مثل مهدیه گلرو نباشید که آمار صبح و ظهر نظام رو معتبر حساب میکنه و آمار نیمهشبش رو نامعتبر! اگر به این درک رسیدهاید که تمامیت اعداد گروگان اینجور حکومتها هستند، باید تمامیتش رو نامعتبر بدونید.
چیزی که عمار اضافه نکرد این بود که در ونزوئلا و مصر، همزمانی انتخابات شورای شهر با نامزدهای فلهای که میلیونها خانواده رو درگیر خودش کرد، وجود نداشت.
ما در بدترین شرایط، بهترین نتیجه رو ساختیم.
https://t.me/ammarmaleki/1057
چیزی که عمار اضافه نکرد این بود که در ونزوئلا و مصر، همزمانی انتخابات شورای شهر با نامزدهای فلهای که میلیونها خانواده رو درگیر خودش کرد، وجود نداشت.
ما در بدترین شرایط، بهترین نتیجه رو ساختیم.
https://t.me/ammarmaleki/1057
Telegram
عمار ملکی
در #انتخابات ریاستجمهوری ونزوئلا در بهار ۲۰۱۸، وقتی مادورو تمامی رقیبان را از شرکت در انتخابات منع کرد، با تحریم گسترده انتخابات توسط مخالفان و مردم مواجه شد.
در پی این تحریم سراسری، میزان مشارکت در انتخابات به ۲۶٪ رسید؛ مقامات دولتی میزان مشارکت را ۴۶٪…
در پی این تحریم سراسری، میزان مشارکت در انتخابات به ۲۶٪ رسید؛ مقامات دولتی میزان مشارکت را ۴۶٪…
جالب نیست که تیر خلاص به اصلاحات شباهت پیدا کرده به فتح برلین؟ همونطور که جبهه لیبرال و جبهه کمونیسم هر دو ازین فتح خرسند بودند، هم حکومت (از روی جهل سیستماتیک) راضیه ازین اتفاق، هم ما. اما این اشتراک فقط در همین لحظهست و از فردا، مثل دیوار برلین، درست در همونجایی که این عملیات پیروز شد، دیواری کشیده میشه بین خلافت و ملت.
Anarchonomy
به امثال پدرم و همنسلانش که کمی تردید دارند برای شرکت در انتخابات، میگم اتفاقا شما برید و رأی بدید. شما باید رأی بدید. این نظام، مال شما و میوه مذهب شماست. شما فقط وقتی در ژاندارمری به شکایتتون از آزار شبانه ولگردهای مست جواب سر بالا میدادند ممکن بود به…
پدرم هنوز نتونسته هضم کنه که دو عرب وارد کابینه دولت اسراییل شدن، و هرروز یک نظریه توطئه جدید میبافه، که بلافاصله بعد از پرزنت کردنش خودش هم میفهمه که خیلی جالب نبود، و شروع میکنه به ساخت سناریو بعدی. بش گفتم ولش کن جانم، نسل شما اصلا نمیتونه بپذیره که حتی یهودیها با اینهمه تعلق دیوانهوار به مذهبشون، بتونند یه چیزهایی رو بالاتر از همون مذهب کوفتیشون قرار بدن. تو اونها هم آدمایی هست که به مسلمونا بگن نجس، تو شما هم آدمایی بود که به هر غیرشیعهای بگه نجس. اما اونا به اداره جامعه که برسند، میتونند معامله کنند. یعنی خدا رو از جایی که هست، یعنی نوک هرم، یه طبقه بیارن پایین، و قانون رو بذارن جاش، که عوضش آزاد باشند که تو زندگی شخصیشون، خدا رو بذارن بالاتر از همه چیز. شما این معامله رو نه درک میکنید، نه میپذیرید. برای همین هم هر عمل سیاسی که انجام دادید، کار نکرد؛ و الان هم نمیتونید بفهمید برای اونها چرا کار میکنه.
جوابی که این ورزشکار حرفهای به اوباش لیبرال داده واقعا آموزندهست.. میگه من واکسن نمیزنم، چون سری که درد نمیکنه رو نمیبندن.. اگه میترسی ازم کرونا بگیری طرفم نیا یا برو خودت واکسن بزن.
فارغ ازینکه از لحاظ عقلی قابل دفاعه این موضع یا نه، نمیشه انکار کرد که شجاعانهست. ما تو ایران که خیلی عادیه اعتماد نداشتن به دولت، این شجاعت رو درک نمیکنیم (عوضش اونا هم جلوی گلوله جنگی رفتنهای ما رو درک نمیکنند). اونجا اینطور جلوی جماعت شهری دولتپرست ایستادن، و حتی پیه اخراج شدن از تیم رو به تن مالیدن، جنم میخواد.
بزرگ شدن تو خانوادهای که آزادی رو مهمترین ارزش میدونه، با بزرگ شدن تو خانوادهای که میگه «کلاهتو محکم بچسب باد نبره» خیلی فرق داره.
فارغ ازینکه از لحاظ عقلی قابل دفاعه این موضع یا نه، نمیشه انکار کرد که شجاعانهست. ما تو ایران که خیلی عادیه اعتماد نداشتن به دولت، این شجاعت رو درک نمیکنیم (عوضش اونا هم جلوی گلوله جنگی رفتنهای ما رو درک نمیکنند). اونجا اینطور جلوی جماعت شهری دولتپرست ایستادن، و حتی پیه اخراج شدن از تیم رو به تن مالیدن، جنم میخواد.
بزرگ شدن تو خانوادهای که آزادی رو مهمترین ارزش میدونه، با بزرگ شدن تو خانوادهای که میگه «کلاهتو محکم بچسب باد نبره» خیلی فرق داره.
آبی، تعداد شرکتهای یونیکورن آمریکاست (یعنی استارتاپهایی که با یک میلیارد دلار جذب سرمایه شروع به کار میکنند). قرمزها برای چین. برای آمریکا طی یک روند رو به رشد به عدد عجیب ۱۳۲ مورد در سال ۲۰۲۱ رسیده که تازه وسطشیم! البته یه مقدارش به خاطر اینه که فدرال رزرو جیش کرده تو ارزش دلار. ولی در چین، از سال ۲۰۱۸ یک روند معکوس ایجاد شده. یعنی دولت داره جلوی ظهور شرکتهای خصوصی که پتانسیل زیادی خواهند داشت رو میگیره.
حامد پاکطینت میگه تیم اقتصادی دولت جدید معلوم نیست چیه ولی امیدواریم به حرف کارشناسها گوش بدن!
حاجی این سادهلوحی داره از کجا میاد؟ سرچشمهش رو نشون من بدید برم اونجا یه نیروگاه برق آبی بزنم اللهوکیلی!.. این یارو نه تنها نمیدونه اقتصاد چیست، که تازه افتخار هم میکنه و میگه لازم نیست بدونم چیه، کافیه بتونم اقتصاددانها رو به خط کنم (حالا با مسئولیت قبلیش قاطی نکنه خط رو به جوخه آتش نسپاره خوبه!)، انگار ریاستجمهوری یه امر مولاییه مثلا! بلکه همین ابتدا به ساکن باید شکم یه لیست طوماری از افراد و نهادها که مدیونشونه رو سیر کنه. نوبت به پرداختن به مسائل اقتصادی نمیرسه که.
کجایید واقعا؟
حاجی این سادهلوحی داره از کجا میاد؟ سرچشمهش رو نشون من بدید برم اونجا یه نیروگاه برق آبی بزنم اللهوکیلی!.. این یارو نه تنها نمیدونه اقتصاد چیست، که تازه افتخار هم میکنه و میگه لازم نیست بدونم چیه، کافیه بتونم اقتصاددانها رو به خط کنم (حالا با مسئولیت قبلیش قاطی نکنه خط رو به جوخه آتش نسپاره خوبه!)، انگار ریاستجمهوری یه امر مولاییه مثلا! بلکه همین ابتدا به ساکن باید شکم یه لیست طوماری از افراد و نهادها که مدیونشونه رو سیر کنه. نوبت به پرداختن به مسائل اقتصادی نمیرسه که.
کجایید واقعا؟
در حالی که فرانس۲۴ گزارش داد که تعدادی از خانوادهها در شهر طرابلس لیبی، از سال ۲۰۱۲ واحدهای مسکونی کاخ قذافی رو اشغال کردن و حاضر نیستن تخلیهش کنند (دولت میخواد پارک و گلزار شهدا و اینچیزها بسازه اونجا)، بد نیست یادی بشه از قانون خلقالساعه جناب قذافی در سال ۱۹۷۸ که کل مفهوم اجاره دادن ساختمان مسکونی رو از ریشه زد! و هر کس مستأجر بود، مالک شد! چون شعار ایشون این بود که مالک هر ملکی، همونیه که توش نشسته! (هیچکس هم نبود بپرسه اگه خونه رو یه مدت ول کنیم و گربهها برن توش زندگی کنند، اون خونه میشه مال گربه؟).
همونی که مالکیت افراد رو با یک امضاء لغو میکرد، حالا هر ننهقمری اومده تو املاکش ساکن شده و بیرون بیا هم نیست.
همونی که مالکیت افراد رو با یک امضاء لغو میکرد، حالا هر ننهقمری اومده تو املاکش ساکن شده و بیرون بیا هم نیست.
Anarchonomy
در حالی که فرانس۲۴ گزارش داد که تعدادی از خانوادهها در شهر طرابلس لیبی، از سال ۲۰۱۲ واحدهای مسکونی کاخ قذافی رو اشغال کردن و حاضر نیستن تخلیهش کنند (دولت میخواد پارک و گلزار شهدا و اینچیزها بسازه اونجا)، بد نیست یادی بشه از قانون خلقالساعه جناب قذافی…
یک نکته جالب دیگه در مورد لیبی. به خاطر جنگ داخلی خیلیها آواره شدن، و خیلیها دارن مهاجرت میکنند به شهرهای بزرگ. در حالی که سازندگان مسکن به خاطر ناامنی گذاشتن در رفتن. یعنی عرضه کلا صفر شده، و تقاضا هرروز میره بالا. کف درآمد چقدره؟ ۱۰۰ دلار در ماه. یعنی دو و نیم میلیون به پول ما. آپارتمان چنده؟ ۸۵ هزار دلار! یعنی معادل ۲ میلیارد ما. این اعداد آشنا نیستند؟ بله، نسبت درآمد به قیمت آپارتمان در یک کشور جنگ زده متلاطم با مردمی آواره، تازه رسیده به وضعیت خیلی از شهرستانهای ما. جدن اینطوره؟ نه. اغراق کردم. چون هنوز نرسیدن. چون در طول این جنگ و در یک بازه ده ساله، نرخ اجاره فقط ۲ برابر شد!
نتیجه میگیریم از آسمون گلوله بباره، کمتر ضرر میکنی تا پول بیپشتوانه بباره!
نتیجه میگیریم از آسمون گلوله بباره، کمتر ضرر میکنی تا پول بیپشتوانه بباره!
کنگره آمریکا قصد داره برای کارخانجات تولید نیمههادی، که الان با کمبودش مواجهند، ۲۵ درصد معافیت مالیاتی دائمی بزنه.
یعنی اگر کشورها رو میدادند ملانصرالدین اداره میکرد، ازین بهتر در میاومد. اول با مالیات بستن تا خرخره و وضع مقررات شرکتها رو فراری میدن، و بعد چندسال که دیدن عه همه رفتن، میگن تسهیلات میدیم برگردید، برگردید!
یعنی اگر کشورها رو میدادند ملانصرالدین اداره میکرد، ازین بهتر در میاومد. اول با مالیات بستن تا خرخره و وضع مقررات شرکتها رو فراری میدن، و بعد چندسال که دیدن عه همه رفتن، میگن تسهیلات میدیم برگردید، برگردید!
۷۳۰ هزارنفر در استان ما رأی ندادهاند، چون اگر میدادند حداقل در محلات مذهبینشین صفشون دیده میشد، که دیده نشد. ما رأی دادن هفتصد هشتصد هزارنفر رو قبلا دیدهایم و میدونیم چه شکلیه، و این شکلی نبوده.
با این حال، بعضیها هنوز به این شناخت نرسیدند که باور کنند همه این اعداد ساخته ذهن برگزار کنندگان و برنامهریزان هستند. میشه درکشون کرد. حتی با وجود باور کردن صحت این اعداد، اتفاقی اینجا افتاده که سابقه تاریخی نداره. اگه در کردستان آمار بسیار پایینه، با اینکه یک خبر خوبه، اما ادامه یک رونده، چون کردستانه. اما اینجا شهر حسین فهمیده و آجرلو و شرعپسندهاست. اینجا کاشان نیست، ولی قلهک هم نیست.
تا حالا دیده بودید خانواده شهیدی مشهور وسایل خونه رو تخلیه کنند و تبدیلش کنند به ستاد کسی که معلومه قراره رأی بیاره؟ ما هم ندیده بودیم، ولی امسال دیدیم. انگار فهمیده بودند امسال فرق داره.
اینکه در آبان ۹۸ در این استان جوی خون راه افتاد تأثیر داشته؟ قطعا. ولی فکر میکنم اتفاقی که افتاده فراتر از اینه که فقط محصول افکت آبان باشه. انقدر شجاعت دارم که باور کنم خط قرمزهای من برای خیلیها چندان اهمیت نداره، و اعتراف کنم نمیتونم بفهمم وقتی براشون چندان اهمیت نداره چطور این اتفاق افتاده.
https://t.me/mamlekate/58928?single
با این حال، بعضیها هنوز به این شناخت نرسیدند که باور کنند همه این اعداد ساخته ذهن برگزار کنندگان و برنامهریزان هستند. میشه درکشون کرد. حتی با وجود باور کردن صحت این اعداد، اتفاقی اینجا افتاده که سابقه تاریخی نداره. اگه در کردستان آمار بسیار پایینه، با اینکه یک خبر خوبه، اما ادامه یک رونده، چون کردستانه. اما اینجا شهر حسین فهمیده و آجرلو و شرعپسندهاست. اینجا کاشان نیست، ولی قلهک هم نیست.
تا حالا دیده بودید خانواده شهیدی مشهور وسایل خونه رو تخلیه کنند و تبدیلش کنند به ستاد کسی که معلومه قراره رأی بیاره؟ ما هم ندیده بودیم، ولی امسال دیدیم. انگار فهمیده بودند امسال فرق داره.
اینکه در آبان ۹۸ در این استان جوی خون راه افتاد تأثیر داشته؟ قطعا. ولی فکر میکنم اتفاقی که افتاده فراتر از اینه که فقط محصول افکت آبان باشه. انقدر شجاعت دارم که باور کنم خط قرمزهای من برای خیلیها چندان اهمیت نداره، و اعتراف کنم نمیتونم بفهمم وقتی براشون چندان اهمیت نداره چطور این اتفاق افتاده.
https://t.me/mamlekate/58928?single
Telegram
مملکته
#الو آرا باطله تو استان البرز، با ۵۱ درصد نفر اول انتخابات ریاستجمهوری شد.
@mamlekate
@mamlekate
این یه توضیح میخواد.
حرف این آقا رو باید جدی گرفت، با اینکه یک بیوجوده.
آیا لازم میبینم که نسبت به یک شخص بیوجود منصف باشم؟ بهیچوجه. تنها منظورم اینه که نباید گوینده باعث بشه خود موضوع نادیده گرفته بشه.
حالا چرا بیوجوده؟ چون فشارهایی که به صورت آبشاری از سمت حاکمیت به طبقات پایینتر جامعه سرازیر میشه و هزار و یک مشکل روانی اخلاقی رفتاری و اجتماعی ایجاد میکنه رو به هیچ میگیره و معضلات رو به فقدان «تقوا» تقلیل میده.
حالا چرا باید جدی گرفت؟ اینکه طرف مجبور شده بیاد بگه حتی زنان در خانوادههای مذهبی هم به خاطر نوع غذا و کیفیتش تحت فشار تندخویی مردان هستند، نشون میده یه طیف وسیعی از زنان به خاطر قرارگرفتن در شقه مذهبی جامعه، از هرگونه ساپورتی محروم شدهاند. چون از یک طرف حکومت در حال تحمیل و تبلیغ و ترویج استانداردهای هزارسال پیش زندگی مشترکه، و از طرفی این زنها نمیتونند به نهادهای فمنیستی متوسل بشن. تنها روزنه نجاتشون اینه که به امام جماعت یا یک واعظ مثل این مراجعه کنند تا پیام رو به طور غیرمستقیم به مردها منتقل کنه.
https://t.me/AnimalsQuotes/1205
حرف این آقا رو باید جدی گرفت، با اینکه یک بیوجوده.
آیا لازم میبینم که نسبت به یک شخص بیوجود منصف باشم؟ بهیچوجه. تنها منظورم اینه که نباید گوینده باعث بشه خود موضوع نادیده گرفته بشه.
حالا چرا بیوجوده؟ چون فشارهایی که به صورت آبشاری از سمت حاکمیت به طبقات پایینتر جامعه سرازیر میشه و هزار و یک مشکل روانی اخلاقی رفتاری و اجتماعی ایجاد میکنه رو به هیچ میگیره و معضلات رو به فقدان «تقوا» تقلیل میده.
حالا چرا باید جدی گرفت؟ اینکه طرف مجبور شده بیاد بگه حتی زنان در خانوادههای مذهبی هم به خاطر نوع غذا و کیفیتش تحت فشار تندخویی مردان هستند، نشون میده یه طیف وسیعی از زنان به خاطر قرارگرفتن در شقه مذهبی جامعه، از هرگونه ساپورتی محروم شدهاند. چون از یک طرف حکومت در حال تحمیل و تبلیغ و ترویج استانداردهای هزارسال پیش زندگی مشترکه، و از طرفی این زنها نمیتونند به نهادهای فمنیستی متوسل بشن. تنها روزنه نجاتشون اینه که به امام جماعت یا یک واعظ مثل این مراجعه کنند تا پیام رو به طور غیرمستقیم به مردها منتقل کنه.
https://t.me/AnimalsQuotes/1205
Telegram
اقوال الانعام
حسین حسینی مومنی: نظام صلاح دید که کشور را طوری اداره کند که فقط بتوان ماکارونی خورد. اگر همسرتان فقط ماکارونی میپزد ایراد نگیرید. میل خانواده این بوده که غذا ماکارونی باشد. و میل خانواده همان میل نظام است. در روایت هست که پیامبر وقتی در خانه غذا بود میخورد،…
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوکی، این ایده خوبی بود.
اختلاف غرب از یک طرف و چین و روسیه از طرف دیگه، سر وجود یا عدم وجود رهبر و پیشوا نیست. پوتین، رهبر روسیه نیست. مدیر این کشوره. در کشورهای عقبافتاده معمولا این دو مفهوم رو با هم اشتباه میگیرند. رهبر کسیه که وقتی مردم ندونند باید چه کرد، داوطلبانه بش مراجعه میکنند. این دو خاصیت باید باهم باشه: هم ندونند باید چه کرد، هم خودشون بش مراجعه کنند. اگه بدونند، و باز هم بش مراجعه کنند، اون دیگه رهبر نیست. یه چیز دیگهست. یا اگه ندونند، و مراجعه هم نکنند، بلکه اون فرد بشون مراجعه کنه، باز هم رهبر نیست، یه چیز دیگهست. مردم روسیه با پوتین چنین نسبتی ندارند. پوتین در حال رهبریشون نیست، در حال مدیریت زندگیشونه (اینکه چقدر میتونه وارد جزییات زندگیشون بشه به مقدار قدرتش و دامنه تسلطش به ابزار که همون تکنولوژیه، بستگی داره). پس این حرف که روسیه ثبات دارد چون رهبر دارد، و فرانسه پادرهواست چون رهبر ندارد، بیاساسه. تفاوت در اینه که در یکی مدیریت زندگی مردم به یک فرد، یا اوباشی که اون فرد کنترل میکنه، سپرده شده. و در اون یکی نظام بروکراتیک داره زندگی مردم رو مدیریت میکنه که خود مردم در طراحی و تنظیمش نقش دارند. و همچنین این سوال که «آیا میتوان ثبات روسیه را انکار کرد؟» بلاموضوعه. اتفاقا چون دارد مدیریت صورت میگیرد، ثبات به یک چالش تبدیل شده. اینکه در ایجاد این ثبات، مدیریت فردی نسبت به مدیریت دموکراتیک بازده بیشتری داشته، اهمیت نداره. مثل اینه که با چوب بزنند پای بچه رو بشکنند، بعد دعوا کنند سر اینکه شکستهبند سنتی سریعتر و ارزانتر میتونه درمانش کنه یا مراجعه به بیمارستان! خود این دعوا، یک اضافهی تحمیل شدهست. و گرنه راه حل اینه که ابتدا به ساکن چوب نزنید به پای بچه!
لذا اینکه گفته بشه در یک سیستم آنارشیستی با قحطی رهبر مواجه خواهیم بود، یک آدرس غلطه. چون همین الان در قحطی رهبر قرار داریم، و البته در وفور مدیر! اتفاقا در سیستم آنارشیستی، هرچند تضمین شده نیست، اما پتانسیلش وجود داره که با بیشماررهبر مواجه بشیم. یعنی نه تنها مدیر نخواهیم داشت، بلکه رهبر یگانه هم نخواهیم داشت. بلکه مجموعهای بزرگ از رهبران رو خواهیم داشت که هر کدوم مرجع اجتماع خاص خودشون هستند، که میتونه بسیار محلی، یا بسیار تخصصی باشه. در اقتصاد غیرمتمرکز بلاکچینی، اشعهای ازین تحول در حال رویته. در این اقتصاد، که باید به عنوان هدف بش نگاه کرد و به سمتش رفت، دیگه مدیریت نخواهیم شد، اما مراجعه داوطلبانه به رهبرها، زیاد خواهیم داشت.
لذا اینکه گفته بشه در یک سیستم آنارشیستی با قحطی رهبر مواجه خواهیم بود، یک آدرس غلطه. چون همین الان در قحطی رهبر قرار داریم، و البته در وفور مدیر! اتفاقا در سیستم آنارشیستی، هرچند تضمین شده نیست، اما پتانسیلش وجود داره که با بیشماررهبر مواجه بشیم. یعنی نه تنها مدیر نخواهیم داشت، بلکه رهبر یگانه هم نخواهیم داشت. بلکه مجموعهای بزرگ از رهبران رو خواهیم داشت که هر کدوم مرجع اجتماع خاص خودشون هستند، که میتونه بسیار محلی، یا بسیار تخصصی باشه. در اقتصاد غیرمتمرکز بلاکچینی، اشعهای ازین تحول در حال رویته. در این اقتصاد، که باید به عنوان هدف بش نگاه کرد و به سمتش رفت، دیگه مدیریت نخواهیم شد، اما مراجعه داوطلبانه به رهبرها، زیاد خواهیم داشت.
Anarchonomy
کار این هنرمند عزیز خیلی مفهومیه مغزم نمیکشه
فکر کنم فهمیدم.. این اثر سه پیام رو داره با هم منتقل میکنه
اول اینکه اگه سرمایهداری افسارگسیخته رو همینطور ادامه بدیم مردم انقدر به فلاکت میفتند که نردبان استخر هم میکنن میبرن، بدون اینکه کاربردی براشون داشته باشه. مثل پرویز پرستویی در فیلم شوخی که صندلی هواپیما رو برداشت آورد گذاشت تو اتاقش.
دوم اینکه به خاطر سرمایهداری افسارگسیخته استخر و شنا و زنان لخت و مشروب و اینها اختصاص پیدا میکنه به طبقه یک درصدی جامعه و بقیه مردم باید در آپارتمانهای کوچک شون صرفا به نمادهای اینها دسترسی داشته باشند. همونطور که نمیتونند لامبورگینی بخرند اما با پلیاستیشن با لامبورگینی مجازی، سواری میکنند، و نمیتونند ازین درخت کریسمسهای بزرگ داشته باشن و ازین پلاستیکیهای کوچکش رو میخرند.
سوم اینکه در سرمایهداری افسارگسیخته کار و تلاش برای مردم عادی متضمن ارتقاء اجتماعی نیست، بلکه قراره بیان بالا تا ببینند پولدارها چقدر بالاتر قرار دارند. در واقع غایت کسب درآمد، کشف پتانسیل خویشتن نیست، بلکه کشف گستره ثروت و نفوذ سرمایهدارهاست. استخر نماد غوطهوری در فقره. ملت تا وقتی در این فقر غوطهورند درکی از ثروت و قدرت طبقات بالاتر ندارند، و به چنین جماعتی نمیشه فخرفروشی کرد، چون اساسا رنج زندگی بشون اجازه نمیده بفهمند که چه خبره. بنابراین سرمایهدار، پلههایی براشون قرار میده تا کمی بالاتر بیان و از فلاکت محض خارج بشن و کمی رفاه داشته باشند و درس بخونند و اوقات فراغت پیدا کنند، تا نهایتا بتونند درک کنند که سطوح بالاتر ثروت چه فضایی داره، و بش غبطه بخورند، و بشه بشون فخر فروخت.
اول اینکه اگه سرمایهداری افسارگسیخته رو همینطور ادامه بدیم مردم انقدر به فلاکت میفتند که نردبان استخر هم میکنن میبرن، بدون اینکه کاربردی براشون داشته باشه. مثل پرویز پرستویی در فیلم شوخی که صندلی هواپیما رو برداشت آورد گذاشت تو اتاقش.
دوم اینکه به خاطر سرمایهداری افسارگسیخته استخر و شنا و زنان لخت و مشروب و اینها اختصاص پیدا میکنه به طبقه یک درصدی جامعه و بقیه مردم باید در آپارتمانهای کوچک شون صرفا به نمادهای اینها دسترسی داشته باشند. همونطور که نمیتونند لامبورگینی بخرند اما با پلیاستیشن با لامبورگینی مجازی، سواری میکنند، و نمیتونند ازین درخت کریسمسهای بزرگ داشته باشن و ازین پلاستیکیهای کوچکش رو میخرند.
سوم اینکه در سرمایهداری افسارگسیخته کار و تلاش برای مردم عادی متضمن ارتقاء اجتماعی نیست، بلکه قراره بیان بالا تا ببینند پولدارها چقدر بالاتر قرار دارند. در واقع غایت کسب درآمد، کشف پتانسیل خویشتن نیست، بلکه کشف گستره ثروت و نفوذ سرمایهدارهاست. استخر نماد غوطهوری در فقره. ملت تا وقتی در این فقر غوطهورند درکی از ثروت و قدرت طبقات بالاتر ندارند، و به چنین جماعتی نمیشه فخرفروشی کرد، چون اساسا رنج زندگی بشون اجازه نمیده بفهمند که چه خبره. بنابراین سرمایهدار، پلههایی براشون قرار میده تا کمی بالاتر بیان و از فلاکت محض خارج بشن و کمی رفاه داشته باشند و درس بخونند و اوقات فراغت پیدا کنند، تا نهایتا بتونند درک کنند که سطوح بالاتر ثروت چه فضایی داره، و بش غبطه بخورند، و بشه بشون فخر فروخت.
❤2
اگه دروغ ۱۵۰۰ نفر رو باور نکرده باشیم، میدونستیم که کشتار آبان ۹۸ خیلی بیشتر ازین حرفها بود. بیشتر از اعدامهای ۶۷. با این تفاوت که ما هیچ ارتباط شخصی با اعدامهای دهه شصت نداشتیم اما قربانیان آبان در کوچه خیابانهای محله خودمون بودند و اعلامیه ترحیمشون رو دیدیم، و بدون مهمان برگزار شدن ختمشون رو. آدمهای نگونبختی که بعضیهاشون فقط داشتند از خرید بر میگشتند که گلوله خوردند. مغازهداری که حتی از جایی به جایی هم نمیرفت و فقط ایستاده بود. کارگری که اون روزها داشت تا دیروقت کار میکرد که بتونه بیشتر پسانداز کنه برای نو کردن وسایل خونهش. اگه چهره حسن روحانی و جواب دادنش به خبرنگاران رو میدیدید، و حس نفرت کمتری در شما ایجاد میشد نسبت به دیدن حجاج بن یوسف فعلی با اون بیعرضگیش در حرف زدن و لاپوشانی، یعنی سنسورهای شما هنوز تنظیم نیستند.
❤5
حدودن سه سال پیش پورمحمدی در رسانه رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، و گرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه! یعنی خیر و صلاح این بود که سکوت کنه و جنایت رو نادیده بگیره و بعد خودش به مقام رهبری برسه! یعنی خدمت به نظام، چه در مقام رهبر چه در مقام دادستان و قاضی، خیر ماست، نه حساسیت به اخلاقیات! اگه به قتل حساس باشی اما فرصت خدمت به حکومت اسلامی رو از دست بدی، چه فایده داره؟ ما مگه مسلمان شیعه نیستیم؟ خب اخلاقیات ما رو باید اماممون تعیین کنه، و اماممون میگه این قتلها، گناه نیست. ثواب هم داره!
❤4
Anarchonomy
حدودن سه سال پیش پورمحمدی در رسانه رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، و گرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه!…
در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه، اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی میدیدند. یعنی شما نگران آه و ناله خانوادهها هستید؟ میدیم بچههای امنیتی ساکتشون کنند! در مورد قضاوت تاریخ هم پاسخ این بود که ما مکلف به وظیفه ایمانی و شرعی هستیم، نه مکلف به تاریخ.
منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسه انقلاب همهچیزش سوخت و یک تکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچه طلبههای وحشی رو بگیرم. عمرش رو در حوزه گذرونده بود اما درک نکرده بود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از ترحم علی نسبت به اسراء در جنگ جمل مثال میزنه. چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه. در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند. چون فقط بحث نظری بود. اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوه اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه. دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسه انقلاب همهچیزش سوخت و یک تکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچه طلبههای وحشی رو بگیرم. عمرش رو در حوزه گذرونده بود اما درک نکرده بود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از ترحم علی نسبت به اسراء در جنگ جمل مثال میزنه. چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه. در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند. چون فقط بحث نظری بود. اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوه اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه. دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
❤4
Anarchonomy
در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه، اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی…
وقتی شجاعت این رو نداری که بپذیری غرب در علوم انسانی از ما خیلی جلوتره، زحمت اینکه از پیله دربیای رو به خودت نمیدی. اروپاییها خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که با همون انجیلی که آدم رو مجاب میکنه کنار بیماران جذامی بخوابه، میشه آدمها رو زنده زنده هم سوزاند! و خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که بین کسانی که از انجیل، خوابیدن کنار جذامیها رو فهمیدند، و کسانی که زنده سوزی رو فهمیدند، همیشه دومی برنده خواهد بود. چون با مقتضیات خشونتطلبانه قدرت، هماهنگی داره. پس برای نجات انسان، تو زمین انجیل نباید بازی کرد. باید ساختار فکری و فلسفی جدیدی ساخت که مافوق خدا و همه کتابهای قطورش قرار بگیره. که دیگه مهم نباشه محمد چهارده قرن پیش با فلان اسیر چه کرد، و با بهمان اسیر چه نکرد. چون برای انسان امروز جایگاه و حقی تعریف شده که سیره نبوی نمیتونه هیچ خللی بش وارد کنه. انسان رو به خاطر عقیدهش نباید کشت، چون هیچکس در جایگاهی نیست که حق حیات رو به این دلیل ازش بگیره. مهم نیست پیامبر اگر زنده بود چه تصمیمی دربارهش میگرفت.
منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شده بود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشه غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو. و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شده بود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشه غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو. و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
❤6