Anarchonomy
44.7K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این مستند با اون موسیقی تیتراژ محشرش یکی از اندک برنامه‌های تلویزیون بود که دوسش داشتم، مخصوصا چون همیشه همراه با مادرم نگاه می‌کردیم. حس خاصی از خویشاوندی با همه مسلمانان دنیا رو در آدم ایجاد می‌کرد. انگار همه از یک قبیله‌ایم که در گوشه کنار دنیا پراکنده شده‌ایم و بدون اینکه همدیگه رو بشناسیم برای هم آشنا هستیم.

اما این مستند هیچوقت نگفت که هر کدوم از کشورهای اسلامی که در هر قسمت معرفی می‌کنه، کندوی چه متحجران و بنیادگران فاشیستی بوده و هنوز هست. درباره هیچ‌کدوم، از عقب‌افتادگی‌های فرهنگی‌شون چیزی نگفت. تصاویر نوستالژیک مسجدهای قدیمی و صف نماز جماعت، چیزی به شناخت آدم اضافه نمی‌کنه‌.

خیلی خام بودیم. واقعیت، همه حس‌های خوبی که به عنوان «بچه مسلمان» داشتیم نابود کرد.


https://t.me/nostalgiktv/4724
2
ما ملت امام حسینیم
و این بهترین زندان‌مونه
Anarchonomy
ما ملت امام حسینیم و این بهترین زندان‌مونه
خیلی از فعالان مدنی و سیاسی‌مون از افراد کوچه بازار عقب‌تر هستند در شناخت جایی که توش زندگی می‌کنند. بچه‌های حاشیه‌نشین از همون نوجوانی اینو می‌دونند که در دستگاه‌های حکومت اسلامی، انسان هیچ حقی و هیچ شأنی و هیچ منزلتی نداره. چون اون‌ها در دنیای فیزیکی با نظام برخورد می‌کنند. هیچ حجاب تئوریک بین زندگی روزمره اون‌ها و واقعیت حکومت وجود نداشته.
«انسان‌ها به تاکتیک چماق و هویج خوب جواب میدن.. اجباری شدن واکسن باعث میشه بفهمن که الان وقتشه (که تسلیم بشن)»

این مامور کاگ‌ب نیست. رییس‌پلیس مسکو هم نیست. تو کره شمالی هم درس نخونده. این شهردار نیویورکه.

https://t.me/disclosetv/4257
بعضی از دوستان ازون عقب اشاره می‌کنند که آزادی کوته‌بینان حوزوی و دانشگاهی، به ضرر عوام‌ کم‌اطلاع تموم میشه!

اولا که: خب بشه! الان قرن بیست و یکمه. اگه کسی الان هم نمیتونه مهملات رو از محتویات سالم جدا کنه، سزاوار خساراتیه که بش وارد میشه.

دوم.. این درباره اطلاعات نیست، که شنونده به خاطر کم‌اطلاعی قربانی بشه. این درباره منطق است. «من ندیدم کسی در خانه بمیرد»، اول یک مغلطه‌ست؛ سپس یک ادعای پزشکی. من هم ندیدم کسی توی خواب راه بره، پس یعنی کسانی وجود ندارند که توی خواب راه برن؟ «هرکس دارد طب سنتی انجام میدهد، درست انجامش نمیدهد و گرنه مریض نمیمرد» اول یک شارلاتان بازیه، بعد یک ادعای پزشکی. چون طب سنتی رو ابطال ناپذیر کرده.

مگر اینکه بگید: بسیار خب، پس آزادی کسانی که از مغلطه و عوامفریبی استفاده می‌کنند رو باید محدود کرد!
اولا اونی سزاوار اینه که نگهبان فریب‌خوردگی مردم باشه که خودش از فریب خوردن مصون باشه. شما مصونی؟ کی مصونه؟ ثانیا، اگه همه از مغلطه استفاده کنند میخوای دهن همه رو ببندی؟

https://t.me/AnimalsQuotes/1977
شبیه‌سازی کامپیوتری مصاحبه من و دکتر محمد حسین ماندگار، فوق تخصص جراحی قلب و عروق بیمارستان دی. (اسم دکتر برای خلاصه‌سازی محما نگاشته می‌شود).

من: سلام دکتر. ممنون که وقت گذاشتید برای این گفتگو. چون یکبار که شما را در بیمارستان دیدم با شش ترفند پیچیده تونستم خودم رو به هشتاد سانتی شما برسونم و باورم نمیشه الان روبروی هم نشستیم.

محما: خواهش می‌کنم. خب چون ما مریض زیاد داریم و همراهان این‌ها دائما دنبال ما میفتند و سوال دارند، ممکنه متوجه مراجعه بعضی‌ها نشویم.

من: خب یکی از سوالات من اینه که چرا اینهمه مریض دارید؟ تو ورودی بخش آی‌سی‌یو.. چون اونجارو خودم دیدم.. مثل پزشک ارتش هستید که وارد چادر نظامیان مجروح جنگی شده!

محما: یک علتش اعتباریه که بیمارستان تونسته در طول سالیان سال کسب کنه، یک علتش هم لطفی است که مردم به بنده دارند، و البته کارم هم خوب انجام میدم.

من: انشالله که همینطوره، ولی چرا در کشورهای دیگه این صحنه‌ها رو نمی‌بینیم؟ حالا آلمان رو مثال نمیزنم. در همین ترکیه همسایه وقتی وارد مطب فوق تخصص قلب میشی یه جوری میشکفه انگار چندماهه آدم جدید ندیده بوده! قطعا بیمارستان‌های اون‌ها هم معتبرند و جراحان ماهری دارند.

محما: در مورد کشورهای غربی نمیتونم نظری بدم اما در منطقه تردید ندارم که ما بهترین کیفیت رو داریم ارائه می‌کنیم. اگه امکانات هاسپیتال هم در سطح جهانی نباشه، کادر قطعا در سطح جهانیه.

من: اگر اینطور باشه که عالیه، ولی من ازونجایی که یک آنارکوکاپیتالیست هستم معتقدم تو بازار هیچ استعداد کشف‌نشده‌ای باقی نمیمونه. اگه کادر ما در منطقه حرف اول رو میزنه، چرا این ترکیه‌ست که داره از اروپا بیمار جذب می‌کنه؟ چرا از رومانی نمیان تهران که دکتر ماندگار عمل‌شون کنه؟

محما: برای اینکه من به تنهایی نمیتونم از خارج مریض بیارم.. یک سری شرایط باید در کشور مهیا باشه تا طرف بیاد. الان نگاه مثبتی به کشور ما وجود نداره متأسفانه.

من: باور کنید نگاه اروپایی‌ها به ایران مثبت‌تر از ترکیه‌ست. چون ترک‌ها رو میشناسند ولی ما رو نه چندان.

محما: البته فقط نوع نگاه نیست. مریض میاد وضعیت تهران رو میبینه فراری میشه. فاکتورهای زیادی وجود داره.

من: دکتر بذارید یه جور دیگه به مسئله ورود کنیم. من هرچقدر بشنوم فلان فوتبالیست ایرانی، بازیکن شایسته‌ایه، تا نبینم که باشگاه‌های اروپایی چقدر حاضرند باش قرارداد ببندند، باور نمی‌کنم.

محما: فوتبال با پزشکی خیلی فرق داره.‌ اون‌ها ممکنه به کسی پول بدن و کل فصل رو نیمکت بشینه. ولی پزشک باید دائم خودش رو ثابت کنه.

من: قطعا نمیتونه بیشتر از یک فصل رو نیمکت بشینه. چون خود سرمایه‌گذاران باشگاه سر فصل بعد از شرش خلاص میشن. مسئله من اینه که آمریکا دکتر ماندگار ما رو چقدر میخره؟

محما: امیدوارم خودستایی برداشت نشه، ولی خیلی زیاد.

من: چقدر مثلا.

محما: ببینید جراح قلب در آمریکا که اندازه من تجربه داشته باشه سالی کمتر از ۴۰۰ هزار دلار نمیگیره.

منن: خب این میشه ماهی ۳۳ هزار دلار. یعنی فرض کنیم تعطیلات نداشته باشه میشه روزی هزار دلار. شما برای عمل نصب دریچه آئورت، ۳۰۰ میلیون قیمت دادید.‌ میشه ۱۰ هزار و هفتصد دلار! و شما هرروز انقدر عمل دارید که بخش‌تون شبیه بیمارستان صحراییه.

محما: خب همه اون ۳۰۰ تومن رو که به من نمیدن.

من: چقدرش رو میدن؟

محما: ببینید اولا این پول رو من نمی‌گیرم، بیمارستان‌ها می‌گیرند..

من: .. که خودتون سهامدارشون هستید.

محما: فکر می‌کنید بیمارستان چقدر سوددهی داره؟

من: من واقعا نمی‌دونم. فقط با چشمان خودم دیدم که از محل اون درآمد زمین کناری که خدا داند چقدر ارزش داشت تصاحب شد و روش یک ساختمان بزرگ‌جثه ساخته شد تا به مساحت بیمارستان اضافه بشه

- محما: من فکر کردم شما طرفدار بازار آزاد هستید. این بده که بخش خصوصی با اتکا به خودش ظرفیت درمانی کشور رو بالا ببره؟

من: نه عالیه. من فقط دارم چک می‌کنم که درمان داره برای من چند میفته.

محما: بهرحال هزینه‌ها خیلی بالاست. اینطور نیست که همش سود باشه. ما چهار سال پیش همین عمل رو ۱۰۰ تومن می‌گرفتیم. و الان سه برابر کردیم، در حالی که قیمت‌ بقیه چیزها پنج برابر و شش برابر شده‌اند. ما هم همه‌چیز رو به دلار میخریم.

من: دکتر دریچه آئورت برند بوستون ساینتیفیک رو چند حساب می‌کنند با شما؟

محما: می‌تونید گوگل کنید.

من: نه حقیقتا. نمی‌تونم. نه تنها قیمت این چیزها رو در وبسایت‌ها نمی‌نویسند، چون سازنده با بیمارستان‌ها جای چانه‌زنی گذاشته، بلکه با کشورهای در حال توسعه هم ارزون‌تر حساب می‌کنند.

محما: فقط که دریچه نیست. هزینه‌های مواد داخل اتاق سرسام‌آور شده‌اند. همه دستگاه‌ها نیاز به تعمیر نگهداری دارند. بیمارستان کلی هزینه جاری داره. این همه مصرف برق. اینهمه پرسنل.

ادامه 🔽
5
من: من هیچکدوم این‌ها رو انکار نمی‌کنم. ولی خب شما شوینده‌ای که باش کف بخش رو تی می‌کشید رو هم ارزونتر از ترکیه میخرید، و به اون تی‌کش هم خیلی کمتر پول میدید. البته بعضی جاها وایتکس می‌زنند و بوی کلر میره تو ریه مریض‌هایی که تازه دارن ریکاور میشن، ولی خب بیمارستان شما اینطوری نیست انصافا.

محما: من واقعا نمی‌تونم وارد جزییات بشم، ولی مسائل خیلی پیچیده‌تره.

من: اتفاقا می‌خواستم وارد بشید، چون خیلی کنجکاوم که دخل و خرج شما چجوریه. مثلا ما الان می‌دونیم ایران‌خودرو چقدر خرج تبلیغات کرده در سال گذشته.

محما: برای اینکه اون یک شرکته که در بورس حضور داره و باید گزارش بده. ولی بیمارستان به کسی تعهد نداره تا همه مخارجش رو منتشر کنه.

من: ولی قبول دارید مردم حق دارند بدونند چرا باید ۱۱ هزار دلار به شما پرداخت کنند؟

محما: مجبور نیستند پرداخت کنند. میتونند به بیمارستان‌های دولتی مراجعه کنند. شما مطمئنید که طرفدار بازار آزاد هستید؟

من: بله مطمئنم. برای همینه که بازار رو یک ابزار انسانی می‌بینم، نه یک ابزار مکانیکی و عددی. بازار آزاد علاوه بر فروشندگان آزاد، خریداران آزاد هم داره.

محما: خب واقعا آزادند.‌

من: این مثل اینه که بگیم مشتریان ایران‌خودرو هم آزادند. ولی نیستند. مشتری ایرانی باید ۱۱ هزار دلار برای آئورت مادرش بده‌، و تو یه محیطی شبیه بیمارستان صحرایی بیفته دنبال دکترش. مشتری ترکیه‌ای هم باید همین مقدار بده، اما بیمارستان مثل هتل درویشی ماست، پزشک در هر ویزیت ۴۵ دقیقه باش صحبت می‌کنه، بش احترام گذاشته میشه، و اعصابش آرامه، و مجبور نیست همه پول رو یکدفعه بده.

محما: و ۱۱ هزارتا گرفته؟

من: بله. و این شامل ترانسفر مریض و خانواده‌ش هم بوده.

محما: خوب حساب کردن. ولی مثل هر بیزینسی تفاوت‌هایی وجود داره.

من: حرف من همینه که اگر بیزینسه باید بشینیم حساب کتاب کنیم، و مقایسه کنیم‌. چون به نظر میرسه نظام درمان‌مون هم مشابه صنعت خودروسازی‌مون شده‌.

محما: من متوجه این مقایسه شما نمیشم. در واقع متوجه نمیشم که پرابلم چیست اینجا. ما یه سری بیمارستان‌های دولتی داریم، و اکثر مردم میرن همونجا، و یه سری خصوصی که قیمت خودش رو داره. و خیلی از کشورها اینطورند.

من: دکتر، بیماران کرونایی شهر من رو می‌برند یک بیمارستان دولتی که سگ بیشتر از بیست دقیقه اونجا نمیمونه. یعنی بی‌تابی می‌کنه تا صاحبش بیاد ببردش بیرون. شما این رو با ان‌اچ‌اس انگلستان نمی‌تونی هم‌ارز قرار بدی‌.

محما: هم‌ارز قرار ندادم، ولی بهرحال وجود داره و مردم می‌تونند استفاده کنند

من: منظورم این نبود که از لحاظ کیفی هم‌ارز قرار دادید. اون که بدیهیه. منظورم اینه که از لحاظ وجودی هم نباید هم‌ارز قرار بدید. بیمارستان دولتی که من بستگانم رو بردم برای بستری کرونا، از لحاظ استانداردهای پزشکی، عملا وجود نداره! یعنی ظاهرا یه بنایی هست و یه عده دارند میچرخند و یه کارهایی می‌کنند، ولی سرویس ارائه نمیشه. مسئله من اینه که مردمی که دارند ماهی ۲۰۰ دلار حقوق می‌گیرند، چرا باید مجبور باشند به انتخاب بین سرویسی که وجود ندارد، و سرویسی که ۱۱ هزار دلار است و با توجه به کیفیت، گرانتر از ترکیه‌ست؟

محما: بالاخره اینهمه آدم چطور دارند قلب‌شون رو عمل می‌کنند؟ اگه سرویسی وجود نداشت که هیچ‌کدوم این‌ها زنده نمی‌موندند.

من: من میترسم حتی اون دولتی‌ها هم برای خزانه دولت ۱۱ هزار دلار دربیاد نهایتا، ولی چون مستقیم با دستگاه کارتخوان پرداختش نمی‌کنیم، حسش نمی‌کنیم. ولی اینکه یه عده زنده میمونند موضوع ما نیست. در کرونا هم خیلی‌ها زنده میمونند. آیا این واقعیت که یکی از بدترین میزان تلفات بیمارستانی کرونا، چه بیمار چه کادر درمان، رو در دنیا داریم تغییر میده؟

ادامه 🔽
5
محما: اینکه بیمارستان‌های ما مشکلات زیادی دارند که شکی نیست. ولی انتخاب وجود داره. من به عنوان فروشنده قیمتم ۱۱ هزار دلاره. شاید کاملا عشقی این قیمت رو گذاشته باشم. آیا یک طرفدار بازار آزاد باید با این مخالف باشه؟

من: بهیچوجه. من معتقدم خیلی از مشکلات بشر حل بشو نیستند. ولی اونایی که حل‌بشو هستند با آزاد گذاشتن بازار حل میشن. اگه یک پزشک بتونه عشقی ۱۱ هزارتا بگیره، باید یه سری پزشک دیگه هم بتونند ۳ هزارتا بگیرن اگه خواستن.

محما: کسی مانع‌شون شده؟ آیا ماندگار رفته جلوی جراحی که با هفتاد میلیون عمل می‌کنه رو گرفته؟ اصلا وجود داره چنین کسی؟

من: اجازه بدید سوال‌تون رو با سوال جواب بدم. آیا فضا اجازه میده چنین کسی وجود داشته باشه؟ من نگفتم ماندگار تنها مقصر ۱۱ هزار دلاری شدن جراحی قلب است. من میگم روزی هفت هشت تا عمل ۱۱ هزار دلاری از دل رقابت و یک فضای نرمال بیرون نیومده. یه چیزی اینجا درست نیست.

محما: آهان.. پس شما هم برخلاف ادعاهاتون مثل کمونیست‌ها با اینکه عده‌ای خیلی بیشتر از دیگران پول دربیارن مشکل دارید.

من: نه. من مشکل ندارم. دموکرات‌های آمریکایی دارند‌. و انگلیسی‌ها. و آلمانی‌ها. اون‌ها معتقدند حقوق جراح رو باید دولت بده، و این حقوق نباید از یه حدی بیشتر باشه. من اونجوری نیستم. من دنبال اینم که مردم آپشن‌های بیشتری داشته باشند.

محما: دارند.

من: اوکی دکتر. مرسی که وقت‌تون رو در اختیار من گذاشتید.
5
و امکان نداره چنین دکتری از لحاظ اخلاقی و روحی یک آدم سالم باشه. یک آدم رندوم از خیابون انتخاب کنید و سپس زندگی پونصدنفر رو لنگ اون یک نفر کنید. ببینید چه اتفاقی براش میفته. پسر پیغمبر هم باشه عوض میشه. و خیلی زود.
ولی این تجربیات نباید در حد خاطرات بمونه. نباید به نفرت‌های شخصی پراکنده و بی‌ثمر ختم بشه. یا به پزشکی‌ستیزی عوامانه، که بعد چهارتا نئاندرتال آخوند روی موجش سوار بشن. باید به یک مطالبه عمومی تبدیل بشه، یا حداقل به یک سوال ملی: این چه تنگناییه که ما رو توش قرار داده‌اید؟
مشاور املاک ما رو فرستاد یه خونه رو ببینیم. یه آپارتمان هفتاد هشتاد متری بود. مالک که یه زن و شوهر جوان بودند هنوز خودشون ساکنش بودند. یه دختر کوچک هم داشتند. دو تا خواب داشت. که یکیش که تقریبا نه متر میشد مال دختره بود. که مادرش یه سری از وسایلشون که جا نداشتند رو چپونده بود کنار وسایل این بچه. اینم یه سری از عروسکاشو که براشون جا نداشت رو آورده بود گذاشته بود رو میز آشپزخونه و همونجا باشون بازی می‌کرد. جاروبرقی کنار میزتحریر بچه بود، و عروسک خرس کنار مخلوط‌کن.

سلول حسین فریدون رو دیدم یاد اون دختر افتادم.
ایران تنها محیطی است که گونه جانوران اصلاح‌طلب در آن زیست می‌کنند. چون هیچ‌جای دیگه دنیا وقتی یک رسوایی حقوق‌بشری ایجاد میشه و مسئول مستقیمش عذرخواهی می‌کنه، کسی نمیگه «گام مثبتی» بود. گونه‌ای که این رو میگه، فقط در ایرانه. شما یک مورد در هر کشوری بم نشون بدید که عامل غیرمستقیم جنایت و فضاحت عذرخواهی کنه، و بگن آفرین گام مثبتی بود عذرخواهیت!
عذرخواهی بروکراتیک، یک آئین رسانه‌ای است. نه وزن حقوقی داره، و نه اعتبار اخلاقی. و اصلا یک «گام» نیست که مثبت باشه یا نباشه. در واقع هیچ‌چیز نیست. اصلاح‌طلب هیچ‌چیزها رو برای ما مهم و ارزشمند جا میزنه.
به ادبیات رسانه‌های استرالیایی نگاه کنید.. میگه از ۱۳ سپتامبر به ساکنان نیوساوث‌ولز که دو دوز واکسن را دریافت کرده‌اند آزادی‌هایی داده خواهد شد!

بی گیون.. یعنی می‌گیرند. یعنی آزادی متعلق به دولته. به کسانی که من یشاء می‌دهد، و به کسانی که من یشاء نمی‌دهد! و انه هو العلیم القدیر!

حالا چجوری می‌دهد؟ دو نوبت هواخوری خواهند داشت. یک نوبت برای ورزش. یک نوبت اشانتیون. و هو الرزاق الکریم!
Anarchonomy
به ادبیات رسانه‌های استرالیایی نگاه کنید.. میگه از ۱۳ سپتامبر به ساکنان نیوساوث‌ولز که دو دوز واکسن را دریافت کرده‌اند آزادی‌هایی داده خواهد شد! بی گیون.. یعنی می‌گیرند. یعنی آزادی متعلق به دولته. به کسانی که من یشاء می‌دهد، و به کسانی که من یشاء نمی‌دهد!…
اینا یه کتابفروشی آنلاین دارن مثل آمازون، به نام بوکتوپیا. به خاطر حبس خانگی استرالیایی‌ها انقدر فروشش رفته بالا که برای جابجایی و ارسال کتاب‌ها در سوله‌های انبارش، ربات‌ تمام اتوماتیک نصب کرده، که کتاب رو از قفسه‌های مرتفع برمیداره میاره پایین بسته‌بندی می‌کنه! سازنده اون ربات کیه؟ یه شرکت چینی!
یعنی من دارم علاقمند میشم به چین. یه ویروس میفرستیم به کشور جهان‌اولی، اقتصادش رو فلج می‌کنیم. بعد این شهروندان جهان اولی از شدت وحشت میرن میچپن تو خونه‌هاشون و بیرون نمیان. بعد میشینن کتاب میخونند، لابد درباره تاریخ فاشیسم! بعد بشون ربات میفروشیم که کتاب‌هاشون رو جابجا کنند.
سرباز کروات در جنگ استقلال کروواسی در ۱۹۹۲.
روی دیوار نوشته خدایا اگر جوانمرگ شدم مرا به بهشت بفرست، جهنم را همینجا دیدم.
کار طالبان از لحاظ تاکتیکی عالی بود. این‌ها تعهد داده بودند به آمریکایی‌ها شلیک نکنند. تعهد نداده بودند انتحاری نفرستند. پس معامله نقض نشده. و میندازه گردن داعش که نشه ردش کرد.

دیگه اینارو با آخوندها مقایسه نکنید.
چرا باید شما درس بگیری؟ اصلا چرا باید درس گرفت؟ مگه اقتصاد یادگرفتنیه؟ مگه مشق نوشتنه؟ فکر می‌کنه این که چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی کار نمی‌کند، یه جور جزوه‌ست! که ما بخونیم و اجرا کنیم. خیر آقای عبده، این چیزها درس مدرسه نیستند. صادرات ویتنام رو اقتصادخوانده‌هاش به این ارقام نرسوندند. اون‌ها با مطالعه چیزی به این رشد نرسیدند. دولت‌شون از بخشی از کنترل خودش کم کرد، و مردم ویتنام وارد بازی شدند. معلوم نبود چه اتفاقی تو جریان بازی میفته. هیچ‌کس نمیدونه. باید بازی کنی تا بفهمی چه اتفاقی میفته. وقتی دولت ما، که شما نون‌خورش هستی، یک اینچ هم عقب‌نشینی نمی‌کنه، هی درس بگیر ازین و اون. چیزی تکون نمیخوره.
خود عقب‌نشینی هم یادگرفتنی نیست. هیچ قلدری هیچوقت به خودش نگفته عه قلدر همسایه یک قدم رفت عقب، منم برم! اصلا نداریم چنین چیزی. هر قلدری فقط وقتی میره عقب که هلش بدن. قدرت اینجوری کار می‌کنه. شما هی جزوه بنویس.
«افتضاح بایدن در کابل، آغاز پایان نهادهای سنتی آمریکاست».

چه جملات زیبا و امیدبخشی میشنوه آدم. خدا از دهن‌تون بشنوه. کاش همینجوری بود واقعا. ولی نهادهای سنتی با فحش خوردن به پایان نمیرسن. با از دست دادن اعتماد مردم هم به پایان نمیرسن. همه از سازمان مالیات متنفرند. آیا منحل میشه؟
نهاد سنتی فقط با زور به پایان میرسه. کجا زور کافی میفروشن؟ برای من هم زنبیل بذارید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی مردان جنگی با دیدن وضعیت وخیم بی‌کفایتی سیاستمداران و مسئولان دولتی، قید خدمت داوطلبانه به ارتش رو بزنند؛ طبیعتا باید برای جذب نیرو به زنان متوسل بشی و بشون القاء کنی با خدمت در ارتش ثابت می‌کنند که چیزی کمتر از مردها ندارند. درست مثل وقتی که در جنگ جهانی که کارخانه‌ها با کمبود کارگر مواجه شدند، به زنان القاء شد که خانه‌داری عقب‌ماندگی است!
Anarchonomy
وقتی مردان جنگی با دیدن وضعیت وخیم بی‌کفایتی سیاستمداران و مسئولان دولتی، قید خدمت داوطلبانه به ارتش رو بزنند؛ طبیعتا باید برای جذب نیرو به زنان متوسل بشی و بشون القاء کنی با خدمت در ارتش ثابت می‌کنند که چیزی کمتر از مردها ندارند. درست مثل وقتی که در جنگ جهانی…
برخلاف ایران که خانواده‌های بسیجی بیشتر از بقیه مردم دنبال دور زدن خدمت سربازی زیر پرچم جمهوری اسلامی هستند، و به خاطر راه‌های درروی فراوانی که براشون تعبیه شده از بقیه مردم موفق‌ترند در این دور زدن؛ در آمریکا خدمت به ارتش یکی از ارزش‌های خانوادگی بخشی از جامعه‌ست، که هرچند اقلیتند، ولی انقدر جمعیت دارند که نیروهای الیت نیروهای مسلح رو تأمین کنند. با دلسردی این قشر محافظه‌کار پوست‌کلفت، ارتش آمریکا سرمایه اجتماعی بزرگی رو از دست میده. اما مدیران بالادستی فکر می‌کنند این خسارت انقدر بزرگ نیست که با جذب سایر اقشار جامعه که تجددگراتر هستند جبران نشه. همون ذهنیت کوته‌بینانه و آکادمیکی که افتضاح کابل رو بوجود آورد.
هر چه فریاد دارید بر سر دانشگاه بزنید، که هرچه کرم‌خوردگی و قارچ‌زدگی و انگل‌گرفتگی می‌بینید از آنجا شروع شد.