Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اسراییل خودش میدونه کارایی سیستمش تا چه حده و چی رو باید بسپره بش، و چی رو نباید ازش بخواد.
شهرک‌های غیرقانونی از زمانی که فقط سنگ دست فلسطینی‌ها بود بیشتر نشده، چند برابر شده!
واقعیت همیشه بی‌ملاحظه‌ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرونا به مثابه بیماری، در حرم امام هشتم تمام شده. اما کرونا به مفهوم «نمایش قدرت» تازه شروع شده. به راحتی سبکی و نظمی از زیارت رو به محافظه‌کارترین اقشار ایران تحمیل کردند که در طول چند قرن گذشته بی‌سابقه‌ست. همزمانی که به فشارهای بهداشت سکولار دولت تکنوکرات هم دهن‌کجی می‌کنند. اعمال قدرت به مردم، و همزمان نمایندگی عصیان مردم نسبت به دولت. حقیقتا ترکیب مطالعه‌برانگیزیه.
نسخه «مردم طمع‌کاری که در اوج قیمت دلار خریدند و حالا میخواهند دلارهایشان را بفروشند ولی خریداری وجود ندارد و دارند کنار خیابان گریه می‌کنند» بیت‌کوین رسید.
Anarchonomy
نسخه «مردم طمع‌کاری که در اوج قیمت دلار خریدند و حالا میخواهند دلارهایشان را بفروشند ولی خریداری وجود ندارد و دارند کنار خیابان گریه می‌کنند» بیت‌کوین رسید.
همه ما طمع داریم. ممکنه سوژه‌ش فرق کنه. مثلا من هم در کریپتو طمع دارم، نه طمع سود، بلکه طمع پاره شدن دولت‌ها!
مهم اینه که آدم با مفهوم باختن، یا ناکامی، مثل یک بچه برخورد نکنه.
در سریال یلواستون دو فرد که هر کدوم مستقلا بر سر تصاحب زمین‌های یک دامدار به جنگ بروکراتیک و حتی جنگ میدانی باش رسیده بودند، با فرد سومی مواجه شدند که از خودشون دزدتر بود. وقتی فرد سوم نوه اون دامدار رو گروگان گرفت، اون دو نفر با این دامدار که تا دیروزش قرار بود زمین‌هاش رو بدزدند ائتلاف کردند تا نفر سوم رو از بین ببرند. چون با اینکه خودشون هم قرار بود در نقش دزد عمل کنند، اما بچه‌دزدی رو خط قرمز می‌دونستند، که نباید اجازه داد نرمالایز بشه.

کنار گذاشتن اختلافات و رجوع به اشتراکات بیسیک در عمل اینطوری کار می‌کنه. یک سری از شرها هستند که پذیرفته شده‌اند، و فقط وقتی به همگرایی می‌رسیم که شر سنگین‌تری ظهور کنه. همنوایی مراجع شیعه با مراجع سنی در موضوع فلسطین، طبق این فرمول نیست و برای همین به طرز خجالت‌آوری جعلی و پوکه. مهم نیست حضرات چقدر مشکل فلسطین رو جدی قلمداد می‌کنند، اون‌ها مشکل سقط محسن رو هم خیلی بزرگش کردند. ازین لحاظ بشون اعتمادی نیست. مهم اینه که روی زمین و در واقعیت، در فلسطین اتفاقی در حال رخ دادن نیست که شر سنگین‌تری باشه نسبت به مصائبی که مردم بقیه ساتراپ‌های شیعه بش دچارند. مثلا بلایی سر اهالی غزه نیومده که اهالی بلوچستان رو‌ شگفت‌زده کنه (مردم زاهدان تجربه اینکه چترباز مسلح یهو از آسمون بیاد وسط خیابون تا مردم بترسند و فکر نکنند اونجا هم تهرانه و می‌تونند تظاهرات کنند هم داشتن. این مرحله تو غزه هم قفله). یا دختربچه‌های فلسطینی همزمان با بمباران، تو کوچه‌ها بازی می‌کنند، و نمیرن خودکشی کنند؛ چنانچه در بعضی از مناطق ایران مرسومه.‌ یا ماهیگیر غزه‌ای وقتی با ممنوعیت صید توسط اسراییل مواجه شد میتونه گاهی جیغ‌هایی بزنه و دوباره اجازه صید بگیره، و ممکنه اتحادیه اروپا هم بنا به ادا اطوارهای دیپلماتیک به کمکش بیاد، اما تنها آپشن ماهیگیر ایرانی اینه که با قراردادهای ۲۵ ساله با چین کنار بیاد! البته این نادیده گرفتن رنج کسانی که از بدشانسی در شهرهای فلسطینی به دنیا اومدن نیست، بلکه یادآوری این واقعیته که چیزی رخ نداده که مرجع بگه وای خط قرمز شکسته شد حالا دیگه به برادران اهل سنت که به رعیت خودمون همیشه گفتیم اون دنیا نمی‌تونند از پل صراط بگذرند، بگیم برادر دینی!
3
اتحادیه اروپا، یا به قول فرهاد جعفری اروپای کهنه! نامزد «میانه‌رو» خودش رو پیدا کرد.
ببینیم بیت‌رهبریِ اروپاپسند، میتونه بالا بکشدش یا نه.
2
Anarchonomy
اتحادیه اروپا، یا به قول فرهاد جعفری اروپای کهنه! نامزد «میانه‌رو» خودش رو پیدا کرد. ببینیم بیت‌رهبریِ اروپاپسند، میتونه بالا بکشدش یا نه.
دفعه قبل که لاریجانی نامزد ریاست‌جمهوری بود، بلافاصله بعد از ریاستش بر صداسیما بود، و هرکس می‌خواست بش حمله کنه فقط به عملکرد صداسیما میتونست اشاره کنه و چیز دیگه‌ای در دست نداشت. یادمه حتی بسیجی‌ها بش می‌گفتند اگه قرار باشه همون طور که نذاشتی نیروهای ارزشی شبکه‌های تلویزیون رو در اختیار بگیرند، رییس قوه مجریه بشی ما رو از همه‌جا میندازی بیرون! و یه جوری جوابشون رو میداد که انگار نه تنها شهروند درجه اول جامعه نیستند، بلکه در ایام انتخابات شهروند درجه دو هستند! وقتی از نزدیک دیدمش فهمیدم چرا نمیشه در نظام خدمت کرد و وقیح نبود. استاد مغلطه و آدرس غلطه، و اگه شناخت‌تون ازش در حد نطق‌های رسمیش به عنوان رییس مجلس بوده، هنوز نمی‌دونید چقدر در مغلطه قویه. اگر اجازه پیدا کنه تا آخر در رقابت بمونه، پوپولیسم نخبه‌گرایانه موذیانه‌ای ازش خواهید دید. فاصله زمانی‌ای که از پست‌های قبلیش گرفته هم، سپرش رو ضخیم‌تر می‌کنه‌ چون عامه مردم حافظه سیاسی من و کسانی که کانال‌هایی مثل من رو دنبال میکنند، ندارند. اذهان عامه توسط کلیدواژه‌ها هدایت میشه و واژه‌ای که به این شخصیت اختصاص دادند مربوط به خانواده‌ش میشه: اشرافیت. که چون مثل مورد هاشمی از نوع مالی اقتصادیش نیست، میتونه هندلش کنه.
2
نسبت به عالم پیرامون اینجوری‌ام.
3
یکی از هزاران نمونه‌ای که بار دیگه ثابت می‌کنه بهیچوجه نباید بابت اظهارنظرهایی که کردید عذرخواهی کنید. حتی اگه کاملا چرند و احمقانه بوده باشه. پلیس ادب و نزاکت سیاسی، هیچ اهمیتی به عذرخواهی شما نخواهد داد. اگه قراره شغل‌تون رو از دست بدید یا هزینه دیگه‌ای درست بشه، بذارید اون پلیس اینکارو بکنه، خودتون داوطلب پرداخت هزینه نباشید. این مختص جامعه غربی نیست. هرجا که هستید، هر فرهنگی که اونجا حاکمه، هیچوقت عذرخواهی نکنید.
2
معلوم نیست این بابا چرا انقدر از لحاظ رسانه‌ای ضعیفه. البته همه آخوندها ضعیفند، اما امثال حسن روحانی این عرضه رو دارند که به این ضعف آگاه باشند و افراد و مشاورانی دور خودشون جمع کنند که این ضعف رو جبران کنند. لاریجانی که از همین الان با یک تیم قوی شروع کرده‌. احمدی‌نژاد هم که یک‌تنه یک ارتش رسانه‌ایه.

استعفا از پست فعلی، که میتونه کاملا فرمالیته باشه، ربطی به قانون نداره. بلکه کارکرد تبلیغاتی داره. کسی که استعفا نمیده یعنی انقدر اعتماد به نفس نداره که برد خودش رو قطعی بدونه‌. اونایی اعتماد به نفس دارند که به هیچ حالتی غیر از برد فکر نمی‌کنند. وقتی استعفا نده یعنی هنوز داره به حالتی غیر از برد فکر می‌کنه.
اصلا اهمیتی نداره چی تو کله پوکش هست و برنامه اصلی سیرک چیه. مهم اینه که همون اندک رأی‌دهندگان هم این پیام‌های روانشناختی رو دریافت می‌کنند.
1
موضوع اون عکس تاریخی، فیزیکدان بودن اون افراد نیست. موضوعش نخبه بودن اون‌هاست. آدم‌هایی که تو عکس هستند رو دیگه نداریم و شاید دیگه پیدا نکنیم، و ازون مهم‌تر همزمانی و همدوره‌ای بودن عجیب اون غول‌هاست، که شاید دیگه هیچوقت تکرار نشه، یا خیلی زیاد طول بکشه تا تکرار بشه. اما در عکس پایینی هیچ چیز تکرارنشونده‌ای وجود نداره. آلت تناسلی چیزیه که به راحتی تکرار میشه. هرروز، و هر ساعت، و هر دقیقه، در همه‌جا.
4
Anarchonomy
ریکی جرویس در مراسم گلدن‌گلوب با زبان طنز به ستاره‌های هالیوود گفت اگه داعش هم یه سرویس پخش فیلم دایر کنه، نماینده‌تون رو میفرستین تا باش قرارداد ببنده!. که یعنی شما هیچ مرز اخلاقی ندارید، هرکی پول بده میتونه کارفرمای شما باشه. مردم عادی ازین متلک سنگین که…
مردم از اخلاق نیکو، شفقت، نجابت، احترام، سعه‌صدر، و مهربانی خادمان حرم امام رضا حیرت زده‌اند؛ مخصوصا در دوره شیوع کرونا که نرمالِ زیارت و زیارتِ نرمال دستخوش تغییرات تاریخی شده. اما از خودشون نمیپرسند چرا این اخلاق نیکو، شفقت، نجابت، احترام، سعه صدر، و مهربانی، به خارج از محوطه حرم نشت نمی‌کنه؟ اگه ناظر، حضرت رضاست، مگه اون بیرون قدرت نظارتش رو از دست میده؟ چرا این دکترها و مدیرها و وکیل‌ها و ثروتمندان که خادم شده‌اند، اون بیرون خادمی که دکتر و مدیر و وکیل و ثروتمند باشند، نیستند؟ اگه این سبک رفتاری، علامتِ شدنی بودنِ ایده‌های اسلامیِ اخلاقه، چرا فقط در آکواریوم حرم قابلیت بقا داره؟

جوابش در پستی که درباره «مدیریت گناهان» نوشتم وجود داره. که هنوز بافاصله زیاد بهترین و دقیق‌ترین و مهم‌ترین مطلبیه که اینجا نوشتم. آکواریوم حرم، اجازه میده تا خیری رو انجام بدیم، که به پشتوانه اون خیر انجام شده، جای دیگه از انجام خیر مهم‌تری سر باز بزنیم. ما فدای زائر نمیشیم تا خطاهای گذشته‌مون جبران بشه. ما فدای زائر میشیم تا بتونیم جای دیگه فدای یک بینوا نشیم. اگه اون پست رو هنوز نخوندید، برید همین الان بخونید.

مدیریت گناهان، یک مفهوم عمومیه. اما در مورد خاص آکواریوم، نکته دیگه‌ای رو باید اضافه کنم. برای نیکوکار بودن باید صالح بود. یکی از دقت‌های بیشمار محمد در انتخاب کلمات، همینجاست. آئین زرتشتی در مورد عمل نیکو، موضع مبهمی داشت. اما محمد از ساعت صفر این باگ رو برطرف کرد: عملی نیکوست که عمل صالح باشد، یعنی متضاد عمل فاسد. عمل صالح یعنی کاری که روند تباهی را معکوس کند! اگه کار نیکویی انجام شد، اما جلوی تباهی رو نگرفت، صالح نیست، و لذا نیکو هم نیست.
برای اینکه آدم صالح باشی، باید بتونی تباهی رو شناسایی کنی و روندش رو تشخیص بدی. برای همین سخته و کار هر کسی نیست. ما اعمال نیکویی که من بش میگم «اعمال نیکوی کارخانه‌ای!» رو انجام میدیم، تا خودمون رو از اعمال صالح، که پیچیده‌اند معاف کنیم. چرا کارخانه‌ای؟ چون دستورالعمل ثابت دارند. در آکواریوم حرم، پرسشی وجود نداره. تکلیف همه‌چیز از قبل مشخصه: زائر سوژه تست ماست، و ما توسط رفتار کد شده سازمانی با این سوژه برخورد می‌کنیم تا تست را با موفقیت پاس کنیم! برای همینه که هیچ خادمی عصبانی نمیشه، چون چند سال در صف انتظار بوده تا یک هفته بیاد اونجا و عصبانیت نشون نده! هدف اینه که کد اجرا بشه.
اما اون بیرون، همه‌چیز پیچیده‌ست، چون افراد برچسب‌های ثابتی مثل «زائر» یا «مهمان» یا «نمازگزار» ندارند. و کدی هم وجود نداره. مثلا کد رفتار با دختری که از مذهب نفرت داره اما مورد ظلم قرار گرفته، چیست؟ با آدم‌هایی که به یک جنایت‌کار دزد رأی میدن باید چطور برخورد کرد؟ کی تباهه و چه کسانی دارند تباهی رو تسریع می‌کنند؟ جلوی کی رو باید گرفت و تلاش چه کسانی رو باید خنثی کرد؟ در آکواریم، در تکراری عاری از خستگی، نمایش ساده صبر اجرا میشه. اما اون بیرون، برای عمل صالح باید جنگید، و شاید باید فحش خورد. ما دوست داریم قصرهای بهشتی‌‌مون رو با اجرای کد به دست بیاریم، نه با جنگ‌های پیچیده.
4
وقتی در کرمانشاه پدری اسلحه برمیداره و وسط خیابان پسرش رو می‌کشه، میگن «تفنگ رو باید از دست این دیوانه‌ها گرفت»، اما وقتی در شهرک اکباتان تهران پدری با ساطور و چاقو پسرش رو قطعه قطعه می‌کنه و در کمال آرامش در چند کیسه قرار میده و با آسانسور میبره پایین، دیگه کسی درباره آلت قتاله صحبت نمی‌کنه.

وقتی در لرستان پدری نقشه قتل پسرش رو طراحی و اجرا می‌کنه، میگن «فقر مناطق محروم مردم رو به سمت توحش کشیده»، اما وقتی در شهرک اکباتان تهران پدری که مدت‌هاست داره از دولت حقوق بازنشستگی نسبتا بالایی میگیره و در آپارتمانی زندگی می‌کنه که هر مترش دو هزار دلار قیمت داره، دیگه کسی از نقش فقر در قتل صحبت نمی‌کنه.

وقتی در بوشهر پدری دخترش رو به خاطر تمردش از ازدواج زودهنگام مثله می‌کنه، میگن «عقب‌افتادگی‌های فرهنگی دارد جان انسان‌ها را می‌گیرد»، اما وقتی در شهرک اکباتان ازدواج دیرهنگام دومینوی درگیری بین پدر و پسر رو استارت میزنه، کسی درباره تلفات فرهنگ جدید صحبت نمی‌کنه.
6
یکی از دوستان خواست این ویدئو رو بذاره اینستاگرامش، اما موفق نشد. چون موزیک بک‌گراند کپی‌رایت داره و پلتفرم اینستاگرام اجازه استفاده نمیده.
حق مالکیت انقدر بنیادیه که به مالک مجوز بخیل بودن هم میده. اگه مالک بگه «هیچ دلیلی ندارم که تو رو از اثرم محروم کنم، فقط چشم ندارم ببینم که ازش استفاده می‌کنی» باز هم حق داشت. اما اکثر مالکان معنوی آثار هنری، بخیل نیستند. آیا وقتی مخاطب این پست بم میگه کاش به جای یک و نیم دقیقه، دو ساعت بود؛ صاحب این آهنگ باز هم با استفاده ازش به این منظور مخالفت می‌کرد؟ رابطه مصرف‌کننده و مالک کاملا قطعه. و گرنه می‌تونستم باش صحبت کنم و بگم این کانال نه تنها برای من نفع تجاری نداره بلکه از لحاظ وقت و انرژی، هزینه‌بر هم هست. شاید اگر این صحبت‌ها رو می‌شنید رضایت می‌داد، و شاید ازینکه با معرفی آهنگش چهارنفر به مشتریان بالقوه‌ش اضافه میشه به این نتیجه می‌رسید که کد تخفیف هم برای بقیه آثارش به اعضای کانال اهدا کنه. ولی هیچ‌کدوم این معاملات ممکن نیست، چون ارتباط برقرار نیست. پلتفرم اجازه این معاملات رو نمیده، چون از لحاظ لجستیکی نمیخواد خیلی برای خودش درگیری حقوقی ایجاد کنه. بنابراین با یک الگوریتم، یک ممنوعیت فله‌ای برقرار و خیال خودش رو راحت می‌کنه.
این وضعیت درستی نیست. نه برای صاحب اثر، و نه برای من مصرف‌کننده. شاید این مجبورم کرد برم سراغ موسیقی الکترونیک تا حداقل برای تأمین محتویات اینچنینی خودکفا بشم، اما این سنگ بزرگیه که معلوم نیست بشه بلندش کرد. فعلا تابع قوانین پلتفرم تلگرام هستم. و فعلا مانعم نشده.
وقتی کدخدایی میگه شورای نگهبان مانعی برای نامزدی زنان برای انتخابات ریاست‌جمهوری قرار نداده اما تا کنون صلاحیت هیچ زنی را احراز نکرده، ممکنه فکر کنید مخش تاب داره که چنین جملات بی‌معنی‌ای رو به زبان میاره. اما این‌ها در محیط عقل‌ستیزی پرورش یافتن که حتی اگه منافع سیاسی نداشتند باز هم این حرف‌ها رو می‌زدند، چون در اون محیط بی‌معنی‌بودن نه تنها یک مسئله مذموم نیست، بلکه بش افتخار هم میشه.
حوزه علمیه موتور این محیط بی‌معنی‌‌سازه. وقتی گفته میشه مادری که در قتل پسرش همدستی کرده چون زنه بیست سال حبس می‌گیره و پدر که قاتله فقط ده سال، آخوند شیعه میگه: «نه، به خاطر زن بودن مادر نیست. اسلام بین زن و مرد فرق نمیذاره. مادر چون ولی دم نیست، مجازاتش بیشتره. و فقط پدر و جد پدری ولی دم هستند!». همینقدر بی‌معنی و خنده‌دار. طوری که انگار یک کمدین قصد دست انداختن کسی رو داشته باشه.
اگه شما تو محیطی بزرگ بشی که توش عقل‌ستیزی یک ارزش باشه، حتی اگه نفع چندانی ازش نبری طبق قواعد اون محیط عمل خواهی کرد. برای اینه که کدخدایی از چیزی که به زبان میاره خنده‌ش نمی‌گیره. تمام مغزش به استانداردهای این محیط عادت کرده.
اگه دغدغه ایلان ماسک درباره مصرف انرژی بیت‌کوین صادقانه‌ست، میتونه روی تولید برق هسته‌ای سرمایه‌گذاری کنه. برای کسی که استراتژی شرکتش رو بر مبنای حذف سوخت‌های فسیلی طراحی کرده، متحول کردن صنعت هسته‌ای نباید کار سختی باشه.
فرار از بیت‌کوین به بهانه آلایندگی، مثل فرار طبیعت‌گرایان افراطی از مصرفه. همون‌هایی که میرن در جنگل میخوابن تا مبادا لازم باشه لامپ روشن کنند. اما تسلا درست خلاف این ایدئولوژی رو تبلیغ می‌کنه. مگه فلسفه ماشین برقی این نیست که: «برای حفظ محیط‌زیست لازم نیست خودمان را از حمل و نقل شخصی و لذت رانندگی محروم کنیم»؟ اگه قرار بود به خاطر آلایندگی قید مصرف رو بزنیم، باید قید ماشین برقی رو هم می‌زدیم. باید قید موشک‌هایی که با هزاران تن سوخت که اگه خودشون هم آلاینده نباشند تولیدشون آلاینده‌ست هم می‌زدیم. باید قید هزاران ماهواره‌ای که اون موشک‌ها در مدار زمین قرار میدن تا اینترنت ماهواره‌ای داشته باشیم هم می‌زدیم. چطور فرار از مصرف محصولات تسلا و اسپیس ایکس، جایز نیست، ولی فرار از مصرف محصولاتی که ایلان ماسک دخالتی در اختراع‌ یا تجاری‌سازی‌شون نداشته، جایزه؟

البته مقایسه بیت‌کوین و ماشین برقی، حتی منصفانه هم نیست. ما اگه نخوایم ماشین برقی سوار بشیم، که مقدمه‌ایست بر اینکه نخوایم ماشین سوار بشیم، میتونیم با دوچرخه از نقطه الف به ب برسیم. ماشین برقی یک نجات‌دهنده نیست، یک تسهیل‌کننده‌ست (که فعلا داره بیشتر کار تولیدکننده رو تسهیل می‌کنه تا مصرف‌کننده رو. تولیدکننده داره خط تولیدش رو کوتاهتر، ارزانتر، و سریع‌تر می‌کنه. اما مصرف کننده آواره ایستگاه‌های شارژ شده). اما بیت‌کوین یک نجات‌دهنده‌ست.
شما از همون جماعتی هستید که میگن «اگه سرمایه‌داری خوبه پس چرا من هنوز زن ندارم؟».
فقط از روی اشتراک کلمات، پست‌های قبلی رو به پست‌های فعلی ربط میدید، در حالی که ممکنه در عوالم متفاوتی نوشته شده باشند. بله هنوزم معتقدم هیچ نجات‌دهنده‌ای اون بیرون نیست، چون اونجا دارم درباره یک معضل فلسفی حرف می‌زنم، و این ربطی به ارز و نظام مالی جهان نداره، چون این‌ها فناوری و تکنولوژی هستند. نه تنها می‌تونیم نجات‌دهنده‌های تکنیکی داشته باشیم بلکه یه خوبش گیرمون اومده. البته وقتی حتی وارن بافت موقع اظهار نظر درباره بیت‌کوین دقیقا نمیدونه داره درباره چی حرف میزنه، از عوام انتظار زیادی نمیشه داشت؛ اما حداقل انتظار اینه که در برابر عظمت تکنیکی که در دل بیت‌کوین نهفته، و به نظرم برای درک کاملش یک دوره مطالعه تخصصی معادل چهار سال دوره لیسانس در دانشگاه لازمه، کمی متواضع باشید.
2
۳ هزارتا آخوند رو گذاشتن برای تبلیغ آنلاین. ازین ۳ هزارتا، ۲ هزارتاشون به مشکل خوردن و از مرکز مشاوره خواستن که چه کنیم؟ یا چی جواب بدیم؟ اون هزارنفر باقی مونده هم معلوم نیست چقدر در معرض پرسش بودن، و گرنه شاید درصد «چی بگم بش؟»ها ازینم بالاتر باشه.
حتی نمیتونه یه نیروی الیت تربیت کنه که حداقل نصف‌شون به موضوعات مسلط باشند.

من اینجا درباره مالیدن بودجه کشور به واژن گاو مطالب زیادی نوشتم، اما این‌ها حتی در مالیدنش به اونجا هم بی‌عرضه‌اند‌.
1
هربار درگیری بین حماس و اسراییل پیش میاد، آمریکایی‌ها میگن کمک‌های نقدی و نظامی به اسراییل رو قطع کنید! و هر دفعه هیچ اتفاقی نمیفته. به این دلیل ساده که کسی رو انتخاب نمی‌کنند که این کمک رو قطع کنه. در انتخابات تمام هدف و آرزوشون این بود که ترامپ بره، حتی به قیمت برگرداندن بایدن به کاخ سفید، که یک عمر از تل‌آویو حمایت کرده. و همین بایدن کسی رو میذاره به عنوان وزیر دفاع که علنا در بیزینس تسلیحات بوده و اون شرکتی که توش کار می‌کرده با اسراییل همکاری‌های استراتژیک داره. در واقع وقتی وزیر دفاع آمریکا میره اسراییل، فقط با همتایان سیاسی خودش دیدار نمی‌کنه، داره با مشتریان سابقش هم دیدار می‌کنه!

دنیا پر از یهودستیزه، و اساسا «دنیا یهودستیزه!» و برای همین معتقدم اسراییل رو به عنوان یک سنگر باید حفظ کرد. و آمریکا هم جزیی از همین دنیاست. اما مطالبه عمومی آمریکایی برای قطع کمک‌های نقدی و نظامی به اسراییل، فقط برمبنای یهودستیزی نیست، هرچند که اون هم یکی از عوامل مهمشه، هرچقدر هم که انکار بشه. مبنای اصلی تنبلی ذهنیه. شهروند آمریکایی تنبل‌تر ازین بار اومده که مسئله پیچیده‌ای مثل مسئله فلسطین رو تجزیه تحلیل کنه. بنابراین کل دیتایی که دریافت می‌کنه آمار تلفات کودکانه، و فقط میخواد از میدانی که توش انقدر راحت بچه‌ها میمیرند بیاد بیرون. فقط میخواد آمریکا سهیم نباشه. درست همون حالتی که شهروند اروپایی نسبت به آلایندگی داره و به شرکت بومی حمله می‌کنه تا از سوخت فسیلی فاصله بگیره اما به شرکت چینی و هندی کاری نداره، و نمیتونه هم کاری داشته باشه، چون هدف فقط تطهیر اسم کشور خودشه، نه حل معضل.

اون‌هایی که در آمریکا قدرت رو در دست دارند، شاید در آینده در جهت ارضای پوولیستی این مطالبات، نوع این کمک‌ها رو تغییر بدن، ولی به این زودی‌ها کنسلش نمی‌کنند، چون هرچند که از لحاظ ایدئولوژیک، به عنوان یک قبیله خداستیز، مشتاقند به گرفتاری دائمی کشوری که بر روی مبانی خداپرستانه شکل گرفته؛ اما از لحاظ استراتژیک مجبورند به حمایت ادامه بدن، چون این حمایت نمودی از قدرت سخت آمریکاست و کاراییش رو تعریف می‌کنه. چه مبتنی بر واقعیت باشه چه مبتنی بر برداشت‌های ذهنی، ساپورت اسراییل چیزیه که فرق امپراتوری و بقیه قدرت‌ها رو نمایش میده. بقیه قدرت‌ها مثل چین و روسیه، حمایت‌طلب مشابهی ندارند که تحت تهدیدات موجودیتی قرار گرفته باشه و توسط دشمنان خونی احاطه شده باشه، و همچنان سلامت باقی مونده باشه. در واقع آمریکا با زنده نگه داشتن اسراییل داره میگه من قادرم چیزی رو زنده نگه دارم که هیچ‌کس دیگه قادر به زنده نگه داشتنش نیست! البته این یک پیام خلاف واقعیته، و اسراییل انقدرها هم وابسته به این حمایت نیست، و شاید حتی، برخلاف تصور عموم، بدون این وابستگی بتونه جسورانه‌‌تر هم عمل کنه. ولی پیام تثبیت‌شده اینه، و خود اون قبیله هم ممکنه به خلاف بودنش پی برده باشه اما بهرحال بش گیر کرده. اگه روزی این حمایت قطع بشه، اون پیام از هم میپاشه و با یک پیام جدید جایگزین میشه: آمریکا نمیتونه کاری بکنه که بقیه قادر نیستند بکنند، پس دیگه امپراطوری نیست!

من که معتقدم همین الانش هم نیست و یا با روند جدید اقتصاد بلاکچینی و غیرمتمرکز، امکان امپراطوری دیگه وجود نداره. اما اون قبیله، که از آدم‌هایی متعلق به گذشته تشکیل شده، فعلا داره کارکرد سنتی این پیام‌ها رو جدی می‌گیره. پس ازش مراقبت خواهد کرد. مخصوصا وقتی که می‌دونند آمریکا به این پیام بیشتر محتاجه تا اسراییل. نتانیاهو جزء اولین کسانی بود که پیروزی بایدن رو تبریک گفت. همون ترامپی که عکس‌هاش رو به در و دیوار اورشلیم زده بودند رو چنان سریع دور انداختند که انگار مدل یک نوع شامپو بوده. به همین ترتیب منابع تسلیحاتی خودشون رو هم خیلی سریع می‌تونند عوض کنند، و در تعریف روابط جدید با بقیه قدرت‌ها می‌تونند بزرگ‌تر از هیکل‌شون ظاهر بشن. ظریف وقتی از کری شنید که مواضع سپاه قدس دویست بار مورد حمله قرار گرفته فقط ازین تعجب نکرده بود که چرا این رو از خودی‌ها نشنیده. ازین هم تعجب کرده بود که چطور تونستند دویست حمله رو با روسیه هماهنگ کنند!
وقتی سناتور تام کاتن می‌گفت باید درباره احتمال نشت ویروس از آزمایشگاه ووهان تحقیق و تفحص انجام بشه، روزنامه نیویورک‌تایمز این حرف‌ها رو مشتی نظریه توطئه بی‌اهمیت معرفی کرد و به مخاطبش گفت دانشمندان این ادعاها را رد کرده‌اند!
علت چی بود؟ ترامپ! اگه به مقصر بودن چین اذعان می‌کردند، اتوماتیک در جبهه ترامپ که چین رو مقصر می‌دونست قرار می‌گرفتند. اما نمی‌خواستند در جبهه ترامپ باشند، حتی اگه جبهه ترامپ حق مطلق می‌بود. و حالا که دیگه ترامپ نیست دارند به تدریج مسئله آزمایشگاه رو تأیید می‌کنند!
اینکه یک روزنامه پرمخاطب، که ما انقدر جهان‌سومی بودیم که فکر می‌کردیم از جام‌جم و همشهری معتبرتره، عملا بازوی امنیتی سیاسی حزب حاکمه، اصلا چیز عجیبی نیست. چیزی که هم عجیب و هم تأسف‌باره واکنش گوسفندوار جامعه علمی و پزشکی به عملیات سیاسی این پفیوزها بود. اون‌ها حتی همین الان هم که ترامپی در کار نیست حاضر نیستند در برابر شارلاتانیزم فائوچی بایستند.. چون افرادی مثل فائوچی کنترل‌کننده خیلی از منابع پژوهشی هستند، و کسی حاضر نیست برای دفاع از حقیقت فاندش رو از دست بده!
همینقدر تباه.
یکی از مغلطه‌های جدید در دوران ما، مغلطه شناوری واقعیت علمیه. فائوچی و بقیه اراذل هم‌قبیله‌ش تا الان هم مخالف ماسک بودن و هم موافقش، هم فرد بدون علامت رو ناقل دونستند و هم ندونستند، هم فرد واکسن‌زده رو ایمن اعلام کردند و هم در معرض ابتلا اعلام کردند. وقتی می‌پرسی این چه وضعیه؟ جواب میدن علم همینه، وحی منزل نیست، هرچی جلوتر میریم و دانسته‌ها افزایش پیدا می‌کنه نظر نهایی میتونه تغییر کنه.
به قول حضرت امیر این حرف حقی است که از دهانی باطل خارج شده. اینکه با افزایش دانسته‌ها نتیجه‌گیری میتونه تغییر کنه جزء ذات کار علمیه، و کسی منکرش نیست. اما این پروسه به این شکل رخ نداده که بگیم شاهد ذات علم بودیم! فائوچی و مافیای «سلامت عمومی» با دانسته‌های جدید کار نداشتند، از اولش در حال اعمال سیاست بودند. و گرنه همون موقعی که می‌گفت ماسک لازم نیست، از جانب علم ثابت شده بود که مفید است و لازم است. اون موقعی که می‌گفت کسی که واکسن زده هم باید ماسک بزنه، از جانب علم بدیهی بود که لازم نیست دیگه ماسک بزنه! اون چیزی که فائوچی به عنوان «مجهول» به خورد مردم میداد، واقعا مجهول نبودند.
ادامه تسلط این شارلاتان‌ها به فضای عمومی، تبعات ناجوری خواهد داشت. فردا، یا شاید همین امروز، دیگه حتی یک رابطه کاملا بدیهی رو نمی‌تونیم برای مردم ثابت کنیم، چون خواهند گفت «فردا ممکنه نظرتون عوض بشه».