دنیس پراگر یکی از چهرههای شناخته شده در بین محافظهکارانه. اکانت PragerU رو تو اینستاگرام دنبال کنید. ویدئوهای خیلی خوبی میذاره.
این یکی خیلی بامزه بود.. با چندنفر تو خیابون مصاحبه میکنه تا ببینند سوالهایی که برای اخذ شهروندی باید جواباش رو دونست میتونن جواب بدن یا نه، مثلا کنگره از چند مجلس تشکیل شده و اسمشون چیه. بیشترشون نمیدونن. حتی نمیدونن معاون رییسجمهور فعلی چه کسیه. البته بلدن به ترامپ فحش بدن. (از زمان انتخابات ۲۰۱۶ یه پروپاگاندای شدیدی حاکمه که ادعا میکنن اونایی که به ترامپ رأی دادن کمسواد و کماطلاع هستند. اما این نشون میده که کمسوادی و کماطلاعی نسبت خاصی با رأیدهندگان به ترامپ نداره).
این پسره گزارشگره هم به چشم برادری خیلی خوبه.
https://www.instagram.com/p/BkLDCrODMi2/
این یکی خیلی بامزه بود.. با چندنفر تو خیابون مصاحبه میکنه تا ببینند سوالهایی که برای اخذ شهروندی باید جواباش رو دونست میتونن جواب بدن یا نه، مثلا کنگره از چند مجلس تشکیل شده و اسمشون چیه. بیشترشون نمیدونن. حتی نمیدونن معاون رییسجمهور فعلی چه کسیه. البته بلدن به ترامپ فحش بدن. (از زمان انتخابات ۲۰۱۶ یه پروپاگاندای شدیدی حاکمه که ادعا میکنن اونایی که به ترامپ رأی دادن کمسواد و کماطلاع هستند. اما این نشون میده که کمسوادی و کماطلاعی نسبت خاصی با رأیدهندگان به ترامپ نداره).
این پسره گزارشگره هم به چشم برادری خیلی خوبه.
https://www.instagram.com/p/BkLDCrODMi2/
اسوشیتدپرس تیتر زده: «رسانههای فرانسه اعلام کردند زنی که جیغ میزد "خدا بزرگ است" دو نفر را در سوپر مارکتی در جنوب فرانسه با تیغ موکتبر مجروح کرد».
بعد این خانوم نوشته: «ازونجایی که خبرها فیک هستند این روزها، بذارید براتون ترجمه کنم: جیغ میزد یعنی فریاد میکشید، خدا بزرگ است یعنی همون الله اکبر، و مجروح کرد یعنی بدنشون رو پاره کرد!»
به طور خلاصه، یک خبرگزاری جهانی با سابقه و اعتباری که هرجا اسمش میاد بش اعتماد میکنند، به عمد، طوری با کلمات بازی میکنه تا کار وحشیانهای که از یک مسلمان سر زده برای مخاطبی که تو باغ نیست طوری به نظر نیاد که کار یک مسلمان بوده! و اگر احیانا فهمید که کار یک مسلمان بوده طوری به نظر نیاد که حادثه دلخراش و وحشتناکی بوده!
اگر این حد از ارفاق عمدی به نفع یهودیان به کار گرفته میشد، ازش به عنوان مدرکی که نشون میده رسانهها مثل موم در دست صهیونیسم جهانی هستند استفاده میشد!
اما چه چیزی باعث میشه که من نوعی بتونم از عبارت «ارفاق به نفع مسلمانان» استفاده کنم؟ چون مسلمانان هیچوقت به اسوشیتدپرس یا هر رسانه شارلاتان دیگهای هیچوقت نگفتند «تو غلط کردی این چاقوکش رو عضو جامعه ما دونستی! اون یه تروریسته و ربطی به ما نداره که بخوای برای حمایت اونو تطهیر کنی. اگه داری ارفاق میکنی داری به یه تروریست ارفاق میکنی، نه ما. و غلط میکنی به تروریست ارفاق میکنی». این چیزی که داخل گیومه نوشتم رو هیچوقت از جامعه مسلمانان نمیشنویم. اما مسلمان امروزی اگه عقلش رو به کار میگرفت باید سریعتر و جدیتر از یک غیرمسلمان گوش این رسانه رو میپیچوند. چون تا وقتی بنا بر اینه که تروریستها رو عضوی از جامعه مسلمین حساب کرد که طفلیها عصبانیاند و گاهی قاطی میکنند و خشونت به خرج میدن! اون مسلمان امروزی نمیتونه بیاد درباره مسائل بنیادی اسلام که گریبان جامعه همکیشانش رو گرفته، از جمله افراطیگری، انتقادی وارد کنه. یعنی رسانه عملا مسلمان تجددخواه رو در شرایط بدتری قرار میده، و اون مسلمان تجددخواه با انفعال و بیاعتنایی در برابر این عمل رسانهها، خودشو از قبل بازنده میکنه. و بازنده هم شده.. توجیه و رفع و رجوع تروریسم اسلامی، غلبه پیدا کرده به جریانهای انتقادی. «چیزی نیست، اینا یکم عصبیاند، حق هم دارند، امپریالیسم دَدَشون رو درآورده، نفتشون رو برده، بدبختن» غلبه پیدا کرده به «بابا ما سوزنمون تو قرن دو و سه هجری گیر کرده، دنیا کن فیکون شده ما هنوز خمار بغدادیم، باید هرچه زودتر یه تجدیدنظرهای اساسی درباره اصولمون انجام بدیم».
یعنی باید به مسلمونی که قراره به بقیه مسلمونا بگه بیدار شید، بگیم بیدار شو! تصور کنید عمق بغرنجی وضعیت را.
بعد این خانوم نوشته: «ازونجایی که خبرها فیک هستند این روزها، بذارید براتون ترجمه کنم: جیغ میزد یعنی فریاد میکشید، خدا بزرگ است یعنی همون الله اکبر، و مجروح کرد یعنی بدنشون رو پاره کرد!»
به طور خلاصه، یک خبرگزاری جهانی با سابقه و اعتباری که هرجا اسمش میاد بش اعتماد میکنند، به عمد، طوری با کلمات بازی میکنه تا کار وحشیانهای که از یک مسلمان سر زده برای مخاطبی که تو باغ نیست طوری به نظر نیاد که کار یک مسلمان بوده! و اگر احیانا فهمید که کار یک مسلمان بوده طوری به نظر نیاد که حادثه دلخراش و وحشتناکی بوده!
اگر این حد از ارفاق عمدی به نفع یهودیان به کار گرفته میشد، ازش به عنوان مدرکی که نشون میده رسانهها مثل موم در دست صهیونیسم جهانی هستند استفاده میشد!
اما چه چیزی باعث میشه که من نوعی بتونم از عبارت «ارفاق به نفع مسلمانان» استفاده کنم؟ چون مسلمانان هیچوقت به اسوشیتدپرس یا هر رسانه شارلاتان دیگهای هیچوقت نگفتند «تو غلط کردی این چاقوکش رو عضو جامعه ما دونستی! اون یه تروریسته و ربطی به ما نداره که بخوای برای حمایت اونو تطهیر کنی. اگه داری ارفاق میکنی داری به یه تروریست ارفاق میکنی، نه ما. و غلط میکنی به تروریست ارفاق میکنی». این چیزی که داخل گیومه نوشتم رو هیچوقت از جامعه مسلمانان نمیشنویم. اما مسلمان امروزی اگه عقلش رو به کار میگرفت باید سریعتر و جدیتر از یک غیرمسلمان گوش این رسانه رو میپیچوند. چون تا وقتی بنا بر اینه که تروریستها رو عضوی از جامعه مسلمین حساب کرد که طفلیها عصبانیاند و گاهی قاطی میکنند و خشونت به خرج میدن! اون مسلمان امروزی نمیتونه بیاد درباره مسائل بنیادی اسلام که گریبان جامعه همکیشانش رو گرفته، از جمله افراطیگری، انتقادی وارد کنه. یعنی رسانه عملا مسلمان تجددخواه رو در شرایط بدتری قرار میده، و اون مسلمان تجددخواه با انفعال و بیاعتنایی در برابر این عمل رسانهها، خودشو از قبل بازنده میکنه. و بازنده هم شده.. توجیه و رفع و رجوع تروریسم اسلامی، غلبه پیدا کرده به جریانهای انتقادی. «چیزی نیست، اینا یکم عصبیاند، حق هم دارند، امپریالیسم دَدَشون رو درآورده، نفتشون رو برده، بدبختن» غلبه پیدا کرده به «بابا ما سوزنمون تو قرن دو و سه هجری گیر کرده، دنیا کن فیکون شده ما هنوز خمار بغدادیم، باید هرچه زودتر یه تجدیدنظرهای اساسی درباره اصولمون انجام بدیم».
یعنی باید به مسلمونی که قراره به بقیه مسلمونا بگه بیدار شید، بگیم بیدار شو! تصور کنید عمق بغرنجی وضعیت را.
❤5
یکی از راههای واقعا کارآمد تخطئه کردن دیگران اینه که توقعات مندرآوردی ایجاد کنند بعد ازینکه طرف مقابل نمیتونه اون توقعات رو برآورده کنه، و طبیعیه که نتونه چون مندرآوردیان، بهرهبرداری کنند. یکی از مصداقهای این روش دقیقا در مورد هرکسی که با نظام ایران مخالفه و راه نجات کشور رو جز در یک انقلاب زیربنایی نمیبینه، داره استفاده میشه. چندتا از توقعات مندرآوردی که ازین افراد وجود داره رو لیست کنم تقریبا اینجوری میشه:
- شما چی میدونی از فلسفه سیاسی؟
(یعنی یک تحولخواه باید لاقل یه تز دکترا در رشته فلسفه سیاسی داشته باشه!)
- شما چقدر حبس کشیدی؟
(یعنی یک تحولخواه باید حداقل برای مدت یکسال اندازه بقایی در زندان به نی قلیون تبدیل شده باشه!)
- شما به چند روستا سر زدی تا برای تحول تبلیغ کنی؟
(یعنی یک تحولخواه باید مثل کشیشهای میسیونری فرانسوی در قرن هفده که تنها به جنگلهای آفریقا وارد میشدند تا قبایل رو مسیحی کنند، بزنه به کوه کمر ایران و درباره تغییر حکومت فعالیت میدانی انجام بده!)
- شما خارج از فضای مجازی چه کاری انجام دادی؟
(یعنی تحولخواه باید عین فیلمهای ساواکی دهه شصت ازین زیرزمین به اون زیرزمین رفتآمد داشته باشه و یه کارای زیرکانهای انجام بده که نظام هی بیفته دنبالش!)
- شما چه تضمینی میدی که جنگ داخلی رخ نده؟
(یعنی تحولخواه در وضعیتی که هیچ قدرتی نداره باید چیزی رو تضمین کنه که خود حکومت مستقر در وضعیتی که تمام قدرت رو در اختیار داره هم نمیتونه تضمین کنه!)
- شما چه نظام سیاسی رو طراحی کردی؟
(یعنی تحولخواه باید بشینه تمام محتویات تولیدی بشر در زمینه حکومتداری رو از زمان یونان باستان تا انقلاب فرانسه نقد و رد کنه و بعد از خودش طرحی نو در اندازه!)
- شما چه فکری برای بحرانهای پیشرو داری؟
(یعنی تحولخواه چون میخواد هرج و مرج فعلی به پایان برسه باید یک برنامهریز و کارشناس مدیریت بحران باشه!)
- اگه چندسال اول اوضاع ازین هم آشفتهتر شد چه؟
(یعنی تحولخواه نه تنها باید خودش تمام جراحی رو انجام بده، بلکه باید طوری انجام بده که نه درد داشته باشه نه عوارض بعد از عمل!)
تعداد موارد خیلی بیشتر ازینهاست، اما اگه همه رو بخوام بنویسم پست خیلی طولانی میشه.
البته میشه گفت چون بسیاری از حامیان نظم موجود هیچ الگویی جز انقلاب ۵۷ ندارند، و در اون انقلاب هم تحولخواهان مستقیم وارد اجرا و سپس مکیدن بیتالمال شدند، تصور اینکه بشه یه نظم تثبیتشدهای رو منقرض کرد، امورات رو به اهل فن سپرد و بعد برگشت به کار و زندگی سابق، براشون غیرقابل هضمه. مهمترین هدفی که تحول خواه ایرانی داره صعود به دموکراسیه، که در اون ۱- همه ایرانیان با هر گرایشی که دارند نمایندگی بشن ۲- قوه قضاییه کاملا مستقل تشکیل بشه که فقط به مردم پاسخگو باشه ۳- سیاستهای کلان کشور یا توسط رأی مستقیم مردم یا توسط منتخبین مردم تنظیم بشه و ۴- مردم هروقت خواستن بتونند با فرآیند دموکراتیک و بدون نیاز به دادن شهید! تنظیمکنندگان و اجراکنندگان سیاستها رو از جایی که هستند پایین بکشن و افراد دیگهای رو جایگزین کنند.
لاقل این مهمترین آرزوهای منه، و شخصا مورد ۴ برام از همهچیز مهمتره. اگه جمهوریاسلامی قابلیت اینو داشت که بشه بدون کنفیکون شدن نظام به این اهداف رسید، نیازی به دنبال کردن براندازی نبود. اما ذاتا این قابلیت رو نداره. برای درک این موضوع و دنبال کردن اون اهداف، لازم نیست و نباید هیچکدوم ازون توقعات مندرآوردی احمقانه رو برآورده کرد.
- شما چی میدونی از فلسفه سیاسی؟
(یعنی یک تحولخواه باید لاقل یه تز دکترا در رشته فلسفه سیاسی داشته باشه!)
- شما چقدر حبس کشیدی؟
(یعنی یک تحولخواه باید حداقل برای مدت یکسال اندازه بقایی در زندان به نی قلیون تبدیل شده باشه!)
- شما به چند روستا سر زدی تا برای تحول تبلیغ کنی؟
(یعنی یک تحولخواه باید مثل کشیشهای میسیونری فرانسوی در قرن هفده که تنها به جنگلهای آفریقا وارد میشدند تا قبایل رو مسیحی کنند، بزنه به کوه کمر ایران و درباره تغییر حکومت فعالیت میدانی انجام بده!)
- شما خارج از فضای مجازی چه کاری انجام دادی؟
(یعنی تحولخواه باید عین فیلمهای ساواکی دهه شصت ازین زیرزمین به اون زیرزمین رفتآمد داشته باشه و یه کارای زیرکانهای انجام بده که نظام هی بیفته دنبالش!)
- شما چه تضمینی میدی که جنگ داخلی رخ نده؟
(یعنی تحولخواه در وضعیتی که هیچ قدرتی نداره باید چیزی رو تضمین کنه که خود حکومت مستقر در وضعیتی که تمام قدرت رو در اختیار داره هم نمیتونه تضمین کنه!)
- شما چه نظام سیاسی رو طراحی کردی؟
(یعنی تحولخواه باید بشینه تمام محتویات تولیدی بشر در زمینه حکومتداری رو از زمان یونان باستان تا انقلاب فرانسه نقد و رد کنه و بعد از خودش طرحی نو در اندازه!)
- شما چه فکری برای بحرانهای پیشرو داری؟
(یعنی تحولخواه چون میخواد هرج و مرج فعلی به پایان برسه باید یک برنامهریز و کارشناس مدیریت بحران باشه!)
- اگه چندسال اول اوضاع ازین هم آشفتهتر شد چه؟
(یعنی تحولخواه نه تنها باید خودش تمام جراحی رو انجام بده، بلکه باید طوری انجام بده که نه درد داشته باشه نه عوارض بعد از عمل!)
تعداد موارد خیلی بیشتر ازینهاست، اما اگه همه رو بخوام بنویسم پست خیلی طولانی میشه.
البته میشه گفت چون بسیاری از حامیان نظم موجود هیچ الگویی جز انقلاب ۵۷ ندارند، و در اون انقلاب هم تحولخواهان مستقیم وارد اجرا و سپس مکیدن بیتالمال شدند، تصور اینکه بشه یه نظم تثبیتشدهای رو منقرض کرد، امورات رو به اهل فن سپرد و بعد برگشت به کار و زندگی سابق، براشون غیرقابل هضمه. مهمترین هدفی که تحول خواه ایرانی داره صعود به دموکراسیه، که در اون ۱- همه ایرانیان با هر گرایشی که دارند نمایندگی بشن ۲- قوه قضاییه کاملا مستقل تشکیل بشه که فقط به مردم پاسخگو باشه ۳- سیاستهای کلان کشور یا توسط رأی مستقیم مردم یا توسط منتخبین مردم تنظیم بشه و ۴- مردم هروقت خواستن بتونند با فرآیند دموکراتیک و بدون نیاز به دادن شهید! تنظیمکنندگان و اجراکنندگان سیاستها رو از جایی که هستند پایین بکشن و افراد دیگهای رو جایگزین کنند.
لاقل این مهمترین آرزوهای منه، و شخصا مورد ۴ برام از همهچیز مهمتره. اگه جمهوریاسلامی قابلیت اینو داشت که بشه بدون کنفیکون شدن نظام به این اهداف رسید، نیازی به دنبال کردن براندازی نبود. اما ذاتا این قابلیت رو نداره. برای درک این موضوع و دنبال کردن اون اهداف، لازم نیست و نباید هیچکدوم ازون توقعات مندرآوردی احمقانه رو برآورده کرد.
❤4
جمعی از خانوادههای سربازان آمریکایی اهل آریزونا که در عراق توسط بمبهای کنار جادهای که گفته میشه هزینههاش توسط ایران تأمین میشده، کشته و یا مجروح شدن، میخوان از بانکهایی که با پولشویی امکان این تأمین هزینه رو برای ایران فراهم کردند، و همچنین از خود ایران، شکایت کنند. میگه در سال ۲۰۰۷ ایران ماهی ۳ میلیون دلار میفرستاد به عراق تا از طریق سپاه قدس به سازندگان این بمبها پرداخت بشه! آمریکا همه اون بانکها رو نقره داغ کرد بابت خوشخدمتی به ایران، اما این خانوادهها میگن یک دلار از جریمههای هنگفتی که دولت آمریکا ازون بانکها گرفت به اونها داده نشده، و برای همین مستقلا میخوان پیگیری قضایی انجام بدن.
این هم یکی دیگه از چالههای بیشماری که پول بیزبون بیتالمال ایرانیان توش ریخته میشده و گویا باز هم باید ریخته بشه تا رفع و رجوع بشه.
http://www.phoenixnewtimes.com/news/funding-death-arizona-families-sue-banks-iraq-war-iran-10513889
این هم یکی دیگه از چالههای بیشماری که پول بیزبون بیتالمال ایرانیان توش ریخته میشده و گویا باز هم باید ریخته بشه تا رفع و رجوع بشه.
http://www.phoenixnewtimes.com/news/funding-death-arizona-families-sue-banks-iraq-war-iran-10513889
Phoenix New Times
Funding Death: Arizona Families Sue Banks for Financing Iranian Attacks on U.S. Soldiers
International banks that funneled money to Iran paid more than $4 billion in fines to U.S. regulators, but none of that money went to soldiers or their families.
❤3
«باید مهاجرهای بیشتری رو راه بدید چون مسیح یه جایی تو انجیل گفته که باید شفقت داشته باشیم!
نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم!
آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش استفاده کنم اون کاری که دلم میخواد رو انجام بدید!»
خیلی زیبا عقل ناقص یه لیبرال رو به نمایش درآورده
اخیرا برای راضی کردن ترامپ و دستراستیها برای تساهل با مهاجران غیرقانونی به انجیل متوسل شده بودند این قوم تباه
نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم!
آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش استفاده کنم اون کاری که دلم میخواد رو انجام بدید!»
خیلی زیبا عقل ناقص یه لیبرال رو به نمایش درآورده
اخیرا برای راضی کردن ترامپ و دستراستیها برای تساهل با مهاجران غیرقانونی به انجیل متوسل شده بودند این قوم تباه
Anarchonomy
«باید مهاجرهای بیشتری رو راه بدید چون مسیح یه جایی تو انجیل گفته که باید شفقت داشته باشیم! نه که من مسیحی باشما، اتفاقا جز انزجار حس دیگهای به عقاید پوسیده مذهبی شما ندارم! آره خلاصه، این استدلالم رو خودم جواب نمیده، اما شاید اگه در برابر شما ازش…
این تباهی البته مختص لیبرالهای آمریکایی نیست.
یکی از خوانندگان کانال به مورد خوبی اشاره کرد که نسخهای ایرانی از همون رویه خندهداره. فمنیستهایی که حقیقتا اسلام رو مشتی باور پوسیده متعلق به اعراب قدیم میدونند، اما وقتی میخوان ورژن شلتری از حجاب رو توجیه کنند از دامن روشنفکران دینی (و افرادی که با کشتی گرفتن با آیات قرآن سعی میکنند قابل قبولتر از چیزی که هست درش بیارن!) آویزان میشن تا مخاطب مذهبی رو متقاعد کنند که خدای عز و جل با این ورژن شل شده حجاب هیچ مشکلی نداره!
نمیشه آدمها رو به خاطر انتخاب یک مذهب بیشعور فرض کنی، بعد برای همراه کردنشون با خودت به همون مذهبِ بیشعوران! متوسل بشی.
آدم عاقل و بالغ، باید ۱- تکلیفش مشخص باشه، و ۲- استدلالی نکنه که برای اثباتش محتاج چیزی بشه که قبلا نفی کرده.
ایرانی امروزی باید از مذهب عبور کنه. عبور کردن به معنی کافر شدن نیست. عبور کردن یعنی دیگه مسائل زندگیش نباید گره بخوره به مذهب. همونطور که قبلا گفتم بسیاری از ایرانیان مذهبی نیستند، درگیر مذهب هستند. یه سری ازین درگیریها شخصی هستند، و یه سریشون اجتماعی. دیگه در سال ۲۰۱۸ نباید از قرآن و حدیث پرسید که باید چه لباسی پوشید و چجوری پوشید. دیگه از قرآن و حدیث نباید پرسید که باید اموال زوجین رو بعد طلاق چجوری تقسیم کرد! باید به این درگیری مملکتخرابکن، یکبار و برای همیشه خاتمه داد.
یکی از خوانندگان کانال به مورد خوبی اشاره کرد که نسخهای ایرانی از همون رویه خندهداره. فمنیستهایی که حقیقتا اسلام رو مشتی باور پوسیده متعلق به اعراب قدیم میدونند، اما وقتی میخوان ورژن شلتری از حجاب رو توجیه کنند از دامن روشنفکران دینی (و افرادی که با کشتی گرفتن با آیات قرآن سعی میکنند قابل قبولتر از چیزی که هست درش بیارن!) آویزان میشن تا مخاطب مذهبی رو متقاعد کنند که خدای عز و جل با این ورژن شل شده حجاب هیچ مشکلی نداره!
نمیشه آدمها رو به خاطر انتخاب یک مذهب بیشعور فرض کنی، بعد برای همراه کردنشون با خودت به همون مذهبِ بیشعوران! متوسل بشی.
آدم عاقل و بالغ، باید ۱- تکلیفش مشخص باشه، و ۲- استدلالی نکنه که برای اثباتش محتاج چیزی بشه که قبلا نفی کرده.
ایرانی امروزی باید از مذهب عبور کنه. عبور کردن به معنی کافر شدن نیست. عبور کردن یعنی دیگه مسائل زندگیش نباید گره بخوره به مذهب. همونطور که قبلا گفتم بسیاری از ایرانیان مذهبی نیستند، درگیر مذهب هستند. یه سری ازین درگیریها شخصی هستند، و یه سریشون اجتماعی. دیگه در سال ۲۰۱۸ نباید از قرآن و حدیث پرسید که باید چه لباسی پوشید و چجوری پوشید. دیگه از قرآن و حدیث نباید پرسید که باید اموال زوجین رو بعد طلاق چجوری تقسیم کرد! باید به این درگیری مملکتخرابکن، یکبار و برای همیشه خاتمه داد.
❤5
من که به هر جنبندهای در دنیا انتقاد میکنم بذار به احمدآقا هم گیر بدم
در پست آخرش، با سایز فونت من خط چهاردهم تقریبا، میگه اسراییل به طور غیرمستقیم زندگی صدها میلیون نفر رو تلخ و تباه کرده!
من آدمهای اسراییلستیز و یهودیستیز زیادی دیدم و مطالبشون رو خوندم، اما اعتراف میکنم که این یکی خیلی بکر بود.. این چیزیه که حتی به فکر بسیجیها هم نمیرسید. که چون اسرائیل فلسطینیها رو اذیت کرده، ما دلواپس فلسطین میشیم، و چون کاری نمیتونیم بکنیم این دلواپسی باعث میشه حرص بخوریم، و چون حرص میخوریم زندگیمون تلخ میشه! پس اسراییل مسئول تلخی زندگی ماست! حیرتانگیزه. فردا میان میگن زانوم گرفته چند روزه، و تقصیر اسراییله! البته به تلخی اکتفا نمیکنه، میگه زندگیمون رو تباه کرده! الان زندگی شما به خاطر غم فلسطینیها تباه شده؟ چرا دروغ میگید؟ این چه ادابازیه که درمیارید؟
فقط از یه جهت باور میکنم که عدهای به طور غیرمستقیم به خاطر اسراییل تباه شده باشند. اونهایی که آبرو، وجدان، شرافت و حتی عقلشون رو فروختن تا به جاش نفرت از اسراییل بخرن. چه بد معاملهای بود و چه تباهی آشکاری.
https://t.me/ahmadzeidabad/247
در پست آخرش، با سایز فونت من خط چهاردهم تقریبا، میگه اسراییل به طور غیرمستقیم زندگی صدها میلیون نفر رو تلخ و تباه کرده!
من آدمهای اسراییلستیز و یهودیستیز زیادی دیدم و مطالبشون رو خوندم، اما اعتراف میکنم که این یکی خیلی بکر بود.. این چیزیه که حتی به فکر بسیجیها هم نمیرسید. که چون اسرائیل فلسطینیها رو اذیت کرده، ما دلواپس فلسطین میشیم، و چون کاری نمیتونیم بکنیم این دلواپسی باعث میشه حرص بخوریم، و چون حرص میخوریم زندگیمون تلخ میشه! پس اسراییل مسئول تلخی زندگی ماست! حیرتانگیزه. فردا میان میگن زانوم گرفته چند روزه، و تقصیر اسراییله! البته به تلخی اکتفا نمیکنه، میگه زندگیمون رو تباه کرده! الان زندگی شما به خاطر غم فلسطینیها تباه شده؟ چرا دروغ میگید؟ این چه ادابازیه که درمیارید؟
فقط از یه جهت باور میکنم که عدهای به طور غیرمستقیم به خاطر اسراییل تباه شده باشند. اونهایی که آبرو، وجدان، شرافت و حتی عقلشون رو فروختن تا به جاش نفرت از اسراییل بخرن. چه بد معاملهای بود و چه تباهی آشکاری.
https://t.me/ahmadzeidabad/247
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
خروج آمریکا از شورای حقوق بشر!
دولت ترامپ تصمیم خود را برای خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل عملی کرد.
دلیل اصلی خروج آمریکا، اعتراض به تمرکز بیش از اندازۀ شورای حقوق بشر بر پروندۀ اسرائیل اعلام شد؛ موضوعی که به زعم واشنگتن "ناعادلانه" مینماید!…
دولت ترامپ تصمیم خود را برای خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل عملی کرد.
دلیل اصلی خروج آمریکا، اعتراض به تمرکز بیش از اندازۀ شورای حقوق بشر بر پروندۀ اسرائیل اعلام شد؛ موضوعی که به زعم واشنگتن "ناعادلانه" مینماید!…
❤4
این خیلی جالبه
میگه ما مثل اصلاحطلبان نیستیم که ۳۰ ساله معلوم نیست چی رو میخوان اصلاح کنن! ما با رهبر و تصمیماتش و منصوبینش مشکل داریم! برانداز نیستیم!
خب اصلاحطلبان هم همین مشکلات رو با نظام دارن. مثلا فکر میکنید اگه رهبر مجید انصاری رو میذاشت در رأس قوه قضاییه دیگه حرفی میزدن؟
ولی اوکی، فرض میکنیم شما فرق دارید. خب میخواید چیکار کنید با نهاد رهبری؟ فرض کنیم رهبر فعلی افتاد مرد، و فرداش صادق لاریجانی رو به عنوان رهبر تعیین کردن، بیست سال هم میخواید با تصمیمات و منصوبین ایشون مخالفت کنید؟ بعد اونم مرد، و فرداش یکی دیگه.. خب تا کی؟
از دو حال خارج نیست. یا شما خودتون هم نمیدونید که چی رو میخواید اصلاح کنید، یا با اخراج تدریجی و همزمان اصلاحطلبان هم از دایره قدرت و هم از دایره اعتماد عمومی، دنبال این هستید که جایگزینشون بشید. جایگزینی که همون کارکرد رو داشته باشه: حفظ بقای نظام در ازای بهرهمندی از سفره انقلاب!
https://t.me/antioligarchie/10492
میگه ما مثل اصلاحطلبان نیستیم که ۳۰ ساله معلوم نیست چی رو میخوان اصلاح کنن! ما با رهبر و تصمیماتش و منصوبینش مشکل داریم! برانداز نیستیم!
خب اصلاحطلبان هم همین مشکلات رو با نظام دارن. مثلا فکر میکنید اگه رهبر مجید انصاری رو میذاشت در رأس قوه قضاییه دیگه حرفی میزدن؟
ولی اوکی، فرض میکنیم شما فرق دارید. خب میخواید چیکار کنید با نهاد رهبری؟ فرض کنیم رهبر فعلی افتاد مرد، و فرداش صادق لاریجانی رو به عنوان رهبر تعیین کردن، بیست سال هم میخواید با تصمیمات و منصوبین ایشون مخالفت کنید؟ بعد اونم مرد، و فرداش یکی دیگه.. خب تا کی؟
از دو حال خارج نیست. یا شما خودتون هم نمیدونید که چی رو میخواید اصلاح کنید، یا با اخراج تدریجی و همزمان اصلاحطلبان هم از دایره قدرت و هم از دایره اعتماد عمومی، دنبال این هستید که جایگزینشون بشید. جایگزینی که همون کارکرد رو داشته باشه: حفظ بقای نظام در ازای بهرهمندی از سفره انقلاب!
https://t.me/antioligarchie/10492
Telegram
آنتی الیگارشی
❇️ متاسفانه در پی حوادث چند سال اخیر اعم از چالش های با قوه قضاییه،رهبری وماجراهای نهی و ... جریان بهار تاحدودی به عنوان جریان برانداز معرفی شده در اینجا جاداره که یک بار دیگه گوش زد کنم جریان بهار ابدا دنبال براندازی نیست ما درسته با مدیریت رهبر انقلاب مشکل…
👍2
Anarchonomy
حدیث قدسی از ترامپ: دقت کردین به اونوریها میگن «الیت»؟ تو چی الیت هستن مگه؟ آپارتمان من که از واسه اونا بهتره. ازونا باهوشتر و پولدارتر هم که هستم، و تازه رییسجمهور هم شدم و اونا نشدن.
منظور از اونوریها یعنی: چپها، لیبرالها، دموکراتهای ثروتمند و تحصیلکرده، گلوبالیستها و نخبگان آکادمیک و سلبریتیهای هالیووده. که همگی همصدا علیه ترامپ فعالیت میکنند.
به اینها به درستی «الیت» اطلاق میشه، چون خودشون رو طبقه فهیم جامعه میدونن و علنا ابراز میکنند که اونها صلاح بشریت و صلاح جامعه آمریکا رو بهتر از مردم عادی میتونن تشخیص بدن.
ترامپ با زیرکی قلابی بودن این «برتری خودادعایی» رو مورد حمله قرار میده، و میپرسه برترند؟ خب تو چی برترند؟ تو پول؟ خب اونو که منم دارم. تو شهرت؟ خب اونو که من از همه بیشتر دارم. تو هوش؟ تو اون هم به گرد من نمیرسن (چرا؟ چون من بازیشون میدم، ولی اونا نمیتونن منو بازی بدن)، تو موقعیت اجتماعی؟ خب من منتخب مردم شدم، ولی اونا نیستن.
این حمله یه حمله واقعیه و زخم عمیقی ایجاد کرده. بیشتر این هیاهو رسانهای و فرهنگی که علیه ترامپ راه افتاده، خودجوش نیست، بلکه پاتک همون طبقه الیته که نه تنها موقعیت خودش بلکه تعریفی که همیشه ازش وجود داشته رو در خطر میبینه. اونها هستند که به مردم میگن این مرتیکه جنسخراب داره جایگاه ما الیتها رو نابود میکنه، یادتون نره که شما نیاز به هدایتگری ما دارید و اگه ما نباشیم پسرفت میکنید به قرون وسطی! پس برید حسابش رو برسید.
بارها گفتم که مهمترین اتفاقات دنیا تو آمریکا میفته، و ترامپ یکی از مهمترین اتفاقات آمریکا بود. این فقط یه دوره ریاستجمهوری نیست. یه تحول در تعریف خیلی چیزهاست. ترامپ یکی از همین طبقه یک درصدی بود، که مثل اسب تروا مردم عادی رو سوار خودش کرد و برد داخل قلعهشون! معلومه که باید به خونش تشنه باشن.
به اینها به درستی «الیت» اطلاق میشه، چون خودشون رو طبقه فهیم جامعه میدونن و علنا ابراز میکنند که اونها صلاح بشریت و صلاح جامعه آمریکا رو بهتر از مردم عادی میتونن تشخیص بدن.
ترامپ با زیرکی قلابی بودن این «برتری خودادعایی» رو مورد حمله قرار میده، و میپرسه برترند؟ خب تو چی برترند؟ تو پول؟ خب اونو که منم دارم. تو شهرت؟ خب اونو که من از همه بیشتر دارم. تو هوش؟ تو اون هم به گرد من نمیرسن (چرا؟ چون من بازیشون میدم، ولی اونا نمیتونن منو بازی بدن)، تو موقعیت اجتماعی؟ خب من منتخب مردم شدم، ولی اونا نیستن.
این حمله یه حمله واقعیه و زخم عمیقی ایجاد کرده. بیشتر این هیاهو رسانهای و فرهنگی که علیه ترامپ راه افتاده، خودجوش نیست، بلکه پاتک همون طبقه الیته که نه تنها موقعیت خودش بلکه تعریفی که همیشه ازش وجود داشته رو در خطر میبینه. اونها هستند که به مردم میگن این مرتیکه جنسخراب داره جایگاه ما الیتها رو نابود میکنه، یادتون نره که شما نیاز به هدایتگری ما دارید و اگه ما نباشیم پسرفت میکنید به قرون وسطی! پس برید حسابش رو برسید.
بارها گفتم که مهمترین اتفاقات دنیا تو آمریکا میفته، و ترامپ یکی از مهمترین اتفاقات آمریکا بود. این فقط یه دوره ریاستجمهوری نیست. یه تحول در تعریف خیلی چیزهاست. ترامپ یکی از همین طبقه یک درصدی بود، که مثل اسب تروا مردم عادی رو سوار خودش کرد و برد داخل قلعهشون! معلومه که باید به خونش تشنه باشن.
❤3
لطفا این سخنرانی رو گوش کنید. ۲۳ دقیقهست تقریبا. حمل برخودستایی نشه، ولی چیزی نمیگه که من نگفته باشم، و من یه پروفسور در بهترین دانشگاه ایران نیستم. یه کمسواد کممطالعهام با مدرک دیپلمی که معدلش افتضاح بود. اما میخوام از زبان این پروفسور بشنوید.
بعد یه نقدی دارم بش که چند ساعت بعد مینویسم. شما قول بدید که گوش بدید منم قول میدم که بنویسم.
بعد یه نقدی دارم بش که چند ساعت بعد مینویسم. شما قول بدید که گوش بدید منم قول میدم که بنویسم.
Anarchonomy
@sokhanranihaa – @sokhanranihaa- محمد فاضلی - افسانه پیل و پراید - کانال سخنرانی…
اگه تا آخر گوش داده باشید میبینید که کل تأکید استاد اینه که مسائل کشور رو باید آورد روی میز و خیلی جدی دربارهشون گفتگو انجام بشه.
همینکه چرا «گفتگو» به آجیل مشکلگشا در گفتمان عدهای از شخصیتهای استمرارطلب مخصوصا متمایلان به جریان اصلاحات تبدیل شده رو، باید با نهایت بدبینی قضاوت کرد. چون اولا سابقه خوبی در صداقت ندارند و بسیاری از کلمات رو از مفهوم واقعی خودشون تهی کردند، و دوم اینکه در حال حاضر یک جریان اخراجی هستند و یک اخراج شده به هرچیزی متوسل میشه تا به جایگاه سابقش برگرده. بنابراین بسیار محتمله که کل این صحبتها درباره گفتگو، صرفا ارسال این پیام به حاکمیت باشه که «نباید معامله با ما رو متوقف کنید». رهبر هم وقتی در سخنرانیش اشاره میکنه به ادعای خسته بودن مردم (که در حرفهای استاد فاضلی هم بش اشاره شد) و میگه مردم خسته نیستند شما خستهاید، خودش علامتیه ازینکه برخلاف توصیه قدیمی که به گفتار توجه کنید و نه به گوینده! باید اتفاقا به گوینده هم توجه کرد و دید چه کسی داره این خستگی عمومی رو مطرح میکنه و چه کسی داره حرف از گفتگو میزنه و هدفشون چی میتونه باشه.
اما بیاییم فرض کنیم هدف گوینده صرفا حل مشکلات باشه. تو هر گفتگوی ملی باید به سه تا سوال اساسی پاسخ داد: درباره چی؟ توسط چه کسی؟ و چگونه؟
باید اول مشخص باشه درباره چه موضوعی قراره گفتگو انجام بشه، بعد ببینیم میشه اصلا دربارهش حرف زد یا نه. مثلا موضوع کمکهای مالی و معنوی ایران به نیروهای فلسطینی و لبنانی یک مسئلهست در ایران امروز. آیا میشه دربارهش گفتگو کرد؟ گفتگوی ملی یعنی حکومت حرفاشو بزنه، مردم هم حرفاشون رو بزنن، و اگه حرف حکومت وزن کمتری پیدا کرد در برابر حرف مردم، حکومت بپذیره. طبعا اگه از قبل قرار باشه نپذیره، گفتگو هیچ معنیای نداره. حکومت ممکنه اجازه بده ملت هرچقدر خواستند درباره موضوع فلسطین مخالفت کنند، اما باز کار خودش رو بکنه. همونطور که در مورد تلگرام همه ملت یه حرفی زدن اما حکومت کار خودشو کرد. چرا کار خودش رو میکنه؟ چون اگه بخواد حرف مردم رو بپذیره یعنی باید قسمتی از قدرت خودش رو واگذار کنه. و هربار که باید حرف مردم رو در موضوعی بپذیره باید یه قسمت دیگه رو واگذار کنه. یه بار قدرت تعیین استراتژی در قبال فلسطین، یک بار قدرت تعیین استراتژی در قبال دسترسی به اطلاعات، یک بار تعیین تکلیف درباره نوع پوشش.. الی آخر. ضمن اینکه هربار که قسمتی از قدرت رو واگذار کنه، در قبالش اعتبار کسب نمیکنه، بلکه مقداری از اعتبارش هم از دست میده. مثلا اگه بعد از چهل سال حمایت همهجانبه از نیروهای فلسطینی، یهو تسلیم خواست عمومی بشه، یعنی تمام این چهل سال داشته به خطا میرفته و این یعنی یک فاجعه اعتباری. چطور ممکنه یک حکومت تمامیتخواه قدرت خودش رو واگذار کنه و با دست خودش اعتبار خودشو به باد بده؟
دوم و سوم اینکه این گفتگوها باید توسط چه کسانی و چگونه انجام بشه؟ حکومت که نمیتونه بیاد از تک تک هشتاد میلیوننفر بپرسه «شما میگید اسراییل رو به رسمیت بشناسیم یا نشناسیم؟». اگه بخواد درباره همه موضوعات رفراندوم برگزار کنه، عین ۳۶۵ روز سال باید مشغول رفراندوم باشه. قاعدتا باید احزابی تشکیل بشن تا هرکدوم طیفی از ایرانیان رو نمایندگی کنند و بعد حکومت با اون احزاب وارد گفتگو بشه. فرض کنید من و همفکرانم که در اقتصاد متمایل به بازار آزاد هستیم و در عینحال محافظهکاریم و در سیاست هم غربگرا و آمریکاگراییم میخوایم یه حزب بزنیم. خب اولا من نوعی چه کسانی رو میتونم انتخاب کنم که نماینده من در حزب باشند؟ مثلا میتونم رضا پهلوی رو انتخاب کنم؟ اگه خواستم فرهاد جعفری رو انتخاب کنم چی؟ اگه بتونم و این افراد در حزب به قدرت برسند، فرداش حکومت باید بشینه با اینا گفتگو کنه. چطور ممکنه که بتونه؟ یعنی بشینه با آدمهایی گفتگو کنه که تا دیروز واسه یکیشون غیابا حکم اعدام میداد و واسه اون یکی ۵۰۰ میلیون وثیقه گرفته تا بذاره تو خیابون تردد کنه! خود این هم یعنی واگذاری قدرت، و خود این هم با از دست دادن اعتبار همراهه. به این معنی که چهل سال داشتیم درباره این افراد و امثال این افراد، شکر میخوردیم!
از طرفی طبق قانون اولین چیزی که این حزب باید پایبندی خودش رو بش اعلام کنه چیه؟ ولایت فقیه! یعنی این حزب همون ابتدا به ساکن باید بپذیره که اگه حضرت آقا صبح پا شد گفت نباید ماشین آمریکایی وارد بشه، باید بگه چشم! اگه گفت نباید زیر سندی رو امضاء کنیم که ما رو ملزم میکنه به داشتن شفافیت مالی، باز هم باید بگه چشم! خب با این شرایط چطور ممکنه این حزب بتونه مثلا هدف بازار آزاد رو دنبال کنه؟
ادامه 👇
همینکه چرا «گفتگو» به آجیل مشکلگشا در گفتمان عدهای از شخصیتهای استمرارطلب مخصوصا متمایلان به جریان اصلاحات تبدیل شده رو، باید با نهایت بدبینی قضاوت کرد. چون اولا سابقه خوبی در صداقت ندارند و بسیاری از کلمات رو از مفهوم واقعی خودشون تهی کردند، و دوم اینکه در حال حاضر یک جریان اخراجی هستند و یک اخراج شده به هرچیزی متوسل میشه تا به جایگاه سابقش برگرده. بنابراین بسیار محتمله که کل این صحبتها درباره گفتگو، صرفا ارسال این پیام به حاکمیت باشه که «نباید معامله با ما رو متوقف کنید». رهبر هم وقتی در سخنرانیش اشاره میکنه به ادعای خسته بودن مردم (که در حرفهای استاد فاضلی هم بش اشاره شد) و میگه مردم خسته نیستند شما خستهاید، خودش علامتیه ازینکه برخلاف توصیه قدیمی که به گفتار توجه کنید و نه به گوینده! باید اتفاقا به گوینده هم توجه کرد و دید چه کسی داره این خستگی عمومی رو مطرح میکنه و چه کسی داره حرف از گفتگو میزنه و هدفشون چی میتونه باشه.
اما بیاییم فرض کنیم هدف گوینده صرفا حل مشکلات باشه. تو هر گفتگوی ملی باید به سه تا سوال اساسی پاسخ داد: درباره چی؟ توسط چه کسی؟ و چگونه؟
باید اول مشخص باشه درباره چه موضوعی قراره گفتگو انجام بشه، بعد ببینیم میشه اصلا دربارهش حرف زد یا نه. مثلا موضوع کمکهای مالی و معنوی ایران به نیروهای فلسطینی و لبنانی یک مسئلهست در ایران امروز. آیا میشه دربارهش گفتگو کرد؟ گفتگوی ملی یعنی حکومت حرفاشو بزنه، مردم هم حرفاشون رو بزنن، و اگه حرف حکومت وزن کمتری پیدا کرد در برابر حرف مردم، حکومت بپذیره. طبعا اگه از قبل قرار باشه نپذیره، گفتگو هیچ معنیای نداره. حکومت ممکنه اجازه بده ملت هرچقدر خواستند درباره موضوع فلسطین مخالفت کنند، اما باز کار خودش رو بکنه. همونطور که در مورد تلگرام همه ملت یه حرفی زدن اما حکومت کار خودشو کرد. چرا کار خودش رو میکنه؟ چون اگه بخواد حرف مردم رو بپذیره یعنی باید قسمتی از قدرت خودش رو واگذار کنه. و هربار که باید حرف مردم رو در موضوعی بپذیره باید یه قسمت دیگه رو واگذار کنه. یه بار قدرت تعیین استراتژی در قبال فلسطین، یک بار قدرت تعیین استراتژی در قبال دسترسی به اطلاعات، یک بار تعیین تکلیف درباره نوع پوشش.. الی آخر. ضمن اینکه هربار که قسمتی از قدرت رو واگذار کنه، در قبالش اعتبار کسب نمیکنه، بلکه مقداری از اعتبارش هم از دست میده. مثلا اگه بعد از چهل سال حمایت همهجانبه از نیروهای فلسطینی، یهو تسلیم خواست عمومی بشه، یعنی تمام این چهل سال داشته به خطا میرفته و این یعنی یک فاجعه اعتباری. چطور ممکنه یک حکومت تمامیتخواه قدرت خودش رو واگذار کنه و با دست خودش اعتبار خودشو به باد بده؟
دوم و سوم اینکه این گفتگوها باید توسط چه کسانی و چگونه انجام بشه؟ حکومت که نمیتونه بیاد از تک تک هشتاد میلیوننفر بپرسه «شما میگید اسراییل رو به رسمیت بشناسیم یا نشناسیم؟». اگه بخواد درباره همه موضوعات رفراندوم برگزار کنه، عین ۳۶۵ روز سال باید مشغول رفراندوم باشه. قاعدتا باید احزابی تشکیل بشن تا هرکدوم طیفی از ایرانیان رو نمایندگی کنند و بعد حکومت با اون احزاب وارد گفتگو بشه. فرض کنید من و همفکرانم که در اقتصاد متمایل به بازار آزاد هستیم و در عینحال محافظهکاریم و در سیاست هم غربگرا و آمریکاگراییم میخوایم یه حزب بزنیم. خب اولا من نوعی چه کسانی رو میتونم انتخاب کنم که نماینده من در حزب باشند؟ مثلا میتونم رضا پهلوی رو انتخاب کنم؟ اگه خواستم فرهاد جعفری رو انتخاب کنم چی؟ اگه بتونم و این افراد در حزب به قدرت برسند، فرداش حکومت باید بشینه با اینا گفتگو کنه. چطور ممکنه که بتونه؟ یعنی بشینه با آدمهایی گفتگو کنه که تا دیروز واسه یکیشون غیابا حکم اعدام میداد و واسه اون یکی ۵۰۰ میلیون وثیقه گرفته تا بذاره تو خیابون تردد کنه! خود این هم یعنی واگذاری قدرت، و خود این هم با از دست دادن اعتبار همراهه. به این معنی که چهل سال داشتیم درباره این افراد و امثال این افراد، شکر میخوردیم!
از طرفی طبق قانون اولین چیزی که این حزب باید پایبندی خودش رو بش اعلام کنه چیه؟ ولایت فقیه! یعنی این حزب همون ابتدا به ساکن باید بپذیره که اگه حضرت آقا صبح پا شد گفت نباید ماشین آمریکایی وارد بشه، باید بگه چشم! اگه گفت نباید زیر سندی رو امضاء کنیم که ما رو ملزم میکنه به داشتن شفافیت مالی، باز هم باید بگه چشم! خب با این شرایط چطور ممکنه این حزب بتونه مثلا هدف بازار آزاد رو دنبال کنه؟
ادامه 👇
❤4
پس مجموعا اگه قرار باشه این اتفاقات بیفته، لازمهش اینه که جمهوریاسلامی از چیزی که الان هست کاملا تغییر ماهیت بده و تبدیل بشه به حکومتی کاملا متفاوت، که لازمهش اینه که قانون اساسی تغییر پیدا کنه. اما استاد میفرمایند این اتفاقات باید در همین نظام رخ بده! که یه جور گزاره متناقض توش هست: جمهوریاسلامی باید بماند، تا به چیزی غیر از جمهوریاسلامی تبدیل شود!.. خب یعنی چه؟
ایشون تأکید میکنه که انقلاب در ایران جواب نمیده، چون در خاورمیانه جواب نمیده! اولا طبق توضیحات بالا، این تغییرات هیچچیز نیست جز یک انقلاب. مگه انقلاب شاخ و دم داره؟ در چهل سال گذشته ولی فقیه در تمام شئونات زندگی ما دخالت کرده، حالا بیاییم تغییراتی بدیم که دیگه نتونه در شئونات زندگی ما دخالت کنه. خب این انقلاب نیست؟ دوما بر چه مبنایی خاورمیانه و مثلا مصر، همتراز ما هستند که بعد سرنوشتمون هم بخواد با اونا مشترک بشه؟ در مصر افراطیهای مذهبی چنان پرنفوذ و پرتعداد هستند که جز نیروی زورگوی ارتش چیزی جلودارشون نیست، و در ایران افراطیهای مذهبی حتی با وجود پشتوانههای بیحساب مالی و نظامی که در اختیار دارن هم به انزوا افتادند. چطور این دو جامعه تا این حد متفاوت رو همسرنوشت فرض میکنید؟
ایشون از طرفی و به درستی اذعان داره که اگه تحولی رخ نده، به ته دره خواهیم رفت. و از طرفی میگه انقلاب خطرناکه! یعنی هزینههای انقلاب از چیزی که ته دره انتظارمون رو میکشه بدتره؟
خیلی جالبه که میگن اگه همین روند ادامه پیدا کنه مثل سوریه میشیم، بعد میگن انقلاب بده، چون مثل سوریه میشیم! همینقدر خندهدار.
همینکه این صحبتها مطرح بشه و مردم بیشتر با واقعیت آشنا بشن برای همه بهتره. اما صرفا مطلع شدن از فرداهای دردناک کافی نیست. باید این شجاعت هم بوجود بیاد که خودمون فاعل تحول بشیم. اگه قراره درد شدیدی تحمل کنیم، بهتره خودمون یه نقشی داشته باشیم تا اینکه فقط تماشا کنیم که چجوری اتفاق میفته.
ایشون تأکید میکنه که انقلاب در ایران جواب نمیده، چون در خاورمیانه جواب نمیده! اولا طبق توضیحات بالا، این تغییرات هیچچیز نیست جز یک انقلاب. مگه انقلاب شاخ و دم داره؟ در چهل سال گذشته ولی فقیه در تمام شئونات زندگی ما دخالت کرده، حالا بیاییم تغییراتی بدیم که دیگه نتونه در شئونات زندگی ما دخالت کنه. خب این انقلاب نیست؟ دوما بر چه مبنایی خاورمیانه و مثلا مصر، همتراز ما هستند که بعد سرنوشتمون هم بخواد با اونا مشترک بشه؟ در مصر افراطیهای مذهبی چنان پرنفوذ و پرتعداد هستند که جز نیروی زورگوی ارتش چیزی جلودارشون نیست، و در ایران افراطیهای مذهبی حتی با وجود پشتوانههای بیحساب مالی و نظامی که در اختیار دارن هم به انزوا افتادند. چطور این دو جامعه تا این حد متفاوت رو همسرنوشت فرض میکنید؟
ایشون از طرفی و به درستی اذعان داره که اگه تحولی رخ نده، به ته دره خواهیم رفت. و از طرفی میگه انقلاب خطرناکه! یعنی هزینههای انقلاب از چیزی که ته دره انتظارمون رو میکشه بدتره؟
خیلی جالبه که میگن اگه همین روند ادامه پیدا کنه مثل سوریه میشیم، بعد میگن انقلاب بده، چون مثل سوریه میشیم! همینقدر خندهدار.
همینکه این صحبتها مطرح بشه و مردم بیشتر با واقعیت آشنا بشن برای همه بهتره. اما صرفا مطلع شدن از فرداهای دردناک کافی نیست. باید این شجاعت هم بوجود بیاد که خودمون فاعل تحول بشیم. اگه قراره درد شدیدی تحمل کنیم، بهتره خودمون یه نقشی داشته باشیم تا اینکه فقط تماشا کنیم که چجوری اتفاق میفته.
❤5
جورج گالووی که مشهوره به تبلیغ واسه بایکوت کردن محصولات اسراییل (و واسه پرستیوی هم برنامه اجرا میکرد) تو یه رستوران اسراییلی تو لندن دیدن که داره صبحانه شاکشوکا (املت) میخوره!
#شارلاتان
#شارلاتان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عربستان یه سایت آموزش تلاوت مجازی راه انداخته زیر نظر استاد سُدیس! که کاملا رایگان به علاقمندان از سراسر دنیا مشاوره آنلاین میده. یه بچه رو هم نشون میده از سوئد وصل شده تمرین میکنه!