Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
زیدآبادی میگه اعتراض اپوزیسیون به دولت‌های اروپایی که دولت رئیسی رو به رسمیت می‌شناسند یک اعتراض بی‌سرانجامه چون اون‌ها تغییری در پیگیری منافع‌شون نخواهند داد. البته این رو به عنوان یک فکت نمیگه، هرچند که یک فکته؛ بلکه چون هرکاری و مطلقا هرکاری که جریان براندازی انجام بده رو بی‌نتیجه میدونه، و آرزو داره که بی‌نتیجه باشه، توی قالب فکت قرارش میده (فرق است بین کسی که میدونه دنیا داره چطور اداره میشه، و کسی که آرزو داره طوری اداره بشه که نیرویی که مدنظرشه به نتیجه نرسه. امثال زیدآبادی نمی‌دونند دنیا چطور اداره میشه. دنبال کردن اخبار روزانه اسراییل این دانایی رو به آدم نمیده).

اما کی تعیین کرده که اعتراض باید نتیجه محور باشه؟ اقدامات اعتراضی، فرای محاسبات هزینه فایده‌ای که بشون الصاق شده، اول درباره موقعیت معترض هستند و سپس درباره موضوع اعتراض. شما اعتراض نمی‌کنی صرفا به این هدف که جای شیء A باید با شیء B عوض شود. شما اعتراض می‌کنی که ابتدائا بگی «من آن کسی هستم که می‌گویم جای A با B باید عوض شود». این درباره تمام نادرستی‌هایی که ممکنه در یک جامعه رخ بده، صادق است. اول باید بگی من اینم، بعد بگی دنیا باید این باشد. و متعاقبا، کسی که مشخص نمی‌کنه خودش چیست، حق اینکه تعیین کنه دنیا باید چه باشد رو از خودش سلب می‌کنه. اعتراض ور رفتن با قفل یک در نیست که اگه مدتی وقت گذاشتیم و باز نشد، بریم سراغ پنجره! این موضع احمقانه‌ای بود که چامسکی هم داره همچنان (فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها هر دو کارهای بدی می‌کنند، اما حرف‌های من تأثیری روی فلسطینی‌ها ندارد، اما اسراییل به خاطر حرف‌های من ممکن است تحت فشار قرار بگیرد، پس فقط به اسراییل فحش میدهم!.. البته بعضی‌ها این رو نژادپرستی روشنفکرانه می‌دونند، که سفید، سفیدها رو حرف‌شنو می‌پنداره و غیرسفیدها رو بربرهای تأثیرناپذیر!).
«بریم به خونه‌ای سنگ بزنیم که امکانش هست درو باز کنه» یک ناآگاهیه که پشت استراتژی‌مداری پنهان شده. که تازه همون استراتژی هم راه رو کوتاه‌تر نمی‌کنه. بلکه برعکس یک پروژه بی‌نهایت طولانی تعریف می‌کنه (مثل این‌ها که از تغییر نظم حاکم ناامید میشن و میگن باید از خودمون شروع کنیم! یعنی راهی رو که ممکنه پنجاه سال طول بکشه تا جواب بده رو با راهی تعویض می‌کنند که حداقل صد و پنجاه سال زمان میخواد تا آثار ماکرو پیدا کنه!).
مبارزه میتونه شامل اعتراض هم باشه، اما مبارزه همون اعتراض نیست. مبارزه استراتژی و نقشه میخواد و یه جاهایی عقب‌نشینی میخواد و یه جاهایی شبیخون. اما اعتراض متعلق به ساحتی بالاتر از مبارزه‌ست. چون نقش تربیتی داره‌. حتی یک بچه هم دقت می‌کنه که پدر و مادرش از چه چیزهایی ابراز نارضایتی می‌کنند. خیلی از چیزهایی که ما امروز غیرقابل قبول می‌دونیم نتیجه این بوده که قبلا یه عده علیه‌ش غر زدن یا فحش دادن. آیا کسانی که در صد و پنجاه سال گذشته علیه ایده دولت‌ مرکزی یا دموکراسی فحش دادند، تونستن دولت‌های مرکزی رو سرنگون کنند یا بساط دموکراسی رو جمع کنند؟ خیر. اما من امروز روی جاده‌ای که اون‌ها با فحاشی‌های رک و بی‌پرواشون ساختند حرکت می‌کنم. اعتراض، جاده‌سازی برای آینده‌ست. قدرتمندان برای خودشون جاده میسازند، ما هم باید جاده خودمون رو بسازیم.

«دولت غربی باید ارتباطش را با تروریست‌های گروگانگیر قطع‌ کند»، بخشی از طرح یک مبارزه‌ست، که میتونه موفق بشه و میتونه نشه. اما «دولت غربی که ارتباطش را با تروریست‌های گروگانگیر قطع نمی‌کند باید مورد اعتراض قرار بگیرد» یک جاده‌سازیه.
1
این قیمت برق برای یک واحد مسکونیه، یکیش واسه قبض قبلیه، و یکیش واسه قبض فعلی. به سه پله اولش درصد زدن.
پلکان قیمت برق رو برای این گذاشته بودند که مشترکان پرمصرف متناسب با مقدار مازاد بر مصرف استاندارد، هزینه بیشتری پرداخت کنن. اما الان مصرفت که بیشتر میشه، پلکانت هم عوض میشه! مثل اینه که جریمه بشی، و بگن به ازای انقدر جریمه شدن باید انقدر جریمه بشی!
ارمغانی از نظام بروکراسی #گله_گاو
2
در حالی که واکسیناسیون آمریکا به ۷۰ درصد رسیده «بنا به گزارش سی‌دی‌سی فقط ۲۸ درصد سیاه‌پوستان واکسن دریافت کرده‌اند. وقتی ایالت‌هایی مثل کالیفرنیا و نیویورک پاسپورت واکسن رو برای ورود به رستوران‌ها و محل کار اجباری کنند، اقلیت سیاهان با یک تفکیک نژادی مدرن مواجه خواهند بود».

هرچیزی رو به نژاد ربط دادن بازی تو زمین چپ‌هاست و اسم این تبعیض فاشیستی رو تفکیک نژادی گذاشتن، آدرس غلط دادنه. ولی نباید پرسید چرا سیاه‌ها، که بیشترشون هم دموکرات هستند، کمتر علاقه دارند واکسن بزنند؟ ممکن نیست به این علت باشه که بعضی‌هاشون می‌ترسند این واکسن سلاح بیولوژیک سفیدها باشه که میخوان باش نسل سیاه‌ها رو ریشه‌کن کنند؟
همه که درباره نظریات توطئه که در ذهن دارند مدام حرف نمی‌زنند و کامنت نمیذارن. در عمل نشونش میدن.
2
Anarchonomy
زیدآبادی میگه اعتراض اپوزیسیون به دولت‌های اروپایی که دولت رئیسی رو به رسمیت می‌شناسند یک اعتراض بی‌سرانجامه چون اون‌ها تغییری در پیگیری منافع‌شون نخواهند داد. البته این رو به عنوان یک فکت نمیگه، هرچند که یک فکته؛ بلکه چون هرکاری و مطلقا هرکاری که جریان براندازی…
آیا اونی که می‌گفت اعتراض به اروپا برای فرستادن نماینده به مراسم تحلیف رئیسی وقت تلف کردنه، میتونه امروز بگه چرا اروپا حتی اندازه چین که هیچ نماینده‌ای نفرستاد، وجود نداشت؟ نه. چون با عنوان «سیاست همینه» خودش قبلا این راه رو به روی خودش بسته بود. ولی چین بش نشون داد سیاست همین نیست. سیاست، کاری که ما می‌کنیم هم هست. سیاست کار مایی که هم ایران رو می‌چاپیم و هم به مقاماتش دهن‌کجی می‌کنیم هم هست. این توی مثلا تحلیلگر بودی که وانمود می‌کردی اروپا در جهت منافعش، چاره‌ دیگه‌ای جز نماینده فرستادن نداره.
1
خودمون برای خودمون یه سری ارزش پوچ تعریف می‌کنیم: شرقی، شمالی، جنوبی!
سپس ازون ارزش‌های پوچ خودساخته‌ عبور می‌کنیم تا یک ارزش پوچ مدرن دیگه رو بالا بکشیم: ناسیونالیسم!
سپس این عبور کردن و این بالا کشیدن رو شق‌القمر معرفی کرده و بش افتخار می‌کنیم!
2
فرهادی که گه خورد، ولی..

فکر می‌کنه یک شبکه رگ‌برگی بین تهران و سایر سکونت‌گاه‌های ایران وجود داره و آگاهی مثل آب ازونجا می‌خزه میره تا جاهای دور! پس اگه تا دهات سراب رفته، یعنی همه‌جا رفته و جایی نمونده که نرفته! در حالی که اصل بیشعوری رو داریم از کسانی می‌بینیم که حداقل از صفحات شخصی‌شون در اینترنت نمیشه فهمید ساکن تهران هستند، و نه ساکن سیدنی!

در عین حال، اگه سطح آگاهی هم‌ولایتی‌های صاحبان اون پیج بالا بود، کسی لوشون نمی‌داد. چون روستایی آگاه، حتی اگه یک مذهبی متعصب بود این رو می‌دونست که فعلا اولویت، ستیز با اوناییه که جای پیامبر نشستن، نه اونایی که به پیامبر بد و بیراه میگن، و می‌دونست که ما در یک جنگ قرار داریم. اما نه تنها انقدر ناآگاهه که تعلقات مذهبی هزار سال پیش رو هنوز دارای موضوعیت می‌بینه، بلکه حتی نمیفهمه در اطرافش چه میگذره و در چه فضایی زندگی می‌کنه.
1
حالا که دولت‌ها برای سرکوب بیت‌کوین و همه رمزارزها، شمشیر رو از رو بستن؛ بد نیست فلش‌بکی بزنیم به گذشته نه‌چندان دور، وقتی که یک شرکت اسراییلی برای اولین بار تکنولوژی مکالمه صوتی بر روی بستر اینترنت یا همون VoIP رو ارائه کرده بود و شرکت‌های اوپراتور تلفن ثابت همون موقع فهمیدند داره چه اتفاقی میفته و به رگولاتوری مخابرات آمریکا گفتند جلوش رو بگیره چون «انصاف نیست با این‌ها رقابت کنیم». و البته دولت هم تا اونجایی که از دستش بر می‌اومد جلوی این تکنولوژی سنگ انداخت، اما نهایتا تلفن سنتی منسوخ شد و امروز حتی اس‌ام‌اس موبایل هم داره بلاموضوع میشه.

در مورد رمزارز، هم صنعت بانکداری در معرض انقراضه هم انحصارات دولت در حوزه پول. برای همین «جبهه مقاومت» پرزورتر به نظر میرسه، چون بخشی از بخش خصوصی و دولت با هم ائتلاف جنگی تشکیل داده‌اند. از جهاتی این وضعیت شبیه جنگ احزابه، که چون بازنده‌های مختلفی با هم متحد شده بودند تا دین جدید رو سرکوب کنند، به جنگ احزاب معروف شده بود. جامعه کریپتو باید خودش رو برای کندن خندق آماده کنه.
2
با کرونا یا بی‌کرونا، اتحادیه اروپا پروژه پاسپورت واکسن رو اجرا می‌کرد، چون مطالعه برای انجامش رو از سال ۲۰۱۸ انجام داده بود. بر طبق قاعده «برای طناب‌ دارشان دنبال گردن می‌گردند»، دولت‌ها برای قوانین امنیت‌شون دنبال خطر می‌گردند. اول بنای کنترل رو میذارن، بعد نیاز به کنترل رو پیدا می‌کنند.
و گرنه نه اون موقع ربطی به سلامت داشت نه الان. راه دنبال کردن ویروس، تسته. نه چک کردن یک برگه کاغذ. در پرتغال از واکسن‌زده‌ها تست گرفتند، و وایرال لودشون از فرد آلوده واکسن‌نزده هم بیشتر بود! یعنی برگه عبور دارند، اما علائم ندارند و با حجم زیادی از ویروس می‌چرخند و همه‌جا پخشش میکنند.
1
طرح صیانت از فضای مجازی، نسخه اروپایی.
3
Anarchonomy
طرح صیانت از فضای مجازی، نسخه اروپایی.
معلومه که شما موافقشی. مگه گفتم تو اروپا طرفدار نداره طرح صیانت؟ شما فقط با فاشیسم مذهبی ایران مشکل داشتی که رفتی اونجا، با خود فاشیسم که مشکلی نداشتی. شما با صغیرپنداری شهروند (که اگه بش بگن برو تو صورت فلانی تف کن بدو میره تف می‌کنه لابد!) مشکل نداشتی که. فقط با اینکه آخوند شیعه شهروند رو صغیر حساب کنه مشکل داشتی. شما با اینکه دولت شرکتی که سرویس شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان ارائه میده رو مجبور کنه که براش از کاربران جاسوسی کنه که مشکلی نداری. فقط با اینکه سپاه اینکارو بکنه مشکل داری. شما «از قانون بد باید تمرد کرد» رو به رسمیت نمیشناسی که. فقط اگه یه زن بی‌حجاب در ایران اینو بگه به رسمیت میشناسیش.
2
می‌گفتند جک قدرتمندترین مرد دنیاست، چون میتونه رئیس‌جمهور آمریکا رو از توعیتر بندازه بیرون.
جک طرفدار بیت‌کوینه. این روزها قراره قانونی در کنگره تصویب بشه که به بیت‌کوین مالیات ببنده، که چون عملی نیست، منجر به ممنوع شدنش میشه.
مگه جک قدرتمندترین مرد دنیا نبود؟ چرا نمیتونه جلوی تصویب این قانون رو بگیره؟
1
دانشمندان عزیز می‌فرمایند قبل‌ترها که هیمالیا سردتر و برفی‌تر ازین بود، بادهای سردتری به سمت دریای عرب میفرستاد. باد سرد دمای سطح آب رو پایین می‌آورد و این باعث میشد چرخه‌ای از جریان‌ها از بالای دریا به سمت اعماق و برعکس ایجاد بشه و مواد مغذی رو از پایین بیاره به نزدیکی سطح، تا گونه‌هایی از پلانکتون‌ها که خوراک ماهی‌ها بودند ازشون تغذیه کنند. اما حالا که اون بادها گرم‌ترند، آب هم گرمتره، و مواد مغذی کمتری میاد بالا، و این باعث شده گونه‌های دیگه‌ای از پلانکتون‌ها که با اکسیژن کم کنار میان بتونند زنده بمونند و به بقیه رقبا غلبه کنند. در نتیجه تنوع ماهی‌هایی که ماهیگیران محلی صید می‌کردند کمتر شده، و در عوض جمعیت لاکپشت و عروس دریایی و جانورانی که ارزش خوراکی ندارند بیشتر شده.
اگه این ادعا درست باشه، معضل ماهیگیران جنوب کشور خیلی پیچیده‌تر و سیستماتیک‌تر از کشتی‌های ترال چینیه.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکس‌های گوگل‌ارث در زمان‌های مختلفی گرفته میشن، برای همین حتی با زوم کردن هم میشه تغییر حجم آب پشت سد رو دید.
2
این مقدار بولد کردن یک سردار سپاهی که حتی در چارچوپ سپاه هم جزء آی‌کیو پایین‌هاست، توسط اسراییل؛ برای ترساندن کسی نیست، هرچند که جنبه مشغول‌سازی تیم‌های حفاظتی هم دارد (که البته کیس فخری‌زاده نشان داد خیلی هم مشغول نمی‌شوند). بلکه برای این است که معلوم کند ما مشکلی با ادامه این بازی نداریم! که هر از چندی عکس یکی از شما را نشان کنیم و فردا کتلتش را تحویل بدهیم، و شما مثلا دنبال انتقام بیفتید، و این سیکل ادامه پیدا کند (نصرالله، رهبر سخنرانی‌های آفلاین، امشب گفت «اگر انتقام زیاد طول بکشد دیگر انتقام نیست!». این جمله باید به سپاه گفته می‌شد، نه به مردم لبنان).
بهتر است این بازی ادامه پیدا کند، چون کسی پخمه‌تر از سپاهی‌ها گیر اسراییل نخواهد افتاد. اگر همین الان حکومت ایران به یک حکومت دموکراتیک سکولار تبدیل بشود هم، این مملکت ضداسراییل باقی خواهد ماند. با این فرق که آدم‌های شایسته‌تری عهده‌دار امورات خواهند شد. شما هم اگر جای برادران گمنام سلیمان بودید، ترجیح می‌دادید سطح پلیر مقابل، بیسیک بماند.
4
با این که در آمریکا نهادهایی مثل اتحادیه کارگران وجود داره، و سازمان‌های مردم‌نهاد حامی حقوق کارگران وجود داره، و کلکسیونی از قوانین در حمایت ازون‌ها تصویب شده تا الان، امروز در برابر اجبار کارفرما به واکسیناسیون، کاری از دست‌شون برنمیاد. یعنی بین حق کارگر در انتخاب واکسن زدن یا نزدن، در برابر حق کارفرما در اخراج کردن کارمندی که واکسن نمی‌زند، دومی غلبه مطلق داره. تا جایی که یکی از فرمانداران ایالتی گفت بازار ما آزاده، اگه کارفرماتون گیر داد استعفا بدید بیایید بیرون یه شغل دیگه پیدا کنید! که نشون میده طرف چقدر پرته از زندگی واقعی مردم عادی.
این ناتوانی و عجز در برابر کارفرما، حاصل نداشتن نهاد و قانون نبود. اتفاقا اون‌ها رو دارند و زیاد هم دارند. بلکه دقیقا نتیجه تورم اون نهادها و قوانین بود. وقتی از یک حدی بیشتر شدند، شرکت‌ها خودشون رو داخل یک جنگ دیدند و متعاقبا ارتش خودشون رو آماده کردند. این ارتش شامل متخصصان مدیریت نیروی انسانی بود، شامل متخصصان روباه‌صفت بیمه بود، شامل وکیل‌های گرگ‌صفت هم بود، و همچنین متخصصان لابی‌ که از دفتر شرکت تا واشنگتن دی‌سی در رفت آمد باشند، که نمایندگان مجلس و سیاستمدارها رو بخرند، یا نرم کنند.
وقتی می‌نوشتم قانون حداقل دستمزد فضا رو چنان سمی کرده که دیگه حتی کارفرمایان خوش‌طینت هم نمی‌تونند به کارگر نگاه انسانی داشته باشند، خیلی‌ها نمی‌پذیرفتند. اما الان دارند با مسئله واکسن با چشم خودشون می‌بینند این مکانیزم چطور کار می‌کنه و چرا به اینجا رسیده. کارفرما کوچکترین اهمیتی به حق انتخاب کارگرش در زدن یک واکسن آزمایشی قائل نیست. چون اصلا نمیتونه باش ارتباط انسانی برقرار کنه.
1
نه تنها مطمئن هستند که حافظه ماهی قرمز داریم و هیچ شناختی از یک ببوی امام صادقی مثل صالح‌آبادی نداریم، بلکه مطمئن هستند که بافت پشت گوش‌مون از جنس مخمله و فکر می‌کنیم در بیابان‌های خاورمیانه رییس بانک مرکزی تعیین‌کننده چیزیه. همچنین مطمئن هستند که می‌تونند در تیترشون انقدر عریان از «ترجیح منافع سهامداران به منافع کلی جامعه» بنویسند و کسی تف نندازه تو صورت‌شون. تیتری که در یک کشور نرمال باعث رسوایی می‌شد. و مطمئن هستند ضمن چاپلوسی برای دولت وقت، همچنان به عنوان یک نشریه تخصصی جدی گرفته می‌شوند.
کلا خیلی مطمئنند.
1
ناسیونالیست: آمریکا شیره! یو اِس اِی، یو اِس اِی.
لفتیست: باز نذاشتن کشورهای فقیر بیان رو سکو.
گلوبالیست: مدال‌های چین و آمریکا رو باید با هم جمع زد.
کاپیتالیست: برنده واقعی بازار بود چون بدون بازار آزاد، ورزشکاران کرایه تا توکیو رفتن هم نداشتن.
آنارشیست: انگلیس بدون دخالت دولت، چهارم دنیا شد؛ بسوزید.
لوکالیست: مازندران اگه جدا شرکت می‌کرد، بعد از روسیه قرار می‌گرفت.
بیت‌کوینیست: با این تورمی که فدرال رزرو درست کرده همین مدال‌های طلا سه سال بعد اندازه برنز هم نمیارزن‌!
1
مسلمان ایرانی که نیت داره دینش رو از دین حکومتی منزه نگه داره، در عجز کامل قرار گرفته. چون نمی‌دونه مسلمان بودن ایرانی منهای مسلمان‌بازی‌های حکومتی دقیقا چیست. فقط چند رفرنس از فرهنگ عمومی قبل از انقلاب داره، که همه براش حکم تاریخ شفاهی رو دارند، چون خودش هیچ تجربه‌ای ازش نداره. و حتی اگه به اون رفرنس‌ها بچسبه، در بهترین حالت یک سنت‌گرا دیده خواهد شد، که نه خانواده و اطرافیانش می‌پسندند، نه ممکنه باب میل خودش باشه. مسئله این نیست که این رفرنس‌ها کافی نیستند. کافی نیستند. اما مسئله اینه که حتی «قدیم» هم نیستند. صفتی که بیش از حد در مورد دوره پهلوی به کار میره. مسلمان قدیم برای ایران، یعنی مسلمان ششصد سال قبل. نه مسلمان دوره پهلوی که خیلی از رفتارهای سنت‌گرایانه‌ش، نه از روی درک سنت و ارزش‌ها، که از روی واکنش عصبی به مدرنیته زورکی بود. اگر قراره فرض کنیم برای «مسلمان سالم» رفرنسی در تاریخ ما وجود داره، نمی‌تونیم در دوره پهلوی پیداش کنیم، چون در اون دوره سلامت ایمانی و سلامت مذهبی وجود نداشت، با اینکه بمون نزدیکه و می‌تونیم باش ارتباط برقرار کنیم. بلکه باید انقدر بریم عقب، مثل ششصد یا هشتصدسال قبل، که دیگه انقدر دوره که هیچ ارتباطی نمیشه باش برقرار کرد و حالت اسطوره‌ای پیدا کرده (وقتی سریال هشت بهشت رو نگاه می‌کردیم حسی مشابه خواب دیدن داشت!). و این پارادوکسیه که نجات مسلمان ایرانی رو غیرممکن کرده.
آیت‌الله سیستانی در توصیه‌نامه‌ش درباره کرونا گفته همه‌جا رو باید سیاهپوش کرد. البته شیعیان هرسال این کار رو می‌کردند و نیاز به توصیه کسی نبود و خودش هم این رو میدونه. منظورش اینه که این مظاهر عزا باید اندفعه چنان غلیظ‌تر باشند که فقدان مراسمات متداول رو جبران کنه. سیستانی هم میدونه که مذهب فقط این مظاهر بیرونی نیست، اما چاره‌ای نداره جز اینکه بش چنگ بزنه. چون اگه از مظاهر دست بکشه، مذهب حکومتی دست نخواهید کشید، و پس این فقط یک عقب‌نشینی یک‌طرفه خواهد بود. سیستانی میدونه که همه‌چیز در خیابان نیست، اما خیابان رو نباید باخت!
این رو برای این مثال زدم تا گرفتاری مسلمان ایرانی بهتر درک بشه. کسی که میخواد دینش رو از حکومت حفظ کنه، در یک موقعیت قفل شده قرار داره، چون پناهگاهش در برابر حکومت هم درگیر رقابت با حکومته. نه اینکه هیچ آلترناتیوی وجود نداره؛ بلکه هر آلترناتیوی، داره با نسبتی که با حکومت داره، تعریف میشه. پس عملا پناهگاه نیست.‌ بعبارتی، ما یک راه بسیار طولانی، و عمیق، و غنی در تاریخ پشت سرمون داریم.. اما بن‌بسته!
و این وضعیت فرساینده‌ست و آینده نداره. یک آواره جنگ حتی تا نوه خودش رو هم میتونه طوری تربیت کنه که آماده بازگشت به وطن باشند. چون اونجایی که ازش فرار کردند، یک رفرنسه. مسلمان ایرانی بدون رفرنس، نمیتونه به بچه‌ش بگه تو هم یک مسلمان بدون رفرنس باش! اون بچه مسلمان نخواهد بود، یا نخواهد ماند.
2
3