جمعی از خانوادههای سربازان آمریکایی اهل آریزونا که در عراق توسط بمبهای کنار جادهای که گفته میشه هزینههاش توسط ایران تأمین میشده، کشته و یا مجروح شدن، میخوان از بانکهایی که با پولشویی امکان این تأمین هزینه رو برای ایران فراهم کردند، و همچنین از خود ایران، شکایت کنند. میگه در سال ۲۰۰۷ ایران ماهی ۳ میلیون دلار میفرستاد به عراق تا از طریق سپاه قدس به سازندگان این بمبها پرداخت بشه! آمریکا همه اون بانکها رو نقره داغ کرد بابت خوشخدمتی به ایران، اما این خانوادهها میگن یک دلار از جریمههای هنگفتی که دولت آمریکا ازون بانکها گرفت به اونها داده نشده، و برای همین مستقلا میخوان پیگیری قضایی انجام بدن.
این هم یکی دیگه از چالههای بیشماری که پول بیزبون بیتالمال ایرانیان توش ریخته میشده و گویا باز هم باید ریخته بشه تا رفع و رجوع بشه.
http://www.phoenixnewtimes.com/news/funding-death-arizona-families-sue-banks-iraq-war-iran-10513889
این هم یکی دیگه از چالههای بیشماری که پول بیزبون بیتالمال ایرانیان توش ریخته میشده و گویا باز هم باید ریخته بشه تا رفع و رجوع بشه.
http://www.phoenixnewtimes.com/news/funding-death-arizona-families-sue-banks-iraq-war-iran-10513889
Phoenix New Times
Funding Death: Arizona Families Sue Banks for Financing Iranian Attacks on U.S. Soldiers
International banks that funneled money to Iran paid more than $4 billion in fines to U.S. regulators, but none of that money went to soldiers or their families.
❤3
«باید مهاجرهای بیشتری رو راه بدید چون مسیح یه جایی تو انجیل گفته که باید شفقت داشته باشیم!
نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم!
آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش استفاده کنم اون کاری که دلم میخواد رو انجام بدید!»
خیلی زیبا عقل ناقص یه لیبرال رو به نمایش درآورده
اخیرا برای راضی کردن ترامپ و دستراستیها برای تساهل با مهاجران غیرقانونی به انجیل متوسل شده بودند این قوم تباه
نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم!
آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش استفاده کنم اون کاری که دلم میخواد رو انجام بدید!»
خیلی زیبا عقل ناقص یه لیبرال رو به نمایش درآورده
اخیرا برای راضی کردن ترامپ و دستراستیها برای تساهل با مهاجران غیرقانونی به انجیل متوسل شده بودند این قوم تباه
Anarchonomy
«باید مهاجرهای بیشتری رو راه بدید چون مسیح یه جایی تو انجیل گفته که باید شفقت داشته باشیم! نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم! آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش…
این تباهی البته مختص لیبرالهای آمریکایی نیست.
یکی از خوانندگان کانال به مورد خوبی اشاره کرد که نسخهای ایرانی از همون رویه خندهداره. فمنیستهایی که حقیقتا اسلام رو مشتی باور پوسیده متعلق به اعراب قدیم میدونند، اما وقتی میخوان ورژن شلتری از حجاب رو توجیه کنند از دامن روشنفکران دینی (و افرادی که با کشتی گرفتن با آیات قرآن سعی میکنند قابل قبولتر از چیزی که هست درش بیارن!) آویزان میشن تا مخاطب مذهبی رو متقاعد کنند که خدای عز و جل با این ورژن شل شده حجاب هیچ مشکلی نداره!
نمیشه آدمها رو به خاطر انتخاب یک مذهب بیشعور فرض کنی، بعد برای همراه کردنشون با خودت به همون مذهبِ بیشعوران! متوسل بشی.
آدم عاقل و بالغ، باید ۱- تکلیفش مشخص باشه، و ۲- استدلالی نکنه که برای اثباتش محتاج چیزی بشه که قبلا نفی کرده.
ایرانی امروزی باید از مذهب عبور کنه. عبور کردن به معنی کافر شدن نیست. عبور کردن یعنی دیگه مسائل زندگیش نباید گره بخوره به مذهب. همونطور که قبلا گفتم بسیاری از ایرانیان مذهبی نیستند، درگیر مذهب هستند. یه سری ازین درگیریها شخصی هستند، و یه سریشون اجتماعی. دیگه در سال ۲۰۱۸ نباید از قرآن و حدیث پرسید که باید چه لباسی پوشید و چجوری پوشید. دیگه از قرآن و حدیث نباید پرسید که باید اموال زوجین رو بعد طلاق چجوری تقسیم کرد! باید به این درگیری مملکتخرابکن، یکبار و برای همیشه خاتمه داد.
یکی از خوانندگان کانال به مورد خوبی اشاره کرد که نسخهای ایرانی از همون رویه خندهداره. فمنیستهایی که حقیقتا اسلام رو مشتی باور پوسیده متعلق به اعراب قدیم میدونند، اما وقتی میخوان ورژن شلتری از حجاب رو توجیه کنند از دامن روشنفکران دینی (و افرادی که با کشتی گرفتن با آیات قرآن سعی میکنند قابل قبولتر از چیزی که هست درش بیارن!) آویزان میشن تا مخاطب مذهبی رو متقاعد کنند که خدای عز و جل با این ورژن شل شده حجاب هیچ مشکلی نداره!
نمیشه آدمها رو به خاطر انتخاب یک مذهب بیشعور فرض کنی، بعد برای همراه کردنشون با خودت به همون مذهبِ بیشعوران! متوسل بشی.
آدم عاقل و بالغ، باید ۱- تکلیفش مشخص باشه، و ۲- استدلالی نکنه که برای اثباتش محتاج چیزی بشه که قبلا نفی کرده.
ایرانی امروزی باید از مذهب عبور کنه. عبور کردن به معنی کافر شدن نیست. عبور کردن یعنی دیگه مسائل زندگیش نباید گره بخوره به مذهب. همونطور که قبلا گفتم بسیاری از ایرانیان مذهبی نیستند، درگیر مذهب هستند. یه سری ازین درگیریها شخصی هستند، و یه سریشون اجتماعی. دیگه در سال ۲۰۱۸ نباید از قرآن و حدیث پرسید که باید چه لباسی پوشید و چجوری پوشید. دیگه از قرآن و حدیث نباید پرسید که باید اموال زوجین رو بعد طلاق چجوری تقسیم کرد! باید به این درگیری مملکتخرابکن، یکبار و برای همیشه خاتمه داد.
❤5
من که به هر جنبندهای در دنیا انتقاد میکنم بذار به احمدآقا هم گیر بدم
در پست آخرش، با سایز فونت من خط چهاردهم تقریبا، میگه اسراییل به طور غیرمستقیم زندگی صدها میلیون نفر رو تلخ و تباه کرده!
من آدمهای اسراییلستیز و یهودیستیز زیادی دیدم و مطالبشون رو خوندم، اما اعتراف میکنم که این یکی خیلی بکر بود.. این چیزیه که حتی به فکر بسیجیها هم نمیرسید. که چون اسرائیل فلسطینیها رو اذیت کرده، ما دلواپس فلسطین میشیم، و چون کاری نمیتونیم بکنیم این دلواپسی باعث میشه حرص بخوریم، و چون حرص میخوریم زندگیمون تلخ میشه! پس اسراییل مسئول تلخی زندگی ماست! حیرتانگیزه. فردا میان میگن زانوم گرفته چند روزه، و تقصیر اسراییله! البته به تلخی اکتفا نمیکنه، میگه زندگیمون رو تباه کرده! الان زندگی شما به خاطر غم فلسطینیها تباه شده؟ چرا دروغ میگید؟ این چه ادابازیه که درمیارید؟
فقط از یه جهت باور میکنم که عدهای به طور غیرمستقیم به خاطر اسراییل تباه شده باشند. اونهایی که آبرو، وجدان، شرافت و حتی عقلشون رو فروختن تا به جاش نفرت از اسراییل بخرن. چه بد معاملهای بود و چه تباهی آشکاری.
https://t.me/ahmadzeidabad/247
در پست آخرش، با سایز فونت من خط چهاردهم تقریبا، میگه اسراییل به طور غیرمستقیم زندگی صدها میلیون نفر رو تلخ و تباه کرده!
من آدمهای اسراییلستیز و یهودیستیز زیادی دیدم و مطالبشون رو خوندم، اما اعتراف میکنم که این یکی خیلی بکر بود.. این چیزیه که حتی به فکر بسیجیها هم نمیرسید. که چون اسرائیل فلسطینیها رو اذیت کرده، ما دلواپس فلسطین میشیم، و چون کاری نمیتونیم بکنیم این دلواپسی باعث میشه حرص بخوریم، و چون حرص میخوریم زندگیمون تلخ میشه! پس اسراییل مسئول تلخی زندگی ماست! حیرتانگیزه. فردا میان میگن زانوم گرفته چند روزه، و تقصیر اسراییله! البته به تلخی اکتفا نمیکنه، میگه زندگیمون رو تباه کرده! الان زندگی شما به خاطر غم فلسطینیها تباه شده؟ چرا دروغ میگید؟ این چه ادابازیه که درمیارید؟
فقط از یه جهت باور میکنم که عدهای به طور غیرمستقیم به خاطر اسراییل تباه شده باشند. اونهایی که آبرو، وجدان، شرافت و حتی عقلشون رو فروختن تا به جاش نفرت از اسراییل بخرن. چه بد معاملهای بود و چه تباهی آشکاری.
https://t.me/ahmadzeidabad/247
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
خروج آمریکا از شورای حقوق بشر!
دولت ترامپ تصمیم خود را برای خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل عملی کرد.
دلیل اصلی خروج آمریکا، اعتراض به تمرکز بیش از اندازۀ شورای حقوق بشر بر پروندۀ اسرائیل اعلام شد؛ موضوعی که به زعم واشنگتن "ناعادلانه" مینماید!…
دولت ترامپ تصمیم خود را برای خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل عملی کرد.
دلیل اصلی خروج آمریکا، اعتراض به تمرکز بیش از اندازۀ شورای حقوق بشر بر پروندۀ اسرائیل اعلام شد؛ موضوعی که به زعم واشنگتن "ناعادلانه" مینماید!…
❤4
این خیلی جالبه
میگه ما مثل اصلاحطلبان نیستیم که ۳۰ ساله معلوم نیست چی رو میخوان اصلاح کنن! ما با رهبر و تصمیماتش و منصوبینش مشکل داریم! برانداز نیستیم!
خب اصلاحطلبان هم همین مشکلات رو با نظام دارن. مثلا فکر میکنید اگه رهبر مجید انصاری رو میذاشت در رأس قوه قضاییه دیگه حرفی میزدن؟
ولی اوکی، فرض میکنیم شما فرق دارید. خب میخواید چیکار کنید با نهاد رهبری؟ فرض کنیم رهبر فعلی افتاد مرد، و فرداش صادق لاریجانی رو به عنوان رهبر تعیین کردن، بیست سال هم میخواید با تصمیمات و منصوبین ایشون مخالفت کنید؟ بعد اونم مرد، و فرداش یکی دیگه.. خب تا کی؟
از دو حال خارج نیست. یا شما خودتون هم نمیدونید که چی رو میخواید اصلاح کنید، یا با اخراج تدریجی و همزمان اصلاحطلبان هم از دایره قدرت و هم از دایره اعتماد عمومی، دنبال این هستید که جایگزینشون بشید. جایگزینی که همون کارکرد رو داشته باشه: حفظ بقای نظام در ازای بهرهمندی از سفره انقلاب!
https://t.me/antioligarchie/10492
میگه ما مثل اصلاحطلبان نیستیم که ۳۰ ساله معلوم نیست چی رو میخوان اصلاح کنن! ما با رهبر و تصمیماتش و منصوبینش مشکل داریم! برانداز نیستیم!
خب اصلاحطلبان هم همین مشکلات رو با نظام دارن. مثلا فکر میکنید اگه رهبر مجید انصاری رو میذاشت در رأس قوه قضاییه دیگه حرفی میزدن؟
ولی اوکی، فرض میکنیم شما فرق دارید. خب میخواید چیکار کنید با نهاد رهبری؟ فرض کنیم رهبر فعلی افتاد مرد، و فرداش صادق لاریجانی رو به عنوان رهبر تعیین کردن، بیست سال هم میخواید با تصمیمات و منصوبین ایشون مخالفت کنید؟ بعد اونم مرد، و فرداش یکی دیگه.. خب تا کی؟
از دو حال خارج نیست. یا شما خودتون هم نمیدونید که چی رو میخواید اصلاح کنید، یا با اخراج تدریجی و همزمان اصلاحطلبان هم از دایره قدرت و هم از دایره اعتماد عمومی، دنبال این هستید که جایگزینشون بشید. جایگزینی که همون کارکرد رو داشته باشه: حفظ بقای نظام در ازای بهرهمندی از سفره انقلاب!
https://t.me/antioligarchie/10492
Telegram
آنتی الیگارشی
❇️ متاسفانه در پی حوادث چند سال اخیر اعم از چالش های با قوه قضاییه،رهبری وماجراهای نهی و ... جریان بهار تاحدودی به عنوان جریان برانداز معرفی شده در اینجا جاداره که یک بار دیگه گوش زد کنم جریان بهار ابدا دنبال براندازی نیست ما درسته با مدیریت رهبر انقلاب مشکل…
👍2
Anarchonomy
حدیث قدسی از ترامپ: دقت کردین به اونوریها میگن «الیت»؟ تو چی الیت هستن مگه؟ آپارتمان من که از واسه اونا بهتره. ازونا باهوشتر و پولدارتر هم که هستم، و تازه رییسجمهور هم شدم و اونا نشدن.
منظور از اونوریها یعنی: چپها، لیبرالها، دموکراتهای ثروتمند و تحصیلکرده، گلوبالیستها و نخبگان آکادمیک و سلبریتیهای هالیووده. که همگی همصدا علیه ترامپ فعالیت میکنند.
به اینها به درستی «الیت» اطلاق میشه، چون خودشون رو طبقه فهیم جامعه میدونن و علنا ابراز میکنند که اونها صلاح بشریت و صلاح جامعه آمریکا رو بهتر از مردم عادی میتونن تشخیص بدن.
ترامپ با زیرکی قلابی بودن این «برتری خودادعایی» رو مورد حمله قرار میده، و میپرسه برترند؟ خب تو چی برترند؟ تو پول؟ خب اونو که منم دارم. تو شهرت؟ خب اونو که من از همه بیشتر دارم. تو هوش؟ تو اون هم به گرد من نمیرسن (چرا؟ چون من بازیشون میدم، ولی اونا نمیتونن منو بازی بدن)، تو موقعیت اجتماعی؟ خب من منتخب مردم شدم، ولی اونا نیستن.
این حمله یه حمله واقعیه و زخم عمیقی ایجاد کرده. بیشتر این هیاهو رسانهای و فرهنگی که علیه ترامپ راه افتاده، خودجوش نیست، بلکه پاتک همون طبقه الیته که نه تنها موقعیت خودش بلکه تعریفی که همیشه ازش وجود داشته رو در خطر میبینه. اونها هستند که به مردم میگن این مرتیکه جنسخراب داره جایگاه ما الیتها رو نابود میکنه، یادتون نره که شما نیاز به هدایتگری ما دارید و اگه ما نباشیم پسرفت میکنید به قرون وسطی! پس برید حسابش رو برسید.
بارها گفتم که مهمترین اتفاقات دنیا تو آمریکا میفته، و ترامپ یکی از مهمترین اتفاقات آمریکا بود. این فقط یه دوره ریاستجمهوری نیست. یه تحول در تعریف خیلی چیزهاست. ترامپ یکی از همین طبقه یک درصدی بود، که مثل اسب تروا مردم عادی رو سوار خودش کرد و برد داخل قلعهشون! معلومه که باید به خونش تشنه باشن.
به اینها به درستی «الیت» اطلاق میشه، چون خودشون رو طبقه فهیم جامعه میدونن و علنا ابراز میکنند که اونها صلاح بشریت و صلاح جامعه آمریکا رو بهتر از مردم عادی میتونن تشخیص بدن.
ترامپ با زیرکی قلابی بودن این «برتری خودادعایی» رو مورد حمله قرار میده، و میپرسه برترند؟ خب تو چی برترند؟ تو پول؟ خب اونو که منم دارم. تو شهرت؟ خب اونو که من از همه بیشتر دارم. تو هوش؟ تو اون هم به گرد من نمیرسن (چرا؟ چون من بازیشون میدم، ولی اونا نمیتونن منو بازی بدن)، تو موقعیت اجتماعی؟ خب من منتخب مردم شدم، ولی اونا نیستن.
این حمله یه حمله واقعیه و زخم عمیقی ایجاد کرده. بیشتر این هیاهو رسانهای و فرهنگی که علیه ترامپ راه افتاده، خودجوش نیست، بلکه پاتک همون طبقه الیته که نه تنها موقعیت خودش بلکه تعریفی که همیشه ازش وجود داشته رو در خطر میبینه. اونها هستند که به مردم میگن این مرتیکه جنسخراب داره جایگاه ما الیتها رو نابود میکنه، یادتون نره که شما نیاز به هدایتگری ما دارید و اگه ما نباشیم پسرفت میکنید به قرون وسطی! پس برید حسابش رو برسید.
بارها گفتم که مهمترین اتفاقات دنیا تو آمریکا میفته، و ترامپ یکی از مهمترین اتفاقات آمریکا بود. این فقط یه دوره ریاستجمهوری نیست. یه تحول در تعریف خیلی چیزهاست. ترامپ یکی از همین طبقه یک درصدی بود، که مثل اسب تروا مردم عادی رو سوار خودش کرد و برد داخل قلعهشون! معلومه که باید به خونش تشنه باشن.
❤3
لطفا این سخنرانی رو گوش کنید. ۲۳ دقیقهست تقریبا. حمل برخودستایی نشه، ولی چیزی نمیگه که من نگفته باشم، و من یه پروفسور در بهترین دانشگاه ایران نیستم. یه کمسواد کممطالعهام با مدرک دیپلمی که معدلش افتضاح بود. اما میخوام از زبان این پروفسور بشنوید.
بعد یه نقدی دارم بش که چند ساعت بعد مینویسم. شما قول بدید که گوش بدید منم قول میدم که بنویسم.
بعد یه نقدی دارم بش که چند ساعت بعد مینویسم. شما قول بدید که گوش بدید منم قول میدم که بنویسم.
Anarchonomy
@sokhanranihaa – @sokhanranihaa- محمد فاضلی - افسانه پیل و پراید - کانال سخنرانی…
اگه تا آخر گوش داده باشید میبینید که کل تأکید استاد اینه که مسائل کشور رو باید آورد روی میز و خیلی جدی دربارهشون گفتگو انجام بشه.
همینکه چرا «گفتگو» به آجیل مشکلگشا در گفتمان عدهای از شخصیتهای استمرارطلب مخصوصا متمایلان به جریان اصلاحات تبدیل شده رو، باید با نهایت بدبینی قضاوت کرد. چون اولا سابقه خوبی در صداقت ندارند و بسیاری از کلمات رو از مفهوم واقعی خودشون تهی کردند، و دوم اینکه در حال حاضر یک جریان اخراجی هستند و یک اخراج شده به هرچیزی متوسل میشه تا به جایگاه سابقش برگرده. بنابراین بسیار محتمله که کل این صحبتها درباره گفتگو، صرفا ارسال این پیام به حاکمیت باشه که «نباید معامله با ما رو متوقف کنید». رهبر هم وقتی در سخنرانیش اشاره میکنه به ادعای خسته بودن مردم (که در حرفهای استاد فاضلی هم بش اشاره شد) و میگه مردم خسته نیستند شما خستهاید، خودش علامتیه ازینکه برخلاف توصیه قدیمی که به گفتار توجه کنید و نه به گوینده! باید اتفاقا به گوینده هم توجه کرد و دید چه کسی داره این خستگی عمومی رو مطرح میکنه و چه کسی داره حرف از گفتگو میزنه و هدفشون چی میتونه باشه.
اما بیاییم فرض کنیم هدف گوینده صرفا حل مشکلات باشه. تو هر گفتگوی ملی باید به سه تا سوال اساسی پاسخ داد: درباره چی؟ توسط چه کسی؟ و چگونه؟
باید اول مشخص باشه درباره چه موضوعی قراره گفتگو انجام بشه، بعد ببینیم میشه اصلا دربارهش حرف زد یا نه. مثلا موضوع کمکهای مالی و معنوی ایران به نیروهای فلسطینی و لبنانی یک مسئلهست در ایران امروز. آیا میشه دربارهش گفتگو کرد؟ گفتگوی ملی یعنی حکومت حرفاشو بزنه، مردم هم حرفاشون رو بزنن، و اگه حرف حکومت وزن کمتری پیدا کرد در برابر حرف مردم، حکومت بپذیره. طبعا اگه از قبل قرار باشه نپذیره، گفتگو هیچ معنیای نداره. حکومت ممکنه اجازه بده ملت هرچقدر خواستند درباره موضوع فلسطین مخالفت کنند، اما باز کار خودش رو بکنه. همونطور که در مورد تلگرام همه ملت یه حرفی زدن اما حکومت کار خودشو کرد. چرا کار خودش رو میکنه؟ چون اگه بخواد حرف مردم رو بپذیره یعنی باید قسمتی از قدرت خودش رو واگذار کنه. و هربار که باید حرف مردم رو در موضوعی بپذیره باید یه قسمت دیگه رو واگذار کنه. یه بار قدرت تعیین استراتژی در قبال فلسطین، یک بار قدرت تعیین استراتژی در قبال دسترسی به اطلاعات، یک بار تعیین تکلیف درباره نوع پوشش.. الی آخر. ضمن اینکه هربار که قسمتی از قدرت رو واگذار کنه، در قبالش اعتبار کسب نمیکنه، بلکه مقداری از اعتبارش هم از دست میده. مثلا اگه بعد از چهل سال حمایت همهجانبه از نیروهای فلسطینی، یهو تسلیم خواست عمومی بشه، یعنی تمام این چهل سال داشته به خطا میرفته و این یعنی یک فاجعه اعتباری. چطور ممکنه یک حکومت تمامیتخواه قدرت خودش رو واگذار کنه و با دست خودش اعتبار خودشو به باد بده؟
دوم و سوم اینکه این گفتگوها باید توسط چه کسانی و چگونه انجام بشه؟ حکومت که نمیتونه بیاد از تک تک هشتاد میلیوننفر بپرسه «شما میگید اسراییل رو به رسمیت بشناسیم یا نشناسیم؟». اگه بخواد درباره همه موضوعات رفراندوم برگزار کنه، عین ۳۶۵ روز سال باید مشغول رفراندوم باشه. قاعدتا باید احزابی تشکیل بشن تا هرکدوم طیفی از ایرانیان رو نمایندگی کنند و بعد حکومت با اون احزاب وارد گفتگو بشه. فرض کنید من و همفکرانم که در اقتصاد متمایل به بازار آزاد هستیم و در عینحال محافظهکاریم و در سیاست هم غربگرا و آمریکاگراییم میخوایم یه حزب بزنیم. خب اولا من نوعی چه کسانی رو میتونم انتخاب کنم که نماینده من در حزب باشند؟ مثلا میتونم رضا پهلوی رو انتخاب کنم؟ اگه خواستم فرهاد جعفری رو انتخاب کنم چی؟ اگه بتونم و این افراد در حزب به قدرت برسند، فرداش حکومت باید بشینه با اینا گفتگو کنه. چطور ممکنه که بتونه؟ یعنی بشینه با آدمهایی گفتگو کنه که تا دیروز واسه یکیشون غیابا حکم اعدام میداد و واسه اون یکی ۵۰۰ میلیون وثیقه گرفته تا بذاره تو خیابون تردد کنه! خود این هم یعنی واگذاری قدرت، و خود این هم با از دست دادن اعتبار همراهه. به این معنی که چهل سال داشتیم درباره این افراد و امثال این افراد، شکر میخوردیم!
از طرفی طبق قانون اولین چیزی که این حزب باید پایبندی خودش رو بش اعلام کنه چیه؟ ولایت فقیه! یعنی این حزب همون ابتدا به ساکن باید بپذیره که اگه حضرت آقا صبح پا شد گفت نباید ماشین آمریکایی وارد بشه، باید بگه چشم! اگه گفت نباید زیر سندی رو امضاء کنیم که ما رو ملزم میکنه به داشتن شفافیت مالی، باز هم باید بگه چشم! خب با این شرایط چطور ممکنه این حزب بتونه مثلا هدف بازار آزاد رو دنبال کنه؟
ادامه 👇
همینکه چرا «گفتگو» به آجیل مشکلگشا در گفتمان عدهای از شخصیتهای استمرارطلب مخصوصا متمایلان به جریان اصلاحات تبدیل شده رو، باید با نهایت بدبینی قضاوت کرد. چون اولا سابقه خوبی در صداقت ندارند و بسیاری از کلمات رو از مفهوم واقعی خودشون تهی کردند، و دوم اینکه در حال حاضر یک جریان اخراجی هستند و یک اخراج شده به هرچیزی متوسل میشه تا به جایگاه سابقش برگرده. بنابراین بسیار محتمله که کل این صحبتها درباره گفتگو، صرفا ارسال این پیام به حاکمیت باشه که «نباید معامله با ما رو متوقف کنید». رهبر هم وقتی در سخنرانیش اشاره میکنه به ادعای خسته بودن مردم (که در حرفهای استاد فاضلی هم بش اشاره شد) و میگه مردم خسته نیستند شما خستهاید، خودش علامتیه ازینکه برخلاف توصیه قدیمی که به گفتار توجه کنید و نه به گوینده! باید اتفاقا به گوینده هم توجه کرد و دید چه کسی داره این خستگی عمومی رو مطرح میکنه و چه کسی داره حرف از گفتگو میزنه و هدفشون چی میتونه باشه.
اما بیاییم فرض کنیم هدف گوینده صرفا حل مشکلات باشه. تو هر گفتگوی ملی باید به سه تا سوال اساسی پاسخ داد: درباره چی؟ توسط چه کسی؟ و چگونه؟
باید اول مشخص باشه درباره چه موضوعی قراره گفتگو انجام بشه، بعد ببینیم میشه اصلا دربارهش حرف زد یا نه. مثلا موضوع کمکهای مالی و معنوی ایران به نیروهای فلسطینی و لبنانی یک مسئلهست در ایران امروز. آیا میشه دربارهش گفتگو کرد؟ گفتگوی ملی یعنی حکومت حرفاشو بزنه، مردم هم حرفاشون رو بزنن، و اگه حرف حکومت وزن کمتری پیدا کرد در برابر حرف مردم، حکومت بپذیره. طبعا اگه از قبل قرار باشه نپذیره، گفتگو هیچ معنیای نداره. حکومت ممکنه اجازه بده ملت هرچقدر خواستند درباره موضوع فلسطین مخالفت کنند، اما باز کار خودش رو بکنه. همونطور که در مورد تلگرام همه ملت یه حرفی زدن اما حکومت کار خودشو کرد. چرا کار خودش رو میکنه؟ چون اگه بخواد حرف مردم رو بپذیره یعنی باید قسمتی از قدرت خودش رو واگذار کنه. و هربار که باید حرف مردم رو در موضوعی بپذیره باید یه قسمت دیگه رو واگذار کنه. یه بار قدرت تعیین استراتژی در قبال فلسطین، یک بار قدرت تعیین استراتژی در قبال دسترسی به اطلاعات، یک بار تعیین تکلیف درباره نوع پوشش.. الی آخر. ضمن اینکه هربار که قسمتی از قدرت رو واگذار کنه، در قبالش اعتبار کسب نمیکنه، بلکه مقداری از اعتبارش هم از دست میده. مثلا اگه بعد از چهل سال حمایت همهجانبه از نیروهای فلسطینی، یهو تسلیم خواست عمومی بشه، یعنی تمام این چهل سال داشته به خطا میرفته و این یعنی یک فاجعه اعتباری. چطور ممکنه یک حکومت تمامیتخواه قدرت خودش رو واگذار کنه و با دست خودش اعتبار خودشو به باد بده؟
دوم و سوم اینکه این گفتگوها باید توسط چه کسانی و چگونه انجام بشه؟ حکومت که نمیتونه بیاد از تک تک هشتاد میلیوننفر بپرسه «شما میگید اسراییل رو به رسمیت بشناسیم یا نشناسیم؟». اگه بخواد درباره همه موضوعات رفراندوم برگزار کنه، عین ۳۶۵ روز سال باید مشغول رفراندوم باشه. قاعدتا باید احزابی تشکیل بشن تا هرکدوم طیفی از ایرانیان رو نمایندگی کنند و بعد حکومت با اون احزاب وارد گفتگو بشه. فرض کنید من و همفکرانم که در اقتصاد متمایل به بازار آزاد هستیم و در عینحال محافظهکاریم و در سیاست هم غربگرا و آمریکاگراییم میخوایم یه حزب بزنیم. خب اولا من نوعی چه کسانی رو میتونم انتخاب کنم که نماینده من در حزب باشند؟ مثلا میتونم رضا پهلوی رو انتخاب کنم؟ اگه خواستم فرهاد جعفری رو انتخاب کنم چی؟ اگه بتونم و این افراد در حزب به قدرت برسند، فرداش حکومت باید بشینه با اینا گفتگو کنه. چطور ممکنه که بتونه؟ یعنی بشینه با آدمهایی گفتگو کنه که تا دیروز واسه یکیشون غیابا حکم اعدام میداد و واسه اون یکی ۵۰۰ میلیون وثیقه گرفته تا بذاره تو خیابون تردد کنه! خود این هم یعنی واگذاری قدرت، و خود این هم با از دست دادن اعتبار همراهه. به این معنی که چهل سال داشتیم درباره این افراد و امثال این افراد، شکر میخوردیم!
از طرفی طبق قانون اولین چیزی که این حزب باید پایبندی خودش رو بش اعلام کنه چیه؟ ولایت فقیه! یعنی این حزب همون ابتدا به ساکن باید بپذیره که اگه حضرت آقا صبح پا شد گفت نباید ماشین آمریکایی وارد بشه، باید بگه چشم! اگه گفت نباید زیر سندی رو امضاء کنیم که ما رو ملزم میکنه به داشتن شفافیت مالی، باز هم باید بگه چشم! خب با این شرایط چطور ممکنه این حزب بتونه مثلا هدف بازار آزاد رو دنبال کنه؟
ادامه 👇
❤4
پس مجموعا اگه قرار باشه این اتفاقات بیفته، لازمهش اینه که جمهوریاسلامی از چیزی که الان هست کاملا تغییر ماهیت بده و تبدیل بشه به حکومتی کاملا متفاوت، که لازمهش اینه که قانون اساسی تغییر پیدا کنه. اما استاد میفرمایند این اتفاقات باید در همین نظام رخ بده! که یه جور گزاره متناقض توش هست: جمهوریاسلامی باید بماند، تا به چیزی غیر از جمهوریاسلامی تبدیل شود!.. خب یعنی چه؟
ایشون تأکید میکنه که انقلاب در ایران جواب نمیده، چون در خاورمیانه جواب نمیده! اولا طبق توضیحات بالا، این تغییرات هیچچیز نیست جز یک انقلاب. مگه انقلاب شاخ و دم داره؟ در چهل سال گذشته ولی فقیه در تمام شئونات زندگی ما دخالت کرده، حالا بیاییم تغییراتی بدیم که دیگه نتونه در شئونات زندگی ما دخالت کنه. خب این انقلاب نیست؟ دوما بر چه مبنایی خاورمیانه و مثلا مصر، همتراز ما هستند که بعد سرنوشتمون هم بخواد با اونا مشترک بشه؟ در مصر افراطیهای مذهبی چنان پرنفوذ و پرتعداد هستند که جز نیروی زورگوی ارتش چیزی جلودارشون نیست، و در ایران افراطیهای مذهبی حتی با وجود پشتوانههای بیحساب مالی و نظامی که در اختیار دارن هم به انزوا افتادند. چطور این دو جامعه تا این حد متفاوت رو همسرنوشت فرض میکنید؟
ایشون از طرفی و به درستی اذعان داره که اگه تحولی رخ نده، به ته دره خواهیم رفت. و از طرفی میگه انقلاب خطرناکه! یعنی هزینههای انقلاب از چیزی که ته دره انتظارمون رو میکشه بدتره؟
خیلی جالبه که میگن اگه همین روند ادامه پیدا کنه مثل سوریه میشیم، بعد میگن انقلاب بده، چون مثل سوریه میشیم! همینقدر خندهدار.
همینکه این صحبتها مطرح بشه و مردم بیشتر با واقعیت آشنا بشن برای همه بهتره. اما صرفا مطلع شدن از فرداهای دردناک کافی نیست. باید این شجاعت هم بوجود بیاد که خودمون فاعل تحول بشیم. اگه قراره درد شدیدی تحمل کنیم، بهتره خودمون یه نقشی داشته باشیم تا اینکه فقط تماشا کنیم که چجوری اتفاق میفته.
ایشون تأکید میکنه که انقلاب در ایران جواب نمیده، چون در خاورمیانه جواب نمیده! اولا طبق توضیحات بالا، این تغییرات هیچچیز نیست جز یک انقلاب. مگه انقلاب شاخ و دم داره؟ در چهل سال گذشته ولی فقیه در تمام شئونات زندگی ما دخالت کرده، حالا بیاییم تغییراتی بدیم که دیگه نتونه در شئونات زندگی ما دخالت کنه. خب این انقلاب نیست؟ دوما بر چه مبنایی خاورمیانه و مثلا مصر، همتراز ما هستند که بعد سرنوشتمون هم بخواد با اونا مشترک بشه؟ در مصر افراطیهای مذهبی چنان پرنفوذ و پرتعداد هستند که جز نیروی زورگوی ارتش چیزی جلودارشون نیست، و در ایران افراطیهای مذهبی حتی با وجود پشتوانههای بیحساب مالی و نظامی که در اختیار دارن هم به انزوا افتادند. چطور این دو جامعه تا این حد متفاوت رو همسرنوشت فرض میکنید؟
ایشون از طرفی و به درستی اذعان داره که اگه تحولی رخ نده، به ته دره خواهیم رفت. و از طرفی میگه انقلاب خطرناکه! یعنی هزینههای انقلاب از چیزی که ته دره انتظارمون رو میکشه بدتره؟
خیلی جالبه که میگن اگه همین روند ادامه پیدا کنه مثل سوریه میشیم، بعد میگن انقلاب بده، چون مثل سوریه میشیم! همینقدر خندهدار.
همینکه این صحبتها مطرح بشه و مردم بیشتر با واقعیت آشنا بشن برای همه بهتره. اما صرفا مطلع شدن از فرداهای دردناک کافی نیست. باید این شجاعت هم بوجود بیاد که خودمون فاعل تحول بشیم. اگه قراره درد شدیدی تحمل کنیم، بهتره خودمون یه نقشی داشته باشیم تا اینکه فقط تماشا کنیم که چجوری اتفاق میفته.
❤5
جورج گالووی که مشهوره به تبلیغ واسه بایکوت کردن محصولات اسراییل (و واسه پرستیوی هم برنامه اجرا میکرد) تو یه رستوران اسراییلی تو لندن دیدن که داره صبحانه شاکشوکا (املت) میخوره!
#شارلاتان
#شارلاتان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عربستان یه سایت آموزش تلاوت مجازی راه انداخته زیر نظر استاد سُدیس! که کاملا رایگان به علاقمندان از سراسر دنیا مشاوره آنلاین میده. یه بچه رو هم نشون میده از سوئد وصل شده تمرین میکنه!
Anarchonomy
عربستان یه سایت آموزش تلاوت مجازی راه انداخته زیر نظر استاد سُدیس! که کاملا رایگان به علاقمندان از سراسر دنیا مشاوره آنلاین میده. یه بچه رو هم نشون میده از سوئد وصل شده تمرین میکنه!
یکم به دم و تشکیلات تدارکدیده شده دقت کنید.. اون سالن با اون کیفیت ساخت، پارتیشنبندی، اون کامپیوترها، و سیستم تهویه که با دو متر پارچه روی سرش میتونه تو یه محفظه شیشهای بشینه و راحت باشه.. تأسیسات هستهای ما انقدر کلین و شیک نیست. و اون زیرساخت شبکه که تصویر یارو ازون سر دنیا بدون ذرهای تأخیر و افت کیفیت میاد واسش، که صداسیمای ما هم عاجزه ازش موقع صحبت با گزارشگرانش در خارج، و این پرسنلی که بیست و چهارساعت باید مشغول ارائه خدمت باشن تو این سیستم.. همه اینا برای اینکه مسلمین یاد بگیرن چجوری یه متن قدیمی رو تلاوت کنند! که چه تأثیری قراره رو زندگیشون داشته باشه؟ الله اعلم
تصور کنید این خلاقیتها، این زحمات، این بودجهها و این امکانات صرف آموزش زبانهای خارجی یا افزایش اطلاعات عمومی بچههای مسلمان میشد. یا تصور کنید با این تشکیلات، بچهها رو هدایت میکردند به سمت خلق موقعیتهای شغلی برای آینده خودشون، برای زمانی که دیگه یا نفت نیست یا مفت شده، و دولتها دیگه نمیتونن شغل بسازن.
آره تصور کنید.. تخیلوا
تصور کنید این خلاقیتها، این زحمات، این بودجهها و این امکانات صرف آموزش زبانهای خارجی یا افزایش اطلاعات عمومی بچههای مسلمان میشد. یا تصور کنید با این تشکیلات، بچهها رو هدایت میکردند به سمت خلق موقعیتهای شغلی برای آینده خودشون، برای زمانی که دیگه یا نفت نیست یا مفت شده، و دولتها دیگه نمیتونن شغل بسازن.
آره تصور کنید.. تخیلوا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدونم اونایی که از دست پلیس آمریکا فرار میکنن چه فکری میکنن با خودشون.. عین عقابه که خرگوش میگیره
مقایسه کنید با ماموران ایران، از لحاظ ورزیدگی، سرعت، تعهد، شجاعت، و جدیت.
مقایسه کنید با ماموران ایران، از لحاظ ورزیدگی، سرعت، تعهد، شجاعت، و جدیت.
آدم انتظار داره حداقل قشر تحصیلکرده هر خبر فیکی رو باور نکنه. منظورم این نیست که حتما بره منبع اصلیش رو چک کنه و تا مطمئن نشده جدی نگیردش، که البته تو دنیای امروز ما اون هم به یک ضرورت تبدیل شده، منظورم اینه که بتونه از ریخت و قیافه خبر تشخیص بده که این واقعیت نداره، چه با منبع چه بیمنبع. آخه چطور آدمای باسواد میخونن آمریکا اموال آقازادههای ایران که صد و خوردهای میلیارد دلاره! رو بلوکه کرده و خودشونم میخواد دیپورت کنه! و فکر میکنند واقعیه؟
رییسجمهوری آمریکا یا حتی خزانهداری آمریکا، رو چه حسابی و با پشتوانه کدوم قانون آمریکا میتونن همینجوری پول چندهزارنفر رو بلوکه کنند و خودشون هم از کشور اخراج کنند؟ مگه اونجا هم مثل ایران هیئتی اداره میشه؟ فرض کنیم پسر رییس بنیاد شهید اونجا خونه و حساب بانکی داره. خب به چه جرمی باید حسابش رو بست؟ به جرم پسر بنیاد شهید بودن؟ فرض کنیم پسر رییس بنیاد پول بیتالمال که متعلق به همه ما ایرانیهاست بالاکشیده و ریخته تو حسابش تو آمریکا. خب ما کجا تونستیم اینو ثابت کنیم؟ یا باید دولت ایران به یه مرجع بینالمللی شکایت کنه تا اونا پیگیری کنن، که این منتفیه، یا اینکه یه عده ایرانی در آمریکا شکایت کنند از اون فرد و به دادگاه ثابت کنند که پولی که تو حسابش هست مال اوناست. به هرحال باید یه شکایتی رخ بده و یه پروندهای تشکیل بشه. در مورد پولشویی هم مسئولان جمهوریاسلامی از حساب بچههای عزیز و گرامیشون استفاده نمیکنن. اگه اینطور بود لازم نبود که تو عمان شرکت صوری بزنن و پول رو به نام اون شرکت به شعبه بانک اروپایی تو عمان بریزن و اون بانک اروپایی، پول رو منتقل کنه به شعبهش تو نیویورک و تو خط آدرس سوئیفت بنویسه «انتقال بین شعب» که آمریکا نفهمه این پول جمهوریاسلامیه، و بعد چندسال لو بره و اون بانک اروپایی صدها میلیون دلار جریمه بشه!
پولی که تو حساب آقازادهها هست، پول سیاه نیست. پول حرامه. و حرام، تو قانون آمریکا، تعریف نشدهست. دیپورت که ازینم خندهدارتره. خیلی ازین آقازادهها شهروند آمریکا هستند. مگه شهر هرته که از شهروند مملکت سلب تابعیت کنند؟ حتی بحرین هم که کمی شبیه شهر هرته، فقط دو سه نفر رو میخواست سلب تابعیت کنه، که اونم نکرد. دیپورت چندهزارنفر؟ حتی اونهایی که شهروند نیستند و فقط موقتا اجازه اقامت دارن هم نمیشه بدون دلیل محکم قانونی بیرون کرد. اینکه ما ایرانیها از آقازادهها بدمون میاد دلیل محکمی نیست.
چطور یه آدم باسواد این بدیهیات رو نادیده میگیره و چنین خبری رو باور میکنه؟
برای روشن کردن ابعاد واقعیات دنیا، کافیه اشاره کنم به اینکه هنوز بستگان بشار اسد به راحتی دارن با حسابهای بانکیشون کار میکنند. نه تحریمی نه دیپورتی نه مورد بلوکهای. و تازه اینها بستگان کسانی هستند که آمریکا مستقیما نیروهاش رو بمباران میکنه! زمان اوباما دوستم در آمریکا میگفت ما میدونیم پسر فلان آیتالله میلیونها دلار پول آورده اینجا نمایشگاه زده، میریم میگیم به افبآی که این فلانی پسر فلانیهها، جوابی که میدن اینه: «خب؟»
رییسجمهوری آمریکا یا حتی خزانهداری آمریکا، رو چه حسابی و با پشتوانه کدوم قانون آمریکا میتونن همینجوری پول چندهزارنفر رو بلوکه کنند و خودشون هم از کشور اخراج کنند؟ مگه اونجا هم مثل ایران هیئتی اداره میشه؟ فرض کنیم پسر رییس بنیاد شهید اونجا خونه و حساب بانکی داره. خب به چه جرمی باید حسابش رو بست؟ به جرم پسر بنیاد شهید بودن؟ فرض کنیم پسر رییس بنیاد پول بیتالمال که متعلق به همه ما ایرانیهاست بالاکشیده و ریخته تو حسابش تو آمریکا. خب ما کجا تونستیم اینو ثابت کنیم؟ یا باید دولت ایران به یه مرجع بینالمللی شکایت کنه تا اونا پیگیری کنن، که این منتفیه، یا اینکه یه عده ایرانی در آمریکا شکایت کنند از اون فرد و به دادگاه ثابت کنند که پولی که تو حسابش هست مال اوناست. به هرحال باید یه شکایتی رخ بده و یه پروندهای تشکیل بشه. در مورد پولشویی هم مسئولان جمهوریاسلامی از حساب بچههای عزیز و گرامیشون استفاده نمیکنن. اگه اینطور بود لازم نبود که تو عمان شرکت صوری بزنن و پول رو به نام اون شرکت به شعبه بانک اروپایی تو عمان بریزن و اون بانک اروپایی، پول رو منتقل کنه به شعبهش تو نیویورک و تو خط آدرس سوئیفت بنویسه «انتقال بین شعب» که آمریکا نفهمه این پول جمهوریاسلامیه، و بعد چندسال لو بره و اون بانک اروپایی صدها میلیون دلار جریمه بشه!
پولی که تو حساب آقازادهها هست، پول سیاه نیست. پول حرامه. و حرام، تو قانون آمریکا، تعریف نشدهست. دیپورت که ازینم خندهدارتره. خیلی ازین آقازادهها شهروند آمریکا هستند. مگه شهر هرته که از شهروند مملکت سلب تابعیت کنند؟ حتی بحرین هم که کمی شبیه شهر هرته، فقط دو سه نفر رو میخواست سلب تابعیت کنه، که اونم نکرد. دیپورت چندهزارنفر؟ حتی اونهایی که شهروند نیستند و فقط موقتا اجازه اقامت دارن هم نمیشه بدون دلیل محکم قانونی بیرون کرد. اینکه ما ایرانیها از آقازادهها بدمون میاد دلیل محکمی نیست.
چطور یه آدم باسواد این بدیهیات رو نادیده میگیره و چنین خبری رو باور میکنه؟
برای روشن کردن ابعاد واقعیات دنیا، کافیه اشاره کنم به اینکه هنوز بستگان بشار اسد به راحتی دارن با حسابهای بانکیشون کار میکنند. نه تحریمی نه دیپورتی نه مورد بلوکهای. و تازه اینها بستگان کسانی هستند که آمریکا مستقیما نیروهاش رو بمباران میکنه! زمان اوباما دوستم در آمریکا میگفت ما میدونیم پسر فلان آیتالله میلیونها دلار پول آورده اینجا نمایشگاه زده، میریم میگیم به افبآی که این فلانی پسر فلانیهها، جوابی که میدن اینه: «خب؟»
❤3
گاهی تو بعضی شهربازیها یه قسمتهایی رو جدا میکردند و بالاش مینوشتن ورود افراد مجرد اکیدا ممنوع! من که اهل شهربازی نبودم هیچوقت اما یکبار که تصادفی رد شدم و نگهبان مانعم شد و تابلوی بالای سر رو بم نشون داد که ممنوعیت رو اعلام میکرد، حس فوقالعاده تحقیرآمیزی همه وجودم رو گرفت. یه ترکیبی بود از تبعیض، و این نگاه که پسر مجرد رو به شکل تستوسترون متحرک میبینه! انکاری در این نیست که آدم مغروریام (ازونایی که دلیلی نداره مغرور باشن ولی هستن)، ولی اون تحقیر صرفا شکستن غرور نبود، از یه جنس دیگه بود. بحمدالله اقتصاد مملکت به سقوطی دچار شد که دیگه طبقه متوسطی باقی نمونده که بخواد شهربازی بره و خیلیهاشون برچیده شدن. ولی اون تحقیر هیچوقت از ذهن پاک نمیشه.
حالا شبیه همون تبعیض رو دارن درباره دختر مجرد اعمال میکنن، اما نه با تابلو و نگهبان، بلکه با پروپاگاندا. هرجا که نگاه کنید مطلبی درباره ورود زنان به ورزشگاه چیزی نوشتن، صحبت از خانوادهست، نه دختر! گویی زنی که شوهر داره یا با بچه اومده، بیخطره، ولی دختر مجرد، یه بمب تحریککنندهست! نه، فقط بمب تحریککننده هم نه، بلکه فرستاده شیطانه! که نفوذ میکنه به جمع تا مومنین رو به جهنم رهسپار کنه! انقدر این کلمه خانواده رو تکرار میکنند، تا محوریت شوهرداشتن و بچه داشتن به اصلی بدیهی تبدیل بشه و بعدا کسی نتونه ازش عدول کنه. که بعدا مطالبه ورود دختر مجرد بشه «درخواست افراطی». که اگه احیانا و احیانا مسئله ورود خانواده حل شد، یک دهه دیگه از تاریخ سیاسی ایران هم صرف مبارزه برای الصاق آزادی دختر مجرد به آزادی خانواده بشه، و این مشغولیت اجتماعی همچنان ادامه پیدا کنه.
شما وقتی میفهمی ازدواج، مقدس نیست، بلکه به لعنت خدا هم نمیارزه، که به خاطر انجام ندادنش مجازات بشی. اونم نه یه جا نه دوجا، نه در یکی دو موقعیت، بلکه همیشه و همهجا.
حالا شبیه همون تبعیض رو دارن درباره دختر مجرد اعمال میکنن، اما نه با تابلو و نگهبان، بلکه با پروپاگاندا. هرجا که نگاه کنید مطلبی درباره ورود زنان به ورزشگاه چیزی نوشتن، صحبت از خانوادهست، نه دختر! گویی زنی که شوهر داره یا با بچه اومده، بیخطره، ولی دختر مجرد، یه بمب تحریککنندهست! نه، فقط بمب تحریککننده هم نه، بلکه فرستاده شیطانه! که نفوذ میکنه به جمع تا مومنین رو به جهنم رهسپار کنه! انقدر این کلمه خانواده رو تکرار میکنند، تا محوریت شوهرداشتن و بچه داشتن به اصلی بدیهی تبدیل بشه و بعدا کسی نتونه ازش عدول کنه. که بعدا مطالبه ورود دختر مجرد بشه «درخواست افراطی». که اگه احیانا و احیانا مسئله ورود خانواده حل شد، یک دهه دیگه از تاریخ سیاسی ایران هم صرف مبارزه برای الصاق آزادی دختر مجرد به آزادی خانواده بشه، و این مشغولیت اجتماعی همچنان ادامه پیدا کنه.
شما وقتی میفهمی ازدواج، مقدس نیست، بلکه به لعنت خدا هم نمیارزه، که به خاطر انجام ندادنش مجازات بشی. اونم نه یه جا نه دوجا، نه در یکی دو موقعیت، بلکه همیشه و همهجا.
❤3