Anarchonomy
44.2K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
به فاک عظما رفتن بزرگ‌ترین شرکت ساختمانی چین، داره به صورت دومینویی رو کل اقتصاد چین اثر منفی میذاره. حجم پولی که مردم خرج می‌کنند به ماقبل کرونا رسیده بود‌ و حتی بیشتر هم شده بود، که دوباره با شیب بدی اومده پایین، و الان ۱۱ درصد پایین‌تر از ترند قبل از کروناست.
Anarchonomy
به فاک عظما رفتن بزرگ‌ترین شرکت ساختمانی چین، داره به صورت دومینویی رو کل اقتصاد چین اثر منفی میذاره. حجم پولی که مردم خرج می‌کنند به ماقبل کرونا رسیده بود‌ و حتی بیشتر هم شده بود، که دوباره با شیب بدی اومده پایین، و الان ۱۱ درصد پایین‌تر از ترند قبل از کروناست.
هیچ تردیدی نیست ازین داستان هم استفاده می‌کنند تا بگن اگه دولت، دولت خوب و مهربان، بالا سر بازار نباشه، شرکت‌ها پس‌انداز همه رو نابود می‌کنند!
اما اصل اینکه این وضعیت پیش اومد، باز به دولت ربط پیدا می‌کنه. دولت‌های محلی دنبال درآمد بودند، چون خرج‌شون زیاد بود و مالیات کافی نبود. رفتند سراغ زمین‌فروشی. روش کار اینجوری بود که شرکت یه قیمتی میداد که هیشکی نتونه بالاتر بگه. قیمت‌هایی که توجیه نداشتند. دولت محلی هم عشق میکرد و کاری نداشت این پول داره از کجا میاد. که در واقع همش وام بود! که بش میگن سرمایه‌گذاری با
Leverage
یا همون بازی با آتش.
Anarchonomy
هیچ تردیدی نیست ازین داستان هم استفاده می‌کنند تا بگن اگه دولت، دولت خوب و مهربان، بالا سر بازار نباشه، شرکت‌ها پس‌انداز همه رو نابود می‌کنند! اما اصل اینکه این وضعیت پیش اومد، باز به دولت ربط پیدا می‌کنه. دولت‌های محلی دنبال درآمد بودند، چون خرج‌شون زیاد…
شرکت Evergrande یک میلیون و هفتصدهزار واحد آپارتمانی نیمه تمام رو دستش مونده. شرکتی که روی کوهی از پول نشسته (یا نشسته بود) نمیتونه یک میلیون و هفتصدهزار واحد رو تموم کنه.
بعد رئیسی و سرگین‌غلتان‌های کابینه‌ش میخوان یک میلیون واحد تو یک سال بسازن.
ما که وسط گودال خاورمیانه نشستیم و از کل دنیا یه کانال تلگرام داریم (یا شما یه پیج تو اینستاگرام) اینارو از قبل می‌دونستیم، اون دیپلمات ارشد اروپایی که داره اندازه دار و ندار کل خاندان ما حقوق می‌گیره اینو نمیدونست و نمی‌دید!

بعد یه عده میپرسن آلترناتیوت برای دموکراسی چیه؟
خسته‌م کردن.
یه مقدارش مختص مرز و بوم ماست. همیشه درگیر بودن بیش از حد با «نان شب» ملت رو به دفن‌شده‌ها و فراری‌ها تقسیم می‌کنه. دفن‌شده‌ها اونایی‌ان که رفتن زیر کار روزانه، و دیگه بیرون نمیان، و نمیخوان هم بیرون بیان. هم چاره‌ای ندارند، هم خو گرفتن به این بیچارگی. فراری‌ها، که میتونند فرزندان دفن‌شده‌ها باشن، دنبال فرار از خراب‌شده هستند، که وقتی فیزیکیش ممکن نبود، به سمت علوم انسانی هدایت میشه. نفرت از وضعیت فشار دائمی که گرفتاری معیشت وارد می‌کنه، می‌کشدشون به سمت محتویاتی که متعلق به کسانیه که تحت هیچ فشاری نبوده‌اند! تا مطمئن بشن توی فضای فلاکت نیستند. یکم پیچیده‌ست، و هرکسی جرئت نداره بش اعتراف کنه. البته مختص فلسفه و روشنفکری و این‌ها نیست. هجوم بی‌معنی خانواده‌ها به سمت حفظ شعر، و حفظ قرآن هم در همین راستاست. میخوان مشغول مسائلی باشند که آدم فقیر قاعدتا مشغولش نمیشه.
Anarchonomy
یه مقدارش مختص مرز و بوم ماست. همیشه درگیر بودن بیش از حد با «نان شب» ملت رو به دفن‌شده‌ها و فراری‌ها تقسیم می‌کنه. دفن‌شده‌ها اونایی‌ان که رفتن زیر کار روزانه، و دیگه بیرون نمیان، و نمیخوان هم بیرون بیان. هم چاره‌ای ندارند، هم خو گرفتن به این بیچارگی. فراری‌ها،…
اما یه مقدارش هم یک معضل جهانیه. برخلاف تصور عموم، سطح آگاهی و گیرایی یک نوجوانِ تیپیکالِ دائم آنلاین، از حتی اینترنت و کامپیوتر هم خیلی پایینه، چه برسه به علومی که مربوط به دنیای فیزیکی هستند. یعنی حتی اون دنیایی که دائم کله‌ش توشه رو هم نمیشناسه، چه برسه بیرونش رو. نسل گذشته نگران بود گوگل باعث بشه دیگه فرمول‌ها رو حفظ نکنیم، اما اون اتفاق بدی که افتاد این نبود. گوگل باعث شد فکر کنند لازم نیست کنکاش کنند!
تقبیح «اقیانوسی به عمق یک سانت» یک هجو اسنوب بود برای راندن عوام از پادگان‌های «تخصص». تا به زعم خودشون هر جک و جنده‌ای نیاد حرف کارشناسی! رو زیر سوال ببره. اتفاقا اقیانوسی به عمق یک سانت شدن، دقیقا چیزی بود که بش احتیاج داشتیم، داریم، و خواهیم داشت. اگه از هرچیز حتی فقط با عمق یک سانت، آشنایی داشتیم، خیلی از مزخرفات رو هیچوقت نمی‌تونستند به خوردمون بدن‌.
آیا عمق یک سانت باعث اعتماد به نفس کاذبی که خودش مشوق جهالته، نمیشه؟ چرا نمیشه. معلومه که میشه. اما باید خود اعتماد به نفس کاذب رو کنار زد، نه اون اقیانوس رو. مثل اینه که طرف بگه من وزنه نمیزنم چون اگه بزنم زانوهام آسیب می‌بینند! خب یه جور بزن که آسیب نبینند. هم اقیانوسی به عمق یک سانت باش، هم حواست باشه که یک سانت کافی نیست و خیلی چیزها رو نمیدونی.
Anarchonomy
اما یه مقدارش هم یک معضل جهانیه. برخلاف تصور عموم، سطح آگاهی و گیرایی یک نوجوانِ تیپیکالِ دائم آنلاین، از حتی اینترنت و کامپیوتر هم خیلی پایینه، چه برسه به علومی که مربوط به دنیای فیزیکی هستند. یعنی حتی اون دنیایی که دائم کله‌ش توشه رو هم نمیشناسه، چه برسه…
خیلی از کلیشه‌های جنسیتی، فقط کلیشه هستند؛ جنسیتی نیستند. مثلا یک دختر وقتی یاد می‌گیره چطور شیر حمام رو عوض کنه، فکر می‌کنه از یک فنس نامرئی عبور کرده! یا ده هزارسال مردسالاری مدون رو زده زمین! ولی چنین کار ساده‌ای هیچ ربطی به جنسیت نداره. اینکه خیلی‌ها نمیتونند انجامش بدن به خاطر جداشدگی از دنیای فیزیکیه. برای همینه که مردهای زیادی رو هم می‌بینیم که نمی‌تونند انجامش بدن.
بزرگترین جعبه ابزاری که ما تو خونه داشتیم، و هیچ‌کس تو محل به اندازه ما ابزار نداشت، به اندازه جعبه یه چرخ خیاطی بود. گاراژ‌های خونه‌های آمریکایی، کابینت دارند برای ابزار، و باز هم جا نمیشه و یه‌سریش رو از دیوار آویزان می‌کنند! قطعا تفاوت ایجاد میشه بین این جامعه، و اون جامعه. البته یکی از مهم‌ترین دلایل جداشدگی ما از دنیای فیزیکی، فقر بود. سازنده بودن، نیاز به درگیری با دنیای فیزیکی داره، و ما خیلی درگیر نمی‌شدیم چون پول نبود. اما ترند فعلی دنیا، اینه که پول هست، اما در این توهمند که لازم نیست درگیر بشیم! چون یه عده تو چین به جای ما درگیرند، بسه! اگه چیزی خواستیم بسازیم، اگه مشکلی رو خواستیم حل کنیم، اگه به بن‌بستی رسیدیم، میدیم اونا انجام میدن. اما این در دراز مدت آدم‌ها رو پرت بار میاره.
ویدئوهای سیل شیراز رو لابد یادتون هست. نمایش کاملی بود از آدم‌هایی که از ماشین‌شون پیاده شدند و یهو متوجه شدند عه، انگار طبیعتی وجود داره، و زورش زیاده!
چند توصیه درباره گوشی‌های هوشمند، که احتمالا بیشترتون با همونا اینجا رو می‌خونید.

باتری گوشی شما در بهترین حالت معادل ۸۰۰ سیکل کامل شارژ، عمر می‌کنه. یعنی بعد از ۸۰۰ شارژ کامل، که میتونه صفر تا ۱۰۰ باشه، یا دو تا پنجاه درصد یا هر ترکیبی، ۲۰ درصد از ظرفیت خودش رو از دست میده. اگه هنوز با ۸۰ درصد ظرفیتش کار خواهد کرد، چرا پایان عمرش رو در اون مرز تعیین کردند؟ برای اینکه شیب پیرتر شدن باتری بعد از ازون افت ۲۰ درصدی، تندتر خواهد بود.
پس اگه روزی یک بار شارژ کنید، باتری گوشی‌تون تا دو سال طوری کار خواهد کرد که تقریبا متوجه نشید ظرفیتش کمتر شده. اما بعد از دو سال متوجه خواهید شد.
اما ۸۰۰ سیکل، ایده‌آله، چون خیلی‌ها با ۵۰۰ سیکل باتری‌شون رو پیر می‌کنند‌. که خب دلیل واضحش بیشتر مصرف کردنه. اما یکی دیگه از دلایل اصلیش اینه که میذارن باتری خیلی خالی بشه، بعد میزنند شارژ. و میذارن تا ۱۰۰ درصد شارژ بشه بعد درش میارن. که هر دو برای سلامت شیمیایی باتری مضره.
محدوده مناسب شارژ باتری لیتیوم بین ۳۰ و ۸۰ درصده. به ۳۰ که رسید بزنید به شارژ، و به ۸۰ که رسید در بیارید. اینجوری با هربار شارژ از ماکزیمم ظرفیت باتری استفاده نمی‌کنید، اما بیشتر عمر می‌کنه‌.
تا اونجایی که می‌تونید از شارژر فست یا سوپرفست استفاده نکنید. شرکت سازنده پز داده که خیلی سریع شارژ میشه بدون اینکه آسیبی ببینه، اما دروغ میگن. هرچه سریعتر شارژ بشه، زودتر پیر میشه. اگه باتری گوشی شما ۴ هزار میلی‌آمپر باشه، ضربدر ۳ ممیز ۸ کنید، که ولتاژ این نوع از باتری‌هاست، که میشه حدود ۱۵ وات. شارژرتون هم باید همینقدر خروجی داشته باشه. اگه شارژر ۳۰ واتی باشه یعنی داره دو برابر ظرفیت باتری رو بش میده‌. که بش میگن 2C. گوشی‌های جدید برندهای چینی الان به 6C رسیدن! اینکه با این نسبت شارژ انجام بشه و باتری هیچیش نشه، افسانه‌ست. اگه گوشی‌تون شارژ سریع رو ساپورت می‌کنه، فقط در مواقع ضروری ازش استفاده کنید که اصلا وقت ندارید صبر کنید.

و اما یک نکته درباره شارژ کامل. اون ۱۰۰ درصدی که بالای صفحه به شما نشون میده، یه ۱۰۰ واقعی نیست، فیکه. یعنی اولش فیکه بعد واقعی میشه. وقتی به ۱۰۰ رسید، در واقع به ۹۰ رسیده (عدد دقیقش برای هر برند فرق می‌کنه). این کارو کردن که اگه شما یادت رفت تو ۸۰ درصد دربیاری و تو ۱۰۰ دربیاری، تو ۹۰ درآورده باشی. اما اگه زیاد به تأخیر بندازید بالاخره به ۱۰۰ واقعی میرسه. پس اگه یادتون رفت تو ۸۰ دربیارید و رسید به ۱۰۰، نگید دیر شد دیگه فایده نداره، همون لحظه دربیارید. شاید خیلی هم دیر نشده باشه و ۹۰ بوده باشه.
2
در حالی که تولیدکننده داخلی لوازم خانگی، یخچالی که در بازار جهانی یک یخچال درجه سه حساب میشه رو هزار دلار با مشتری گروگان‌گرفته شده ایرانی حساب می‌کنه، ال‌جی از خط تولید رباتیک یخچال! رونمایی می‌کنه. خطی که قراره ۳۰ درصد مصرف انرژیش هم کاهش پیدا کنه، و با سرمایه‌گذاری‌های سه سال آینده، به ظرفیت ۳ میلیون دستگاه در سال برسه.
«چهارنفر تو گوگل درباره یه رستوران کامنت منفی میذارن، میگردی یه جای دیگه رو پیدا کنی برای غذا خوردن. بعد میلیون‌ها نفر میگن واکسن براشون عوارض ناجور داشته اما بچه‌ت رو میبری میدی همون بلایی که سر اونا اومد سرش بیارن».

ترفند ترغیبی جالبیه. وقتی استدلال‌های دیگه جواب نمیده، از تناقضات رفتار روزمره طرف مقابل استفاده می‌کنند برای اینکه بش القاء بشه مشکل از استدلال ما نیست، مشکل خود تویی.

اما آیا این واقعا یک تناقضه؟
هزینه جدی گرفتن اون چهارتا کامنت منفی، غذا خوردن تو رستورانی دوتا خیابون پایین‌تره. اما تو ذهن کسی که از کرونا میترسه، هزینه جدی گرفتن شهادت کسانی که عوارض داشتن، واکسن نزدن، و متعاقبا بیمار شدنه‌. بنابراین تعداد شهود تعیین‌کننده نیست، و این تفاوت میتونه برعکس بشه: اگه فقط یک نفر هم به شما بگه که دریاچه تمساح داره، توش شنا نمی‌کنید. اما اگه یک میلیون نفر هم بگن آیفون برای کاربر ایرانی که زیر سایه تحریم و فیلترینگه، انتخاب درستی نیست، بازم اهمیتی نمیدید و میرید می‌خریدش.
وقتی همه واکسینه بشن دیگه جمعیت واکسن‌نزده نداریم که به عنوان گروه کنترل ازش استفاده کنیم. یعنی راه راستی‌آزمایی این سیاست سلامت، مسدود میشه. و اتفاقا بعضی‌ها ازین مسدودی خوششون میاد. دوست دارند تبعات منفی پروژه واکسیناسیون همگانی در حین شیوع، اگر واقعی باشه، غیرقابل اثبات بشه. اگه فردا با نسخه بدتری از ویروس مواجه شدیم، که محصول اجرای این سیاست بود، نمیشه یقه کسی رو گرفت. خیلی راحت میگن «همیشه زمستونا بدتر میشه خب». خطاها و خرابکاری رو میشه در «عمل جمعی» گم و گور کرد. درسته که مردم میتونند بگن کارشناسان اشتباه کردند، اما چون خودشون مشتاقانه در پروژه شرکت کردند، خودشون هم شریک هستند و نمی‌تونند فرد یا افراد خاصی رو متهم کنند.
ایشالا که گربه‌ست و اتفاق بدی نمیفته، ولی بهتره بدونیم که اگر و اگر اتفاق بدی افتاد، هرکس باید به خودش فحش بده. از قضا اینکه هر فردی مستحق فحش باشه، از ساید افکت‌های تسلط چپ‌ آمریکایی بر فرهنگ عمومی دنیاست. در ساختار مسیحی، همه فقط در برابر خدا گناهکارند، حتی از بدو تولد. اما نه در برابر بقیه انسان‌ها. در ادیان ابراهیمی، «ما» به عنوان مومن، خوبیم! و «آن‌ها» بدند. در دوران ضدمسیحی ما، دیگه این رابطه وجود نداره. همه بدند! تو سفیدپوستی؟ بدی، چون سفیدی. تو مردی؟ بدی، چون مردی. تو وطن‌دوستی؟ بدی، چون وطن چه کوفتیه؟ دوس نداری بچه‌ت رو سقط کنی؟ بدی، چون به خودت اهمیت نمیدی! اینطور نیست که فقط هوای اقلیت رو داشته باشند. اقلیت هم بده، اگه حرف بزرگترها رو گوش نده. مهم نیست هرکس چیه و چه‌کاره‌ست. حتما جنبه‌ای در زندگیش وجود داره که باعث میشه بد باشه! وقتی همه بدند، دیگه کسی نمیتونه بگه خوب چیست!
نظام‌های سیاسی در آینده استفاده‌های خیلی بیشتری از همگانی بودن بدی خواهند کرد. که فقط یکیش سلامته. شما به هرحال آدم بده خواهید بود. اگه واکسن نزده باشید، شیوع تقصیر شماست. اگه واکسن زده باشید، جهش ویروس تقصیر شماست. و چون شما در هر حالتی آدم بد هستید، در هیچ حالتی صاحبان قدرت خطا نکردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسانه‌های رسمی چنان همدست دستگاه سیاسی شدن که کسی مثل جیمز اوکیف از توی خلاء ایجاد شده یک شغل و سپس یک برند برای خودش ایجاد کرد! کمی در این وضعیت باید تأمل کرد.
(و چه سکسیه این مرد)
آدم‌ها باید آزاد باشند تاید ماشین‌لباسشویی بخورند. واقعا به این حد از آزادی باور دارم. و واکسن‌های موجود کرونا، حتی نوع چینی که مثل تخم‌مرغ‌شانسی عمل میکنه، اونقدر ریسک ندارند که با تاید قابل مقایسه باشند. اما من خودم رو به شکل یک الاغ می‌بینم اگه برم بشینم اونجا تا همون دولتی که زندگیم و آینده‌م رو نابود کرده، چیزی که خودش صلاح دونسته رو بم تزریق کنه. با اون حالت خودالاغ‌بینی مشکل دارم، نه با محصول فلان شرکت دارویی.
رییس شرکت تویوتا میگه «اگه اونا (دولت‌های غربی) میگن موتور درون‌سوز دشمنه و باید از بین بره، یعنی ما ژاپنی‌ها دیگه هیچ ماشینی نمیتونیم تولید کنیم و بیشتر پنج و نیم میلیون نفری که تو این صنعت شاغلند بیکار میشن».

این آدم که همه سیاست‌مدارها و قانون‌گذارهای دنیا جمع بشن رو هم نمیتونند به اندازه یک ساعت از عمر ایشون مفید باشند، داره زورش رو میزنه که حداقل اونایی که تخصص‌شون تو قسمت مکانیکی خودروعه، به بازنشستگی برسند و بعد اون بخش تعطیل بشه. اما حتی این فرصت رو هم دارند ازش دریغ کنند.
همه دولت‌ها یک نوع طالبان هستند، اما برخلاف طالبان افغانی که تازه از پشت کوه اومده، خیلی وقته که روش بازی رو بلدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدتی بود میخواستم درباره «صغارت بچه شیعه» بنویسم و دنبال یه سمپل می‌گشتم و بالاخره پیدا کردم‌. این مداحی درباره حضرت فاطمه‌ست و در ایام فاطمیه امسال اجرا شده. متن، اجرا، اتمسفر، همه انعکاسی از مردان صغیره. مردان بتایی که دنبال سرپرست می‌گردند. و این در بین‌شون همه‌گیره. نسخه‌های لات و لوت‌شون، سعی می‌کنند خلاء آلفائیسم رو با لخت شدن تو هیئت و بددهنی بیرون هیئت پر کنند. و گرنه «آوارگی عاطفی در پی سرپرست» در همه‌شون مشترکه‌.

ما با بحران مردانگی مواجهیم و تبعاتش داره از همه‌جا بیرون میزنه. حتی در فرهنگ مذهبی.
Anarchonomy
چهل و پنج سال از پایان جنگ ویتنام گذشت، و در فضای اینترنت اونچه که سوژه اصلی محتویات مناسبتی این سالگرد بود، تبدیل شدن آمریکا و ویتنام به دو شریک تجاری بزرگ برای همدیگه بود. البته سال‌های قبل هم به این معجزه اقتصادی اشاره می‌کردند اما امسال به نظرشون جلوه…
یکی از اپلیکیشن‌های مدیتیشن، ازینایی که موسیقی آرام پخش می‌کنند که مثلا تمرکز کنی؛ در قسمتی از تبلیغاتش دلایل عمده استرس رو ردیف کرده، و یکیش اینه که: «ازینکه بیکارید احساس گناه می‌کنید». (منظور نداشتن شغل نیست، هیچ فعل فیزیکی انجام ندادنه).

زن شهری بعد از جنگ جهانی دوم، نه تنها پسرها رو دخترانه بار آورد، تا دیگه نشه برای جنگ مرد گیر آورد، بلکه لایف استایل خودش رو هم به استانداردهای اخلاقی اضافه کرد، که بیهودگی آپارتمانی جزیی ازون لایف استایل بود. نفرت از جامعه مردانه، باعث شد رفتار متضاد رو تجلیل کنند. مرد، دائم مشغوله؟ پس زندگی خوب یعنی مشغول نبودن! و رسیده تا اینجا که تلقین می‌کنه «اشتباه می‌کنی که از علاف بودن احساس گناه می‌کنی، اتفاقا علاف بودن خوبه!».
و البته طبیعت ما این لجبازی فرهنگی رو پس میزنه. فرمول ساخت ما برای لش کردن طراحی نشده. ما دوست داریم فعال باشیم و آروم نگیریم. پس با طبیعت هم لج می‌کنند. وقتی پسر بچه، که حبسش کردن تو یک محیط شصت متری، میپره روی وسایل خونه، میگن بیش‌فعاله! باید دارو مصرف کنه!
3
Anarchonomy
یکی از اپلیکیشن‌های مدیتیشن، ازینایی که موسیقی آرام پخش می‌کنند که مثلا تمرکز کنی؛ در قسمتی از تبلیغاتش دلایل عمده استرس رو ردیف کرده، و یکیش اینه که: «ازینکه بیکارید احساس گناه می‌کنید». (منظور نداشتن شغل نیست، هیچ فعل فیزیکی انجام ندادنه). زن شهری بعد از…
بشین یه گوشه پسرجان. ساکت. ندو. چرا میپری؟ چته؟ نرو بیرون. شلوارت پاره بشه من میدونم و تو. با خواهرت دعوا نکن. با هیشکی دعوا نکن. تو مدرسه فحشت دادن چیزی نگو. با بابات برو بیرون. چرا صداتو بلند می‌کنی؟ با دوچرخه جای دور نرو. نرو رو دیوار. برو خدمت مرد بشی. به زنت رو نده. از دهن خواهرات سم میریزه. ادای خان‌دایی‌ها رو نیار. آخی غیرتی شدی؟ با من بحث نکن. فکر کردی الان دوره قاجاره؟ تو مگه مرد نیستی من برم بیرون کار کنم؟ همیشه خسته‌ای. حالا خوبه زیاد به سایز اهمیت نمیدم. به خاطر قدبازی‌هات اخراجت کردن.


از چنین آکواریومی آدم جنگجو درنمیاد. اگه هیئت هم بره میزنه تو سر خودش میگه «مامان دستمو بگیر!».
از اول هدف، زدن «مرد سنتی» نبود. هدف خود مرد بودن بود. شما هر رفتار مردانه نشون بدی میشه اگرسیو! لازم نیست چیزی رو به کسی تحمیل کنی، همین که مردی، اگرشن داری! مدیر فعلی شرکت شما شاید از ترس چپ‌ها محیط کاری رو باب میل اون‌ها تنظیم کنه، اما مدیر بعدی دیگه اینکارو از رو ترس انجام نمیده‌. کیفیت این فضا، توسط شخصیت و طرز فکر مدیر بعدی هدایت میشه. کاملا خودجوش. چون این خودشه که معتقده «درستش اینجوریه». چون خودش تو چنین محیطی پرورانده شده‌.
«آزادی بدون مسئولیت‌پذیری خطرناک است».

آدم آزادیخواه این حرف بی‌معنی رو به زبان نمیاره. اما این روزها در توجیه اجبار ماسک زیاد استفاده میشه. اگه این جمله رو برای ماسک استفاده کنند، برای هرچیز دیگه‌ای هم استفاده خواهند کرد.

آزادی، آب و برق و مدرسه رایگان نیست که به طرف بدیم و بگیم به جاش این کارها رو انجام بده. آزادی حق اساسی انسانه و به خاطرش به هیچ احدی بدهکار نیست. همونطور که بابت حیات به هیچ‌کس بدهکار نیست. وظیفه آتش‌نشان نیست جان خودش رو فدا کنه تا جان سه نفر رو نجات بده. اگه اینکارو کرد بش میگیم قهرمان و تندیسش رو جلوی ایستگاه آتش‌نشانی نصب می‌کنیم، اما وظیفه‌ش نیست. با اینکه حتی بش پول دادیم تا آدم‌ها رو نجات بده. چون قرار نیست لازم باشه بقای خودش رو جبران کنه. که بعد با نجات سه نفر دیگه این جبران رو انجام بده. آزادی هم همینطوره. این چیزیه که نخست‌وزیر کانادا نمیفهمه، یا میخواد مردم نفهمند.

مسئولیت‌پذیری فقط همونجایی پیدا میشه که قدرت پیدا شده‌‌. مسئولیت‌پذیری در قبال یک قدرت، به دوش کشیدن داوطلبانه یه سری از وظایف و یه سری از استانداردهاست، برای اثبات شایستگی دارنده اون قدرت. جایی که قدرت وجود نداره، مسئولیتی هم وجود نداره. آدمی که دارند به روش‌های مختلف تهدیدش می‌کنند، و محدودش می‌کنند، و جریمه‌ش می‌کنند، و بازداشتش می‌کنند، تا ماسک بزنه؛ در موضع قدرت نیست، که بخواد مسئولیت‌پذیر باشه یا نباشه‌.
1
قدرت وقتی معنی پیدا می‌کنه که متکی به یک اراده آگاهانه باشه. هیچکس اراده نکرده دیگران رو راهی بیمارستان کنه. اگه یه سوسک بپره رو لباس شما، و وحشت کنی و پات سر بخوره و از پله‌ها بیفتی پایین و سرت بشکنه، نمیگن سوسکه قدرتش رو به انسان اعمال کرد! سوسکه فکر کرده داره میپره روی یه جای امن و هیچ ایده‌ای نداره که چی شد.
حالا بگذریم که در مورد خاص ماسک، حتی نمیشه فهمید «عامل» دقیقا چه کسی بوده. نسبت دادن قدرت، به چنین وضعیتی، اونم به فردی مجهول، مغلطه دولت‌ها و رسانه‌هاست.

طرف مقابل هم مغلطه خودش رو داره و آزادی رو مترادف دسترسی قرار میده. وقتی یک مالک خصوصی هم ورود افراد بدون ماسک رو به ملکش ممنوع می‌کنه، میگه آزادیم سلب شد! به عبارتی اختیار و مالکیت برای اون مالک قائل نیست.