Anarchonomy
44.9K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نظام اسلامی هنوز شرایط قبلی FATF رو نپذیرفته، یه سری باید و نباید دیگه هم بش اضافه شد. حالا میگه باید جلوی تراکنش‌های رمزارزی ناشناس رو هم بگیرید!
Anarchonomy
نظام اسلامی هنوز شرایط قبلی FATF رو نپذیرفته، یه سری باید و نباید دیگه هم بش اضافه شد. حالا میگه باید جلوی تراکنش‌های رمزارزی ناشناس رو هم بگیرید!
نکته قابل تأمل اینه که این نهاد بین‌المللی اذعان کرد که بیش از نیمی از کشورهایی که شرایط رو امضاء کردن و پذیرفتن، قوانینی که تصویب کردن ناکارآمده و عملا در حال رعایت استاندارد نیستند! این آمار بالاییه. سوالی که پیش میاد اینه که یعنی جمهوری اسلامی نمی‌تونست امضاء رو بده و قوانین رو تصویب کنه، اما مثل همه اون بیش از نیمی از کشورها، طوری تنظیمش کنه که ناکارآمد باشه یا طوری اجراش کنه که ناکارآمد باشه؟
قطعا می‌تونست. اما به دو دلیل تا الان نکرده. یک اینکه در جمهوری‌اسلامی هیچ‌چیز مهم نیست. و متعاقبا اینکه اقتصاد کشور درگیر تحریم بانکیه هم مهم نیست. دوم اینکه بسیاری از تصمیمات راهبردی نظام دست یه مشت پیرمرده که از هیچ‌چیز سر درنمیارن و کله‌شق هم هستند. و مردم ساده‌دل فکر می‌کنند یه حساب و کتابی در کاره و یه عده نشستن تحقیقات تخصصی انجام دادن و به این نتیجه رسیدند که باید مخالفت کنند چون اگر بپذیرند، کارهای پولشویی و تروریستی سپاه معطل میمونه! غافل ازینکه کل موضوع خلاصه شده در لجبازی چندتا آخوند سالخورده‌ که دغدغه‌شون «تسلط کفار بر حکومت اسلامی» و این چیزهاست.
Anarchonomy
نظام اسلامی هنوز شرایط قبلی FATF رو نپذیرفته، یه سری باید و نباید دیگه هم بش اضافه شد. حالا میگه باید جلوی تراکنش‌های رمزارزی ناشناس رو هم بگیرید!
و اما یک نکته هم درباره خود FATF وجود داره.
اینها میگن قوانین بیش از نیمی از کشورها ناکارآمده و خلافکاران مالی بهرحال می‌تونند کارشون رو بکنند. و بلافاصله بعد ازین اعتراف، سه چهار تا شرط دیگه هم برای رمزارزها اضافه می‌کنه! یعنی یک نفر اونجا نیست که بگه اگه ساختار قانونی قبلی‌مون انقدر حفره داره توش، چطور در کنترل رمزارز قراره موفق باشیم؟ ظاهرا اونجا هم با چندتا فسیل طرفیم. نظام قانونی فعلی روی بستر نظام مالی سنتی قرار گرفته و انقدر سسته. روی نظام مالی جدید قرار بگیره چقدر سست‌تر خواهد بود؟ نمیخوان بپذیرند که یک پارادایم ‌شیفت رخ داده. برفرض صرافی‌های کریپتو رو ملزم کردی در ثبت هویت افراد و تراکنش‌ها شفافیت کامل داشته باشند، با معاملات خارج از صرافی میخوای چه کنی؟ مگه تروریست ارزش رو میده دست کراکن؟
نه تنها نسبت به تکنولوژی نو لجبازند، بلکه در بحث منطقی و تئوریک موضوع هم کور و کر هستند. همین که امروز اصلا چیزی به نام رمزارز داریم (از هر نوعش)، دقیقا و تحقیقا یکی از دلایلش خود FATF بوده! (یکی دیگه‌ش هم سوئیفت). یعنی از چیزی می‌نالند که خودشون انگیزه برای بوجود آوردنش رو مهیا کردند.
وقتی در شکستن حریم خصوصی، توتالیتر هستی؛ واکنشی که می‌گیری هم رادیکال‌تر میشه. یعنی اگه فردا کسی خواست حریم خصوصیش حفظ بشه، دیگه نمیخواد فقط از کلاهبرداران مخفی بمونه، بلکه میخواد از عالم و آدم مخفی بمونه! یعنی دنبال حریم حداقلی نیست، دنبال حریم حداکثریه! خودت داری یه عده رو که این چیزها براشون مهمه رو هل میدی به این سمت که کاملا برن در زیر زمین! و این انگیزه رو بشون میدی که اون پایین هر کاری بکنند. و یکی از کارهایی که اون پایین می‌کنند میتونه توسعه شبکه‌هایی باشه که هیچ‌جوری نشه رصدشون کرد. که البته برای من آنارشیست خبر خوبیه، ولی نشون میده این‌ها هیچی حالیشون نیست‌.
Anarchonomy
و اما یک نکته هم درباره خود FATF وجود داره. اینها میگن قوانین بیش از نیمی از کشورها ناکارآمده و خلافکاران مالی بهرحال می‌تونند کارشون رو بکنند. و بلافاصله بعد ازین اعتراف، سه چهار تا شرط دیگه هم برای رمزارزها اضافه می‌کنه! یعنی یک نفر اونجا نیست که بگه اگه…
این هم باعث تأسفه که چرا FATF به نسیم طالب گوش نمیده!
بیت‌کوین که قراره بشه صفر دلار، در طلای دیجیتال بودن هم شکست خورد، نوسانش هم مانع سرمایه‌گذاریه، بدرد خریدهای روزانه هم نمیخوره.. خب قانونگذاری براش چه کاریه دیگه؟ بذارید خودش خشک بشه بیفته دیگه 😉
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی امنیت رو میسپری به دولت.
«تو: هزینه‌های زندگی داشت همینجور بالا می‌رفت، الان از همیشه هم سریعتر داره میره بالا.
دکتر اقتصاد: غلطه. ما تو این قرن جدید اصلا تورم نداشتیم و قیمت‌ها باید بیشتر ازین حرف‌ها باشه.
تو: هاع؟
خبرنگار: درسته. به اونی که تو اقتصاد دکترا داره گوش کن.
تو: شما دارین منو گس‌لایت می‌کنید.
سی‌ان‌ان: اهل تئوری توطئه هم که هستی»

گسلایت معادل فارسی نداره. یعنی انقدر به طرف بگیم ماست سیاهه که فکر کنه تا حالا خودش در اشتباه بوده که فکر می‌کرده ماست سفیده.
3
Anarchonomy
«تو: هزینه‌های زندگی داشت همینجور بالا می‌رفت، الان از همیشه هم سریعتر داره میره بالا. دکتر اقتصاد: غلطه. ما تو این قرن جدید اصلا تورم نداشتیم و قیمت‌ها باید بیشتر ازین حرف‌ها باشه. تو: هاع؟ خبرنگار: درسته. به اونی که تو اقتصاد دکترا داره گوش کن. تو: شما دارین…
عوام متوجه فرق بعضی از گرانی‌ها با تورم نیستند. الان هرچی که به خاطر شوک کرونا دچار افزایش قیمت شده رو میذارن به حساب تورم. البته تا حدی حق دارند، چون زیادی کش اومده و داره از حالت کوتاه‌مدت درمیاد.
اون اقتصادخونده هم البته نمی‌تونه همه رو بندازه گردن شوک کرونا. قبلا فرموده بود که ساختار فدرال رزرو طوری نیست که سیاست‌هاش منجر به پرینت پول بشه، یا اگه بشه به دست عوام نمیرسه که خرج بشه. اما حالا که شده.
4
استیو هانکه میگه فقط السالوادور نیست، پنج کشور دیگه آمریکای لاتین هم دارن به قانونی کردن بیت‌کوین فکر می‌کنند. و چیزی که بین این‌ها مشترکه اینه که تو شاخص‌های فساد وضع خوبی ندارند!
یعنی داره میگه چون فاسدند بیت‌کوین براشون جذاب شده!
این پروفسورها اخیرا یه جوری احمقانه توعیت می‌زنند که آدم شک می‌کنه نکنه دارند پول می‌گیرند بابتش؟!
اون شاخص‌های فساد درباره دولت و نظام بروکراتیکه، نه مردم. بیت‌کوین به مردم که از فساد عاصی هستند، اجازه میده دقیقا همون ساختار بروکراتیک فاسد رو دور بزنند. اینکه آیا یک ابزار ایده‌آل برای این کار است یا نه، یک بحث دیگه‌ست. موضوع اینه که کسی که دنبال تسهیل فساده، نمیره دنبال تکنولوژی‌ای که شفافیتش بیشتره!
شما باید این رو توعیت کنی: نظام جهانی دلار چه بلایی سر کشورهای جنوب آورده که حتی دولت‌های فاسد حاضرند تن به شفافیت بیشتر بدن؟
چین یه روزنامه هنگ‌کنگی که علیه حزب کمونیست می‌نوشت رو بست. یعنی روزنامه‌نگارها رو بازداشت کرد و مجبورشون کرد خودشون ببندنش. بعد صداهای اعتراض از آمریکا در اومد. حالا رسانه رسمی چین در دفاع ازین کار گفته: مگه خود شما آمریکایی‌ها پارلر رو نابود نکردید؟

خب حرف حساب جواب نداره، حتی اگه از دهان رذل‌ترین حکومت خارج بشه. سانسور، سانسوره. چه به روش‌های مدرن انجام بشه، چه به روش‌های بدوی آسیایی.
Anarchonomy
چین یه روزنامه هنگ‌کنگی که علیه حزب کمونیست می‌نوشت رو بست. یعنی روزنامه‌نگارها رو بازداشت کرد و مجبورشون کرد خودشون ببندنش. بعد صداهای اعتراض از آمریکا در اومد. حالا رسانه رسمی چین در دفاع ازین کار گفته: مگه خود شما آمریکایی‌ها پارلر رو نابود نکردید؟ خب…
جالبه که اپل‌دیلی غیر از سرکوب شدن یه شباهت دیگه هم به پارلر داشت: اونم ضعیف بود!.. حتی اگه دولت چین اجازه میداد به فعالیت‌شون ادامه بدن، قرار نبود صدها میلیون خواننده جذب کنند. اما سیستم توتالیتر کاری نداره که صدای ساز مخالف چقدر بلنده. همینکه مخالفه، کافیه تا خفه بشه. سرعت پارلر و رابط کاربریش هم اعصاب آدم رو آزار می‌داد و ممکن نبود با اون وضعیت به یک پلتفرم بزرگ تبدیل بشه، اما برای نظام توتالیتر مهم نبود که چقدر کوچکه و چقدر ضعیفه و دامنه موفقیتش تا کجاست.
اعتصاب کارگران در ایران معمولا موضوعیت اقتصادی نداره، چون بیشتر شرکت‌های مثلا فعال، عملا ورشکسته‌اند و هر یک روز اضافه به زور سرپا نگه داشتن‌شون، اتلاف سرمایه‌های ملی محسوب میشه.
اما کسانی که در تحلیل‌شون اعتصاب کارگر ایرانی رو با اعتصاب کارگر غربی مقایسه می‌کنند نه تجربه‌ای از کارگری در ایران دارند نه درکی از کیفیت زندگی غربی دارند. کارگر غربی وقتی اعتصاب می‌کنه، در حال انتحار نیست. این مهم‌ترین چیزیه که باید در نظر داشت. قانون‌ها و نهادهای حمایتی انقدر قوی و ریشه‌دارند که هر اتفاقی بیفته کاملا رها نخواهد شد. اما حتی اگه از تور نهادها هم رد شد و پایین افتاد، جامعه‌ای ثروتمند با طبقه متوسطی قوی وجود داره که زیر بغلش رو بگیره. خوب یادمه که یک عکاس حرفه‌ای به خاطر کم آوردن پول مجبور شده بود دوربینش رو بفروشه. در کمتر از یک هفته مردم پول جمع کردن و همه اون تجهیزات عکاسی رو براش خریدند! شاید بگید این کارهای خیر جمعی اینجا هم اتفاق میفته. بله ممکنه هم اینجا و هم در اتیوپی هم اتفاق بیفته. اما مهم اینه که چندبار و برای چندنفر؟
اعتصاب کارگر ایرانی، پناه بردن از دست کارفرما به آغوش جامعه نیست. بلکه درست مثل پریدن داخل حوضچه‌ایه که هیچ معلوم نیست عمقش چقدره. میتونه دو متر باشه و باز هم بتونه سرش رو بیرون آب نگه داره، و میتونه هشت متر باشه.

البته بخشی از کارگران معترض در ایران، کسانی هستند که چون از رانت فرصت شغلی و مزیت‌هاش بهره‌مند بوده‌اند تا الان و در آستانه از دست دادنش هستند، معترضند، نه اینکه کسی بشون اجحاف کرده باشه. اما اگر قراره مقایسه با غرب انجام بشه (تا جدیت فلاکتشون زیر سوال بره)، رانت های کارگر غربی رو هم باید به حساب آورد. آیا همه کسانی که در بخش راه آهن آلمان کار می‌کنند، واقعا ضروری‌اند؟ نه. چون قانون محلی یا فدرال به بعضی‌ها این شانس یا رانت رو داده که درآمدشون از طریق مالیات مردم تأمین بشه، بدون اینکه حضورشون سر کار ضروری باشه. توقع اینکه کیفیت توزیع نیروی انسانی در یک کشور عقب‌افتاده، از آلمان هم بالاتر باشه، متوهمانه‌ست.
بچه‌ارزشی‌ها خیلی خوشحالند که خلیفه‌شون بازویی داره که به سنش نمی‌خوره. که البته از کسی که تمام عمر زیر نسیم کولر گازی زندگی کرده، مرتب استخر رفته و امراضش به موقع تشخیص و به موقع درمان شده و هر نوع غذا و دارو و مکمل ممکن در اختیارش بوده، همین انتظار میره که حداقل بازوهاش به سنش نخوره. قطعا باید فرق‌هایی باشه با پیرمردی که تمام دوران جوانیش تو گرما و سرما، سگ‌دو زده. اما به عنوان کسی که انقدر خوش‌شانس بود که پدرش خوب عمر کرد بشون میگم زیادی خوش‌بینید! چهار سال پیش همین موقع پدرم زیر آفتاب با تیشه بتن رو می‌کند. کاری که خامنه‌ای محاله بتونه انجام بده. اما امروز حسش رو نداره که حتی سر راه نون بگیره! تو این رنج سنی، افت بدن خیلی سریع‌تر ازونی که خودت رو براش آماده کردی، پیشروی می‌کنه. سال بعد و سال بعدش، همین بازو انقدر نحیف‌تره که اگه باز هم نشونتون بدن فکر می‌کنید چیزخورش کرده‌اند.
خیلی بده که دارم این افت سریع رو در پدرم می‌بینم. ولی خیلی خوبه که این افت سریع رو در خلیفه‌‌تون خواهید دید.
- این گزارش ارتش آمریکا درباره اشیاء پرنده رو دیدی دادن کنگره؟ به نظر میاد خودشون هم چیزی نمی‌دونند.. احتمالا خطا از دوربین‌ها بوده

- بعیده مشکل از دوربین باشه

- یعنی میگی موجودات فضایی‌ان؟

- چه ربطی داره؟

- چی چه ربطی داره؟

- اینکه بعید باشه خطا از دوربین باشه چه ربطی داره به اینکه موجود فضایی هستن یا نیستن؟

- بابا میگی از دوربین نیست، پس یعنی واقعیه دیگه. اگه از دوربین نیست پس از چیه؟

- یعنی مغزت نمی‌تونه هضم کنه که آدم جواب یک سوال رو نداشته باشه اما همزمان یکی از جواب‌های داده شده رو هم رد کنه؟

- اوکی حالا، نکشمون. ولی خیلی مطمئن رد می‌کنی، انگار همه‌چیز این دوربین‌ها رو میدونی

- من هم ندونم اونی که نصبش کرده که میدونه. اصلا خنده‌داره.. کسانی که هیچ نمی‌دونند این دستگاه چطوری کار می‌کنه میپرن وسط میگن خطا از دوربینه! یعنی اینکه دیتا ممکنه مخدوش باشه به ذهن مهندس‌های ارتش نمیرسه، به ذهن تو رسید؟

- بابا اونام علم غیب ندارن که. یه دستگاه الکترونیکیه دیگه، هر اتفاقی ممکنه براش بیفته

- مثلا چه اتفاقی؟

- همچین میپرسی چه اتفاقی انگار هیچ‌چیز نیست که درباره‌ش ندونیم!

- برای اینکه از غار نیومدیم بیرون جلو پامون رو نگاه کنیم بگیم عه عجب شیء درخشان جالبی! بعد کشف کنیم که سنسوره! با دوربین مواجه نشدیم، خودمون ساختیمش. می‌دونیم چرا کار می‌کنه، و وقتی که کار نمی‌کنه چرا کار نمی‌کنه. می‌دونیم وقتایی که بد کار می‌کنه چجوری بد کار می‌کنه.

- آقاجان عین این مهندسا انقدر مطمئن حرف نزن. الان بعد اینهمه پیشرفت علم هنوز نفهمیدن چشم انسان چجوری کار می‌کنه و هرروز یه خطای بصری کشف میشه.

- خطای بصری مربوط به سنسور نیست، مربوط به پردازشه. و بیشترش خطا نیست، یه پروگرامه.

- هرچی، از کجا معلوم تو پردازشی که ارتش انجام میده باگ نباشه

- اون پردازشی که روی تصویر حرارتی که یک جنگنده ضبط می‌کنه انجام میشه در برابر پردازشی که مغز انجام میده عملا هیچی نیست. هرچی پردازش سبک‌تر، احتمال باگ هم کمتر.

- عجب ایمان سفتی داره‌ها.. حالا هرچقدر، بالاخره پردازشه، یه برنامه‌ست، کده.. اون کد هم آدم نوشته. آدم هم جایزالخطاست.

- ربطی به ایمان نداره جانم. حتی باگ این پردازش هم مشخصه چه رفتاری ایجاد می‌کنه

- اگه مشخص بود که دیگه باگ نبود

- بذار یه سوال بپرسم. ممکنه تو کد فوتوشاپ یه باگی باشه که باعث بشه فوتوشاپ از تو اینترنت برات یه زن خوشگل پیدا کنه؟

- چرا مسخره می‌کنی؟

- مسخره نمی‌کنم. سوال پرسیدم.. تو میگی تو هر برنامه‌ای هر باگی ممکنه و از هر باگی هر نتیجه‌ای برمیاد.

- آقا تو میگی ممکن نیست در سنسور یا برنامه پردازش خطایی باشه که وسط تصویر یه نقطه سفید حک بشه؟

- من میگم ما میدونیم چطوری ممکنه درست کار نکنه، و این نقطه سفید هیچ ربطی به اون موارد نداره. حالا بگذریم که تا الان چندین میلیارد سنسور ساخته شدن و همه‌جا استفاده میشن و همشون دارن با پردازش‌های مشابه کار می‌کنند، و هیچ‌کدوم چنین خروجی‌ای ندادن. اگه این یک باگ بود، باید تو دستگاه‌های دیگه و در موقعیت‌های دیگه هم دیده می‌شد.

- پس میگی غیرممکنه

- گفتم بعیده.

- بعیده یعنی یه احتمالی میدی که حرفات درست درنیاد

- حتی بعیده معلوم بشه که حرف کی درست بوده، چون امکان تکرار و سنجش وجود نداره. بعیده یعنی احتمال انقدر کمه که باید نادیده‌ش گرفت.

- ولی بهرحال احتماله

- اون شیء یا هرچی که هست رو غیر از دوربین، رادار هم سنس کرده. احتمال اینکه دو حسگر متفاوت، که هر دو جداگانه کالیبره شدن، در یک زمان، دو خطای کاملا مشابه رو بروز بدن، یک در چند میلیارده؟

- باشه حاجی، ایمان داشته باش که مشکل از دستگاه نیست.


- من به این ایمان دارم که اگه مادرت زیر آوار مونده بود و همون دوربین نشون میداد هنوز زنده‌ست چون بدنش گرمه، فحش می‌بستی به گروه امداد و نجات که چرا هلی‌کوپتر نمیفرسته.
👍4
Anarchonomy
Photo
هدف بازار ایجاد رقابت نیست، هدفش ایجاد ارزشه. خود رقابت که فی‌النفسه برای ما ارزش نیست. ما که پول نمیدیم تا یک مسابقه تجاری رو تماشا کنیم. برای ما فقط نتیجه مهمه. اگه یه ساعت مچی مکانیکی رو به شما معرفی کنند و بگن پنجاه تا شرکت در ساخت مشابهش با هم رقابت دارند، بیشتر ترغیب میشی که بخریش؟ خیر. اگه احساس نکنی که به ساعت سنتی نیاز داری، یه عده تو اون صنعت در حال دریدن گلوی رقبا باشند هم برات مهم نخواهد بود. ساعت اپل که اومد، عملا در هیچ رقابتی نبود، ولی الان دست میلیون‌ها نفر می‌بینید. چون ساعت اپل ارزشی ایجاد کرد که بقیه ایجاد نکرده بودند. مردم به اون ارزش پول دادند، نه چون از دل یک رقابت نفس‌گیر بیرون اومده بود.

چون آمازون سرویسی ارائه داد که برای همگان ارزش بالایی داشت، تونست رقبا رو ببلعه. هرچند که رفتار ضدرقابتی هم داشت و دارد. در مورد اون رفتار ضدرقابتی باید به سه مسئله توجه کرد: اولا چقدر ازون فربه شدن، مدیون اون سرویس باارزش بوده و چقدرش مربوط به رفتار ضدرقابتی؟ و دوما، اون رفتار ضدرقابتی، فارغ از مقدار سهمش در بالابردن قدرت شرکت، واقعا به ضرر مصرف‌کننده‌ست یا به نفعشه؟ سوما، اون رفتار ضد رقابتی تا کجا قابل ادامه‌ست؟

بیایید یکی ازین رفتارهایی که میگن ضد رقابتیه رو در نظر بگیریم و جواب این سه سوال رو دربیاریم. فرض کنید یک خنزر پنزر فروشی هستید که به صورت تخصصی صنایع دستی بومیان یک منطقه در اندونزی رو عرضه می‌کنید. آمازون با استفاده از پول زیادی که داره، میره منابع شما رو پیدا می‌کنه، که دارید از کی و از کجا میخرید، و از همونجا و از همون افراد میخره و همون‌ها رو میذاره تو سایتش.
۱- چقدر از موفقیت آمازون مدیون فروختن این صنایع دستیه که قبلا فقط شما می‌آوردید مغازتون؟ خیلی کم. پس چرا اینکارو می‌کنه؟ چون میتونه! ارجاع تون میدم به اون مسئله «تحلیل به روش مأمور صندوق» که قبلا نوشتم. وقتی شرکتی موفق میشه، هر کاری که کرده یا می‌کنه رو جمع می‌زنند و جزء عوامل موفقیتش معرفی می‌کنند! در حالی که خیلی ازون موارد یا اصلا نقشی نداشتند، یا نقش خیلی کمی داشتند.
۲- آیا به ضرر علاقمندان اون خنزر پنزرهاست که حالا آمازون بفروشدشون؟ نه لزوما! چون میتونه ارزونتر بشون بفروشه. از طرفی میتونه بیزینس رو پایدارتر نگه داره. مثلا اگه اون منبع در اندونزی مریض و چندماه زمین‌گیر می‌شد، شمای مغازه‌دار میتونستی کاری بکنی؟ خیر. مجبور بودی تو هم به اندازه همون چندماه جنس نداشته باشی. اما آمازون این قدرت رو داره که تا اون مریض از جاش بلند بشه، یکی دیگه رو پیدا کنه. پس به نفع علاقمندان اون اجناسه.
۳- اگه آمازون تک‌ تک این مغازه‌ها رو تعطیل کرد، و بعد که خیالش راحت شد که دیگه کسی ازین‌ها نمیاره، میتونه قیمت‌ها رو بالا ببره و برای مدت طولانی همونجا نگهش داره؟ بسیار بعیده. چون به محض بالا رفتن قیمت، دوباره یک فرصت برای یک خرده فروش بالقوه بوجود میاد که دوباره به روش سنتی جنس بیاره، و ارزونتر بده.

پس در چند خط خلاصه می‌کنم
- ما پول به تماشای مسابقه نمیدیم. ما پول به نتیجه میدیم. تنها چیزی که باید ازش مراقبت کرد، آزادیه. که هرکسی بتونه نتیجه دلخواه ما رو به دست‌مون برسونه.
- اداره بیزینس با سلطنت فرق داره. حتی شرکتی که رقیب نداره باید عین سگ کار کنه تا نتیجه دلخواه مردم رو به دست‌شون برسونه. و خیلی راحت ممکنه از عرش به فرش بیفته.
- هر دست و پایی که شرکت میزنه لزوما به افزایش انحصارش منجر نمیشه. باید فقط به سلب آزادی حساس بود، نه به برند یا سایز یا حتی سابقه! همون مغازه‌دار خرد میتونه در سلب آزادی دیگران فعال‌تر باشه، تا یک شرکت چند میلیاردی.

اوکی، حالا میرسیم به نقش دولت. شرکت‌های بزرگ می‌تونند با دولت گاوبندی‌هایی انجام بدن که فضای کسب و کار رو به نفع اون‌ها، دستکاری کنه. آیا این مشکل سرمایه‌داریه؟ خیر. آیا بازار آزاد میتونه براش کاری کنه؟ نه چندان (غیر از یک استثناء که پایین‌تر میگم*). چون این یک مشکل سیاسیه و اول باید از لحاظ نظری بش پرداخته بشه. مردم بالاخره باید یک روز به این نتیجه برسند که دولت با این شکل فعلی، بیشتر ضرر داره تا منفعت. ولی فعلا برعکسه، و فکر می‌کنند نفعش از ضررش بیشتره. تا زمانی که در بر همین پاشنه میچرخه، سوء استفاده از اختیارات دولت هم وجود خواهد داشت. اگه زوکربرگ نبود، یکی دیگه. حتی مقدار سرمایه هم چندان مهم نیست، نسبتش مهمه. اگه اینطور بود که ثروتمندترین فرد آمریکا فقط یک میلیون دلار سرمایه داشت، با ده هزار دلار میتونست دولت رو با خودش همراه کنه.

* یه حالتی هست که بازار آزاد میتونه شرکت بزرگ دارای انحصار که دولت رو در چنگ خودش داره دور بزنه. و اونم وقتیه که محصولش رو بلاموضوع کنه. مثل ایمیل، که کاسبی شرکتی که به طور انحصاری به دولت پاکت نامه میفروخت و به کارمندها رشوه میداد که از جیب دولت بیشتر پاکت سفارش بدن رو خراب کرد.
Anarchonomy
هدف بازار ایجاد رقابت نیست، هدفش ایجاد ارزشه. خود رقابت که فی‌النفسه برای ما ارزش نیست. ما که پول نمیدیم تا یک مسابقه تجاری رو تماشا کنیم. برای ما فقط نتیجه مهمه. اگه یه ساعت مچی مکانیکی رو به شما معرفی کنند و بگن پنجاه تا شرکت در ساخت مشابهش با هم رقابت دارند،…
اره، مثلا الان مایکروسافت با چنگ و دندان از قراردادهای سرویس ابری که با دولت داره، دفاع می‌کنه. اما همین مایکروسافت اگه فردا اعلام کنه تمام درآمدش به قراردادهایی که با دولت داره خلاصه شده، سهامش با مخ میاد پایین، چون شرکت‌هایی وجود دارند که بدون اون قراردادها هم میتونند همونقدر سوددهی داشته باشند. خود این نشون میده که حتی با گاوبندی پشت‌پرده و انحصار مصنوعی، نمیشه در بازاری که حتی «نسبتا آزاد» است بقا رو تضمین کرد، چون آزادی، ابعاد بازار رو افزایش میده. و در یک بازار ابعادیافته، وصل بودن به دولت، برای تسلط مطلق کافی نخواهد بود. اثر این وصل بودن‌ها بیشتر داره جنبه اجتماعی پیدا می‌کنه تا تجاری. مثل توعیتر که حاضره بخشی از مشتریان رو از دست بده اما خدشه‌ای به پروپاگاندایی که داره توزیع می‌کنه وارد نشه. یعنی بازوی رسانه‌ای حزب بودن از جهاتی ضرر هم داره براشون، اما به خاطر ایدئولوژی که دارند، به جان می‌خرند.
Anarchonomy
اره، مثلا الان مایکروسافت با چنگ و دندان از قراردادهای سرویس ابری که با دولت داره، دفاع می‌کنه. اما همین مایکروسافت اگه فردا اعلام کنه تمام درآمدش به قراردادهایی که با دولت داره خلاصه شده، سهامش با مخ میاد پایین، چون شرکت‌هایی وجود دارند که بدون اون قراردادها…
شما دیگه خیلی هالیوودیش کردی. کی مشابه چنین اتفاقی رخ داده؟ اگه شرکت‌ها می‌تونستند قاضی‌ها رو بخرند درگیر اینهمه پرونده قضایی نبودند. اتفاقا برعکسه، هرچه شرکت بزرگتر میشه، بیشتر در معرض آزار و اذیت حقوقی قرار می‌گیره. تا جایی که مجبورند میلیون‌ها دلار خرج وکیل‌ها و دادگاه‌ها کنند. تعداد آدم‌ها و شرکت‌ها و نهادهایی که می‌تونند شرکت‌های بزرگ رو تیغ بزنند، بیشتر ازونیه که فکر می‌کنید. فقط چون پول مقابله با این تیغ‌زنی‌ها رو دارند، حس می‌کنید خبری نیست.

و اما در تئوری هم دغدغه‌ای که شما مطرح می‌کنید، کج وایساده! اگه قوه قضائیه شما رو با پول میشه از کار انداخت، باید اون قوه رو درست کنی، نه اینکه نگران باشی یه وقت کسی پول زیاد گیرش بیاد! مثل اینه که راه‌پله ساختمان رو غیراصولی بسازی، بعد بجای تعمیرش دم در بایستی و اگه خواستن دو نفری برن بالا جلوشون رو بگیری بگی نوبتی برید، دو نفر با هم سنگین میشه راه پله آوار میشه رو سرمون!
ضمنا اگه قوه قضاییه‌تون رو با پول بشه خرید، فقط اونی که انحصار بازار دستشه، نمیخردش. چون قاضی‌ها رو مثل گاوهای پرواری نمیذارن تو حراجی که بعد هر کی قیمت بالاتر داد برنده بشه.
Anarchonomy
شما دیگه خیلی هالیوودیش کردی. کی مشابه چنین اتفاقی رخ داده؟ اگه شرکت‌ها می‌تونستند قاضی‌ها رو بخرند درگیر اینهمه پرونده قضایی نبودند. اتفاقا برعکسه، هرچه شرکت بزرگتر میشه، بیشتر در معرض آزار و اذیت حقوقی قرار می‌گیره. تا جایی که مجبورند میلیون‌ها دلار خرج…
چیزی که جالبه اینه طرفداران «مبارزه با انحصار» هیچ ایده‌ای جز اینکه این مبارزه رو به دولت بسپارند ندارند. در حالی که این خود دولت بوده که بیشترین سوء استفاده رو از قانون، و فساد قوه قضائیه کرده. ژنرال فلین برای پرداخت هزینه‌های دادگاه‌های خودش مجبور شد دار و ندارش رو بفروشه! اون‌ها حتی نیاز ندارند کسی رو بخرند. همینکه قربانی رو توی پروسه بندازن، برای نابود کردنش کافیه. و این کار رو با خیلی‌ها می‌کنند، فقط ما کیس‌های خبرساز رو می‌بینیم. کارنامه هر کدوم از شرکت‌هایی که ادعا میشه انحصار دارند رو بررسی کنید و چک کنید حتی یک نمونه مثل ژنرال فلین توش دیده میشه یا نه.