Anarchonomy
44K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Sundays
Yglo
یک آزمایش روی موش‌ها نشون داده اون موش‌هایی که فقر ویتامین دی داشتند، مقاومت‌شون در برابر مواد اعتیادآور کمتر بوده.
دانشمندی که روی این کار کرده قبلا یه تئوری ارائه کرده بود که می‌گفت برای اینکه انسان غارنشین دائم تو تاریکی غار نمونه و بیاد بیرون، بدنش مجهز به مکانیزمی شد که وقتی نور آفتاب به پوستش میخورد یکی از هورمون‌هایی که «حس خوب» ایجاد می‌کنه ترشح می‌شد، تا براش مشوق ایجاد کنه که بره بیرون، و برای همینه ملت دوست دارن تو ساحل بخوابند و آفتاب بگیرند. حالا میگه اونایی که ویتامین دی پایینی دارند، نسبت به این مشوق‌ها حساس‌تر میشن، مخصوصا اگه مصنوعی باشه، مثل داروهای مسکن.
2
برای اینکه باریکه‌ای متصوره که بعد از رهبر فعلی، امکان نجات نظامی که بش عشق می‌ورزند، وجود داشته باشه. میرحسین، نسخه سیاسی قاسم سلیمانیه. هر دو در بیگانگی با عقلانیت، در یک کلاس فکری‌اند. هر دو به نظامی که ایده‌های موهوم شیعی‌شون رو با هزینه جمعی بیچارگان پیش ببره عشق می‌ورزند. فقط اون روی رهبر فعلی شرط بست، و این روی رهبری نامعلوم در آینده.
وگرنه کسی که تسلیم عقل باشه، تسلیم این بی‌معنایی عریان نمیشه.
4
بعد ازینکه جو بایدن با فرمان حکومتی ادامه ساخت فاز ۴ خط لوله کی‌استون رو ممنوع کرد، حالا شرکت پیمانکار برای همیشه پروژه رو کنسل کرد. ترامپ خطاب به کارگران پروژه بیانیه داد که اتحادیه شما در انتخابات از جو بایدن حمایت کرد، و نتیجه‌ش این شد که الان هم شغل‌تون رو از دست دادید هم لوله رو! و توصیه می‌کنه سران اتحادیه رو بذارن کنار و یا حداقل حق عضویت‌شون رو پرداخت نکنند.
از نظر ترامپ خود اتحادیه به خودی خود یک مشکل نیست. رهبرانش گیجند که نمی‌فهمند باید روی چه اسبی شرط ببندند. در حالی که این خود اتحادیه بود که یک مشکل بود. کارگران با رسوبات فکری قرن بیستم فکر می‌کنند الان هم برای چانه‌زنی، باید اتحادیه رو‌ حفظ کرد. ولی دوره این داستان‌ها گذشته. الان کارگر برای اینکه بتونه حرف بزنه، باید پشت همون شرکتی بایسته که تصور می‌کنه داره استثمارش می‌کنه. چون برخلاف قرن بیستم، الان بزرگترین غولی که باش طرفه کارفرماش نیست. الان اونایی که زندگیش رو ازش می‌گیرند دولتی‌ها و اکتیویست‌ها هستند. فرمول‌های قرن بیستم برای معادلات قرن بیست و یک مناسب نیستند‌. این‌ها اولین کارگران قرن بیست و یکم نیستند که هم به اتحادیه حق عضویت دادند، هم همه‌چی رو باختند.
3
مردم در ماه رمضان، اگه روزه‌دار باشند به خاطر مشقت گرسنگی، و اگه معتقد نباشند به خاطر آزاری که روزه‌داران بشون وارد می‌کنند، حلول ماه‌ و اخبارش رو با دقت دنبال می‌کنند و با بقیه ماه‌ها کاری ندارند. اما الان که به ذیقعده وارد شدیم، افتضاح دیگه‌ای از جامعه مسلمین شاهد بودیم. در حالی که تقویم‌ها و شوراهای فقهی کشورها امروز رو روز اول ذیقعده تعیین کرده‌اند، ماهی که در آسمان دیده شده بوضوح متعلق به روز دوم بود. حضرات از لحاظ نجومی باید دیروز می‌دیدنش، اما به دلایلی ندیدند.
البته دین میتونه انقدر شخصی و سلولی باشه که هر کس تقویم سلیقه‌ای خودش رو داشته باشه، و اتفاقا یکی از مزیت‌های محلی‌گرایی اینه که یک اتوریته جهانی بت دیکته نکنه که کی مناسکت رو به جا بیاری. ولی در مقابل، این بزرگواران معتقدند پول زکات رو میشه ازین سر دنیا حواله کرد به حماس! یا اگه در هلند کسی حرفی علیه قرآن زد، ما در یک قاره دیگه پرچم هلند رو آتش بزنیم!

معنی نداره در مناسک اسلامی، محلی‌گرا باشی، و در ایدئولوژی اسلامی، گلوبالیست!
5
مدیر عامل توعیتر با تأخیری خجالت‌آور که از یک آدم هفتاد ساله کم‌سواد انتظار می‌ره تازه یادش افتاده از بیت‌کوین و رمزارزها حمایت علنی کنه. اون هم پشت سوسیالیستی‌ترین ماسک ممکن: «با بیت‌کوین می‌تونیم ثروت رو بین مردم توزیع کنیم». البته شرکت خودش و بقیه شرکت‌های تکنولوژی‌محور کالیفرنیا سردمدار سرکوب فعالیت‌های سندیکایی هستند. حتی با وجود قوانین سخت‌گیرانه و حتی مداخله‌گرایانه، چنان راحت کارمند نامطلوب رو پرت می‌کنند بیرون که انجام اخراجی مشابه در ژاپن تیتر روزنامه‌ها میشه‌. «سوسیالیسم منهای سندیکا» هم فقط ممکن بود از شوی تلویزیونی «سیاست آمریکایی» که امروز تقریبا بیشتر اپیزودهاش کمدی هستند، بیرون بیاد.
اما بهرحال این جماعت مهندس! از عشق علی در برابر دولت قرار نگرفته‌اند، بلکه بغض‌های جدی درباره معاویه دارند‌. دغدغه‌های این‌ها خیلی به آزادی مربوط نمیشه‌. این‌ها در یک حباب نخبه‌گرایی، به این اعتقاد رسیده‌اند که منتخبان دموکراتیک، صلاحیت اداره جامعه رو ندارند و ماها که بلدیم نرم‌افزار و هوش مصنوعی بسازیم اصلح‌تریم. مدیر توعیتر نمیخواد مردم از شر اتوریته و آقابالاسر خلاص بشن، اون میخواد آقابالاسرشون خودش یا همکارانش باشند. یعنی همونطور که الان تعیین می‌کنند کی بتونه حرف بزنه و کی نتونه، بتونند تعیین کنند چه تراکنشی مجازه و چه تراکنشی مجاز نیست، چه پولی حلاله و چه پولی حرامه. جک فعلا قدرتش رو نداره و گرنه انتقال هرگونه اعانه از طرف یهودیان به اسراییل رو مسدود می‌کرد.

خیلی از دولتی‌ها گاوند. اما نباید از ترس شاخ‌شون به سمت عنکبوت‌های سمی میلیاردر فرار کرد.
2
Paris
Else
پس از فوت اسماعیل، نزد امام صادق علیه السلام رفتم. سمت راست امام، موسی‌بن‌جعفر نشسته بود. بر روی جنازه‌ی اسماعیل پارچه ای انداخته بودند.
امام فرمود: زراره، برو و داود رقی و حمران و ابوبصیر را خبر کن بیایند. همزمان مفضل‌بن‌عمر نیز وارد شد. من رفتم و افراد نامبرده را خبر کردم. پیوسته افراد دیگری وارد منزل شدند تا این که به سی نفر رسیدیم.

آن گاه امام به داود فرمود: پارچه را از صورت ابراهیم کنار بزن. داود این کار را کرد. امام به او فرمود: ای داود، اسماعیل زنده است یا مرده؟
داود عرض کرد: ای مولای من، او مرده است.
امام از تک تک حاضران در مجلس خواست همین کار را بکنند و همه ی آنان نیز پاسخ‌شان این بود که اسماعیل از دنیا رفته است. امام در پایان فرمود: خدایا گواه باش.
و دستور دادند که او را غسل بدهد و حنوط کنند و در کفن بپیچند.
سپس امام به مفضل فرمود کفن را از صورت اسماعیل کنار بزند. بعد فرمود: مرده است یا زنده؟
مفضل گفت: مرده است. امام فرمود: خدایا گواه باش.

پس از اینکه جنازه را در قبر گذاشتند، امام دوباره همین سوال را از همه ی حضار تکرار فرمود و همه گفتند: مرده است.
امام فرمود: خدایا شاهد باش. شما نیز گواه باشید که کسانی که دنبال باطل هستند به زودی شک و شبهه می‌کنند و می خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش سازند. و به فرزندش موسی امام هفتم اشاره کرد و فرمود: اما خداوند نورش را کامل می کند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. وقتی اسماعیل دفن شد، امام فرمود: مرده ای که غسل و کفن شد و در این قبر به خاک سپرده شد، کیست؟ همه گفتند: اسماعیل.
امام گفت: خدایا گواه باش. آن گاه دست موسی علیه السلام را گرفت و فرمود: او حق است و حق با او و از اوست.


.

آیا این رفتار یک آدم نرماله؟
3
حتی کانال کمونیست‌ها هم مشارکت بلوچ‌ها در انتخابات رو به سندروم استکهلم ربط داد.
ازونجایی که اونجا صنعت تقریبا هیچ حضوری نداره، فعال کارگری هم نداره. بنابراین کمونیست‌ها هیچ امیدی بش ندارند. برخلاف خوزستان که حساب‌های ویژه‌ای براش باز کردن. این عدم حضور، به عدم شناخت منجر شده، و این تقلیل دادن موضوع به یک سندروم روانشناختی، نتیجه این عدم شناخته.
اگه مشکل ما سندروم استکهلمه، شامل همه ایران میشه. حاشیه‌نشینان مرکز کمتر از بلوچ‌ها گروگان نیستند.
اشاره به مشکلات فرهنگی یک قوم، در فضایی آکنده از ملی‌گرایی، جرئت میخواد. و برادران چپ نمیخوان خلاف جریان جامعه شنا کرده و اصطکاک بیهوده داشته باشند. فقط میخوان خلاف جریان آخوندی حرکت کنند. بنابراین این یک تقلیل‌گرایی مصلحتیه، برای اینکه هم به واقعیت اشاره بشه، هم فرستاده بشه زیر فرش.. تا شاید روزی، بعدها، دقیق‌تر مورد توجه و بررسی قرار بگیره.
2
ساسان جان، دولت ژاپن خیلی بهتر از خیلی از دولت‌های دیگه کار می‌کنه، و کارمندانش با کارمندان هیچ کشوری قابل مقایسه نیستند. اما همچنان دولته. مثلا خود اون کارمندی که داره ازون ته‌مداد استفاده می‌کنه، اضافه‌ست. چون مدت‌ها پیش میشد شغلش رو به کامپیوتر سپرد. یا اگر قرار نبود با مقررات دست و پای شهروند رو ببندند، شاید اصلا چنین شغلی بوجود نمی‌اومد. من حاضرم کسی که با پول مالیات من کار می‌کنه هرروز یه مداد بندازه دور، اما کسی باشه که واقعا شغلش لازم باشه.
انقدر جهان‌سومی‌طور حسرت «پارسایی بروکراتیک» رو نخورید. اینم یه جور پوپولیسمه. به فکر پول جیب‌تون باشید که ازتون میزنند و تقدیم واژن گاو می‌کنند. اگه یکی خفتت کنه و گوشی و کیف پولت رو بگیره و بره با پولی که تو کیفت بوده برای گوشیه قاب بخره، بش میگی دمت گرم که ازین قاب الکی گرونا نخریدی؟

https://t.me/SasanAghaei/1598
2
وقتی متنی علیه این خائن می‌نویسم طرفدارانش میان نصیحتم می‌کنند، اما باید یک نصیحت هم از من بشنوند: یک مرد واقعی، به مردم آدرس غلط نمیده. انقدر برای کسی که مرد نیست، وفاداری به خرج ندید.


https://t.me/AnimalsQuotes/995
2
صد میلیون سال پیش عوارض زمین‌شناختی به شکل یک نوار در آلابامای امروزی ایجاد شد. بعدها خاک آن منطقه نواری، حاصلخیز شد. مهاجران ثروتمند در این زمین‌های حاصلخیز مزارع کشاورزی بزرگ ایجاد کردند. برای تأمین نیروی کار لازم برای این مزارع بزرگ از برده‌های آفریقایی استفاده کردند. بعدها برده‌ها آزاد شدند و زاد و ولد کردند. در نتیجه جمعیت سیاهان در این نوار افزایش یافت. در نتیجه در این نوار دموکرات‌ها رأی می‌آورند.
#لبخند_شبانه
3
برادر بادامچی یه لعن و نفرینی به مهندسین نرم‌افزار کشورمون که به جای راهکارسازی برای دورزدن فیلترینگ، به حکومت مساعدت فنی هم میدن برای اجراش، فرستاده بود. اما واقعیتش اینه که این دسته از ملعون‌ها مختص یک رشته تخصصی نیستند، در همه رشته‌ها و همه صنف‌ها وجود دارند. از جمله پزشکی، و از جمله داروسازی. بخوایم لعن کنیم باید یه زیارت عاشورای مفصل از نو بنویسیم.


https://t.me/scientometric/3837
2
Anarchonomy
برادر بادامچی یه لعن و نفرینی به مهندسین نرم‌افزار کشورمون که به جای راهکارسازی برای دورزدن فیلترینگ، به حکومت مساعدت فنی هم میدن برای اجراش، فرستاده بود. اما واقعیتش اینه که این دسته از ملعون‌ها مختص یک رشته تخصصی نیستند، در همه رشته‌ها و همه صنف‌ها وجود…
اونایی که زیارت عاشورا رو نوشتن در مشخص کردن مرز خیلی جدی بودند. اینجا طرف کارمند آموزش پرورشه، میگه من با نظام مخالفم ولی بچه‌های مردم رو که نمیشه تربیت نکرد‌، من دارم خدمت می‌کنم. بعد از روی چه فرمولی تربیت می‌کنه؟ همونی که از بالا براش فرستادن! تو زیارت عاشورا ازین تعارفات نداریم.. حتی به اونی که افسار اسب‌ها رو بست و آماده کرد که با اون اسب‌ها بیان جلوی حسین بایستند میگه برید به درک!
توصیه می‌کنم یه بار دیگه این زیارتنامه رو بخونید و به جای حسین بنویسید مردم، و به جای ابن‌زیاد و بقیه اسامی، بنویسید استبداد مذهبی. خیلی آموزنده میشه.
4
کمیته بازل، برای وضع مقررات برای فعالیت بانک‌ها در حوزه کریپتو پیشنهادی داده که اگه توسط کشورها پذیرفته بشه، که خواهد شد، عملا بانک‌ها رو از ورود به این حوزه منع می‌کنه. طبق این پروپوزال، بانک نباید به حساب خودش رمزارز بخره، فقط اگر خواست دارایی رمزارزی مشتریان رو به صورت امانت نگه داره (مثل این صندوق امانات بانک ملی که میری طلاهات رو میذاری توش). ولی اگه خرید، باید معادل کل پولی که بابتش داده رو تو رزرو نگه داره! این یعنی چی؟ یعنی اگه هزار دلار داد و اتریوم خرید، فرض رو بذاره بر اینکه قیمت اتریوم شد صفر دلار! و آماده باشه تا از منابع رزروش جبرانش کنه. (دقت کنید که رزرو، لزوما پول نقد نیست. به دارایی‌های بانک منهای بدهی‌هاش میگن رزروش. دارایی بانک میتونه خیلی چیزها باشه، از جمله سودی که از وام دادن به دست میاره، یا قراره به دست بیاره).
رزق و روزی بانک‌ها اساسا ازین طریق تأمین میشه که منابع رو جمع کنند و با دست پری که دارند، برای خودشون سود بسازند. اگه قرار باشه دست‌شون پرتر از بقیه افراد عادی نباشه، عملا بیزینسی نخواهند داشت. لذا با این قوانین هرچند فعالیت در حوزه کریپتو برای بانک‌ها لزوما ممنوع نمیشه، اما لزوما بلاموضوع میشه. البته در ظاهر نیت خوبی داره، چون به بانک‌ها میگه کریپتو ریسک بالایی داره، اگه میخوای واردش بشی با سرمایه خودت وارد شو نه با سرمایه مشتریان. یعنی اگر اتریوم صفر دلار شد، ضررش رو سهام‌دارت بده، نه سپرده‌گذارت. ولی معنی باطنیش اینه که: اگه میخواید اذیت‌تون نکنیم بهتره عطائش را به لقائش ببخشید.

یکم باورنکردنیه که کدی که ساتوشی نوشت بساطی درست کرد که تا به چنین مرحله‌ای رسیده. اما هنوز راه طولانی‌ای در پیشه. نظم مستقر نمیتونه با واقعیت دنیای جدید کنار بیاد.
3
خیلی راحت اطلاعات غلط توزیع می‌کنند‌. کولر آبی در دور تند، کمتر از یک کیلووات مصرف نمی‌کنه. کولر گازی بین ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ وات مصرف می‌کنه (واسه جنوبی‌ها رو کار ندارم، اونا کلا داستان‌شون جداست). یعنی مازاد مصرف در حد بیست الی هشتاد درصده، نه چهارصد درصد. اما تفاوت مهم‌تر در اینه که کولر گازی گاهی خاموش میشه یا اگه اینورتر باشه با دور خیلی کم کار می‌کنه (به شرطی که فضا خیلی بزرگ نباشه و نشتی زیادی نداشته باشه)، اما کولر آبی ذاتا میطلبه که در و پنجره‌ها باز باشند، و یکسره کار کنه، و هر هوایی که خنک کرده بفرسته بیرون!
در کشوری که آب خوردن داره به مرور جیره‌بندی میشه، تبخیرش در پشت‌بام‌ها یک جنون محضه.‌ حتی تا همین بیست سال پیش کولر آبی برای ایران توجیه داشت، ولی الان بی‌معنیه. این حتی مثل اسراف آب در حمام هم نیست، چون فاضلاب حتی اگه تصفیه نشه، میره داخل زمین. اما این تقدیم میشه به هوا! یعنی احمقانه‌ترین حالت مصرف آب!

اگه کشور یک وضعیت نرمال داشت، به جای این پیام‌ها، نهضت عایق‌سازی ساختمان‌های کشور شروع میشد.
2
Anarchonomy
خیلی راحت اطلاعات غلط توزیع می‌کنند‌. کولر آبی در دور تند، کمتر از یک کیلووات مصرف نمی‌کنه. کولر گازی بین ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ وات مصرف می‌کنه (واسه جنوبی‌ها رو کار ندارم، اونا کلا داستان‌شون جداست). یعنی مازاد مصرف در حد بیست الی هشتاد درصده، نه چهارصد درصد. اما…
در آمریکا، بعضی‌ها از هیچ وسیله سرمایشی استفاده نمی‌کنند (مخصوصا افراد مسن که بدن‌شون تحمل خنکی تولید شده توسط این دستگاه‌ها رو نداره)، بلکه تو محوطه شیروونی یک فن بزرگ میذارن که هوای داخل خونه رو از طریق کانال‌ها میکشه بالا. وقتی پنجره‌ها رو باز بذارن یک جریان دائمی از هوای تازه داخل خونه می‌پیچه. و اگه خونه عایق باشه، و مثل آپارتمان‌های ایرانی داغ‌تر از بیرون نباشه، در نود درصد روزهای تابستون هوای قابل قبولی دارند، بدون اینکه برق زیادی مصرف بشه، یا آب مصرف بشه.
3
در فاصله ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۹ یعنی کمتر از بیست سال، ۳۷ بانک آمریکایی انقدر در هم ادغام شدند تا به ۴ بانک بزرگ تبدیل شدند! انقدر بزرگ که اگه بلایی سرشون بیاد تهدید امنیت ملی محسوب میشه.
بعد میگن این سیستم قابل اعتماده.
4
سر صندوق داشتم جنس‌هایی که خریده بودم میذاشتم تو کیسه، یه دختر بچه آدامس‌فروش اومد تو فروشگاه از مسئول صندوق چندتا آدامس خرید. از همونایی که طرف به جای پول خورد میده به مشتری‌ها. وقتی آدامس رو تحویل گرفت و پولش رو داد، همونو گرفت جلوم و گفت آدامس میخری؟ با فاصله چهار ثانیه. این یه وجبی به وال‌استریتی‌ها شبیه‌تره تا اونایی که پشت لپ‌تاپ نشستن چارت‌ها رو کنکاش می‌کنند.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون ابزار نمیشه درآمد کسب کرد...
غیر از وقتایی که میشه.
وقتی سونی یا نیکون لنز جدیدی معرفی می‌کنند قبل ازینکه توزیع جهانیش شروع بشه برای چندتا از سلبریتی‌های یوتیوب میفرستند تا به بقیه معرفیش کنند و یا حتی تستش کنند. اما مشکل اینه که معمولا بلد نیستند درست تستش کنند. جایی نوشتم بدبختانه عکاسان باتجربه، مجریان سرگرم‌کننده‌ای نیستند، و مجری‌های سرگرم‌کننده تجربه زیادی در عکاسی ندارند.
مشابه این وضعیت در دنیای رمزارزها هم وجود داره. آدم‌هایی داریم که در کالج‌های معتبر اقتصاد یا مدیریت خوندن و حالا دارند در بانک‌ها یا موسسات مالی با پرستیژ کار می‌کنند. این‌ها ده ساله دارند به رمزارز می‌خندند، در حالی که هرروز داره جدی‌تر میشه. برای اینکه نه اون موقع ازین تکنولوژی و شیفت‌های نرم‌افزاری همراهش سر در میاوردند، نه الان سر درمیارن. واقعا چیزهایی که در دره سیلیکون و بقیه اجتماعات مهندسی رخ داده و داره میده، براشون قابل هضم نیست. و همزمان نمی‌تونند باور کنند نهادهای باسابقه و باکلاسی که توشون درس خوندن و کار می‌کنند، در حال انقراض باشه. ازون طرف علاقمندان و بچه مهندس‌های دنیای کریپتو رو داریم که در تکنولوژی هر کدوم یک نینجای کامل هستند و می‌تونند فسیل‌های وال‌استریت رو جلوی جمع برهنه کنند. اما سواد کافی در بازارهای مالی ندارند، با مناسبات قدرت در حوزه اقتصاد آشنایی چندانی ندارند و نمی‌دونند طبقه الیت این بازارها چه جانوران حیله‌گر و خطرناکی هستند و برای اینکه نهادهای استقراریافته‌شون از صحنه خارج نشه هر کاری ممکنه بکنند. خیلی‌هاشون تازه دارند متوجه میشن اقتصاد کشورشون داشته توسط چه کارشناسان نالایق و وقیحی اداره میشده.

متأسفانه ما این مسئله رو در سیاست هم داریم. یک نیروی بزرگ در جبهه تحریم انتخابات و قهر با حکومت ایجاد شده که از سال ۵۷ تا الان نظیر نداشته‌، و لازم نیست آمار واقعی یا غیرواقعی حکومتی مشارکت در انتخابات منتشر بشه تا این پدیده جدید رو به چشم ببینیم. اما این نیروی بزرگ با واقعیت‌های سیاست و اینکه قدرت چطور کار می‌کنه آشنایی چندانی نداره، و هنوز تا حد زیادی درگیر احساساته. ما به آبان ۹۸ تعهد اخلاقی داریم، اما مشکل ما با حکومت فراتر از آبانه. واقعیت اینه که اگه نظام قصد نداشت پروژه خلافت اسلامی رو دنبال کنه و دوقطبی‌های قبلی رو باز هم تکرار می‌کرد و مثلا احمدی‌نژاد و لاریجانی هم وارد بازی می‌شدند، معلوم نبود این تحریم می‌تونست به بزرگی چیزی که الان شده، بشه. اگه به همین عزیزان بگی بدون ساپورت خارجی این نیروی عظیم بوجود اومده هرز خواهد رفت، رگ غیرت‌شون باد می‌کنه و یه سری موهومات ناسیونالیستی ردیف می‌کنند. مخصوصا طرفداران محمود و میر! تحریمی‌های ما، از محرومیت‌کشیده‌های خوزستانی تا طبقه متوسط مرکزنشین، حسگرهای سیاسی خیلی خوبی دارند، اما اصلا مجهز به آگاهی‌های لازم برای مبارزه با یک هیولا نیستند.
ازون طرف طرفداران وفادار حکومت، مثل فرقه اسماعیلیه محکم چسبیده‌اند به حسن صباح‌شون و فکر می‌کنند اگه حشاشین‌وار تسلط امنیتی و نظامی رو حفظ کنند، از همه پیچ‌های تاریخی به سلامت عبور خواهند کرد! چون درکی از تحولات اجتماعی و تغییرات زمانه ندارند و برای مدیریت این شیفت‌های تاریخی کاملا دست خالی هستند.


در دوره اکتشافات دریایی، وقتی پسری رو به ناخدای کشتی پیشنهاد می‌دادند تا به عنوان ملوان با خودش ببره، فقط با نگاه کردن بش می‌گفت این زنده میمونه یا نمی‌مونه. چون ناخدا بارها دیده بود کسانی رو که در خشکی یک نیمه‌ی بسیار خوب دارند، و نیمه ضعیف‌شون روی آب و وسط اقیانوس برملا میشه. یاد گرفته بود چطور اون نیمه خوب رو نبینه، تا بتونه نیمه ضعیفش رو ببینه.

لازمه ما ناخدای خودمون باشیم.