Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ارتش میانمار که چنان تباهه که نسل‌کشی قرن بیستمی رو در قرن بیست و یکم هم مناسب میدونه، تا الان نتونسته از بین معترضان به اندازه یک سوم تعداد کسانی که حکومت شیعه در طول سه روز کشت، آدم بکشه.
البته ما کاشی‌های رنگی داریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پسره یه ژانر متفاوت در طنز رو شروع کرده و داره خیلی خوب اجراش می‌کنه.
در نقش یک کارگر فروشگاه‌ ایکیا، اول یه جمله کلیشه‌ای که مشتریان پرتوقع در طول روز بارها به زبان میارن رو میگه، و بعد جواب صادقانه یک کارگر که حداقل دستمزد رو می‌گیره رو بش میده.


https://www.instagram.com/reel/COoaXQ0gd_h/?igshid=147oo8mtrfpuv
مذاکرات حضرات با طرف سعودی یه جوری بوده که اوباش منطقه نگران شده‌اند. مثلا دیده بودید حماس علنا نامه بده و از رهبر نظام بخواد جدیت بیشتری نشون بده؟ با بالن مراتع رو آتش زدن تکراریه، ولی این نامه زدن‌ها جدیده. رجز خوندن نصرالله تکراریه، ولی اینکه بگه «نگران مذاکرات نیستیم» جدیده. ترور یک منتقد در عراق تکراریه، ولی زمان‌بندیش جدیده.

ملکه به زنبورهای کارگرش نمیگه چه گاوبندی‌ای کرده. پس زنبورها مجبورند تستش کنند تا کشف کنند چه گاوبندی‌ای صورت گرفته. و چجوری میشه تست کرد؟ به این شکل: زنبور کارگر به ملکه میگه: «میگی رفتی نشستی حرف زدی و هیچ قولی ندادی؟ اوکی، یکی از شوهای قبلی رو پلی می‌کنم ببینم همونجوری می‌رقصی یا تغییر کردی».
همیشه بم نصیحت کرده‌اند که آینده دیگران رو پیش‌بینی نکن. آدم‌ها هزار چرخ می‌خورند و کسی که امروز می‌بینی شاید فردا آدم دیگه‌ای شد.
اما هیچوقت گوش من بدهکار این حرف‌ها نیست. من به قضاوت کردن و پیش‌بینی کردن ادامه میدم. مثلا پیش‌بینی میکنم این پیرمرد خواهد مُرد و نخواهد فهمید که ژنرال‌های محور مقاومت، پشیزی برای چیزی که این بش میگه میهن، قائل نیستند. دقیقا با همین سطح از کودن بودن میذارنش در قبر و روش خاک خواهند ریخت.
فکر نمی‌کنم در فضای تلگرام فارسی کسی بیشتر از من به دموکراسی فحش بسته باشه، اما همین من به شما خواهم گفت متن بالا حاصل افسردگی است نه تحلیل واقعیت.
هر نوع مقایسه بن‌بست سیاسی در ایران، با بن‌بست‌های سیاسی در هرجای دیگه‌ای، نوعی جهالت عمدیه‌‌.
انتخابات در بیشتر جاهایی که برگزار میشه هنوز نان‌پز خوبیه. شهروند غربی هنوز میتونه با انتخابات خیلی چیزها رو تغییر بده. اتفاقا برعکس، دامنه تغییرات انقدر زیاده که خود دموکراسی‌پرست‌ها رو هم میترسونه. مثلا در آمریکا فقط با یک انتخابات، سیاست مملکت از حالت چین‌ستیزی به چین‌‌باوری! تغییر کرد. فقط با یک انتخابات، طرز برخورد با مهاجرت زیر و رو شد!
بن‌بست غربی‌ها در اینه که اکثریت اتوریته اخلاقی خودش رو از دست داده‌، و صرفا به پشتوانه خشونت قانون سرپاست. چپ فکر می‌کنه راست‌ها شستشوی مغزی شدن، و راست فکر می‌کنه چپ‌ها شستشوی مغزی شدند. هیچ‌کس تصمیم طرف‌های دیگه رو معتبر نمیدونه.
و این مسئله مدرن و بسیار پیچیده‌ایه و ربطی به سلطنت مطلقه جنتی و بقیه فسیل‌هایی که از هزارسال پیش به سر مردم امروز ایران نازل شده‌اند نداره‌.
بستگی داره دنبال چه اعتباری باشید. نوشته‌ای که محصول افسردگیه، اعتبار تحلیلی نداره.
این معضلی که شما و ایشون ازش صحبت می‌کنید، ناکارآمدی دموکراسی و یا حتی انتخابات رو نشون نمیده. فلسفه کارکردی دموکراسی اینه که برای تغییر جهت کشتی جامعه، نیاز به کشتن ملوان‌ها و ناخدا نباشه. و در این کارکرد موفق بوده و هنوز هم داره کار می‌کنه. آلمانی‌ها، برخلاف یمنی‌ها، میتونند مسیر کشور رو عوض کنند، بدون اینکه خون همدیگه رو بریزند. اون چیزی که نوظهوره، این مسئله‌ست که هر تغییری در مسیر جامعه نیاز به قطب‌نما داره، و قطب‌نماهای فعلی از اعتبار افتادن. حتی در آمریکا کلنل بازنشسته‌ی ناسیونالیست از پسرها میخواد وارد ارتش نشن، چون ارتش دیگه میهن‌پرست نیست و دنبال چیزهای دیگه‌ست.
اما ما هنوز گروگان یک گنگ مسلح بی‌پرنسیب هستیم. ما یک قرن بعد از انقلاب مشروطه هنوز از امکان کشف هموطن محرومیم. کشف هموطن یعنی فهمیدن اینکه اگر از قیمت دلار نمی‌ترسید، چطور رأی میداد؟ ما هنوز حتی اجازه پیدا نکردیم که بفهمیم مردم اهل چی هستند و اهل چی نیستند. ما هنوز فرصت اینکه در فضای ترس نباشیم، نداشتیم.
آدم انتظار داره به طور کلی در دنیا، نهاد دانشگاه حداقل تونسته باشه طرز درست انجام دادن پژوهش رو برای جامعه تحت آموزش یا تحت نظارت خودش جا انداخته باشه. اما حتی همین یک کار رو هم نتونسته انجام بده (که البته برای من یک سوپرایز نیست). و نتیجه این شده که بعد از گذشت یک سال و نیم از ورود کرونا به بیشتر کشورها، هنوز چهارتا مقاله قابل اعتنا درباره کارایی داروهای ضدانگل-ضدویروس نداشته باشیم. یکیش گروه کنترل نداره، و معلوم نیست طرف چه فکری کرده با خودش که بدون گروه کنترل نشسته آماربرداری کرده، اون یکی گروه کنترل داره ولی رندوم نیست، اون یکی رندومه ولی دابل بلایند نیست، اون یکی دابل بلایند است اما جمعیت یک گروه یک دهم اون یکیه! مثلا برای ایورمکتین، با کیفیت‌ترین پژوهش در ایران انجام شده! (خود حدیث مفصل بخوان..) حالا توسط چه کسی؟ یه آدمی که واردکننده داروعه! عملا بیزینس‌منه طرف. صبح‌ها دنبال ترخیص کالاست، بعد از ظهرها میاد تریال کلینیکی انجام میده! یه مشکل دیگه اسپانسرها هستند. چرا باید هزینه پژوهش درباره یک دارو رو که اگه موثر باشه فروش واکسن رو ممکنه کاهش بده، فایزر و مرک تقبل کنند؟ البته من مشکلی با مشارکت شرکت‌ها در این تحقیقات ندارم، ولی این سوال هم مطرحه که چرا فقط این‌ها؟ یعنی اینهمه سرمایه‌گذار، اینهمه سازمان خیریه، اینهمه ان‌جی‌او، هیچ‌کدوم میلی ندارند وارد بشن؟ ملت به بنیاد بیل و ملیندا گیتس فحش میدن ولی واقعیت اینه که این بنیاد جایگاه فعلیش رو به دست آورده چون بقیه جلو نمیان! اگه ایورمکتین، از هر ۵ فوت جلوی ۱ فوت رو می‌گرفت، الان تلفات آمریکا صدهزارنفر کمتر بود. صدهزارنفر نسبت به تراکم جمعیتی آمریکا، معادل یک شهر بزرگ به حساب میاد. ولی بعد از گذشت اینهمه مدت از شروع همه‌گیری، این دارو هنوز در حد گربه شرودینگره، هم موثر هست، هم موثر نیست‌. چون دیتای با کیفیت وجود نداره.

تا اینجا شرکت‌ها مجموعا خیلی خوب بودند و ازشون معجزات زیادی دیدیم. اما دانشگاه...

پسر دانشگاه به طرز عجیبی تر زد.
دارند یک تاریخ خودنوشته می‌سازند، اون هم فقط با فاصله یک سال! تاریخی که دیتا نداره، فقط شعار داره. طالبان نه تنها در زمان ترامپ آرام ننشسته بود، بلکه حتی از آمبولانس به عنوان خودروی انتحاری استفاده می‌کرد! درگیری‌های مرزی غزه با اسراییل که یک سال طول کشید و استفاده از بالن‌ها رو رواج داد، در دوره ترامپ بود. رفتار محترمانه؟ در دوره ترامپ حوثی‌های یمن حتی کاخ‌های سعودی در ریاض رو با موشک‌های بالستیک هدف قرار دادند. هیچ موجودی خطا نکرد؟ جولان آزادانه نیروهای ترکیه در شمال عراق و سوریه در دوره ترامپ بود.

دنیا رو به شکل کارتون می‌بینند.
در فرهنگ مدرن جهانی، «مردم بد» و «فقرای رذل» از جمله تابوهاییه که به سختی میشه ازشون عبور کرد.
طالبان فقط یک گروه مسلح نیست. طالبان در خیلی از خانه‌ها، طرفدار داره. خانه‌هایی که توشون اثری از رفاه نیست. آدم‌های زیادی وجود دارند که هرروز جنایت رو از قبیله‌ای که عضوش شده‌اند می‌بینند اما ازینکه عضو باقی بمونند، راضی‌اند! تازه اصرار دارند که کشور دو دستی تقدیم همین قبیله بشه! و این آدم‌ها بخشی از مردمند. پدرند، برادرند، عمو و دایی‌اند، و شاید حتی مادر باشند.

مردم بد، نباید یک تابو باشه. باید بشه درباره‌ش صحبت کرد. فقیر رذل، نباید تابو باشه، باید بشه درباره‌ش صحبت کرد.
سی سال پیش می‌گفتند نمی‌تونیم یهودی‌ها رو بریزیم در دریا، چون چهل ساله داریم سنگ پرت می‌کنیم. با سنگ نمیشه زمین گرفت.
الان دارند راکت پرت می‌کنند و باز هم همونجایی ایستادن که سی سال پیش ایستاده بودند. چون حتی با تعداد سه رقمی راکت‌های پرت شده هم نمیشه زمین گرفت.
بعدتر مجبورند تعداد چهاررقمی از راکت‌ها رو پرت کنند تا بتونه از گنبد آهنین عبور کنه. اما تعداد اهداف نظامی و زیربنایی اسراییل چهار رقمی نیست. پس باید بیشترش رو روی خونه‌های مردم پرت کنند و مرتکب کشتار جمعی بشن.


نیفتادن تو گرداب عقل میخواد. یه زمانی کلمه عقل در عربی معادل تجربه بود. به هرکی که چیزهای زیادی دیده بود، می‌گفتند عاقل. باید چیزهای زیادی دیده باشی تا بتونی بگی اون جلوتر قراره چه چیزهایی ببینیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه‌چی داره فیک میشه. برای جاهایی که عمق قفسه‌ها کمه، و توش کتاب‌ واقعی نمیشه گذاشت؛ یه عده خونه نشستن دارن کتاب‌های قطور فیک درست میکنند که عرضشون کمه، و تو اینترنت میفروشن!
دارید یک اثر هنری رو می‌بینید. انگار یکی با سطل، رندوم رنگ پاشیده باشه رو بوم و خود به خود تبدیل شده باشه به یک کار حرفه‌ای.
توالی رندوم ‌ولی هنری ۱ و ۲ خلاصه‌ای شاهکار از یک جوان نتیزن ترسیم کرده! نتیزن یعنی شهروند نت. جوان نتیزن عرب، ایرانی، مسلمان، اروپایی، چپ. مجاهد روی کاناپه، سلحشور اخلاق در میدان‌های مجازی، ویلیام والاس‌ِ همرنگ جماعت. قربانیان صنعت سرگرمی که فکر می‌کنند ناطور دشت هستند.
آخ..
باید بذاری خودشون، خودشون رو معرفی کنند. نه تنها خیلی خوب انجامش میدن، بلکه گاهی هنرمندانه درمیاد.
4
ویلیام والاس همرنگ جماعت!
لعنت بم.. این ترکیب‌های طلایی چطوری نصف شب به ذهنم میرسه؟
مچکرم ذهن عزیز.. من و تو فقط همدیگه رو داریم.
جو روگان در یکی از پادکست‌هاش گفت لازم نیست همه واکسن بزنند. فردا صبحش مورد هجمه قرار گرفت که «تو مگه دکتری که زر میزنی؟». البته این سوال رو از بیل گیتس نمی‌پرسند. ولی بهرحال مجبور شد چند روز بعد بیاد بگه منظورم این بود که جوان‌ها فعلا نزنند مشکلی نداره، ضمنا من حرف زیاد میزنم و قبلش فکر نمی‌کنم، طبیعیه که چرت و پرت بگم!
قرارداد کلفتی که با اسپاتیفای بسته بش اجازه نمیده در اظهارنظر خیلی آزاد باشه، چون اسپاتیفای هم مثل بیشتر شرکت‌های آمریکایی، در بیزینس در جبهه کاپیتالیسم قرار دارند، اما در امورات داخلی و روابط عمومی مارکسیسم-لنینیسم رو در دستور کار قرار داد‌ه‌اند. البته اگه خود شرکت هم با آزادی بیان مشکلی نداشت، مشتریانش داشتند. چون مشتری آمریکایی هم اصرار داره شرکتی که ازش خرید می‌کنه در صراط مستقیم ایدئولوژی حرکت کنه، مگر اینکه اون شرکت چینی باشه که در اون صورت خروج از صراط رو میذاره به حساب تفاوت فرهنگی و نادیده می‌گیره!

اسم اون قراردادی که روگان توش قرار گرفته رو میشه گذاشت «پیش‌فروش تکلم». یعنی سفارش‌دهنده نه فقط حرف‌های الان، بلکه کنترل حرف‌هایی که بعدن به ذهنش خواهد رسید هم میخواد! اما پاسخ روگان به هجمه‌ها، با اینکه یک خودزنی ترحم‌برانگیز به نظر میرسه حاوی یک منطق بامزه‌ست.. داره خیلی کودکانه میگه من اینم! من همونی‌ام که میشینه با آدم‌ها گپ لاتی میزنه، و با فکر و بی‌فکر یه چیزایی میگه. و اصلا مگه این خاصیت گپ لاتی نیست؟ مگه دو تا لات که با هم گپ می‌زنند قبلش مطالعه می‌کنند؟ مگه چون همین خاصیت رو داشته پادکستم موفق نشده؟ مگه به خاطر همین موفقیت بام قرارداد نبستن؟

چپ‌ها هم آدمند، و مثل همه آدم‌ها میخوان از عامه‌پسندی پول دربیارن. اما بعد ازینکه پول درآوردن مثل اون خرس پاندا که از دیدن بچه خودش شوکه میشه و ویدئوش در اینترنت وایرال شده، دچار پنیک شده و به عامه‌پسندی حمله می‌کنند!
به سلامتی و میمنت آژانس هم وقوع غنی‌سازی ۶۳ درصد رو تأیید کرد.
خلیفه خیلی اصرار داره قبل از مرگ به خلوص لازم برای سلاح برسه. خیلی‌ها فکر می‌کنند پشت همه‌چیز استراتژی خوابیده. اما خیلی وقت‌ها موضوع به سادگی شهوت یک پیرمرد متوهم برای جا دادن نام خودش در کتاب‌های تاریخه.
فقط در جنگ‌های حماس-ارتش اسراییل میشه با موبایل از لحظه اصابت بمب یا توپ هدایت‌شونده به ساختمان‌ها فیلم گرفت، چون طرف بمب‌انداز زنگ میزنه به مدیر ساختمان و میگه ساعت فلان قراره بزنیم برید بیرون بایستید. و میشه در اون ساعت رفت در بالکن ساختمان روبرویی ایستاد و فیلم گرفت.
اما در جنگ‌های ایرانی حاشیه‌نشین-سپاه این امکان وجود نداره و ما فیلمی از کشته شدن جوانانی که اغلب فقیر بودند نداریم. کسی زنگ نمیزنه بگه قراره هلی‌کوپتر بفرستیم و از بالا به سمت خیابان‌ها تیراندازی کنیم.
ولی اینطور نیست که این تفاوت برای مردم اهمیتی داشته باشه. اون‌ها در روز انتخابات به حوزه‌های اخذ رأی خواهند رفت و به اون‌هایی که زنگ نمی‌زنند رأی خواهند داد.
هیچ حکومتی در دنیا وجود نداره که اجازه بده یک عده، که شامل خودی‌های خود حکومت هم میشن، به عنوان نامزد انتخابات ثبت‌نام کنند، و بعد به صورت علنی صلاحیت‌شون رو رد کنه. حکومت‌ها یا دموکراتیک هستند، که همه آزادند وارد رقابت بشن، یا دموکراتیک نیستند که یعنی اون قلدرهای حاکم یا انتخابات تک‌نامزدی برگزار می‌کنند، یا خودشون برنامه‌ریزی می‌کنند که ایکس و ایگرگ به عنوان نامزد مطرح بشن، نه هیچ‌کس دیگه‌ای. یعنی یا دموکراتیکند و همه‌چیز پابلیکه، و یا دموکراتیک نیستند و هیچ‌چیز پابلیک و علنی نیست. جمهوری‌اسلامی تنها حکومتیه که پروسه ورود علنیه، اما پروسه تأیید، غیرعلنی!
حتی در بولیوی امکان نداره بتونند مانع رییس‌جمهور سابق برای شرکت در رقابت بشن، مگر اینکه پرونده قضایی داشته باشه. در کنگو هم نمیشه اینکارو کرد، چون ممکنه کار به خشونت کشیده بشه. در چین، استاندارد حزب اجازه نمیده عناصر نامطلوب هم در فضای سیاسی مطرح باشند و هم از رقابت‌های سیاسی منع بشن. اگه عنصر نامطلوبند باید حذف بشن، و اگه نیستند باید داخل سیستم باقی بمونند و رأی جمع کنند. چیزی به عنوان «استخوان در گلو» نداریم! اینکه یک شخصیت سیاسی در جایگاهی باشه که هزاران نفر در خیابان براش کف و سوت بزنند، و همزمان از جلب آراء‌شون محروم باشه، هیچ نمونه خارجی در هیچ‌جا نداره. چون یا اجازه خواهد داشت اون حمایت خیابانی رو به رأی تبدیل کنه، یا اجازه نخواهد داشت حمایت خیابانی داشته باشه.

این تشکیلات ذاتا قابلیت اینکه به خودش اهمیت بده رو نداره. چون اساسا یک حکومت نیست. یک «وضعیت» است.
این یه نقاشی نیست.
نور یک پالایشگاه در شبه. سرعت شاتر سی ثانیه‌ست، و به گوشی عمدن لرزش دادم.
شما هم گاهی تست کنید، چیزهای جالبی درمیاد.