Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در مقابل مفهوم کاملا آشنای «بکن در رو» یه مفهوم دیگه‌ای هم داریم که من بش میگم «بده در رو!». لابد ذهنتون یه جاهایی رفت و خندتون گرفت ولی نه، منظورم اون معنای جنسی عوامانه نیست. منظورم از بده در رو، طبقات مرفهی هستند که قسمتی از ثروت‌شون رو صرف امورات خیریه می‌کنند، اما میدن و در میرن!
تصادفی با یه دانشگاه مسیحی در میشیگان آمریکا آشنا شدم، که هرچند که توسط مذهبی‌ها اداره میشه اما در پذیرش هیچ تبعیضی برای اعتقادات دانشجویان قائل نیست. چیز قابل توجهی که درباره این دانشگاه وجود داره اینه که حتی یک سنت از بودجه‌ش رو نه از دولت و نه از ایالت نمی‌گیره، بلکه تمامش رو از محل کمک‌های اهدایی تأمین می‌کنه! فکر می‌کنید چقدر جمع می‌کنه؟ ۵۰۰ میلیون دلار! پونصد فاکینگ میلیون! حدود ۱۵۰۰ دانشجو تحصیل می‌کنند اونجا، و اگه مبلغ رو به تعدادشون تقسیم کنیم به هر کدوم بالای ۳۰۰هزار دلار میرسه! معلومه که نباید نیازی به پول دولت داشته باشه. ۵۰۰ میلیون دلار! برای من ایرانی قابل هضم نیست این عدد. چطور ممکنه به این اعداد رسید؟ وقتی که عده‌ای وجود دارند که نه فقط یک‌بار و دوبار، بلکه هرسال، تا آخر عمرشون، مبلغ قابل توجهی رو به دانشگاه هدیه میدن. که از مردم عادی شامل میشه، تا ثروتمندان، تا اونایی که اونجا درس خوندن یه زمانی و خودشون رو متعهد میدونن که همیشه بش وفادار باشن.
ثروتمند ما، اگه خیلی بخواد جنتلمن باشه، یه مدرسه میسازه، یه پلاکی به اسم خودش سر درش نصب می‌کنه، و میره. خیر مدرسه‌ساز ما، آجر رو آجر می‌ذاره. در حالی که در دنیای پر از چالش و پرهزینه آموزش، بنا کردن ساختمون ارزون‌ترین نیاز سیستمه. ثروتمند غربی، دنبال آجر نیست، دنبال تولید انسانه، و تا آخرش پیگیری می‌کنه. یه بار نمیده که بره. میده و میمونه و بازم میده و بازم میده و انقدر میده که چشمه‌ای همیشه جوشان از پول در اختیار دانشگاه قرار بگیره، تا باش آدم بسازه.
بده در روهای ما از کجا اومدن؟ اغلب ثروتمندانی هستن که با ملک و املاک و ساختمان‌سازی اینی شدند که الان هستند. مغز‌شون عادت کرده که توسعه رو در ساختمان خلاصه کنه. به جایی که ساختمانش کم باشه میگن ویران، و به جایی که ساختموناش زیاد باشه میگن آباد! تعریف آبادی براشون با بتنه! خب معلومه اینا وقتی سقف مدرسه ایزوگام شد میذارن میرن، چون کارو تمام شده می‌بینند. همونجا پرونده‌ی «دادن» بسته میشه. اما برای نیکوکار غربی، پرونده تا آخر عمرش بازه.
اما باید انصاف داشت، غربی‌ها چندصدساله که دارن اینکارو می‌کنن. از دوران فئودالیسم در اروپا اینکه از اضافه درآمدمون یه پولی بدیم تا یکی دیگه درس بخونه و تا آخرش بخونه، قسمتی از فرهنگ اروپایی بود. بیشتر چیزی که امروز بش میگید «علم»، مدیون پولیه که مسیحیان جمع کردند برای کالج‌ها و دانشگاه‌های مسیحی. ما همزمان با اون دوره، حاکمانی داشتیم که داشتن سر اینکه فلان فاضل حکیم باید تو دربار کدوم‌شون مشغول کسب علم باشه دعوا می‌کردند، که در نهایت این دعوا، کتابخونه‌ش به آتش کشیده می‌شد و خودش آواره! ما دست تحصیل‌کننده رو که نمی‌گرفتیم هیچ، چندصدساله که بش لگد هم می‌زنیم! برای همینه که این ۵۰۰ میلیون دلار برامون قابل هضم نیست. اینکه پول بدیم، که یکی که ما رو نمیشناسه و ما هم اونو نمیشناسیم بره درس بخونه، و شاید یه اعتقاداتی پیدا کنه که با اعتقادات خودمون حتی تضاد داشته باشه، اصلا برامون قابل فهم نیست.
آها.. چرا.. یه بار یه مدرسه ساختیم که ملاصدرا بره توش درس بخونه و درس بده، بودجه‌ش هم تأمین کردیم. اما صبر کن.. پول همونشم یه گرجستانی داد، نه ما!



https://www.hillsdale.edu
4
مسئولان محترم برق کشور میفرمایند «در گذشته تمرکز زیادی روی نیروگاه‌های برق‌آبی داشتیم، با شرایط به وجود آمده باید تمرکز را معطوف کنیم به نیروگاه‌های حرارتی!»
این فقط سیاست نیست که همه مهره‌های نظام دارن توش گیج میزنند، حتی در مدیریت فنی هم گیجند. ۱۵ درصد تولید برق کشور از منابع برق‌آبیه، یعنی سدها. فقط یک مشت گیج ممکنه تو مملکتی که بیشترش بیابانه تکیه کنند به برق تولید سد! که یه روز پشتش پره یه روز تا نصف مخزن خالیه! حالا فرض کنیم مافیای سدساز سپاه جو داد که به سدها میشه تکیه کرد، توی مدیر برقی که سوادت هم چند برابر سپاهیاس چرا باورت شد؟ برق‌آبی برای تنوع بخشیدن به سبد تولید خوبه، اما نه که بش اتکا کنی و تمرکزت رو بذاری روش. اون آلمانه که می‌تونه به برق سد اتکا کنه، چون نه تنها آب کم نمیارن که زیاد هم میارن. آب انقدر دارن که ممکنه از کنار خیابون یهو یه چشمه بجوشه (بارها اتفاق افتاده‌. سرچ کنید). ما در این برهوت خشک حتی وقتایی که آب پشت سد بالاست هم نمی‌تونیم راحت بذاریم بره، چون مثل امسال ذخیره برفی نیست، و باید آب رو تا اونجایی که میشه نگه داشت تا فصل گرما بگذره. کدوم ابلهی تو کشوری که زیرش دریای نفت و گازه، و بالاش کوره جهنم، ساخت نیروگاه‌های حرارتی رو ول می‌کنه و متمرکز میشه رو برق‌آبی؟
اما به جای اینکه عذرخواهی کنند و بگن این ما بودیم که گیج و ابله بودیم، میگن مردم ایران زیاد مصرف می‌کنند، باید رفتارشون رو عوض کنند! همینقدر وقیح.
ما چه مصرفی داریم می‌کنیم؟ خونه خودتون رو با خونه یک آلمانی، یک آمریکایی و حتی یک مکزیکی مقایسه کنید، نصف مصارفی که اونا دارن رو شما ندارید. مثلا شما ماشین خشک‌کن لباس ندارید. شما اجاق برقی ندارید. شما هرروز از مایکروفر استفاده نمی‌کنید. بیشتر شماها از کولر آبی استفاده می‌کنید که مصرف برقش کمتر از کولر گازیه. شما یخچالی ندارید که مثل یخچال‌های آمریکایی اندازه کمد رختخواب باشه! (یه بار دیدم طرف رفت گوزن شکار کرد، آورد خونه زنش پاک کرد، بعد دو تیکه‌ش کرد، همون‌جور درسته گذاشت تو یخچال! شما میتونید نصف گوزن رو بذارید تو یخچالتون؟). بله ما در تهویه مشکل داریم. نباید اینهمه آپارتمان گرمایش و سرمایش مستقل داشته باشند. معنی نداره هر واحد برای خودش یه کولر گازی بذاره. ولی مردم مقصر این وضع نیستند، اونا هرچی که بساز بفروش‌ها عرضه می‌کنند مجبورند بخرند. ما کاری نکردیم که انقدر در معرض اتهامیم. یه مشت ماله‌کش وجود دارند که فکر می‌کنند همه تقصیرها رو گردن حاکمیت انداختن یعنی افراط! فکر می‌کنند اعتدال یعنی اگه دوتا فحش به حکومت میدیم باید حتما یه دونه فحش هم به مردم بدیم تا متعادل باشیم! واقعیت اینه که ۱۰۰ درصد تقصیر متوجه خود حکومته. نه ۹۹ درصد. دقیقا ۱۰۰ درصد. کاری نیست که ما باید می‌کردیم و نکردیم. ولی نگاه کنید به کارهایی که باید حکومت می‌کرد و نکرد:
👇
4
- باید به جای ستیز با تمام جهان، سرشو مینداخت پایین و عین بچه آدم به دنیا می‌گفت من دنبال شاخ‌ زدن و موشک زدن و اینا نیستم، لطفا بیایید نیروگاه‌های هسته‌ای بسازید برامون. (این محیط‌زیستی‌ها رو جدی نگیرید، بهترین و پاک‌ترین و امن‌ترین و قابل اتکاترین روش تولید برق، از نوع هسته‌ایه).

- باید نصف درآمد نفت رو میذاشت کنار و روی نیروگاه‌های خورشیدی سرمایه‌گذاری می‌کرد و زیرساختش رو بوجود می‌آورد. برق خورشیدی فقط پنل نیست. کل شبکه‌ت باید مدرن و هوشمند بشه، چون منبع خیلی پایدار و ثابتی نیست، باید بتونی وقتی که هست حداکثر استفاده رو ببری و وقتی نیست با منابع دیگه سریع جبرانش کنی. که برای همون ارتقاء زیرساخت مدرن هم باید با دنیا آشتی کرد.

- تلفات شبکه برق ما در حد فاجعه‌ست. تلفات انتقال همه جای دنیا هست، اما دائم هزینه می‌کنند تا از یه حدی بیشتر نشه. به جای راکت فروختن به حزب‌الله و افطاری دادن در غزه و پاکت پول گذاشتن تو جیب نمایندگان پارلمان عراق، باید سرمایه مملکت صرف اموری مثل به‌روزرسانی تجهیزاتی می‌شد که عمر بعضی‌هاشون بیشتر از عمر ماست.

- در شرایطی که هزینه تولید هر کیلووات بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ تومنه، سنت جاهلیِ «تا خرخره سوبسید» متعلق به دوران طلایی! همچنان پابرجاست و هر کیلووات رو ۱۰۰ تومن میده به مصرف‌کننده. که یعنی هیچ توجیه منطقی وجود نداره که بخش خصوصی وارد تولید برق بشه. باید خیلی زودتر قیمت برق آزاد می‌شد تا هر سرمایه‌داری بتونه برق‌فروش بشه. البته به شرطی که بذارن سرمایه‌دار و تولیدکننده خارجی وارد بشه (نه اینکه آزاد بشه، ولی فقط دولت تولید بکنه! که در اون صورت میشه یه چیزی مثل سایپا!) که باز اونم شرطش آشتی کردن با دنیاست. تولیدکننده برق باید بدونه اومد اینجا سرمایه‌گذاری کرد فردا قاسم‌گروگانگیر یه بامبول تازه درست نمی‌کنه که سرنوشت مملکت بیفته دست شورای امنیت!

- باید یک‌بار و برای همیشه تصمیم می‌گرفت که باید چه پروتکلی داشت در تهویه ساختمان‌های کشور. باید تعیین می‌کرد که قراره با این وضع اقلیمی و آب‌وهوایی چه غلطی بکنیم دقیقا. آیا باید تو این خشکی خطرناک، آب زلال کوهستان‌ها رو بریزیم رو پوشال کولرهای آبی؟ در شرایطی که توزیع جمعیتی متوازن نیست و ملت فشرده شدن تو چندتا شهر و چپیدن تو مجتمع‌های مسکونی پرتراکم، باید از چه سیستمی استفاده کنیم برای سرمایش؟ یک‌بار یک تعیین تکلیف ملی صورت می‌گرفت و طبق همون برنامه‌ریزی می‌شد.

هروقت این‌کارها کردند و بعد ما بد مصرف کردیم، بیان متهم‌مون کنند. اما الان نمی‌تونند. الان فقط باید به خودشون مراجعه کنند و ببینند چرا انقدر لجباز، نادان، گیج، بیخیال و بی‌کفایت هستند.
2
فیلم Ready Player One همونجور که انتظار می‌رفت یه فیلم کاملا اسپیلبرگیه. حتما ببینید، مخصوصا اگه دوست دارید لذت بصری ببرید.

اما سه تا موضوع هست که باید اضافه کرد

- دیگه دوران اضافه کردن جلوه‌های ویژه به واقعیت تموم شده. الان کل فیلم جلوه ویژه کامپیوتریه، و یکم بش واقعیت اضافه می‌کنن! هیچ دور نیست زمانی که حتی خود بازیگرها رو هم با کامپیوتر خلق کنن و دیگه نیازی به آکادمی‌های بازیگری نباشه! با این روند، آیا میشه به طمع جلوه ویژه وارد سالن سینما شد؟ منظورم اینه که آیا ممکن نیست سینما با یه رکود مواجه بشه وقتی که هر جلوه‌ای تکراری شد؟ همین الانش ما دیگه از هیچ انفجاری در هیچ ابعادی تعجب نمی‌کنیم، چون میدونیم که ماده منفجره‌ای در کار نیست، یه افکته!

- هرچند هم‌نسلان من که تا حدودی تو بحر بازی‌های کامپیوتری هستیم می‌تونیم فیلم رو خیلی خوب درک کنیم، اما موندم این فیلم رو چطور میشه به یک آدم ۵۰ ساله که اصلا اهل بازی نیست توضیح داد؟ و اصلا چطور میشه چنین فیلمی رو نقد کرد؟ آیا نقد کسی که اهل بازی نیست معتبره؟ داریم به سمتی میریم که اگه در جریان بعضی از قضایای دوران نباشی نمیتونی متوجه بعضی از فیلم‌ها بشی.

- فیلم یه جور تناقض داره که به نظرم فقط تقصیر اسپیلبرگ نیست، ناشی از یه بلاتکلیفی عمومی درباره دنیای کاملا مجازی و بازی‌هاست. از یه طرف با زرق و برقی دیدنی دنیای مجازی رو به تصویر می‌کشه و یه جور تحسین این فضاست، ازونطرف پیام نهایی اینه که «هیچ چیز واقعی‌تر از واقعیت نیست» و دنیای واقعی رو برتر معرفی می‌کنه. انگار اون واقعیتی که در فضای مجازی ساختیم واقعیت نیست! خب اگه واقعیت نیست پس چیه؟ اگه واقعیت نیست چطور طبق سناریو همین فیلم انقدر روی زندگی تأثیر میذاره؟
خیلی‌ها نمیخوان باور کنن که تاریخ نسل بشر داره یه تغییر بنیادی پیدا می‌کنه، و ترجیح میدن فکر کنن همه اینا فقط اضافه شدن یه سری ابزار جدیده، که میشه آخر هفته خاموششون کرد و دوباره برگشت به حالت سابق!



http://www.metacritic.com/movie/ready-player-one
1
درسته، در مورد برق یادم رفت اینو اضافه کنم.
یکی از مدیران برق استان ما صراحتا می‌گفت «اگه جلوی اینا رو بگیریم برای نظام هزینه ایجاد میشه!». اولویت اینا حفظ نظامه، نه حفظ مملکت.
2
در چهارم جولای، روز استقلال آمریکا، که جزء معدود سالگردهای استقلال در دنیاست که بعد از قرن‌ها همچنان جشن‌های مفصلی براش گرفته میشه، و حتی غیرسیاسی‌ترین افراد هم سعی می‌کنن در اون روز یه عکسی بگیرن که توش پرچم آمریکا وجود داشته باشه، یه نفر گرفت پرچم رو آتیش زد و ازش فیلم گرفت و گذاشت تو شبکه‌های اجتماعی. فقط برای اینکه از متمم اول قانون اساسی (که شامل آزادی بیانه) استفاده کرده باشه. همون آزادی بیان طبعا به بقیه هم اجازه میداد که بش فحاشی کنند. و کردند. و مثلا سربازهای ارتش نوشتن «سلام الاغ! دارم جونم رو به خطر میندازم تا بتونی انقدر آزاد باشی. قابلتو نداره».

خودتون تخمین بزنید چند سال نوری با ایالات متحده فاصله داریم. برای اینکه تخمین دقیقی بزنید لازمه پوزیشن خودمون هم مشخص بشه. پوزیشن ما فعلا اینه که عده‌ای نگرانند این حکومت و قانون اساسی فعلی به نحوی (با خشونت، بی‌خشونت، با دخالت خارجی، بی‌دخالت خارجی) منقرض بشه، و ازون به بعد آزادی بیان به همه شهروندان تعلق بگیره و اونوقت هرچی دلشون خواست بگن! مثلا ممکنه افراد با اسم و هویت واقعی بیان بگن «آیت‌الله وحیدخراسانی نفهم‌ترین موجودیست که به عمرم دیده‌ام»، که قاعدتا باید کفن پوشیده و خواستار اعدامش بشن، اما چون قانون اساسی جدید ازون فرد محافظت می‌کنه، مجبور میشن به ترور متوسل بشن. که خب دردسر داره و وجهه بدی هم ایجاد می‌کنه، و تازه ممکنه منجر به انتقامجویی بشه و تلفات هم بدن. پس همون بهتر یه حکومت قلدر آزادی‌ستیز سرکوبگر پابرجا بمونه، تا لازم نباشه خودمون مستقیما گلوی همدیگه رو پاره کنیم! حمومت پاره کنه بهتره! البته فکر نکنید فقط اون پسر ریشوهایی که دور و بر آیت‌الله‌ها پروانه‌وار میچرخند چنین موضعی دارند. ممکنه یه شوخی با امام رضا بکنی و یه دختری که نصف هیکلش رو تتو کرده و با هشت تا پسر رابطه داره، تقاضای اشد مجازات بکنه واست، چون امام رضا خط قرمزشه! این پوزیشن مملکت ماست.

هرچند که مرگ بر آمریکا، یه شعار پوچ‌ و کهنه حکومتیه، اما این شعار فقط حرف این حکومت نیست. حرف همه اوناییه که از آزادی بدشون میاد. مرگ بر آزادی‌ای که میذاره کسی واسه اعتقادات و احساسات ما تره خرد نکنه!
خبرنگار از یه تفنگدار نیروی دریایی که تو خاورمیانه خدمت کرده بود پرسید اونا چرا از ما بدشون میاد؟ اونم گفت: «چون ما، ماییم!»
مایی که انقدر آزادی برامون مهمه که حاضریم جونمون رو بدیم تا حتی یه بیشعور هم بتونه پرچم‌مون رو آتیش بزنه و در امان باشه.
9
اگه تو یه کشور بودم که توش ۵۵ تا مذهب وجود داشت، باید نظرمو درباره ۵۵تاشون تغییر می‌دادم تا بتونم به حق انتخاب‌شون احترام بذارم حتی اگه متضاد هم باشن این ۵۵ تا؟
چرا از مغزشون استفاده نمی‌کنن اخه 😂
5
۵۵ تا مذهب رو ولش کن. فکر کن دو تا مذهب هست، مذهب ایکس و مذهب ایگرگ.
مذهب ایکس میگه مذهب ایگرگ ضاله‌ست!
مذهب ایگرگ هم میگه مذهب ایکس ضاله‌ست!
من باید به انتخاب هرکسی که هرکدوم اینا رو به عنوان مذهبش قبول داره احترام بذارم
طبق منطق این خانوم برای اینکه بتونم به انتخاب‌شون احترام بذارم، باید قبول کنم که ایکس ضاله نیست، و باید قبول کنم که ایگرگ هم ضاله نیست. اما اگه قبول کنم ایکس ضاله نیست، باید این حرفش که میگه ایگرگ ضاله است رو بپذیرم! یعنی هم باید بپذیرم که ایگرگ ضاله است، اما هم باید بپذیرم که ضاله نیست!

به تمام خدایان قسم با این سوژه تناقض میشه هزارسال خندید 😄
4
سیستمی که خودش فساد رو بازتولید می‌کنه، نمی‌تونه ریشه‌کنش کنه.
اگه یه ماشین ۲۵۰ میلیونی، ۱۵ میلیون گرون بشه و ۲۶۵ میلیون فروخته بشه، اتفاق خاصی نمیفته. چون اونی که ۲۵۰ میلیون داره، اون ۱۵ میلیون اضافه رو هم جور می‌کنه. اما ماشین ۳۵ میلیونی، به اندازه همون ۱۵ میلیون گرونتر شد و به ۵۰ رسید، و خیلی‌ها دیگه نمی‌تونن بخرنش.
عین همین رابطه در مورد گوشی موبایل هم برقراره. اگه ۲۰ درصد تعرفه روی آیفون بسته شه (به این بهانه که کالای لوکسه! و هیچ‌کس هم نمی‌پرسه چطور ممکنه یکی از پرتیراژترین محصولات دنیا، لوکس باشه؟)، اونایی که آیفون میخرن از پس ۲۰ درصد اضافه‌ش هم برمیان. یعنی مجبورند که بربیان.
آدم‌هایی میشناسم که وقتی وارد گروهی میشن که همه آیفون دارند، تا مدتی احساس جداافتادگی می‌کنن، بعد تمام تلاش خودشون رو متمرکز می‌کنند روی به بدست آوردن آیفون، و وقتی به دستش آوردن ناگهان با اعتماد به نفسی بالا وارد تعامل با گروه میشن!.. آیا این رفتار خیلی چیپ و مبتذل و تأسف‌باره؟ لابد بله. ولی اهمیتی نداره. میشه تا ابد درباره این مشکلات فرهنگی سخنوری کرد و آخر به هیچ‌جا هم نرسید. آموزه‌های عرفانی به درد حساب و کتاب و اداره مملکت نمیخورن. این واقعیته که این افراد با آیفون ارتقاء پیدا می‌کنند! خب وقتی ارتقاء پیدا کردند، با گرونتر شدنش حاضر میشن پسرفت کنند؟ البته که نه. پس باید به هرنحوی که شده مازاد هزینه تحمیل شده رو از یه جایی تأمین کنند. از کجا؟ از مردم! اگه صاحب آیفون مثلا تعمیرکار تلویزیون باشه، برای تأمین اون ۲۰ درصد اضافه، قطعه تلویزیون شما رو که ۲۰۰هزارتومنه، ۳۰۰تومن حساب می‌کنه، و کار خاصی هم از دست شما برنمیاد. بنابراین تعرفه آیفون رو شما میدی، بدون اینکه اون گوشی رو حتی دستت گرفته باشی!
نمیگم هرکی آیفون داره دزده! نه. اما اگه به مشتریان این کالا نگاه کنید می‌بینید اکثرا در مشاغلی هستند که درآمدش مثل حقوق معلمان، فیکس نیست، و میشه بالا پایینش کرد.
به عبارت دیگه دولت داره به طبقه آیفون‌طلب میگه از فردا برید راه‌های تازه‌تری پیدا کنید برای کسب درآمد نامشروع! باز هم مجبورم یادآوری کنم که جنبه‌های اخلاقیش اهمیت نداره. مثل موضوع دلار که اهمیت نداشت خریدن دلار با هدف ذخیره‌سازی در متکا کار اخلاقی‌ای هست یا نیست، چون واقعیت این بود که به هرحال اتفاق میفتاد، چون اینکه ملت همواره دنبال این هستند که ارزش سرمایه‌شون رو حفظ کنند یک واقعیته. اینکه آیفون‌داران حاضر نیستند از جایگاه آیفونی عقب‌نشینی کنند هم یک واقعیته. پس سیستمی که با علم به این واقعیت، هزینه‌های جدید ایجاد می‌کنه، یعنی داره با دست خودش فساد رو بازتولید می‌کنه.
حالا به جای آیفون بذارید هرچیزی که گرونتر شده و خواهد شد‌. طبقات بالا عقب‌نشینی نخواهند کرد. این ماییم که عقب‌نشینی می‌کنیم. یه فست‌فودی زوج‌ِجوان‌پسند در مسیر روزانه‌م هست که خیلی پیش اومده از جلوش رد بشم. اون زمانی که همبرگر ۶ تومن بود سرش شلوغ بود، ۱۶ تومن هم شد همونقدر شلوغ بود، و حالا ۲۶ تومن هم شده همونقدر شلوغه! گویی عدد دهگان هرچقدر عوض بشه فرقی نداره! اما ما مردم عادی که از مشتریانش نبودیم چه کردیم؟ ما پیتزای خانواده رو رها کردیم و رسیدیم به پیتزای ۵ هزارتومنی، و حالا به اذعان خود رییس اتحادیه، همونو هم رها کردیم و بیشترمون چنگ زدیم به فلافل سه و پونصدی!

متأسفانه مردم تصور می‌کنند هرچی ثروتمندان بیشتر تیغ زده بشن، به نفع ماست. این یه توهم خسارت‌باره. اگه می‌خواید مجبور نشید که عقب‌نشینی کنید اتفاقا باید بخواید که همه‌چی برای ثروتمندان ارزونتر شه، نه گرونتر.
3
فرض کنیم دولتمردان آمریکا «ریاکارانه» از زنان ایران حمایت می‌کنند. خب بکنند، چه ضرری داره برای زن ستمدیده ایرانی؟ یعنی چه ضرری متوجهش میشه که از وضعیتی که الان توش هست بدتر باشه؟ اتفاقا اونی که به فکر زنان ایران نیست، نشریه نیویورکر و همه اون خوانندگان لیبرالش هستند که فکر کردند این صلاحیت رو دارند که برای ما تعیین تکلیف کنند که حمایت چه کسی رو بپذیریم و حمایت چه کسی رو نپذیریم.
تو منطقه زلزله‌زده، کسی اهمیت نمیده توزیع‌کننده آب‌معدنی چه نیتی داره. برای شوآف اومده؟ خب به درک، مهم اینه که اون آب رو میشه خورد و تا مدتی از تشنگی و آب آلوده نجات پیدا کرد. به درک که نیت دولت آمریکا صادقانه نیست، مهم اینه که ما از فشاری که اونا به حکومت وارد می‌کنند می‌تونیم استفاده کنیم برای گرفتن حقوق مسلم‌مون.
اما حتی درد نیویورکر صداقت هم نیست. پاش بیفته خجالت‌آورترین نیات رو از همین لیبرال‌ها می‌بینیم. درد اصلیش اینه که چرا دولت ترامپ که اینهمه جوسازی کردیم علیه‌ش انقدر فعاله در حمایت از زنان ایران؟ باید این افتخار فمنیستی نصیب اون اوباما و جان‌کری ژیگول خودمون می‌شد!.. بهتره حرص نخورن، چون تقصیر خودشونه. وقتی که اون ژیگول‌ها تو کاخ‌سفید بودن، نیویورکر یادشون ننداخت که به جای گاوبندی با ملاها، باید هوای مردم ایران رو داشت. حالا که این دولت از فرصت استفاده می‌کنه، نباید حسادت کنند.


https://t.me/sahandiranmehr/15817
4
دنیای کوچیکیه. جمله منو میدزدن، میذارن بیو، بعد بدون اینکه بدونن میان کانالم، یعنی کانال همونی که ازش دزدیدن!
انقدر دزدیدنش که دیگه نمیشه ادعای مالکیت کرد.
عیب نداره. اینم هدیه من به اینترنت :-)
3
از رقصیدن یک خانوم (تازه با پوشش کامل، نه برهنه!) جلوی در مسجد نتیجه می‌گیرند که همینطور پیش بره به جنگ داخلی می‌رسیم!
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم این نگرانی از جنگ داخلی زیاد طبیعی نیست، گویی نسبت به عبارت «جنگ داخلی» نوعی شهوت دارند، و میخوان مدام درباره‌ش حرف بزنند و همیشه نقل محفل باشه! و گرنه چه لزومی داره از جرز دیوار هم نتیجه بگیریم که جنگ داخلی نزدیکه؟
چند وقت پیش یه خانوم مدل، به صورت کاملا برهنه در مقدس‌ترین نقطه اورشلیم عکس گرفت، که طبیعتا صدای یهودیا رو درآورد (البته دراومدن صدای اونا اینجوریه که محکوم می‌کنند و اظهار تأسف می‌کنند. نمیرن پشت تریبون بگن باید اقدام عملی انجام داد، که منظور از اقدام عملی پاشیدن اسید روی بدن اون خانوم باشه!). اما یکی یه کامنت قشنگ نوشت که گفته بود: برهنه شدن این خانوم در این مکان، چندتا کشته و زخمی برجای گذاشته تا الان؟ صفر! .. هفتاد هشتاد ساله طرفین این مسجد و معبد به دلایل مذهبی خون همدیگه رو ریختن، و تنها چیزی که هیچ تلفاتی نداشته این برهنگی‌هاست! این «ثواب» اون‌ها بوده که هزینه‌های زیاد به انسان تحمیل کرده، نه «گناه» این زن.
شیپورچی‌های جنگ داخلی، دلسوز یکپارچگی ما نیستند. چون اونی که دلسوزه نمیگه «اوه اوه.. دعوا». اونهایی که عمدا در دستگاه پروپاگاندا مشارکت دارند که تکلیف‌شون مشخصه، اما افرادی که خودشون رو متعلق به هیچ طرفی نمیدونن هم ممکنه بدون اینکه متوجه باشن در حال انتشار پروپاگاندا باشن. یکی از مصادیق پروپاگاندا اینه که مثلا به روزه‌دار القاء کنند روزه‌خواری خیلی چیز مهمیه! به مرور روزه‌داری که براش مهم نبوده جلوش آب میخورن یا نه، تبدیل میشه به روزه‌داری که اگه جلوش سیگار هم بکشن عصبانی میشه! چون مغزش رو پروگرام کردند که باید در اون موقعیت برافروخته شه! بی‌شمار ازین مصادیق وجود داره، یکیش هم همین رقصیدن جلوی در مسجد در شب شهادت. من که یه بچه مسجدی شش‌دانگ بودم، اینکه شب شهادت از مسجد بیام بیرون و ببینم دارن میزنن میرقصن هیچ حس خاصی درونم ایجاد نمی‌کرد. سربازان دستگاه پروپاگاندا، که وانمود می‌کنند نگران جنگ‌داخلی هستند، اما در واقع شیپورچیش هستند، از اون تیپ بچه مسجدی خوششون نمیاد. بچه مسجدی که به تخم چپش هم نباشه که بقیه دارن چجوری زندگی می‌کنند و به چی اعتقاد دارن و به چی ندارن، بچه‌مسجدی مطلوب‌شون نیست. بنابراین سعی می‌کنن پروگرامش کنند.. با همون سبک «اوه اوه .. دعوا». اگه هی حرف از دعوا باشه، اون بچه مسجدیه بالاخره تحت تأثیر قرار می‌گیره و با خودش میگه اینا که انقدر توقع دارن و منتظرن که عصبانی بشم، نکنه ایراد از منه که عصبانی نمیشم؟. این بچه بالاخره یه جا تسلیم جو میشه. (این جو فقط در امر مذهبی نیست. مثلا چنان تأکید بیمارگونه‌ای روی پوشش موی سر زنان صورت گرفته که نوجوان تازه به بلوغ رسیده تصور می‌کنه مو باید به شدت تحریکش کنه، و اگه نمی‌کنه یعنی یه مشکل جنسی داره!)
اونی که دلسوزه نمیگه «اوه اوه دعوا». به کسی که عصبانی نیست نمیگه «میدونم عصبانی هستی.. منم با این کارها مخالفم». بلکه از بیخیالی بچه مسجدی تبعیت می‌کنه.

حالا بگذریم که جنگ داخلی وقتی بوجود میاد که زور طرفین نه اونقدر کمه که بشه نادیده‌ش گرفت، و نه اون قدر زیاده که به طرف مقابل غلبه کنه. ولی ما در ایران در یه طرف کسانی رو داریم که جلوی مسجد میرقصند، و در یک طرف قدرتی داریم که با پشتوانه دلار نفتی، دستگاه عظیم‌الجثه تبلیغاتی و همچنین نیروهای مسلح رسمی و غیررسمی، زندگی آدم‌ها رو به خاطر عصیان در برابر هنجارهای ۱۴۰۰ سال پیش، نابود می‌کنه! با ایجاد رعب، محدودیت، با اعدام، با احکام سنگین، با آزار و اذیت روانی سازمان‌یافته.. چطور ممکنه بین سنجاب‌ها و یک خرس! جنگ داخلی پیش بیاد؟ بله میگم سنجاب، و حتی نه زنبور! چون زنبورها اگه هماهنگ باهم خرس رو نیش بزنن می‌تونن فراریش بدن. ولی ما حتی نیش هم نداریم!
3
تو‌ گزارش اخیر پنتاگون از وضعیت افغانستان، تعداد نیروهایی که از کشورهای ناتو و ائتلاف حضور دارن آورده تو جدول. لوکزامبورگ عالیه، فقط ۱ نفر!
و‌ جالبه ترکیه و‌ گرجستان از انگلیس بیشترن!
بیشتر معابد دنیا یا در ورودی بنا پر از پله هستند، و یا در معماری کلی به شکل پلکان ساخته شدن. باید از یه جای پستی بری یه جای مرتفع‌تر، تا نزدیک‌تر بشی به معبود! ولی مسجدالحرام پله نداره. همینجور راه مستقیم رو طی می‌کنی و صاف میرسی به مرکز معبد که کعبه باشه. تو اون محوطه همه هم‌سطحن. هرچند اخیرا چندطبقه شده، اما اون به خاطر کمبود جاست، و گرنه اون هم‌سطحی همیشه پابرجاست. آخوندا هروقت می‌خوان این هم‌سطحی رو به عوام توضیح بدن، میگن خدا میخواسته فقیر و غنی کنار هم باشند! اما مگه پول چه اهمیتی داره؟ کمونیست‌ها هم بلدن فقیر و غنی رو کنار هم قرار بدن. اصلا چرا کمونیسم، حتی ارتش هم بلده.. به فقیر و غنی یک یونیفرم یک‌شکل می‌پوشونه و دیگه تمکن مالی هیچ‌کس رو نمیشه فهمید. هم‌سطحی اونجا معنی دیگه‌ای داره. اونجا کسی «نزدیک» نیست به خدا. همه «نزد» خدا هستند. جاییه که حتی نزدیکی هم موضوعیت نداره. فقط حضور موضوعیت داره. همینکه باشی کافیه. باینریه، یا هستی یا نیستی. اگه هستی با بقیه اونایی که هستن یکی هستی. برای همین مسجدالحرام تنها معبدیه که توش آخوند معنا نداره! چون هیچکس نیست که نزدیک‌تر باشه، نماینده باشه، واسطه باشه، متولی باشه. وقتی پلکان معنوی تعریف نشده باشه، دیگه کسی نمیتونه به بقیه نگاه بالا به پایین داشته باشه. کسی نمیتونه بگه من نجات پیدا می‌کنم و اونا هلاک میشن. کسی نمیتونه بگه من باحیام، و فلانی بی‌حیاست. من پرهیزکارم، و فلانی بزهکاره. من فقیهم، یعنی مقصود خدا رو می‌فهمم، و بقیه نمی‌فهمند و باید از من تقلید کنند!
اگه مسجدالحرام قداستی داشت برای مسلمین، باید تا الان هزاربار بساط آخوندیسم رو برمی‌چیدند. اما نه تنها برچیده نشده، که الان تمام کشورهای اسلامی به نحوی گرفتار آخوندها هستند، و ملت همه در حال تعیین اینکه کی از دروازه‌های بهشت عبور خواهد کرد و کی در جهنم خواهد سوخت!
معبودشون دیگه باید چجوری می‌گفت که بکنید از آخوندها؟ امتی که ۱۴۰۰ ساله کعبه جلو چشمشه و دوزاریش نیفتاده، چطور میخواد خودشو به دنیای مدرن برسونه؟
4
تمام شدن احمدی‌نژاد مستند به یاوه‌گویی‌هایی اصلاح‌طلبان و اصولگراها نیست. مستند به عملکرد خود احمدی‌نژاده. مستند به این واقعیته که این خود نظامه که تمام شده، پس هر کس که داخل کشتی نظام هست هم تمام‌شده حساب میشه. اگه می‌خواست تمام نشه باید پیاده میشد. متلک‌پرانی به رییس قوه قضاییه و وعده و وعید سرخرمن درباره یک بهار موهوم، پیاده شدن نیست. نظام سربازان رسانه‌ای داره که در قالب اپوزیسیون‌نمایی پول می‌گیرن به خود رهبر هم فحاشی کنند. پیاده شدن از نظام، سنگین‌تر ازین حرف‌هاست، و مردم متوجهش میشن. جناب احمدی‌نژاد اگه پیاده شده بود حداقلی‌ترین کاری که می‌تونست بکنه این بود که مطالبه تغییر قانون اساسی رو از قشر متوسط رو به بالا، منتقل کنه به اقشار ضعیف دور از پایتخت تا همگانی شه.
این جمعیت‌های خیابانی محدود رو هر کسی می‌تونه تدارک بده. همون رضا پهلوی رو اجازه بدید بیاد ایران تا ببینید چه جمعیتی میریزن دورش. مهم نتیجه‌ایه که از صندوق یک انتخابات آزاد تحت یک قانون اساسی مدرن بیرون بیاد.



https://t.me/revolutionary1357/1117
1
جمهوری‌اسلامی از پس تأمین برق همین ۸۰ میلیون‌نفر هم برنمیاد (ما روزی دو نوبت قطعی داریم و هر نوبت دو ساعت. و بعضی جاها بدترن. احتمالا در سال‌های آینده مشابه وضع برق عراق در زمان حمله آمریکا بشه!)، بعد رهبر عظیم‌الشأن حرف از ازدیاد زاد و ولد و جمعیت ۱۵۰ میلیونی می‌زدند!
عده‌ای فکر می‌کنند مشکل ازونجا آب میخوره که حاکمان ما یک مشت دایناسورند! و طبیعیه که آدم هفتاد هشتاد ساله انقدر پرت باشه از دنیای امروز که یا حرف مفت بزنه یا حرف گزاف! اما در همین سیستم هم مدیر جوان زیاد دیدیم که همونقدر پرت باشند. به نظرم سن اونقدرها هم مهم نیست، شینزو آبه ۶۳ سالشه. نارندرا مودی ۶۷ سالشه.‌ چیزی که مهمه اینه که نه آبه و نه مودی آدم‌های علافی نبودن که با پول مفت زندگی‌شون تأمین شده باشه. بیشتر رهبران دنیا بیزینس‌من هستن، یا تجربه‌ بیزینس رو داشتن. کسی که تو دنیای واقعی جون کنده تا پول دربیاره، یا حتی عمیق‌تر: جون کنده تا وضعیت کسب و کار رو در منطقه خودش بهتر کنه، میدونه چه قواعدی در جریانه و همگام با زمان حرکت کرده تا به این سن رسیده. دو دوتا چهارتا سرش میشه، و با دخل و خرج آشناست. میدونه کجا میشه بلوف زد و کجا نمیشه با اعداد شوخی کرد. بیشتر رییس‌جمهورهای دنیا رو اگه از سمت فعلی‌شون خارج کنی، می‌تونی ببری رییس یه کارخونه بکنی‌شون و ببینی که شرکت رو به خوبی اداره می‌کنن.
حاکمان ما اما یک مشت مفت‌خورن که از پیر تا جوان‌شون جز به قواعد رانت و دزدی، با هیچ قاعده جاری دیگه‌ای در دنیای واقعی آشنا نیستند. شما همین رهبر عظیم‌الشأن رو ببر بذار بالا سر یه موسسه مالی که به استارتاپ‌ها وام میده، ببین شش‌ماه بعد چه بلایی سر موسسه میاد، و چه بلایی سر استارت‌آپ‌ها میاد. همین رییس‌جمهور رو ببر گمرک، چندتا میز بچین جلوش، صد قلم از اجناس وارداتی رو بذار رو میزها، از خوراکی گرفته تا تجهیرات. بعد بش بگو پنج تا ازینا رو انتخاب کن که توسعه کشور لنگ‌شونه. اول شکر و سویا رو برمیداره! چون متوجه نیست که توسعه چیه اصن، مشاغل جدید چی‌ان. دنیا داره به کدوم سمت میره. وسیله‌ای که هزاران جوان دارن باش امرار معاش می‌کنن رو بردن تو لیست کالاهای غیرضروری! خب این یعنی کلهم اجمعین تو باغ نیستند این‌ها.

ما مثل آب یه جوی باریک هستیم که قراره از یه جای تنگ‌تری عبور کنیم، اما یه مشت پلاستیک که از سال‌ها پیش باقی موندن جمع شدن تو اون تگنا و نمیذارن چیزی رد بشه‌‌. حضرات پرت! باید بدونند پشت انسداد همینجور داره آب بیشتری جمع میشه، و این نمی‌تونه تا ابد ادامه پیدا کنه.
3
کشوری که رییس‌جمهورش پیراهن شماره ۹ رو هدیه داد به ترامپ، تیم‌شون رفت فینال!
و کشوری که میخواد همزمان با سفر ترامپ این بالن رو بفرسته هوا تا مثلا مسخره‌ش کنه، باخت!
آیا ایمان نمی‌آورید؟
6
استاد محمد رضا حکیمی (ازین آخوندای بدون عمامه که تیریپ اسلام واقعی این نیست برداشتن): «زن منهای حجاب یعنی تن؛
و این در معیار انسانی نهایت مرتبه سقوط است، زیرا این حیواناتند که ارزش آنها -بطور نوعی- به تن آنهاست. ملاک انسانی و انسانیت چیز دیگری است.»

نمیگه انسان منهای حجاب یعنی تن، میگه زن منهای حجاب یعنی تن! ما مردها اگه لخت بشیم تن‌گرا نیستیم، فقط زن یه جوریه که اگه لخت بشه تن‌گرا میشه! فکر می‌کنید علت این تفکیک مسخره چیه؟ خب مشخصه، این قواعد توسط غدد درون‌ریز و برون‌ریز مردان تعریف شدن. بدن مرد براش تحریک‌کننده نیست، پس پوشش مرد براش اهمیتی نداره، ولی بدن زن پدرشو درمیاره، بنابراین هزاران ساله که آسمون ریسمون میبافه و با فلسفه‌بافی و سفسطه‌بازی و هر ابزاری که دم دستش باشه، برای بدن زن قاعده تعیین می‌کنه.

چطور با ۳۲ کلمه میتونن انقدر مهمل بگن؟ یه شاهکاره این.
کی میگه تن‌گرایی نهایت سقوط انسانه؟ انسانی که وجود خودش رو در بدنش خلاصه کرده (و فرضا ماتریالیسته) ولی آزارش به کسی نمیرسه در نهایت سقوط انسانیه؟ فعلا که داریم نهایت سقوط انسانی رو از کسانی می‌بینیم در خاورمیانه که قویا معتقدند انسان در بدن خلاصه نشده و لذا میشه بش بمب بست و خودش و دیگران رو تکه پاره کرد و بقیه زندگی رو در بهشت سپری کرد!

کی گفته ارزش حیوانات فقط به تن آن‌هاست؟ یه سگ سه کیلویی که تو ساک هم جا میشه، بدنش چه منفعتی داره برای صاحبش که درآمدش رو، وقتش رو، و انرژیش رو صرف نگهداری ازش می‌کنه؟ چون خودش حیوانات رو به شکل گوشت می‌بینه فکر می‌کنه نمیشه طور دیگه‌ای بشون نگاه کرد!

کی گفته چون ملاک انسانیت چیزی غیر از بدن است، بدن‌‌نمایی یعنی تعطیل شدن اون ملاک؟ چطور ازون به این می‌رسه؟ خیلی عجیبه. مثل اینه که به یوسین بولت بگن ملاک در دوندگی سرعت، برند کفش نیست! خب نباشه، اگه بولت دقت کنه که کفشی که میپوشه بهترین و پیشرفته‌ترین باشه یعنی نمی‌دونه ملاک‌های اصلی چی هستند؟ اگه زنی دامن کوتاه بپوشه، یعنی نمی‌دونه که ملاک انسانیت پاهای خوش‌فرم نیست؟

تازه اینا خودشون رو دلسوز اسلام حساب می‌کنند که دچار تحریف و انحراف شده، و گرنه اوریجینالش خیلی خوبه و باید به اون رجعت کرد! ولی اگه توصیه من رو بخوان، اگه مایلند اثری از اسلام باقی بمونه، بهتره ستیز با هنر رو بذارن کنار. بدن انسان یه اثر هنری نابه. هر کی با هنر درافتاد، ورافتاد.
9
داعشی‌های خجالتی

عبارت «مائده+ترویج» رو سرچ کنید، طوماری از خبر و تحلیل و ویدئو میاد درباره اینکه کار صداسیما غلط بود چون باعث شد مائده معروف‌تر شه و بقیه هم برقصن! یکی هم نیست بپرسه مگه مردم قبلا رقص بلد نبودن؟ مگه تو زندگی‌شون نرقصیده بودن تا حالا؟ مگه این رقصیدن‌ها دلیلش این نبود که با یک «قربانیِ شریعت» همدردی کنن؟
فکر کنم خودشون هم می‌دونن. منظورشون از ترویج این نیست که بقیه یاد گرفتن رقصیدنشون رو به بقیه نشون بدن. چون آلردی اینکارو می‌کردن، حتی تو ترافیک جاده چالوس. منظورشون از ترویج اینه که چرا باعث شدید تا معلوم شه شریعت اسلام، قربانی می‌گیره؟

داعش در چیزی که بود، رک بود. سر می‌برید و فیلم سر بریدن رو با مهارت تمام کارگردانی می‌کرد و همه‌جا منتشر می‌کرد. اون‌ها ازینکه وحشی خطاب بشن ابایی نداشتند. اون‌ها وحشی خطاب شدن هم جزء هزینه‌های جهاد می‌دونستن، و در جهاد باید تن به هر هزینه‌ای داد. اما داعشی خجالتی، میگه سرببرید، اما ببرید تو گاراژ ببرید، همه‌جا رو هم تمیز کنید که اثری نمونه. داعشی می‌گفت اگه من بترسم که اجرای دستور الهی چه عواقبی برام داره، یعنی دارم از چیزی غیرازخدا می‌ترسم، و این یعنی شرک محض! اما داعشی خجالتی، فکر می‌کنه خدا یه دستوراتی داده، ولی خودش متوجه نبوده این دستورات چه عواقبی در افکار عمومی داره، پس ما باید حواسمون باشه خدا با دست خودش، خودشو بی‌آبرو نکنه! داعشی معتقده شلاق‌زدن شرابخوار، بهترین نوع مجازات یک شرابخواره. اما داعشی خجالتی معتقده خیلی هم روش جالبی نیست، ولی چون پیامبر انجام داده ناچاریم ما هم انجام بدیم! پس حالا که از رو ناچاریه، بهتره خیلی بولدش نکنیم!
و از همه مهم‌تر، داعشی نگران رویگردان شدن مردم از داعش نیست. اگه تک و تنها هم باشه مشکلی نداره. اما داعشی خجالتی نگرانه که تک بیفته! نگرانه که دوره‌ش کنن، نگرانه که هو کننش، نگرانه که ایزوله بشه. داعشی ۳ دلار خرج اجرای حدود الهی می‌کنه و ۱ دلار خرج «ستایش» کردنش. داعشی خجالتی ۱ دلار خرج اجرای حد می‌کنه و ۳ دلار خرج «توجیه» کردنش!

داعشی‌های خجالتی که تعداد پیاده‌نظام‌شون خیلی بیشتر از داعشی‌های عراق و سوریه‌ست، تصور می‌کنند چون خجالتی‌اند باید با اون‌ها مهربان‌تر باشیم! هم خجالتی‌اند، هم خوش‌خیال.
7
اگه انسان بی‌گناهی رو بازداشت کنند و در دادگاه نتونه ثابت کنه که بی‌گناهه و در نهایت به زندان بیفته و مثلا سی‌سال اون جا بمونه، با اینکه تحملش خیلی سخته اما میتونه به خودش دلخوشی بده که سرنوشتش این بوده، چون نه دادستان و نه قاضی و نه پلیس باش پدرکشتگی نداشتند، این ترتیب حوادث بود که اونو تو اون مهلکه انداخت، بعضی وقت‌ها انقدر همه بی‌تقصیرند که حتی یک پیشامد قضایی مثل یک بلای طبیعی به نظر میاد. همین آدم حتی بعد ازینکه موهاش در یک حبس ناعادلانه سفید شد و فهمیدند که بی‌گناه بوده، میاد بیرون بدون اینکه از عالم و آدم متنفر باشه‌. اما عباس امیرانتظام قربانی یک پیشامد قضایی نبود، قربانی یک ترور قضایی بود. یعنی تشکیلاتی در پوستین قانون، و عامدانه، و با نیتی خبیثانه، زندگیش رو نابود کرد. امیرانتظام توسط عده‌ای عقده‌ایِ بی‌سوادِ لجوج، قربانی شد. عقده‌ای، چون چشم نداشتند که ببینند کسی مثل امیرانتظام مخاطب ابرقدرت‌ دنیا قرار گرفته باشه، ولی قدرت‌های خارجی این مومنین پرشور انقلابی رو نئاندرتال‌هایی به حساب میارن که تا گروگانی نگیرند و جایی رو منفجر نکنند، نباید جدی گرفتشون! هیچ‌کس‌هایی که حتی قدرت رو برای خود قدرت نمی‌خواستن، بلکه برای مطرح‌شدن می‌خواستند. انقدر هیچ‌کس بودن براشون زجرآور بود که ترجیح دادند گروگانگیر باشند اما هیچ‌کس باقی نمونند. و بی‌سواد بودند که نمی‌دونستند دنیای سیاست چطور کار می‌کنه، منافع ملی چیست و چطور باید ازش محافظت کرد. انقدر بیسواد که ندونند چطور باید به یک ابرقدرت نامه نوشت، و نامه‌ی یک ابرقدرت رو باید چطور ترجمه کرد. و لجوج بودند که بعد از گذشت چهار دهه حاضر نیستند اعتراف کنند که مرتکب جنایت شدند، حتی اگه این اعتراف هزینه‌ای براشون نداشته باشه!

امیرانتظام در زندان‌هایی که بقیه رو شش‌ماهه دچار سرطان جسم و زوال روح می‌کرد، باید دوام می‌آورد و هشتاد و اندی سال عمر می‌کرد تا به شاهدی مجسم تبدیل شه از تباهی حاکمیتی که زندگی همه ماها رو تباه کرد، که نسل‌های جدید نگن ما نبودیم و نمی‌دونیم چه خبر بوده. عباس دوران ما، اون خلبان کامیکازی که تو بغداد تقدیم الهه جنگ کردیم نبود. امیرانتظام، عباسِ دورانِ ما، و همه دوران‌های آینده ایرانه. مثل یک تابلوی هشدار، که همیشه بمون یادآوری کنه عقده‌ای بودن و بیسواد بودن و لجوج بودن، خودمون و کشور رو به چه بیراهه‌ای هدایت می‌کنه، و اعتماد کردن به چنین آدم‌هایی چه راحت می‌تونه کشتی جامعه رو به گل بنشونه.
اینکه به اون تابلو توجه کنیم یا نکنیم، به خودمون بستگی داره، اما اون تابلو تا ابد در تاریخ ایران پابرجاست.

روحش شاد، و نامش جاویدان.
7