اومده بود مکبوکش رو تعمیر کنه. تعمیرکار گفت این یه قطعهای میخواد که دیگه نمیاد ایران. با یه تبختری گفت من تو نیروگاه کار میکنم، ما توربین جنرال الکتریک رو آوردیم ایران، بعد این نمیاد؟ بیشتر ازینکه فکرش مشغول این باشه که مکبوکه مونده ولمعطل، ذهنش رو این متمرکز بود که بگه شما بازاریهای نفله عرضهش رو ندارید، وگرنه شرکتهای غول ما هرچیزی رو میتونن بیارن.
حالا همون شرکت غول! توی تأمین برق خونههای بیچارگانی که پرمصرفترین وسیله برقی خونه محقرانهشون یه کولر آبی پنجهزاره، مثل خر در گل مانده. توهین به خلیفه، در همه شبهای سال قمری سفارش شده. چون توهین حق مسلم ستمدیدهست. اما هر نوع تحلیل درباره معضلات زیرساختی بدون پرداختن به فرهنگ عقبافتاده حاکم بر جامعه مهندسی که این تشکیلات وابسته به فعالیت اونهاست، ناقصه. شما در کشوری که توسط یک «داعش موفق» اداره میشه، نمیتونی با مهندسی که اگه ماهی بیست میلیون بش بدن دیگه احساس نمیکنه که در شرایط غیرعادی زندگی میکنه، به جایی برسی. در کشوری که توسط یک داعش موفق اداره میشه، دغدغه مهندس نباید مقایسه دلاری درآمد خودش با درآمد مهندسی مشابه در ترکیه و امارات باشه. دغدغه مهندس باید این باشه که به مردم آگاهی بده که با ادامه حکمرانی داعش، زیرساخت مملکت به فنا میره و فاصله زندگی روزمره ایرانی با زندگی روزمره یمنی، به مو بند خواهد بود! حتی یک بار دیده نشد تجمعی شکل بگیره یا نامهای سرگشاده نوشته بشه. ترجیح دادند به بقیه همشریانشون پز واردات اقلام عظیمالجثه درست وسط تحریمها رو بدن. یا توسط سلفی اینستاگرامی با تجهیزات گرانقیمت صنعتی، به جامعه جوانی که فرصت کارگری در یک دخمه تولیدی هم پیدا نمیکنه، خودنمایی کنند.
در جنبش کارگری لهستان، با اینکه معترضان دنبال دولت رفاه و خدمات مفت بودند، که اروپا عواقب تن دادن بش رو تازه داره الان حس میکنه؛ مهندس، فقط به فکر حقوق پایین خودش نبود. مهندسی که در کارخانهای کار میکرد که حتی کارگر زن نداشت، در مطالباتش نوشت که باید سن بازنشستگی زن پنجاه سال باشه، یعنی پنج سال کمتر از مردها. که به طرز احمقانهای کمر خم کردن در برابر فمنیسم بود. ولی اون یک بحث مستقل دیگهست. مهم اینه که نسبت به کل جامعه و سرنوشتش در آینده احساس مسئولیت میکرد.
و قطعا این مختص صنعت برق نیست. مگه از مهندسان عمران درباره سدسازیها صدایی دراومد؟ جز ذوقزدگی جهانسومی با حجم خاکبرداری و حجم بتنریزی که فلان رکورد رو پشت سر گذاشته، مگه چیز دیگهای ازشون دیده شد؟
حالا همون شرکت غول! توی تأمین برق خونههای بیچارگانی که پرمصرفترین وسیله برقی خونه محقرانهشون یه کولر آبی پنجهزاره، مثل خر در گل مانده. توهین به خلیفه، در همه شبهای سال قمری سفارش شده. چون توهین حق مسلم ستمدیدهست. اما هر نوع تحلیل درباره معضلات زیرساختی بدون پرداختن به فرهنگ عقبافتاده حاکم بر جامعه مهندسی که این تشکیلات وابسته به فعالیت اونهاست، ناقصه. شما در کشوری که توسط یک «داعش موفق» اداره میشه، نمیتونی با مهندسی که اگه ماهی بیست میلیون بش بدن دیگه احساس نمیکنه که در شرایط غیرعادی زندگی میکنه، به جایی برسی. در کشوری که توسط یک داعش موفق اداره میشه، دغدغه مهندس نباید مقایسه دلاری درآمد خودش با درآمد مهندسی مشابه در ترکیه و امارات باشه. دغدغه مهندس باید این باشه که به مردم آگاهی بده که با ادامه حکمرانی داعش، زیرساخت مملکت به فنا میره و فاصله زندگی روزمره ایرانی با زندگی روزمره یمنی، به مو بند خواهد بود! حتی یک بار دیده نشد تجمعی شکل بگیره یا نامهای سرگشاده نوشته بشه. ترجیح دادند به بقیه همشریانشون پز واردات اقلام عظیمالجثه درست وسط تحریمها رو بدن. یا توسط سلفی اینستاگرامی با تجهیزات گرانقیمت صنعتی، به جامعه جوانی که فرصت کارگری در یک دخمه تولیدی هم پیدا نمیکنه، خودنمایی کنند.
در جنبش کارگری لهستان، با اینکه معترضان دنبال دولت رفاه و خدمات مفت بودند، که اروپا عواقب تن دادن بش رو تازه داره الان حس میکنه؛ مهندس، فقط به فکر حقوق پایین خودش نبود. مهندسی که در کارخانهای کار میکرد که حتی کارگر زن نداشت، در مطالباتش نوشت که باید سن بازنشستگی زن پنجاه سال باشه، یعنی پنج سال کمتر از مردها. که به طرز احمقانهای کمر خم کردن در برابر فمنیسم بود. ولی اون یک بحث مستقل دیگهست. مهم اینه که نسبت به کل جامعه و سرنوشتش در آینده احساس مسئولیت میکرد.
و قطعا این مختص صنعت برق نیست. مگه از مهندسان عمران درباره سدسازیها صدایی دراومد؟ جز ذوقزدگی جهانسومی با حجم خاکبرداری و حجم بتنریزی که فلان رکورد رو پشت سر گذاشته، مگه چیز دیگهای ازشون دیده شد؟
مخالف قیمت ۶۴۰۰ تومنی شیر یعنی چه؟ مگه با قیمت هم مخالفت میکنند؟ اگه میشه مخالفت کرد با بازار، خب من با ۴۵۰۰ تومنش هم مخالفت میکنم! اصلا چرا ۴۵۰۰؟ چرا همون ۲۵۰۰ قبلش نه؟ اصلا من با اینکه قیمت بخوره هم مخالفم! واسه چی باید پول داد به شیر؟ هرکس شیر میخواد باید بره تو بقالی و از یخچال هرچندتا لازم داره برداره ببره خونه. اگه قیمت نداشت من چهارتا از یخچال برمیداشتم، اما الان فقط یکی برمیدارم. شما میخوای مردم پوکی استخوان بگیرند؟
دو قشر آخوند و سپاهی، همه بحرانهای مملکت رو به شکل «پیچ تاریخی» میبینند که مهمترین کار، حل کردنشون نیست، عبور کردن ازشونه. و با استدلال «هرچیزی که نکشدت قویترت میکنه» دلخوشند که عبور از بحرانهای سنگینتر، نظام رو در برابر سقوط مقاومتر میکنه. نگاهشون به تجزیهطلبیهای اول انقلاب همین بود، نگاهشون به جنگ هشت ساله همین بود، نگاهشون به تحریمهای هستهای همین بود، و نگاهشون به بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی هم همینه. برای همین خیلی هم ابایی ندارند که درباره خیت بودن اوضاع صحبت کنند (مخصوصا وقتی میتونند هشتگ بسیجیخرکنِ #روحانی_خائن رو سنجاق کنند بش)، که بعدن بگن اگه اون اوضاع خیت رو پشت سر گذاشتیم دیگه توپ هم تکونمون نمیده!
احمق، مثل یک تکهچوب روی آبه. چوب فرق آب راکد و آب نهر و گرداب رو نمیفهمه. فقط شناور بودن حال حاضر براش اهمیت داره. و توی گرداب هم شناوره. هربار که یک دایره کامل رو دور میزنه، فکر میکنه برگشته سرجای اولش (حتما دیدید که بحرانهای جدید رو مشابهت میدن به بحرانهای قبلی، که بگن نترسید، ما در چنین جایی بودیم قبلا). که هرچه جلوتر میریم دایرهها کوچکتر میشن و این به سرجای اول رسیدن سریعتر رخ میده. اما دایرههای گرداب فقط حرکتی به دور مرکز ندارند. حرکتی به سمت قعر هم دارند. همه اون عبور کردنها از پیچها، فرو رفتنی به پایین هم بوده. که برگشتناپذیره.
احمق، مثل یک تکهچوب روی آبه. چوب فرق آب راکد و آب نهر و گرداب رو نمیفهمه. فقط شناور بودن حال حاضر براش اهمیت داره. و توی گرداب هم شناوره. هربار که یک دایره کامل رو دور میزنه، فکر میکنه برگشته سرجای اولش (حتما دیدید که بحرانهای جدید رو مشابهت میدن به بحرانهای قبلی، که بگن نترسید، ما در چنین جایی بودیم قبلا). که هرچه جلوتر میریم دایرهها کوچکتر میشن و این به سرجای اول رسیدن سریعتر رخ میده. اما دایرههای گرداب فقط حرکتی به دور مرکز ندارند. حرکتی به سمت قعر هم دارند. همه اون عبور کردنها از پیچها، فرو رفتنی به پایین هم بوده. که برگشتناپذیره.
تورنتو هم میخواد برای خانههای خالی مالیات ببنده. گاوهای دامی، ممکنه تفاوتهای ژنتیکی متعددی با هم داشته باشند، اما نهایتا گاوند. گاو اون طرف اقیانوس اطلس هم با گاو اینطرف اقیانوس اطلس خیلی فرق نداره. هر دو وانمود میکنند اگر از مالک خانه خالی خفتگیری کنیم، برای فقرا خانههای بیشتری ساخته میشه!
اما همه گاوهای دنیا یه فرق اساسی دارند با گاوهای جمهوری اسلامی، و اونم اینه که شکل گاوند. یعنی سمشون، شاخشون، پستانشون، همهچیشون استاندارده. اما گاوهای جمهوری اسلامی، سم خر رو دارند، و زبان سمندر، و شاخ گوزن، و گردن زرافه، و پوست وزغ، و چشم کلاغ، و دندان کفتار، و پوزه خرس. مثلا گاو تورنتویی سالیانه ۱ درصد قیمت ملک در اون سال رو تعیین کرده، اما گاو جمهوری اسلامی جوری برمبنای اجاره تنظیمش کرده که میشه معادل چهار الی پنج درصد قیمت ملک! یعنی قانونگذار جمهوری اسلامی داره به سرمایهگذار ایرانی میگه خر نشو، پولتو اینجا هدر نده، برو کانادا ملک بخر!
اما همه گاوهای دنیا یه فرق اساسی دارند با گاوهای جمهوری اسلامی، و اونم اینه که شکل گاوند. یعنی سمشون، شاخشون، پستانشون، همهچیشون استاندارده. اما گاوهای جمهوری اسلامی، سم خر رو دارند، و زبان سمندر، و شاخ گوزن، و گردن زرافه، و پوست وزغ، و چشم کلاغ، و دندان کفتار، و پوزه خرس. مثلا گاو تورنتویی سالیانه ۱ درصد قیمت ملک در اون سال رو تعیین کرده، اما گاو جمهوری اسلامی جوری برمبنای اجاره تنظیمش کرده که میشه معادل چهار الی پنج درصد قیمت ملک! یعنی قانونگذار جمهوری اسلامی داره به سرمایهگذار ایرانی میگه خر نشو، پولتو اینجا هدر نده، برو کانادا ملک بخر!
یکی از دوستان نوشته بود وقتی خارج از وقت کاری، با آدمهای شاغل نشست و برخاست دارم نمیبینم درباره کارشون هیچ صحبتی بکنند. انگار کار میکنند ولی کار ندارند. یا مشغولند ولی شاغل نیستند. درآمد دارند اما حرفه ندارند.
ما بیهودگی ایام مدرسه رو به ایام کار هم نشت دادیم. همونطور که چهار پنج ساعتی که صرف مدرسه میشد رو جزء ضایعات روزانه محسوب میکردیم (که دلایل خوبی داشت) و خروج از در مدرسه در انتهای زنگ آخر رو تازه آغاز زندگیمون در اون روز میدونستیم (و برای همین شیفت بعدازظهر عذابآورتر بود چون خیلی بده که آغاز زندگی آدم از پنج عصر باشه)، کار هم به ضایعات روزانهمون تبدیل شده، با این فرق که این هشت ساعت و بیشتره.
بحرانهایی مثل تورم، فرسودگی زیرساخت، کمآبی و خشکیدگی.. رسانهپذیری خوبی دارند. مثلا یک برکه رو میشه نشون داد که قبلا آب داشته و الان فقط گل و لجن داره. و همه میفهند موضوع چیه. اما بحران نیروی انسانی رو نمیشه با دوربین فیلمبرداری ضبط کرد. اگه هم بشه به سختی میشه معنیش رو به مخاطبی که در جریان بیزینس نیست، منتقل کرد.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که حتی اونهایی که مهارت دارند، باید تن به یک ماراتن جهانی بدن تا بتونند در بازار باقی بمونند. و اینجا نه تنها مهارت دیگه اهمیت نداره، بلکه خود حرفه هم دیگه اهمیت نداره. در خانواده سنتی اروپایی اشتیاق به حرفه در حدی بود که مجبور بودند یک هنجار اخلاقی تعریف کنند که صحبت درباره کار در منزل ممنوع باشه! و بله این فرهنگ در چین وجود نداره، اما ما نمیتونیم چین باشیم. ما نمیتونیم تو زمین تولید انبوه بازی جالبی ارائه بدیم. برای بیابانی مثل ایران که هرروز بیابانیتر هم میشه، هیچ ریسمان نجاتی وجود نداره جز اقتصاد نوآوریمحور. و برای چنین اقتصادی، اشتیاق به حرفه یک ضرورت محضه. چیزی که الان هیچ اثری ازش دیده نمیشه.
ما بیهودگی ایام مدرسه رو به ایام کار هم نشت دادیم. همونطور که چهار پنج ساعتی که صرف مدرسه میشد رو جزء ضایعات روزانه محسوب میکردیم (که دلایل خوبی داشت) و خروج از در مدرسه در انتهای زنگ آخر رو تازه آغاز زندگیمون در اون روز میدونستیم (و برای همین شیفت بعدازظهر عذابآورتر بود چون خیلی بده که آغاز زندگی آدم از پنج عصر باشه)، کار هم به ضایعات روزانهمون تبدیل شده، با این فرق که این هشت ساعت و بیشتره.
بحرانهایی مثل تورم، فرسودگی زیرساخت، کمآبی و خشکیدگی.. رسانهپذیری خوبی دارند. مثلا یک برکه رو میشه نشون داد که قبلا آب داشته و الان فقط گل و لجن داره. و همه میفهند موضوع چیه. اما بحران نیروی انسانی رو نمیشه با دوربین فیلمبرداری ضبط کرد. اگه هم بشه به سختی میشه معنیش رو به مخاطبی که در جریان بیزینس نیست، منتقل کرد.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که حتی اونهایی که مهارت دارند، باید تن به یک ماراتن جهانی بدن تا بتونند در بازار باقی بمونند. و اینجا نه تنها مهارت دیگه اهمیت نداره، بلکه خود حرفه هم دیگه اهمیت نداره. در خانواده سنتی اروپایی اشتیاق به حرفه در حدی بود که مجبور بودند یک هنجار اخلاقی تعریف کنند که صحبت درباره کار در منزل ممنوع باشه! و بله این فرهنگ در چین وجود نداره، اما ما نمیتونیم چین باشیم. ما نمیتونیم تو زمین تولید انبوه بازی جالبی ارائه بدیم. برای بیابانی مثل ایران که هرروز بیابانیتر هم میشه، هیچ ریسمان نجاتی وجود نداره جز اقتصاد نوآوریمحور. و برای چنین اقتصادی، اشتیاق به حرفه یک ضرورت محضه. چیزی که الان هیچ اثری ازش دیده نمیشه.
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جامعه الجیبیتیکیوبیسیتیچیپیشی میخواستن تو تفلیس گرجستان تظاهرات برگزار کنن، راستگراهای ارتودکس ریختن خیابون و مانعشون شدند، بعد رفتن جلوی ساختمون مجلس، پرچم اتحادیه اروپا رو آتش زدند.
الان وضع مالی کشور بد نیست میتونند به قوم لوط گوشمالی بدن. باید دید اوضاع همینجوری میمونه یا نه.
الان وضع مالی کشور بد نیست میتونند به قوم لوط گوشمالی بدن. باید دید اوضاع همینجوری میمونه یا نه.
لغو همه قوانین hate speech
پرچم رنگین کمان فقط جاهایی برافراشته شده که این قانون وجود داره و سفت و سخت اجرا میشه. اینا بولدتر از چیزی که هستند به نظر میان، چون حق به لجن کشیدنشون در رسانهها و شبکههای اجتماعی و فضای پابلیک، به بهانه «نفرتپراکنی»، از دیگران سلب شده. البته باید راه برای تمسخر و تقبیح مذهبی که مشکلات دنیای مدرن رو میخواد با روشهای هزار سال پیش حل کنه و با وجود چنین تحجری وقیحانه سرش رو تو زندگی مردم میکنه هم باز باشه.
بعبارتی راه درستِ برخورد، آزادی بیشتره، نه آزادی کمتر.
پرچم رنگین کمان فقط جاهایی برافراشته شده که این قانون وجود داره و سفت و سخت اجرا میشه. اینا بولدتر از چیزی که هستند به نظر میان، چون حق به لجن کشیدنشون در رسانهها و شبکههای اجتماعی و فضای پابلیک، به بهانه «نفرتپراکنی»، از دیگران سلب شده. البته باید راه برای تمسخر و تقبیح مذهبی که مشکلات دنیای مدرن رو میخواد با روشهای هزار سال پیش حل کنه و با وجود چنین تحجری وقیحانه سرش رو تو زندگی مردم میکنه هم باز باشه.
بعبارتی راه درستِ برخورد، آزادی بیشتره، نه آزادی کمتر.
محمد فاضلی یک بیشعور کامله، اما از بیشعور بودن خودش لذت میبره. وقتی میگن مردم بدبخت ایران اصلا وسایل خانگی یک آلمانی رو ندارند که بخوان برق زیادی مصرف کنند، میاد میگه صنایع آلمان بهینهترند، به نسبت پولی که درمیارن، برق کمتری مصرف میکنند!
انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که شهرکهای صنعتی ایران دارند با تکنولوژی سی سال پیش کار میکنند! انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که پمپهای آب زمینهای کشاورزی دارند آب رو از عمق دویست متری میکشن بالا!
قبضِ برقِ منِ مصرفکننده ایرانی رو بذار کنار قبض برق مصرفکننده آلمانی. تو جفتشون نوشته در یک ماه چند کیلووات مصرف کردیم. سپس لال شو.
انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که شهرکهای صنعتی ایران دارند با تکنولوژی سی سال پیش کار میکنند! انگار به من مصرفکننده خانگی مربوطه که پمپهای آب زمینهای کشاورزی دارند آب رو از عمق دویست متری میکشن بالا!
قبضِ برقِ منِ مصرفکننده ایرانی رو بذار کنار قبض برق مصرفکننده آلمانی. تو جفتشون نوشته در یک ماه چند کیلووات مصرف کردیم. سپس لال شو.
Anarchonomy
محمد فاضلی یک بیشعور کامله، اما از بیشعور بودن خودش لذت میبره. وقتی میگن مردم بدبخت ایران اصلا وسایل خانگی یک آلمانی رو ندارند که بخوان برق زیادی مصرف کنند، میاد میگه صنایع آلمان بهینهترند، به نسبت پولی که درمیارن، برق کمتری مصرف میکنند! انگار به من مصرفکننده…
میانگین سالانه دمای فرانکفورت و اصفهان
این خاطره خوبیه. یک رفتگر رندوم رو میارن تو بهترین مدرسه مملکت، میبینند که میتونسته بچه درسخون خوبی باشه. یک عمر تمام خرج تحصیل و زندگیش رو میدن تا دانشگاهش رو تموم کنه. و تموم میکنه، و بعد میره آمریکا! بعد اون کسی که از بودجه مملکت یکی رو از رفتگری تبدیل میکنه به دکتر و دو دستی تحویل داده میشه به آمریکا، با اینکه دلخوره که چرا در ایران نموند، میگه چه افتخاری ازین بالاتر؟
اگه فقط کمی علاقمند به اقتصاد باشید میدونید که یکی از بزرگان (که خدا نور به قبرش بباره) گفته بود چهار نوع خرج کردن داریم. ۱- خرج پول خودت برای خودت ۲- خرج پول خودت برای دیگری ۳- خرج پول دیگران برای خودت ۴- خرج پول دیگران برای دیگران.
اگه بخوای با پول خودت برای خودت لپتاپ بخری، دقت میکنی مدلی رو انتخاب کنی که با بودجهت همخوانی داشته باشه، و قید مدلهایی که همخوانی نداره، با اینکه کمی دردناکه، بزنی. چون به خودت میگی کارم رو راه بندازه کافیه. اگه بخوای با پول خودت برای همسرت لپتاپ بخری، همه ملاحظات حالت قبل رو در نظر میگیری، اما برای اینکه سوپرایزش کنی ممکنه مدلی رو انتخاب کنی که از لحاظ مالی کمی بت فشار بیاره. اگه اداره یا شرکت یه پولی بده که باش برای خودت لپتاپ بخری، میری یه مدلی رو انتخاب میکنی که تمام بودجهای که بت دادن رو مصرف بکنه، حتی اگه قابلیتهاش بیشتر از نیازهای روزمرهت باشه. و اگه مدیر بت پول بده و بگه برو برای من لپتاپ بخر، میری تو بازار یه چرخی میزنی، بعد میای میگی این مدلها هست ولی این قابلیتها هم لازمه، ضمنا هارد اکسترنال هم لازم داری، یه کیف چرم هم میخواد، یه موس گیمینگ هم باید داشته باشی، یه فن هم باید بذاریم زیرش. مانیتور لپتاپ هم کوچیکه، باید یه مانیتور بزرگ اکسترنال هم براش بگیریم. چون نه برات مهمه چقدر از پول مدیر خرج بشه، و نه برات مهمه چقدر از چیزایی که خریداری میشه اضافهست.
آدم اختلاسگر، ضررش برای مملکت از کسی که از جیب ملت برای دیگران خرج میکنه کمتره. چون اختلاس، یک نوع خرج از نوع سومه. پول ملت رو میدزده تا خرج خودش و زن و بچهش کنه. اما یه عده هستند که مثل اختلاسگر نه ویلا در لواسان دارند، نه بچههاشون در بورلی هیلز هستند! ممکنه یه استاد دانشگاه ساده باشند که یه پراید دارند و یه آپارتمان صدمتری. ولی پول ملت رو در تمام دوران خدمتشون، نه مثل اختلاسگر در یک دوره کوتاه و ناگهانی، که میتونه به نیم قرن برسه! خرج چیزهایی میکنند که به نظرشون به صلاح مملکته. و به این نیم قرن تمام دور ریختن پول، افتخار هم میکنند. حداقل اختلاسگر، شاید ادعای زرنگی بکنه، اما بابتش فخرفروشی نمیکنه.
البته یقه یک فرد و دو فرد رو گرفتن، هرچقدر هم که وقیح باشند، بیفایدهست. باید تمام ساختارهایی که امکان خرج نوع چهارم رو فراهم میکنه، از ریشه کند. و گرنه تا وقتی این ساختارها وجود دارند، آدمهایی که ازش استفاده کنند وجود خواهند داشت.
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project/3161
اگه فقط کمی علاقمند به اقتصاد باشید میدونید که یکی از بزرگان (که خدا نور به قبرش بباره) گفته بود چهار نوع خرج کردن داریم. ۱- خرج پول خودت برای خودت ۲- خرج پول خودت برای دیگری ۳- خرج پول دیگران برای خودت ۴- خرج پول دیگران برای دیگران.
اگه بخوای با پول خودت برای خودت لپتاپ بخری، دقت میکنی مدلی رو انتخاب کنی که با بودجهت همخوانی داشته باشه، و قید مدلهایی که همخوانی نداره، با اینکه کمی دردناکه، بزنی. چون به خودت میگی کارم رو راه بندازه کافیه. اگه بخوای با پول خودت برای همسرت لپتاپ بخری، همه ملاحظات حالت قبل رو در نظر میگیری، اما برای اینکه سوپرایزش کنی ممکنه مدلی رو انتخاب کنی که از لحاظ مالی کمی بت فشار بیاره. اگه اداره یا شرکت یه پولی بده که باش برای خودت لپتاپ بخری، میری یه مدلی رو انتخاب میکنی که تمام بودجهای که بت دادن رو مصرف بکنه، حتی اگه قابلیتهاش بیشتر از نیازهای روزمرهت باشه. و اگه مدیر بت پول بده و بگه برو برای من لپتاپ بخر، میری تو بازار یه چرخی میزنی، بعد میای میگی این مدلها هست ولی این قابلیتها هم لازمه، ضمنا هارد اکسترنال هم لازم داری، یه کیف چرم هم میخواد، یه موس گیمینگ هم باید داشته باشی، یه فن هم باید بذاریم زیرش. مانیتور لپتاپ هم کوچیکه، باید یه مانیتور بزرگ اکسترنال هم براش بگیریم. چون نه برات مهمه چقدر از پول مدیر خرج بشه، و نه برات مهمه چقدر از چیزایی که خریداری میشه اضافهست.
آدم اختلاسگر، ضررش برای مملکت از کسی که از جیب ملت برای دیگران خرج میکنه کمتره. چون اختلاس، یک نوع خرج از نوع سومه. پول ملت رو میدزده تا خرج خودش و زن و بچهش کنه. اما یه عده هستند که مثل اختلاسگر نه ویلا در لواسان دارند، نه بچههاشون در بورلی هیلز هستند! ممکنه یه استاد دانشگاه ساده باشند که یه پراید دارند و یه آپارتمان صدمتری. ولی پول ملت رو در تمام دوران خدمتشون، نه مثل اختلاسگر در یک دوره کوتاه و ناگهانی، که میتونه به نیم قرن برسه! خرج چیزهایی میکنند که به نظرشون به صلاح مملکته. و به این نیم قرن تمام دور ریختن پول، افتخار هم میکنند. حداقل اختلاسگر، شاید ادعای زرنگی بکنه، اما بابتش فخرفروشی نمیکنه.
البته یقه یک فرد و دو فرد رو گرفتن، هرچقدر هم که وقیح باشند، بیفایدهست. باید تمام ساختارهایی که امکان خرج نوع چهارم رو فراهم میکنه، از ریشه کند. و گرنه تا وقتی این ساختارها وجود دارند، آدمهایی که ازش استفاده کنند وجود خواهند داشت.
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project/3161
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمدعلی مجتهدی
شیوه فکر و کار دکتر مجتهدی در دبیرستان البرز
یکی از دوستانم آقای دکتر عزیزی یک روزی آمدند پهلوی من گفتند یک شاگرد آوردم برای کلاس اول. گفتم که دیر آوردید من ششصد نفر را انتخاب کردم. گفت آقا این را ببینید بعد هر…
شیوه فکر و کار دکتر مجتهدی در دبیرستان البرز
یکی از دوستانم آقای دکتر عزیزی یک روزی آمدند پهلوی من گفتند یک شاگرد آوردم برای کلاس اول. گفتم که دیر آوردید من ششصد نفر را انتخاب کردم. گفت آقا این را ببینید بعد هر…
❤4
میگن چرا انقدر به زیدآبادی میپردازی؟
من به این خرچسونه نمیپردازم. دارم به مغلطه و آدرس غلط دادن و غلطگویی و غلطخوری و منحرف کردن اذهان و تجاهل میپردازم.
به پایداریچیها میگه از سیاست سر در نمیارید که غر میزنید چرا همونایی که به کارتون نیکآهنگ اعتراض کردند، الان دارن به تمسخر مصباح اعتراض نمیکنند. چون اگه سیاست بلد بودید میدونستید که اعتراض به نیکآهنگ ربطی به سوژه کارتونش نداشت، هدفشون زدن جبهه اصلاحات بود. الان اون هدف وجود نداره، پس دلیلی برای شلوغبازی ندارند!
فکر میکنه سیاستدانی اینه که وقتی نیت اصلی بازیگران صحنه رو فهمیدیم، ولشون کنیم تا خدا بعدن دربارهشون قضاوت کنه! ابله نمیفهمه که مانور دادن روی تناقضات رقبا هم بخشی از سیاسته. علنی کردن نیات رقیب و گاهی حتی رفیق هم بخشی از سیاسته. برای چپهای آمریکا مهم نیست مذهبیها چه استدلالی برای مجازات اعدام دارند، همینکه اعدامطلبی تناقض داره با مخالفت با سقط جنین، کافیه تا همین رو چماق کنند و بزنند تو سرشون. تو سیاست «ما که میدونیم چه پدرسوختهای هستند، توقعی ازشون نداریم» نداریم. تو سیاست از ته سیگاری که زیر کفشت رفته هم باید توقع داشته باشی. فرماندار فلوریدا میدونه اگه یه حکم ایالتی برای ممنوعیت شرکت ترنسها در مسابقات زنان رو امضاء کنه، ازش شکایت میشه و ممکنه تا دیوان عالی بره. ممکنه قاضی از بچههای حزب خودش باشه و با این حال علیهش رأی بده. اما اهمیت نمیده، چون اگه کاری نکنه تو بازی سیاست مغلوب میشه. باید همه ببینند که چی رو امضاء کرد و چه حکمی داد.
حجتالاعدام زنگ زده به چنین موجود پرتی، و مشورت خواسته.
https://t.me/ahmadzeidabad/1816
من به این خرچسونه نمیپردازم. دارم به مغلطه و آدرس غلط دادن و غلطگویی و غلطخوری و منحرف کردن اذهان و تجاهل میپردازم.
به پایداریچیها میگه از سیاست سر در نمیارید که غر میزنید چرا همونایی که به کارتون نیکآهنگ اعتراض کردند، الان دارن به تمسخر مصباح اعتراض نمیکنند. چون اگه سیاست بلد بودید میدونستید که اعتراض به نیکآهنگ ربطی به سوژه کارتونش نداشت، هدفشون زدن جبهه اصلاحات بود. الان اون هدف وجود نداره، پس دلیلی برای شلوغبازی ندارند!
فکر میکنه سیاستدانی اینه که وقتی نیت اصلی بازیگران صحنه رو فهمیدیم، ولشون کنیم تا خدا بعدن دربارهشون قضاوت کنه! ابله نمیفهمه که مانور دادن روی تناقضات رقبا هم بخشی از سیاسته. علنی کردن نیات رقیب و گاهی حتی رفیق هم بخشی از سیاسته. برای چپهای آمریکا مهم نیست مذهبیها چه استدلالی برای مجازات اعدام دارند، همینکه اعدامطلبی تناقض داره با مخالفت با سقط جنین، کافیه تا همین رو چماق کنند و بزنند تو سرشون. تو سیاست «ما که میدونیم چه پدرسوختهای هستند، توقعی ازشون نداریم» نداریم. تو سیاست از ته سیگاری که زیر کفشت رفته هم باید توقع داشته باشی. فرماندار فلوریدا میدونه اگه یه حکم ایالتی برای ممنوعیت شرکت ترنسها در مسابقات زنان رو امضاء کنه، ازش شکایت میشه و ممکنه تا دیوان عالی بره. ممکنه قاضی از بچههای حزب خودش باشه و با این حال علیهش رأی بده. اما اهمیت نمیده، چون اگه کاری نکنه تو بازی سیاست مغلوب میشه. باید همه ببینند که چی رو امضاء کرد و چه حکمی داد.
حجتالاعدام زنگ زده به چنین موجود پرتی، و مشورت خواسته.
https://t.me/ahmadzeidabad/1816
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
بازی سیاست و درسی که حامیان مصباح نیاموختهاند!
کار برد الفاظ بینهایت تند و خلافِ عرف یکی از نیروهای اصطلاحاً ارزشی علیه شیخ محمد تقی مصباح یزدی، خشم طرفداران او بخصوص اعضای چبهۀ پایداری را برانگیخته است.
آنها با یادآوری تحصن و جنجال بزرگی که در سال 78…
کار برد الفاظ بینهایت تند و خلافِ عرف یکی از نیروهای اصطلاحاً ارزشی علیه شیخ محمد تقی مصباح یزدی، خشم طرفداران او بخصوص اعضای چبهۀ پایداری را برانگیخته است.
آنها با یادآوری تحصن و جنجال بزرگی که در سال 78…
پرورشیافتگان دستگاهی که همین آقایون ساختند، انقلاب ۵۷ رو شکل دادند، و شما الان داری چوبش رو میخوری. ولی به کسانی که این چوب رو تراشیدند، به عنوان جواهرات ملی! نگاه میکنی.
کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما امروز در گل فرو رفتی چون راکفلرهای بالقوه ایران از مملکت فرار کردند، نه سوپورهای درسخوان!
کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما امروز در گل فرو رفتی چون راکفلرهای بالقوه ایران از مملکت فرار کردند، نه سوپورهای درسخوان!
Anarchonomy
پرورشیافتگان دستگاهی که همین آقایون ساختند، انقلاب ۵۷ رو شکل دادند، و شما الان داری چوبش رو میخوری. ولی به کسانی که این چوب رو تراشیدند، به عنوان جواهرات ملی! نگاه میکنی. کاش همه این مدرسهسازان رو میشد ریخت تو چرخگوشت و یه دونه راکفلر از توش درآورد. شما…
نمیخواد باور کنه خروجی «زحمات طاقتفرسا» امثال مجتهدی، نهایتا میشه زیدآبادی و صادقالحسینی! نمیخواد این شراب واقعیت که مزه زهرمار میده رو قورت بده.
«شما را بدشگون یافتیم، اگر دست ازین حرفها بر ندارید سنگسارتان میکنیم و شکنجه بدی از ما خواهید دید».
اون زمان بدشگونی برای جامعه، همین تهدید امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی دوران ما بود.
وقتی به کسی که تو فیسبوک علیه پیامبر چیزهایی نوشته حکم شلاق میدن، ازین آیه ترسی ندارند؟ خیلی واضح داره کسانی رو که جواب حرف و سخن رو با خشونت فیزیکی میدن، لجبازانی خرافاتی که به جهنم تعلق دارند معرفی میکنه.
اون زمان بدشگونی برای جامعه، همین تهدید امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی دوران ما بود.
وقتی به کسی که تو فیسبوک علیه پیامبر چیزهایی نوشته حکم شلاق میدن، ازین آیه ترسی ندارند؟ خیلی واضح داره کسانی رو که جواب حرف و سخن رو با خشونت فیزیکی میدن، لجبازانی خرافاتی که به جهنم تعلق دارند معرفی میکنه.
❤4
سرکوب «سخن» همیشه از طرف حکومت نیست، و همیشه با خشونت فیزیکی هم نیست. خیلی راحت از دستگاه متولی میخواد که مداح رو خفه کنه! البته مطالبه کوریه، چون اون دستگاه تشکیل شده از همون تیپ از مداحان. اما نفس این مطالبه، یعنی کاش دستگاه سالمی وجود داشت که قدرت خفه کردن این مداحان رو میداشت!
اینکه آزادی شامل آزادی مداحان لات آشغالخور هم میشه، براشون قابل هضم نیست. اینهم میخواد برای حفظ جامعه از «بدشگونها» میتونست عذاب الیم بده بشون، و افسوس میخوره که ابزارش مهیا نیست!
اینکه آزادی شامل آزادی مداحان لات آشغالخور هم میشه، براشون قابل هضم نیست. اینهم میخواد برای حفظ جامعه از «بدشگونها» میتونست عذاب الیم بده بشون، و افسوس میخوره که ابزارش مهیا نیست!
طالبان با تمام توحش و تحجرش، از آخوندهای شیعه در سیاست و مدیریت، قویتره. در ابتدای انقلاب، قدرت گرفتن آخوند، شروعی بود بر تمایلات جداییطلبانه؛ که نفرت حاصلش تا همین امروز باقی مونده. اونم در کشوری کهن که اقوامش عادت داشتند در کنار هم زندگی کنند. اما طالبان نه تنها خیلی مواظبه که درگیری قومی پیش نیاد، بلکه داره نقش یک پیونددهنده رو بازی میکنه، اونم در کشوری که عادت دارند به کشتن همدیگه!
این هم یک دلیل دیگه در اثبات اینکه ما ایرانیها گیر بدترین نوع آدمها افتادیم.
این هم یک دلیل دیگه در اثبات اینکه ما ایرانیها گیر بدترین نوع آدمها افتادیم.
یعنی فکر میکنید این رو نمیدونم؟
چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون کنه و بگه کاری به کارتون نداریم. حتی در اوج قدرت نظامی که کسی جرئت نداره یک گلوله به سمتشون شلیک کنه، دارند تلاش سیاسی میکنند. یا به زعم خودشون تلاش میکنند کمترین اشتباه رو مرتکب بشن. برای آخوندهای شیعه، «اشتباه» یک واژه تعریف نشدهست. هرجا رو گرفتن با اعدام جوانانش وارد شدند. و هنوز هم دارند در بیخبری مرکزنشینها اعدامها رو ادامه میدن. طوری که اعدام بلوچ و کرد عرب دیگه هیچ حساسیتی در مردم ایجاد نمیکنه.
چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون کنه و بگه کاری به کارتون نداریم. حتی در اوج قدرت نظامی که کسی جرئت نداره یک گلوله به سمتشون شلیک کنه، دارند تلاش سیاسی میکنند. یا به زعم خودشون تلاش میکنند کمترین اشتباه رو مرتکب بشن. برای آخوندهای شیعه، «اشتباه» یک واژه تعریف نشدهست. هرجا رو گرفتن با اعدام جوانانش وارد شدند. و هنوز هم دارند در بیخبری مرکزنشینها اعدامها رو ادامه میدن. طوری که اعدام بلوچ و کرد عرب دیگه هیچ حساسیتی در مردم ایجاد نمیکنه.
Anarchonomy
یعنی فکر میکنید این رو نمیدونم؟ چرا از خودتون نمیپرسید همین پشتونهای قومیتگرا الان که هیچکس جلودارشون نیست در حال قتل عام نیستند؟ حتی رسانههای آمریکا دلشون میخواست این تصرفات یکم خونش بیشتر باشه. اما نشد. هر روستایی که میگیرن یک نفر رو میفرستن که جمعشون…
میراث حسن رشدیه این بوده که ایرانی باور نمیکنه آخوندهای عبااتوکشیده و نئاندرتالهای کتشلواری و دکتر مهندسی که نظام بروکراتیک ساختن و دارند بش حکومت میکنند، از پشمالدینهای پابرهنه افغان نفهمتر، لجوجتر، سفاکتر و فاسدتر باشند.