Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
دامدارها گاوشون رو آوردن جلوی اداره دولتی، سرش رو بریدن و خونش رو پاشیدن به در و دیوار ورودی اون اداره. نوشته انقدر به اعتراضات مردم گوش ندادیم که دست به چنین خشونت‌هایی می‌زنند!
وقتی ایرانی روش اعتراضش رو خودش انتخاب می‌کنه، میشه خشونت! اگه یک کپی از نسخه اروپایی باشه دیگه خشونت نیست، رادیکال هم نیست. مثلا وقتی در فرانسه تانکر تخلیه چاه فاضلاب رو آوردن جلو اداره دولتی و با پمپ کثافات رو پاشیدن به تمام نمای ساختمان دولتی، به نظر ایشون خشونت نبود، رادیکال هم نبود. چون فرانسویه!
نمی‌تونی هم ازینکه شهرداری ۴۰۰ میلیون خرج طراحی لوگو کرده عصبانی باشی و همزمان بپرسی «این آنارشیسم و بی‌دولتی که میگین رو کجای دنیا اجرا کردن؟». اگه میخوای چیزی که همه‌جای دنیا اجرا کردن رو تکرار کنی، باید برای لوگو هم ۴۰۰ میلیون بدی.
یه کلیسای تاریخی رو تو کانادا آتش زدند. تا الان بیست و سه تا کلیسا مورد حمله قرار گرفته یا تخریب شده. و انگار نه انگار. اتفاقی که حتی تو کشورهای اسلامی که تحت تسلط سلفی‌ها هستند هم رخ نمیده. مثل اینه که یه گور دسته جمعی پیدا بشه و بگن اینارو صفویان کشتن، بعد ما بریم عالی‌قاپو رو آتش بزنیم!
مقدار تولیدناخالص داخلی یک کشور هیچ ارتباطی با استعدادش در مبارزه با جهالت نداره.
7
گیر دادن به زیباکلام مد شده، و مد خوبیه؛ اما بقیه اساتید هم تحفه خاصی نیستند. حاتم قادری از خوب‌های دانشگاهه. اما گفته بود نظام ما باید رگه‌هایی از سوسیالیسم داشته باشد!
یکی نبود بگه مرد حسابی رگه چیه آخه؟ تو سوئدش هم تا یک کرون سوبسید میدی، فردا مردم دو کرون میخوان! انتظار داری تو خاورمیانه، اونم تو کشوری که هشتاد درصد فقیرند چه اتفاقی بیفته؟ اینجا یا حکومت نمیره زیر بار دولت رفاه، یا اگه رفت همون زیر خرد میشه.
Anarchonomy
گیر دادن به زیباکلام مد شده، و مد خوبیه؛ اما بقیه اساتید هم تحفه خاصی نیستند. حاتم قادری از خوب‌های دانشگاهه. اما گفته بود نظام ما باید رگه‌هایی از سوسیالیسم داشته باشد! یکی نبود بگه مرد حسابی رگه چیه آخه؟ تو سوئدش هم تا یک کرون سوبسید میدی، فردا مردم دو کرون…
در واقع در ایران هم نوعی از دولت رفاه اجرا شد، اما فقط در آب! از ویلانشین تهرانی تا کشاورز حاشیه دریاچه ارومیه همه از رفاه سوسیالیستی آبی برخوردار شدند. و چه شد؟ هیچی، آب برای گاومیش‌ها هم نموند.
یه نظرسنجی شده در انگلیس که اگه قضیه کرونا جمع بشه، با برچیده شدن محدودیت‌ها موافقید یا نه. طبیعیش اینه که همه بگن آره دیگه. مرض داریم مگه که کرونا تموم بشه اما محدودیتش بمونه؟
اما هیچی دیگه طبیعی نیست، چون نتیجه نظرسنجی نشون میده یه بخش قابل توجهی از جامعه ازین محدودیت‌ها راضیه!
یعنی نپسندیدن آزادی، در انگلستان که آدم‌هایی تحویل بشریت داد که آزاداندیشی رو به دنیا یاد دادند، رسمیت پیدا کرده! چنان به بردگی دولت خو گرفتن که خوشحالند کمتر از قبل آزادند!

اوضاع خیلی خیته.
مادر سه پسر و سه دختر وقتی که سن‌شون کم بود از دنیا رفت و این شش بچه زیر دست پدرشون بزرگ شدند. وقتی به سن بلوغ رسیدند متوجه شدند یک قدرت استثنایی دارند که در همه‌شون وجود داره. یک‌بار که سگ‌ خانواده به خاطر بیماری، داشت به پایان عمرش میرسید، همگی با هم به سرش دست کشیدند و حالش خوب شد و تونست به زندگی برگرده. با خودشون گفتن برای اینکه بفهمیم این شانس بوده یا قدرت ماست باید بریم سرای سالمندان و شش نفری با هم به سر یکی از پیرزن‌ها که در حال مردنه دست بکشیم و ببینیم چی میشه. اما وقتی وارد آسایشگاه شدند، یکی‌شون گفت من دستم رو نمیارم جلو. بش گفتند مسخره‌بازی درنیار، این فقط یک آزمایشه. گفت اگه مثل سگه حالش خوب شد و زنده موند، بقیه مادربزرگ‌های اینجا می‌بینند که حالش خوب شده و اونا هم میخوان به سرشون دست بکشیم.. دیدند خیلی بیراه هم نمیگه. با همدیگه قرار گذاشتند فقط وقتی تست رو انجام بدن که کسی غیر از خودشون و اون فرد در حال مرگ، وجود نداشته باشه. اما نمی‌دونستند کجا میشه چنین موقعیتی پیدا کرد. یکی‌شون گفت ما فقط پدرمون رو داریم. بهتره از قدرت‌مون برای زنده نگه داشتن اون استفاده کنیم. صبر می‌کنیم وقتی خیلی پیرتر و ضعیف‌تر شد، روش امتحان می‌کنیم. همه با این ایده موافقت کردند.. اما یکی از پسرها گفت اگه قبل ازینکه پدرمون به لبه مرگ برسه، اتفاقی برای یکی از ما بیفته چی؟ ما که نمی‌دونیم این قدرت به هر شش نفرمون نیاز داره یا پنج‌نفرمون هم کافیه..
تصمیم گرفتند یکی‌شون رو به قرعه انتخاب کنند که تا نزدیکی مرگ بره، و پنج‌تاشون دست بکشن به سرش، و ببینند حالش درست میشه یا نه. اما چطور میشه حال کسی رو انقدر بد کرد که هم به مرگ نزدیک بشه و هم اگه معجزه کار نکرد بتونه به زندگی برگرده؟


برید با بقیه‌ش یه سریال برای نتفلیکس بسازید.
🤔7
مرسی سایبری‌جان.. ولی قصد ادامه تحصیل در هالیوود ندارم. میخواستم بگم برای اینکه بفهمیم معجزه واقعیه یا نه، به معجزه علم نیاز داریم، و چون علم معجزه نیست، هیچوقت نمی‌فهمیم معجزه واقعیه یا نه. فقط میشه باورش کرد، یا نکرد.
از دامدارها یاد بگیرید، نامه بزنید به خامنه‌ای بگید دخالت کن. البته نامه اون‌ها شیر رو به ۸۵۰۰ تومن که میخواستن نرسوند، ولی باقی موندن قیمت پایین قبلی رو هم منتفی کرد. یه جوری هم نامه رو بنویسید که انگار نگران تمدن اسلامی! هستید که در گام دوم انقلاب قراره ایجاد بشه و بگید بدون مهندس‌های برقی که علوم سیاسی خوندن نمیشه تمدن‌سازی کرد!
3
Anarchonomy
از دامدارها یاد بگیرید، نامه بزنید به خامنه‌ای بگید دخالت کن. البته نامه اون‌ها شیر رو به ۸۵۰۰ تومن که میخواستن نرسوند، ولی باقی موندن قیمت پایین قبلی رو هم منتفی کرد. یه جوری هم نامه رو بنویسید که انگار نگران تمدن اسلامی! هستید که در گام دوم انقلاب قراره…
در اینکه هرروز پا میشیم و باید با تصویب یک قانون جدید مبارزه کنیم خیلی تفاوت وجود نداره بین ایران و اروپا و آمریکا. اونجا هم بیشتر ازینکه نماینده مردم یا نماینده صنف، بیفته دنبال مطالبات مردم، مردم باید بیفتن دنبالش که این طرح رو اجرا نکن، اینو نیار به صحن مجلس، اینو رأی نده، اونجارو کرم نریز! طوری که شهروند مسئولیت‌پذیر شماره دفتر سناتور رو تو گوشیش سیو کرده که هروقت لازم شد زنگ بزنه بگه «نکن!».
اینکه در این زمینه شباهت داریم به این معنی نیست که جامعه ایران هم در همون سطح سیاسی فرهنگی قرار داره. دلیلش صرفا اینه که دولت همینه، و دولت یعنی این. دولت سازمانی برای اداره کردن چیزی نیست. چه یک دانشگاه باشه چه کل کشور. دولت یک اسلحه‌ تیرباره که یک خانواده، قبیله، گروه، با روش‌های مختلف میشینن پشتش و سرش رو می‌گیرند به سمت رقباشون و شروع می‌کنند به شلیک کردن. و پایه‌ش هم طوری طراحی شده که ۳۶۰ درجه بچرخه. تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که بری یه جایی که پشتش باشه، نه روبروش. و چون دائم در حال چرخشه، مدام باید مثل سگ جاتو عوض کنی. و اینجوری یک زندگی سگی امن خواهی داشت.
3
نمی‌دونم، هنوز سازمان ما رو در جریان نگذاشته.
ولی بمب صوتی رو نمیذارن لای درخت‌ها که خودشون یه جور عایق صوتی هستند. اینکه نظام نیاز به ضداطلاعات داره رو قبول دارم، ولی در این تشکیلات، رفتار گاوی همیشه در صدر دلایل وقوع رویدادهاست. حتی ضداطلاعات و کارهای نمایشی هم نیاز به حداقلی از انسجام و هماهنگی و برنامه‌ریزی داره، که همه می‌دونیم در چه سطحیه.
اگه صرفا جهت نشاط خاطر بخوایم گمانه‌زنی کنیم، حدس من اینه که قسمتی از یک تونل یا یک انبار زیرزمینی رو زدند، و برای همین اثر سطحی قابل رویتی نداشت، چون هر چه که بوده رفته پایین و بعد تخریب ایجاد کرده. دلیل این حدسم هم همون قضیه بیروتیزه‌ کردن ایرانه که قبلا درباره‌ش نوشتم. یکی از شاخص‌های بیروتی، بردن دارایی‌هایی که میتونند هدف اسراییل باشند، به زیر خونه زندگی مردم شهره.
4
پادشاه اردن بوی خطر رو حس کرده. دیگه این نظام پادشاهی، اونی نیست که به نظر می‌رسید توپ تکونش نمیده‌. جنگ سوریه خیلی‌ها رو رادیکال کرد، کم‌آبی و بحران کرونا هم خیلی‌ها رو بیکار یا فقیر کرده. کودتاپذیری خانواده سلطنتی هم اخیرا از طریق یوتیوب! علنی شد. بی‌جهت نیست که پادشاه یهو یادش افتاد میشه نفت عراق رو فرستاد به مصر و تو این اوضاع نابسامان یه پولی به جیب زد، که هرچقدر باشه غنیمته. اما مساله فقط پول نیست. جناب پادشاه یهو یادش افتاد مقبره جعفر طیار هم تو کشورش قرار داره و شیعیان ایران رو ول کنی میریزن اونجا برای زیارت! و علاوه بر اینکه یه پولی هم اینجوری میشه درآورد، میشه پای سپاه رو هم به اینجا باز کرد. سپاه در اردن؟ کی فکرش رو می‌کرد؟ وقتی در خطر باشی، همه‌چیز ممکنه. البته حواسش هست که کاری نکنه که صاف بغل گوش تأسیسات دیمونای اسراییل، پایگاه‌های سپاه سبز بشن. چون در این وضعیت بدترین تصمیم ممکن، تبدیل کردن کاخ‌های سلطنتی به اهداف اف۳۵ های اسراییله. به نظر میاد بیشتر مایلند که از حضور شیعیان استفاده داخلی کنند. چون اگر وضع خیلی به براندازی نزدیک شد، میشه رو شیعه‌ها حساب کرد. تجربه اسد نشون داد که شرط‌بندی معقولیه. تشکیل یک کلونی شیعی در شهر کرک که مقبره جعفر اونجاست، میتونه پلن جالبی باشه. یکی از اهداف جمهوری اسلامی، محاصره اسراییل با جمعیت شیعه‌ست، چه اهل جهاد باشند چه نباشند. دیکتاتورهای عرب هم خیلی بدشون نمیاد ازین عطش بی‌معنی نظام ایران. بعید نیست یه روزی مصر هم اجازه بده شیعه‌ها رشد کنترل شده‌ای در این کشور داشته باشند. چون سپر خوبی در برابر سلفی‌ها هستند. سلفی‌هایی که هرچقدر اعدام‌شون می‌کنی زیادتر میشن. اما محاصره شیعی اسراییل، محاصره شیعی فلسطینی‌ها هم هست. و برای همین اولین کسانی که به پادشاه بابت روی خوش نشان دادن به ایران هشدار دادند، پناهندگان فلسطینی ساکن اردن بودند.

بهرحال چه پادشاه موفق بشه خودش رو با این دست و پا زدن‌ها نجات بده، و چه نشه، به نظر میاد یه چاله دیگه داره باز میشه که قشر مذهبی النگوهاشون رو بندازن توش: بازسازی و توسعه حرم جعفربن‌ابی‌طالب! طفلک ضریح محقرانه‌ای داره.
Anarchonomy
Photo
معماران امروزی ساختمان رو برای مصرف‌کننده اون ساختمان نمی‌سازند. ساختمان رو میسازند که به بقیه معماران پز بدن. الان رضایت و تحسین هم‌صنفی‌ها اهمیت داره، نه رضایت و تحسین مصرف‌کننده. برای پر کردن صفحه «پروژه‌های انجام شده»، تقلید از نمونه‌های ژورنالی که همه در اسکاندیناوی اجرا شدن، کافیه. بیربط بودنش به بیابان، مطرح نیست. بچه مهندسی که با بی‌ام‌و میاد سر سایت و خشتک کت گرون‌قیمتش انقدر تنگه که موقع پیاده شدن باید اول وسایلشو بده دست کارگر و بعد لنگاشو بیاره بیرون، و اگه رانت پروژه‌های دولتی و بخش خصوصی فاسد نبود حداکثری‌ترین فرصتی که برای تأمین معیشتش گیر می‌آورد تبلیغ سایت‌های شرط‌بندی بود، درکی از فرق استکهلم و برهوت خاورمیانه‌ای نداره.‌ همزمان انقدر تهی از فرهنگ هم هست که براش مهم نباشه از موقعیت‌های سرمایه‌گذاری که از راه درست یا از راه کثیف به دست اومدن، برای احیای معماری بومی استفاده کنه. عوام ناظر قضیه هم دست‌کمی ازین بی‌فرهنگی ندارند البته، همونطور که از پل طبیعت به وجد میان و روسری معمارش رو پاره پاره می‌کنند و میمالند به صورت‌شون تا شفا بگیرند، چون هورمون «چه عین خارج!» بدن‌شون باز شروع به ترشح می‌کنه. گویی با زاها حدیدبازی چه شکافی در مقعد خر ایجاد کرده بوده! در حالی که اون پل بهترین فرصت بود برای ایجاد یک نماد سنتی ایرانی در قلب این زشتکده‌ی آشفته، که حداقل بچه‌های این نسل که در مدرسه نمی‌فهمند فرهنگ و فهم ایرانی چه بوده، حداقل در خیابان‌ها و معابر شهری که به ندرت ازش بیرون میرن، آثار و جلوه‌هایی ازش ببینند. مهر و ماه هم برای رانندگانی که عرق کمرشون شورت‌شون رو هم خیس کرده ساخته نشده. برای این ساخته شده که با پهپاد از نمای شیشه‌ایش عکس بگیرند و چاپ کنند و بزنند به دیوار دفاتر معماری که فکر کنی وارد جای مهمی شدی که دارند کارهای مهمی انجام میدن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایین هر زن بالارونده‌ای، دست‌های یک مرد حامی قرار گرفته!
(فمنیست‌ها را به سیخ زده و روی منقل میگذارد)
5
وضعیت فعلی افغانستان رو میشه پایان مفهوم جهاد فی سبیل‌الله در دایره اعتقادی شیعه دونست. البته خودم قبلا اوائل تشکیل حشدالشعبی عراق نوشته بودم که شیعیان خودشون رو با پانتومیمی از جهاد گول زدند. چون اینطور نبود که فتوای سیستانی محرک اصلی نیروهای داوطلب باشه. سیستانی با فتوایی که داد عملا روغن ریخته رو نذر امامزاده کرد. اما به هرحال اونجا حداقل یک پانتومیمی وجود داشت. اما در این مورد، آخرین میخ بر تابوت جهاد زده شد. در حالی که شیعه افغانی بدون سلاح و پناه در محاصره وحشی‌هاست، نه تنها ندایی از فتوادهندگان بلند نمیشه، بلکه مقلدان هم هیچ مطالبه‌ای ندارند! در حالی که الان، و دقیقا همین الان، طبق مبانی اعتقادی شیعه، هیچ بهانه‌ای برای دفاع نکردن از شیعیان افغان وجود نداره، بلکه حتی کار خیلی دشواری هم نیست؛ چون هیچ ارتش مدرنی از طالبان حمایت تاکتیکی و لجستیکی نمی‌کنه. اعزام فقط دویست هزارنفر از شیعیان ایرانی و عراقی و لبنانی به افغانستان، می‌تونست سرنوشت این کشور رو عوض کنه. اما این کار رو نمی‌کنند. چون نجات دادن شیعه افغان هیچ دستاورد استراتژیک برای حکومت به ارمغان نمیاره! و دقیقا در همین چارچوب محاسباتیه که «حفظ نظام از جان امام زمان هم مهم‌تر است» معنی پیدا می‌کنه. تشیع دیگه نمیتونه ازین خودتخریبی، سر سالم بیرون بیاره. خسارتی که «ذبح مبانی به پای منافع» ایجاد کرد، دائمیه. اگه الان نتونی از مفهوم جهاد دفاع کنی، دیگه در هیچ زمان دیگه‌ای در آینده هم نمی‌تونی.
وقتی تو ماشین نشستی و تو جاده‌ای هستید که از کنار روستاها و مزارع رد میشه، زیاد پیش میاد که بگی «چه جای قشنگی». ممکنه حتی بگی «زندگی رو این‌ها می‌کنند». اما اگه ماشین ناگهان از جاده اصلی خارج شده و وارد یکی ازون روستاها بشه که یکی از خونه‌هاش رو از دور دیدی، میتونی ازون به بعد تو اون خونه زندگی کنی؟ برای تفریح نه. برای تنوع نه. برای چند روز نه. برای زندگی، تا آخر عمرت. نه، نمیتونی. اون خونه که با سرعت صد و بیست کیلومتر در ساعت داشتی از پنجره ماشین تماشاش می‌کردی و تصور می‌کردی چه صبح‌های دلنشینی رو کنار پنجره‌هاش میشه تجربه کرد وقتی که آفتاب طلوع می‌کنه، چون اینجا برجی وجود نداره که جلوی آفتاب رو گرفته باشه، چون یه تصویره خوبه. چون از جلوی چشمت عبور می‌کنه خوبه.

شاید بتونم مکانیزمی که باعث شده یک جوان خوزستانی بیاد خیابون و به عربی بگه نه شغل داریم نه خانه نه آب رو بفهمم. شاید خیلی بهتر از خودش. شاید خودش ندونه داره از کجا میخوره و من بدونم. اما زندگیش برای من فقط یک تصویره، که از جلوی چشمم عبور می‌کنه. نمی‌تونم از امروز جای اون زندگی کنم (البته بش اطمینان میدم که اون هم نمیتونه جای من زندگی کنه، ولی این یه موضوع دیگه‌ست).

ما با اینکه می‌ترسیم این تصاویر، از تصویر بودن خارج بشن، که یعنی مجبور بشیم زندگی اون‌ها رو خودمون داشته باشیم؛ بدمون نمیاد ازین تصاویر بیشتر از جلوی چشم‌مون عبور کنه. چون برای سفرمون لازمش داریم. اگه از پنجره ماشین هیچ روستایی که حاضر نباشی بقیه عمرت رو توش زندگی کنی نبینی، یه قسمت از «خوش گذشت»های سفرت، حذف میشه. ما برای ستیزی که با زورگوها و فاسدان و آدمخواران حکومتی داریم، به تصویر اون جوان خوزستانی نیاز داریم. چون سفرمون در راه آزادی، چنین منظره‌ای رو میطلبه. و حکومت هم به حذف تصویرش نیاز داره‌. چون سفرش در راه قدرت حداکثری، نبودن تصویرش رو می‌طلبه. دعوا، روی تصویره.

وقتی بر مردم مصر بلا نازل می‌شد، نزدیک بود موسی دچار تزلزل بشه. چون تصویر با سفر همخوانی نداشت. توی اون سفر، قوم ستمدیده بنی‌اسرائیل بود و بقیه در قبیله ظالمان بودند. اما وقتی بلا نازل می‌شد، ظالمان هم داشتند بچه‌هاشون رو از دست می‌دادند. اما خدا بش گفت از فرستاده‌م توقع دارم به اصولش متکی باشه، نه به تصاویری که از جلوی چشمش عبور می‌کنند. من میخوام حتی وقتی تصویر جور نیست، از حق دفاع کنی.
پویا ناظران: قیمت واقعی مرغ ۵۰ هزارتومنه، ولی قیمت سوبسیدی اون ۱۰ هزارتومنه. ۴۰ هزارتومن میره تو جیب رانت‌خوار. باید دست رانت‌خوار رو کوتاه کنیم و بذاریم قیمت همون ۵۰ هزارتومن باشه و ۴۰ هزار رو یارانه نقدی بدیم به مردم!

باید یه شعبه از اقوال‌الانعام هم اینجا باز کنم.
دولت در حال ۴۰ هزارتومن سوبسید دادن به هر کیلومرغ نیست. چون دولت هیچوقت نمیتونه پروسه تأمین تا تولید تا توزیع رو زیر پوشش سوبسید قرار بده.‌ به یک قسمت دلار ۴۲۰۰ میده، به یک قسمت دلار ۱۰ تومنی، و قسمت‌های زیادی با همون دلار ۲۲ تومنی کار می‌کنند. وقتی به مردم میگی ۴۰ تومن داره میره تو جیب یک عده، در مردم توقع نابجا ایجاد می‌کنی که فردا از دولت همونقدر نقدی بخوان. ممکنه بگی حالا ما توقع ایجاد کردیم، مگه حالا دولت میخواد همین الان بده؟.. خب شاید نده، ولی این توقعات غلط تجمیع یافته، تحلیل‌های غلط بعدی رو میسازه. چون عین این سوء تفاهم در بخش‌های دیگه هم وجود داره. همونطور که الان مد شده قیمت گاز مصرف‌کننده ایرانی رو با قیمتی که برای مصرف‌کننده ترکیه‌ای درمیاد رو مقایسه کرده و نتیجه می‌گیرند تمام اختلافی که وجود داره، سوبسیده! سوبسید باید پول واقعی باشه. گازی که نمیشه صادرش کرد، پول واقعی نیست، فقط گازه. دولت با فرستادن گازی که نمیتونه به کسی غیر از شهرنشینان ایرانی بفروشه، به لوله‌های شهرها، در حال خرج کردن پول واقعی نیست. صرفا در حال خرج کردن گازه. تحلیل شما باعث میشه امثال زنگنه بیان پشت تریبون مجلس و ادعا کنه اعداد و ارقام نجومی داره به ایرانیان سوبسید داده میشه، و مردم هم فکر کنند دولت روی کوهی از پول نشسته و اگه بی‌عرضه یا دزد نبودند، همش رو نقدی میدادن بمون!
اما حتی اگه کل پروسه تولید یک محصول، آزادسازی میشد، و مثلا دولت می‌گفت من دیگه کاری ندارم برید از بازار دلار بخرید و هزینه‌هاتون رو پرداخت کنید، و قیمت به ۵۰ هزارتومن می‌رسید.. مشکل حل نمی‌شد. چون شما نظام جمهوری اسلامی رو به شکل یک دولت تئوریک می‌بینی، که یه سری از کدهاش باگ داره که اگر دیباگ بشن، میتونه بیفته روی ریل کارآمدی! دولتی که توسط #گله_گاو اداره میشه، حتی اگه در مرحله‌ای به این نتیجه برسه که قیمت‌گذاری رو ول کنه، خود صنعت رو ول نمی‌کنه. همون آدم‌هایی که الان دارند از سوبسید، ثروتمند میشن، با خم کردن مقررات و هدایت تشکیلات بروکراتیک، رقابت رو سرکوب خواهند کرد. و در نتیجه چند بازیگر معدود در بازار خواهیم داشت که دارند با دلار ۲۵ هزارتومنی کار می‌کنند و سود هم می‌کنند، اما هر کار دیگه‌ای که دلشون بخواد هم می‌کنند. که یعنی مرغ ما ۵۰ هزارتومن نخواهد بود. ۷۰ هزارتومن خواهد بود. همونطور که داریم خودروی چینی رو با دلار آزاد مونتاژ می‌کنیم، ولی دو برابر قیمت جهانیش رو ازمون می‌گیرند!

شما نمیتونی به گاو بگی ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح، خرگوش باشه. گاو در تمام طول روز گاوه.