Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مواظب خودت باش» یکی از مسخره‌ترین چیزهاییه که به آدم میگن.
1
نوشتن برای تخلیه شدن قبیح نیست. شاید تنها دستاویز خیلی‌هاست. اما اینکه تخلیه‌سازی شخصی، محتوایی میسازه که به کار دیگران میاد، یک توهمه. چه فرصت‌های بیشماری پیش اومده که فقط برای تخلیه، اینجا بنویسم؛ و نکردم. حتی هجوی که لبخندی برای دیگران بسازه اولویت داره به متنی که فقط برای تخلیه‌ست.
تخلیه‌جات، شاید وابسته به احساسات باشند اما لزوما متن احساسی ندارند، بلکه می‌تونند خشک و تحلیلی باشند! خلیفه صبح یک حرفی میزنه، و تا شب کرم می‌گیرند تا چیزی در رد اون حرف بنویسند. وقتی خلیفه میگه نباید به غرب اعتماد کرد، داره از زیر مسئولیت عقبگرد از نرمال‌سازی نسبی حال و روز ایران، شانه خالی می‌کنه. یه زرنگ‌بازی تکراری در داخل چارچوب نظامه. ربطی به مفاهیم متداول سیاست نداره. حتی ربطی به معنی مستقیم واژه‌های به کار رفته هم نداره. تو نباید بشینی درباره «پدیده اعتماد در روابط بین‌الملل» قلم‌فرسایی کنی! چون این مسخره کردن خودت و خوانندته. اما نیاز شدیدت به تخلیه باعث میشه خودت رو مسخره کنی و ازین بابت ندامتی نداشته باشی.
از کسی که فقط فحش میده یکم چیز یاد بگیر. هرکس فحاشی میکنه لزوما تسلطش به مفاهیم کمتر از تو نیست. ممکنه فهمیده باشه چه چیزهایی که میشنوه رو باید جدی بگیره یا نگیره، و احساساتش رو چطور بروز بده که متناسب با ذات حقیرانه‌ی وضعیت باشه.
2
«دیروز یه تشنج داشتم، سعی کردم از یه نورولوژیست وقت بگیرم. گفت پذیرش نمیشی تا دو دوز واکسنت رو نزده باشی».

ممکنه بگید چه دکتر بیشعوری بوده. اما خیلی از کامنت‌های زیرش این مضمون رو داره: «وظیفه‌ش نیست جون خودش رو به خاطر کسی که علم رو قبول نداره به خطر بندازه».

جامعه غربی اینه. قبل از مهاجرت اینو بدونید که وقتی رفتید اونجا شوکه نشید.
3
وقتی کاترین اشتون اومد ایران و با بعضی‌ها دیدار کرد و شما خوشتون اومد ما همین حرف‌ها رو می‌زدیم، اما نظر شما این نبود. حالا نظرتون عوض شده و ماهی رو هروقت از آب بگیرن تازه‌ست و جلوی ضرر رو هروقت بگیری منفعته و ازین حرف‌ها. ولی گاهی به مخالف‌تون گوش بدید تا انقدر تأخیر نکنید در فهمیدن سیاست و اینکه دنیا چجور جاییه.
حالا نمی‌دونم در مرحله بعد با چه مقدار تأخیر قراره بفهمید اتحادیه اروپا توسط گلوبالیست‌ها اداره نمیشه و خود مردم اروپا که کک‌شون نمیگزه آخوند و سپاهی داره چه بلایی سر ما میارن، اداره‌ش می‌کنند.‌

https://t.me/mamlekate/60470
2
خود مخترع واکسن mRNA نگران واریانت‌های جدیدیه که واکسناسیون ممکنه ایجاد کنه.
1
Anarchonomy
هیچ‌کس دقیقا نمی‌دونه سالانه چند نفر در دنیا دارند به خاطر سوء مصرف داروهای مسکن میمیرند، اما همه می‌دونند که مشکل بزرگی درست کرده، و با این حال هیچ کاری از طرف هیچ‌کس انجام نمیشه. درآمدسازی این داروها بالاست و اعتیاد مصرف‌کننده چیزیه که میشه روش حساب کرد.…
پارسال نوشته بودم شما دیگه دارو نمیخری، بلکه اشتراک ماهیانه و سالیانه دارو رو میخری، چون قراره دائم‌التزریق باشی. برای اینکه اجازه بدن زندگی نرمال داشته باشی، باید ماهیانه و سالیانه حق اشتراک رو به شرکت‌های دارویی پرداخت کنی. «فاشیسم سلامت» هم با تمام قوا ازین «مدل بیزینس» حمایت خواهد کرد.


https://t.me/Akhbarsweden/6678
1
وقتی طرف به نسیم طالب و رفقای لوکالیست! ایشون یادآوری می‌کنه که توقعاتی که از دولت دارند برای مهار کرونا با عقایدشون درباره لوکالیسم که قبل از کرونا داشتند و یه بند درباره‌ش توعیت میزدند تناقض داره، خود طالب فقط به «ابله» خطاب کردنش قناعت می‌کنه طبق معمول، و این یکی هم یک دیس سالاد کلمات تحویلش میده.
چون به خاطر نگاه بالا به پایین‌شون معمولا کسی جرئت نمی‌کنه بشون بگه دارید مهمل می‌گید، موفق شده‌اند یک قبیله آنلاین درست کنند و خودشون وراجی کنند‌ و برای وراجی همدیگه کف و سوت بزنند.
1
۱۹۴۵
جشن تایوانی‌ها برای پایان سلطه ژاپن بر تایوان
احتمالا بیشتر بچه‌های توی این عکس از دنیا رفتن و ندیدند که استقلال‌شون عمر چندانی نداشت و به‌زودی به خاک چین ملحق خواهند شد و تنها وبسایتی که همچنان جرئت داره نام کشورشون رو ذکر کنه، سایت فکاهی 9gag خواهد بود.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پلیس استرالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، خیلی راحت و با علم به اینکه داره ازشون فیلمبرداری میشه مشت میزنند تو صورت شهروندی که یا به واکسن اجباری و پاسپورتش اعتراض داره یا به قرنطینه؛ کاری که قبلا با معترضان صنفی نمی‌تونست بکنه. چون حتی اگه رسانه‌ها هم توجه نمی‌کردند، اتحادیه‌ها و ان‌جی‌او ها میفتادند دنبالش. اما آزادی، سندیکا نداره! از طرفی شرارت اکثریت هم به عنوان ساپورت پشت سر خودش داره. همون اکثریتی که میگن «اینا علم رو قبول ندارن و دارند دیگران رو به کشتن میدن، پس عیب نداره یه مشت و لگدی هم بخورند».
البته این دست باز در مشت‌زنی مختص اعتراضات به فاشیسم سلامت نمیشه. پلیس دیترویت با مشت میزنه تو صورت طرف، طوری که برای چند ثانیه از حال میره، با اینکه میدونه دارند استوری لایو می‌گیرند! وقتی کاربران اینترنت، و حتی دادستان، اعتراض کنند میگن این خشونت ضروری نیست! کسی نمیگه پلیس چه حقی داره کسی رو بزنه وقتی فعل فیزیکی علیه پلیس انجام نداده؟ هم بحث حقوق دیگه مطرح نیست هم بحث اخلاقیات. فقط بحث تکنیکی باقی مونده.
در بین نازی‌ها هم اگه کسی مخالف یهودی‌سوزی بود می‌گفت «حالا چه لزومی داره اینکار؟».
3
Anarchonomy
پلیس استرالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، خیلی راحت و با علم به اینکه داره ازشون فیلمبرداری میشه مشت میزنند تو صورت شهروندی که یا به واکسن اجباری و پاسپورتش اعتراض داره یا به قرنطینه؛ کاری که قبلا با معترضان صنفی نمی‌تونست بکنه. چون حتی اگه رسانه‌ها هم توجه نمی‌کردند،…
ابتدا به بهانه اینکه یه پلیس به دلیل ترکیب بلاهت و غرور و بدشانسی، یک سیاهپوست به نام جورج فلوید رو می‌کشه میریزیم خیابون و شعار میدیم بودجه پلیس را قطع کنید!
سپس نیروهای پلیس انگیزه‌شون رو از دست میدن و خیلی‌هاشون استعفا میدن یا انتقالی می‌گیرن یا اگه چیزی تو خیابون دیدن از ترس اینکه قربانی بعدی هوچی‌گری ضدنژادپرستی بشن، به روی خودشون نمیارن.
سپس شهر ول میشه به امان خدا و آمار جرم و جنایت میره بالا.
حالا همونایی که می‌گفتند بودجه پلیس رو قطع کنید به شهرداری میگن پلیس‌ها رو بیشتر کن سیاه‌ها دارن تلف میشن زیر این ناامنی!
حالا مسئولان شیر میشن که حسابی با ناامنی مبارزه کنند، و به پلیس میگن برید خیابون دهن لات و لوتا رو صاف کنید.
البته زورشون میرسه دهن گنگسترهای مسلح رو صاف کنند؟ آف کورس نات. اما به صورت یک شهروند لاغر مردنی که میشه مشت زد.

خلاصه چرخه قشنگی از شل کن سفت کن شده که اجراش فقط از ذهن گاوی برمیاد و بحمدالله زیر سایه دموکراسی میسر شده‌.
1
1
اگه تنها دغدغه‌‌ام جنگ بود، امشب راحت می‌خوابیدم. قبلا برام اهمیت داشت، و پرواز هواپیماهای سوخت‌رسان بر فراز خلیج فارس تا صبح بیدارم نگه می‌داشت. اما الان برام فرقی نداره. نه که ندونم جنگ واقعی چه جهنمی میسازه. اما حتی مهم بودن جنگ هم بستر نرمالی نیاز داره. چه چیز اطراف ما نرماله؟ در بین صد و نود و سه کشور عضو سازمان ملل، تو کدوم‌شون هواپیمای آبپاش به خارج فرستاده میشه وقتی جنگل‌های خود کشور دارن میسوزن؟ تو کدوم‌شون ورود واکسن خارجی متوقف میشه تا آب مقطر داخلی تزریق بشه؟ تو کدوم‌شون وقتی داره به روستاها با تانکر آب فرستاده میشه، نیروهای مسلحش کشتی تانکر رو میدزدن؟ اون جامعه‌ای جنگ براش مهمه که مردم صبح‌ها پا میشن میرن بیرون تو محوطه روباز کافه‌ها صبحانه میخورن، در حالی که یکی نشسته اون طرف کوچه داره ویولن میزنه. ما همین الان از خونه میریم بیرون یه لشکر زرهی دور میدون ایستادن تا مثلا در ما رعب ایجاد بشه!
البته ممکنه بگن «تو تنها زندگی می‌کنی و چیزی برای از دست دادن نداری». اما مگه بقیه دارند؟ مگه شما دارید؟ تو لیبی که دچار جنگ داخلی شد، مصرف نان سی درصد پایین اومد؟
ما باید شب‌ها راحت بخوابیم.
2
شهروند نیوساوث‌ولز ازین اتفاق این نتیجه رو نمی‌گیره که «شاشیدم تو هرچی دولته». بلکه نتیجه می‌گیره «دیدید میشه دولت رو هم کارآمد کرد؟».

اینه مشکل ما در سراسر دنیا.
1
زیدآبادی میگه اعتراض اپوزیسیون به دولت‌های اروپایی که دولت رئیسی رو به رسمیت می‌شناسند یک اعتراض بی‌سرانجامه چون اون‌ها تغییری در پیگیری منافع‌شون نخواهند داد. البته این رو به عنوان یک فکت نمیگه، هرچند که یک فکته؛ بلکه چون هرکاری و مطلقا هرکاری که جریان براندازی انجام بده رو بی‌نتیجه میدونه، و آرزو داره که بی‌نتیجه باشه، توی قالب فکت قرارش میده (فرق است بین کسی که میدونه دنیا داره چطور اداره میشه، و کسی که آرزو داره طوری اداره بشه که نیرویی که مدنظرشه به نتیجه نرسه. امثال زیدآبادی نمی‌دونند دنیا چطور اداره میشه. دنبال کردن اخبار روزانه اسراییل این دانایی رو به آدم نمیده).

اما کی تعیین کرده که اعتراض باید نتیجه محور باشه؟ اقدامات اعتراضی، فرای محاسبات هزینه فایده‌ای که بشون الصاق شده، اول درباره موقعیت معترض هستند و سپس درباره موضوع اعتراض. شما اعتراض نمی‌کنی صرفا به این هدف که جای شیء A باید با شیء B عوض شود. شما اعتراض می‌کنی که ابتدائا بگی «من آن کسی هستم که می‌گویم جای A با B باید عوض شود». این درباره تمام نادرستی‌هایی که ممکنه در یک جامعه رخ بده، صادق است. اول باید بگی من اینم، بعد بگی دنیا باید این باشد. و متعاقبا، کسی که مشخص نمی‌کنه خودش چیست، حق اینکه تعیین کنه دنیا باید چه باشد رو از خودش سلب می‌کنه. اعتراض ور رفتن با قفل یک در نیست که اگه مدتی وقت گذاشتیم و باز نشد، بریم سراغ پنجره! این موضع احمقانه‌ای بود که چامسکی هم داره همچنان (فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها هر دو کارهای بدی می‌کنند، اما حرف‌های من تأثیری روی فلسطینی‌ها ندارد، اما اسراییل به خاطر حرف‌های من ممکن است تحت فشار قرار بگیرد، پس فقط به اسراییل فحش میدهم!.. البته بعضی‌ها این رو نژادپرستی روشنفکرانه می‌دونند، که سفید، سفیدها رو حرف‌شنو می‌پنداره و غیرسفیدها رو بربرهای تأثیرناپذیر!).
«بریم به خونه‌ای سنگ بزنیم که امکانش هست درو باز کنه» یک ناآگاهیه که پشت استراتژی‌مداری پنهان شده. که تازه همون استراتژی هم راه رو کوتاه‌تر نمی‌کنه. بلکه برعکس یک پروژه بی‌نهایت طولانی تعریف می‌کنه (مثل این‌ها که از تغییر نظم حاکم ناامید میشن و میگن باید از خودمون شروع کنیم! یعنی راهی رو که ممکنه پنجاه سال طول بکشه تا جواب بده رو با راهی تعویض می‌کنند که حداقل صد و پنجاه سال زمان میخواد تا آثار ماکرو پیدا کنه!).
مبارزه میتونه شامل اعتراض هم باشه، اما مبارزه همون اعتراض نیست. مبارزه استراتژی و نقشه میخواد و یه جاهایی عقب‌نشینی میخواد و یه جاهایی شبیخون. اما اعتراض متعلق به ساحتی بالاتر از مبارزه‌ست. چون نقش تربیتی داره‌. حتی یک بچه هم دقت می‌کنه که پدر و مادرش از چه چیزهایی ابراز نارضایتی می‌کنند. خیلی از چیزهایی که ما امروز غیرقابل قبول می‌دونیم نتیجه این بوده که قبلا یه عده علیه‌ش غر زدن یا فحش دادن. آیا کسانی که در صد و پنجاه سال گذشته علیه ایده دولت‌ مرکزی یا دموکراسی فحش دادند، تونستن دولت‌های مرکزی رو سرنگون کنند یا بساط دموکراسی رو جمع کنند؟ خیر. اما من امروز روی جاده‌ای که اون‌ها با فحاشی‌های رک و بی‌پرواشون ساختند حرکت می‌کنم. اعتراض، جاده‌سازی برای آینده‌ست. قدرتمندان برای خودشون جاده میسازند، ما هم باید جاده خودمون رو بسازیم.

«دولت غربی باید ارتباطش را با تروریست‌های گروگانگیر قطع‌ کند»، بخشی از طرح یک مبارزه‌ست، که میتونه موفق بشه و میتونه نشه. اما «دولت غربی که ارتباطش را با تروریست‌های گروگانگیر قطع نمی‌کند باید مورد اعتراض قرار بگیرد» یک جاده‌سازیه.
1
این قیمت برق برای یک واحد مسکونیه، یکیش واسه قبض قبلیه، و یکیش واسه قبض فعلی. به سه پله اولش درصد زدن.
پلکان قیمت برق رو برای این گذاشته بودند که مشترکان پرمصرف متناسب با مقدار مازاد بر مصرف استاندارد، هزینه بیشتری پرداخت کنن. اما الان مصرفت که بیشتر میشه، پلکانت هم عوض میشه! مثل اینه که جریمه بشی، و بگن به ازای انقدر جریمه شدن باید انقدر جریمه بشی!
ارمغانی از نظام بروکراسی #گله_گاو
2
در حالی که واکسیناسیون آمریکا به ۷۰ درصد رسیده «بنا به گزارش سی‌دی‌سی فقط ۲۸ درصد سیاه‌پوستان واکسن دریافت کرده‌اند. وقتی ایالت‌هایی مثل کالیفرنیا و نیویورک پاسپورت واکسن رو برای ورود به رستوران‌ها و محل کار اجباری کنند، اقلیت سیاهان با یک تفکیک نژادی مدرن مواجه خواهند بود».

هرچیزی رو به نژاد ربط دادن بازی تو زمین چپ‌هاست و اسم این تبعیض فاشیستی رو تفکیک نژادی گذاشتن، آدرس غلط دادنه. ولی نباید پرسید چرا سیاه‌ها، که بیشترشون هم دموکرات هستند، کمتر علاقه دارند واکسن بزنند؟ ممکن نیست به این علت باشه که بعضی‌هاشون می‌ترسند این واکسن سلاح بیولوژیک سفیدها باشه که میخوان باش نسل سیاه‌ها رو ریشه‌کن کنند؟
همه که درباره نظریات توطئه که در ذهن دارند مدام حرف نمی‌زنند و کامنت نمیذارن. در عمل نشونش میدن.
2
Anarchonomy
زیدآبادی میگه اعتراض اپوزیسیون به دولت‌های اروپایی که دولت رئیسی رو به رسمیت می‌شناسند یک اعتراض بی‌سرانجامه چون اون‌ها تغییری در پیگیری منافع‌شون نخواهند داد. البته این رو به عنوان یک فکت نمیگه، هرچند که یک فکته؛ بلکه چون هرکاری و مطلقا هرکاری که جریان براندازی…
آیا اونی که می‌گفت اعتراض به اروپا برای فرستادن نماینده به مراسم تحلیف رئیسی وقت تلف کردنه، میتونه امروز بگه چرا اروپا حتی اندازه چین که هیچ نماینده‌ای نفرستاد، وجود نداشت؟ نه. چون با عنوان «سیاست همینه» خودش قبلا این راه رو به روی خودش بسته بود. ولی چین بش نشون داد سیاست همین نیست. سیاست، کاری که ما می‌کنیم هم هست. سیاست کار مایی که هم ایران رو می‌چاپیم و هم به مقاماتش دهن‌کجی می‌کنیم هم هست. این توی مثلا تحلیلگر بودی که وانمود می‌کردی اروپا در جهت منافعش، چاره‌ دیگه‌ای جز نماینده فرستادن نداره.
1
خودمون برای خودمون یه سری ارزش پوچ تعریف می‌کنیم: شرقی، شمالی، جنوبی!
سپس ازون ارزش‌های پوچ خودساخته‌ عبور می‌کنیم تا یک ارزش پوچ مدرن دیگه رو بالا بکشیم: ناسیونالیسم!
سپس این عبور کردن و این بالا کشیدن رو شق‌القمر معرفی کرده و بش افتخار می‌کنیم!
2
فرهادی که گه خورد، ولی..

فکر می‌کنه یک شبکه رگ‌برگی بین تهران و سایر سکونت‌گاه‌های ایران وجود داره و آگاهی مثل آب ازونجا می‌خزه میره تا جاهای دور! پس اگه تا دهات سراب رفته، یعنی همه‌جا رفته و جایی نمونده که نرفته! در حالی که اصل بیشعوری رو داریم از کسانی می‌بینیم که حداقل از صفحات شخصی‌شون در اینترنت نمیشه فهمید ساکن تهران هستند، و نه ساکن سیدنی!

در عین حال، اگه سطح آگاهی هم‌ولایتی‌های صاحبان اون پیج بالا بود، کسی لوشون نمی‌داد. چون روستایی آگاه، حتی اگه یک مذهبی متعصب بود این رو می‌دونست که فعلا اولویت، ستیز با اوناییه که جای پیامبر نشستن، نه اونایی که به پیامبر بد و بیراه میگن، و می‌دونست که ما در یک جنگ قرار داریم. اما نه تنها انقدر ناآگاهه که تعلقات مذهبی هزار سال پیش رو هنوز دارای موضوعیت می‌بینه، بلکه حتی نمیفهمه در اطرافش چه میگذره و در چه فضایی زندگی می‌کنه.
1