند با آمریکا و البته کردها، بیشتر کنار بیان.
چه زیبا نوشته دکتر بوش:
It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant, vaccinees will become increasingly prone to viral transmission as they no longer serve as a ‘filtration unit’ but rather constitute a breeding ground for such immune escape variants, thereby enabling them to reproduce more effectively. So the more a highly infectious variant becomes dominant, the less a vaccinated person will reduce the overall viral load in the population. This does not apply to asymptomatically infected unvaccinated people as they eliminate all Corona viruses and, therefore, do not discriminate against more or less infectious Sars-CoV-2 variants. What matters, though, is not the amount of virus a given person shed at any given point in time but the susceptibility of that person to contracting the disease. This susceptibility largely depends on the level of infectious pressure an individual is exposed to and the type and level of immunity that person is armed with.
It doesn’t make any sense at all to gauge the quantity of virus shed in vaccinated as compared to unvaccinated people. The amount of virus shed is contingent on many different factors and when a highly infectious variant becomes dominant, vaccinees will become increasingly prone to viral transmission as they no longer serve as a ‘filtration unit’ but rather constitute a breeding ground for such immune escape variants, thereby enabling them to reproduce more effectively. So the more a highly infectious variant becomes dominant, the less a vaccinated person will reduce the overall viral load in the population. This does not apply to asymptomatically infected unvaccinated people as they eliminate all Corona viruses and, therefore, do not discriminate against more or less infectious Sars-CoV-2 variants. What matters, though, is not the amount of virus a given person shed at any given point in time but the susceptibility of that person to contracting the disease. This susceptibility largely depends on the level of infectious pressure an individual is exposed to and the type and level of immunity that person is armed with.