Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
کارگران کمونیست ایرانی خیلی مشتاقند که یک اشتباه دیگه از جنس تقسیم اراضی که شاه مرتکب شد رو از جمهوری اسلامی هم بگیرند. اما هنوز نمی‌دونند یک اشتباه دیگه در همون ابعاد که متناسب با شرایط امروز باشه رو از کجا پیدا کنند. مصادره کارخانجات دولتی به نفع کارگران شاغل در همون کارخانه‌ها، جواب نیست.‌ هرچند که حتی همینش هم اجازه داده نمیشه تجربه کنند. باید چیزی باشه که عموم مردم رو تحت تأثیر قرار بده، همونطور که تقسیم اراضی روی کل جامعه اثر گذاشت.
چیزی که دنبالشند در کارخانه‌ها نیست، مخصوصا وقتی که صنعت در ایران، با اینکه گره خورده به تخریب محیط زیست، خودش هم مثل محیط زیستی که داشت از بینش می‌برد، از بین رفت.
چیزی که دنبالشند همون چیزیه که در غرب بش میگن یوبی‌آی، یا درآمد پایه شهروندی، که دولت رو موظف می‌کنه به همه مردم به صورت ماهانه حداقلی از حقوق رو پرداخت کنه، و فقط در صورتی که شغلی پیدا کردند که درآمد بیشتری داشت، این پرداخت رو متوقف کنه. که میگن از طریق مالیات تأمین میشه، که دروغه و باید پول چاپ کرد. اما این دقیقا اشتباهیه که کمونیست ایرانی باید انقدر پشتش بایسته تا حکومت مرتکبش بشه.
ترویج فروش جنس دست دوم باعث کاهش مصرف نمیشه ناصرخان. ممکنه از چند جهت باعث افزایشش هم بشه. اونی که جنس فعلیش رو میفروشه، در واقع داره سرمایه جذب می‌کنه، و این سرمایه اضافه تأمین‌کننده یه جنس نو دیگه میشه. همونطور که خیلی‌ها ماشین کهنه‌شون رو میفروشن تا پولش رو به پس‌اندازشون اضافه کنند، تا بودجه‌شون به خرید یک ماشین نو برسه. خیلی از اجناس نو خریده نمی‌شدند، اگه خریدار قبلش نمی‌تونست جنس قبلی که در اختیار داشته رو بفروشه.

و اونی که جنس دست دوم رو میخره کسیه که بودجه مصرف کردن جنس نو رو نداشت، ولی حالا بودجه مصرف کردن جنس کهنه رو داره، یعنی عملا کسانی وارد بازار مصرف اون جنس میشن که قبلا داخلش نبودند. و این ورود معمولا پایداره. کسی که عادت کرده به مصرف یک جنس، که تا الان دست دوم بوده، دفعه بعد احتمالا نوی همون رو خواهد خرید، چون بش عادت کرده.
اینکه ده درصد جامعه خرید کنند، که در یک تنزل آبشاری نود درصد جامعه بعدن ازش استفاده کنند، در عمل به این شکل رخ نمیده. بلکه مکانیزمی مشابه مسیریابی هنسل و گرتل رخ میده، یعنی اون ده درصد، بقیه جامعه رو به دنبال عادات مصرفی خودشون می‌کشند.
اگه آقای جیمز مبلمان سوئدی خودش رو دور نندازه، و به خانوم جیل بفروشه که اون رو نداشته، فروش اون شرکت مبلمان‌سازی پایین نمیاد، چون خانوم جیل بهرحال بودجه اینکه مشتری مستقیم اون شرکت باشه رو نداشت، که حالا از دایره مشتریانش خارج بشه.


https://t.me/nasserkaramii/3099
این پسره از جلوی یک صحنه جنایت تیراندازی در مدرسه‌شون عبور کرد فقط، و از همون موقع به شهرت رسید، و این شهرت رو تا الان وقف ترویج کمونیسم کرده. اینجا هم میگه اینکه میگن اونی که صدمیلیارد دلار ثروت داره زحمت کشیده، تو هم زحمت بکش تا به این ثروت برسی، افسانه‌ست؛ چون با زحمت خالی هیچ‌وقت نمیشه بش رسید. بعد فتوا میده که مالیات رو باید انقدر زیاد کنیم تا کسی نتونه انقدر ثروت داشته باشه.

کارگر معدنچی روس که بعدا کمونیست شد و حتی به خاطرش خون داد، دلایل خوبی داشت برای اینکه از پولدارها متنفر باشه. داشت مثل سگ کار می‌کرد ولی مثل سگ زندگی می‌کرد. اما یک نوجوان آمریکایی که همه‌چی داره و زندگیش با زندگی پسری که باباش صدمیلیارد دلار ثروت داره، فرق چندانی نداره، همون آیفون همون لباس همون غذا و همون اینترنت و شاید حتی همون ماشین؛ چرا انقدر درگیر سوپرپولدارهاست؟ چرا با همه این امکاناتی که داره کیفیت زندگی خودش رو بالاتر نمیبره؟ خواست یه شرکت تولید بالش و حوله بزنه تا شرکت مشابه که طرفدار ترامپه رو از رقابت خارج کنه، اما دید بیزینس مرد کهن و گاو نر میخواد، سریع کنسلش کرد، و به شغل غر زدن از پولدار بودن بقیه، بازگشت!
3
حرف من فقط این نیست که چون خوشی زده زیر دل‌شون به سرمایه‌داری فحش میدن. حرف من اینه که چرا فرصت‌های خوبی که تو زندگی‌شون دارند رو با فحش دادن به سرمایه‌داری تلف می‌کنند؟ مثلا این پلاکارد رو نگاه کنید. تازه اومده ساده‌ترین حالتش رو بسازه از سه تا ماژیک استفاده کرده! یعنی با در نظر گرفتن برند اون ماژیک‌ها، پولی که خرج همین یک تکه مقوا شده برای میلیون‌ها دانش‌آموز در جاهای مختلف دنیا، یه هزینه زیاده، ولی این اصلا حس نمی‌کنه که هزینه کرده. اصلا به چشمش نمیاد. و این خوبه که به چشمش نمیاد، چون یعنی دستش بازه.
حرف من اینه که حالا که دستت بازه، برو یه حرکتی برای زندگی خودت بزن. چرا انقدر به جف بزوس فکر می‌کنی؟
برای روحیه من صلاح این بود که در سواحل غربی استرالیا می‌تونستم کلبه‌ای آلونکی داشته باشم و روزگار رو در تنهایی سپری کنم. اینجا جاییه که زمین‌های خشک به آبی اقیانوس می‌رسند، اما مثل غرب آفریقا نیست که در اون زمین‌های خشک هیچی از زمین درنیاد. و معمولا آدمیزاد پیدا نمیشه، مگر گهگاهی موج‌سوارهای حرفه‌ای، که بیشترشون بی‌آزارند. اما تورم پول‌ها در دنیا داره به سمتی میره که همون آلونک در یک جای دورافتاده هم دست‌نیافتنی بشه، و برای من همیشه در حد یک فانتزی باقی بمونه. یا شاید عمرم قد نداد. اما اگه شما شانسش رو داشتید حتما برید. لازم نیست یاد من بیفتید، من در تقید این چرندیات احساسی نیستم. برید، چون اونجا بودن خوبه. حتی کوتاه.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به اچ‌اس‌بی‌سی گفتند دیگه تو سوخت‌های فسیلی سرمایه‌گذاری نکن، اونم گفت باشه از ۲۰۳۰ به بعد قطعش می‌کنم، بعد ریختن شیشه‌هاش رو شکستن گفتن ۲۰۳۰ خیلی دیره!
از اینکه این‌ها فقط اعتراض می‌کنند، و هیچ برنامه‌ای ندارند برای صدها میلیون شهروند کشورهای فقیرتر که چاره دیگه‌ای جز استفاده از سوخت های فسیلی ندارند و نیاز دارند به این سرمایه‌گذاری‌ها، بگذریم.
اما اینکه این زن‌ها حتی جون ندارند چکش رو درست بکوبند به میخ، آدم رو ناراحت می‌کنه.
Anarchonomy
به اچ‌اس‌بی‌سی گفتند دیگه تو سوخت‌های فسیلی سرمایه‌گذاری نکن، اونم گفت باشه از ۲۰۳۰ به بعد قطعش می‌کنم، بعد ریختن شیشه‌هاش رو شکستن گفتن ۲۰۳۰ خیلی دیره! از اینکه این‌ها فقط اعتراض می‌کنند، و هیچ برنامه‌ای ندارند برای صدها میلیون شهروند کشورهای فقیرتر که چاره…
برای نجات کشتی جامعه از سوراخ شدن، فقط امکان رأی دادن به کاپیتان‌های لایق کافی نیست. آزادی اثرگذاری روی ملوان‌ها هم لازمه. اگه یه روز بازجو گفت جرمت تشویش اذهان عمومیه، بگید همه باید آزاد باشند اذهان عمومی رو مشوش کنند. اگه در حال سوراخ کردن کشتی باشی، تا ذهنت توسط پیام‌های یک نفر دیگه مشوش نشه، دست ازون کار نمی‌کشی. اون‌هایی که ازین مثال برای امر به معروف و نهی از منکر استفاده می‌کنند، باید این رو بفهمند. اما به خاطر مصالح قدرت، خودشون رو می‌زنند به نفهمی.
اگه استفاده از سوخت‌های فسیلی واقعا داره سرنوشت بشر رو به خطر میندازه، تا ذهن مردم مشوش نشه اقدام موثری صورت نمی‌گیره. و شیشه شکستن‌های نمادین میتونه جزیی ازین مشوش‌سازی باشه. و نه تنها قابل درکه، بلکه میتونه قابل تحسین هم باشه. مخصوصا وقتی آدم می‌فهمه که قصد آسیب زدن به کسی رو ندارند.
اما آزادی اثر گذاشتن بر دیگران، شامل این هم میشه که یک عده دیگه بتونند به مردم بگن این دغدغه‌مندی‌ها غیرمسئولانه هستند. انرژی، حکم چرم گاو رو نداره که به خودروسازها بگیم برای روکش صندلی استفاده نکنید. نه تنها روکش صندلی مسئله مهمی نیست، بلکه جایگزین‌های زیادی برای چرم وجود داره، که حتی بهتر از چرم کار می‌کنند. انرژی با حیات انسان‌ها و کیفیات ابتدایی زندگی‌شون ارتباط داره، و تأمین و توزیعش خیلی سخته. آدم باید انقدر درک داشته باشه که این سختی و دشواری رو شوخی نگیره. خارج از کلیپ‌های خوش‌ساخت محیط‌زیستی که در یوتیوب وجود داره و پر از تصاویر پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادیه، در دنیای واقعی و فعلی، هنوز میلیاردها نفر وابسته به فسیلی‌ها هستند و ثروت جامعه‌شون انقدری نیست که بتونند به این سرعت ازش جدا بشن. خیلی‌هاشون درگیر تنش‌های آبی هستند و حتی روی انرژی تولیدی مخازن آبی هم نمی‌تونند خیلی حساب کنند.
دغدغه انسانی باید جامع باشه و همه‌چیز رو در بگیره. اینکه به بزرگ‌ترین بانک کشورت بگی «اگه میخوای تو این کشور به فعالیت ادامه بدی نباید تو فلان صنعت سرمایه‌گذاری کنی. حالا اگه به جای تو چینی‌ها سرمایه‌گذاری کردند دیگه اونش دست ما نیست»؛ یعنی نگران برند جامعه‌ت هستی نه سرنوشت سیاره. چون این فقط اسم کشورت رو از لیست آدم بدها خارج می‌کنه. آیا هدف اینه که ازینکه در کشوری که در لیست بدی قرار نگرفته زندگی می‌کنیم حس خوبی بمون دست بده؟
حکومت هرروز به نحوی سرمایه اجتماعی خودش رو از بین میبره، چون برای #گله‌_گاو مسائل پیچیده‌ای مثل سرمایه اجتماعی نه تنها غیرقابل فهم، بلکه بی‌اهمیته. و با این حال، هرروز تعجب می‌کنه که چطور مردم اعتمادشون به حکومت رو از دست نمیدن. اینکه باور نمی‌کنند اینهمه آدم در صف واکسن قرار گرفته‌ باشند رو باور می‌کنم.
برای اینکه بچه زیر یک سال، زیر یک سال تحت تأثیر محیط و رسانه‌ها بوده، ولی این‌ها هفتاد هشتاد سال.
شما در تحت تأثیر قراردادن این افراد، با کسانی که یک عمر به مغزش تسلط داشتند، در رقابتی، و این یک رقابت منصفانه نیست، چون اون‌ها هفتاد هشتاد سال زودتر از شما شروع کردن. برای همین وقتی می‌پرسی چجوری اعتماد می‌کنی؟ فکر می‌کنه فوبیا داری! یعنی ایراد از توعه، وگرنه اعتماد کردن به شقی‌ترین افراد جامعه که به صورت انحصاری اسلحه در دست دارند، عادیه!
پدر خودم استخاره کرد، و بد اومد. بش گفتم استخاره برای وقتیه که عقل آدمیزاد قد نمیده باید چه کرد، الان عقلت در اعتماد کردن به این عوضی‌ها و اعتماد نکردن، در بین دو راهیه؟ یعنی معلوم نیست؟
اما مسئله‌ش اصلا این نبود. استخاره رو به عنوان گوی شیشه‌ای که جادوگرها باش پیشگویی می‌کنند می‌بینه، و میخواسته ببینه بعد از تزریق دچار عوارض میشه یا نه، و اینکه بد اومده معنیش اینه که اگه میزد مریض میشد!
خیلی مهمه که بدونید مغز مردم چطور کار می‌کنه، و اونایی که قدرت دارند چطور پروگرامش می‌کنند.
Video Download Bot
stream
سعی کنید جذابیت این خانوم دکتر حواستون رو پرت نکنه و با دقت گوش کنید چی میگه.
موضوع چندتا سواله که یک میکروبیولوژیست در نیوزیلند از دولت این کشور پرسیده، و یکیش اینه: بر طبق کدام مستندات علمی به مردم گفتید افرادی که علائم ندارند هم در انتقال کرونا نقش دارند؟
و دولت هم بعد از سه هفته جواب داده و دو سه تا مقاله رو به عنوان رفرنس معرفی کرده که همه‌شون کیفیت پایینی دارند و عملا غیرقابل اعتنا هستند.

همونطور که در ابتدای ویدئو گفته میشه این موضوع که افراد بی‌علائم دارند کرونا رو منتقل می‌کنند، چیزیه که در سال ۲۰۲۰ اختراع شد! و همونطور که در انتهای ویدئو میگه، یکی از دلایلش توجیه نتایج غیرقابل توضیح تست‌های پی‌سی‌آر بود. یه جاهایی افراد مثبت می‌شدند که هیچ‌کس علامت نداشت، بنابراین گفتند بدون علامت‌ها هم دارند منتقل می‌کنند! در حالی که خودشون هم می‌دونستند چنین چیزی سابقه نداشته. به جای اینکه متد تست رو زیر سوال ببرند، هرچی که تا الان خونده بودن رو زیر سوال بردن!
عدم درک چیزهایی که می‌نویسم باعث شده خیلی‌ها چنین پیام‌هایی بفرستند این شب‌ها. یعنی اگه صفر تا صد مطالب رو می‌فهمیدند برای لحظه‌ای این فکر به مغزشون خطور نمی‌کرد که چنین چیزی ازم بخوان.


اِنی‌وِی، ما آدم‌های هزار سال پیش نیستیم. آدم هزار سال پیش از خدا حاجت می‌طلبید. یا برای خودش، یا برای دیگری. ما دیگه اون آدم با اون ذهن نیستیم. دیگه توی اون دنیا هم نیستیم. تو دنیای ما خواسته‌ها، یا با ابزار به دست میان و نیاز به خدا ندارند، یا غیرممکنند و از دست خدا کاری برنمیاد.

تو دنیای ما و دوران ما، با خدا فقط میشه کنار اومد. هر حرکت دیگه‌ای، اضافی بودن اون حرکت رو زود معلوم می‌کنه. اگه ازش چیزی بخواید، باید اون هم ازتون چیزی بخواد، در حالی که دیگه شما آدمی نیستید که خدا ازتون چیزی بخواد. دوران رابطه اینطوری تموم شده و با ادای آدم‌های قدیمی‌ رو درآوردن احیاء نمیشه.
میگن آماتورها انقدر روی پروژه‌شون تلاش می‌کنند تا بالاخره کار بکنه. اما حرفه‌ای‌ها انقدر روش کار می‌کنند تا هیچ‌وقت از کار نیفته‌.

یافتن مخاطب پیگیر هم قاعده مشابهی داره. آماتورها دنبال این هستند که تعدادش رو ببرند بالا. تا ماشین محبوبیت‌شون کار بکنه. اما حرفه‌ای‌ها دنبال اینکه تعدادش رو بیارن پایین. یعنی با همون دستی که جمع‌شون کردند، پسشون می‌زنند، تا اونایی بمونند که پس زده نمیشن. یعنی ماشین محبوبیت‌شون هیچ‌وقت متوقف نشه.

شما نمی‌تونی هم در دنیای سیاست کار کنی و هم در بین حرفه‌ای‌ها باشی. پس اگه دیدی عده‌ای برای مدت طولانی دنباله‌رو یک سیاستمدار هستند، یعنی جذب از طرف خود سیاستمدار نیست، چون طبیعت جایگاهش این نیست که مخاطب پایدار داشته باشه.‌ بلکه یک کالت تشکیل شده، و خود اون عده انتخاب کردند که این کالت رو بسازند. شکایت از کالت رو باید از همون کالت بکنی، نه ازون سیاستمدار.
Dark Water
Ferr
این دویست‌مین آهنگیه که اینجا گذاشتم. چه پلی‌لیست پرخاطره‌ای شد.
این انگیزه رو کاهش نمیده، نابودش می‌کنه. البته مشکل اساسی برای داروسازها پیش نخواهد اومد، چون دو انتخاب خواهند داشت، یا تحقیق و توسعه در حوزه واکسن‌ها یا داروهای حیاتی که جنبه عمومی پیدا می‌کنه به کلی متوقف کنند و برن سراغ سایر داروها. یا به مسیر فعلی ادامه بدن اما از دولت تضمین‌های مالی بگیرند که در دراز مدت تبدیل‌شون می‌کنه به چیزی شبیه شرکت‌های صنایع نظامی مثل لاکهید مارتین، که خصوصی‌اند اما آویزان دولتند.
اونی که ضرر خواهد کرد، همین مردم عادی خواهد بود که الان دایه داغ‌تر از مادر شدن براش.
آقاجان غریبی؟ این‌ها به اندازه طول تاریخ‌شون پول چاپ کردند در ماه‌های گذشته، هیچ عواقبی هم برای سیاست‌گذار نداره. پول بی‌پشتوانه فقط برای جورج فلوید عواقب خطرناک داشت.
دموکراسی همینه. ممکنه صبح پاشی ببینی اکثریت به خودسوزی رأی دادن. رأی‌دهنده میگه همین الان واکسن رو با هر نوع خلافی تأمین‌ کنیم، فردا هر اتفاقی افتاد، افتاد. شما نمی‌دونید چقدر آدم غیرمذهبی وجود داره که به «خدا کریمه» ایمان دارند.
ببینید برای توجیه راهزنی چه تمیز دروغ میگن. هیچ کدوم از اعداد ذکر شده، اسمش «کمک» نیست. این‌ها کنتراکت هستند. یعنی چیزی شبیه پیش‌خرید. همون کاری که بساز بفروش‌ها میکنند، پول رو ازتون می‌گیرند، تا بعدا در تاریخی مشخص واحد رو بتون تحویل بدن. شما با پرداخت این پول به اون بسازبفروش بش «کمک» نمی‌کنید. و هیچ حقی جز همون واحد بتون تعلق نمی‌گیره. همونطور که اگه من از الان یکی از خودروهای برقی تسلا رو که سه ماه بعد بم تحویل میده رو پیش‌خرید کنم، حق مالکیت معنوی تکنولوژی باتریش بم تعلق نمی‌گیره. خیلی بدیهیه. ولی هدف پروپاگاندا دقیقا همینه که امر بدیهی رو شر جلوه بده، و شر رو امر بدیهی!


https://t.me/bahmanshafa/15265
آیت الله وحید خراسانی مراسم عزا برپا می‌کنه، اما خودش میشینه تو ماشین تا از ویروس در امان باشه‌.
وقتی دین‌شون در برابر عقلانیت قرار می‌گیره، میگن همه‌چیز عقل نیست، همه‌چیز محسوسات نیست. اما وقتی حیات مادی‌شون در معرض خطر قرار می‌گیره، یهو عقل براشون حجت میشه! اونهم عقل کارن! عقل زن سفیدپوست فمنیست سوسول نیویورکی!
گهگاه در گوشه کنار اینترنت می‌بینم که برای توضیح رفتار این‌ها، ارجاعاتی به فلاسفه یونان میدن! لطفا نکنید این کار رو. فیلسوف یونانی در تئوری هرچه بود، در زندگی یک مرد آلفا بود. این‌ها در هیچ‌ زمینه‌ای، هیچی نیستند. پوزش می‌طلبم ولی واژه دیگه‌ای ندارم: اینها به معنی واقعی کلمه کسشرند!
Anarchonomy
این انگیزه رو کاهش نمیده، نابودش می‌کنه. البته مشکل اساسی برای داروسازها پیش نخواهد اومد، چون دو انتخاب خواهند داشت، یا تحقیق و توسعه در حوزه واکسن‌ها یا داروهای حیاتی که جنبه عمومی پیدا می‌کنه به کلی متوقف کنند و برن سراغ سایر داروها. یا به مسیر فعلی ادامه…
در این پست به مسئله از جنبه حقوقی نگاه کردم. شخصا هر نوع زورگیری رو شر می‌دونم، مهم نیست نیت چیه، و در چه موقعیتی رخ میده. ولی اشتباه برداشت نشه، کل این هیاهو یک آدرس غلطه. مشکل کمبود واکسن در شرایط فعلی، لایسنس نیست. کمبود مواد اولیه و مواد بسته‌بندی و این چیزهاست، یا اینکه تکنولوژی و زیرساختش همه‌جا نیست. همین الان فایزر حاضره لایسنس رو مجانی به هر شرکتی بده، اما کسی نیست بیاد ازش بگیره!

این‌ها در دهه‌های گذشته به جای هدایت پول به سمت ایجاد بنیه تولید دارویی، پول رو صرف تفنگ‌بازی کردند، و قاعدتا الان باید روی صندلی متهم می‌نشستند. اما الان دارند موضوع دعوا رو به سرمایه‌داری-جمع‌گرایی تغییر میدن، که معلومه پوپولیسم مردم رو تو سمت کدوم‌شون جمع می‌کنه، تا بتونند روی صندلی مدعی بشینند.
Anarchonomy
اگر حوزه علمیه شیعه قصد تحول ساختاری داره، باید به این پنج اصل توجه داشته باشه. به نظر من بدون تحول در این پنج موضوع، تحول در حوزه بی‌معنیه. ۱- برخلاف تصور عموم، هنوز تشیع وارد سیاست و کشورداری نشده‌. این آخوند شیعه‌ست که به قدرت رسیده، و شخصا با چالش‌ها…
اینجا در نصیحت به حوزه نوشته بودم که در امری که ساحت قدسی داره، نگاه مکانیکی بی‌معنیه. چون مثل یک پروژه عمرانی نیست که چه همه تأمین‌کنندگان بودجه‌ش رضایت داشته باشند و چه نداشته باشند، تا زمانی که تأمین بشه، به سرانجام میرسه. در امری که یک طرف قضیه خداست، رضایت ۹۹ درصدی هم کافی نیست.

اما اگه خدا این استاندارد ر‌و برای خودش تعیین کرده، چرا آدم‌ها برای خودشون هم نسخه مشابهی نداشته باشند؟
اگر دولت‌ها برای حفظ قدرت و کنترل‌شون نجنگند، خیلی زودتر ازونی که به نظر میاد به اون استاندارد خواهیم رسید. تنها دلیلی که دولت‌ها می‌تونند به گرفتن مالیات ادامه بدن اینه که اطلاعات دارایی همه رو دارند، و تنها دلیلی که می‌تونند فرار مالیاتی رو مجازات کنند، اینه که می‌تونند کشفش کنند. با شبکه‌های بلاکچینی رمزارزهایی که برمبنای حجاب حداکثری حریم خصوصی طراحی شده‌اند، میشه به جایی رسید که این اشراف اطلاعاتی رو از دست بدن. چون دیگه نمیشه فهمید چه کسی با چه کسانی تراکنش داره، و چقدر دارایی جمع کرده.

اگه دولتی، چه در مقیاس محلی و چه در مقیاس ملی، ندونه که هرکس داره چی میخره و چی گیرش میاد، بیشتر درآمد خودش رو از دست خواهد داد. چون این قدرت که بتونه اموال کسی که به قانون مالیات تمکین نمی‌کنه رو مصادره کنه، از دست خواهد داد. پس نمیتونه بدون رضایت مالیات‌دهنده، چیزی ازش بگیره! و این یعنی اگه بخواد بودجه یک برنامه دولتی رو تأمین کنه، باید تک تک مالیات‌دهندگان رو راضی کنه، نه فقط رأی‌دهندگان یک حوزه انتخاباتی رو، یا یک حزب رو. تک تک‌شون رو‌. درست مثل یک گدای دوره‌گرد!

اگه به ابعاد چنین اتفاق زمین و زمان تکان‌دهنده‌ای خوب فکر کنید، خواهید دید که ما در آستانه یک انقلاب بزرگ هستیم، و دولت‌ها هر کاری، و مطلقا هر کاری، که از دست‌شون بربیاد خواهند کرد تا این انقلاب اتفاق نیفته! حتی اگه لازم باشه حاضرند آدم‌های زیادی رو بکشند یا زندگی‌شون رو نابود کنند. این خیال که بدون جنگیدن این بازی رو واگذار خواهند کرد، باید از سر بیرون کرد. و کثیف می‌جنگند.