Anarchonomy
44.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
مشکل ولایت فقیه نیست. مشکل، تصمیم گرفتن یک نفر برای زندگی دیگرانه‌.
Anarchonomy
شبیه‌سازی کامپیوتری مصاحبه من و دکتر محمد حسین ماندگار، فوق تخصص جراحی قلب و عروق بیمارستان دی. (اسم دکتر برای خلاصه‌سازی محما نگاشته می‌شود). من: سلام دکتر. ممنون که وقت گذاشتید برای این گفتگو. چون یکبار که شما را در بیمارستان دیدم با شش ترفند پیچیده تونستم…
این پست نیاز به اصلاح داره. قیمتی که نوشتم صحیح نبوده. بازی خیلی جالب‌تر ازین حرف‌هاست. فقط دریچه رو ۳۰۰ میلیون حساب می‌کنه. عمل رو به صورت باز انجام نمیده. با ربات انجام میده. ولی خودش بلد نیست باش کار کنه. میره یه جراح رو از آلمان میاره. و به مریض میگه اون آلمانیه دستیارمه. پول اون آلمانیه رو ازون ۳۰۰ تومن میده. برای دستمزد خودش ۱۵۰ تومن می‌گیره. که در واقع مزد نیست، پول امضاست. پول بیمارستان هم جدا باید پرداخت بشه. یعنی بیش از ۵۰۰ تومن برای مریض آب میخوره. پیرزن و پیرمرد ایرانی که ماهی ۲۵۰ دلار حقوق بازنشستگی می‌گیرند باید ۱۸ هزار دلار بریزند تو جیب یک فسیل کاسب، و یک شهروند اروپایی‌، که اومده اینجا درآمدی داشته باشه که تو آلمان هم نمی‌تونست داشته باشه. ازونطرف جوان‌های مستعد خودمون از جواز مطب هم محروم میشن.
این اگه گروگانگیری نیست، چیه اسمش؟
2
تا الان هر نوآوری که در حوزه کریپتو ظهور کرده، به نحوی توسط دولت آمریکا سرکوب شده، مگر اینکه زورش نرسیده، یا هنوز شروع نکرده، و همواره بهانه‌ش مبارزه با پولشویی بوده. کسانی دستگیر شدند و میشن که آدم‌هایی بی‌آزار و معمولی‌اند و هیچوقت هزار دلار رو یکجا ندیدن. اما همین دولت آمریکا با طالبان، که سال‌هاست داره پولشویی می‌کنه و در تأمین مالی عملیات‌های تروریستی نقش داشته، گاوبندی می‌کنه که به شبکه تجارت جهانی متصل بشن.
ازین چه نتیجه‌ای میشه گرفت؟ آیا تنها نتیجه ممکن ازین قضایا این نیست که تنها راه برخورد با دولت‌ها تروریسمه؟ نگفتم بهترین راه برخورد اینه. چون وقتی از کلمه بهترین استفاده می‌کنیم یعنی قائلیم که چند راه وجود داره، و یکیش اینه، و همین یکی بهترینشونه. ولی چند راه وجود نداره. شما اگر راه‌های دیگری در ذهن دارید معرفیش کنید به دنیا. چیه راه شما؟ توعیت؟ هش‌تگ؟ همایش؟ پلاکارد؟ این‌ها سرگرمی‌اند. فقط یک راه وجود داره، و اون هم تعصب همراه با خشونته.
قبلا نوشته بودم که مردم متوجه نیستند که گاهی رادیکالیسم یک آپشن نیست که انتخاب کردنی باشه و چون خطرناکه انتخابش نکنیم. رادیکالیسم همون طنابیه که از بالای چاه انداخته شده پایین. یا می‌گیریش و میری بالا، یا ته چاه میمونی. شما نسبت به آزادی و استقلال خودت، یا رادیکالی، یا آزادی و استقلالت برات مهم نیست. خیلی از نقدهایی که در فضای اینترنت علیه دولت‌ها نوشته میشه، حکم همون سرگرمی رو داره‌. طرف پونصدتا مطلب نوشته درباره چاپ بی‌پشتوانه پول، اما هر نوع رادیکالیسمی در این حوزه رو «افراط» قلمداد می‌کنه! این یعنی مشکلی با چاپ پول نداره. بلکه دوست داره این مشکل همچنان وجود داشته باشه تا بازم مقاله بنویسه و بگه چقدر بده که وجود داره! مثل اونایی که دوست دارند یه سری از قتل‌ها همیشه ناموسی باشند، تا بازم بتونند مقاله بنویسند که چقدر بده که در قرن بیست و یکم هنوز قتل ناموسی هست!
3
«این یک شرایط واقعا خطرناک است، لطفا کسی قهرمان‌بازی درنیاورد».

این ازون کلیشه‌هاست که همونقدری که در هالیوود تکرار شده، در دنیای واقعی هم شنیده میشه. طوری که معلوم نیست از دنیای واقعی به دنیای داستانی راه پیدا کرده یا از دنیای داستانی به دنیای واقعی. اما به هر شکل، حاوی این پیامه که «قهرمان بودن خوب است، ولی شما آن یک نفر نیستید». فرقی نداره پرستار باشیم یا آتش‌نشان یا پلیس یا معلم یا مأمور اداره برق! برای اینکه ثابت کنیم «حرفه‌ای» هستیم، باید سعی کنیم فراموش نکنیم که قهرمان نیستیم و در حد و اندازه‌ش هم نیستیم!
این فرهنگ تحمیلی دو نقطه اکستریم خلق کرده: تو یا قهرمانی، یا یک هیچ‌کسی. قهرمان که نیستی، پس یک هیچ‌کس حرفه‌ای باش! انگار هیچ ناحیه‌ای بین این دو نیست. یا نمیشه بدون اینکه قهرمان نبود، یک هیچ‌کس هم نبود. اما این یک دروغه، که توسط کسانی بافته شد که طمع کنترل انسان‌ها رو داشتند. کنترل آدم‌هایی که میخوان قهرمان بشن و میفهمن که نمیتونند باشند و سرخورده میشن، آسونه. کنترل کسانی که فکر می‌کنند هرکاری کنند باز هم یک هیچ‌کسند هم آسونه. کنترل کسانی آسون نیست که هیچ علاقه‌ای به قهرمان بودن ندارند، اما نمیخوان هیچ‌کس هم باشند‌.
همه قهرمان‌ها پروژه دارند. باید الف رو به نقطه ی برسونند. بت‌من تا شهر رو از جوکر پاکسازی نکنه، پروژه‌ش به پایان نمیرسه. در مقابل، هیچ‌کس‌ها پذیرفته‌اند که نمیشه هیچ پروژه‌ای تعریف کرد. فرقی نداره چقدر فداکاری کنیم‌. هرچیزی روند طبیعی خودش رو داره و باید صبر کرد و دید!

اما انسان فراتر ازینه که در این دو قالب بگنجه. میشه بدون اینکه پروژه‌ای داشت از خود گذشت. میشه بدون انکار روند زمان‌بر تغییرات، هزینه داد.
در آشوویتز، بعضی‌ها حکم اعدام با گرسنگی می‌گرفتند. یه آدمی بود که به جرم فراری دادن یهودی‌ها و اقلیت‌ها، آورده بودنش به اون جهنم. همین آدم وقتی یکی حکم گرسنگی گرفته، گفت به جای اون فرد، رو من اجرا کنید. و آلمانی‌ها همین کار رو کردند. اینکه از وسط جمعیت بیای بیرون بگی من حاضرم با بدترین و کندترین حالت بمیرم، یک پروژه نیست. قرار نیست کاری انجام بشه و کسی به هدفی برسه (ممکنه جون یک نفر نجات پیدا کنه، اما چون طرف مقابل نازی‌ها هستند، به حرف‌شون اعتباری نیست. باید فرضت این باشه که کارت بی‌نتیجه‌ست). اون کاری که این فرد می‌کنه ساخت

Example

برای دیگرانه. مثال شدن، خود به خود مقام انسان رو بالا میبره. آدم‌ها از محاصره شدن می‌ترسند، اما می‌شود محاصره شد و نترسید. مثال؟ فلان سرباز ژاپنی در فلان خاکریز در سال و هزارنهصد و فلان. آدم‌ها در آستانه مرگ، انگیزه جنگیدن را از دست می‌دهند، اما می‌شود در آستانه مرگ بود و باز هم جنگید. مثال؟ فلان سرباز آمریکا در مبارزه با طالبان. آدم‌ها به کسی که دوبار به آن‌ها خیانت کرده اعتماد نمی‌کنند. اما می‌شود دو بار خیانت دید و باز هم دست رد به سینه خائن نزد. مثال؟ فلان کشیش در پناه دادن به فلان بزهکار. آدم‌ها به جلاد نمی‌گویند من را انتخاب کن. اما می‌شود به جلاد گفت من را انتخاب کن. مثال؟ فلان زندانی در آشوویتز.
آدم‌های مثال شده، ثابت می‌کنند که ظرفیت و پتانسیل انسان، از اون چیزی که از جامعه دیده میشه، خیلی بیشتره. آدم مثال شده، بدون اینکه قهرمان باشه، کسیه.
16
قاضی ابتدا زن طلاق گرفته رو از دیدن فرزندش محروم می‌کنه، چون واکسن نزده! بعد دوباره اجازه میده ببیندش.
از قدرت، مثل شوکر برقی که بچه‌ها برای آزار دادن حیوانات استفاده می‌کنند، استفاده می‌کنند. شهروند عادی فکر می‌کنه لابد دلیلی داره. لابد اشکالی پیش اومده. لابد اشتباهی شده. اما علتش هیچ کدوم اینا نیست. میخواد ببینه به گربه شوک برقی بدیم چجوری میپره.
اگه زمینت رو استفاده نکنی، باید مصادره بشه! البته استفاده هم بخوای بکنی ما میگیم باید چجوری باشه. مثلا اگه توش ساختمان ساختی و اجاره دادی، ما بت میگیم باید چقدر اجاره بگیری ازش، و چند سال قرارداد ببندی‌.

همون چیزی که باعث شد اوائل انقلاب ۵۷ مساحت خداداندی از زمین‌های مرغوب مردم مصادره بشه، که تا همین الانش ادامه‌داره، ولی حتی تو همین جمهوری اسلامی بوده مواردی که وارثان طرف از خارج بیان و در دادگاه زمین‌شون رو پس بگیرند. در مورد افغانستان هم باید دید چی میشه ولی اعضای فعلی طالبان بیشتر از کانادایی‌های لیبرال به حق مالکیت احترام میذارن.
Anarchonomy
اگه زمینت رو استفاده نکنی، باید مصادره بشه! البته استفاده هم بخوای بکنی ما میگیم باید چجوری باشه. مثلا اگه توش ساختمان ساختی و اجاره دادی، ما بت میگیم باید چقدر اجاره بگیری ازش، و چند سال قرارداد ببندی‌. همون چیزی که باعث شد اوائل انقلاب ۵۷ مساحت خداداندی…
عادت کردن که بگن کشورهای غربی دارن سوسیالیستی میشن! راست‌ها که دیگه نقل هر محفل‌شونه که «کشور داره کمونیستی میشه». اما این حرف‌ها عوامانه‌ست. سوسیالیسم هیچ ربطی به وضع فعلی این کشورهای توسعه‌یافته نداره. کمونیسم هم همینطور. اصلا چطور می‌تونند بگن این کمونیسمه وقتی یکی مثل فائوچی تعیین می‌کنه کدوم لابراتوار در دنیا فاند بگیره؟

متوجه نیستند. اون زمین مرغوب داخل شهر رو مصادره نمی‌کنند که هبه کنند به کارگرها. اون میره تو اموال پابلیک شهرداری. که به مزایده گذاشته میشه. و کی میخره؟ شرکت‌های غول‌پیکر. که هم میتونند هزینه‌های سنگین مقررات دست و پاگیر رو هندل کنند، هم می‌تونند به مقامات شهری پول چایی بدن، و هم میتونند هزینه دادگاه شکایت‌هایی که ازشون میشه رو بدن. اون زمین گیر شرکتی میاد که یک کتابخانه عمومی که ده میلیون دلار خرجشه رو پنجاه میلیون دلار درمیاره‌. این بساط چه ربطی به کمونیسم داره؟ این یک امپریالیسم شرکتی-دولتی است، که قبلا در خارج از مرزهاشون اعمال می‌شد، اما الان به داخل خاک کشور خودشون اومده. مثل اینه که کمپانی هند شرقی به جای دوشیدن هندی‌ها، خود انگلیسی‌ها رو بدوشه! البته این جذابیت مهاجرتی این کشورها رو برای بیچارگان عالم کاهش نمیده. انگلیس دوشیده شده بهتر از مثلا بنگلادش دوشیده شده‌ست و اگه راه باز باشه بنگلادشی‌ها همچنان به سمت اروپا سرازیرند. همونطور که مجمع جهانی اقتصاد گفت «مالک چیزی نخواهید بود، اما بتون خوش میگذره». فقط درباره آزادی و حقوق ابتدایی و حریم خصوصی و این چیزا غر نزنید که اصلا حوصله‌تون رو نداریم.
اینترنت این مزیت رو داشت که بفهمیم جانوران آکادمیک چه تهی‌مغزانی هستند. اما از طرف دیگه یک وضعیت خطرناک‌تر ایجاد کرد: اون تهی‌مغزان به آمار و دیتاهای بیشتری دسترسی پیدا کردند.
یکی از مشاهدات جهانی درباره چاقی اینه که در مردمی که در ارتفاعات بالاتر زندگی می‌کنند چاقی کمتری دیده میشه، و در مردمی که در نزدیک‌ترین ارتفاع به سطح دریا هستند به مراتب بیشتره. این حتی در ایران هم صدق میکنه.
یک تئوری اینه که منشأ چاقی به غذا مربوط نیست، به آلودگی‌های محیطی مربوطه. و این آلودگی‌ها که بیشتر با آب جابجا میشن، در ارتفاعات پایین‌تر غلظت‌شون بیشتر میشه. چون همه آب‌های سطحی بالاخره به مناطق پست و کم ارتفاع میرسند. اونی که نزدیک سطح دریاست، در ایستگاه آخر آبه، پس در ایستگاه آخر آلودگی هم هست.
بدن انسان میتونه مواد غذایی بیش از اندازه نیاز خودش رو دور بریزه. پدر من هرچقدر هم نوشابه بخوره تأثیری در قند خونش نداره. خود قند رو هم خالی بخوره باز قند خونش بالا نمیره. شاید دلایل ژنتیکی داره، ولی بهرحال این نشون میده مکانیزم دور ریختن اضافه‌ها، در بدن وجود داره، اما دیگه تو بدن مردم کار نمی‌کنه. پس یه چیزی اونو از کار انداخته.
وقتی طفلای معصوم با ذوق داشتن هجوم میبردن به سمت انبار، به یکیشون دستکش رسیده و به یکیشون نرسیده. ولی عینک زیادتر بود به بیشتر بچه‌ها رسید. شما فعلا این ژست رو ازشون بپذیرید.
وقتی خدا به فرشتگان دستور میده جلوی انسان سجده کنید، شیطان میگه من ازین بالاترم، برای چی باید سرم رو جلوی این خم کنم؟ عادت کردیم که بگیم این سرپیچی از دستور الهی بود و خدا هم مجازاتش کرد و باقی داستان که همه حفظند. اما این فقط سرپیچی از یک دستور نبود. خلق اولین دروغ بود. اولین دروغ شیطان اونی نبود که در بهشت به آدم گفت تا میوه ممنوعه رو بخوره. اولین دروغ اونی بود که به خودش گفت: دیگه چیزی بهتر از من درنمیاد!.. این به خاطر غرور نبود. اینطور نبود که واقعا فکر کنه از آدم برتره و بش برخورده باشه که بگن به کسی که از خودت پایین‌تره سجده کن. می‌دونست آدم بهتره. ولی انقدر خدا رو دوست داشت که باور نمی‌کرد یکی بهتر از خودش رو بسازه. به خودش گفت خدا کاری نمی‌کنه که دیگه چیزی بهتر از من دربیاد. شیطان اولین کسی بود که حس کرد بش خیانت شده. و مهلت گرفت تا آدم‌ها رو امتحان کنه. تا به خودش ثابت کنه این فقط خودش نیست که قربانی این خیانته. این خداست که عاشقانش رو نابود می‌کنه. بعد ازون هرچیزی که به آدم گفت با این هدف بود که بش تلقین کنه هرچقدر دوستش داشته باشی بیفایده‌ست، آخرش نابودت می‌کنه. من دیدم، می‌دونم.
شیطان نمیخواد آدم‌ها راهی که اون رفت برن. اون میگه من خدا رو خواستم، و نابود شدم. شما این کارو نکنید. شما خدا رو نخواهید. عشقی در کار نیست.
5
این همون چیزیه که شیطان میخواد. که انسان فکر کنه بی‌صاحبه.‌ چون خودش از صاحب، زخم خورده. زخمی که همه‌چیز رو پوچ کرد.
اون دنبال انتقام از خدا نیست. یک عاشق بیچاره‌ست که میخواد ثابت کنه ما هم همون حسی رو خواهیم داشت که اون داره. برای همین براش مهم نیست که نهایتا در جهنم سقوط کنه. میخواد مطمئن بشه که ما هم خیانت خدا رو می‌بینیم، و بعد بره جهنم.

این داستان‌ها ارث معنوی اجداد شما هستند، تا تجربیات چند هزارساله رو به شما منتقل کنند. شما اولین نفری نیستید که تصور کردید با تمرین ذهنی میشه از سلطه صاحب خلاص شد. اون‌ها هم این تصورات رو تجربه کرده بودند. و دیده بودند که کار نمی‌کنه. گذشتگان شما دوازده هزار سال عمر مفیدشونه. شما چهل و پنج سالته.
3
Anarchonomy
این همون چیزیه که شیطان میخواد. که انسان فکر کنه بی‌صاحبه.‌ چون خودش از صاحب، زخم خورده. زخمی که همه‌چیز رو پوچ کرد. اون دنبال انتقام از خدا نیست. یک عاشق بیچاره‌ست که میخواد ثابت کنه ما هم همون حسی رو خواهیم داشت که اون داره. برای همین براش مهم نیست که نهایتا…
انسان مدرن شهری تفکر آدم‌های قدیم رو با کوزه‌های دورانی که در اون زندگی می‌کردند قضاوت می‌کنه. باورکردنی نیست ولی ما انقدر خام هستیم که فکر می‌کنیم چون امکاناتی که در زندگی روزمره داریم رو پادشاهان قدیم هم نداشتند، پس جهان رو داریم بهتر درک می‌کنیم!
آدم‌های قدیم اخلاقیات رو طراحی کردند که آشکارا یک تبعیض مثبت به نفع ضعفا بود. اون‌ها فهمیدند دنیا بدون تبعیض نخواهد بود، پس بهتره ما هم تبعیض خودمون رو داشته باشیم. کی همین امروز جرئت داره این تزشون رو رد کنه؟
2
بشون وضعیت افغانستان رو یادآوری کنید پس. ۷۵ هزار پابرهنه، به یک کشور ۴۰ میلیون نفری مسلط شدند! و هیچ کاری از دست هیچ کس برنیومد. ما این‌ها رو در تاریخ میخوندیم و از خودمون می‌پرسیدیم چطور ممکنه؟ اما جلوی چشم‌مون اتفاق افتاد. حتی سگ‌ها در امان نماندند. سوژه‌ها عوض شده، مکانیزم‌ها فرق کرده. ولی هنوز دنیا داره مثل ده هزار سال قبل کار می‌کنه. با آی‌پد که نمیشه به گذشتگان پز داد. باید نشون بدیم بازی فرق کرده.
فرق کرده؟
4
چنان به نهاد مدرن ایمان داره که چندسال برای کارمندانش کار ترجمه انجام میده، و وقتی اوضاع خراب میشه میره برای خودش و خانواده‌ش ویزا می‌گیره، اما درست یک روز قبل ازینکه بتونه فرار کنه، همون نهاد یه بمب میندازه روی خونه‌ش و خودش و خانواده‌ش و نسلش رو از روی زمین حذف می‌کنه.
بعد آدم شهری مدرن که این‌ها رو می‌بینه به جای اینکه از شدت خشم انقلاب کنه، که البته جنمش رو نداره، میگه «روزی خود را از بت‌ها نخواهید که آنان نه نفعی برایتان دارند و نه نجات‌تان می‌دهند» یک حرف کهنه‌ست که دیگه موضوعیت نداره.
2
دو تا از راک‌استارهای واکسن تو سازمان غذا و دارو آمریکا تا یکی دو ماه دیگه میان بیرون ازین سازمان، چون اینطور که رسانه‌ها میگن با دخالت‌های کاخ سفید در تزریق دوز سوم مخالفند!
فکر می‌کنم این یک سیاه‌بازی بیش نیست. اگه قرار بود با کاخ‌سفید مشکل داشته باشند، تو همون دوره ترامپ می‌اومدن بیرون. این سازمان خیلی وقته که مستقل نیست. اونی که به بهانه استقلال خودشو می‌کشه کنار، قطعا یک شارلاتانه.
1
پوتین: بعضی از کارشناسان میگن اگه امپراتوری روسیه سقوط نکرده بود الان جمعیت‌مون ۵۰۰ میلیون نفر بود، تصورش رو بکنید ۱۴۵ میلیون نفریم ولی می‌تونستیم ۵۰۰ میلیون نفر باشیم اگه اون فجایع رخ نمی‌داد.

آدم‌کش گرامی، شاه شما هرچقدر هم فاسد بود، از یه حدی بیشتر در زندگی مردم دخالت نمی‌کرد. و آره اگه همونطور پیش میرفت الان آمریکا و چین رو میذاشتید تو جیب‌تون. اگه همونطور پیش نرفت به خاطر اتفاقات و پیشامدهای خشن نبود. به خاطر این بود که یهو دچار یک جنون شدید که راه حل همه بدبختی‌ها رو در دخالت کردن در زندگی مردم قرار داد. و هنوز حتی خودت هم مبتلا به اون جنون هستی، و تازه ابزارهایی که در اختیار داری پیشرفته‌تر شده. تو اگر با اجباری شدن واکسن هم مخالفت می‌کنی، از روی درک «رذالتِ دخالت» نیست، از سر لجبازی با غربی‌هاست. در هزار و یک مورد غیرواکسنی، رد واضح اعمال دخالتت دیده میشه.
1
هند، امارات، عریستان، اردن، اسراییل، یونان.
طرف این عکس رو گذاشته به عنوان آلترناتیو هند، در برابر جاده ابریشم چین. واکنش کاربران ملیت‌های مختلف یک کمدی ترحم‌برانگیزه. هندیه ارضا شده ازش. پاکستانیه پوزخند میزنه میگه «هار هار! چابهارتون چی شد؟». ترکه میگه «هه.. بدون ترکیه این مسیر بن‌بسته!». عربه میگه چرا عمان رو لحاظ نکردی؟
یه مشت شهروند ضعیف و پخمه که هیچ نقشی در هیچ چیز ندارند اما با هیجان دارند پروژه‌های استراتژیک دولت متبوع‌شون رو مثل بازی‌های فوتبال جام‌جهانی دنبال می‌کنند‌. پروژه‌هایی که قراره پول‌شون رو به واژن گاو بماله. خسرالدنیا و الاخره‌هایی که هم پول‌شون رفته هم ذهن‌شون اسیر یه ناسیونالیسم مضحک و دوزاریه.
5
۴۵۰۰ متر زمین تو دوبلین جواز گرفته برای ساخت مجتمع آپارتمانی هم‌خونه‌ای. ازینایی که فقط اتاق خواب جداست، آشپزخونه و هال و سرویس اینا مشترکه (یکی دیگه از استفراغات معماری مدرن). ۲۵ میلیون یورو لازم داره برای ۳۷۸ اتاق، در هفت طبقه. یعنی تختی میفته ۶۶ هزار یورو! یه فاکینگ تخت.

اون قضیه ساخت سالی ۱ میلیون واحد که «حکومت یکدست» وعده‌ش رو داده، با «ما انقدر تولید فولاد نداریم» دارند جواب میدن. اما جوابش این نیست. جوابش اینه که حتی اگه بتونی ۱ میلیون واحد هم بسازی باز مشکل قیمت حل نمیشه. تو به عنوان حکومت بهتره هیچ غلطی نکنی.
2
«مردم در تعجبند که چرا انقدر راحت میشه کارت واکسن رو جعل کرد. بذارید من بگم: چون این کارت‌ها طراحی شده بودند که بت کمک کنند یادت بمونه کی واکسنت رو زدی، نه برای اینکه اقتدارگرایی رو پیاده کنند».

کارت واکسن یکی از چیزهایی بود که دولت‌ها فکر نمی‌کردند بعدن چه استفاده‌هایی میتونه براشون داشته باشه، و گرنه کاغذش رو مثل کاغذ چک‌پول میکردن، با نقش برجسته و نخ‌های نامرئی.
1