اختلاف غرب از یک طرف و چین و روسیه از طرف دیگه، سر وجود یا عدم وجود رهبر و پیشوا نیست. پوتین، رهبر روسیه نیست. مدیر این کشوره. در کشورهای عقبافتاده معمولا این دو مفهوم رو با هم اشتباه میگیرند. رهبر کسیه که وقتی مردم ندونند باید چه کرد، داوطلبانه بش مراجعه میکنند. این دو خاصیت باید باهم باشه: هم ندونند باید چه کرد، هم خودشون بش مراجعه کنند. اگه بدونند، و باز هم بش مراجعه کنند، اون دیگه رهبر نیست. یه چیز دیگهست. یا اگه ندونند، و مراجعه هم نکنند، بلکه اون فرد بشون مراجعه کنه، باز هم رهبر نیست، یه چیز دیگهست. مردم روسیه با پوتین چنین نسبتی ندارند. پوتین در حال رهبریشون نیست، در حال مدیریت زندگیشونه (اینکه چقدر میتونه وارد جزییات زندگیشون بشه به مقدار قدرتش و دامنه تسلطش به ابزار که همون تکنولوژیه، بستگی داره). پس این حرف که روسیه ثبات دارد چون رهبر دارد، و فرانسه پادرهواست چون رهبر ندارد، بیاساسه. تفاوت در اینه که در یکی مدیریت زندگی مردم به یک فرد، یا اوباشی که اون فرد کنترل میکنه، سپرده شده. و در اون یکی نظام بروکراتیک داره زندگی مردم رو مدیریت میکنه که خود مردم در طراحی و تنظیمش نقش دارند. و همچنین این سوال که «آیا میتوان ثبات روسیه را انکار کرد؟» بلاموضوعه. اتفاقا چون دارد مدیریت صورت میگیرد، ثبات به یک چالش تبدیل شده. اینکه در ایجاد این ثبات، مدیریت فردی نسبت به مدیریت دموکراتیک بازده بیشتری داشته، اهمیت نداره. مثل اینه که با چوب بزنند پای بچه رو بشکنند، بعد دعوا کنند سر اینکه شکستهبند سنتی سریعتر و ارزانتر میتونه درمانش کنه یا مراجعه به بیمارستان! خود این دعوا، یک اضافهی تحمیل شدهست. و گرنه راه حل اینه که ابتدا به ساکن چوب نزنید به پای بچه!
لذا اینکه گفته بشه در یک سیستم آنارشیستی با قحطی رهبر مواجه خواهیم بود، یک آدرس غلطه. چون همین الان در قحطی رهبر قرار داریم، و البته در وفور مدیر! اتفاقا در سیستم آنارشیستی، هرچند تضمین شده نیست، اما پتانسیلش وجود داره که با بیشماررهبر مواجه بشیم. یعنی نه تنها مدیر نخواهیم داشت، بلکه رهبر یگانه هم نخواهیم داشت. بلکه مجموعهای بزرگ از رهبران رو خواهیم داشت که هر کدوم مرجع اجتماع خاص خودشون هستند، که میتونه بسیار محلی، یا بسیار تخصصی باشه. در اقتصاد غیرمتمرکز بلاکچینی، اشعهای ازین تحول در حال رویته. در این اقتصاد، که باید به عنوان هدف بش نگاه کرد و به سمتش رفت، دیگه مدیریت نخواهیم شد، اما مراجعه داوطلبانه به رهبرها، زیاد خواهیم داشت.
لذا اینکه گفته بشه در یک سیستم آنارشیستی با قحطی رهبر مواجه خواهیم بود، یک آدرس غلطه. چون همین الان در قحطی رهبر قرار داریم، و البته در وفور مدیر! اتفاقا در سیستم آنارشیستی، هرچند تضمین شده نیست، اما پتانسیلش وجود داره که با بیشماررهبر مواجه بشیم. یعنی نه تنها مدیر نخواهیم داشت، بلکه رهبر یگانه هم نخواهیم داشت. بلکه مجموعهای بزرگ از رهبران رو خواهیم داشت که هر کدوم مرجع اجتماع خاص خودشون هستند، که میتونه بسیار محلی، یا بسیار تخصصی باشه. در اقتصاد غیرمتمرکز بلاکچینی، اشعهای ازین تحول در حال رویته. در این اقتصاد، که باید به عنوان هدف بش نگاه کرد و به سمتش رفت، دیگه مدیریت نخواهیم شد، اما مراجعه داوطلبانه به رهبرها، زیاد خواهیم داشت.
Anarchonomy
کار این هنرمند عزیز خیلی مفهومیه مغزم نمیکشه
فکر کنم فهمیدم.. این اثر سه پیام رو داره با هم منتقل میکنه
اول اینکه اگه سرمایهداری افسارگسیخته رو همینطور ادامه بدیم مردم انقدر به فلاکت میفتند که نردبان استخر هم میکنن میبرن، بدون اینکه کاربردی براشون داشته باشه. مثل پرویز پرستویی در فیلم شوخی که صندلی هواپیما رو برداشت آورد گذاشت تو اتاقش.
دوم اینکه به خاطر سرمایهداری افسارگسیخته استخر و شنا و زنان لخت و مشروب و اینها اختصاص پیدا میکنه به طبقه یک درصدی جامعه و بقیه مردم باید در آپارتمانهای کوچک شون صرفا به نمادهای اینها دسترسی داشته باشند. همونطور که نمیتونند لامبورگینی بخرند اما با پلیاستیشن با لامبورگینی مجازی، سواری میکنند، و نمیتونند ازین درخت کریسمسهای بزرگ داشته باشن و ازین پلاستیکیهای کوچکش رو میخرند.
سوم اینکه در سرمایهداری افسارگسیخته کار و تلاش برای مردم عادی متضمن ارتقاء اجتماعی نیست، بلکه قراره بیان بالا تا ببینند پولدارها چقدر بالاتر قرار دارند. در واقع غایت کسب درآمد، کشف پتانسیل خویشتن نیست، بلکه کشف گستره ثروت و نفوذ سرمایهدارهاست. استخر نماد غوطهوری در فقره. ملت تا وقتی در این فقر غوطهورند درکی از ثروت و قدرت طبقات بالاتر ندارند، و به چنین جماعتی نمیشه فخرفروشی کرد، چون اساسا رنج زندگی بشون اجازه نمیده بفهمند که چه خبره. بنابراین سرمایهدار، پلههایی براشون قرار میده تا کمی بالاتر بیان و از فلاکت محض خارج بشن و کمی رفاه داشته باشند و درس بخونند و اوقات فراغت پیدا کنند، تا نهایتا بتونند درک کنند که سطوح بالاتر ثروت چه فضایی داره، و بش غبطه بخورند، و بشه بشون فخر فروخت.
اول اینکه اگه سرمایهداری افسارگسیخته رو همینطور ادامه بدیم مردم انقدر به فلاکت میفتند که نردبان استخر هم میکنن میبرن، بدون اینکه کاربردی براشون داشته باشه. مثل پرویز پرستویی در فیلم شوخی که صندلی هواپیما رو برداشت آورد گذاشت تو اتاقش.
دوم اینکه به خاطر سرمایهداری افسارگسیخته استخر و شنا و زنان لخت و مشروب و اینها اختصاص پیدا میکنه به طبقه یک درصدی جامعه و بقیه مردم باید در آپارتمانهای کوچک شون صرفا به نمادهای اینها دسترسی داشته باشند. همونطور که نمیتونند لامبورگینی بخرند اما با پلیاستیشن با لامبورگینی مجازی، سواری میکنند، و نمیتونند ازین درخت کریسمسهای بزرگ داشته باشن و ازین پلاستیکیهای کوچکش رو میخرند.
سوم اینکه در سرمایهداری افسارگسیخته کار و تلاش برای مردم عادی متضمن ارتقاء اجتماعی نیست، بلکه قراره بیان بالا تا ببینند پولدارها چقدر بالاتر قرار دارند. در واقع غایت کسب درآمد، کشف پتانسیل خویشتن نیست، بلکه کشف گستره ثروت و نفوذ سرمایهدارهاست. استخر نماد غوطهوری در فقره. ملت تا وقتی در این فقر غوطهورند درکی از ثروت و قدرت طبقات بالاتر ندارند، و به چنین جماعتی نمیشه فخرفروشی کرد، چون اساسا رنج زندگی بشون اجازه نمیده بفهمند که چه خبره. بنابراین سرمایهدار، پلههایی براشون قرار میده تا کمی بالاتر بیان و از فلاکت محض خارج بشن و کمی رفاه داشته باشند و درس بخونند و اوقات فراغت پیدا کنند، تا نهایتا بتونند درک کنند که سطوح بالاتر ثروت چه فضایی داره، و بش غبطه بخورند، و بشه بشون فخر فروخت.
❤2
اگه دروغ ۱۵۰۰ نفر رو باور نکرده باشیم، میدونستیم که کشتار آبان ۹۸ خیلی بیشتر ازین حرفها بود. بیشتر از اعدامهای ۶۷. با این تفاوت که ما هیچ ارتباط شخصی با اعدامهای دهه شصت نداشتیم اما قربانیان آبان در کوچه خیابانهای محله خودمون بودند و اعلامیه ترحیمشون رو دیدیم، و بدون مهمان برگزار شدن ختمشون رو. آدمهای نگونبختی که بعضیهاشون فقط داشتند از خرید بر میگشتند که گلوله خوردند. مغازهداری که حتی از جایی به جایی هم نمیرفت و فقط ایستاده بود. کارگری که اون روزها داشت تا دیروقت کار میکرد که بتونه بیشتر پسانداز کنه برای نو کردن وسایل خونهش. اگه چهره حسن روحانی و جواب دادنش به خبرنگاران رو میدیدید، و حس نفرت کمتری در شما ایجاد میشد نسبت به دیدن حجاج بن یوسف فعلی با اون بیعرضگیش در حرف زدن و لاپوشانی، یعنی سنسورهای شما هنوز تنظیم نیستند.
❤5
حدودن سه سال پیش پورمحمدی در رسانه رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، و گرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه! یعنی خیر و صلاح این بود که سکوت کنه و جنایت رو نادیده بگیره و بعد خودش به مقام رهبری برسه! یعنی خدمت به نظام، چه در مقام رهبر چه در مقام دادستان و قاضی، خیر ماست، نه حساسیت به اخلاقیات! اگه به قتل حساس باشی اما فرصت خدمت به حکومت اسلامی رو از دست بدی، چه فایده داره؟ ما مگه مسلمان شیعه نیستیم؟ خب اخلاقیات ما رو باید اماممون تعیین کنه، و اماممون میگه این قتلها، گناه نیست. ثواب هم داره!
❤4
Anarchonomy
حدودن سه سال پیش پورمحمدی در رسانه رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، و گرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه!…
در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه، اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی میدیدند. یعنی شما نگران آه و ناله خانوادهها هستید؟ میدیم بچههای امنیتی ساکتشون کنند! در مورد قضاوت تاریخ هم پاسخ این بود که ما مکلف به وظیفه ایمانی و شرعی هستیم، نه مکلف به تاریخ.
منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسه انقلاب همهچیزش سوخت و یک تکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچه طلبههای وحشی رو بگیرم. عمرش رو در حوزه گذرونده بود اما درک نکرده بود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از ترحم علی نسبت به اسراء در جنگ جمل مثال میزنه. چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه. در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند. چون فقط بحث نظری بود. اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوه اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه. دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسه انقلاب همهچیزش سوخت و یک تکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچه طلبههای وحشی رو بگیرم. عمرش رو در حوزه گذرونده بود اما درک نکرده بود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از ترحم علی نسبت به اسراء در جنگ جمل مثال میزنه. چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه. در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند. چون فقط بحث نظری بود. اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوه اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه. دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
❤4
Anarchonomy
در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه، اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی…
وقتی شجاعت این رو نداری که بپذیری غرب در علوم انسانی از ما خیلی جلوتره، زحمت اینکه از پیله دربیای رو به خودت نمیدی. اروپاییها خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که با همون انجیلی که آدم رو مجاب میکنه کنار بیماران جذامی بخوابه، میشه آدمها رو زنده زنده هم سوزاند! و خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که بین کسانی که از انجیل، خوابیدن کنار جذامیها رو فهمیدند، و کسانی که زنده سوزی رو فهمیدند، همیشه دومی برنده خواهد بود. چون با مقتضیات خشونتطلبانه قدرت، هماهنگی داره. پس برای نجات انسان، تو زمین انجیل نباید بازی کرد. باید ساختار فکری و فلسفی جدیدی ساخت که مافوق خدا و همه کتابهای قطورش قرار بگیره. که دیگه مهم نباشه محمد چهارده قرن پیش با فلان اسیر چه کرد، و با بهمان اسیر چه نکرد. چون برای انسان امروز جایگاه و حقی تعریف شده که سیره نبوی نمیتونه هیچ خللی بش وارد کنه. انسان رو به خاطر عقیدهش نباید کشت، چون هیچکس در جایگاهی نیست که حق حیات رو به این دلیل ازش بگیره. مهم نیست پیامبر اگر زنده بود چه تصمیمی دربارهش میگرفت.
منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شده بود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشه غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو. و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شده بود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشه غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو. و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
❤6
Anarchonomy
Photo
محمود فرجامی در سنی قرار داره که در اون سن اگه همه و همه کرونا بگیرند، شاید کمتر از یک درصدشون راهی بیمارستان شده و بستری بشن. اما ازینکه دولت نروژ واکسینهش نکرده دلخور شده از «خارج»، اما نه از همهی خارج. چون از ترکیه که خیلی زود بش واکسن زدن، رضایت داره.
نروژ حاضر نیست هر واکسنی به شهروندش بزنه، پس صبر میکنه سهمیه فایزر برسه، و فایزر ناگهان سهمیهشون رو کم میکنه. اما ترکیه از واکسن آشغال چینی هم استفاده میکنه که تیراژش بالاتره. و با اینکه تیراژ تولیدش بالاتره همین الان ترکیه به نزدیک ۲۰ درصد مردم دو دوز رو تزریق کرده. این مقدار در نروژ از ۳۰ درصد بالاتر رفته. البته ۳۰ درصد پنج میلیون خیلی کمتر از ۲۰ درصد هشتاد میلیون نفره. ولی فایزر هم اینو میدونه و با منطق «شما فعلا وضعتون خوبه» سهمیه رو کم میکنه.
خیلی مسئله پیچیدهای نیست. اگه من هم نروژی بودم و با اینکه خطری تهدیدم نمیکنه اصرار داشتم که واکسن بزنم، ترجیح میدادم بیشتر صبر کنم که فایزر سهمیه رو بده، تا هر آشغال دیگهای رو بزنم.
اما...
مردم باید در انتخاب آشغال آزاد باشند. اگه آزاد بودند، احتمالا خیلی از نروژیها هم واکسن چینی رو انتخاب میکردند (نمیتونم حدس بزنم چند درصدشون، چون از غلظت نگاه منفیشون به چین بیخبرم). اینطور نیست که دولت ترکیه به این آزادی، اعتقاد داشته باشه. اونها فقط میخوان تعداد بیشتری بزنن بره.
و نکته بسیار ظریف همینجاست.. محمود فرجامی از دولتی که تصمیم رو به مردم بسپاره خوشش نمیاد، چه دولت نروژ باشه چه دولت ترکیه. بلکه نگاهش اینه: تو دولتی، تو قیم منی، تو ولی منی، من نمیدونم واکسن از کجا گیر میاری، باید تا میتونی سریع گیر بیاری و زودتر کار رو تموم کنی، تو باید بتونی کار رو سریع تموم کنی، چون دولتی.
و چون دولت نروژ نتونسته سریع تموم کنه، تو ذوقش میخوره. نه ازینکه اجازه انتخاب نداشته.
دقیقا همین آدمها هستند که با پروژههای عمرانی به وجد میان. تو همون نروژ اگه تونلی زده بشه که از لحاظ مهندسی یک شاهکار باشه، دوباره عشقش به دولت نروژ زنده میشه. ازینکه مالیاتدهنده مجبوره پول ساخت اون تونل رو بده، بدون اینکه نیازی بش داشته باشه و یا با قیمتش موافق باشه، نتیجه نمیگیره که «خارج اونقدرا که میگن هم جالب نیست».
نروژ حاضر نیست هر واکسنی به شهروندش بزنه، پس صبر میکنه سهمیه فایزر برسه، و فایزر ناگهان سهمیهشون رو کم میکنه. اما ترکیه از واکسن آشغال چینی هم استفاده میکنه که تیراژش بالاتره. و با اینکه تیراژ تولیدش بالاتره همین الان ترکیه به نزدیک ۲۰ درصد مردم دو دوز رو تزریق کرده. این مقدار در نروژ از ۳۰ درصد بالاتر رفته. البته ۳۰ درصد پنج میلیون خیلی کمتر از ۲۰ درصد هشتاد میلیون نفره. ولی فایزر هم اینو میدونه و با منطق «شما فعلا وضعتون خوبه» سهمیه رو کم میکنه.
خیلی مسئله پیچیدهای نیست. اگه من هم نروژی بودم و با اینکه خطری تهدیدم نمیکنه اصرار داشتم که واکسن بزنم، ترجیح میدادم بیشتر صبر کنم که فایزر سهمیه رو بده، تا هر آشغال دیگهای رو بزنم.
اما...
مردم باید در انتخاب آشغال آزاد باشند. اگه آزاد بودند، احتمالا خیلی از نروژیها هم واکسن چینی رو انتخاب میکردند (نمیتونم حدس بزنم چند درصدشون، چون از غلظت نگاه منفیشون به چین بیخبرم). اینطور نیست که دولت ترکیه به این آزادی، اعتقاد داشته باشه. اونها فقط میخوان تعداد بیشتری بزنن بره.
و نکته بسیار ظریف همینجاست.. محمود فرجامی از دولتی که تصمیم رو به مردم بسپاره خوشش نمیاد، چه دولت نروژ باشه چه دولت ترکیه. بلکه نگاهش اینه: تو دولتی، تو قیم منی، تو ولی منی، من نمیدونم واکسن از کجا گیر میاری، باید تا میتونی سریع گیر بیاری و زودتر کار رو تموم کنی، تو باید بتونی کار رو سریع تموم کنی، چون دولتی.
و چون دولت نروژ نتونسته سریع تموم کنه، تو ذوقش میخوره. نه ازینکه اجازه انتخاب نداشته.
دقیقا همین آدمها هستند که با پروژههای عمرانی به وجد میان. تو همون نروژ اگه تونلی زده بشه که از لحاظ مهندسی یک شاهکار باشه، دوباره عشقش به دولت نروژ زنده میشه. ازینکه مالیاتدهنده مجبوره پول ساخت اون تونل رو بده، بدون اینکه نیازی بش داشته باشه و یا با قیمتش موافق باشه، نتیجه نمیگیره که «خارج اونقدرا که میگن هم جالب نیست».
نسیم طالب: بیتکوین انقدر شکست خورده که من چندماه است که هرروز گوشیام را برمیدارم و توعیت میزنم که شکست خورده! البته راستش یک مقدارش به این خاطر است که ازین جماعت بیتکوینی متنفرم. عوضیها برای خودشان فرقه درست کردهاند و اقلیت متعصب شدهاند. آخر میدانید، من خودم در کتابم گفتم اقلیتهای متعصب نهایتا پیروز میشوند، و این حرصم را درمیآورد.
عه.. این باید تو اقوالالانعام درج میشد که.
عه.. این باید تو اقوالالانعام درج میشد که.
«چرا چین فیسبوک و گوگل رو فقط یکبار لازم بود بن کنه، اما بیتکوین رو همینجور هرسال باید بن کنه؟»
فقط به طرز حرف زدن رییس انجمن داروسازان نگاه کنید. لشکرکشی! ما هم میتونستیم! سرمایهداران سیریناپذیر!
حقیقتا در بد منجلابی فرو رفتیم. از یک طرف نماینده صنفی که رسما دارند پول پارو میکنند، و تنها اونها هستند که در هر شرایط اقتصادی پول پارو میکنند، ژست ضدسرمایهداری میگیره تا از رانت سنتی که تا الان در اختیار داشته دفاع کنه، ازون طرف زالوهای متصل به وزارت بهداشت با ژست بازار آزاد و رقابتی! میخوان محدودیتهای فاصلهای و جمعیتی برای صدور جواز داروخانه رو بردارند تا داروسازهای کلهگنده حکومتی بتونند خیابانها رو با شعب متعدد هایپرمارکتهای دارویی پر کنند! که نه بقای سیستم قبلی به نفع مردم بود، نه برنده شدن حتمی آمازونهای حکومتی!.. البته هر دو طرف درباره منافع ما مردم وراجی زیاد خواهند کرد.
حقیقتا در بد منجلابی فرو رفتیم. از یک طرف نماینده صنفی که رسما دارند پول پارو میکنند، و تنها اونها هستند که در هر شرایط اقتصادی پول پارو میکنند، ژست ضدسرمایهداری میگیره تا از رانت سنتی که تا الان در اختیار داشته دفاع کنه، ازون طرف زالوهای متصل به وزارت بهداشت با ژست بازار آزاد و رقابتی! میخوان محدودیتهای فاصلهای و جمعیتی برای صدور جواز داروخانه رو بردارند تا داروسازهای کلهگنده حکومتی بتونند خیابانها رو با شعب متعدد هایپرمارکتهای دارویی پر کنند! که نه بقای سیستم قبلی به نفع مردم بود، نه برنده شدن حتمی آمازونهای حکومتی!.. البته هر دو طرف درباره منافع ما مردم وراجی زیاد خواهند کرد.
مناطق قرمز، تحت کنترل دولت افغانستان هستند. که فعلا شامل بیشتر تراکم جمعیتی میشه. بقیهش به کنترل طالبان افتاده. ارتش آمریکا نمیتونه جلوی این پیشروی رو بگیره، اما حتی به خودشون زحمت نمیدن که خودروهای زرهی غنیمت گرفته شده رو بزنند، که براشون اصلا کاری نداره.
چه جوانهای آمریکایی نازنینی که به خاطر این پروژه بیسرانجام کشته شدند. چون «دموکراسی» آدمهایی رو در مسند قدرت قرار داد که انجامش بدهند.
چه جوانهای آمریکایی نازنینی که به خاطر این پروژه بیسرانجام کشته شدند. چون «دموکراسی» آدمهایی رو در مسند قدرت قرار داد که انجامش بدهند.
یه چیزی وجود داره که از رییسجمهور شدن رئیسی و روحانی و آدمکشهای مشابه، بدتره. و اون هم اینه که دولتپرستهای فاشیستی مثل این به دولتهای ایران مشاوره بدن، و یه چیزی بدتر ازینکه دولتپرستهای فاشیستی مثل این به دولتهای ایران مشورت بدن وجود داره، و اونم اینه که دولتهای ایران عرضه اینکه این سیستمهای کنترلی رو پیاده کنند، بدست بیارن.
https://t.me/zistboommedia/418
https://t.me/zistboommedia/418
Telegram
مدرسه علوم انسانی
⚛کشورداری آلمانی؛ پدرت معلوم نیست؟ باشد، آدرست کجاست؟
🖌دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه…
🖌دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه…
❤2
کدوم تحقیقات رو میگه؟ در این باره گزارش فوت هست، نه تحقیق. اون گزارشها هم ذکر میکنند طرف بیماری قلبی داشته و خبر نداشته، و سنکوپ حاصل از محرک دمایی، باعث ایست قلبی شده. هرچند که کسی که بیماری قلبی داره، اگه گرمازده بشه هم ممکنه خیلی راحت فوت کنه. چه آب یخ بخوره چه نخوره.
به جای پرهیز از خوردن آب یخ و سلام دادن به حسین، در هر سنی هستید به پزشک مراجعه کنید و چکآپ بشید.
به جای پرهیز از خوردن آب یخ و سلام دادن به حسین، در هر سنی هستید به پزشک مراجعه کنید و چکآپ بشید.
- در توعیتر ۹۰ درصد توعیتها رو ۳ درصد جمعیت آمریکا میزنند
- و فقط ۸ درصد جمعیت آمریکا اونها رو میخونند.
- اگه این مخاطبان ۸ درصدی یک ایالت بودند، مثبت ۱۵ متمایل به حزب دموکرات بودند، مثل ورمونت (جایی که از توش برنیسندرز درمیاد)
- اگه اون ۳ درصد توعیتزننده هم یک ایالت بودند، مثبت ۴۳ متمایل به حزب دموکرات بودند، یعنی ۳ برابر دموکراتتر از کالیفرنیا!
چند روز پیش مشخص شد حزب دموکرات یک خط ارتباطی مستقیم داره با مدیریت توعیتر، و بشون «حکم» میده که جلوی فلان توعیت و فلان کاربر رو بگیرید.
اساسا نباید این شرکت رو وارد بحثهای مربوط به سرمایهداری کرد. این بیشتر یک موسسه سیاسیه تا شرکت تجاری.
- و فقط ۸ درصد جمعیت آمریکا اونها رو میخونند.
- اگه این مخاطبان ۸ درصدی یک ایالت بودند، مثبت ۱۵ متمایل به حزب دموکرات بودند، مثل ورمونت (جایی که از توش برنیسندرز درمیاد)
- اگه اون ۳ درصد توعیتزننده هم یک ایالت بودند، مثبت ۴۳ متمایل به حزب دموکرات بودند، یعنی ۳ برابر دموکراتتر از کالیفرنیا!
چند روز پیش مشخص شد حزب دموکرات یک خط ارتباطی مستقیم داره با مدیریت توعیتر، و بشون «حکم» میده که جلوی فلان توعیت و فلان کاربر رو بگیرید.
اساسا نباید این شرکت رو وارد بحثهای مربوط به سرمایهداری کرد. این بیشتر یک موسسه سیاسیه تا شرکت تجاری.
Fidra
Last Days
هیچ جای دنیا ترسناکتر از جایی که هیچچیز جز خودت نیست، نیست.. چون عادت نداری تنها چیزی که حس میکنی، وجود داشتن خودت باشه. و وجود داشتن خیلی ترسناکه.
❤3
قدیم انقدر عقلشون میرسید که اگه قراره آفتاب داغ آدم رو بپزه، عرض معبر رو کم کنند تا غیر از خود خود ظهر، بقیه اوقات سایه بیفته. مثل کوچههای ایتالیایی. و یا درخت هم میکاشتن، و کف رو با آجرهای خشتی میپوشوندند. اینجا دقیقا عکس همه اون کارها انجام شده.. عرض خیابان زیاد و آفتابگیره، حتی یک درخت هم وجود نداره، چرا؟ چون اون نماهای کلاسیک تقلیدی-تخمی فروشگاههای لاکشری، خوب دیده بشه! و کف هم با سنگ پوشوندن که قشنگ حرارت رو تو خودش نگه داره و محیط رو به تنور تبدیل کنه! بعد برای جبران این وضعیت، کولر زیرزمینی نصب میکنه که هوای خنک رو بده بیرون!
این خلاقیتی در جهت ایجاد رفاه نیست، این یک خلاقیت در جهت اتلاف انرژیه! یعنی اگر مسابقه میذاشتیم و عنوانش این بود که طرحی ارائه بدهید که مصرف انرژی بیشینه شود، طراح این خیابون برنده میشد! اما شهروند جهانسومی که مقهور تکنیک مهندسی و لجستیک زیرساختیه، عقلش تا اونجاها نمیره و «ماشالا ماشالا» از دهانش نمیفته.
https://t.me/IranNews_400/123909
این خلاقیتی در جهت ایجاد رفاه نیست، این یک خلاقیت در جهت اتلاف انرژیه! یعنی اگر مسابقه میذاشتیم و عنوانش این بود که طرحی ارائه بدهید که مصرف انرژی بیشینه شود، طراح این خیابون برنده میشد! اما شهروند جهانسومی که مقهور تکنیک مهندسی و لجستیک زیرساختیه، عقلش تا اونجاها نمیره و «ماشالا ماشالا» از دهانش نمیفته.
https://t.me/IranNews_400/123909
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۷۰ درصد ظرفیت ماینینگ بیتکوین در چین خاموش شده، و این تا آخر ماه به ۹۰ درصد میرسه. به زودی چین حضور جدیای در این عرصه نخواهد داشت. که میگفتن اگه این اتفاق بیفته آخرالزمان بیتکوینه! ولی آخرالزمان سبک و آرام و بیدردی به نظر میرسه.
یه تعمیرکار تو شنزن، داره دستگاههای ماینر دستدوم که حالا ممنوع شدن رو تست، تعمیر و تمیز و بستهبندی میکنه که بفرستن خارج. تا الان بیست هزار دستگاه رو آماده صادرات کرده.
یه تعمیرکار تو شنزن، داره دستگاههای ماینر دستدوم که حالا ممنوع شدن رو تست، تعمیر و تمیز و بستهبندی میکنه که بفرستن خارج. تا الان بیست هزار دستگاه رو آماده صادرات کرده.