Anarchonomy
44.1K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
برای حفظ جامعه از واریانت‌های جدید کرونا که به واکسن مقاومند، نیاز به واکسینه‌نشده‌های بیشتری داریم!

خیلی جالبه که هیچ‌کس به حرف این دکتر گوش نمیده. بعدن میتونه یه اتوبیوگرافی بنویسه با عنوان «مردی که هیچ‌کس به او گوش نداد».
شیء دیدن زنان لزوما بد نیست. شاید اگه واقعا شیء دیده می‌شدند الان مشکلات روانی و اجتماعی کمتری داشتیم. چون باعث میشد محاسبات به شکل دیگه‌ای انجام بشه. مثلا ما می‌دونیم که حتی اگه یک آپارتمان ششصدمتری به ما هدیه بشه، از پس هزینه‌های ماهیانه‌ش برنمیاییم‌. بنابراین طرفش نمیریم. اما در ارتباطات این مسائل رو لحاظ نمی‌کنیم. خودمون از گرید سی هستیم و با کسی وارد روابط نزدیک میشم که گرید آ و یا آ پلاسه. بعد میگیم «درسته مشکلاتی پیش میاد، ولی دو تا آدم گنده هستیم، حلش می‌کنیم». نه حلش نمی‌کنید. عین خر میمونید توش. آدم بودنت، گپ بین‌تون رو پر نمی‌کنه. هرجایی نوشته شده که پر می‌کنه، افسانه‌ست‌. این درباره رفاقت هم صادقه. ما تو فروشگاهی که خودمون می‌دونیم کلاس‌مون بش نمیخوره، نمیریم. اگه رفیق رو هم شیء یا یک مکان ببینیم که ماورای بضاعت ماست، نباید طرفش بریم.
هرکسی نباید مجری تلویزیون بشه. چون چنان شغل توی چشمی، نیاز به حدی از بی‌عیبی ظاهری داره. همونطور که مردم می‌پذیرند که به درد نشستن جلوی دوربین نمیخورند، باید بپذیرند که هرکسی نباید ازدواج کنه‌.‌ هرکسی نباید روابط نزدیک داشته باشه. هرکسی نباید رفیق داشته باشه.
زندگی خیلی‌ها دچار تنش‌های نالازمه، چون این نبایدها نادیده گرفته شده.
گویا مغز ملت، فارغ از ملیت، در تفکیک‌های موضوعی عاجزه.

بحث علمی و فنی عملکرد فیزیکی ماسک، جداست از بحث استفاده همگانی ماسک. و بحث استفاده همگانی ماسک جداست از بحث اجباری کردن ماسک. و بحث ماسک اجباری جداست از اجبار دولتی ماسک. و بحث تبعیت از هنجار ماسک جداست از بحث لجستیک کنترل شیوع ویروس در اماکن بسته‌. و بحث لجستیک جداست از بحث ری‌اکشن‌های هیستریک به تمرد از ماسک‌زدن‌.‌ و بحث ری‌اکشن‌های هیستریک جداست از بحث دو قطبی‌های سیاسی. و بحث دو قطبی‌های سیاسی جداست از بحث بسط دامنه جرم.

بحث اعتماد به کلیت واکسن جداست از بحث اعتماد به سازنده واکسن. و بحث اعتماد به سازنده واکسن جداست از بحث اعتماد به سازنده واکسن در شرایط مبهم و پیچیده. و بحث واکسن سنتی جداست از بحث واکسن mRNA. و بحث واکسن تخفیف‌دهنده علائم جداست از واکسن ایجادکننده ایمنی کامل. و بحث نوع واکسن جداست از بحث کلیت واکسیناسیون در حین شیوع ویروس. و بحث واکسیناسیون در حین شیوع جداست از بحث واکسن اجباری. و بحث واکسن اجباری جداست از اجبار دولتی واکسن. و بحث واکسن به عنوان یک راه حل جداست از بحث واکسن به عنوان یک محصول درآمدزا. و بحث واکسن به عنوان محصول درآمدزا جداست از بحث واکسن به عنوان ابزار کنترل!
شرکت ام‌تی‌یو که زیر مجموعه رولز رویسه، میخواد کامیون‌های غول‌پیکر معادن رو هم هیبرید کنه! این کارو قبل در شناورهای دریایی انجام داده بودند. اما دلیل اصلیش صرفه‌جویی در سوخت نبود، هرچند که باعث صرفه‌جویی هم میشد. تو حالت سنتی نیروی موتور توسط یه شفت منتقل میشد به پروانه. بنابراین موتورت باید همونجایی قرار میگرفت که قرار بود پروانه‌‌ت نصب بشه. یعنی عقب شناور. و این خیلی جالب نبود. با سیستم دی‌سی درایو، موتور رو به یک جنراتور برق تبدیل کردند، و برق رو با کابل‌های ضخیم فرستادند به جایی که پروانه قرار داشت. و این خیلی دست طراح رو باز می‌کرد، و قابلیت‌های دیگه‌ای ایجاد کرد. مثلا جلوی شناور هم پروانه گذاشتن که جهتش عمود به محور کشتی بود، یعنی آب رو از راست به چپ و برعکس منتقل می‌کرد، و اینجوری کشتی میتونست درجا دور بزنه! ضمنا یک کنترل الکترونیکی همه‌جانبه هم برای اوپراتور فراهم می‌کنه.
اما کاربرد این تشکیلات برای کامیون معدن، به اعتراف خود شرکت، بازگردانی انرژی هدررفته توسط ترمز، به باتری‌هاست! ولی مدعیه ۳۰ درصد آلایندگی دی‌اکسید کربن رو کاهش میده. میارزه به خاطرش اینهمه باتری که اندازه یه ساختمونه، صرف بشه؟
اگه هرکس که برای نیویورک‌تایمز کار می‌کنه رو مأمور CIA بدونید، که نمیدونم با وجود تجربه چهار سال دوره ترامپ چرا تا الان در درک این مسئله تأخیر داشتید، اونوقت می‌فهمید مسئولیت امثال فرناز فصیحی اونجا چیه. عصبانی شدن از مأموران امنیتی، برای یکی دو بار توجیه داره، اما برای هزار بار توجیه نداره. یا باید علیه عوضی‌ها پلن داشت، یا باید نادیده گرفت.
میگن چرا ترامپ تو توعیتر بن شده اما طالبان اکانت دارند و محتوای طالبانی منتشر می‌کنند؟
برای اینکه بچه لیبرال سانفرانسیسکویی که مدیریت شبکه اجتماعی رو در اختیار داره، میخواد معلوم نشه از جامعه آمریکا، ترامپ هم درمیاد؛ و معلوم بشه از جهان اسلام، یاغی درنمیاد مگر اینکه آدم‌کش باشه.

https://t.me/AnimalsQuotes/2124
2
ترحم‌برانگیزانه تلاش می‌کنند تا برای خودشون و دیگران ثابت کنند که ایران جای نرمالی است، حتی اگه این تلاش به قیمت تعطیل کردن تعقل‌شون باشه.
اما مگه فقط این‌ها گرفتار این وضعیتند؟ مگه همه اونایی که میخوان واکسن در ایران هم اجباری باشه، چون در «کشورهای نرمال» اجباریه، به خاطر این نرمال بودن تعقل‌شون رو تعطیل نکردن؟
به هم‌تیمی‌های خودمون فحش ندهیم.
یه ایرانی مقیم آمریکا که از قدیم می‌شناختم، تو دوره ترامپ یه سری روضه حضرت رقیه میذاشت تو صفحه فیسبوکش درباره وضعیت مهاجران در مرز. الان این وضع مرزه و جیک ازش درنیومده.
اگه میخواستی نصف محیط کره زمین رو سفر کنی که بازم برده صاحبان تلویزیون باشی، خب همینجا هم میشد. فقط با کانالش مشکل داشتی؟
شما ازینجا رفتی اونجا به امید پاک شدن چند مسئله روح‌خراش در زندگیت، که یکیش «بی‌ثمری تلاش‌های معیشتی روزانه» بود، که بحمدالله اتفاق افتاد. اما یکیش هم این بود که دیگه مسئولی رو نبینی که به مردم دهن‌کجی کنه. ولی این علاوه بر شما، خیلی‌های دیگه رو ناامید می‌کنه. چون از اول دچار سوء برداشت بودند. فکر می‌کردند چون یک مسئول آلمانی، از لحاظ فرهنگی و اخلاقی و سواد و ادب و نجابت، انسان به مراتب باکیفیت‌تری از یک نئاندرتال شیعه در ایرانه، پس یه جور دیگه از قدرتش و جایگاهش استفاده می‌کنه. اما اینجوری نیست. اون هم با تمام کیفیات شخصیتی که داره، دنبال پاسخگویی به تک تک انسان‌ها نیست. قبلا نوشته بودم شهردار شیکاگو یا بالتیمور که آمار قتل عمدش بالا رفته، به خود شهروندانی که جان باختند پاسخگو نیست، کافیه بقیه مردم شهر رو توجیه کنه که اون قتل‌ها چرا اتفاق میفته. و به همین شکل میتونه دوباره هم رأی بیاره. دموکراسی، ذاتا همینه. هدف حفاظت از شهروندی که نسبت به واکسن نگرانی داره، نیست. هدف قانع کردن بقیه شهروندانه که اونایی که واکسن نزدند چرا در معرض خطر گرفتند: «یه مشت اوسگل بودند، نه اینکه من مسئول نتونستم ازشون محافظت کنم».
ببینید من چندنفر رو دیدم در توعیتر که می‌گفتند هواپیما رو عمدن با موشک زدند بعد معلوم شد هیچکدوم متخصص در اون زمینه نبودند. ببینید در سازمان هوافضای سپاه ما و در ستاد مشترک ما متخصصانی در زمینه تهدیدهای هوایی جمع شدن. این دوستان با دانش خودشون تصمیم گرفتند که هواپیمای مسافربری رو موشک کروز در نظر بگیرند، شما میگی قصد جون مردم رو داشتند؟
توی عکاسی برای خودم مرجع تقلید دارم، چون بارها تست شده که تو عکاسی هر حرفی میزنه حرف حسابه. فکر می‌کنید چه رزومه‌ای داره؟ هم مهندس برق بوده، هم برنامه‌نویس، هم عکاس. خیلی از عکاس‌ها مهملاتی درباره عکاسی گفتند که این ثابت کرده مهملند، چون مهندسه. و خیلی از مهندس‌ها مهملاتی درباره هنر گفتند که این ثابت کرده مهملند، چون هنرمنده.
ما داریم دوباره به وضعیت یونان باستان برمی‌گردیم که همه‌چیزدان بودن یک ضرورت برای فرو نرفتن در باتلاق گمراهی‌هاست. پزشکی که فقط پزشکه، یه پزشک قابل اعتماد نیست.
بوریس جانسون میخواد از هر انگلیسی شاغل متناسب با درآمدی که داره یه پول اضافه‌ای بگیره تا سالی ۱۲ میلیارد پوند جمع بشه و در طول سه سال برسه به ۳۶ میلیارد پوند و بریزه تو بخش بهداشت و درمان و مراقبت‌های سالمندان.
انگلیسی‌ها، از چپ تا راست گرفته (البته اونجا راست وجود نداره، چپ شل و چپ سفت دارند) رو این توافق دارند که شبکه بیمارستان‌هاشون داره از پا میفته، اما سوسیالیست‌ها و خیلی‌های دیگه بعید می‌دونند این ۳۶ میلیارد اونجایی که باید خرج بشه. و جالبه که تناقض مستتر در این نگرانی رو نمی‌بینند. اگه راهی وجود نداره که پول رو بریزیم تو جیب شبکه درمان دولتی و به بهبود وضعیتش منجر بشه، پس چرا یک شبکه درمان دولتی داریم؟ وقتی همه می‌دونید که این پول قراره به واژن گاو مالیده بشه، چرا باز هم فریاد می‌زنید که بودجه سیستم درمان رو بیشتر کنید؟

اما مسئله ازین هم جالب‌تره. الان از هر ده انگلیسی نیازمند جراحی، نه نفرشون باید حدود ده ماه در نوبت انتظار باشند. اگه این ۳۶ میلیارد تخصیص داده بشه، و اگر درست خرج بشه (که یک اگر رویاییه) این انتظار به چهار پنج ماه کاهش پیدا می‌کنه! این چه سیاهچاله‌ایه که ۳۶ میلیارد پوند اضافه بر سازمان هم بریزی توش باز پر نمیشه؟ باید چقدر خرج کرد که هرکس تصویربرداری داشت همون روز بتونه انجام بده و هرکس جراحی داشت یک هفته بعد بتونه انجام بده؟ چه عدد نجومی‌ای لازمه؟

اما مسئله جالب‌تر هم میشه. ظاهرا بیش از یک میلیون انگلیسی برای دریافت خدمات مختلف در صف هستند! مگه این جامعه داره چیکار می‌کنه که تو یک کشور ۶۶ میلیونی ۱ میلیون و خورده‌ای نفر در حال برو بیا به بیمارستان‌ها هستند؟ اگه به مردم‌شون بگی «چون مفته عادت کردید به خاطر مسائلی که ضرورتی نداره هم به سیستم درمان مراجعه کنید» به شکلی که تف‌شون بپاشه به صورت‌مون جوابمون رو میدن. ولی این یک واقعیته. اگه بنزین رو مفت کنی، مردم آب در نظرش می‌گیرند.
Anarchonomy
بوریس جانسون میخواد از هر انگلیسی شاغل متناسب با درآمدی که داره یه پول اضافه‌ای بگیره تا سالی ۱۲ میلیارد پوند جمع بشه و در طول سه سال برسه به ۳۶ میلیارد پوند و بریزه تو بخش بهداشت و درمان و مراقبت‌های سالمندان. انگلیسی‌ها، از چپ تا راست گرفته (البته اونجا…
طرفداران بازار آزاد بارها و بارها توضیح دادن که دولت نمیتونه و نباید متولی درمان مردم باشه. اما علاوه بر دولتمردان، خود مردم هم تو کت‌شون نمیره. چون سلامتی میتونه آدم رو در تنگنا قرار بده، و آدمی که تو تنگناست فقط میخواد از مخمصه خلاص بشه؛ به چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنه. وقتی عکس سی‌تی‌اسکن ما نشون میده که یک توده سلولی مشکوک یه جای بدن‌مون هست، دلمون میخواد تنها نگرانی‌مون این باشه که با جراحی قابل حذف است یا دسترسی بش سخته. نه اینکه به این فکر کنیم که پول جراحی رو داریم یا نداریم. ما نمیخوایم مجبور بشیم پولش رو از کسی قرض کنیم، که ممکنه نده. یا ممکنه بده و منت بذاره. یا ممکنه بده و منت هم نذاره، و همیشه شرمنده‌ش بمونیم. بنابراین دولت رو مأمور می‌کنیم تا مردم رو خفت کنه و پولش رو جمع کنه، و فاکتور ما رو پرداخت کنه.
ما وقتی به خاطر سلامتی در تنگنا هستیم، درست فکر نمی‌کنیم. آدمی که دیسک کمرش مشکل داره، بداخلاق هم میشه. با خفت‌گیری از مردم برای تأمین هزینه جراحی دیسک هم موافقت می‌کنه. اما باید به این بلوغ رسید که اون نسخه از خودمون رو که در اون تنگناست، جدی نگیریم! و با تجربه کاملا شخصی می‌دونم که این کار فوق‌العاده سختیه. یعنی در عین حال که از ته دل آرزو می‌کنی و حسرت میخوری که کاش لازم نبود به پول درمانت فکر کنی، این رو بدونی که باید پولش رو داد و گرنه همه‌مون آسیب می‌بینیم! زیر خط فقر بودن و این رو فهمیدن، سخته.

اما در دورانی که توش هستیم، کار از خفت کردن مالیات‌دهندگان هم گذشته. الان همه‌چیز روی کوهی از بدهی‌ها قرار گرفته. دولت‌ها بدهی‌های چندصدمیلیارد دلاری رو هم عادی کرده‌اند. به عبارتی دیگه الان مسئله این نیست که پول درمان من رو شهروندانی دادن که راضی نبودن بدن، به زور ازشون گرفته شد. الان مسئله اینه که درمان من کل جامعه رو فقیرتر کرد! نه تنها مسئله اخلاقی که با مالیات داشتیم حل نشد، بلکه ازون فراتر رفته و پیچیده‌‌تر هم شده.

آدم باید به خوی حیوانی خودش آگاهی داشته باشه که بتونه رامش کنه‌. اگه فکر کنی همه ابعاد وجودیت، انسانیه؛ دیگه چیزی برای کنترل نخواهی داشت. من باید بدونم که قابلیتش رو دارم که برام مهم نباشه جامعه به خاطر درمان من فقیرتر بشه، که بعد حواسم باشه نذارم کار به این ترجیح برسه.
فرانسه چنان از قرارداد امنیتی نظامی آمریکا با استرالیا عصبانی شده که کار به احضار سفیر کشید. قرار بود فرانسه زیردریایی‌های اتمی استرالیا رو تأمین کنه، که پنجاه و چهار میلیارد دلار ارزش داشت. اما آمریکا به استرالیا گفت ولش کن اینارو خودم بت میدم با همون قیمت!
هرچند که این تصمیمات خلق‌الساعه نیستند، اما اگه وقوع رسمیش در دوره ترامپ میفتاد، آبرو براش نمیذاشتند. اون زمان حتی به طرز دست دادن با ماکرون هم ایراد می‌گرفتند. اما الان آمریکا به یکی از قدیمی‌ترین متحدانش از پشت خنجر زد و انگار نه انگار.
اما عصبانیت فرانسه رو باید نادیده گرفت. بعید نیست که کنار گذاشتن اروپا از پیمان آمریکا-انگلیس-استرالیا، دلایلی مثل پذیرفتن گاز روسیه داشته باشه. هرچقدر آمریکا با خط لوله نورد استریم مخالفت کرد، وقعی ننهادند و کارشون رو کردند. قدمت اتحاد چه اهمیتی داره وقتی متحدت به هشدارهای تو توجه نمی‌کنه؟

این به من چه ارتباطی پیدا می‌کنه؟ هیچی. فقط از تحقیر دولت‌های اروپایی به هر دلیلی کیفور میشم. همونایی که منتظر بودند طالبان حقوق زنان رو به رسمیت بشناسه.
گفتم که نباید اجازه داد عطش برای نرمال بودن تعقل آدم رو تعطیل کنه. چه در مقیاس فردی، و چه اجتماعی.
الان زمین‌های کشاورزی زیادی در ایران هست که دارند با چاه‌هایی آبیاری انجام میدن که هیچوقت نباید حفر می‌شد، اما اگه اون چاه بسته بشه یک خانواده ممکنه از گرسنگی از بین برن. زندگی اون خانواده مهمه، اما نه انقدر که سفره زیرزمینی که چندصدهزارسال طول کشیده ایجاد بشه، نابود بشه. اگه هنوز نظام ارباب رعیتی‌مون پابرجا بود، و اربابان با علم و آگاهی جدید می‌دونستند اون پایین چه خبره، با زور تفنگ هم شده اون خانواده رو سرکوب می‌کردند. و البته شاید یه پولی بشون میداد که نمیرند. چون ارباب منافع درازمدت داره. اما در نظام دولتی این خط قرمزها برقرار نیست. هدف دولت راضی نگه‌داشتن رأی‌دهندگانه. با اینکه شما در جمهوری‌اسلامی رأی نداری، ولی حتی این حکومت هم مایل نیست علاوه بر شهری‌ها، روستانشین‌ها رو هم یاغی کنه. و همین یکی از دلایلیه که نمی‌تونند دریاچه ارومیه رو نجات بدن.
بهداشت و درمان دولتی، شاید پنج سال به عمر مادر شما اضافه کنه، اما جامعه رو به سمتی میکشه که در تأمین سرم قندی-نمکی هم عاجز بشه.
Anarchonomy
گفتم که نباید اجازه داد عطش برای نرمال بودن تعقل آدم رو تعطیل کنه. چه در مقیاس فردی، و چه اجتماعی. الان زمین‌های کشاورزی زیادی در ایران هست که دارند با چاه‌هایی آبیاری انجام میدن که هیچوقت نباید حفر می‌شد، اما اگه اون چاه بسته بشه یک خانواده ممکنه از گرسنگی…
خط قرمز اگه‌وضعیت‌های پیچیده و دردناک ایجاد نمی‌کرد که دیگه خط قرمز نبود. رد لاین ایز رد، فور عه ریزن!
تیم پول تو یکی از پادکست‌هاش با پدر دو تا بچه مصاحبه می‌کنه که کالج‌شون واکسن رو اجباری کرده. پدر با اجبار واکسن مخالفه، اما نمیتونه به بچه‌هاش که سال‌ها تو ورزش آماتور وقت و انرژی گذاشتن و فقط از طریق کالج میتونند به ورزش حرفه‌ای برسند و برای خودشون اسمی در کنند، بگه قیدش رو بزنید چون آزادی از همه‌چی مهم‌تره. تیم میگه گور بابای موفقیت، اگه نتونی برای بچه‌ت خط قرمز تعریف کنی، پس چه تربیتی؟ چه پدری؟ اما اون پدر میگه کاش همینقدر ساده بود!
خب قرار نبوده ساده باشه. قرار بوده پیچیدگی ایجاد کنه، قرار بوده تصمیم‌های سخت به آدم تحمیل کنه. قرار بوده مجبورت کنه با خودت بجنگی.

اینا انقدر غرق در رفاهند که بزرگترین هزینه دفاع از آزادی، سوخت شدن یک موقعیت شغلی در بیسباله! اما مکانیزم همه جا همینه. یا خط قرمز نداری، یا اگه داری به دردسر میفتی.
یه خواب تکراری هر از گاهی میاد سراغم.. یه امامزاده‌ست وسط یه برهوت خشک، که محوطه‌ش به طرز غیرقابل توضیحی پر از درخته. برای دیگران قابل درک نیست ولی برای خودم قطعه‌ای از بهشته. اما بم‌ گفتن اگه شب اونجا باشیم میمیریم. من میگم میتونم برم و تا قبل از غروب برگردم. میگن نمیشه، و من میگم میشه. اما میرم و میرسم و هردفعه دیر میشه. شاید هزاربار به همین شکل میمیرم، و دوباره از اول.
مردم وقتی به پزشک مراجعه می‌کنند که بدن‌شون مجبورشون می‌کنه، و تحقیرشون می‌کنه. آدم در حالت ضعف و شکست و حقارت، انتظار کمک و شفقت داره، نه حساب و کتاب و معامله. اما هیچکس از روی اجبار به آرایشگر مراجعه نمی‌کنه. وقتی مراجعه می‌کنند که دلشون میخواد. مراجعه می‌کنند که زیباتر دیده بشن، و می‌دونند از حداقلی از داشته‌های ظاهری بهره‌مندند که آرایش میتونه روش سوار بشه. اگه از هیچ نعمت ظاهری برخوردار نبودند، آرایش جواب نمیداد. اگه فکر می‌کردند خیلی عیب دارند، نمی‌رفتند. سراغ آرایش میرن چون میدونند پتانسیل زیادی برای بهتر بودن دارند‌.‌ خود این دارایی، جایگاه قدرت ایجاد می‌کنه. خودتو پرنس بدونی، دنبال اسب سفید هم میگردی. و پول‌پاشی طبیعت این جایگاهه.
به فاک عظما رفتن بزرگ‌ترین شرکت ساختمانی چین، داره به صورت دومینویی رو کل اقتصاد چین اثر منفی میذاره. حجم پولی که مردم خرج می‌کنند به ماقبل کرونا رسیده بود‌ و حتی بیشتر هم شده بود، که دوباره با شیب بدی اومده پایین، و الان ۱۱ درصد پایین‌تر از ترند قبل از کروناست.
Anarchonomy
به فاک عظما رفتن بزرگ‌ترین شرکت ساختمانی چین، داره به صورت دومینویی رو کل اقتصاد چین اثر منفی میذاره. حجم پولی که مردم خرج می‌کنند به ماقبل کرونا رسیده بود‌ و حتی بیشتر هم شده بود، که دوباره با شیب بدی اومده پایین، و الان ۱۱ درصد پایین‌تر از ترند قبل از کروناست.
هیچ تردیدی نیست ازین داستان هم استفاده می‌کنند تا بگن اگه دولت، دولت خوب و مهربان، بالا سر بازار نباشه، شرکت‌ها پس‌انداز همه رو نابود می‌کنند!
اما اصل اینکه این وضعیت پیش اومد، باز به دولت ربط پیدا می‌کنه. دولت‌های محلی دنبال درآمد بودند، چون خرج‌شون زیاد بود و مالیات کافی نبود. رفتند سراغ زمین‌فروشی. روش کار اینجوری بود که شرکت یه قیمتی میداد که هیشکی نتونه بالاتر بگه. قیمت‌هایی که توجیه نداشتند. دولت محلی هم عشق میکرد و کاری نداشت این پول داره از کجا میاد. که در واقع همش وام بود! که بش میگن سرمایه‌گذاری با
Leverage
یا همون بازی با آتش.