This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه بدنهایی که از بین رفتند...
چون ابزار نداشتیم.
چون ابزار نداشتیم.
❤2
برای تشخیص مزخرفات، اطلاعات عمومی هم کافیه. اما در جوامع امروزی که تخصصگرایی و دانشگاهبازی یک کالای همگانی شده، مردم ازینکه به اطلاعات عمومی رجوع کنند خجالت میکشند. تصور کنید در کلاس یک پروفسور ریاضی یک جا روی تخته حاصلضرب دو عدد اشتباه نوشته میشد. وقتی که تخته پر شد از راه حل، و پروفسور پرسید «چرا جوابمون درست در نیومد؟» کی جرئت میکنه بش بگه جدول ضرب رو یادت رفته؟ قطعا کلاس یک محیط پادگانی نیست، ولی وقتی همه عادت کردهاند به پیچیدگی، و حتی شغل و درآمدشون از پیچیدهسازی و پیچیدهنماییه، اونی که به بیسیکترین دانستهها رجوع میکنه، لازمه ظرفیت روانی بالاتری داشته باشه، و خیلیها ندارند.
رسانههای رسمی آمریکا که بازوی پروپاگاندای حزب هستند، طبیعتا باید علیه بیتکوین موضع بگیرند (چون وظیفهش دفاع از حکومت در برابر مردمه، نه دفاع از مردم در برابر حکومت). نیویورکتایمز هم به نوبه خودش لگدهایی میزنه گهگاه و درباره مصرف برق ماینینگ و نقشش در گرمایش زمین مزخرفاتی ثبت کرده بود. یک مهندس عمران، نه یک کدنویس، نه یک معاملهگر بازار، یک مهندس عمران! جواب این حرفها رو داده بود، که البته مفصله ولی بامزهترین قسمتش اینه که میگه اگر ماینینگ بخشی از مصرف شبکهست، ۲۵ درصد شبکه ما از تجدیدپذیرها تأمین میشه، پس ۲۵ درصد ماینینگ هم از تجدیدپذیرهاست! چطور میگید همش آلایندهست؟ و اما این حداقلشه. چون ماینرها میتونند طوری توزیع شده باشند که بیشتر از میانگین شبکه از تجدیدپذیرها استفاده کنند، و شما این رو نمیدونی. چون ساختار پویایی داره و هرروز ممکنه با دیروز فرق کنه. ممکنه یک مزرعه امروز جمع کنه بره نزدیک یک نیروگاه بادی و از فردا کارش رو با برق اونجا شروع کنه. آمار همه این تعویضها در منابع رو چطوری میخوای دربیاری؟ از طرفی یک سوم کل تولید داره هدر میره. اگه ماینر از انرژیای که به هرحال هدر میره استفاده کنه، نه تنها چیزی به گازهای گلخانهای که بهرحال قرار بود منتشر بشن اضافه نمیکنه، بلکه ممکنه کمترش هم بکنه. چون خود هدررفت، بدترین حالت تبدیله. مثل گازی که در پالایشگاهها میسوزونند، و میشه ازش برای تولید برق استفاده کرد و بدین ترتیب شبکه بیتکوین میتونه یک نوع باتری برای انرژیهایی باشه که قبلا هدر میرفتند، چون اون رو به یک ارزش که قابل ذخیرهست تبدیل میکنه.
در ادامه گفت من یک نابغه نیستم، مخ کامپیوتر هم نیستم، فقط یک مهندس عمرانم که به ابتداییترین محتویاتی که تو کتاب درسیمون هم هست مراجعه میکنم و اطلاعات پابلیکی که در اینترنت در دسترس همه هست. برای اینکه بدونید اینها دارند مهمل میبافند، لازم نیست چیز بیشتری بدونید. اینها حتی نیروگاه گازی آمریکا رو با نیروگاه گازی چین یکی در نظر میگیرند، در حالی که دیاکسیدکربن خروجی نیروگاه آمریکایی تا حد زیادی فیلتر میشه، اما در چین ازین خبرها نیست. این اطلاعات کاملا رو و مشخص و در دسترسه.
کی جرئت میکنه وقتی همه میگن فلان جا داره ۶۰۰ تن کربن به ازای هر مگاوات میده بیرون، بلند شی بگی نه ۴۶۰ تنه؟ و اگه یکی گفت و جواب دادن «باشه حالا مگه چقدر فرق داره» کی جرئت داره بگه: خیلی فرق داره خانوم، همه محاسباتتون رو تغییر میده.
رسانههای رسمی آمریکا که بازوی پروپاگاندای حزب هستند، طبیعتا باید علیه بیتکوین موضع بگیرند (چون وظیفهش دفاع از حکومت در برابر مردمه، نه دفاع از مردم در برابر حکومت). نیویورکتایمز هم به نوبه خودش لگدهایی میزنه گهگاه و درباره مصرف برق ماینینگ و نقشش در گرمایش زمین مزخرفاتی ثبت کرده بود. یک مهندس عمران، نه یک کدنویس، نه یک معاملهگر بازار، یک مهندس عمران! جواب این حرفها رو داده بود، که البته مفصله ولی بامزهترین قسمتش اینه که میگه اگر ماینینگ بخشی از مصرف شبکهست، ۲۵ درصد شبکه ما از تجدیدپذیرها تأمین میشه، پس ۲۵ درصد ماینینگ هم از تجدیدپذیرهاست! چطور میگید همش آلایندهست؟ و اما این حداقلشه. چون ماینرها میتونند طوری توزیع شده باشند که بیشتر از میانگین شبکه از تجدیدپذیرها استفاده کنند، و شما این رو نمیدونی. چون ساختار پویایی داره و هرروز ممکنه با دیروز فرق کنه. ممکنه یک مزرعه امروز جمع کنه بره نزدیک یک نیروگاه بادی و از فردا کارش رو با برق اونجا شروع کنه. آمار همه این تعویضها در منابع رو چطوری میخوای دربیاری؟ از طرفی یک سوم کل تولید داره هدر میره. اگه ماینر از انرژیای که به هرحال هدر میره استفاده کنه، نه تنها چیزی به گازهای گلخانهای که بهرحال قرار بود منتشر بشن اضافه نمیکنه، بلکه ممکنه کمترش هم بکنه. چون خود هدررفت، بدترین حالت تبدیله. مثل گازی که در پالایشگاهها میسوزونند، و میشه ازش برای تولید برق استفاده کرد و بدین ترتیب شبکه بیتکوین میتونه یک نوع باتری برای انرژیهایی باشه که قبلا هدر میرفتند، چون اون رو به یک ارزش که قابل ذخیرهست تبدیل میکنه.
در ادامه گفت من یک نابغه نیستم، مخ کامپیوتر هم نیستم، فقط یک مهندس عمرانم که به ابتداییترین محتویاتی که تو کتاب درسیمون هم هست مراجعه میکنم و اطلاعات پابلیکی که در اینترنت در دسترس همه هست. برای اینکه بدونید اینها دارند مهمل میبافند، لازم نیست چیز بیشتری بدونید. اینها حتی نیروگاه گازی آمریکا رو با نیروگاه گازی چین یکی در نظر میگیرند، در حالی که دیاکسیدکربن خروجی نیروگاه آمریکایی تا حد زیادی فیلتر میشه، اما در چین ازین خبرها نیست. این اطلاعات کاملا رو و مشخص و در دسترسه.
کی جرئت میکنه وقتی همه میگن فلان جا داره ۶۰۰ تن کربن به ازای هر مگاوات میده بیرون، بلند شی بگی نه ۴۶۰ تنه؟ و اگه یکی گفت و جواب دادن «باشه حالا مگه چقدر فرق داره» کی جرئت داره بگه: خیلی فرق داره خانوم، همه محاسباتتون رو تغییر میده.
❤3
الئیدی جدید شرکت آلمانی اسرام (که البته الان زیرمجموعه یک شرکت اتریشی شده)، در حالی که CRI رو به حداقل ۹۰ بالا آورده، بازدهی رو هم به ۲۰۰ لومن به وات رسونده! این دو شاخص تا الان رابطه معکوس داشتند باهم. اون لامپی که تو خونه استفاده میکنید CRI در حد هشتاد و یا هفتاد دارند. یعنی محدوده قابل توجهی از طول موجها رو نداره و باعث میشه زیر نورش رنگ اشیاء طبیعی نباشند (مخصوصا پوست انسان به خاطر طیفی از رنگهای قرمزی که در خودش داره، زیر نور این الئیدیها به پوست جنازه شبیه میشه). برای اینکه به رنگ طبیعی برسیم، یعنی مثل اون لامپهایی که برای عکاسی و مدلینگ و گالریها و موزهها استفاده میشن، بازدهی میاومد پایین. اما این هر دو مزیت رو با هم داره. ۲۰۰ لومن به وات یعنی حدودن سه برابر! کممصرفتر از لامپهایی که الان در بازار موجوده.
البته برای استفاده ازش لازمه توسط «حمایت از تولید داخل» گروگان نگرفته شده باشید.
البته برای استفاده ازش لازمه توسط «حمایت از تولید داخل» گروگان نگرفته شده باشید.
❤1
دخترهایی که از راه دور میشناختم و ده سال پیش فالوعرم بودند، و الان نیستند، هنوز در برنامههای پیامرسان رویت میشن، و حداقل از عکسهای جدید پروفایلشون این نتیجه برمیاد که دارند بد پیر میشن! آدم غبغب رو زیر گلوی همسن و سالهای خودش میبینه، احساس خطر میکنه. اما ضمن پذیرفتن این واقعیت، هنوز کمی زوده برای چنین افتی. این فقط افزایش سن نیست، بد زندگی کردنه.
من که خودم نفلهی روزگارم در جایگاهی نیستم که به سطح کیفی زندگی دیگران نمره بدم. اما نظرم اینه که: مثل یه لوزر پیر شدن چیزی از تراژدی مرگ رو کم نمیکنه. هیچ مزیتی در شل گرفتن زندگی وجود نداره، هرچقدر هم که کوتاه باشه.
من که خودم نفلهی روزگارم در جایگاهی نیستم که به سطح کیفی زندگی دیگران نمره بدم. اما نظرم اینه که: مثل یه لوزر پیر شدن چیزی از تراژدی مرگ رو کم نمیکنه. هیچ مزیتی در شل گرفتن زندگی وجود نداره، هرچقدر هم که کوتاه باشه.
❤4
«این دستمزد نیست که فقر رو ریشهکن میکنه. دسترسی مستقل اهالی به ثروتهای اولیه مثل آب، مسکن، غذا، لباس و سوخت، فقر رو از بین میبره. ساخت اجتماعی که هدفش دسترسی به ثروت اولیهست خیلی فرق داره با اینکه یک ثروت ثانویه در قالب دستمزد بشون بدی تا بیفتن دنبالش».
عکس داره زیر سنگینی پاراگراف بالاش خم میشه. مردم ما دارند به کندی و با درد فراوان معنی این مطلب رو میفهمند، وقتی که پول فیات تو حسابشون دارند اما از شیر حمامشون آب شیریرنگ میاد بیرون، یا اصلا نمیاد. وقتی سی سال میرن زیر بار وام و قرض برای آپارتمانی که حقالسهم زمینش بیست متر هم نیست. وقتی پول دارند گوشت بخرند اما باید تو صف بایستند، یا حاضرند تو صف بایستند اما پولش رو ندارند.
اگه به ثروتهای اولیه دسترسی نداری، ثروتهای ثانویهت هیچی نمیارزه. حالا با این فرمول، نقشه فقر ایران رو ترسیم کنید.
عکس داره زیر سنگینی پاراگراف بالاش خم میشه. مردم ما دارند به کندی و با درد فراوان معنی این مطلب رو میفهمند، وقتی که پول فیات تو حسابشون دارند اما از شیر حمامشون آب شیریرنگ میاد بیرون، یا اصلا نمیاد. وقتی سی سال میرن زیر بار وام و قرض برای آپارتمانی که حقالسهم زمینش بیست متر هم نیست. وقتی پول دارند گوشت بخرند اما باید تو صف بایستند، یا حاضرند تو صف بایستند اما پولش رو ندارند.
اگه به ثروتهای اولیه دسترسی نداری، ثروتهای ثانویهت هیچی نمیارزه. حالا با این فرمول، نقشه فقر ایران رو ترسیم کنید.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مواظب خودت باش» یکی از مسخرهترین چیزهاییه که به آدم میگن.
❤1
نوشتن برای تخلیه شدن قبیح نیست. شاید تنها دستاویز خیلیهاست. اما اینکه تخلیهسازی شخصی، محتوایی میسازه که به کار دیگران میاد، یک توهمه. چه فرصتهای بیشماری پیش اومده که فقط برای تخلیه، اینجا بنویسم؛ و نکردم. حتی هجوی که لبخندی برای دیگران بسازه اولویت داره به متنی که فقط برای تخلیهست.
تخلیهجات، شاید وابسته به احساسات باشند اما لزوما متن احساسی ندارند، بلکه میتونند خشک و تحلیلی باشند! خلیفه صبح یک حرفی میزنه، و تا شب کرم میگیرند تا چیزی در رد اون حرف بنویسند. وقتی خلیفه میگه نباید به غرب اعتماد کرد، داره از زیر مسئولیت عقبگرد از نرمالسازی نسبی حال و روز ایران، شانه خالی میکنه. یه زرنگبازی تکراری در داخل چارچوب نظامه. ربطی به مفاهیم متداول سیاست نداره. حتی ربطی به معنی مستقیم واژههای به کار رفته هم نداره. تو نباید بشینی درباره «پدیده اعتماد در روابط بینالملل» قلمفرسایی کنی! چون این مسخره کردن خودت و خوانندته. اما نیاز شدیدت به تخلیه باعث میشه خودت رو مسخره کنی و ازین بابت ندامتی نداشته باشی.
از کسی که فقط فحش میده یکم چیز یاد بگیر. هرکس فحاشی میکنه لزوما تسلطش به مفاهیم کمتر از تو نیست. ممکنه فهمیده باشه چه چیزهایی که میشنوه رو باید جدی بگیره یا نگیره، و احساساتش رو چطور بروز بده که متناسب با ذات حقیرانهی وضعیت باشه.
تخلیهجات، شاید وابسته به احساسات باشند اما لزوما متن احساسی ندارند، بلکه میتونند خشک و تحلیلی باشند! خلیفه صبح یک حرفی میزنه، و تا شب کرم میگیرند تا چیزی در رد اون حرف بنویسند. وقتی خلیفه میگه نباید به غرب اعتماد کرد، داره از زیر مسئولیت عقبگرد از نرمالسازی نسبی حال و روز ایران، شانه خالی میکنه. یه زرنگبازی تکراری در داخل چارچوب نظامه. ربطی به مفاهیم متداول سیاست نداره. حتی ربطی به معنی مستقیم واژههای به کار رفته هم نداره. تو نباید بشینی درباره «پدیده اعتماد در روابط بینالملل» قلمفرسایی کنی! چون این مسخره کردن خودت و خوانندته. اما نیاز شدیدت به تخلیه باعث میشه خودت رو مسخره کنی و ازین بابت ندامتی نداشته باشی.
از کسی که فقط فحش میده یکم چیز یاد بگیر. هرکس فحاشی میکنه لزوما تسلطش به مفاهیم کمتر از تو نیست. ممکنه فهمیده باشه چه چیزهایی که میشنوه رو باید جدی بگیره یا نگیره، و احساساتش رو چطور بروز بده که متناسب با ذات حقیرانهی وضعیت باشه.
❤2
«دیروز یه تشنج داشتم، سعی کردم از یه نورولوژیست وقت بگیرم. گفت پذیرش نمیشی تا دو دوز واکسنت رو نزده باشی».
ممکنه بگید چه دکتر بیشعوری بوده. اما خیلی از کامنتهای زیرش این مضمون رو داره: «وظیفهش نیست جون خودش رو به خاطر کسی که علم رو قبول نداره به خطر بندازه».
جامعه غربی اینه. قبل از مهاجرت اینو بدونید که وقتی رفتید اونجا شوکه نشید.
ممکنه بگید چه دکتر بیشعوری بوده. اما خیلی از کامنتهای زیرش این مضمون رو داره: «وظیفهش نیست جون خودش رو به خاطر کسی که علم رو قبول نداره به خطر بندازه».
جامعه غربی اینه. قبل از مهاجرت اینو بدونید که وقتی رفتید اونجا شوکه نشید.
❤3
وقتی کاترین اشتون اومد ایران و با بعضیها دیدار کرد و شما خوشتون اومد ما همین حرفها رو میزدیم، اما نظر شما این نبود. حالا نظرتون عوض شده و ماهی رو هروقت از آب بگیرن تازهست و جلوی ضرر رو هروقت بگیری منفعته و ازین حرفها. ولی گاهی به مخالفتون گوش بدید تا انقدر تأخیر نکنید در فهمیدن سیاست و اینکه دنیا چجور جاییه.
حالا نمیدونم در مرحله بعد با چه مقدار تأخیر قراره بفهمید اتحادیه اروپا توسط گلوبالیستها اداره نمیشه و خود مردم اروپا که ککشون نمیگزه آخوند و سپاهی داره چه بلایی سر ما میارن، ادارهش میکنند.
https://t.me/mamlekate/60470
حالا نمیدونم در مرحله بعد با چه مقدار تأخیر قراره بفهمید اتحادیه اروپا توسط گلوبالیستها اداره نمیشه و خود مردم اروپا که ککشون نمیگزه آخوند و سپاهی داره چه بلایی سر ما میارن، ادارهش میکنند.
https://t.me/mamlekate/60470
Telegram
مملکته
اینکه اروپا نماینده رسمی میفرستد به مراسم تحلیف رییسی، حاوی پیامی مشخص برای مردم ایران و جهان است: قاتل شما، برای ما قابل احترام است. «نه» بزرگ شما به جمهوری اسلامی در انتخابات، برای ما بیاهمیت است. حقوقبشر، کشک است و بزرگترین حامی دشمن مردم ایران، اروپا…
❤2
Anarchonomy
هیچکس دقیقا نمیدونه سالانه چند نفر در دنیا دارند به خاطر سوء مصرف داروهای مسکن میمیرند، اما همه میدونند که مشکل بزرگی درست کرده، و با این حال هیچ کاری از طرف هیچکس انجام نمیشه. درآمدسازی این داروها بالاست و اعتیاد مصرفکننده چیزیه که میشه روش حساب کرد.…
پارسال نوشته بودم شما دیگه دارو نمیخری، بلکه اشتراک ماهیانه و سالیانه دارو رو میخری، چون قراره دائمالتزریق باشی. برای اینکه اجازه بدن زندگی نرمال داشته باشی، باید ماهیانه و سالیانه حق اشتراک رو به شرکتهای دارویی پرداخت کنی. «فاشیسم سلامت» هم با تمام قوا ازین «مدل بیزینس» حمایت خواهد کرد.
https://t.me/Akhbarsweden/6678
https://t.me/Akhbarsweden/6678
Telegram
اخبار سوئد
ممکن است در سال آینده دوز سوم واکسن ارائه شود؛
اثر واکسنها بعد از مدتی کاهش مییابد!
سازمان بهداشت امروز اعلام کرد احتمال این وجود دارد که در سال آینده، دوز سوم واکسن کرونا ارائه شود. این اداره در وب سایت خود نوشت: زمان شروع این کار در حال حاضر نامشخص است…
اثر واکسنها بعد از مدتی کاهش مییابد!
سازمان بهداشت امروز اعلام کرد احتمال این وجود دارد که در سال آینده، دوز سوم واکسن کرونا ارائه شود. این اداره در وب سایت خود نوشت: زمان شروع این کار در حال حاضر نامشخص است…
❤1
وقتی طرف به نسیم طالب و رفقای لوکالیست! ایشون یادآوری میکنه که توقعاتی که از دولت دارند برای مهار کرونا با عقایدشون درباره لوکالیسم که قبل از کرونا داشتند و یه بند دربارهش توعیت میزدند تناقض داره، خود طالب فقط به «ابله» خطاب کردنش قناعت میکنه طبق معمول، و این یکی هم یک دیس سالاد کلمات تحویلش میده.
چون به خاطر نگاه بالا به پایینشون معمولا کسی جرئت نمیکنه بشون بگه دارید مهمل میگید، موفق شدهاند یک قبیله آنلاین درست کنند و خودشون وراجی کنند و برای وراجی همدیگه کف و سوت بزنند.
چون به خاطر نگاه بالا به پایینشون معمولا کسی جرئت نمیکنه بشون بگه دارید مهمل میگید، موفق شدهاند یک قبیله آنلاین درست کنند و خودشون وراجی کنند و برای وراجی همدیگه کف و سوت بزنند.
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پلیس استرالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، خیلی راحت و با علم به اینکه داره ازشون فیلمبرداری میشه مشت میزنند تو صورت شهروندی که یا به واکسن اجباری و پاسپورتش اعتراض داره یا به قرنطینه؛ کاری که قبلا با معترضان صنفی نمیتونست بکنه. چون حتی اگه رسانهها هم توجه نمیکردند، اتحادیهها و انجیاو ها میفتادند دنبالش. اما آزادی، سندیکا نداره! از طرفی شرارت اکثریت هم به عنوان ساپورت پشت سر خودش داره. همون اکثریتی که میگن «اینا علم رو قبول ندارن و دارند دیگران رو به کشتن میدن، پس عیب نداره یه مشت و لگدی هم بخورند».
البته این دست باز در مشتزنی مختص اعتراضات به فاشیسم سلامت نمیشه. پلیس دیترویت با مشت میزنه تو صورت طرف، طوری که برای چند ثانیه از حال میره، با اینکه میدونه دارند استوری لایو میگیرند! وقتی کاربران اینترنت، و حتی دادستان، اعتراض کنند میگن این خشونت ضروری نیست! کسی نمیگه پلیس چه حقی داره کسی رو بزنه وقتی فعل فیزیکی علیه پلیس انجام نداده؟ هم بحث حقوق دیگه مطرح نیست هم بحث اخلاقیات. فقط بحث تکنیکی باقی مونده.
در بین نازیها هم اگه کسی مخالف یهودیسوزی بود میگفت «حالا چه لزومی داره اینکار؟».
البته این دست باز در مشتزنی مختص اعتراضات به فاشیسم سلامت نمیشه. پلیس دیترویت با مشت میزنه تو صورت طرف، طوری که برای چند ثانیه از حال میره، با اینکه میدونه دارند استوری لایو میگیرند! وقتی کاربران اینترنت، و حتی دادستان، اعتراض کنند میگن این خشونت ضروری نیست! کسی نمیگه پلیس چه حقی داره کسی رو بزنه وقتی فعل فیزیکی علیه پلیس انجام نداده؟ هم بحث حقوق دیگه مطرح نیست هم بحث اخلاقیات. فقط بحث تکنیکی باقی مونده.
در بین نازیها هم اگه کسی مخالف یهودیسوزی بود میگفت «حالا چه لزومی داره اینکار؟».
❤3
Anarchonomy
پلیس استرالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، خیلی راحت و با علم به اینکه داره ازشون فیلمبرداری میشه مشت میزنند تو صورت شهروندی که یا به واکسن اجباری و پاسپورتش اعتراض داره یا به قرنطینه؛ کاری که قبلا با معترضان صنفی نمیتونست بکنه. چون حتی اگه رسانهها هم توجه نمیکردند،…
ابتدا به بهانه اینکه یه پلیس به دلیل ترکیب بلاهت و غرور و بدشانسی، یک سیاهپوست به نام جورج فلوید رو میکشه میریزیم خیابون و شعار میدیم بودجه پلیس را قطع کنید!
سپس نیروهای پلیس انگیزهشون رو از دست میدن و خیلیهاشون استعفا میدن یا انتقالی میگیرن یا اگه چیزی تو خیابون دیدن از ترس اینکه قربانی بعدی هوچیگری ضدنژادپرستی بشن، به روی خودشون نمیارن.
سپس شهر ول میشه به امان خدا و آمار جرم و جنایت میره بالا.
حالا همونایی که میگفتند بودجه پلیس رو قطع کنید به شهرداری میگن پلیسها رو بیشتر کن سیاهها دارن تلف میشن زیر این ناامنی!
حالا مسئولان شیر میشن که حسابی با ناامنی مبارزه کنند، و به پلیس میگن برید خیابون دهن لات و لوتا رو صاف کنید.
البته زورشون میرسه دهن گنگسترهای مسلح رو صاف کنند؟ آف کورس نات. اما به صورت یک شهروند لاغر مردنی که میشه مشت زد.
خلاصه چرخه قشنگی از شل کن سفت کن شده که اجراش فقط از ذهن گاوی برمیاد و بحمدالله زیر سایه دموکراسی میسر شده.
سپس نیروهای پلیس انگیزهشون رو از دست میدن و خیلیهاشون استعفا میدن یا انتقالی میگیرن یا اگه چیزی تو خیابون دیدن از ترس اینکه قربانی بعدی هوچیگری ضدنژادپرستی بشن، به روی خودشون نمیارن.
سپس شهر ول میشه به امان خدا و آمار جرم و جنایت میره بالا.
حالا همونایی که میگفتند بودجه پلیس رو قطع کنید به شهرداری میگن پلیسها رو بیشتر کن سیاهها دارن تلف میشن زیر این ناامنی!
حالا مسئولان شیر میشن که حسابی با ناامنی مبارزه کنند، و به پلیس میگن برید خیابون دهن لات و لوتا رو صاف کنید.
البته زورشون میرسه دهن گنگسترهای مسلح رو صاف کنند؟ آف کورس نات. اما به صورت یک شهروند لاغر مردنی که میشه مشت زد.
خلاصه چرخه قشنگی از شل کن سفت کن شده که اجراش فقط از ذهن گاوی برمیاد و بحمدالله زیر سایه دموکراسی میسر شده.
❤1
اگه تنها دغدغهام جنگ بود، امشب راحت میخوابیدم. قبلا برام اهمیت داشت، و پرواز هواپیماهای سوخترسان بر فراز خلیج فارس تا صبح بیدارم نگه میداشت. اما الان برام فرقی نداره. نه که ندونم جنگ واقعی چه جهنمی میسازه. اما حتی مهم بودن جنگ هم بستر نرمالی نیاز داره. چه چیز اطراف ما نرماله؟ در بین صد و نود و سه کشور عضو سازمان ملل، تو کدومشون هواپیمای آبپاش به خارج فرستاده میشه وقتی جنگلهای خود کشور دارن میسوزن؟ تو کدومشون ورود واکسن خارجی متوقف میشه تا آب مقطر داخلی تزریق بشه؟ تو کدومشون وقتی داره به روستاها با تانکر آب فرستاده میشه، نیروهای مسلحش کشتی تانکر رو میدزدن؟ اون جامعهای جنگ براش مهمه که مردم صبحها پا میشن میرن بیرون تو محوطه روباز کافهها صبحانه میخورن، در حالی که یکی نشسته اون طرف کوچه داره ویولن میزنه. ما همین الان از خونه میریم بیرون یه لشکر زرهی دور میدون ایستادن تا مثلا در ما رعب ایجاد بشه!
البته ممکنه بگن «تو تنها زندگی میکنی و چیزی برای از دست دادن نداری». اما مگه بقیه دارند؟ مگه شما دارید؟ تو لیبی که دچار جنگ داخلی شد، مصرف نان سی درصد پایین اومد؟
ما باید شبها راحت بخوابیم.
البته ممکنه بگن «تو تنها زندگی میکنی و چیزی برای از دست دادن نداری». اما مگه بقیه دارند؟ مگه شما دارید؟ تو لیبی که دچار جنگ داخلی شد، مصرف نان سی درصد پایین اومد؟
ما باید شبها راحت بخوابیم.
❤2
زیدآبادی میگه اعتراض اپوزیسیون به دولتهای اروپایی که دولت رئیسی رو به رسمیت میشناسند یک اعتراض بیسرانجامه چون اونها تغییری در پیگیری منافعشون نخواهند داد. البته این رو به عنوان یک فکت نمیگه، هرچند که یک فکته؛ بلکه چون هرکاری و مطلقا هرکاری که جریان براندازی انجام بده رو بینتیجه میدونه، و آرزو داره که بینتیجه باشه، توی قالب فکت قرارش میده (فرق است بین کسی که میدونه دنیا داره چطور اداره میشه، و کسی که آرزو داره طوری اداره بشه که نیرویی که مدنظرشه به نتیجه نرسه. امثال زیدآبادی نمیدونند دنیا چطور اداره میشه. دنبال کردن اخبار روزانه اسراییل این دانایی رو به آدم نمیده).
اما کی تعیین کرده که اعتراض باید نتیجه محور باشه؟ اقدامات اعتراضی، فرای محاسبات هزینه فایدهای که بشون الصاق شده، اول درباره موقعیت معترض هستند و سپس درباره موضوع اعتراض. شما اعتراض نمیکنی صرفا به این هدف که جای شیء A باید با شیء B عوض شود. شما اعتراض میکنی که ابتدائا بگی «من آن کسی هستم که میگویم جای A با B باید عوض شود». این درباره تمام نادرستیهایی که ممکنه در یک جامعه رخ بده، صادق است. اول باید بگی من اینم، بعد بگی دنیا باید این باشد. و متعاقبا، کسی که مشخص نمیکنه خودش چیست، حق اینکه تعیین کنه دنیا باید چه باشد رو از خودش سلب میکنه. اعتراض ور رفتن با قفل یک در نیست که اگه مدتی وقت گذاشتیم و باز نشد، بریم سراغ پنجره! این موضع احمقانهای بود که چامسکی هم داره همچنان (فلسطینیها و اسراییلیها هر دو کارهای بدی میکنند، اما حرفهای من تأثیری روی فلسطینیها ندارد، اما اسراییل به خاطر حرفهای من ممکن است تحت فشار قرار بگیرد، پس فقط به اسراییل فحش میدهم!.. البته بعضیها این رو نژادپرستی روشنفکرانه میدونند، که سفید، سفیدها رو حرفشنو میپنداره و غیرسفیدها رو بربرهای تأثیرناپذیر!).
«بریم به خونهای سنگ بزنیم که امکانش هست درو باز کنه» یک ناآگاهیه که پشت استراتژیمداری پنهان شده. که تازه همون استراتژی هم راه رو کوتاهتر نمیکنه. بلکه برعکس یک پروژه بینهایت طولانی تعریف میکنه (مثل اینها که از تغییر نظم حاکم ناامید میشن و میگن باید از خودمون شروع کنیم! یعنی راهی رو که ممکنه پنجاه سال طول بکشه تا جواب بده رو با راهی تعویض میکنند که حداقل صد و پنجاه سال زمان میخواد تا آثار ماکرو پیدا کنه!).
مبارزه میتونه شامل اعتراض هم باشه، اما مبارزه همون اعتراض نیست. مبارزه استراتژی و نقشه میخواد و یه جاهایی عقبنشینی میخواد و یه جاهایی شبیخون. اما اعتراض متعلق به ساحتی بالاتر از مبارزهست. چون نقش تربیتی داره. حتی یک بچه هم دقت میکنه که پدر و مادرش از چه چیزهایی ابراز نارضایتی میکنند. خیلی از چیزهایی که ما امروز غیرقابل قبول میدونیم نتیجه این بوده که قبلا یه عده علیهش غر زدن یا فحش دادن. آیا کسانی که در صد و پنجاه سال گذشته علیه ایده دولت مرکزی یا دموکراسی فحش دادند، تونستن دولتهای مرکزی رو سرنگون کنند یا بساط دموکراسی رو جمع کنند؟ خیر. اما من امروز روی جادهای که اونها با فحاشیهای رک و بیپرواشون ساختند حرکت میکنم. اعتراض، جادهسازی برای آیندهست. قدرتمندان برای خودشون جاده میسازند، ما هم باید جاده خودمون رو بسازیم.
«دولت غربی باید ارتباطش را با تروریستهای گروگانگیر قطع کند»، بخشی از طرح یک مبارزهست، که میتونه موفق بشه و میتونه نشه. اما «دولت غربی که ارتباطش را با تروریستهای گروگانگیر قطع نمیکند باید مورد اعتراض قرار بگیرد» یک جادهسازیه.
اما کی تعیین کرده که اعتراض باید نتیجه محور باشه؟ اقدامات اعتراضی، فرای محاسبات هزینه فایدهای که بشون الصاق شده، اول درباره موقعیت معترض هستند و سپس درباره موضوع اعتراض. شما اعتراض نمیکنی صرفا به این هدف که جای شیء A باید با شیء B عوض شود. شما اعتراض میکنی که ابتدائا بگی «من آن کسی هستم که میگویم جای A با B باید عوض شود». این درباره تمام نادرستیهایی که ممکنه در یک جامعه رخ بده، صادق است. اول باید بگی من اینم، بعد بگی دنیا باید این باشد. و متعاقبا، کسی که مشخص نمیکنه خودش چیست، حق اینکه تعیین کنه دنیا باید چه باشد رو از خودش سلب میکنه. اعتراض ور رفتن با قفل یک در نیست که اگه مدتی وقت گذاشتیم و باز نشد، بریم سراغ پنجره! این موضع احمقانهای بود که چامسکی هم داره همچنان (فلسطینیها و اسراییلیها هر دو کارهای بدی میکنند، اما حرفهای من تأثیری روی فلسطینیها ندارد، اما اسراییل به خاطر حرفهای من ممکن است تحت فشار قرار بگیرد، پس فقط به اسراییل فحش میدهم!.. البته بعضیها این رو نژادپرستی روشنفکرانه میدونند، که سفید، سفیدها رو حرفشنو میپنداره و غیرسفیدها رو بربرهای تأثیرناپذیر!).
«بریم به خونهای سنگ بزنیم که امکانش هست درو باز کنه» یک ناآگاهیه که پشت استراتژیمداری پنهان شده. که تازه همون استراتژی هم راه رو کوتاهتر نمیکنه. بلکه برعکس یک پروژه بینهایت طولانی تعریف میکنه (مثل اینها که از تغییر نظم حاکم ناامید میشن و میگن باید از خودمون شروع کنیم! یعنی راهی رو که ممکنه پنجاه سال طول بکشه تا جواب بده رو با راهی تعویض میکنند که حداقل صد و پنجاه سال زمان میخواد تا آثار ماکرو پیدا کنه!).
مبارزه میتونه شامل اعتراض هم باشه، اما مبارزه همون اعتراض نیست. مبارزه استراتژی و نقشه میخواد و یه جاهایی عقبنشینی میخواد و یه جاهایی شبیخون. اما اعتراض متعلق به ساحتی بالاتر از مبارزهست. چون نقش تربیتی داره. حتی یک بچه هم دقت میکنه که پدر و مادرش از چه چیزهایی ابراز نارضایتی میکنند. خیلی از چیزهایی که ما امروز غیرقابل قبول میدونیم نتیجه این بوده که قبلا یه عده علیهش غر زدن یا فحش دادن. آیا کسانی که در صد و پنجاه سال گذشته علیه ایده دولت مرکزی یا دموکراسی فحش دادند، تونستن دولتهای مرکزی رو سرنگون کنند یا بساط دموکراسی رو جمع کنند؟ خیر. اما من امروز روی جادهای که اونها با فحاشیهای رک و بیپرواشون ساختند حرکت میکنم. اعتراض، جادهسازی برای آیندهست. قدرتمندان برای خودشون جاده میسازند، ما هم باید جاده خودمون رو بسازیم.
«دولت غربی باید ارتباطش را با تروریستهای گروگانگیر قطع کند»، بخشی از طرح یک مبارزهست، که میتونه موفق بشه و میتونه نشه. اما «دولت غربی که ارتباطش را با تروریستهای گروگانگیر قطع نمیکند باید مورد اعتراض قرار بگیرد» یک جادهسازیه.
❤1