Anarchonomy
44.8K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
من: من هیچکدوم این‌ها رو انکار نمی‌کنم. ولی خب شما شوینده‌ای که باش کف بخش رو تی می‌کشید رو هم ارزونتر از ترکیه میخرید، و به اون تی‌کش هم خیلی کمتر پول میدید. البته بعضی جاها وایتکس می‌زنند و بوی کلر میره تو ریه مریض‌هایی که تازه دارن ریکاور میشن، ولی خب بیمارستان شما اینطوری نیست انصافا.

محما: من واقعا نمی‌تونم وارد جزییات بشم، ولی مسائل خیلی پیچیده‌تره.

من: اتفاقا می‌خواستم وارد بشید، چون خیلی کنجکاوم که دخل و خرج شما چجوریه. مثلا ما الان می‌دونیم ایران‌خودرو چقدر خرج تبلیغات کرده در سال گذشته.

محما: برای اینکه اون یک شرکته که در بورس حضور داره و باید گزارش بده. ولی بیمارستان به کسی تعهد نداره تا همه مخارجش رو منتشر کنه.

من: ولی قبول دارید مردم حق دارند بدونند چرا باید ۱۱ هزار دلار به شما پرداخت کنند؟

محما: مجبور نیستند پرداخت کنند. میتونند به بیمارستان‌های دولتی مراجعه کنند. شما مطمئنید که طرفدار بازار آزاد هستید؟

من: بله مطمئنم. برای همینه که بازار رو یک ابزار انسانی می‌بینم، نه یک ابزار مکانیکی و عددی. بازار آزاد علاوه بر فروشندگان آزاد، خریداران آزاد هم داره.

محما: خب واقعا آزادند.‌

من: این مثل اینه که بگیم مشتریان ایران‌خودرو هم آزادند. ولی نیستند. مشتری ایرانی باید ۱۱ هزار دلار برای آئورت مادرش بده‌، و تو یه محیطی شبیه بیمارستان صحرایی بیفته دنبال دکترش. مشتری ترکیه‌ای هم باید همین مقدار بده، اما بیمارستان مثل هتل درویشی ماست، پزشک در هر ویزیت ۴۵ دقیقه باش صحبت می‌کنه، بش احترام گذاشته میشه، و اعصابش آرامه، و مجبور نیست همه پول رو یکدفعه بده.

محما: و ۱۱ هزارتا گرفته؟

من: بله. و این شامل ترانسفر مریض و خانواده‌ش هم بوده.

محما: خوب حساب کردن. ولی مثل هر بیزینسی تفاوت‌هایی وجود داره.

من: حرف من همینه که اگر بیزینسه باید بشینیم حساب کتاب کنیم، و مقایسه کنیم‌. چون به نظر میرسه نظام درمان‌مون هم مشابه صنعت خودروسازی‌مون شده‌.

محما: من متوجه این مقایسه شما نمیشم. در واقع متوجه نمیشم که پرابلم چیست اینجا. ما یه سری بیمارستان‌های دولتی داریم، و اکثر مردم میرن همونجا، و یه سری خصوصی که قیمت خودش رو داره. و خیلی از کشورها اینطورند.

من: دکتر، بیماران کرونایی شهر من رو می‌برند یک بیمارستان دولتی که سگ بیشتر از بیست دقیقه اونجا نمیمونه. یعنی بی‌تابی می‌کنه تا صاحبش بیاد ببردش بیرون. شما این رو با ان‌اچ‌اس انگلستان نمی‌تونی هم‌ارز قرار بدی‌.

محما: هم‌ارز قرار ندادم، ولی بهرحال وجود داره و مردم می‌تونند استفاده کنند

من: منظورم این نبود که از لحاظ کیفی هم‌ارز قرار دادید. اون که بدیهیه. منظورم اینه که از لحاظ وجودی هم نباید هم‌ارز قرار بدید. بیمارستان دولتی که من بستگانم رو بردم برای بستری کرونا، از لحاظ استانداردهای پزشکی، عملا وجود نداره! یعنی ظاهرا یه بنایی هست و یه عده دارند میچرخند و یه کارهایی می‌کنند، ولی سرویس ارائه نمیشه. مسئله من اینه که مردمی که دارند ماهی ۲۰۰ دلار حقوق می‌گیرند، چرا باید مجبور باشند به انتخاب بین سرویسی که وجود ندارد، و سرویسی که ۱۱ هزار دلار است و با توجه به کیفیت، گرانتر از ترکیه‌ست؟

محما: بالاخره اینهمه آدم چطور دارند قلب‌شون رو عمل می‌کنند؟ اگه سرویسی وجود نداشت که هیچ‌کدوم این‌ها زنده نمی‌موندند.

من: من میترسم حتی اون دولتی‌ها هم برای خزانه دولت ۱۱ هزار دلار دربیاد نهایتا، ولی چون مستقیم با دستگاه کارتخوان پرداختش نمی‌کنیم، حسش نمی‌کنیم. ولی اینکه یه عده زنده میمونند موضوع ما نیست. در کرونا هم خیلی‌ها زنده میمونند. آیا این واقعیت که یکی از بدترین میزان تلفات بیمارستانی کرونا، چه بیمار چه کادر درمان، رو در دنیا داریم تغییر میده؟

ادامه 🔽
5
محما: اینکه بیمارستان‌های ما مشکلات زیادی دارند که شکی نیست. ولی انتخاب وجود داره. من به عنوان فروشنده قیمتم ۱۱ هزار دلاره. شاید کاملا عشقی این قیمت رو گذاشته باشم. آیا یک طرفدار بازار آزاد باید با این مخالف باشه؟

من: بهیچوجه. من معتقدم خیلی از مشکلات بشر حل بشو نیستند. ولی اونایی که حل‌بشو هستند با آزاد گذاشتن بازار حل میشن. اگه یک پزشک بتونه عشقی ۱۱ هزارتا بگیره، باید یه سری پزشک دیگه هم بتونند ۳ هزارتا بگیرن اگه خواستن.

محما: کسی مانع‌شون شده؟ آیا ماندگار رفته جلوی جراحی که با هفتاد میلیون عمل می‌کنه رو گرفته؟ اصلا وجود داره چنین کسی؟

من: اجازه بدید سوال‌تون رو با سوال جواب بدم. آیا فضا اجازه میده چنین کسی وجود داشته باشه؟ من نگفتم ماندگار تنها مقصر ۱۱ هزار دلاری شدن جراحی قلب است. من میگم روزی هفت هشت تا عمل ۱۱ هزار دلاری از دل رقابت و یک فضای نرمال بیرون نیومده. یه چیزی اینجا درست نیست.

محما: آهان.. پس شما هم برخلاف ادعاهاتون مثل کمونیست‌ها با اینکه عده‌ای خیلی بیشتر از دیگران پول دربیارن مشکل دارید.

من: نه. من مشکل ندارم. دموکرات‌های آمریکایی دارند‌. و انگلیسی‌ها. و آلمانی‌ها. اون‌ها معتقدند حقوق جراح رو باید دولت بده، و این حقوق نباید از یه حدی بیشتر باشه. من اونجوری نیستم. من دنبال اینم که مردم آپشن‌های بیشتری داشته باشند.

محما: دارند.

من: اوکی دکتر. مرسی که وقت‌تون رو در اختیار من گذاشتید.
5
و امکان نداره چنین دکتری از لحاظ اخلاقی و روحی یک آدم سالم باشه. یک آدم رندوم از خیابون انتخاب کنید و سپس زندگی پونصدنفر رو لنگ اون یک نفر کنید. ببینید چه اتفاقی براش میفته. پسر پیغمبر هم باشه عوض میشه. و خیلی زود.
ولی این تجربیات نباید در حد خاطرات بمونه. نباید به نفرت‌های شخصی پراکنده و بی‌ثمر ختم بشه. یا به پزشکی‌ستیزی عوامانه، که بعد چهارتا نئاندرتال آخوند روی موجش سوار بشن. باید به یک مطالبه عمومی تبدیل بشه، یا حداقل به یک سوال ملی: این چه تنگناییه که ما رو توش قرار داده‌اید؟
مشاور املاک ما رو فرستاد یه خونه رو ببینیم. یه آپارتمان هفتاد هشتاد متری بود. مالک که یه زن و شوهر جوان بودند هنوز خودشون ساکنش بودند. یه دختر کوچک هم داشتند. دو تا خواب داشت. که یکیش که تقریبا نه متر میشد مال دختره بود. که مادرش یه سری از وسایلشون که جا نداشتند رو چپونده بود کنار وسایل این بچه. اینم یه سری از عروسکاشو که براشون جا نداشت رو آورده بود گذاشته بود رو میز آشپزخونه و همونجا باشون بازی می‌کرد. جاروبرقی کنار میزتحریر بچه بود، و عروسک خرس کنار مخلوط‌کن.

سلول حسین فریدون رو دیدم یاد اون دختر افتادم.
ایران تنها محیطی است که گونه جانوران اصلاح‌طلب در آن زیست می‌کنند. چون هیچ‌جای دیگه دنیا وقتی یک رسوایی حقوق‌بشری ایجاد میشه و مسئول مستقیمش عذرخواهی می‌کنه، کسی نمیگه «گام مثبتی» بود. گونه‌ای که این رو میگه، فقط در ایرانه. شما یک مورد در هر کشوری بم نشون بدید که عامل غیرمستقیم جنایت و فضاحت عذرخواهی کنه، و بگن آفرین گام مثبتی بود عذرخواهیت!
عذرخواهی بروکراتیک، یک آئین رسانه‌ای است. نه وزن حقوقی داره، و نه اعتبار اخلاقی. و اصلا یک «گام» نیست که مثبت باشه یا نباشه. در واقع هیچ‌چیز نیست. اصلاح‌طلب هیچ‌چیزها رو برای ما مهم و ارزشمند جا میزنه.
به ادبیات رسانه‌های استرالیایی نگاه کنید.. میگه از ۱۳ سپتامبر به ساکنان نیوساوث‌ولز که دو دوز واکسن را دریافت کرده‌اند آزادی‌هایی داده خواهد شد!

بی گیون.. یعنی می‌گیرند. یعنی آزادی متعلق به دولته. به کسانی که من یشاء می‌دهد، و به کسانی که من یشاء نمی‌دهد! و انه هو العلیم القدیر!

حالا چجوری می‌دهد؟ دو نوبت هواخوری خواهند داشت. یک نوبت برای ورزش. یک نوبت اشانتیون. و هو الرزاق الکریم!
Anarchonomy
به ادبیات رسانه‌های استرالیایی نگاه کنید.. میگه از ۱۳ سپتامبر به ساکنان نیوساوث‌ولز که دو دوز واکسن را دریافت کرده‌اند آزادی‌هایی داده خواهد شد! بی گیون.. یعنی می‌گیرند. یعنی آزادی متعلق به دولته. به کسانی که من یشاء می‌دهد، و به کسانی که من یشاء نمی‌دهد!…
اینا یه کتابفروشی آنلاین دارن مثل آمازون، به نام بوکتوپیا. به خاطر حبس خانگی استرالیایی‌ها انقدر فروشش رفته بالا که برای جابجایی و ارسال کتاب‌ها در سوله‌های انبارش، ربات‌ تمام اتوماتیک نصب کرده، که کتاب رو از قفسه‌های مرتفع برمیداره میاره پایین بسته‌بندی می‌کنه! سازنده اون ربات کیه؟ یه شرکت چینی!
یعنی من دارم علاقمند میشم به چین. یه ویروس میفرستیم به کشور جهان‌اولی، اقتصادش رو فلج می‌کنیم. بعد این شهروندان جهان اولی از شدت وحشت میرن میچپن تو خونه‌هاشون و بیرون نمیان. بعد میشینن کتاب میخونند، لابد درباره تاریخ فاشیسم! بعد بشون ربات میفروشیم که کتاب‌هاشون رو جابجا کنند.
سرباز کروات در جنگ استقلال کروواسی در ۱۹۹۲.
روی دیوار نوشته خدایا اگر جوانمرگ شدم مرا به بهشت بفرست، جهنم را همینجا دیدم.
کار طالبان از لحاظ تاکتیکی عالی بود. این‌ها تعهد داده بودند به آمریکایی‌ها شلیک نکنند. تعهد نداده بودند انتحاری نفرستند. پس معامله نقض نشده. و میندازه گردن داعش که نشه ردش کرد.

دیگه اینارو با آخوندها مقایسه نکنید.
چرا باید شما درس بگیری؟ اصلا چرا باید درس گرفت؟ مگه اقتصاد یادگرفتنیه؟ مگه مشق نوشتنه؟ فکر می‌کنه این که چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی کار نمی‌کند، یه جور جزوه‌ست! که ما بخونیم و اجرا کنیم. خیر آقای عبده، این چیزها درس مدرسه نیستند. صادرات ویتنام رو اقتصادخوانده‌هاش به این ارقام نرسوندند. اون‌ها با مطالعه چیزی به این رشد نرسیدند. دولت‌شون از بخشی از کنترل خودش کم کرد، و مردم ویتنام وارد بازی شدند. معلوم نبود چه اتفاقی تو جریان بازی میفته. هیچ‌کس نمیدونه. باید بازی کنی تا بفهمی چه اتفاقی میفته. وقتی دولت ما، که شما نون‌خورش هستی، یک اینچ هم عقب‌نشینی نمی‌کنه، هی درس بگیر ازین و اون. چیزی تکون نمیخوره.
خود عقب‌نشینی هم یادگرفتنی نیست. هیچ قلدری هیچوقت به خودش نگفته عه قلدر همسایه یک قدم رفت عقب، منم برم! اصلا نداریم چنین چیزی. هر قلدری فقط وقتی میره عقب که هلش بدن. قدرت اینجوری کار می‌کنه. شما هی جزوه بنویس.
«افتضاح بایدن در کابل، آغاز پایان نهادهای سنتی آمریکاست».

چه جملات زیبا و امیدبخشی میشنوه آدم. خدا از دهن‌تون بشنوه. کاش همینجوری بود واقعا. ولی نهادهای سنتی با فحش خوردن به پایان نمیرسن. با از دست دادن اعتماد مردم هم به پایان نمیرسن. همه از سازمان مالیات متنفرند. آیا منحل میشه؟
نهاد سنتی فقط با زور به پایان میرسه. کجا زور کافی میفروشن؟ برای من هم زنبیل بذارید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی مردان جنگی با دیدن وضعیت وخیم بی‌کفایتی سیاستمداران و مسئولان دولتی، قید خدمت داوطلبانه به ارتش رو بزنند؛ طبیعتا باید برای جذب نیرو به زنان متوسل بشی و بشون القاء کنی با خدمت در ارتش ثابت می‌کنند که چیزی کمتر از مردها ندارند. درست مثل وقتی که در جنگ جهانی که کارخانه‌ها با کمبود کارگر مواجه شدند، به زنان القاء شد که خانه‌داری عقب‌ماندگی است!
Anarchonomy
وقتی مردان جنگی با دیدن وضعیت وخیم بی‌کفایتی سیاستمداران و مسئولان دولتی، قید خدمت داوطلبانه به ارتش رو بزنند؛ طبیعتا باید برای جذب نیرو به زنان متوسل بشی و بشون القاء کنی با خدمت در ارتش ثابت می‌کنند که چیزی کمتر از مردها ندارند. درست مثل وقتی که در جنگ جهانی…
برخلاف ایران که خانواده‌های بسیجی بیشتر از بقیه مردم دنبال دور زدن خدمت سربازی زیر پرچم جمهوری اسلامی هستند، و به خاطر راه‌های درروی فراوانی که براشون تعبیه شده از بقیه مردم موفق‌ترند در این دور زدن؛ در آمریکا خدمت به ارتش یکی از ارزش‌های خانوادگی بخشی از جامعه‌ست، که هرچند اقلیتند، ولی انقدر جمعیت دارند که نیروهای الیت نیروهای مسلح رو تأمین کنند. با دلسردی این قشر محافظه‌کار پوست‌کلفت، ارتش آمریکا سرمایه اجتماعی بزرگی رو از دست میده. اما مدیران بالادستی فکر می‌کنند این خسارت انقدر بزرگ نیست که با جذب سایر اقشار جامعه که تجددگراتر هستند جبران نشه. همون ذهنیت کوته‌بینانه و آکادمیکی که افتضاح کابل رو بوجود آورد.
هر چه فریاد دارید بر سر دانشگاه بزنید، که هرچه کرم‌خوردگی و قارچ‌زدگی و انگل‌گرفتگی می‌بینید از آنجا شروع شد.
«از جلو نظام» به مدارس آمریکا هم راه پیدا کرد، تا بچه‌ها فاصله ۳ فوت یا یک متر رو رعایت کنند. کاری که میشه امروز گفت کاملا بر مبنای خرافاته. با ویروس تنفسی که ایربورنه، هرکسی که تو کلاس نشسته، ویروسی که تو گلوی یکی از بچه‌های آلوده وجود داره رو بهرحال تنفس خواهد کرد. کلاس‌ها رو باید صحرایی برگزار کنند، که جریان هوا برقرار باشه. اما نه لجستیکش وجود داره نه اراده‌ش. اما اجرای «آئین» خرج و زحمت زیادی نداره، و دل‌خوش‌کننده‌ست. ما داریم با ذهن خودمون کشتی می‌گیریم، نه با ویروس.
سم هریس یه زمانی گفت ترامپ از بن لادن بدتره! ولی از هیتلر بدتر نیست. البته هیتلر یه چیزاییش بهتر بود، مثلا عرضه داشت!.. وقتی بایدن رئیس‌جمهور شد گفت حالا میتونم یه نفس راحت بکشم که چندتا «بزرگسال» وارد کاخ‌سفید شدند. دیروز بعد از کشته شدن سیزده نظامی آمریکایی در فرودگاه کابل، همین جمله‌ش درباره بزرگسالان رو دوباره بازنشر کرد و گفت: دارم واو به واو این جمله رو جام‌زهرگونه سر می‌کشم! (یعنی گه‌خوردم).
میخوام بگم این تازه سم هریسه. یه بنچمارک برای شعور نیست، ولی بهرحال سم هریسه. اگه بخوایم به همه چهارپایانی که ما رو احاطه کرده‌اند بپردازیم، حتی در قالب طنز، وقت برای غذا خوردن و دسشویی رفتن هم باقی نمیمونه. بیانیه داعش در به عهده گرفتن عملیات انتحاری شبیه هیچ‌کدوم از بیانیه‌های سابق داعش نیست، حتی در لغاتش. اما جوری پذیرفته شد کار داعشه که اگه خود تروریست انتحاری که این کارو کرد زنده بشه و بگه من به داعش ربطی ندارم، ازش نمی‌پذیرند. اجازه ندید این واقعیت از ذهن‌تون دور بشه: چهارپایان منطقه ما بدون چهارپایان خارجی زیر همون زایمان اول تلف میشن.
اگر پزشک هستید اما در نگارش ضعیف هستید ولی لازمه در شبکه‌های اجتماعی فعال باشید، یکی رو استخدام کنید که به جای خودتون بنویسه. دکتر کری که از معدود پزشکان معتقد به ایورمکتین در دنیاست، اومده دروغ‌های رسانه‌ها و سازمان غذا و دارو آمریکا درباره این دارو رو رد کنه، اما یه جوری نوشته که انگار گفته‌های خودش دروغند! چیزی که میخواد بگه اینه: ۱- ایورمکتین یکی از امن‌ترین داروها در تاریخ طب حساب میشه. ۲- تا الان هیچ گزارش اثبات‌شده‌ای از مرگ به خاطر ایورمکتین وجود نداشته، چه مصرف عادی و چه با اوردوز. ۳- سازمان غذا و دارو میگه برای کرونا استفاده‌ نکنید ازش اما اعتراف می‌کنه که هنوز دیتا رو بررسی نکرده.
به پونزده بیمار کرونایی با وضع وخیم تنفس، روزی یک عدد ازین قرص دادند، و حال‌شون خوب شده. یه دارو برای پایین آوردن چربی خونه.
آزمایش‌های بیشتری لازمه تا این رابطه کاملا اثبات و کاملا توضیح داده بشه. اما من به عنوان یک مریض بالقوه این سوال برام پیش میاد که چرا بعد از هجده ماه از پر شدن بخش‌های آی‌سیو باید به ذهن چند پزشک برسه که به پاسخ متابولیکی ریه به ویروس توجه کنند؟
سلبریتی‌ها و اینفلوعنسرهای شبکه‌های اجتماعی مدتیه که دارند «رژیم آلکالاین» رو ترویج می‌کنند. از همون مهملاتی که ما تو ایران مشابه اسلامی سنتیش رو داریم که میگه فلان چیزارو بخوری اسیدی میشه بدنت، باید فلان چیزها رو بخوری که خنثی کنه و فلان.
چندتا احمق این رژیم رو روی نوزادهای خودشون امتحان کردن، و گس وات؟ سه تا نوزاد چهار پنج ماهه بستری شدن با ضایعات مغزی و استخوانی!
ما هم همینطور. در اطرافیان چندنفر بستری داشتیم، همه بدحال، و در آشنایان چند مورد فوتی! اما به هیچ‌کدوم ندادند.
بهرحال اسکرین‌شات رو گذاشتم که پزشک‌هایی که تجویز می‌کنند، فرصت دفاع داشته باشند و یکطرفه نباشه.