«طرح محدودسازی یا مسدودسازی اینترنت توسط مجلس حتی با قانون اساسی خود نظام هم در تعارض است».
خب باشد. قانون اساسی که قدرتی نداره.
بذارید یه مثال بزنم که مربوط به آلمان و آمریکاست، دو کشوری که اصلا ربطی به اونها نداریم؛ اما اتفاقاتشون چیزهایی به ما یاد میده.
در متمم اول قانون اساسی آمریکا، کنگره حق ندارد قانونی تصویب کند که آزادی بیان شهروندان رو ازشون سلب کنه. یعنی آزادی بیان آمریکاییها توسط این متمم تضمین شده. اما کنگره در ابتدای انقلاب اینترنت قانونی تصویب کرد که شبکههای اجتماعی و شرکتهای اینترنتی میزبان محتوا رو از قانون ناشران مستثنی کرد، و بدین ترتیب این شرکتها میتونستند هیچ مسئولیتی بابت محتوای منتشر شده در پلتفرمشون به عهده نگیرند. و این زمینهساز فضایی شد که در اون پلتفرم این شرکتها به چهار دیواری شخصیشون تبدیل بشه، که در اون علاوه بر اینکه میتونستند هرچیزی رو منتشر کنند، از جمله پروپاگاندا، میتونستند جلوی انتشار هرچیزی رو هم بگیرند، از جمله انتقاد. قانونگذاران آمریکایی میتونند این وضعیت رو تغییر بدن، اما نمیدن، چون خودشون توسط لابی شرکتهای تکنولوژی خریده شدن (کاملا مشابه ژانر کیف انگلیسی).
آلمان، قانون اساسی آمریکا رو نداره. اما دولت این کشور قانونی رو وضع کرد که فیسبوک رو ملزم میکنه اگر خواست پست کسی رو حذف کنه، علت دقیق حذف رو به اطلاعش برسونه. که حداقل طرف بدونه به چه علتی با تیغ سانسور زخمی شده. این خیلی مهمه؟ نه چندان. چون آزادی سلب شده رو برنمیگردونه. اما حداقل در جهت شفافیته. ولی همین اندازه شفافیت قانونی رو هم، شهروند آمریکایی نداره فعلا، یعنی میزبان پلتفرم میتونه پستش رو حتی به صورت رندوم حذف کنه و صاحب پست دستش به هیچ جا بند نیست؛ با اینکه این کشور قانون اساسی به مراتب بهتری داره. آیا دولت آلمان نگران آزادی شهروندانه؟ نه. اگه قدرتش رو داشت خیلی بدتر از فیسبوک عمل میکرد. که رفتارش در مورد کرونا، از مشهودات واضحش بود. اما قانونگذار آلمانی توسط فیسبوک یا گوگل، خریداری نشدهاند؛ و دارند در راستای منافع حزبیشون عمل میکنند که خارج از دایره بیزینس شرکتهای کالیفرنیاست.
بعضیها فکر میکنند برای محکم ماندن قانون اساسی، نیاز به نظام حقوقی محکم داریم. اما امروز دولت آلمان به بهانه کرونا حقوق شهروند رو زیر پا میذاره و هیچ کاری از دست حقوقدانها و وکلا برنمیاد. اون چیزی که این عطشش برای کنترل بیشتر بر زندگی مردم رو میتونه مهار کنه، احزاب مخالف هستند. اونقدری که مرکل از روسای احزاب میترسه، از قضات نمیترسه.
برای محکم ماندن قانون اساسی نیاز به قدرت سیاسی که پشتش رو نگه داره هست. اگه شما به عنوان شهروند هیچ قدرت سیاسی نداشته باشی، یا بدستش نیاری، قانون هم نخواهی داشت.
خب باشد. قانون اساسی که قدرتی نداره.
بذارید یه مثال بزنم که مربوط به آلمان و آمریکاست، دو کشوری که اصلا ربطی به اونها نداریم؛ اما اتفاقاتشون چیزهایی به ما یاد میده.
در متمم اول قانون اساسی آمریکا، کنگره حق ندارد قانونی تصویب کند که آزادی بیان شهروندان رو ازشون سلب کنه. یعنی آزادی بیان آمریکاییها توسط این متمم تضمین شده. اما کنگره در ابتدای انقلاب اینترنت قانونی تصویب کرد که شبکههای اجتماعی و شرکتهای اینترنتی میزبان محتوا رو از قانون ناشران مستثنی کرد، و بدین ترتیب این شرکتها میتونستند هیچ مسئولیتی بابت محتوای منتشر شده در پلتفرمشون به عهده نگیرند. و این زمینهساز فضایی شد که در اون پلتفرم این شرکتها به چهار دیواری شخصیشون تبدیل بشه، که در اون علاوه بر اینکه میتونستند هرچیزی رو منتشر کنند، از جمله پروپاگاندا، میتونستند جلوی انتشار هرچیزی رو هم بگیرند، از جمله انتقاد. قانونگذاران آمریکایی میتونند این وضعیت رو تغییر بدن، اما نمیدن، چون خودشون توسط لابی شرکتهای تکنولوژی خریده شدن (کاملا مشابه ژانر کیف انگلیسی).
آلمان، قانون اساسی آمریکا رو نداره. اما دولت این کشور قانونی رو وضع کرد که فیسبوک رو ملزم میکنه اگر خواست پست کسی رو حذف کنه، علت دقیق حذف رو به اطلاعش برسونه. که حداقل طرف بدونه به چه علتی با تیغ سانسور زخمی شده. این خیلی مهمه؟ نه چندان. چون آزادی سلب شده رو برنمیگردونه. اما حداقل در جهت شفافیته. ولی همین اندازه شفافیت قانونی رو هم، شهروند آمریکایی نداره فعلا، یعنی میزبان پلتفرم میتونه پستش رو حتی به صورت رندوم حذف کنه و صاحب پست دستش به هیچ جا بند نیست؛ با اینکه این کشور قانون اساسی به مراتب بهتری داره. آیا دولت آلمان نگران آزادی شهروندانه؟ نه. اگه قدرتش رو داشت خیلی بدتر از فیسبوک عمل میکرد. که رفتارش در مورد کرونا، از مشهودات واضحش بود. اما قانونگذار آلمانی توسط فیسبوک یا گوگل، خریداری نشدهاند؛ و دارند در راستای منافع حزبیشون عمل میکنند که خارج از دایره بیزینس شرکتهای کالیفرنیاست.
بعضیها فکر میکنند برای محکم ماندن قانون اساسی، نیاز به نظام حقوقی محکم داریم. اما امروز دولت آلمان به بهانه کرونا حقوق شهروند رو زیر پا میذاره و هیچ کاری از دست حقوقدانها و وکلا برنمیاد. اون چیزی که این عطشش برای کنترل بیشتر بر زندگی مردم رو میتونه مهار کنه، احزاب مخالف هستند. اونقدری که مرکل از روسای احزاب میترسه، از قضات نمیترسه.
برای محکم ماندن قانون اساسی نیاز به قدرت سیاسی که پشتش رو نگه داره هست. اگه شما به عنوان شهروند هیچ قدرت سیاسی نداشته باشی، یا بدستش نیاری، قانون هم نخواهی داشت.
Anarchonomy
«از بچه هجده ساله توقع چریک بودن نداشته باشید». نوچ. این دوزاری شماست که کجه. من از بچه هجده ساله توقع چیزی ندارم. هرچند وقتی خودم پانزده سالم بود عزت نفس بالاتری برای خودم قائل بودم. چاپلوسی برای خلیفه یک رفتار نرمال تینایجری نیست. از بچه هجده ساله توقعی…
یکی دیگه از بچههایی که فرمودن «انتظار نداشته باشید چریک باشند!».
❤1
هرکس گرایشی به آنارشیسم داره، چه چپ باشه چه راست، بهتره این مصاحبه مایکل مالیس رو ببینه و دقیق به حرفاش گوش بده. طولانیه، حوصله میخواد، ولی میارزه.
https://youtu.be/R5rNoV1Qy_Q
https://youtu.be/R5rNoV1Qy_Q
YouTube
Michael Malice: Totalitarianism and Anarchy | Lex Fridman Podcast #200
Michael Malice is a political thinker, podcaster, and author. Please support this podcast by checking out our sponsors:
- Gala Games: https://gala.games/lex
- Indeed: https://indeed.com/lex to get $75 credit
- BetterHelp: https://betterhelp.com/lex to get…
- Gala Games: https://gala.games/lex
- Indeed: https://indeed.com/lex to get $75 credit
- BetterHelp: https://betterhelp.com/lex to get…
❤2
«یه حساب کتاب سادهست، اگه واکسن زده باشی و کرونا بگیری ۱۰۰ برابر احتمال کمتری داره که بمیری».
پزشکه، در دولت اوباما هم مدیر سیدیسی بوده، و به راحتی اطلاعات غلط به مردم میده که خطای فاحش ریاضیاتی داره، و یک پزشک دیگه که ریاضیش بهتره این خطا رو تشریح کرده در وبلاگش (نه تنها در همون حساب کتاب که مدعیه سادهست اشتباه کرده، بلکه در مطالعهای که مورد استنادش بوده اطلاعات کافی برای اینکه تعیین بشه نرخ فوتی واکسنزدهها کمتره یا بیشتر وجود نداره)، اما باز هم توعیتش رو پاک نمیکنه. چون با یک نوع آپارتاید مواجهیم، که یک عده شهروند درجه یک هستند و مجازند هر مهملی بگن (حتی اگه اون مهمل این معنی رو بده که اگه واکسن بزنی دیگه هیچوقت نخواهی مُرد!)، و یک عده شهروند درجه دو، که اگه اطلاعات درست هم منتشر کنند یا سانسور میشن یا مورد توجه قرار نمیگیرند.
پزشکه، در دولت اوباما هم مدیر سیدیسی بوده، و به راحتی اطلاعات غلط به مردم میده که خطای فاحش ریاضیاتی داره، و یک پزشک دیگه که ریاضیش بهتره این خطا رو تشریح کرده در وبلاگش (نه تنها در همون حساب کتاب که مدعیه سادهست اشتباه کرده، بلکه در مطالعهای که مورد استنادش بوده اطلاعات کافی برای اینکه تعیین بشه نرخ فوتی واکسنزدهها کمتره یا بیشتر وجود نداره)، اما باز هم توعیتش رو پاک نمیکنه. چون با یک نوع آپارتاید مواجهیم، که یک عده شهروند درجه یک هستند و مجازند هر مهملی بگن (حتی اگه اون مهمل این معنی رو بده که اگه واکسن بزنی دیگه هیچوقت نخواهی مُرد!)، و یک عده شهروند درجه دو، که اگه اطلاعات درست هم منتشر کنند یا سانسور میشن یا مورد توجه قرار نمیگیرند.
❤1
دکتر Bossche همچنان داره میگه واکسناسیون عمومی در شرایطی که ویروس همچنان در حال تکامله، یک اشتباه فاحشه و این وضعیت مریضی و مرگ تمام بشو نیست با استراتژی فعلی، چون باعث وارد کردن فشار انتخابی به ویروس میشه؛ و نتیجه اینه که موقتا آمارها امیدوارکننده خواهد بود اما بعد یک واریانت جدید که میتونه از پس واکسنزدهها بربیاد ظهور میکنه و همهچی بدتر میشه. دفعه قبل که درباره ایشون نوشتم زیاد جدی نگرفتمش، مخصوصا به خاطر ارتباطی که با بنیاد گیتس داشته. اما هرچی جلوتر میریم درستی حرفاش بیشتر اثبات میشه.
اما پیشنهاداتش چیه؟ واکسن زدن به مردم رو همین الان متوقف کنید، در مقیاس وسیع داروهای پیشگیری شیمیایی (مثل ایورمکتین) رو در دسترس مردم قرار بدید تا مصرف کنند، و بشون بگید رژیم غذایی درست داشته باشن، و هرگونه تجمع در فضای باز یا بسته تعطیل بشه. کارهایی که کشورها، از جمله ایران، به دلایل سیاسی و تجاری، انجام نخواهند داد.
اما پیشنهاداتش چیه؟ واکسن زدن به مردم رو همین الان متوقف کنید، در مقیاس وسیع داروهای پیشگیری شیمیایی (مثل ایورمکتین) رو در دسترس مردم قرار بدید تا مصرف کنند، و بشون بگید رژیم غذایی درست داشته باشن، و هرگونه تجمع در فضای باز یا بسته تعطیل بشه. کارهایی که کشورها، از جمله ایران، به دلایل سیاسی و تجاری، انجام نخواهند داد.
❤1
«با آغاز اجرایی شدن قوانین جدید پرورش خوک، ممکن است بیکن در کالیفرنیا محو شود».
ابتدا پرورش مرغ و خروس و حیوانات گوشتی و شیری در املاک شخصی را به بهانههای بهداشتی ممنوع میکنیم.
سپس برای تأمین غذای میلیونها نفر دست به دامن مزارع صنعتی میشویم و در رسانهها تبلیغ میکنیم که اگر این صنایع تیراژبالا نباشد همه از گرسنگی خواهند مرد!
سپس میفهمیم که این مزارع صنعتی دارند طوری با حیوانات برخورد میکنند که هیچ آدم نرمالی آن را تأیید نمیکند.
سپس قانون وضع میکنیم که مزارع صنعتی باید فلان متر مربع فضا برای هر خوک داشته باشند، مرغ باید اینطوری بخوابد روی تخم، گاو باید راه برود!
سپس مزارع صنعتی از روی ناچاری این قوانین را اجرا میکنند و تیراژ پایین میآید.
سپس بازار با کمبود عرضه مواجه میشود.
سپس به مردم میگوییم خودتان در انتخابات ایالتی به این قانون رأی دادید، کون لقتان.
ابتدا پرورش مرغ و خروس و حیوانات گوشتی و شیری در املاک شخصی را به بهانههای بهداشتی ممنوع میکنیم.
سپس برای تأمین غذای میلیونها نفر دست به دامن مزارع صنعتی میشویم و در رسانهها تبلیغ میکنیم که اگر این صنایع تیراژبالا نباشد همه از گرسنگی خواهند مرد!
سپس میفهمیم که این مزارع صنعتی دارند طوری با حیوانات برخورد میکنند که هیچ آدم نرمالی آن را تأیید نمیکند.
سپس قانون وضع میکنیم که مزارع صنعتی باید فلان متر مربع فضا برای هر خوک داشته باشند، مرغ باید اینطوری بخوابد روی تخم، گاو باید راه برود!
سپس مزارع صنعتی از روی ناچاری این قوانین را اجرا میکنند و تیراژ پایین میآید.
سپس بازار با کمبود عرضه مواجه میشود.
سپس به مردم میگوییم خودتان در انتخابات ایالتی به این قانون رأی دادید، کون لقتان.
❤1
Anarchonomy
«با آغاز اجرایی شدن قوانین جدید پرورش خوک، ممکن است بیکن در کالیفرنیا محو شود». ابتدا پرورش مرغ و خروس و حیوانات گوشتی و شیری در املاک شخصی را به بهانههای بهداشتی ممنوع میکنیم. سپس برای تأمین غذای میلیونها نفر دست به دامن مزارع صنعتی میشویم و در رسانهها…
لازم به ذکر است که زمانی خودم مدافع صنعتیسازی تولید گوشت بودم. اما با بازدید مفصل از یک گاوداری نظرم به کلی تغییر کرد. در آیندهای دور یا نزدیک احتمالا درباره ما که اجازه دادیم گوشت مصرفیمان به این شکل شرمآور تولید شود همانطور فکر خواهند کرد که الان ما درباره آدمهایی که در گذشته بردهدار بودند فکر میکنیم. انسان با مطالعه کتاب و مقاله آنارشیست نمیشود. با تجربه واقعیتهای اطرافش آنارشیست میشود. حداقل در مورد من که اینطور بوده.
❤2
«بحث عجیب و پرتناقض» اینه که حیوان رو آبجکت ببینی بعد از همنوعت انتظار داشته باشی خودت رو آبجکت نبینه.
کشتن جزیی از طبیعته، ولی همین طبیعت ذهن ما را انقدر تکامل داده که اخلاقیات رو توسعه بدیم. «هرکس کشتن را میپذیرد باید شکنجه را هم بپذیرد» یک جمله بیمعنیه. بین توریست اروپایی که بوفالوها رو برای تفریح میکشت و کوهی از لاشههاشون درست میکرد و جلوش عکس مینداخت، و سرخپوستی که هر بوفالویی که میزد میرفت بالاسرش مینشست و دعا میخوند، فرق بوده، هست، و خواهد بود.
کشتن جزیی از طبیعته، ولی همین طبیعت ذهن ما را انقدر تکامل داده که اخلاقیات رو توسعه بدیم. «هرکس کشتن را میپذیرد باید شکنجه را هم بپذیرد» یک جمله بیمعنیه. بین توریست اروپایی که بوفالوها رو برای تفریح میکشت و کوهی از لاشههاشون درست میکرد و جلوش عکس مینداخت، و سرخپوستی که هر بوفالویی که میزد میرفت بالاسرش مینشست و دعا میخوند، فرق بوده، هست، و خواهد بود.
❤5
در کارایی واکسناسیون روسیه همین بس که تا الان ۶۰ میلیون دوز زده ولی همچنان داره روزی ۸۰۰ فوتی میده.
❤1
یه بار به یک آخوندی گفتم مکانیزم تبلیغ دین دیگه کار نمیکنه چون ما میخوایم طرف به شخصیتی در تاریخ که هیچ ارتباطی باش نداره و معلوم هم نیست وجود فیزیکی داشته یا نداشته، اعتماد کنه! مسئله فقط این نیست که باور کنه عیسی و موسایی وجود داشته. بلکه به موسی اعتماد کنه که جز حقیقت چیزی رو نگفته! مبنای ایمان آوردن در همه این ادیان، اعتماد به رسول بوده. گفت چرا، هنوز کار میکنه.
و حق داشت. هنوز کار میکنه. فقط سوژه و محتوا تغییر کرده. از مردم میخوان چشم بسته به یک محصول دارویی اعتماد کنند. چرا؟ چون منِ «کارشناس» میگم! من رسول علم هستم! من چیزی جز حقیقت نمیگم!
و حق داشت. هنوز کار میکنه. فقط سوژه و محتوا تغییر کرده. از مردم میخوان چشم بسته به یک محصول دارویی اعتماد کنند. چرا؟ چون منِ «کارشناس» میگم! من رسول علم هستم! من چیزی جز حقیقت نمیگم!
❤1
Anarchonomy
یه بار به یک آخوندی گفتم مکانیزم تبلیغ دین دیگه کار نمیکنه چون ما میخوایم طرف به شخصیتی در تاریخ که هیچ ارتباطی باش نداره و معلوم هم نیست وجود فیزیکی داشته یا نداشته، اعتماد کنه! مسئله فقط این نیست که باور کنه عیسی و موسایی وجود داشته. بلکه به موسی اعتماد…
«عوام» دارند با چشم خودشون میبینند که «به عمد» یک استان حاصلخیز رو خشک میکنند تا نفتش رو بیرون بکشند و وقتی غیرقابل سکونت شد بندازنش دور، بعد اگه برحسب تمام تجربیاتی که در چهار دهه گذشته ازین دشمنان انسان و ایران داشتهاند نتیجه بگیرند که «همش کلاهبرداریه»، خرچسونه طبقه متوسط متهمشون میکنه به ناآگاهی، لجبازی، خلقوخوی ایرانیان، و کساشری ازین دست.
❤3
برای ماشین سیهزار دلاری، شصت هزار دلار پرداخت کن، علاوه بر هزینههای بیمه که ما تعیین میکنیم چقدر باشه، ماهی یکی دو میلیون هم مالیات بده، هر شب هم خواستی بیای بیرون دویست سیصدتومن عوارض بده. زیبا نیست؟
وقتی میگیم مالیات دزدیه، طبقه فقیر و گرفتار میگه «از من که نمیدزدن، دارن از پولدارا میگیرن، اونا هم خیالشون نیست». که نشون میده اصلا نمیدونند تو چه قفسی هستند. حساسیت به دزدی و خفتگیری از دیگران، به نفع خود آدمه، چون اون بستری که دزدی از پولداره رو ممکن کرده، دزدی از ما رو هم ممکن میکنه. سیاهلشکر بزرگ سادهلوحان فکر میکنند مالیات برای تأمین هزینههای دولته. اما دولت نیاز به مالیات نداره وقتی پول چاپ میکنه. مالیات، تنها و تنها با هدف تعیین برندهها و بازندهها اعمال میشه. نه برای خرید آمبولانس، یا ساخت مدرسه! اگه واقعا برای خرید آمبولانس بود هم دزدی بود، ولی حتی هدفش اون هم نیست. هدف اینه که داماد ولایتی بتونه ماشین خوب سوار بشه، نه تو!
وقتی میگیم مالیات دزدیه، طبقه فقیر و گرفتار میگه «از من که نمیدزدن، دارن از پولدارا میگیرن، اونا هم خیالشون نیست». که نشون میده اصلا نمیدونند تو چه قفسی هستند. حساسیت به دزدی و خفتگیری از دیگران، به نفع خود آدمه، چون اون بستری که دزدی از پولداره رو ممکن کرده، دزدی از ما رو هم ممکن میکنه. سیاهلشکر بزرگ سادهلوحان فکر میکنند مالیات برای تأمین هزینههای دولته. اما دولت نیاز به مالیات نداره وقتی پول چاپ میکنه. مالیات، تنها و تنها با هدف تعیین برندهها و بازندهها اعمال میشه. نه برای خرید آمبولانس، یا ساخت مدرسه! اگه واقعا برای خرید آمبولانس بود هم دزدی بود، ولی حتی هدفش اون هم نیست. هدف اینه که داماد ولایتی بتونه ماشین خوب سوار بشه، نه تو!
❤1
کرونا انصاریان رو میکشه، نه مهران مدیری رو.
این پیشبینی حاصل شناخت از ویروس نیست، حاصل شناخت از دنیاست.
این پیشبینی حاصل شناخت از ویروس نیست، حاصل شناخت از دنیاست.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه بدنهایی که از بین رفتند...
چون ابزار نداشتیم.
چون ابزار نداشتیم.
❤2
برای تشخیص مزخرفات، اطلاعات عمومی هم کافیه. اما در جوامع امروزی که تخصصگرایی و دانشگاهبازی یک کالای همگانی شده، مردم ازینکه به اطلاعات عمومی رجوع کنند خجالت میکشند. تصور کنید در کلاس یک پروفسور ریاضی یک جا روی تخته حاصلضرب دو عدد اشتباه نوشته میشد. وقتی که تخته پر شد از راه حل، و پروفسور پرسید «چرا جوابمون درست در نیومد؟» کی جرئت میکنه بش بگه جدول ضرب رو یادت رفته؟ قطعا کلاس یک محیط پادگانی نیست، ولی وقتی همه عادت کردهاند به پیچیدگی، و حتی شغل و درآمدشون از پیچیدهسازی و پیچیدهنماییه، اونی که به بیسیکترین دانستهها رجوع میکنه، لازمه ظرفیت روانی بالاتری داشته باشه، و خیلیها ندارند.
رسانههای رسمی آمریکا که بازوی پروپاگاندای حزب هستند، طبیعتا باید علیه بیتکوین موضع بگیرند (چون وظیفهش دفاع از حکومت در برابر مردمه، نه دفاع از مردم در برابر حکومت). نیویورکتایمز هم به نوبه خودش لگدهایی میزنه گهگاه و درباره مصرف برق ماینینگ و نقشش در گرمایش زمین مزخرفاتی ثبت کرده بود. یک مهندس عمران، نه یک کدنویس، نه یک معاملهگر بازار، یک مهندس عمران! جواب این حرفها رو داده بود، که البته مفصله ولی بامزهترین قسمتش اینه که میگه اگر ماینینگ بخشی از مصرف شبکهست، ۲۵ درصد شبکه ما از تجدیدپذیرها تأمین میشه، پس ۲۵ درصد ماینینگ هم از تجدیدپذیرهاست! چطور میگید همش آلایندهست؟ و اما این حداقلشه. چون ماینرها میتونند طوری توزیع شده باشند که بیشتر از میانگین شبکه از تجدیدپذیرها استفاده کنند، و شما این رو نمیدونی. چون ساختار پویایی داره و هرروز ممکنه با دیروز فرق کنه. ممکنه یک مزرعه امروز جمع کنه بره نزدیک یک نیروگاه بادی و از فردا کارش رو با برق اونجا شروع کنه. آمار همه این تعویضها در منابع رو چطوری میخوای دربیاری؟ از طرفی یک سوم کل تولید داره هدر میره. اگه ماینر از انرژیای که به هرحال هدر میره استفاده کنه، نه تنها چیزی به گازهای گلخانهای که بهرحال قرار بود منتشر بشن اضافه نمیکنه، بلکه ممکنه کمترش هم بکنه. چون خود هدررفت، بدترین حالت تبدیله. مثل گازی که در پالایشگاهها میسوزونند، و میشه ازش برای تولید برق استفاده کرد و بدین ترتیب شبکه بیتکوین میتونه یک نوع باتری برای انرژیهایی باشه که قبلا هدر میرفتند، چون اون رو به یک ارزش که قابل ذخیرهست تبدیل میکنه.
در ادامه گفت من یک نابغه نیستم، مخ کامپیوتر هم نیستم، فقط یک مهندس عمرانم که به ابتداییترین محتویاتی که تو کتاب درسیمون هم هست مراجعه میکنم و اطلاعات پابلیکی که در اینترنت در دسترس همه هست. برای اینکه بدونید اینها دارند مهمل میبافند، لازم نیست چیز بیشتری بدونید. اینها حتی نیروگاه گازی آمریکا رو با نیروگاه گازی چین یکی در نظر میگیرند، در حالی که دیاکسیدکربن خروجی نیروگاه آمریکایی تا حد زیادی فیلتر میشه، اما در چین ازین خبرها نیست. این اطلاعات کاملا رو و مشخص و در دسترسه.
کی جرئت میکنه وقتی همه میگن فلان جا داره ۶۰۰ تن کربن به ازای هر مگاوات میده بیرون، بلند شی بگی نه ۴۶۰ تنه؟ و اگه یکی گفت و جواب دادن «باشه حالا مگه چقدر فرق داره» کی جرئت داره بگه: خیلی فرق داره خانوم، همه محاسباتتون رو تغییر میده.
رسانههای رسمی آمریکا که بازوی پروپاگاندای حزب هستند، طبیعتا باید علیه بیتکوین موضع بگیرند (چون وظیفهش دفاع از حکومت در برابر مردمه، نه دفاع از مردم در برابر حکومت). نیویورکتایمز هم به نوبه خودش لگدهایی میزنه گهگاه و درباره مصرف برق ماینینگ و نقشش در گرمایش زمین مزخرفاتی ثبت کرده بود. یک مهندس عمران، نه یک کدنویس، نه یک معاملهگر بازار، یک مهندس عمران! جواب این حرفها رو داده بود، که البته مفصله ولی بامزهترین قسمتش اینه که میگه اگر ماینینگ بخشی از مصرف شبکهست، ۲۵ درصد شبکه ما از تجدیدپذیرها تأمین میشه، پس ۲۵ درصد ماینینگ هم از تجدیدپذیرهاست! چطور میگید همش آلایندهست؟ و اما این حداقلشه. چون ماینرها میتونند طوری توزیع شده باشند که بیشتر از میانگین شبکه از تجدیدپذیرها استفاده کنند، و شما این رو نمیدونی. چون ساختار پویایی داره و هرروز ممکنه با دیروز فرق کنه. ممکنه یک مزرعه امروز جمع کنه بره نزدیک یک نیروگاه بادی و از فردا کارش رو با برق اونجا شروع کنه. آمار همه این تعویضها در منابع رو چطوری میخوای دربیاری؟ از طرفی یک سوم کل تولید داره هدر میره. اگه ماینر از انرژیای که به هرحال هدر میره استفاده کنه، نه تنها چیزی به گازهای گلخانهای که بهرحال قرار بود منتشر بشن اضافه نمیکنه، بلکه ممکنه کمترش هم بکنه. چون خود هدررفت، بدترین حالت تبدیله. مثل گازی که در پالایشگاهها میسوزونند، و میشه ازش برای تولید برق استفاده کرد و بدین ترتیب شبکه بیتکوین میتونه یک نوع باتری برای انرژیهایی باشه که قبلا هدر میرفتند، چون اون رو به یک ارزش که قابل ذخیرهست تبدیل میکنه.
در ادامه گفت من یک نابغه نیستم، مخ کامپیوتر هم نیستم، فقط یک مهندس عمرانم که به ابتداییترین محتویاتی که تو کتاب درسیمون هم هست مراجعه میکنم و اطلاعات پابلیکی که در اینترنت در دسترس همه هست. برای اینکه بدونید اینها دارند مهمل میبافند، لازم نیست چیز بیشتری بدونید. اینها حتی نیروگاه گازی آمریکا رو با نیروگاه گازی چین یکی در نظر میگیرند، در حالی که دیاکسیدکربن خروجی نیروگاه آمریکایی تا حد زیادی فیلتر میشه، اما در چین ازین خبرها نیست. این اطلاعات کاملا رو و مشخص و در دسترسه.
کی جرئت میکنه وقتی همه میگن فلان جا داره ۶۰۰ تن کربن به ازای هر مگاوات میده بیرون، بلند شی بگی نه ۴۶۰ تنه؟ و اگه یکی گفت و جواب دادن «باشه حالا مگه چقدر فرق داره» کی جرئت داره بگه: خیلی فرق داره خانوم، همه محاسباتتون رو تغییر میده.
❤3
الئیدی جدید شرکت آلمانی اسرام (که البته الان زیرمجموعه یک شرکت اتریشی شده)، در حالی که CRI رو به حداقل ۹۰ بالا آورده، بازدهی رو هم به ۲۰۰ لومن به وات رسونده! این دو شاخص تا الان رابطه معکوس داشتند باهم. اون لامپی که تو خونه استفاده میکنید CRI در حد هشتاد و یا هفتاد دارند. یعنی محدوده قابل توجهی از طول موجها رو نداره و باعث میشه زیر نورش رنگ اشیاء طبیعی نباشند (مخصوصا پوست انسان به خاطر طیفی از رنگهای قرمزی که در خودش داره، زیر نور این الئیدیها به پوست جنازه شبیه میشه). برای اینکه به رنگ طبیعی برسیم، یعنی مثل اون لامپهایی که برای عکاسی و مدلینگ و گالریها و موزهها استفاده میشن، بازدهی میاومد پایین. اما این هر دو مزیت رو با هم داره. ۲۰۰ لومن به وات یعنی حدودن سه برابر! کممصرفتر از لامپهایی که الان در بازار موجوده.
البته برای استفاده ازش لازمه توسط «حمایت از تولید داخل» گروگان نگرفته شده باشید.
البته برای استفاده ازش لازمه توسط «حمایت از تولید داخل» گروگان نگرفته شده باشید.
❤1
دخترهایی که از راه دور میشناختم و ده سال پیش فالوعرم بودند، و الان نیستند، هنوز در برنامههای پیامرسان رویت میشن، و حداقل از عکسهای جدید پروفایلشون این نتیجه برمیاد که دارند بد پیر میشن! آدم غبغب رو زیر گلوی همسن و سالهای خودش میبینه، احساس خطر میکنه. اما ضمن پذیرفتن این واقعیت، هنوز کمی زوده برای چنین افتی. این فقط افزایش سن نیست، بد زندگی کردنه.
من که خودم نفلهی روزگارم در جایگاهی نیستم که به سطح کیفی زندگی دیگران نمره بدم. اما نظرم اینه که: مثل یه لوزر پیر شدن چیزی از تراژدی مرگ رو کم نمیکنه. هیچ مزیتی در شل گرفتن زندگی وجود نداره، هرچقدر هم که کوتاه باشه.
من که خودم نفلهی روزگارم در جایگاهی نیستم که به سطح کیفی زندگی دیگران نمره بدم. اما نظرم اینه که: مثل یه لوزر پیر شدن چیزی از تراژدی مرگ رو کم نمیکنه. هیچ مزیتی در شل گرفتن زندگی وجود نداره، هرچقدر هم که کوتاه باشه.
❤4
«این دستمزد نیست که فقر رو ریشهکن میکنه. دسترسی مستقل اهالی به ثروتهای اولیه مثل آب، مسکن، غذا، لباس و سوخت، فقر رو از بین میبره. ساخت اجتماعی که هدفش دسترسی به ثروت اولیهست خیلی فرق داره با اینکه یک ثروت ثانویه در قالب دستمزد بشون بدی تا بیفتن دنبالش».
عکس داره زیر سنگینی پاراگراف بالاش خم میشه. مردم ما دارند به کندی و با درد فراوان معنی این مطلب رو میفهمند، وقتی که پول فیات تو حسابشون دارند اما از شیر حمامشون آب شیریرنگ میاد بیرون، یا اصلا نمیاد. وقتی سی سال میرن زیر بار وام و قرض برای آپارتمانی که حقالسهم زمینش بیست متر هم نیست. وقتی پول دارند گوشت بخرند اما باید تو صف بایستند، یا حاضرند تو صف بایستند اما پولش رو ندارند.
اگه به ثروتهای اولیه دسترسی نداری، ثروتهای ثانویهت هیچی نمیارزه. حالا با این فرمول، نقشه فقر ایران رو ترسیم کنید.
عکس داره زیر سنگینی پاراگراف بالاش خم میشه. مردم ما دارند به کندی و با درد فراوان معنی این مطلب رو میفهمند، وقتی که پول فیات تو حسابشون دارند اما از شیر حمامشون آب شیریرنگ میاد بیرون، یا اصلا نمیاد. وقتی سی سال میرن زیر بار وام و قرض برای آپارتمانی که حقالسهم زمینش بیست متر هم نیست. وقتی پول دارند گوشت بخرند اما باید تو صف بایستند، یا حاضرند تو صف بایستند اما پولش رو ندارند.
اگه به ثروتهای اولیه دسترسی نداری، ثروتهای ثانویهت هیچی نمیارزه. حالا با این فرمول، نقشه فقر ایران رو ترسیم کنید.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مواظب خودت باش» یکی از مسخرهترین چیزهاییه که به آدم میگن.
❤1