لغو همه قوانین hate speech
پرچم رنگین کمان فقط جاهایی برافراشته شده که این قانون وجود داره و سفت و سخت اجرا میشه. اینا بولدتر از چیزی که هستند به نظر میان، چون حق به لجن کشیدنشون در رسانهها و شبکههای اجتماعی و فضای پابلیک، به بهانه «نفرتپراکنی»، از دیگران سلب شده. البته باید راه برای تمسخر و تقبیح مذهبی که مشکلات دنیای مدرن رو میخواد با روشهای هزار سال پیش حل کنه و با وجود چنین تحجری وقیحانه سرش رو تو زندگی مردم میکنه هم باز باشه.
بعبارتی راه درستِ برخورد، آزادی بیشتره، نه آزادی کمتر.
پرچم رنگین کمان فقط جاهایی برافراشته شده که این قانون وجود داره و سفت و سخت اجرا میشه. اینا بولدتر از چیزی که هستند به نظر میان، چون حق به لجن کشیدنشون در رسانهها و شبکههای اجتماعی و فضای پابلیک، به بهانه «نفرتپراکنی»، از دیگران سلب شده. البته باید راه برای تمسخر و تقبیح مذهبی که مشکلات دنیای مدرن رو میخواد با روشهای هزار سال پیش حل کنه و با وجود چنین تحجری وقیحانه سرش رو تو زندگی مردم میکنه هم باز باشه.
بعبارتی راه درستِ برخورد، آزادی بیشتره، نه آزادی کمتر.
محمد فاضلی یک بیشعور کامله، اما از بیشعور بودن خودش لذت میبره. وقتی میگن مردم بدبخت ایران اصلا وسایل خانگی یک آلمانی رو ندارند که بخوان برق زیادی مصرف کنند، میاد میگه صنایع آلمان بهینهترند، به نسبت پولی که درمیارن، برق کمتری مصرف میکنند!
انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که شهرکهای صنعتی ایران دارند با تکنولوژی سی سال پیش کار میکنند! انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که پمپهای آب زمینهای کشاورزی دارند آب رو از عمق دویست متری میکشن بالا!
قبضِ برقِ منِ مصرفکننده ایرانی رو بذار کنار قبض برق مصرفکننده آلمانی. تو جفتشون نوشته در یک ماه چند کیلووات مصرف کردیم. سپس لال شو.
انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که شهرکهای صنعتی ایران دارند با تکنولوژی سی سال پیش کار میکنند! انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که پمپهای آب زمینهای کشاورزی دارند آب رو از عمق دویست متری میکشن بالا!
قبضِ برقِ منِ مصرفکننده ایرانی رو بذار کنار قبض برق مصرفکننده آلمانی. تو جفتشون نوشته در یک ماه چند کیلووات مصرف کردیم. سپس لال شو.
Anarchonomy
محمد فاضلی یک بیشعور کامله، اما از بیشعور بودن خودش لذت میبره. وقتی میگن مردم بدبخت ایران اصلا وسایل خانگی یک آلمانی رو ندارند که بخوان برق زیادی مصرف کنند، میاد میگه صنایع آلمان بهینهترند، به نسبت پولی که درمیارن، برق کمتری مصرف میکنند! انگار به من مصرفکننده…
میانگین سالانه دمای فرانکفورت و اصفهان
این خاطره خوبیه. یک رفتگر رندوم رو میارن تو بهترین مدرسه مملکت، میبینند که میتونسته بچه درسخون خوبی باشه. یک عمر تمام خرج تحصیل و زندگیش رو میدن تا دانشگاهش رو تموم کنه. و تموم میکنه، و بعد میره آمریکا! بعد اون کسی که از بودجه مملکت یکی رو از رفتگری تبدیل میکنه به دکتر و دو دستی تحویل داده میشه به آمریکا، با اینکه دلخوره که چرا در ایران نموند، میگه چه افتخاری ازین بالاتر؟
اگه فقط کمی علاقمند به اقتصاد باشید میدونید که یکی از بزرگان (که خدا نور به قبرش بباره) گفته بود چهار نوع خرج کردن داریم. ۱- خرج پول خودت برای خودت ۲- خرج پول خودت برای دیگری ۳- خرج پول دیگران برای خودت ۴- خرج پول دیگران برای دیگران.
اگه بخوای با پول خودت برای خودت لپتاپ بخری، دقت میکنی مدلی رو انتخاب کنی که با بودجهت همخوانی داشته باشه، و قید مدلهایی که همخوانی نداره، با اینکه کمی دردناکه، بزنی. چون به خودت میگی کارم رو راه بندازه کافیه. اگه بخوای با پول خودت برای همسرت لپتاپ بخری، همه ملاحظات حالت قبل رو در نظر میگیری، اما برای اینکه سوپرایزش کنی ممکنه مدلی رو انتخاب کنی که از لحاظ مالی کمی بت فشار بیاره. اگه اداره یا شرکت یه پولی بده که باش برای خودت لپتاپ بخری، میری یه مدلی رو انتخاب میکنی که تمام بودجهای که بت دادن رو مصرف بکنه، حتی اگه قابلیتهاش بیشتر از نیازهای روزمرهت باشه. و اگه مدیر بت پول بده و بگه برو برای من لپتاپ بخر، میری تو بازار یه چرخی میزنی، بعد میای میگی این مدلها هست ولی این قابلیتها هم لازمه، ضمنا هارد اکسترنال هم لازم داری، یه کیف چرم هم میخواد، یه موس گیمینگ هم باید داشته باشی، یه فن هم باید بذاریم زیرش. مانیتور لپتاپ هم کوچیکه، باید یه مانیتور بزرگ اکسترنال هم براش بگیریم. چون نه برات مهمه چقدر از پول مدیر خرج بشه، و نه برات مهمه چقدر از چیزایی که خریداری میشه اضافهست.
آدم اختلاسگر، ضررش برای مملکت از کسی که از جیب ملت برای دیگران خرج میکنه کمتره. چون اختلاس، یک نوع خرج از نوع سومه. پول ملت رو میدزده تا خرج خودش و زن و بچهش کنه. اما یه عده هستند که مثل اختلاسگر نه ویلا در لواسان دارند، نه بچههاشون در بورلی هیلز هستند! ممکنه یه استاد دانشگاه ساده باشند که یه پراید دارند و یه آپارتمان صدمتری. ولی پول ملت رو در تمام دوران خدمتشون، نه مثل اختلاسگر در یک دوره کوتاه و ناگهانی، که میتونه به نیم قرن برسه! خرج چیزهایی میکنند که به نظرشون به صلاح مملکته. و به این نیم قرن تمام دور ریختن پول، افتخار هم میکنند. حداقل اختلاسگر، شاید ادعای زرنگی بکنه، اما بابتش فخرفروشی نمیکنه.
البته یقه یک فرد و دو فرد رو گرفتن، هرچقدر هم که وقیح باشند، بیفایدهست. باید تمام ساختارهایی که امکان خرج نوع چهارم رو فراهم میکنه، از ریشه کند. و گرنه تا وقتی این ساختارها وجود دارند، آدمهایی که ازش استفاده کنند وجود خواهند داشت.
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project/3161
اگه فقط کمی علاقمند به اقتصاد باشید میدونید که یکی از بزرگان (که خدا نور به قبرش بباره) گفته بود چهار نوع خرج کردن داریم. ۱- خرج پول خودت برای خودت ۲- خرج پول خودت برای دیگری ۳- خرج پول دیگران برای خودت ۴- خرج پول دیگران برای دیگران.
اگه بخوای با پول خودت برای خودت لپتاپ بخری، دقت میکنی مدلی رو انتخاب کنی که با بودجهت همخوانی داشته باشه، و قید مدلهایی که همخوانی نداره، با اینکه کمی دردناکه، بزنی. چون به خودت میگی کارم رو راه بندازه کافیه. اگه بخوای با پول خودت برای همسرت لپتاپ بخری، همه ملاحظات حالت قبل رو در نظر میگیری، اما برای اینکه سوپرایزش کنی ممکنه مدلی رو انتخاب کنی که از لحاظ مالی کمی بت فشار بیاره. اگه اداره یا شرکت یه پولی بده که باش برای خودت لپتاپ بخری، میری یه مدلی رو انتخاب میکنی که تمام بودجهای که بت دادن رو مصرف بکنه، حتی اگه قابلیتهاش بیشتر از نیازهای روزمرهت باشه. و اگه مدیر بت پول بده و بگه برو برای من لپتاپ بخر، میری تو بازار یه چرخی میزنی، بعد میای میگی این مدلها هست ولی این قابلیتها هم لازمه، ضمنا هارد اکسترنال هم لازم داری، یه کیف چرم هم میخواد، یه موس گیمینگ هم باید داشته باشی، یه فن هم باید بذاریم زیرش. مانیتور لپتاپ هم کوچیکه، باید یه مانیتور بزرگ اکسترنال هم براش بگیریم. چون نه برات مهمه چقدر از پول مدیر خرج بشه، و نه برات مهمه چقدر از چیزایی که خریداری میشه اضافهست.
آدم اختلاسگر، ضررش برای مملکت از کسی که از جیب ملت برای دیگران خرج میکنه کمتره. چون اختلاس، یک نوع خرج از نوع سومه. پول ملت رو میدزده تا خرج خودش و زن و بچهش کنه. اما یه عده هستند که مثل اختلاسگر نه ویلا در لواسان دارند، نه بچههاشون در بورلی هیلز هستند! ممکنه یه استاد دانشگاه ساده باشند که یه پراید دارند و یه آپارتمان صدمتری. ولی پول ملت رو در تمام دوران خدمتشون، نه مثل اختلاسگر در یک دوره کوتاه و ناگهانی، که میتونه به نیم قرن برسه! خرج چیزهایی میکنند که به نظرشون به صلاح مملکته. و به این نیم قرن تمام دور ریختن پول، افتخار هم میکنند. حداقل اختلاسگر، شاید ادعای زرنگی بکنه، اما بابتش فخرفروشی نمیکنه.
البته یقه یک فرد و دو فرد رو گرفتن، هرچقدر هم که وقیح باشند، بیفایدهست. باید تمام ساختارهایی که امکان خرج نوع چهارم رو فراهم میکنه، از ریشه کند. و گرنه تا وقتی این ساختارها وجود دارند، آدمهایی که ازش استفاده کنند وجود خواهند داشت.
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project/3161
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمدعلی مجتهدی
شیوه فکر و کار دکتر مجتهدی در دبیرستان البرز
یکی از دوستانم آقای دکتر عزیزی یک روزی آمدند پهلوی من گفتند یک شاگرد آوردم برای کلاس اول. گفتم که دیر آوردید من ششصد نفر را انتخاب کردم. گفت آقا این را ببینید بعد هر…
شیوه فکر و کار دکتر مجتهدی در دبیرستان البرز
یکی از دوستانم آقای دکتر عزیزی یک روزی آمدند پهلوی من گفتند یک شاگرد آوردم برای کلاس اول. گفتم که دیر آوردید من ششصد نفر را انتخاب کردم. گفت آقا این را ببینید بعد هر…
❤4
میگن چرا انقدر به زیدآبادی میپردازی؟
من به این خرچسونه نمیپردازم. دارم به مغلطه و آدرس غلط دادن و غلطگویی و غلطخوری و منحرف کردن اذهان و تجاهل میپردازم.
به پایداریچیها میگه از سیاست سر در نمیارید که غر میزنید چرا همونایی که به کارتون نیکآهنگ اعتراض کردند، الان دارن به تمسخر مصباح اعتراض نمیکنند. چون اگه سیاست بلد بودید میدونستید که اعتراض به نیکآهنگ ربطی به سوژه کارتونش نداشت، هدفشون زدن جبهه اصلاحات بود. الان اون هدف وجود نداره، پس دلیلی برای شلوغبازی ندارند!
فکر میکنه سیاستدانی اینه که وقتی نیت اصلی بازیگران صحنه رو فهمیدیم، ولشون کنیم تا خدا بعدن دربارهشون قضاوت کنه! ابله نمیفهمه که مانور دادن روی تناقضات رقبا هم بخشی از سیاسته. علنی کردن نیات رقیب و گاهی حتی رفیق هم بخشی از سیاسته. برای چپهای آمریکا مهم نیست مذهبیها چه استدلالی برای مجازات اعدام دارند، همینکه اعدامطلبی تناقض داره با مخالفت با سقط جنین، کافیه تا همین رو چماق کنند و بزنند تو سرشون. تو سیاست «ما که میدونیم چه پدرسوختهای هستند، توقعی ازشون نداریم» نداریم. تو سیاست از ته سیگاری که زیر کفشت رفته هم باید توقع داشته باشی. فرماندار فلوریدا میدونه اگه یه حکم ایالتی برای ممنوعیت شرکت ترنسها در مسابقات زنان رو امضاء کنه، ازش شکایت میشه و ممکنه تا دیوان عالی بره. ممکنه قاضی از بچههای حزب خودش باشه و با این حال علیهش رأی بده. اما اهمیت نمیده، چون اگه کاری نکنه تو بازی سیاست مغلوب میشه. باید همه ببینند که چی رو امضاء کرد و چه حکمی داد.
حجتالاعدام زنگ زده به چنین موجود پرتی، و مشورت خواسته.
https://t.me/ahmadzeidabad/1816
من به این خرچسونه نمیپردازم. دارم به مغلطه و آدرس غلط دادن و غلطگویی و غلطخوری و منحرف کردن اذهان و تجاهل میپردازم.
به پایداریچیها میگه از سیاست سر در نمیارید که غر میزنید چرا همونایی که به کارتون نیکآهنگ اعتراض کردند، الان دارن به تمسخر مصباح اعتراض نمیکنند. چون اگه سیاست بلد بودید میدونستید که اعتراض به نیکآهنگ ربطی به سوژه کارتونش نداشت، هدفشون زدن جبهه اصلاحات بود. الان اون هدف وجود نداره، پس دلیلی برای شلوغبازی ندارند!
فکر میکنه سیاستدانی اینه که وقتی نیت اصلی بازیگران صحنه رو فهمیدیم، ولشون کنیم تا خدا بعدن دربارهشون قضاوت کنه! ابله نمیفهمه که مانور دادن روی تناقضات رقبا هم بخشی از سیاسته. علنی کردن نیات رقیب و گاهی حتی رفیق هم بخشی از سیاسته. برای چپهای آمریکا مهم نیست مذهبیها چه استدلالی برای مجازات اعدام دارند، همینکه اعدامطلبی تناقض داره با مخالفت با سقط جنین، کافیه تا همین رو چماق کنند و بزنند تو سرشون. تو سیاست «ما که میدونیم چه پدرسوختهای هستند، توقعی ازشون نداریم» نداریم. تو سیاست از ته سیگاری که زیر کفشت رفته هم باید توقع داشته باشی. فرماندار فلوریدا میدونه اگه یه حکم ایالتی برای ممنوعیت شرکت ترنسها در مسابقات زنان رو امضاء کنه، ازش شکایت میشه و ممکنه تا دیوان عالی بره. ممکنه قاضی از بچههای حزب خودش باشه و با این حال علیهش رأی بده. اما اهمیت نمیده، چون اگه کاری نکنه تو بازی سیاست مغلوب میشه. باید همه ببینند که چی رو امضاء کرد و چه حکمی داد.
حجتالاعدام زنگ زده به چنین موجود پرتی، و مشورت خواسته.
https://t.me/ahmadzeidabad/1816
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
بازی سیاست و درسی که حامیان مصباح نیاموختهاند!
کار برد الفاظ بینهایت تند و خلافِ عرف یکی از نیروهای اصطلاحاً ارزشی علیه شیخ محمد تقی مصباح یزدی، خشم طرفداران او بخصوص اعضای چبهۀ پایداری را برانگیخته است.
آنها با یادآوری تحصن و جنجال بزرگی که در سال 78…
کار برد الفاظ بینهایت تند و خلافِ عرف یکی از نیروهای اصطلاحاً ارزشی علیه شیخ محمد تقی مصباح یزدی، خشم طرفداران او بخصوص اعضای چبهۀ پایداری را برانگیخته است.
آنها با یادآوری تحصن و جنجال بزرگی که در سال 78…
پرورشیافتگان دستگاهی که همین آقایون ساختند، انقلاب ۵۷ رو شکل دادند، و شما الان داری چوبش رو میخوری. ولی به کسانی که این چوب رو تراشیدند، به عنوان جواهرات ملی! نگاه میکنی.
کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما امروز در گل فرو رفتی چون راکفلرهای بالقوه ایران از مملکت فرار کردند، نه سوپورهای درسخوان!
کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما امروز در گل فرو رفتی چون راکفلرهای بالقوه ایران از مملکت فرار کردند، نه سوپورهای درسخوان!
Anarchonomy
پرورشیافتگان دستگاهی که همین آقایون ساختند، انقلاب ۵۷ رو شکل دادند، و شما الان داری چوبش رو میخوری. ولی به کسانی که این چوب رو تراشیدند، به عنوان جواهرات ملی! نگاه میکنی. کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما…
نمیخواد باور کنه خروجی «زحمات طاقتفرسا» امثال مجتهدی، نهایتا میشه زیدآبادی و صادقالحسینی! نمیخواد این شراب واقعیت که مزه زهرمار میده رو قورت بده.
«شما را بدشگون یافتیم، اگر دست ازین حرفها بر ندارید سنگسارتان میکنیم و شکنجه بدی از ما خواهید دید».
اون زمان بدشگونی برای جامعه، همین تهدید امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی دوران ما بود.
وقتی به کسی که تو فیسبوک علیه پیامبر چیزهایی نوشته حکم شلاق میدن، ازین آیه ترسی ندارند؟ خیلی واضح داره کسانی رو که جواب حرف و سخن رو با خشونت فیزیکی میدن، لجبازانی خرافاتی که به جهنم تعلق دارند معرفی میکنه.
اون زمان بدشگونی برای جامعه، همین تهدید امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی دوران ما بود.
وقتی به کسی که تو فیسبوک علیه پیامبر چیزهایی نوشته حکم شلاق میدن، ازین آیه ترسی ندارند؟ خیلی واضح داره کسانی رو که جواب حرف و سخن رو با خشونت فیزیکی میدن، لجبازانی خرافاتی که به جهنم تعلق دارند معرفی میکنه.
❤4
سرکوب «سخن» همیشه از طرف حکومت نیست، و همیشه با خشونت فیزیکی هم نیست. خیلی راحت از دستگاه متولی میخواد که مداح رو خفه کنه! البته مطالبه کوریه، چون اون دستگاه تشکیل شده از همون تیپ از مداحان. اما نفس این مطالبه، یعنی کاش دستگاه سالمی وجود داشت که قدرت خفه کردن این مداحان رو میداشت!
اینکه آزادی شامل آزادی مداحان لات آشغالخور هم میشه، براشون قابل هضم نیست. اینهم میخواد برای حفظ جامعه از «بدشگونها» میتونست عذاب الیم بده بشون، و افسوس میخوره که ابزارش مهیا نیست!
اینکه آزادی شامل آزادی مداحان لات آشغالخور هم میشه، براشون قابل هضم نیست. اینهم میخواد برای حفظ جامعه از «بدشگونها» میتونست عذاب الیم بده بشون، و افسوس میخوره که ابزارش مهیا نیست!
طالبان با تمام توحش و تحجرش، از آخوندهای شیعه در سیاست و مدیریت، قویتره. در ابتدای انقلاب، قدرت گرفتن آخوند، شروعی بود بر تمایلات جداییطلبانه؛ که نفرت حاصلش تا همین امروز باقی مونده. اونم در کشوری کهن که اقوامش عادت داشتند در کنار هم زندگی کنند. اما طالبان نه تنها خیلی مواظبه که درگیری قومی پیش نیاد، بلکه داره نقش یک پیونددهنده رو بازی میکنه، اونم در کشوری که عادت دارند به کشتن همدیگه!
این هم یک دلیل دیگه در اثبات اینکه ما ایرانیها گیر بدترین نوع آدمها افتادیم.
این هم یک دلیل دیگه در اثبات اینکه ما ایرانیها گیر بدترین نوع آدمها افتادیم.
یعنی فکر میکنید این رو نمیدونم؟
چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون کنه و بگه کاری به کارتون نداریم. حتی در اوج قدرت نظامی که کسی جرئت نداره یک گلوله به سمتشون شلیک کنه، دارند تلاش سیاسی میکنند. یا به زعم خودشون تلاش میکنند کمترین اشتباه رو مرتکب بشن. برای آخوندهای شیعه، «اشتباه» یک واژه تعریف نشدهست. هرجا رو گرفتن با اعدام جوانانش وارد شدند. و هنوز هم دارند در بیخبری مرکزنشینها اعدامها رو ادامه میدن. طوری که اعدام بلوچ و کرد عرب دیگه هیچ حساسیتی در مردم ایجاد نمیکنه.
چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون کنه و بگه کاری به کارتون نداریم. حتی در اوج قدرت نظامی که کسی جرئت نداره یک گلوله به سمتشون شلیک کنه، دارند تلاش سیاسی میکنند. یا به زعم خودشون تلاش میکنند کمترین اشتباه رو مرتکب بشن. برای آخوندهای شیعه، «اشتباه» یک واژه تعریف نشدهست. هرجا رو گرفتن با اعدام جوانانش وارد شدند. و هنوز هم دارند در بیخبری مرکزنشینها اعدامها رو ادامه میدن. طوری که اعدام بلوچ و کرد عرب دیگه هیچ حساسیتی در مردم ایجاد نمیکنه.
Anarchonomy
یعنی فکر میکنید این رو نمیدونم؟ چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون…
میراث حسن رشدیه این بوده که ایرانی باور نمیکنه آخوندهای عبااتوکشیده و نئاندرتالهای کتشلواری و دکتر مهندسی که نظام بروکراتیک ساختن و دارند بش حکومت میکنند، از پشمالدینهای پابرهنه افغان نفهمتر، لجوجتر، سفاکتر و فاسدتر باشند.
Anarchonomy
طالبان با تمام توحش و تحجرش، از آخوندهای شیعه در سیاست و مدیریت، قویتره. در ابتدای انقلاب، قدرت گرفتن آخوند، شروعی بود بر تمایلات جداییطلبانه؛ که نفرت حاصلش تا همین امروز باقی مونده. اونم در کشوری کهن که اقوامش عادت داشتند در کنار هم زندگی کنند. اما طالبان…
خیلی از دوستان خوششون نیومد که گفتم طالبان باعرضهتر و سیاستبلدتر از کسانی هستند که تا همین دیروز یکی از گزینههای بد و بدتر انتخاباتهای ایران بودند و خیلی از همین عزیزان بشون رأی میدادند. عیب نداره. همینها قبلا خوششون نیومده بود که گفتم معارضان مسلح سوریه به خودشون باختند، نه به سپاه قدس و روسیه.
علیایحال، میتونند کمی صبر کنند که اوضاع افغانستان آرام بشه و «دولت اسلامی»! به استقرار برسه، و ببینند با چین که مثل لاشخور داره در آسمان این کشور پرواز میکنه، سر غارت منابع چطور معامله خواهند کرد. فقط از جزییات اون قرارداد هم خواهید فهمید که مردم افغانستان گیر چه کسانی افتادن، و ما گیر چه کسانی.
علیایحال، میتونند کمی صبر کنند که اوضاع افغانستان آرام بشه و «دولت اسلامی»! به استقرار برسه، و ببینند با چین که مثل لاشخور داره در آسمان این کشور پرواز میکنه، سر غارت منابع چطور معامله خواهند کرد. فقط از جزییات اون قرارداد هم خواهید فهمید که مردم افغانستان گیر چه کسانی افتادن، و ما گیر چه کسانی.
ازینکه ورزشکار زن آمریکایی روی سکوی مسابقات و درست هنگام پخش سرود ملی آمریکا، ادرار کرده تا مثلا اعتراض خودش رو به وضعیت نژادپرستی در این کشور نشون بده، نتیجه میگیره آمریکا رو به اضمحلاله، و میگه نصف مردم مکزیک درگیر خشونتها و خرابکاریهای باندهای موادمخدر هستند، روزی صدها نفر در خیابان و در روز روشن کشته میشن، دولتشون فشله و فساد همهجا رو گرفته و تبعیض اقتصادی و فقر همهجای کشور دیده میشه، اما مردمشون جون میدن پای پرچمشون، بعد کشور ما که همه دارند فرار میکنند تا خودشون رو به اینجا برسونند و اینجا زندگی کنند، به این فضاحت افتاده.
متوجه نیست که این علامت افول نیست، این علامت تجدده. و بله هر تجددی لزوما مبارک نیست، ولی قطعا متضاد رکوده. این مکزیکیها هستند که هنوز در قرن بیستم گیر کردن. قرنی که جون دادن برای پرچم، عادی بود، و عادت بود. حتی اگه ازون وطن هیچی جز بدبختی و سرکوب ندیده بودی.
اینکه فقط آمریکاست که داره از کلیشههای ناسیونالیستی عبور میکنه، چه خوب باشه چه بد که یک بحث دیگهست، از قضا نشون میده که آمریکا همچنان در جلوی قافلهست و بقیه پشت سرش هستند.
متوجه نیست که این علامت افول نیست، این علامت تجدده. و بله هر تجددی لزوما مبارک نیست، ولی قطعا متضاد رکوده. این مکزیکیها هستند که هنوز در قرن بیستم گیر کردن. قرنی که جون دادن برای پرچم، عادی بود، و عادت بود. حتی اگه ازون وطن هیچی جز بدبختی و سرکوب ندیده بودی.
اینکه فقط آمریکاست که داره از کلیشههای ناسیونالیستی عبور میکنه، چه خوب باشه چه بد که یک بحث دیگهست، از قضا نشون میده که آمریکا همچنان در جلوی قافلهست و بقیه پشت سرش هستند.
الان حالتی شده که میشه با خطای خیلی پایینی حدس زد خونهای که پرچم داره، ساکنینش راستگرا هستند. چون الان پرچم حالت هویتی پیدا کرده. سال ۲۰۱۶ که ترامپ برنده شد، دموکراتها به زعم خودشون «مقاومت در برابر فاشیسم» رو با پرچم نشون میدادند. اما خیلی سریع معکوس شد و پرچم آمریکا نماد ترامپیها شد.
عبور کردن از کلیشهها اینطور نیست که همه آثارش محو بشه. معنیش اینه که کارکرد اون آثار و نمادها وارد یک کانال معنایی دیگه میشه. الان همون کسانی که پرچم رو زدن تو باغچه جلو خونهشون، در اینکه نمیصرفه آدم تو خدمت ارتش جونش رو از دست بده، با اونایی که میشاشن به پرچم، تقریبا همنظرند؛ و اینجوریه که هر سیاستمداری که شعار خروج نیروها از خاورمیانه رو میده، چپ و راست بش رأی میدن. سرباز آمریکایی ابایی نداره در جواب سوال «چرا به ارتش ملحق شدی؟» بگه «میخوام بیامو بخرم». اما همین سوال رو از سرباز کشورهای دیگه بپرس، جوابش اینه: «به نام خدا، افتخار دارم، دفاع، مردم، وطن، ناموس، خاک..».
عبور کردن از کلیشهها اینطور نیست که همه آثارش محو بشه. معنیش اینه که کارکرد اون آثار و نمادها وارد یک کانال معنایی دیگه میشه. الان همون کسانی که پرچم رو زدن تو باغچه جلو خونهشون، در اینکه نمیصرفه آدم تو خدمت ارتش جونش رو از دست بده، با اونایی که میشاشن به پرچم، تقریبا همنظرند؛ و اینجوریه که هر سیاستمداری که شعار خروج نیروها از خاورمیانه رو میده، چپ و راست بش رأی میدن. سرباز آمریکایی ابایی نداره در جواب سوال «چرا به ارتش ملحق شدی؟» بگه «میخوام بیامو بخرم». اما همین سوال رو از سرباز کشورهای دیگه بپرس، جوابش اینه: «به نام خدا، افتخار دارم، دفاع، مردم، وطن، ناموس، خاک..».
با اینکه باید محتویات شکم گوسفند رو ریخت روی سر کسانی که میخوان از کشورهایی که به زحمت شلوارشون رو بالا نگهداشتن، «رقیب» بسازند برای اقتصاد آمریکا، موافقم.
اما این حجم عجیب از ارزش سهام اپل، به پول خلق شدهای که به والاستریت تزریق شده هم ارتباط داره. مگر اینکه استدلال کنید خب فقط آمریکا نیست که در حال خلق پوله، بقیه کشورها هم در حال انجامش هستند، پس این مقایسه همچنان منصفانه و دقیقه. اما شخصا این استدلال رو قبول نمیکنم، چون هیچ کس قدرت و ظرفیت این رو که به اندازه آمریکا پول خلق کنه، نداره. قبل از بحران سال ۲۰۰۸ اگه شبکههای اقتصادی تلویزیون رو تماشا میکردی، همه میگفتن بازار کردیت ما رو توپ تکون نمیده. پیتر شیف یه آرشیو از افاضات این متوهمان جمع کرده (که البته خیلیهاشون انقدر وقیح بودند که بعدن بیان جلوی دوربین و بگن «من گفته بودم با مخ میاییم پایین!»). مشکل اصلی من با این منطق اینه که اگه فردا به دلایلی این حباب بترکه و سهام این شرکت سقوط کرد، باید نتیجه بگیریم آمریکا قدرت اقتصادیش رو از دست داد؟ معلومه که نه.
https://t.me/bourgeois_ir/794
اما این حجم عجیب از ارزش سهام اپل، به پول خلق شدهای که به والاستریت تزریق شده هم ارتباط داره. مگر اینکه استدلال کنید خب فقط آمریکا نیست که در حال خلق پوله، بقیه کشورها هم در حال انجامش هستند، پس این مقایسه همچنان منصفانه و دقیقه. اما شخصا این استدلال رو قبول نمیکنم، چون هیچ کس قدرت و ظرفیت این رو که به اندازه آمریکا پول خلق کنه، نداره. قبل از بحران سال ۲۰۰۸ اگه شبکههای اقتصادی تلویزیون رو تماشا میکردی، همه میگفتن بازار کردیت ما رو توپ تکون نمیده. پیتر شیف یه آرشیو از افاضات این متوهمان جمع کرده (که البته خیلیهاشون انقدر وقیح بودند که بعدن بیان جلوی دوربین و بگن «من گفته بودم با مخ میاییم پایین!»). مشکل اصلی من با این منطق اینه که اگه فردا به دلایلی این حباب بترکه و سهام این شرکت سقوط کرد، باید نتیجه بگیریم آمریکا قدرت اقتصادیش رو از دست داد؟ معلومه که نه.
https://t.me/bourgeois_ir/794
Telegram
بورژوا
مقایسه ارزش بازار فقط یک شرکت امریکایی با تولید ناخالص داخلی چند کشور. کشورهایی برای این مقایسه انتخاب شده اند که نزدیکترین تولید ناخالص را نسبت به سهام اپل داشته اند. تولید ناخالص داخلی ایتالیا صدمیلیارد دلار، و تولید ناخالص داخلی روسیه و کانادا قریب به…
هربار صحبت شورش مردمی میشه، بابام میشینه چرتکه میندازه که نظام چقدر نونخور داره و نتیجه میگیره که اینا سقوط نمیکنند. حالا عبدالرضا داوری هم عین حرفهای بابام رو نوشته و همون نتیجه رو گرفته. که انقدر هزارنفر آخوند داریم، انقدر هزارنفر سپاهی، انقدر هزارنفر بسیجی، پس میشن ده درصد جمعیت ایران، و همین کافیه که هیچ اعتصابی در ایران به جایی نرسه! انگار بابام یاد گرفته باشه با اینترنت و اسمارتفون و تلگرام کار بکنه و حرفاش رو تایپ کنه.
دلیلی نمیبینم جواب «نسخه بیسواد زیدآبادی» رو درباره براندازی بدم. چون اونقدر که حیثیت اون وابسته به سقوط نکردن حکومته، حیثیت من وابسته به سقوط کردنش نیست. چون سیستم مملکتداری مدنظر من، بعد از پنج تا انقلاب دیگه هم شاید در ایران محقق نشه. من فقط نگران ایرانم که با این حجم از عقلستیزی در سراشیبی نابودی قرار گرفته و مردم و حکومت را با هم به ته دره میکشه.
در مورد اعتصابها هم موضعی ندارم. اینطور نیست که ندونم این حرکتها محرکهای کمونیستی داره و لزوما به جاهای خوبی منجر نمیشه. اما وضعیت فعلی هم پایدار نیست و دولت دیگه نمیتونه حتی برای کوتاهمدت، بدون پولپاشی گسترده، معضل کارگری در ایران رو حل کنه. پس این حرکتها اجتنابناپذیرند. تجربه ثابت کرده حتی اونهایی که میلی به کمونیسم ندارند، برای خلاصی از هرج و مرج هم که شده، ممکنه بش پناه ببرند. که اصلا پناهگاه امنی نیست، ولی واقعیتیه که تحمیل میشه.
پس فقط جواب بابام رو اینجا میدم:
پدر من، اگه حکومت مطمئن بود که میلیونها نونخور و طلبه و بسیجی که زیر پر و بالش جمع کرده براش کافیه، وقتی یک تجمع هزارنفری ایجاد میشد اینترنت رو قطع نمیکرد. ضمنا گول تابستون رو نخور، خوابیدنی کلاهتو بذار، سحر خنک میشه سرت سرما میخوره مو نداری.
شب بخیر.
دلیلی نمیبینم جواب «نسخه بیسواد زیدآبادی» رو درباره براندازی بدم. چون اونقدر که حیثیت اون وابسته به سقوط نکردن حکومته، حیثیت من وابسته به سقوط کردنش نیست. چون سیستم مملکتداری مدنظر من، بعد از پنج تا انقلاب دیگه هم شاید در ایران محقق نشه. من فقط نگران ایرانم که با این حجم از عقلستیزی در سراشیبی نابودی قرار گرفته و مردم و حکومت را با هم به ته دره میکشه.
در مورد اعتصابها هم موضعی ندارم. اینطور نیست که ندونم این حرکتها محرکهای کمونیستی داره و لزوما به جاهای خوبی منجر نمیشه. اما وضعیت فعلی هم پایدار نیست و دولت دیگه نمیتونه حتی برای کوتاهمدت، بدون پولپاشی گسترده، معضل کارگری در ایران رو حل کنه. پس این حرکتها اجتنابناپذیرند. تجربه ثابت کرده حتی اونهایی که میلی به کمونیسم ندارند، برای خلاصی از هرج و مرج هم که شده، ممکنه بش پناه ببرند. که اصلا پناهگاه امنی نیست، ولی واقعیتیه که تحمیل میشه.
پس فقط جواب بابام رو اینجا میدم:
پدر من، اگه حکومت مطمئن بود که میلیونها نونخور و طلبه و بسیجی که زیر پر و بالش جمع کرده براش کافیه، وقتی یک تجمع هزارنفری ایجاد میشد اینترنت رو قطع نمیکرد. ضمنا گول تابستون رو نخور، خوابیدنی کلاهتو بذار، سحر خنک میشه سرت سرما میخوره مو نداری.
شب بخیر.