Anarchonomy
44.7K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
۷۰ درصد ظرفیت ماینینگ بیت‌کوین در چین خاموش شده، و این تا آخر ماه به ۹۰ درصد میرسه. به زودی چین حضور جدی‌ای در این عرصه نخواهد داشت. که می‌گفتن اگه این اتفاق بیفته آخرالزمان بیت‌کوینه! ولی آخرالزمان سبک و آرام و بی‌دردی به نظر میرسه. یه تعمیرکار تو شنزن، داره…
شبکه توزیع برق چین قبلا خیلی ناهمگن بود (نمی‌دونم کلمه ناهمگن درسته برای این موضوع یا نه)، یعنی در مناطق متراکم شهری که در جنوب و شرق هستند، تولید کم بود و مصرف زیاد، و در مناطق شمالی و شرقی که جمعیت کمه، تولید زیاد بود و مصرف نمی‌شد. مقامات محلی اون مناطق کم‌مصرف، برق اضافه رو قاچاقی میفروختن به ماینرها و پولش رو میزدن به جیب‌. برای همین دولت چین، سرکوب ماینینگ رو داره در قالب «مبارزه با فساد» تبلیغ می‌کنه.
اما با توسعه شبکه و مدرن کردن تجهیزات، حالا می‌تونند بیشتر برق تولیدی اضافه در مناطق کم‌مصرف رو منتقل کنند به مناطق پرجمعیت شهری. و نه تنها اون قضیه قاچاق دیگه زیاد عملی نیست، بلکه شهرها از هر کیلووات برقی که بتونند از مناطق دور بکشن، چشم‌پوشی نمی‌کنند. یعنی شهر، به عنوان مصرف‌کننده سیری‌ناپذیر، ازین سرکوب دولتی استقبال می‌کنه.
نکته عبرت‌آموز اینه که مزارع ماین که از دولت مجوز داشتند، زودتر از بقیه قربانی این سرکوب شدند. این هم نتیجه اعتماد به دولتیه که به مالکیت خصوصی هیچ اهمیتی نمیده.
مقامات قضایی واشنگتن دی‌.سی کسانی که در تظاهرات ۶ ژانویه به کنگره وارد شده بودند رو تا الان که شش ماه گذشته در بازداشت نگه داشتن بدون اینکه دادگاه‌شون برگزار بشه. و وقتی بشون گفته میشه حبس طولانی‌مدت متهم قبل از اثبات جرم خلاف آئین دادرسی و غیرقانونیه، میگن باید قبل ازینکه به کنگره حمله میکردن فکر اینجاش رو میکردن! یعنی دقیقا جوابی که در پاکستان یا مصر یا عربستان یا ایران یا چین ممکنه از مقامات قضایی بشنوی.
«اگر ایران در سال ۲۰۱۸ با اعمال مجدد تحریم‌ها از سوی دولت ترامپ مواجه نمی‌شد، ما امروز به طور متوسط شاهد یک نرخ تورم ۱۰ درصدی بودیم».

به عنوان کسی که در ایران زندگی می‌کنه این ادعا رو قبول می‌کنید؟
Anarchonomy
«اگر ایران در سال ۲۰۱۸ با اعمال مجدد تحریم‌ها از سوی دولت ترامپ مواجه نمی‌شد، ما امروز به طور متوسط شاهد یک نرخ تورم ۱۰ درصدی بودیم». به عنوان کسی که در ایران زندگی می‌کنه این ادعا رو قبول می‌کنید؟
خب مثل اینکه بیشترتون قبول نمی‌کنید.
فقط جهت اطلاع، این ادعای یک ایرانیه که به عنوان «استاد سابق دانشگاه ویرجینیا» شناخته میشه و برای نشریه‌های مثلا معتبر مثل موسسه بروکینز! مطلب می‌نویسه. و توی اون مطالب، در مورد نگاه مردم ایران درباره برجام، به نظرسنجی‌های دانشگاه مریلند! ارجاع میده، و نرخ بیکاری رو همون اعدادی که دولت روحانی اعلام می‌کنه در نظر می‌گیره. یک هفته قبل انتخابات هم نوشت رسیدن رئیسی به قدرت به خاطر خروج ترامپ از برجام بود.
استاد جواد صالحی اصفهانی‌.
تنها منفعت حضور آمریکا در افغانستان این بود که تمام طرف‌های درگیر از جمله طالبان، بالاخره یاد گرفتند در وضعیتی که درگیر نیستند اسلحه رو باید با چه زاویه‌ای نگه دارن.
Anarchonomy
تنها منفعت حضور آمریکا در افغانستان این بود که تمام طرف‌های درگیر از جمله طالبان، بالاخره یاد گرفتند در وضعیتی که درگیر نیستند اسلحه رو باید با چه زاویه‌ای نگه دارن.
میگن ژنرال دوستم هم فرار کرده. البته اون اهل فرار نیست، فقط عادت داره برای برنده‌ها بجنگه. یا حداقل برای بازنده‌ها نجنگه. و دولت فعلی افغانستان قطعا بازنده‌ست.
اگه جای شیعه‌ها بودم با دست خالی هم می‌جنگیدم، با اینکه نتیجه‌ش مرگ حتمیه. ولی تصمیم شخصی با تصمیم اجتماعی فرق داره. اسلحه دادن به زنان و بچه‌ها، برای عکس گرفتن و توعیتر خوبه، اما در عمل فایده‌ای نداره. حتی زنان مسلح کوبانی هم اون کاری که شبکه‌های اجتماعی انتظار داشتن نتونستن انجام بدن. چون جنگ ابزار میخواد، و لجستیک، و اطلاعات، و مهارت، و تجربه، و البته پول. اگه قراره یک اجتماع، بقا رو به مرگ ترجیح بده، در این موقعیت بهتره با طالبان کنار بیاد. یعنی اگر خودم تصمیم گرفتم کشته بشم، ولی اهالی روستام می‌خواستن «فعلا» کشته نشن، درک می‌کردم و به تصمیم‌شون احترام میذاشتم.
جان مکافی یه زمانی گفته بود از مسئولان آمریکایی پیام دریافت کردم که میاییم سراغت تا خودکشیت کنیم!.. بازوم رو برای همین تتو کردم.. که بدونید اگه گفتن خودکشی کردم بدونید که نکردم. منو کشتن.

روحت شاد جان..
شاید یه روزی از شر همه دولت‌ها خلاص بشیم، و مجسمه تو رو بذاریم وسط شهر.
Anarchonomy
جان مکافی یه زمانی گفته بود از مسئولان آمریکایی پیام دریافت کردم که میاییم سراغت تا خودکشیت کنیم!.. بازوم رو برای همین تتو کردم.. که بدونید اگه گفتن خودکشی کردم بدونید که نکردم. منو کشتن. روحت شاد جان.. شاید یه روزی از شر همه دولت‌ها خلاص بشیم، و مجسمه تو…
اگه هدف دولت آمریکا از کشتن مکافی اینه که به همه جامعه رمزارز هشدار بده که نمی‌تونند از چنگ دولت و مالیات فرار کنند، اینجوری به چیزی که میخواد نمیرسه. این کثافت‌کاری‌ها دقیقا جزء همون چیزهاییه که فرقه‌های متعصب رمزارز رو ایجاد کرد. و گرنه دلیلی نداشت حتی بچه‌های هفده هجده ساله درباره «شبکه غیرمتمرکز» مطالعه کنند. آمریکا از تمام ابزارهایی که داشت، تا جایی که ممکن بود سوء استفاده کرد، از دلار تا سوئیفت، و از ارتش تا سیا، و این همه سوء استفاده بی‌پاسخ نمیمونه. ری‌اکشن طبیعی، همین انگیزه جهانی برای منسوخ کردن قدرت‌های متمرکز غیرپاسخگوئه، که اتفاقا بر فندانسیونی از همون ارزش‌های اصیل تمدن غربی قرار گرفته.
من زدم خیر باید ترک کند.
امروز ژنرال ارتش اومده تو کنگره درباره اینکه باید تو دانشگاه افسری به دانشجوها درباره اینکه سفیدپوست‌ها ذاتا نژادپرست هستند درس بدیم، چون برترپنداری‌سفیدها بزرگترین تهدید علیه ایالات متحده‌ست! (این محتوای درسی به قدری غیرعلمی و بی‌معنیه که آدم از کپی پیست کردنش هم خجالت می‌کشه).

می‌دونم اوضاع مردم افغانستان خوب نیست، و در لبه پرتگاهی قرار گرفتن که اگه بیفتن توش دیگه مثل ما تا نیم قرن دیگه هم نمی‌تونند در بیان، ولی این رو از من بپذیرید که این اسگل‌ها که خودشون رو با مسائل فرهنگی عوامانه و تلویزیونی مشغول کردن هم نمی‌تونند نجات‌شون بدن. مهم نیست چقدر بودجه دارند و چقدر مجهزند.

https://t.me/vahidheroabadi/14340
جناب چمران معتقد بود حق مالکیت را باید داد! یعنی مردم چنین حقی ندارند. حاکم اسلامی باید بشون بدهد! حالا چرا؟ برای اینکه به واسطه این مالکیت کار کنند و رشد اقتصادی ایجاد شود! یعنی اصلا مالکیت رو یک حق نمیدونسته بنده خدا، بلکه یک امتیاز حکومتی می‌دیده! اونم امتیازی که کاربردیه! یعنی یه کاربردی داره، و یه روزی اون کاربرد به اتمام میرسه! وقتی به اتمام رسید، چی میشه؟ هیچی امتیاز رو ازش پس می‌گیریم! یعنی انگار مالک، نوکر حکومته!
میگه مزیت اسلام اینه که بمون آزادی میده که عقربه این دادن و پس گرفتن رو هرجایی خواستیم قرار بدیم!

حقیقتا انقلاب کاری با مغز این‌ها کرد که ترکیبی از مواد صنعتی و سنتی بعلاوه الکل، نمی‌تونست انجام بده‌.
3
نسیم طالب میفرماید ارزش طلا هیچوقت صفر نمیشه اما اگه یه روز ماینرها به هر دلیلی به ماین کردن خاتمه بدن ارزش بیت‌کوین صفر میشه! که شاید خاتمه ندن ولی احتمالش هست، و این احتمال باید در قیمت‌گذاری بیت‌کوین لحاظ بشه.

البته اگه ماینرها به نزدیکی توقف ماین نزدیک بشن، سختی پردازش شبکه سبک‌تر میشه و اونوقت دوباره من هم میتونم یه کامپیوتر معمولی جمع کنم و شروع کنم به ماین کردن، مثل ده سال پیش، و آدم‌هایی مثل من کم نیستن 😉
ولی دو چیز رو توضیح نمیده. اولا چطور میشه به احتمال صفر شدن ارزش، کمیت قیمتی داد؟ آیا اینکه خودش فرمولی براش ارائه نمیده رو باید اینطور تفسیر کنیم که فرمول‌پذیر نیست؟
دوما، از ابتدا که این جریان ارز دیجیتال راه افتاد، هدف توافقی همه این بود که از متاع فیزیکی عبور کنیم! تنها راه عبور از متاع فیزیکی، اینه که به اینترنت متوسل بشیم. اگر قرار باشه ریسک‌های ذاتی اینترنت رو نپذیریم، چطور میشه از متاع فیزیکی عبور کرد؟
ایشون به جای کوبیدن بیت‌کوین، باید بیاد نظرش رو در مورد بعد کلان قضیه بده: آیا اصلا می‌تونیم از طلا و نقره عبور کنیم؟


البته این هم بگم که این بحث‌ها بیشتر برای اون‌ها معنی داره. و گرنه ما ایرانی‌ها که با اسکناس فیزیکی هم صفر شدن ارزش رو تجربه می‌کنیم در زندگی‌مون 😄
3
Anarchonomy
نسیم طالب میفرماید ارزش طلا هیچوقت صفر نمیشه اما اگه یه روز ماینرها به هر دلیلی به ماین کردن خاتمه بدن ارزش بیت‌کوین صفر میشه! که شاید خاتمه ندن ولی احتمالش هست، و این احتمال باید در قیمت‌گذاری بیت‌کوین لحاظ بشه. البته اگه ماینرها به نزدیکی توقف ماین نزدیک…
یه چیز دیگه هم نسیم می‌گفت که در نوع خودش بامزه بود. می‌گفت با دلار نقد میتونم برم رستوران غذا سفارش بدم بدون اینکه دولت بفهمه من چی خوردم، چون نقده. اما با بیت‌کوین نمیشه. قرار بود رمزارز یه چیزی باشه که بتونیم تراکنش‌مون رو از دولت و بقیه مخفی کنیم!

بعد الان میگه یکی از ضعف‌های بیت‌کوین که منجر به شکستش شده اینه که سطح پذیرشش خیلی پایینه!

یعنی هم میخواد بتونه دولت رو دور بزنه، هم میخواد پذیرش چیزی که میشه باش دولت رو دور زد، از همین الان گسترده باشه!

خب مرد حسابی دولت هم کور که نیست. داره نگاه می‌کنه که چه اتفاقی داره میفته. اگه ببینه میتونی سفارش رستورانت رو مخفی کنی، میفهمه که دیگه مالیات هم نمیدی بعدن، و هر کاری از دستش بربیاد می‌کنه تا مجبور بشی برگردی به دلار! رمزارزها در یک رقابت منصفانه نیستند که بشینیم مقایسه کنیم بگید این انقدر امتیاز می‌گیره اون انقدر، پس برنده اینه بازنده اینه! شما هرکاری، و مطلقا هر کاری علیه هژمونی دولت بکنی، سرکوبت می‌کنه.

بعدشم فکر می‌کنی تا کی میذارن این دلار کاغذی دست‌مون بمونه؟ به زودی یه جوری اسکناس رو منسوخ کنند که انگار هیچ‌وقت وجود نداشته. البته آدمای شصت هفتاد ساله زیاد نگران نیستند چون میگن به عمر ما قد نمیده. حق هم دارند. ولی یک جوان بیست ساله اینو میدونه که روزی رو خواهد دید که حتی مثل ضرغامی یک شورت هم نمیتونه از یک دست‌فروش بخره بدون اینکه دولت مطلع بشه.
2
یووال نوح هراری، که اصلا خوشم نمیاد ازش نقل قول کنم، گفته بود دانشمندی با سیاستمداری در تناقضند، چون دانش درباره حقیقته، و سیاست درباره قدرت، و قدرت نمیتونه به حقیقت وفادار باشه، چون هر کس در عرصه سیاست بخواد از تمام حقیقت دفاع کنه رأی نمیاره (یا اگه دیکتاتور باشه اقبال عمومی نخواهد دید).

احمدی‌نژاد، که اصلا برام مهم نیست چه سرنوشتی خواهد داشت، باید تصمیم بگیره میخواد در زمین سیاست بازی کنه، یا در زمین حقیقت. اما به نظر نمیرسه میلی داشته باشه که از زمین سیاست خارج بشه. یک علامت واضحش هم اکثریت‌سالاری مواضعشه. هی میگه مردم هرچه بخوان باید همون بشه! در مورد فلسطین هم همین حرف رو میزد. اما فکر می‌کنید اگر سرنوشت اسراییل رو به رفراندوم بگذارند، اکثریت مطلق فلسطینی‌ها به چه چیزی رأی خواهند داد؟ حذف کامل یهودیان! هیچ خجالتی هم ازین رأی ندارند، و همین الانش هم در شعارها صرفا نمیگن مثلا مرگ بر اسراییل، میگن لعنت بر یهود!
ممکنه اون چیزی که مردم میخوان، نابود کردن خیلی چیزها باشه.. از طبیعت گرفته، تا یک اقلیت.
در آمریکا یا اروپا، حتی وقتی ممنوعیت دولتی سختگیرانه‌ای هم برای کرونا وجود نداشت، مردم به رستوران نرفتند، و این صنعت با میلیون‌ها کارگر به زانو دراومد. مردم به صورت جمعی و فارغ از حکم از بالای دولت، تصمیم گرفتند صنعت رستورانداری رو نابود کنند. البته این مورد ربطی به دموکراسی نداره، چون بیرون غذا خوردن وظیفه کسی نیست. اما یک نمونه پرفکت بود ازینکه خواست عمومی مردم چقدر میتونه نابودکننده باشه.
4
کمونیست‌های زمان پهلوی، در دوره‌ای زندگی می‌کردند که طبیعت ایران هنوز جان داشت‌. اما اون‌هایی که خیلی دل‌بسته شهر نبودند، به دامن طبیعت که پناه می‌بردند، به آرامشی که قاعدتا باید از طبیعت بدست می‌اومد، نمی‌رسیدند. و با اینکه افکارشون کاملا متضاد با افکار امروز منه، حس‌شون رو خیلی خوب درک می‌کنم. حس خاصی از ترکیب عشق، و بی‌میلی! نمیشه خیلی دقیق مکتوبش کرد، ولی تنزل یافته‌ش میشه چیزی شبیه این: چه جنگل بکر و زیبایی، ولی چه فایده وقتی آزادی نیست؟ چه رودخانه و درختان قشنگی، ولی چه فایده وقتی کارگران گرسنه‌اند؟ چه تپه‌های سرسبز و خوش‌منظره‌ای.. شاید روزی سم اسبان جنگجویان اشکانی به خاکش کوبیده شده.. ولی چه فایده وقتی قلدرهای فاسد حاکم ما هستند؟
خیلی خوب این حس رو میفهمم و میتونم کنترلش کنم.

اما تفاوت دوران ما اینه که حتی اون بعد طبیعت‌ستایی رو هم داریم از دست میدیم. چون خود طبیعت‌مون هم داره از دست میره. یعنی دیگه قالب «چه فایده وقتی طبیعت‌مان این است وقتی حکومت‌مان این است» داره به مرور بلاموضوع میشه، و یه قالب دیگه جایگزینش میشه: «وقتی حکومت‌مان این است، این هم طبیعت‌مان است».
این یک حس جدیده و اون‌ها نمی‌تونستند این رو درک و یا پیش‌بینی کنند. و این حالت عجیبیه، که هم میتونم درد اون‌ها رو بفهمم، هم درد امروزی رو. گویی دو نفر باشم در دو زمان.
5
در مورد سرباز معلمی که در تصادف کشته شده جوری می‌نویسند زیر سایه فقر و فلاکت، به سختی درس خوند و هرروز با مشقت به مدرسه می‌رفت، که انگار حالا که سفر زندگیش در جوانی متوقف شده، آبی که قرار بوده پای گل بریزیم ریخته رو زمین! یا انگار فوتباله که مدت‌ها براش تمرین شده باشه اما نهایتا باختیم!
ورود ما به دنیا با هیچ ضمانت‌نامه‌ای همراه نبوده. «حیف‌شدن» بیشتر درباره پتانسیل دنیاست، نه زندگی ما. بله اگه من می‌تونستم علاقه‌م به آهنگ‌سازیم رو به یک سمتی هدایت کنم و وقت بذارم براش، یه روزی دنیای فعلی، که دنیای منهای من آهنگ‌سازه، تبدیل می‌شد به دنیایی که من آهنگ‌ساز هم دارد! این دنیا بود که غنی‌تر می‌شد. اون چیزی که به خودم مربوط میشه، حرکت در اون مسیره.
ما به دنیا نیومدیم که رزومه پر کنیم. ما اومدیم اینجا که برای چیزی بجنگیم. اگه برای چیزهای خوبی بجنگیم، دنیا جای بهتری میشه. ولی برای خودمون، خود جنگیدن مهم‌تر از سوژه‌هاشه. کسی که برای یک چیز ظاهرن پوچ هم می‌جنگه، برتری داره به کسی که برای هیچ‌چیز نمی‌جنگه. اگه اینو فهمید که مهم‌ترین علامت زنده بودنش اینه که بجنگه، بعدش می‌تونیم درباره خوب و بد چیزی که میخواد براش بجنگه بحث کنیم.
اگه دنبال صلحی، اگه دنبال سیاستی، اگه دنبال پولی، اگه دنبال سکسی، اگه دنبال قدرتی، اگه دنبال دانش و فناوری هستی، اگه دنبال نجات محیط‌زیستی، اگه دنبال بازار آزادی... بهتره براش بجنگی. هرجاش که متوقف شد، تو حیف نمیشی. دنیا حیف میشه که یک جنگجو رو از دست داده.
4
هیچ‌چیز وجود نداره که کسی از این نظام یاد بگیره، چون در این تشکیلات هیچ مفهوم و هیچ فعل اوریجینالی وجود نداره. هر شعری که تلاوت کنند مهم نیست، نهایتا باید با اینترنت همون کاری کنند که قبلا یک حکومت دیگه در جای دیگه انجامش داده. و جایی جز چین سراغ ندارند. اما کنترل چینی، یک ساپورت تجاری داشت که موفق بود (اگه اسمش رو بذاریم موفقیت).. و اون بخش خصوصی قوی این کشور بود، که سرویس‌های متنوع و به‌روز رو ایجاد کرد. نه پول زیاد یا نرم‌افزار فیلترینگ پیشرفته. ما اینجا بخش خصوصی نداریم، و می‌بینید که حتی برای واکسن، یه مشت اراذل و اوباش داروساز دارند در پشت صحنه همدیگه رو میدرند تا بودجه دولت رو بزنند به جیب، با محصولاتی که اصلا معلوم نیست چیه.
3
در هر کشور نرمالی، اگه مدیر اصلی پروژه هسته‌ای رو وسط جاده از ماشین بکشن بیرون و تیر خلاص بش بزنند، و مهم‌ترین سایت غنی‌سازی رو منفجر کنند، و برای ایجاد توقف در ساخت سانتریفیوژ از پهپادی که از داخل خاک کشور بلند شده استفاده کنند، و دو تا ازین سه عملیات بیخ گوش پایتخت انجام بشه، اون کشور با یک بحران امنیتی نظامی و سیاسی مواجه میشه. اما اینجا رهبر مملکت تازه بازوش رو درآورده به دوربین‌ها نشون بده!

حتی خود مردم ما دارند به خاطر آمریکا و اسراییل، این نظام رو جدی می‌گیرند. یا حداقل بخشی ازین جدی گرفته شدن، مدیون واکنش‌های اون‌هاست. پیش خودشون میگن لابد کارهای مهمی داره انجام میشه، که اون‌ها هم دارند چنین می‌کنند! حالا سر «کارهای مهم» میشه نظرات مختلفی داشت. نئاندرتال‌های سنتی-مذهبی از کارهای مهم، «اقتدار» برداشت می‌کنند، و مخالفان و ناراضیان جامعه، «خطرآفرینی». یعنی سر نتیجه این کارهای مهم اختلاف دارند، اما در خود انجام شدنش و خود مهم بودنش اختلافی ندارند. کسی باور نمی‌کنه که این ماجراجویی هسته‌ای، با اینکه اینهمه هزینه به جامعه وارد کرده، و اینهمه در مرکزیت راهبرد امنیتی حکومت قرار گرفته، و اینهمه موضوع پروپاگاندا بوده، اهمیت چندانی برای نظام نداره.

جا انداختن اینکه این مکانیزم عجیب غریب چطور کار می‌کنه، در ذهن مردم، کار آسونی نیست. مثلا نمیشه به آسونی به کسی فهموند قاسم سلیمانی برای نظام مهم بود، و مهم نبود!
البته بالاخره خواهند فهمید. فقط امیدوارم مثل تایمی که فریب اصلاحات ازمون گرفت، طول نکشه.
چند نسل در ایران همه‌چیز رو چپکی فهمیدند. منظورم چپ نیست. چپکی با چپ فرق می‌کنه. چپ‌ها هم خیلی چیزها رو چپکی فهمیدند، ولی همه کسانی که همه‌چیز رو چپکی فهمیدند، چپ نبودند.
مثلا حتی کتاب‌ها و نوشته‌های قبل از انقلاب رو بخونید، فارغ ازینکه طرف کمونیست بوده یا مذهبی یا هرچه، متوجه میشین که مثلا معنی حکومت رو درست متوجه نشده، یا معنی هژمونی رو، یا معنی استقلال رو.
و حتی معنی اقتدار رو. عباس هویدا در یکی از مصاحبه‌های تلویزیونیش در نقد «خلق و خوی ما ایرانیان» (که عجیبه انقدر قدمت داره.. شاید ما تنها جامعه‌ای باشیم که تا فهمیدیم چیزی به عنوان نقد وجود داره شروع کردیم به بدگویی علیه خودمون!) میگه به تلافی رفتار اروپایی‌ها در ایران، وقتی در یکی ازین کشورها بودم دعوت به شام مقام اون کشور رو رد کردم که بچزونمش! ولی نباید این کارو می‌کردم، چون ما باید عقده‌هامون رو کنار بگذاریم!

یعنی یه کار خلاف عرف دیپلماتیک انجام میده، و خودش میفهمه که اشتباه و به ضرر منافع کشوره، اما فکر می‌کنه این خطا رو به خاطر یه سری ایرادات اخلاقی شخصیتی که البته جمعی هم هست! مرتکب شده.‌ و با ژانر «اینجوری‌ایم ما ایرونی‌ها دیگه» از زیر بار مسئولیتش شانه خالی می‌کنه.
در حالی که متوجه نیست این کارها ربطی به خلق و خو نداره. به چپکی فهمیدن مفاهیمی مثل اقتدار ربط داره. چون اقتدار ملی رو همونجوری درک کردی که یه چوپون در همون زمان درک می‌کرد، فکر کردی کار باحالیه که طرف رو بچزونیم. یعنی اگه چوپونه رو هم میفرستادیم پاریس، در اون لحظه همون تصمیم رو می‌گرفت. البته طرفدارانت تا همین الان این رو نمی‌پذیرند و فکر می‌کنند شما با شاهزاده‌های قجری خیلی فرق داشتید، ولی مهم نیست چی میگن.
تنها چیزی که ایرانی‌ها در اون کاملا با هم اشتراک داشتند، سوء تفاهم بود.


https://t.me/AnimalsQuotes/1294
2
Anarchonomy
چند نسل در ایران همه‌چیز رو چپکی فهمیدند. منظورم چپ نیست. چپکی با چپ فرق می‌کنه. چپ‌ها هم خیلی چیزها رو چپکی فهمیدند، ولی همه کسانی که همه‌چیز رو چپکی فهمیدند، چپ نبودند. مثلا حتی کتاب‌ها و نوشته‌های قبل از انقلاب رو بخونید، فارغ ازینکه طرف کمونیست بوده یا…
هزار و چهارصد سال پیش طرف می‌اومده در خونه خلیفه رو میزده میگفته سلام خوبی؟ دو تا پیاز داری بدی؟ پیازمون تموم شده الانم کسی باز نیست! اونم یکی میداده می‌گفته ببخشید دوتا نداشتم! بعد طرف می‌گفته عب نداره حالا، مرسی، فعلا.
حکومت برای اون‌ها در یک ساحت معنایی کاملا متفاوت ادراک می‌شد، که هیچ ربطی به حکومت فعلی با این ساختار پیچیده نداشت. کسی که این رو نمی‌فهمه، و ازین جهالت که «مصادیق تغییر کردن و گرنه معانی همونه» در نمیاد، وقتی نخست‌وزیر یک کشور اروپایی رو می‌بینه که با دوچرخه میره از میدون تره‌بار سه تا هویج میخره برمی‌گرده، مثل اون ابله‌الدین اسدآبادی میگه «می‌بینی؟ اینا مسلمون نیستن ولی اسلام رو اجرا کردن». چون فهمش نمیرسه که همین یارو دوچرخه‌ایه نماینده و گرداننده یک تشکیلات بروکرات مهیب و پیچیده‌ست که در چهارده قرن پیش تعریف نشده بود، ‌و‌ صاحب قدرتیه که آدم قبیله‌ای اون زمان این ابعاد از قدرت و این کیفیت از قدرت رو، نه درک می‌کرد، و نه هرگز می‌پذیرفت.
3
دولت خودگردان به اندازه عمر متوسط یک انسان زمان داشت تا به یک دولت کارآمد تبدیل بشه. اقلا «کارآمد» با تعریف عرفی اون. یعنی امورات روزانه رو درست انجام بده. اما نکرد، و نتونست. چهارتا مدرسه و عبادتگاه رو درست اداره نکرد.. اما به رمزارز که میرسه، میخواد همون کاری رو بکنه که دولت‌های بزرگ و ثروتمند مثل دولت چین و اتحادیه اروپا میخوان بکنند! نمیاد بگه ما در حدی نیستیم که به تنهایی ازین پروژه‌ها انجام بدیم، اگه هم انجام دادیم جایگاهی پیدا نمی‌کنه تو دنیا. بهتره از پروژه‌ای جهانی که قبلا توسعه داده شده استفاده کنیم!
در ضعیف‌ترین و محکوم به شکست‌ترین وضعیت ممکن هم حاضر نیست آزادی رو دو دستی تقدیم شهروند کنه.
Anarchonomy
دولت خودگردان به اندازه عمر متوسط یک انسان زمان داشت تا به یک دولت کارآمد تبدیل بشه. اقلا «کارآمد» با تعریف عرفی اون. یعنی امورات روزانه رو درست انجام بده. اما نکرد، و نتونست. چهارتا مدرسه و عبادتگاه رو درست اداره نکرد.. اما به رمزارز که میرسه، میخواد همون…
دولت فلسطین با اسراییل ممکنه به توافق برسه که قسمتی از امورات مملکت‌داری فلسطینی‌ها به اون‌ها سپرده بشه. مثل امنیت شهرها. اما هرگز با خود فلسطینی‌ها به توافق نمیرسه که اقتصاد کشور به یک ارز بین‌المللی یا هرچیزی که مردم خودشون انتخاب کنند سپرده بشه. حقارت سپردن بخشی از مسئولیت‌های حاکمیت به دولت بیگانه رو می‌پذیره، اما حقارت واگذار کردن بخشی از اختیارات حاکمیت به خود مردم رو نمی‌پذیره!