دانشمندان عزیز میفرمایند قبلترها که هیمالیا سردتر و برفیتر ازین بود، بادهای سردتری به سمت دریای عرب میفرستاد. باد سرد دمای سطح آب رو پایین میآورد و این باعث میشد چرخهای از جریانها از بالای دریا به سمت اعماق و برعکس ایجاد بشه و مواد مغذی رو از پایین بیاره به نزدیکی سطح، تا گونههایی از پلانکتونها که خوراک ماهیها بودند ازشون تغذیه کنند. اما حالا که اون بادها گرمترند، آب هم گرمتره، و مواد مغذی کمتری میاد بالا، و این باعث شده گونههای دیگهای از پلانکتونها که با اکسیژن کم کنار میان بتونند زنده بمونند و به بقیه رقبا غلبه کنند. در نتیجه تنوع ماهیهایی که ماهیگیران محلی صید میکردند کمتر شده، و در عوض جمعیت لاکپشت و عروس دریایی و جانورانی که ارزش خوراکی ندارند بیشتر شده.
اگه این ادعا درست باشه، معضل ماهیگیران جنوب کشور خیلی پیچیدهتر و سیستماتیکتر از کشتیهای ترال چینیه.
اگه این ادعا درست باشه، معضل ماهیگیران جنوب کشور خیلی پیچیدهتر و سیستماتیکتر از کشتیهای ترال چینیه.
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکسهای گوگلارث در زمانهای مختلفی گرفته میشن، برای همین حتی با زوم کردن هم میشه تغییر حجم آب پشت سد رو دید.
❤2
این مقدار بولد کردن یک سردار سپاهی که حتی در چارچوپ سپاه هم جزء آیکیو پایینهاست، توسط اسراییل؛ برای ترساندن کسی نیست، هرچند که جنبه مشغولسازی تیمهای حفاظتی هم دارد (که البته کیس فخریزاده نشان داد خیلی هم مشغول نمیشوند). بلکه برای این است که معلوم کند ما مشکلی با ادامه این بازی نداریم! که هر از چندی عکس یکی از شما را نشان کنیم و فردا کتلتش را تحویل بدهیم، و شما مثلا دنبال انتقام بیفتید، و این سیکل ادامه پیدا کند (نصرالله، رهبر سخنرانیهای آفلاین، امشب گفت «اگر انتقام زیاد طول بکشد دیگر انتقام نیست!». این جمله باید به سپاه گفته میشد، نه به مردم لبنان).
بهتر است این بازی ادامه پیدا کند، چون کسی پخمهتر از سپاهیها گیر اسراییل نخواهد افتاد. اگر همین الان حکومت ایران به یک حکومت دموکراتیک سکولار تبدیل بشود هم، این مملکت ضداسراییل باقی خواهد ماند. با این فرق که آدمهای شایستهتری عهدهدار امورات خواهند شد. شما هم اگر جای برادران گمنام سلیمان بودید، ترجیح میدادید سطح پلیر مقابل، بیسیک بماند.
بهتر است این بازی ادامه پیدا کند، چون کسی پخمهتر از سپاهیها گیر اسراییل نخواهد افتاد. اگر همین الان حکومت ایران به یک حکومت دموکراتیک سکولار تبدیل بشود هم، این مملکت ضداسراییل باقی خواهد ماند. با این فرق که آدمهای شایستهتری عهدهدار امورات خواهند شد. شما هم اگر جای برادران گمنام سلیمان بودید، ترجیح میدادید سطح پلیر مقابل، بیسیک بماند.
❤4
با این که در آمریکا نهادهایی مثل اتحادیه کارگران وجود داره، و سازمانهای مردمنهاد حامی حقوق کارگران وجود داره، و کلکسیونی از قوانین در حمایت ازونها تصویب شده تا الان، امروز در برابر اجبار کارفرما به واکسیناسیون، کاری از دستشون برنمیاد. یعنی بین حق کارگر در انتخاب واکسن زدن یا نزدن، در برابر حق کارفرما در اخراج کردن کارمندی که واکسن نمیزند، دومی غلبه مطلق داره. تا جایی که یکی از فرمانداران ایالتی گفت بازار ما آزاده، اگه کارفرماتون گیر داد استعفا بدید بیایید بیرون یه شغل دیگه پیدا کنید! که نشون میده طرف چقدر پرته از زندگی واقعی مردم عادی.
این ناتوانی و عجز در برابر کارفرما، حاصل نداشتن نهاد و قانون نبود. اتفاقا اونها رو دارند و زیاد هم دارند. بلکه دقیقا نتیجه تورم اون نهادها و قوانین بود. وقتی از یک حدی بیشتر شدند، شرکتها خودشون رو داخل یک جنگ دیدند و متعاقبا ارتش خودشون رو آماده کردند. این ارتش شامل متخصصان مدیریت نیروی انسانی بود، شامل متخصصان روباهصفت بیمه بود، شامل وکیلهای گرگصفت هم بود، و همچنین متخصصان لابی که از دفتر شرکت تا واشنگتن دیسی در رفت آمد باشند، که نمایندگان مجلس و سیاستمدارها رو بخرند، یا نرم کنند.
وقتی مینوشتم قانون حداقل دستمزد فضا رو چنان سمی کرده که دیگه حتی کارفرمایان خوشطینت هم نمیتونند به کارگر نگاه انسانی داشته باشند، خیلیها نمیپذیرفتند. اما الان دارند با مسئله واکسن با چشم خودشون میبینند این مکانیزم چطور کار میکنه و چرا به اینجا رسیده. کارفرما کوچکترین اهمیتی به حق انتخاب کارگرش در زدن یک واکسن آزمایشی قائل نیست. چون اصلا نمیتونه باش ارتباط انسانی برقرار کنه.
این ناتوانی و عجز در برابر کارفرما، حاصل نداشتن نهاد و قانون نبود. اتفاقا اونها رو دارند و زیاد هم دارند. بلکه دقیقا نتیجه تورم اون نهادها و قوانین بود. وقتی از یک حدی بیشتر شدند، شرکتها خودشون رو داخل یک جنگ دیدند و متعاقبا ارتش خودشون رو آماده کردند. این ارتش شامل متخصصان مدیریت نیروی انسانی بود، شامل متخصصان روباهصفت بیمه بود، شامل وکیلهای گرگصفت هم بود، و همچنین متخصصان لابی که از دفتر شرکت تا واشنگتن دیسی در رفت آمد باشند، که نمایندگان مجلس و سیاستمدارها رو بخرند، یا نرم کنند.
وقتی مینوشتم قانون حداقل دستمزد فضا رو چنان سمی کرده که دیگه حتی کارفرمایان خوشطینت هم نمیتونند به کارگر نگاه انسانی داشته باشند، خیلیها نمیپذیرفتند. اما الان دارند با مسئله واکسن با چشم خودشون میبینند این مکانیزم چطور کار میکنه و چرا به اینجا رسیده. کارفرما کوچکترین اهمیتی به حق انتخاب کارگرش در زدن یک واکسن آزمایشی قائل نیست. چون اصلا نمیتونه باش ارتباط انسانی برقرار کنه.
❤1
نه تنها مطمئن هستند که حافظه ماهی قرمز داریم و هیچ شناختی از یک ببوی امام صادقی مثل صالحآبادی نداریم، بلکه مطمئن هستند که بافت پشت گوشمون از جنس مخمله و فکر میکنیم در بیابانهای خاورمیانه رییس بانک مرکزی تعیینکننده چیزیه. همچنین مطمئن هستند که میتونند در تیترشون انقدر عریان از «ترجیح منافع سهامداران به منافع کلی جامعه» بنویسند و کسی تف نندازه تو صورتشون. تیتری که در یک کشور نرمال باعث رسوایی میشد. و مطمئن هستند ضمن چاپلوسی برای دولت وقت، همچنان به عنوان یک نشریه تخصصی جدی گرفته میشوند.
کلا خیلی مطمئنند.
کلا خیلی مطمئنند.
❤1
ناسیونالیست: آمریکا شیره! یو اِس اِی، یو اِس اِی.
لفتیست: باز نذاشتن کشورهای فقیر بیان رو سکو.
گلوبالیست: مدالهای چین و آمریکا رو باید با هم جمع زد.
کاپیتالیست: برنده واقعی بازار بود چون بدون بازار آزاد، ورزشکاران کرایه تا توکیو رفتن هم نداشتن.
آنارشیست: انگلیس بدون دخالت دولت، چهارم دنیا شد؛ بسوزید.
لوکالیست: مازندران اگه جدا شرکت میکرد، بعد از روسیه قرار میگرفت.
بیتکوینیست: با این تورمی که فدرال رزرو درست کرده همین مدالهای طلا سه سال بعد اندازه برنز هم نمیارزن!
لفتیست: باز نذاشتن کشورهای فقیر بیان رو سکو.
گلوبالیست: مدالهای چین و آمریکا رو باید با هم جمع زد.
کاپیتالیست: برنده واقعی بازار بود چون بدون بازار آزاد، ورزشکاران کرایه تا توکیو رفتن هم نداشتن.
آنارشیست: انگلیس بدون دخالت دولت، چهارم دنیا شد؛ بسوزید.
لوکالیست: مازندران اگه جدا شرکت میکرد، بعد از روسیه قرار میگرفت.
بیتکوینیست: با این تورمی که فدرال رزرو درست کرده همین مدالهای طلا سه سال بعد اندازه برنز هم نمیارزن!
❤1
مسلمان ایرانی که نیت داره دینش رو از دین حکومتی منزه نگه داره، در عجز کامل قرار گرفته. چون نمیدونه مسلمان بودن ایرانی منهای مسلمانبازیهای حکومتی دقیقا چیست. فقط چند رفرنس از فرهنگ عمومی قبل از انقلاب داره، که همه براش حکم تاریخ شفاهی رو دارند، چون خودش هیچ تجربهای ازش نداره. و حتی اگه به اون رفرنسها بچسبه، در بهترین حالت یک سنتگرا دیده خواهد شد، که نه خانواده و اطرافیانش میپسندند، نه ممکنه باب میل خودش باشه. مسئله این نیست که این رفرنسها کافی نیستند. کافی نیستند. اما مسئله اینه که حتی «قدیم» هم نیستند. صفتی که بیش از حد در مورد دوره پهلوی به کار میره. مسلمان قدیم برای ایران، یعنی مسلمان ششصد سال قبل. نه مسلمان دوره پهلوی که خیلی از رفتارهای سنتگرایانهش، نه از روی درک سنت و ارزشها، که از روی واکنش عصبی به مدرنیته زورکی بود. اگر قراره فرض کنیم برای «مسلمان سالم» رفرنسی در تاریخ ما وجود داره، نمیتونیم در دوره پهلوی پیداش کنیم، چون در اون دوره سلامت ایمانی و سلامت مذهبی وجود نداشت، با اینکه بمون نزدیکه و میتونیم باش ارتباط برقرار کنیم. بلکه باید انقدر بریم عقب، مثل ششصد یا هشتصدسال قبل، که دیگه انقدر دوره که هیچ ارتباطی نمیشه باش برقرار کرد و حالت اسطورهای پیدا کرده (وقتی سریال هشت بهشت رو نگاه میکردیم حسی مشابه خواب دیدن داشت!). و این پارادوکسیه که نجات مسلمان ایرانی رو غیرممکن کرده.
آیتالله سیستانی در توصیهنامهش درباره کرونا گفته همهجا رو باید سیاهپوش کرد. البته شیعیان هرسال این کار رو میکردند و نیاز به توصیه کسی نبود و خودش هم این رو میدونه. منظورش اینه که این مظاهر عزا باید اندفعه چنان غلیظتر باشند که فقدان مراسمات متداول رو جبران کنه. سیستانی هم میدونه که مذهب فقط این مظاهر بیرونی نیست، اما چارهای نداره جز اینکه بش چنگ بزنه. چون اگه از مظاهر دست بکشه، مذهب حکومتی دست نخواهید کشید، و پس این فقط یک عقبنشینی یکطرفه خواهد بود. سیستانی میدونه که همهچیز در خیابان نیست، اما خیابان رو نباید باخت!
این رو برای این مثال زدم تا گرفتاری مسلمان ایرانی بهتر درک بشه. کسی که میخواد دینش رو از حکومت حفظ کنه، در یک موقعیت قفل شده قرار داره، چون پناهگاهش در برابر حکومت هم درگیر رقابت با حکومته. نه اینکه هیچ آلترناتیوی وجود نداره؛ بلکه هر آلترناتیوی، داره با نسبتی که با حکومت داره، تعریف میشه. پس عملا پناهگاه نیست. بعبارتی، ما یک راه بسیار طولانی، و عمیق، و غنی در تاریخ پشت سرمون داریم.. اما بنبسته!
و این وضعیت فرسایندهست و آینده نداره. یک آواره جنگ حتی تا نوه خودش رو هم میتونه طوری تربیت کنه که آماده بازگشت به وطن باشند. چون اونجایی که ازش فرار کردند، یک رفرنسه. مسلمان ایرانی بدون رفرنس، نمیتونه به بچهش بگه تو هم یک مسلمان بدون رفرنس باش! اون بچه مسلمان نخواهد بود، یا نخواهد ماند.
آیتالله سیستانی در توصیهنامهش درباره کرونا گفته همهجا رو باید سیاهپوش کرد. البته شیعیان هرسال این کار رو میکردند و نیاز به توصیه کسی نبود و خودش هم این رو میدونه. منظورش اینه که این مظاهر عزا باید اندفعه چنان غلیظتر باشند که فقدان مراسمات متداول رو جبران کنه. سیستانی هم میدونه که مذهب فقط این مظاهر بیرونی نیست، اما چارهای نداره جز اینکه بش چنگ بزنه. چون اگه از مظاهر دست بکشه، مذهب حکومتی دست نخواهید کشید، و پس این فقط یک عقبنشینی یکطرفه خواهد بود. سیستانی میدونه که همهچیز در خیابان نیست، اما خیابان رو نباید باخت!
این رو برای این مثال زدم تا گرفتاری مسلمان ایرانی بهتر درک بشه. کسی که میخواد دینش رو از حکومت حفظ کنه، در یک موقعیت قفل شده قرار داره، چون پناهگاهش در برابر حکومت هم درگیر رقابت با حکومته. نه اینکه هیچ آلترناتیوی وجود نداره؛ بلکه هر آلترناتیوی، داره با نسبتی که با حکومت داره، تعریف میشه. پس عملا پناهگاه نیست. بعبارتی، ما یک راه بسیار طولانی، و عمیق، و غنی در تاریخ پشت سرمون داریم.. اما بنبسته!
و این وضعیت فرسایندهست و آینده نداره. یک آواره جنگ حتی تا نوه خودش رو هم میتونه طوری تربیت کنه که آماده بازگشت به وطن باشند. چون اونجایی که ازش فرار کردند، یک رفرنسه. مسلمان ایرانی بدون رفرنس، نمیتونه به بچهش بگه تو هم یک مسلمان بدون رفرنس باش! اون بچه مسلمان نخواهد بود، یا نخواهد ماند.
❤2
صنعت فولاد در ایران باید برچیده بشه، مگر اینکه آب مورد نیاز خودش رو خودش شیرین کنه. اگه قراره اکتیویست محیطزیست باشید، باید خرید و فروش سهام این شرکتها رو حرام اعلام کنید. آیا سهامداران این شرکتها اهمیتی به این موضوعات میدن؟ نه. ولی اکتیویسم کارش همینه. که در جایی که مسیر سیاسی مسدوده، حداقل هزینه اجتماعی ایجاد کنه برای اونهایی که اهمیتی به منافع جمعی نمیدن. در شرایطی که چنین اولویتهای مهمی وجود داره، فوکوس کردن روی کاهش مصرف کیسه پلاستیکی، یک جوک مسخرهست.
❤3
خیر، تمام هزینهش رو خودشون ندادند. دولت داد. از صندوق توسعه. البته گفتند قسطی پس میدیم. ببینیم چطور پس میدن. پس دولت اهرم مشروعی داره برای اینکه تعهد تأمین آب شرب مردم رو هم بذاره رو دوششون. هیچ وام کلانی در دنیا بدون یه سری توقعات داده نمیشه. اتفاقا یکی از مشکلات ما در ایران اینه که بابت وامهایی که از بیتالمال پرداخت میکنند، تعهدات زیادی از وامگیرنده نمیگیرند. چون قراره به نفع مافیا باشه، نه مردم. نهادهای جهانی همین پول رو قرار بود قرض بدهند، میگفتند باید جمیله هم برقصید.
و اما مشکل شیرین سازی آب و انتقالش به دل کویر، هزینهش بود. پنج یورو به ازای هر مترمکعب میشه صد و پنجاه تومن به ازای یک لیتر آب! اگه با این هزینه میتونند به فعالیت ادامه بدن، خب خیر و برکتشان. فقط من یه سوال نسبتا بورسی دارم.. اگه فردا تحریمها برداشته شد و جمهوری اسلامی پرید بغل نظم جهانی، اما مصرف هرگونه آب سطحی و زیرزمینی رو برای صنایع پرمصرف ممنوع کردیم، سرمایهگذار خارجی پیدا میشه بیاد این شرکتها رو بخره؟ من نمیدونم. شاید پیدا شد. مثلا طرف نذر کرده باشه بچهش شفا گرفت پولشو بریزه تو کویر ایران.
و اما مشکل شیرین سازی آب و انتقالش به دل کویر، هزینهش بود. پنج یورو به ازای هر مترمکعب میشه صد و پنجاه تومن به ازای یک لیتر آب! اگه با این هزینه میتونند به فعالیت ادامه بدن، خب خیر و برکتشان. فقط من یه سوال نسبتا بورسی دارم.. اگه فردا تحریمها برداشته شد و جمهوری اسلامی پرید بغل نظم جهانی، اما مصرف هرگونه آب سطحی و زیرزمینی رو برای صنایع پرمصرف ممنوع کردیم، سرمایهگذار خارجی پیدا میشه بیاد این شرکتها رو بخره؟ من نمیدونم. شاید پیدا شد. مثلا طرف نذر کرده باشه بچهش شفا گرفت پولشو بریزه تو کویر ایران.
❤3
در آستانه انقلاب فرانسه اونهایی که از امتیازات حکومتی برخوردار بودند، که ما امروز بش میگیم رانت، که البته اون موقع رسمیت قانونی داشت، واگذارش کردند. مثلا اگه قرار بود زمین مرغوبی رو بفروشند، باید اول به فلان آقازاده عرضه میکردند و اگه قصد خریدش رو نداشت میتونستند تو بازار بفروشنش. یا یه جا تو یه سندی نوشته بودن که هر کس از آسیا ادویه آورد، باید انقدر بده به فلانی بعد بیاره بریزه تو بازار. همه این امتیازات، که خیلی متنوع بود، واگذار کردند. مثل اینه که الان مراجع، مدرسین و مدیریت حوزه علمیه قم با همدیگه بگن تمام کانالهای مالی حوزه که به بودجههای حکومتی وصله، داوطلبانه قطع میکنیم تا دوباره به سبک سنتی فقط با کمکهای مردمی ادارهش کنیم! یا سپاه بگه از تمام پروژههای اقتصادی و عمرانی خارج شده و هر گونه فعالیت تجاری توسط پرسنل کادری رو ممنوع میکنیم. برای ما تخیلی است، ولی اونها این کار رو کردن.
چندهفته بعد همشون رفتن زیر گیوتین!
برای انقلابیون هیچ اهمیتی نداشت که طرف حاضر شده بود بگه دیگه نمیخوام همش مال خودتون.
انقلاب فرانسه آغاز شوم خیلی از شرارتها بود. اما درک احساسات و مکانیزم اجتماعی که به اون شرارتها منجر شد، بر همه ما واجبه. متناظر توهم «مرگ برای همسایهست»، یه توهم دیگه هم وجود داره: بیریخت شدن اوضاع فقط برای بقیه کشورهاست.
چندهفته بعد همشون رفتن زیر گیوتین!
برای انقلابیون هیچ اهمیتی نداشت که طرف حاضر شده بود بگه دیگه نمیخوام همش مال خودتون.
انقلاب فرانسه آغاز شوم خیلی از شرارتها بود. اما درک احساسات و مکانیزم اجتماعی که به اون شرارتها منجر شد، بر همه ما واجبه. متناظر توهم «مرگ برای همسایهست»، یه توهم دیگه هم وجود داره: بیریخت شدن اوضاع فقط برای بقیه کشورهاست.
برادر مظاهری یه مطلبی نوشته بود درباره «فرقه» شدن حزبالله. این اسکرینشات خلاصهای از وضعیت این فرقهست. به ترتیب از بالا به پایین، ترکیبی است از پروپاگاندا، شارلاتانیسم رانتی، و به لجن کشیدن مناسک. هر سه دقیقا دست در دست هم دارند و برای همدیگه کار میکنند. اولی دروغ رو حلال کرده، دومی گروگانگیری تجاری رو حلال کرده، و سومی گروگانگیری دین رو. و حلالسازی یکی در خدمت حلالسازی اون یکیه.
https://t.me/AnimalsQuotes/1853
https://t.me/AnimalsQuotes/1853
Telegram
اقوال الانعام
یه حسی بم میگه این سه نفر تو یه اتاقن.
خیر، ثابت نشده هنوز. این تحقیق هنوز peer review نشده. فقط روی ۲۸۰ نفر انجام شده، فقط مقدار آنتیبادیها رو اندازه گرفته و هیچ دیتای دیگهای درباره بیماری یا علائم نداره، با تحقیق دیگهای در مجارستان تناقض داره، و یکی از سرمایهگذاران تحقیق هم خود چینیها هستند.
همچنان هر واکسنی میزنید، فرضتون این باشه که ایمنی ندارید.
همچنان هر واکسنی میزنید، فرضتون این باشه که ایمنی ندارید.
تنها چیزی که در معماری بیمعنی دوران جدید قبول دارم پنجره دار ساختن حمام و دستشوییه. حتم دارم خودشون عقلشون نمیرسه که این کار باعث صرفهجویی در مصرف برق میشه و همچنین نور طبیعی در جایی که حتی نویسندهها موضوع کتاب یا مقاله بعدیشون در اونجا به ذهنشون میرسه، روی روحیه آدم تأثیر زیادی داره؛ و فقط جهت لاکچریتر کردن طرح این کارو میکنند.. اما مهم اینه که داره رخ میده و باب شده. درسته که بیشتر در ویلاها رخ میده اما اینطور نیست که در آپارتمان قابل اجرا نباشه. مسئله اینه که طراح آپارتمان همه چیز رو جاگذاری میکنه و آخرسر اگه یه گوشه تاریکی کنجی اضافه موند، میذاره واسه حمام دستشویی! این آدمها فهمی از زندگی ندارند و نباید طراحی مسکن رو بشون واگذار کرد.
❤1
مردم جوامع غربی با ماسک اجباری راحتتر کنار اومدند تا با واکسن اجباری. البته واکسن، اجباری نشده هنوز. حداقل به صورت رسمی. اما وقتی بدون گواهی واکسن نتونی هیچ کاری انجام بدی، یعنی عملا اجباریه. ماسک حتی اگه اجباری باشه، چون یک وسیله بهداشتیه، بهتر میتونه به «سلامت» دلالت کنه، تا یک برگه کاغذ، که غربیها رو یاد دوران تاریک تسلط نازیها و فاشیستها میندازه، که زندگی و سرنوشت هرکس بسته به کاغذی بود که تو جیبش داشت و هر لحظه ممکن بود یه میرغضبباشی جلوش رو بگیره و بخواد اون کاغذ رو چک کنه. البته اون بگیر و ببند زمان جنگ جهانی دوم، بیشتر یک آزاررسانی ایدئولوژیک بود و یک پلن درازمدت نداشت. اما الان پلن داره. از تبسنجی مردم در ورودی ساختمانها شروع شد و هرچه جلوتر میریم پیچیدهتر میشه. احتمالا به زودی هرکس یک پروفایل دیجیتال سلامت خواهد داشت که بر اون اساس شهروندان رتبهبندی میشن. و شاید دوربینهای کنترل ترافیک شهری هم مجهز به نرمافزار تشخیص چهره «عصیانگران سلامت» بشن.
اما اون چیزی که برخی از شهروندان غربی رو مأیوس کرده اینه که اولا چقدر راحت جامعهشون به سیاهچالههای ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات فرو رفت و دوم اینکه چقدر راحت هموطنانشون این فرو رفتن رو پذیرفتند! ما در کشور خودمون هم با این آب یخ هشیارکننده که «عموم مردم مشکلی با اصل شرارت ندارند، بلکه با شرارتی که علیه خودشون باشه مشکل دارند» برخورد کردیم. شهروند آزادیخواه غربی فکر کرد به خاطر همه پیشرفتگیهای جامعهش نسبت به مثلا یک کشور جهانسومی، باید شاهد مقاومت بیشتری از طرف مردمش میبود. اما دید هموطنانش با آغوش باز از فاشیسم سلامت، و توتالیتریسم تصاعدی، استقبال کردند. چون شرارتی بود که به زعم خودشون، علیه خودشون نبود و قرار بود جونشون هم نجات بده!
اما چیزی که درست درک نمیکنند اینه که معنی نداره که اون هشیاری، به یأس منجر بشه. اون یأس حاصل فرو ریختن یک رویاست: «مردم ما آزادیخواه و آزادیپسند هستند». در دنیای واقعی «جامعه آزادیخواه» نداریم. فقط افراد آزادیخواه داریم. اگه ابتدا به ساکن این رویای فریبنده پرورانده نمیشد، این یأس امروزی هم بوجود نمیاومد.
تمام کسانی که دنیا رو به جای بهتری تبدیل کردند، نمیخواستند و نمیتونستند دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنند. میخواستند زندگی خودشون، یا خانوادشون، یا قبیلهشون رو بهتر کنند، و سپس کارشون داخل زنجیرهای از اتفاقات افتاد، که اغلب خارج از کنترل خودشون بود، تا اینکه ابعاد گرفت و روی کل دنیا اثر گذاشت. به همین ترتیب، کسی که باعث شده آزادی بسط پیدا کنه، ابتدا دنبال آزادی خودش بوده.
دو نوع نگاه رو باید از هم تفکیک کرد. «اگه مردم هم همکاری نکردند من از حق خودم دفاع میکنم»، خیلی فرق داره با «من از حق خودم در برابر مردم دفاع میکنم». اولی محصول ذهنیه که هنوز شناخت خوبی از دنیا نداره و فکر میکنه حقطلبی یه جور مسابقه جرئت و جربزهست. دومی محصول ذهنیه که میدونه همه میخوان چیزهایی که داره رو ازش بگیرند، حتی اگه یک پیرزن از کار افتاده باشند، یا یک دانشجوی غریب و بیپول، یا یک استاد دانشگاه روشنفکر، یا یک پزشک.. الی حاکم و داروغه و راهزن. دومی در یک رویا سیر نمیکنه. بنابراین وقتی دید مردم صف میکشن تا پاسپورت واکسنشون رو دریافت کنند، نه شوکه میشه و نه مأیوس.
اما اون چیزی که برخی از شهروندان غربی رو مأیوس کرده اینه که اولا چقدر راحت جامعهشون به سیاهچالههای ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات فرو رفت و دوم اینکه چقدر راحت هموطنانشون این فرو رفتن رو پذیرفتند! ما در کشور خودمون هم با این آب یخ هشیارکننده که «عموم مردم مشکلی با اصل شرارت ندارند، بلکه با شرارتی که علیه خودشون باشه مشکل دارند» برخورد کردیم. شهروند آزادیخواه غربی فکر کرد به خاطر همه پیشرفتگیهای جامعهش نسبت به مثلا یک کشور جهانسومی، باید شاهد مقاومت بیشتری از طرف مردمش میبود. اما دید هموطنانش با آغوش باز از فاشیسم سلامت، و توتالیتریسم تصاعدی، استقبال کردند. چون شرارتی بود که به زعم خودشون، علیه خودشون نبود و قرار بود جونشون هم نجات بده!
اما چیزی که درست درک نمیکنند اینه که معنی نداره که اون هشیاری، به یأس منجر بشه. اون یأس حاصل فرو ریختن یک رویاست: «مردم ما آزادیخواه و آزادیپسند هستند». در دنیای واقعی «جامعه آزادیخواه» نداریم. فقط افراد آزادیخواه داریم. اگه ابتدا به ساکن این رویای فریبنده پرورانده نمیشد، این یأس امروزی هم بوجود نمیاومد.
تمام کسانی که دنیا رو به جای بهتری تبدیل کردند، نمیخواستند و نمیتونستند دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنند. میخواستند زندگی خودشون، یا خانوادشون، یا قبیلهشون رو بهتر کنند، و سپس کارشون داخل زنجیرهای از اتفاقات افتاد، که اغلب خارج از کنترل خودشون بود، تا اینکه ابعاد گرفت و روی کل دنیا اثر گذاشت. به همین ترتیب، کسی که باعث شده آزادی بسط پیدا کنه، ابتدا دنبال آزادی خودش بوده.
دو نوع نگاه رو باید از هم تفکیک کرد. «اگه مردم هم همکاری نکردند من از حق خودم دفاع میکنم»، خیلی فرق داره با «من از حق خودم در برابر مردم دفاع میکنم». اولی محصول ذهنیه که هنوز شناخت خوبی از دنیا نداره و فکر میکنه حقطلبی یه جور مسابقه جرئت و جربزهست. دومی محصول ذهنیه که میدونه همه میخوان چیزهایی که داره رو ازش بگیرند، حتی اگه یک پیرزن از کار افتاده باشند، یا یک دانشجوی غریب و بیپول، یا یک استاد دانشگاه روشنفکر، یا یک پزشک.. الی حاکم و داروغه و راهزن. دومی در یک رویا سیر نمیکنه. بنابراین وقتی دید مردم صف میکشن تا پاسپورت واکسنشون رو دریافت کنند، نه شوکه میشه و نه مأیوس.
آدم دولتی حتی وقتی به دولت انتقاد میکنه هم راهکار دولتی میده! فکر میکنه مشکل ما اینه که دولت بیبرنامه داریم!
به جز یک سری جبرهای جغرافیایی، که نمیشه کاری دربارهشون کرد، هیچوقت محرومیتی ایجاد نمیشه که بعد لازم باشه محرومیتزدایی کنیم! این خود دولته که علاوه بر جبر جغرافیایی، یک محرومیت مضاعفی ایجاد میکنه. چطور همین دولت محرومیتزا، میتونه محرومیتزدا هم باشه؟
دولت با برنامه از دولت بیبرنامه هم بدتره. دولت پهلوی دولتی با کلکسیونی از برنامهها بود، که تقریبا همه غلط بودند (و کسانی رو سراغ دارم که حتی به این کلمه «تقریبا» هم ایراد بگیرند، چون معتقدند همهش غلط بود).
بروکرات دولتی تازه خیلی پیشرفت کرده و پذیرفته که دولت نمیتونه خودرو بسازه، معتقده دولت باید طرح توسعه بده! و فهمش نمیرسه که این تناقض رو ببینه. چطور دولتی که خودت معترفی نمیتونه خودرو بسازه، میتونه توسعه ایجاد کنه؟ یک مملکت را توسعه دادن پیچیدهتره یا یک خودروی سواری را توسعه دادن؟
به جز یک سری جبرهای جغرافیایی، که نمیشه کاری دربارهشون کرد، هیچوقت محرومیتی ایجاد نمیشه که بعد لازم باشه محرومیتزدایی کنیم! این خود دولته که علاوه بر جبر جغرافیایی، یک محرومیت مضاعفی ایجاد میکنه. چطور همین دولت محرومیتزا، میتونه محرومیتزدا هم باشه؟
دولت با برنامه از دولت بیبرنامه هم بدتره. دولت پهلوی دولتی با کلکسیونی از برنامهها بود، که تقریبا همه غلط بودند (و کسانی رو سراغ دارم که حتی به این کلمه «تقریبا» هم ایراد بگیرند، چون معتقدند همهش غلط بود).
بروکرات دولتی تازه خیلی پیشرفت کرده و پذیرفته که دولت نمیتونه خودرو بسازه، معتقده دولت باید طرح توسعه بده! و فهمش نمیرسه که این تناقض رو ببینه. چطور دولتی که خودت معترفی نمیتونه خودرو بسازه، میتونه توسعه ایجاد کنه؟ یک مملکت را توسعه دادن پیچیدهتره یا یک خودروی سواری را توسعه دادن؟
ارتش آمریکا شش موضوع اصلی در پروژه مدرنسازی خودش تعریف کرده، که قراره در سالهای آینده پول هنگفتی خرجش بشه:
آتش دور برد با دقت بالا. خودروهای رزمی نسل جدید. عمودپروازهای آینده. تکنولوژیهای مرتبط با شبکه. پدافند هوایی و موشکی. افزایش کارایی سرباز.
این اولویتبندی به این معضل ارتباط داره که آزادی عملشون در ورود به حوزه تحت تسلط دشمن داره هرروز کمتر میشه. پس باید ارتش رو طوری سازماندهی کنند که تا اونجایی که ممکنه از فاصله دور و امن کارش رو انجام بده. بعبارتی از لحاظ تعریف عملیات، به تدریج اسراییلیتر خواهند شد.
اسراییل در سوریه یک جنگ کامل رو اداره کرد بدون اینکه یک سرباز بفرسته به جبهه.
آتش دور برد با دقت بالا. خودروهای رزمی نسل جدید. عمودپروازهای آینده. تکنولوژیهای مرتبط با شبکه. پدافند هوایی و موشکی. افزایش کارایی سرباز.
این اولویتبندی به این معضل ارتباط داره که آزادی عملشون در ورود به حوزه تحت تسلط دشمن داره هرروز کمتر میشه. پس باید ارتش رو طوری سازماندهی کنند که تا اونجایی که ممکنه از فاصله دور و امن کارش رو انجام بده. بعبارتی از لحاظ تعریف عملیات، به تدریج اسراییلیتر خواهند شد.
اسراییل در سوریه یک جنگ کامل رو اداره کرد بدون اینکه یک سرباز بفرسته به جبهه.
Anarchonomy
ارتش آمریکا شش موضوع اصلی در پروژه مدرنسازی خودش تعریف کرده، که قراره در سالهای آینده پول هنگفتی خرجش بشه: آتش دور برد با دقت بالا. خودروهای رزمی نسل جدید. عمودپروازهای آینده. تکنولوژیهای مرتبط با شبکه. پدافند هوایی و موشکی. افزایش کارایی سرباز. این اولویتبندی…
قسمت جالبتر قضیه، حداقل برای من، مورد آخر بود. کارایی سرباز رو از یه حدی بالاتر نمیشه برد، چون بهرحال آدمه. در تمام پنج مورد دیگه، هوش مصنوعی و ربات، قراره نقش پررنگی داشته باشند. مثلا مورد ۲ شامل خودروهای زرهی خودران هم میشه! اما سرباز رو چه میشه کرد؟ بیشتر این مدرنسازی متمرکز شده بر افزایش آگاهی موقعیتی سرباز، که با دوربینهای پیشرفته انجام میشه. قبلا موضوع فقط مادون قرمز بود. اما امروز مجموعهای از طول موجها رو شامل میشه. یعنی ترکیبی از نور مرئی، و طول موجهای دیگه باهم ترکیب شده، پردازش شده و به عینک طرف ارسال میشه. تصویر حاصل چیزیه که با نه با چشم میشد دید نه با دوربین معمولی. که البته در کنارش دریافت دیتا از منابع دیگه هم وجود داره. مثلا چتربازها قادر خواهند بود ویدئوی دوربینی که زیر هلیکوپتر نصب شده رو ببینند، یعنی در واقع زیر پاشون رو ببینند. یا در حالی که در حال سقوط آزادند ویدئویی که پهپاد از منطقه مدنظرشون میگیره رو به صورت زنده دریافت کنند.
وقتی نماینده ارتش میاد میگه باید در دهه آینده انقدر پول خرج اینها کنیم، که الان علنا در کنفرانسها دارند این کار رو میکنند؛ یه سری توضیحات تخصصی میده که آدم عادی ممکنه فکر کنه عجب چیز واجبی بوده، اگه سربازمون به این چیزها مجهز نباشه جنگهای آینده رو میبازیم! اما کسی که به ذات دولت مشکوکه خیلی راحت متوجه میشه که منظور طرف اینه: «چون این تکنولوژی دست یافتنیه، باید به دستش بیاریم». شما اگه یک بیزینس رو اداره کرده باشی و مشاورت بیاد اینو بت بگه، همون روز اخراجش میکنی. چون پول شرکت علف خرس نیست که یه وسیله رو بخریم چون میشه خریدش! شما حتی خود افزایش بازدهی رو فقط به شرطی میپذیرید که خروجیش تو اسناد مالیتون دیده بشه.
حتی در ادبیاتی که به کار میبرند میشه رد یکجور ماجراجوییهای شخصی رو دید. مثلا با ذوقی کودکانه از قدرت طبیعت تعریف میکنه که چشم و گوش حیوانات در شبها چه اطلاعات زیادی رو میتونند دریافت کنند، و با کمترین میزان مصرف انرژی! و بعد میخواد این رو به صورت صنعتی بسازه. هیچکس ازینکه یه روز بتونیم در عین اینکه انسانیم مثل خفاش ببینیم بدش نمیاد، اما موضوع اینه که پولش رو قراره کی بده؟ و چرا باید بده؟ اینها حتی دیگه نگران کمبود بودجه هم نیستند، چون قبح بدهی سنگین کاملا از بین رفته.
وقتی نماینده ارتش میاد میگه باید در دهه آینده انقدر پول خرج اینها کنیم، که الان علنا در کنفرانسها دارند این کار رو میکنند؛ یه سری توضیحات تخصصی میده که آدم عادی ممکنه فکر کنه عجب چیز واجبی بوده، اگه سربازمون به این چیزها مجهز نباشه جنگهای آینده رو میبازیم! اما کسی که به ذات دولت مشکوکه خیلی راحت متوجه میشه که منظور طرف اینه: «چون این تکنولوژی دست یافتنیه، باید به دستش بیاریم». شما اگه یک بیزینس رو اداره کرده باشی و مشاورت بیاد اینو بت بگه، همون روز اخراجش میکنی. چون پول شرکت علف خرس نیست که یه وسیله رو بخریم چون میشه خریدش! شما حتی خود افزایش بازدهی رو فقط به شرطی میپذیرید که خروجیش تو اسناد مالیتون دیده بشه.
حتی در ادبیاتی که به کار میبرند میشه رد یکجور ماجراجوییهای شخصی رو دید. مثلا با ذوقی کودکانه از قدرت طبیعت تعریف میکنه که چشم و گوش حیوانات در شبها چه اطلاعات زیادی رو میتونند دریافت کنند، و با کمترین میزان مصرف انرژی! و بعد میخواد این رو به صورت صنعتی بسازه. هیچکس ازینکه یه روز بتونیم در عین اینکه انسانیم مثل خفاش ببینیم بدش نمیاد، اما موضوع اینه که پولش رو قراره کی بده؟ و چرا باید بده؟ اینها حتی دیگه نگران کمبود بودجه هم نیستند، چون قبح بدهی سنگین کاملا از بین رفته.
Anarchonomy
قسمت جالبتر قضیه، حداقل برای من، مورد آخر بود. کارایی سرباز رو از یه حدی بالاتر نمیشه برد، چون بهرحال آدمه. در تمام پنج مورد دیگه، هوش مصنوعی و ربات، قراره نقش پررنگی داشته باشند. مثلا مورد ۲ شامل خودروهای زرهی خودران هم میشه! اما سرباز رو چه میشه کرد؟ بیشتر…
نمیشه به این گفت نصیحت. شاید بشه گفت لایف هک!
در برابر هیچ متخصصی از پرسیدن «که چی؟» یا «چرا؟» نترسید.
اون بیرون پر از آدمهاییه که شغلشون و مهارتشون اینه که طوری تخصصی حرف بزنند که فک شما رو قفل کنند. و با فک قفل شده دیگه نتونید مانع کلاهی که سرتون میذارن بشید.
یه مرز ظریفی هست بین بیشعوری، و مقهور کارشناسان نشدن! «طالبان با کلاشینکف پنجاه دلاری ارتش پونصد میلیارد دلاری آمریکا رو از افغانستان انداخت بیرون» بیشعوریه. چون مجموعهای از نفهمیدنهای عمدیه. اما «چرا رفت و برگشت سربازمون بین دو تا پایگاهمون صدهزار دلار خرج داره؟» نترسیدنه. اونجایی که مربوط به حقت و پولت میشه، ریسک اینکه نادان به نظر برسی هیچ اهمیتی نداره. ممکنه سوال احمقانهای بپرسی، اما بت بخندند و سرت کلاه نره بهتر ازینه که بت نخندن ولی جیبت رو بزنند.
یکی از مشکلات آدمهای دنیای امروز ما اینه که در بیشعوری بیپروا هستند، و در مطالبهگری، موش!
در برابر هیچ متخصصی از پرسیدن «که چی؟» یا «چرا؟» نترسید.
اون بیرون پر از آدمهاییه که شغلشون و مهارتشون اینه که طوری تخصصی حرف بزنند که فک شما رو قفل کنند. و با فک قفل شده دیگه نتونید مانع کلاهی که سرتون میذارن بشید.
یه مرز ظریفی هست بین بیشعوری، و مقهور کارشناسان نشدن! «طالبان با کلاشینکف پنجاه دلاری ارتش پونصد میلیارد دلاری آمریکا رو از افغانستان انداخت بیرون» بیشعوریه. چون مجموعهای از نفهمیدنهای عمدیه. اما «چرا رفت و برگشت سربازمون بین دو تا پایگاهمون صدهزار دلار خرج داره؟» نترسیدنه. اونجایی که مربوط به حقت و پولت میشه، ریسک اینکه نادان به نظر برسی هیچ اهمیتی نداره. ممکنه سوال احمقانهای بپرسی، اما بت بخندند و سرت کلاه نره بهتر ازینه که بت نخندن ولی جیبت رو بزنند.
یکی از مشکلات آدمهای دنیای امروز ما اینه که در بیشعوری بیپروا هستند، و در مطالبهگری، موش!
این تحقیق که peer review هم شده میگه کرونا ایربورنه! یعنی موقع تنفس یا حرف زدن، به صورت ذرات میکروسکوپی منتشر میشه، نه لزوما با قطرات آب که بزرگند. که یعنی ماسک معمولی جوابگو نیست و باید n95 زد و چون تحت تأثیر جاذبه نیست در محیط بسته میتونه تا ساعتها معلق باشه.
البته بیشتر ذراتی که با دستگاه جمع کردن، از حرف زدن بودنه نه از تنفس. بیشترین مقدار وایرال لود از دهان کسی بیرون اومده که روز سوم بیماریش بوده.
البته بیشتر ذراتی که با دستگاه جمع کردن، از حرف زدن بودنه نه از تنفس. بیشترین مقدار وایرال لود از دهان کسی بیرون اومده که روز سوم بیماریش بوده.