اگه هدف بازگشت به برجام اصلی بود، با چند امضاء قابل انجام بود و نیازی به مذاکره و برو بیا نداشت. صحبت راکت و موشک رو هم با نمایندگان رهبر در خانههای شخصی مقامات در بغداد انجام میدن و به وین و ژنو کاری نداره. دارایی اصلی آمریکا پایگاههای نظامیش نیست که بخواد برای حفاظت ازشون کار دیپلماتیک انجام بده (مخصوصا که تهدیدی که متوجه پایگاههاست بیشتر رسانهایه تا واقعی). دارایی اصلی آمریکا، دلاره و بیشترین تلاش و اعمال زور رو در حفاظت از این دارایی به کار خواهد برد. نمودار بالا سهم دلار در تجارت خارجی روسیه رو نشون میده که برای اولین بار به زیر ۵۰ درصد رسید. بهتره اتفاق مشابه برای یک کشور نفتی-گازی دیگه نیفته.
توجه دارید؟ ما با حکومت، که عامل اصلی خشکیدگی ایرانه، «دعوای خرد» داریم!
حتی خاموش کردن آتش جنگل باعث میشه انگ جاسوسی به آدم بزنند، بعد این پفیوز رذل وانمود میکنه درگیر حواشی شدیم! اون یکی خرچسونه هم به مایی که حکومت با موشک و تیربار قتل عاممون میکنه میگه دنبال وحدت ملی باشید!
خوک در برابر اینها نجیب و پاکیزهست.
حتی خاموش کردن آتش جنگل باعث میشه انگ جاسوسی به آدم بزنند، بعد این پفیوز رذل وانمود میکنه درگیر حواشی شدیم! اون یکی خرچسونه هم به مایی که حکومت با موشک و تیربار قتل عاممون میکنه میگه دنبال وحدت ملی باشید!
خوک در برابر اینها نجیب و پاکیزهست.
«فقط یک جهش در ویروس کافی بود تا واکسنمون بیاثر بشه. این در جهت منافع ماست که از شیوع بیشتر بیماری در هند و جاهای دیگر دنیا جلوگیری کنیم».
هر اتفاقی که بیفته، فارغ از ابعاد و برداشتهایی که میشه ازش کرد، تنها نتیجهای که ازش میگیرند اینه که اگه یک دولت جهانی نداشته باشیم همهمون از بین میریم!
مثل احمقها بیش از حد از کلمه گلوبالیست استفاده نکنید. جهانیسازی تجارت و اقتصاد، با شهوت تشکیل دولت جهانی، دو موضوع جداگانه است و شرترین گلوبالیستهای لیبرال در برابر بیآزارترین دولتجهانیستها، حکم فرشتگان معصوم رو دارند. اینها تا دامنه کنترل و مدیریت از بالا رو از خیابانهای نیویورک تا دهکورههای هند و سنگال پهن نکنند، آرام نمیگیرند. اینها حتی حاضر نیستند چیزی زیر تخته سنگهای بیابانهای داغ استرالیا بتونه مخفی بشه که تحت کنترلشون نباشه.
هر اتفاقی که بیفته، فارغ از ابعاد و برداشتهایی که میشه ازش کرد، تنها نتیجهای که ازش میگیرند اینه که اگه یک دولت جهانی نداشته باشیم همهمون از بین میریم!
مثل احمقها بیش از حد از کلمه گلوبالیست استفاده نکنید. جهانیسازی تجارت و اقتصاد، با شهوت تشکیل دولت جهانی، دو موضوع جداگانه است و شرترین گلوبالیستهای لیبرال در برابر بیآزارترین دولتجهانیستها، حکم فرشتگان معصوم رو دارند. اینها تا دامنه کنترل و مدیریت از بالا رو از خیابانهای نیویورک تا دهکورههای هند و سنگال پهن نکنند، آرام نمیگیرند. اینها حتی حاضر نیستند چیزی زیر تخته سنگهای بیابانهای داغ استرالیا بتونه مخفی بشه که تحت کنترلشون نباشه.
تورم انسانها رو تحقیر میکنه. وقتی در ونزوئلا یا زیمباوه برای یک پرس غذا در رستوران باید با گونی پول به همراه میبردند، داشت این معنی رو میداد که دیگه دستمزد آشپز پرداخت شدنی نیست. در این شرایط هرچیزی جز فلزات گرانبها و زمین و کالاهای سرمایهای، بیارزش هستند، حتی اگه براش زحمت زیادی کشیده شده باشه. خودِ کار بیارزش شده بود، چون حتی یک ساعت هم نمیتونست ارزشش رو حفظ کنه. اگه کسی جز کار، چیزی برای ارائه به جامعه نداشته باشه، و همون هم بیارزش بشه، در مورد کلیت زندگیش گرفتار افکار سیاه و خطرناک خواهد شد.
استقبال ایرانیها از رمزارزها و حتی بورس، با اینکه میدونند هر کدام به نحوی پرریسکه، به این دلیله که ارزش پساندازشون به قدری افت کرده که سرمایهگذاری دیگهای نمیشه کرد. در ممالک نرمال، آدمها پول اضافه رو صرف قمار میکنند، اما اینجا از سر نداری وارد قمار میشن. این فقط یک فرار از ریال نیست. زمینهش اینه که کارشون ارزش نداره، و کار تنها چیزیه که دارند، و این غرور آدم رو خرد میکنه. چون کار، قسمت بزرگی از عمرشون رو شامل میشد، و رنجهایی که کشیدند و لذتهایی که ازش صرفنظر کردند. اگه کار چیزی نیارزه، یعنی زندگیشون چیزی نمیارزیده! قمار، لزوما برندهشون نمیکنه؛ اما کمی ازین بار تحقیر رو کم میکنه. چون حتی شانس برنده شدن، این حس رو که چیزی میارزند، زنده میکنه.
.
هیچکس انقدر رک نمینویسه.
و برای همین اینجایید.
استقبال ایرانیها از رمزارزها و حتی بورس، با اینکه میدونند هر کدام به نحوی پرریسکه، به این دلیله که ارزش پساندازشون به قدری افت کرده که سرمایهگذاری دیگهای نمیشه کرد. در ممالک نرمال، آدمها پول اضافه رو صرف قمار میکنند، اما اینجا از سر نداری وارد قمار میشن. این فقط یک فرار از ریال نیست. زمینهش اینه که کارشون ارزش نداره، و کار تنها چیزیه که دارند، و این غرور آدم رو خرد میکنه. چون کار، قسمت بزرگی از عمرشون رو شامل میشد، و رنجهایی که کشیدند و لذتهایی که ازش صرفنظر کردند. اگه کار چیزی نیارزه، یعنی زندگیشون چیزی نمیارزیده! قمار، لزوما برندهشون نمیکنه؛ اما کمی ازین بار تحقیر رو کم میکنه. چون حتی شانس برنده شدن، این حس رو که چیزی میارزند، زنده میکنه.
.
هیچکس انقدر رک نمینویسه.
و برای همین اینجایید.
❤4
این فیلم حوالی سال ۱۹۴۴ در لندن گرفته شده که هنوز جنگ جریان داشته.
فقط یک نفر که بشه گفت چاق پیدا کردم، و هیچکدومشون قوز ندارند.
https://m.youtube.com/watch?v=QLbPYQcUcgM
فقط یک نفر که بشه گفت چاق پیدا کردم، و هیچکدومشون قوز ندارند.
https://m.youtube.com/watch?v=QLbPYQcUcgM
YouTube
Extremely rare, spectacular film about London during WW-II in color [A.I. enhanced & colorized]
London during WW-II like you have never seen it before! This film footage is very rare. It is of extremely high quality in full HD, 1080p. The source is raw footage for an unknown film about London with the working title "Heart of the City". Now press the…
قصه رایج اینه که مردمان روزگاران قدیم سرطان نمیگرفتند چون امواج موبایل نبود پلاستیک نبود دود ماشینها نبود چیپس نبود.
در انگلیس از استخوان لگن چند اسکلت متعلق به قرون وسطی سیتیاسکن گرفتن و آثار متاستاز سرطانی دیده شده. البته کم پیش میاد سرطان از بافت نرم به استخوان سرایت کنه، ولی پیش میاد. اگه آمار سرایت فعلی رو به اون زمان هم تعمیم بدن نتیجه گرفته میشه که بین ۹ الی ۱۴ درصد فوتها از سرطان بوده! تحقیقات خیلی بیشتری لازمه تا به تخمین دقیقتر برسند اما تا همینجاش هم یک سوپرایزه.
احتمال داره اگه عواملی مثل سیگار و الکل رو از جامعه امروزی بکشیم بیرون، نرخ سرطانش به نرخ قرون وسطی نزدیک بشه.
در انگلیس از استخوان لگن چند اسکلت متعلق به قرون وسطی سیتیاسکن گرفتن و آثار متاستاز سرطانی دیده شده. البته کم پیش میاد سرطان از بافت نرم به استخوان سرایت کنه، ولی پیش میاد. اگه آمار سرایت فعلی رو به اون زمان هم تعمیم بدن نتیجه گرفته میشه که بین ۹ الی ۱۴ درصد فوتها از سرطان بوده! تحقیقات خیلی بیشتری لازمه تا به تخمین دقیقتر برسند اما تا همینجاش هم یک سوپرایزه.
احتمال داره اگه عواملی مثل سیگار و الکل رو از جامعه امروزی بکشیم بیرون، نرخ سرطانش به نرخ قرون وسطی نزدیک بشه.
❤1
«دیگه نیروی کار نیست تو کالیفرنیا. برای کسی که بیاد ظرف بشوره حاضریم ساعتی ۲۱ دلار بدیم. ملت به دو دلیل میگن نمیان انجام بدن: ۱- پولی که دولت داره بشون میده بابت بیکاری بسشونه، و ۲- وقتی مدرسه بستهست پول ندارن یکی رو بیارن بچه رو نگه داره».
نقش دولت در زندگی شما، صرفا یک سری دخالتهای اداری نیست. دولت رفتار و منش و عادات آدمها رو تغییر میده. محاسباتشون رو عوض میکنه، و مسیر حیاتشون رو منحرف میکنه. شما بدون اینکه بدونید یا حس کنید، توسط دولت تربیت شدید، و جهانبینیتون تنظیم شده، و سرنوشتتون در دستشه.
نقش دولت در زندگی شما، صرفا یک سری دخالتهای اداری نیست. دولت رفتار و منش و عادات آدمها رو تغییر میده. محاسباتشون رو عوض میکنه، و مسیر حیاتشون رو منحرف میکنه. شما بدون اینکه بدونید یا حس کنید، توسط دولت تربیت شدید، و جهانبینیتون تنظیم شده، و سرنوشتتون در دستشه.
❤1
بیسکمپ یه شرکت نرمافزاریه، تو حوزه مدیریت پروژه و وب. به نسبت سایزش، شهرت زیادی داره. چون کارشون خوبه. اما همزمان یکی از لیبرالترین شرکتهای آمریکایی هم بوده. ازونا که میگن مرزها رو باز بذارید همه بیان، سیاها مظلومن، ترامپ نازیه، زنها باید سروری کنند، باید همهجا گی و لزبین ببینیم، و ازین مهملات.
حالا چی شده؟ یهو گفته دیگه بحث سیاسی تو محل کار ممنوع! بحث اجتماعی هم ممنوع! تو محیط کار، فقط کار! کارهای اکتویستی و روشنفکرانه هم تعطیل، به ما ربطی نداره اون بیرون چیکار میکنید و «سازنده» هست یا نیست. ازین به بعد حقوق رو میدیم خودتون میدونید چیکار کنید باش.
این چه پیامی داره؟ چرا تو چپترین محیط کاری هم دیگه نمیشده چپ بود و راحت بود که گفتند اوکی بسه؟
هرکسی این توضیح رو نمیده اما من میدم: چون کودکند. مشکل دوقطبی بودن جامعه نیست، کارمندان چنین محیطهایی تقریبا یکدستند. اختلافات خیلی بنیادی نیست. اما چون بلوغ عقلی برای مواجهه با اختلافات رو ندارند، بحث به دشمنی کشیده میشه، و شاید به روانپریشی!
و چه نهادی این آدمهای گنده رو کودک نگه داشت؟ نظام آموزش و پرورش دولتی.
حالا چی شده؟ یهو گفته دیگه بحث سیاسی تو محل کار ممنوع! بحث اجتماعی هم ممنوع! تو محیط کار، فقط کار! کارهای اکتویستی و روشنفکرانه هم تعطیل، به ما ربطی نداره اون بیرون چیکار میکنید و «سازنده» هست یا نیست. ازین به بعد حقوق رو میدیم خودتون میدونید چیکار کنید باش.
این چه پیامی داره؟ چرا تو چپترین محیط کاری هم دیگه نمیشده چپ بود و راحت بود که گفتند اوکی بسه؟
هرکسی این توضیح رو نمیده اما من میدم: چون کودکند. مشکل دوقطبی بودن جامعه نیست، کارمندان چنین محیطهایی تقریبا یکدستند. اختلافات خیلی بنیادی نیست. اما چون بلوغ عقلی برای مواجهه با اختلافات رو ندارند، بحث به دشمنی کشیده میشه، و شاید به روانپریشی!
و چه نهادی این آدمهای گنده رو کودک نگه داشت؟ نظام آموزش و پرورش دولتی.
اگه این ازدحام و این تلفات در کنسرت بیلی آیلیش رخ میداد مینوشت «ویروس سلبریتیپرستی آدم میکشد»؟
برای خوب فکر کردن باید به بد فکر کردنهای دیگران دقت کنید.
https://t.me/mamlekate/57562
برای خوب فکر کردن باید به بد فکر کردنهای دیگران دقت کنید.
https://t.me/mamlekate/57562
Telegram
مملکته
🎥دستکم ۴۴ نفر پنجشنبه شب در بزرگترین گردهمایی مذهبی از زمان آغاز همه گیری ویروس کرونا در اسرائیل بر اثر ازدحام جمعیت کشته شدند.
Euronews
اسراییل کرونا رو شکست داد ولی خرافات مذهبی رو نه.
مذهب هنوز خطرناکترین ویروس جهانه که جهشهای مختلفی داشته و در هر…
Euronews
اسراییل کرونا رو شکست داد ولی خرافات مذهبی رو نه.
مذهب هنوز خطرناکترین ویروس جهانه که جهشهای مختلفی داشته و در هر…
تو #گله_گاو سرندیپیتی پیدا نمیشه. فقط گاو پیدا میشه.
این حکومت در جذب یا تولید آدمی که سخیف و دوزاری نباشه، عاجزه. و با گذشت زمان هم این عجزش برطرف نخواهد شد.
https://t.me/AnimalsQuotes/324
این حکومت در جذب یا تولید آدمی که سخیف و دوزاری نباشه، عاجزه. و با گذشت زمان هم این عجزش برطرف نخواهد شد.
https://t.me/AnimalsQuotes/324
Telegram
اقوال الانعام
سعید لیلاز: آقای ظریف من اقتصاد خواندهام و توماس هابز را میشناسم اما این ضعیفه که در مذاکرات کنارت بود وقتی مینشست و دامنش بالا میرفت چیزی هم معلوم میشد یا نه؟
شما از وقاحت الهه هیکس متحیرید، اما من جاهایی رو میخونم که نویسندگانش پول میگیرند از کره شمالی دفاع کنند، و خیلی تمیزتر و حرفهایتر و دانشگاهیتر هم دفاع میکنند. وقتی میگن رویکرد «استقلال و نگاه به داخل» حکومت کره، راه منحصر بفردی بود که خروجی واقعی داشت، میتونند براش اطلاعات ارائه بدن. نمیگن من یه پسرخاله دارم اونجا که میگه ما خیلی روی پای خودمونیم! میتونند استدلال کنند که این سبک از انزوای کره شمالی، هرچند هزینههایی داشته اما تقلیدی نبوده، و تا حدودی بیراه هم نمیگن. وقتی استدلالها رو میخونی، میفهمی که داره از سوادش استفاده میکنه، نه از پلشت بودنش.
کمونیسم از هرج و مرج آخوندی بدتره. ولی شخص کمونیست، آدم خیلی باارزشتری از یک آخونده. باید این تفاوت رو درک کرد.
و به این دلیل من از مسیح علینژاد متحیرم.
که وقتی میبینه طرف مقابل بحث چنین کسیه، نمیگه «اگه قراره ایشون حرف بزنه من قطع میکنم». ما لازم نداریم بدونیم موضع حکومت چیه. چون داره با اسلحه بیانش میکنه. وقتی به پلشتی اجازه بروز بدی، یعنی داری با دست خودت کاری میکنی که حکومت غیر ازون اسلحه گرم، یه اسلحه سخنگو هم داشته باشه. این اون کمونیسته نیست که بگیم داره سوء استفادهای از سوادش میکنه که نباید بدون جواب بمونه. این اصلا اون نیست.
کمونیسم از هرج و مرج آخوندی بدتره. ولی شخص کمونیست، آدم خیلی باارزشتری از یک آخونده. باید این تفاوت رو درک کرد.
و به این دلیل من از مسیح علینژاد متحیرم.
که وقتی میبینه طرف مقابل بحث چنین کسیه، نمیگه «اگه قراره ایشون حرف بزنه من قطع میکنم». ما لازم نداریم بدونیم موضع حکومت چیه. چون داره با اسلحه بیانش میکنه. وقتی به پلشتی اجازه بروز بدی، یعنی داری با دست خودت کاری میکنی که حکومت غیر ازون اسلحه گرم، یه اسلحه سخنگو هم داشته باشه. این اون کمونیسته نیست که بگیم داره سوء استفادهای از سوادش میکنه که نباید بدون جواب بمونه. این اصلا اون نیست.
❤3
خیلیها وارد همون زندانی شدند که مجید توکلی اونجا بود، اما وقتی بیرون اومدند هیچ شباهتی به مجید توکلیای که بیرون اومده بود، نداشتند. وقتی بشون گفته شد اگه یک بار دیگه حرفی علیه مقامات نظام بزنید، فلان و بهمان میکنیم، دیگه هیچ حرفی علیه هیچچیز نزدند. اما مجید توکلی بدون اینکه اسم کسی رو بیاره علیه خیلیها حرف میزنه.
هرکس وقت کافی داره که انتخاب کنه با چه کسانی محشور بشه. یا تو چه قبیلهای قرار بگیره. و وقتی انتخاب کرد، دیگه اهمیتی نداره که وسعش چقدر بود، شجاعتش چقدر بود، شانسش چقدر بود. نمیتونه بگه سلول من نمدارتر بود. نمیتونه بگه مادر من پیرتر بود. نمیتونه بگه من استرسیتر بودم.
این کانسپت محشور شدن رو باید جدی گرفت، حتی اگه از بکگراند مذهبیش جدا بشه. چون تفکیک قبیلهها، حتی در یک تاریخ کاملا بیخدا هم کاملا شفافه.
هرکس وقت کافی داره که انتخاب کنه با چه کسانی محشور بشه. یا تو چه قبیلهای قرار بگیره. و وقتی انتخاب کرد، دیگه اهمیتی نداره که وسعش چقدر بود، شجاعتش چقدر بود، شانسش چقدر بود. نمیتونه بگه سلول من نمدارتر بود. نمیتونه بگه مادر من پیرتر بود. نمیتونه بگه من استرسیتر بودم.
این کانسپت محشور شدن رو باید جدی گرفت، حتی اگه از بکگراند مذهبیش جدا بشه. چون تفکیک قبیلهها، حتی در یک تاریخ کاملا بیخدا هم کاملا شفافه.
❤5
این افسانه که برنامه آمریکا این است که نیروهایش را از خاورمیانه بردارد ببرد بریزد در شرق آسیا انقدر تکرار شده که حالا به عنوان فکت مینویسند. اما هیچ دیتایی پشت سرش نداره. اولا ارتش آمریکا در شرق آسیا کمبود نیرو نداره، دوما اگر داشت لازم نبود حتما با نیروهای مستقر در خاورمیانه جبرانش کنه، سوما این «تمرکز بر چین» نظامی نیست، چون چین دیگه از سطحی که بشه باش درگیری نظامی داشت فراتر رفته.
اها.. یه افسانه دیگه هم هست: آمریکا دیگه نیاز به نفت خاورمیانه نداره، میخواد بذاره بره!
این نادانها نمیدونند که آمریکا چند دههست که نیازی به نفت خاورمیانه نداره. اگه دغدغه، پترودلار بوده باشه، الان هم این دغدغه پابرجاست.
اها.. یه افسانه دیگه هم هست: آمریکا دیگه نیاز به نفت خاورمیانه نداره، میخواد بذاره بره!
این نادانها نمیدونند که آمریکا چند دههست که نیازی به نفت خاورمیانه نداره. اگه دغدغه، پترودلار بوده باشه، الان هم این دغدغه پابرجاست.
قبیله اسلام سیاسی حالا که به دافعه ذاتی خودش پی برده، چون راه بازگشت نداره، مجبوره کاری کنه که ارزشهای کلاسیک اسلامی هم دافعه داشته باشند. که ارائه یک امام حسین اقتدارگرا و یک امیرالمومنین قدارهبند هم در همین راستاست. تا اگر کسی خواست از فاشیستهای شیعه بدش بیاد، مجبور باشه از همهچیز تشیع بدش بیاد.
متأسفانه یا خوشبختانه، بدنه مذهبی جربزه مقاومت در برابر این تاکتیک کثیف رو نداره، و پروژه منفورسازی همهچیز تشیع، با موفقیت پیش خواهد رفت.
https://t.me/mohsenhesammazaheri/2894
متأسفانه یا خوشبختانه، بدنه مذهبی جربزه مقاومت در برابر این تاکتیک کثیف رو نداره، و پروژه منفورسازی همهچیز تشیع، با موفقیت پیش خواهد رفت.
https://t.me/mohsenhesammazaheri/2894
Telegram
دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری
درباب بحران معنویت و اخلاق در اسلام سیاسی (اقتدارگرا)
https://twitter.com/mohsenHmazaheri/status/1388400331328040961
https://twitter.com/mohsenHmazaheri/status/1388400331328040961
❤2
این مقاله رو روزنامه آفتاب در ۳۰ خرداد ۸۴ چاپ کرده بود، با تیتر «ضرورت رأی به هاشمی» و با هدف توجیه بدنه اصلاحطلبان به رأی دادن به کسی که هیچوقت اصلاحطلب نبوده. بعد ازینکه میگه ما بهرحال نمیبریم پس بهتره جوری رأی بدیم که نبازیم، در این پاراگراف در جواب به این سوال که این چه جور نباختنی است که قدرت از دولت اصلاحات برگرده به سنتیها و انقلابیها؟ میگه هاشمی اگه قبلا طبق مطالبات انقلابیها عمل میکرد برای این بود که اونها بش رأی میدادن. اگه حالا ما بش رأی بدیم طبق مطالبات ما عمل میکنه!
این دو فرض مضحک داره که استفاده ازین دو نشون میده ما با چه اوباش کلاهبرداری طرف بودیم. اول اینکه فرض میگیره اینجا هم بلژیکه که رأی شهروندان، تعیینکننده سیاست کلی کشور باشه. و دوم اینکه فرض میگیره هاشمی یک ربات خنثاست و بله قربانگوی هرکسیه که بش رأی بده!
ما اون موقع فکر میکردیم از دکتر سکویی بیشتر میفهمیم. و چه بد اشتباهی بود.
این دو فرض مضحک داره که استفاده ازین دو نشون میده ما با چه اوباش کلاهبرداری طرف بودیم. اول اینکه فرض میگیره اینجا هم بلژیکه که رأی شهروندان، تعیینکننده سیاست کلی کشور باشه. و دوم اینکه فرض میگیره هاشمی یک ربات خنثاست و بله قربانگوی هرکسیه که بش رأی بده!
ما اون موقع فکر میکردیم از دکتر سکویی بیشتر میفهمیم. و چه بد اشتباهی بود.
اونایی که تبهای زیادی در کروم باز میکنند، با مشکل کمبود رم مواجه میشن. یه شرکت میخواد این مشکل رو حل کنه. به این ترتیب که صفحات وب در سرورهای اونها لود بشن، و تصویرش ارسال بشه به مانیتور شما. یعنی همون کاری که سرورهای بازیهای ابری انجام میدن. اینجوری میشه صدها تب باز کرد، و صفحات سنگین باز کرد، بدون اینکه از رم دستگاه خودتون استفاده بشه. قصد دارند این سرویس رو برای مبلغ ماهی ۳۰ دلار بفروشند، که البته بستگی به استقبال مردم داره.
اما موفقیت این پروژه، تبعات جانبیای خواهد داشت که فراتر از مشکل رم و پردازشگر و این چیزهاست. این راه رو برای اجرای اپلیکیشنهای تحت وب که روی دستگاه کاربر نصب نیستند، باز میکنه، و این یعنی انحصار اپاستور اپل و کنترل گوگل بر پلیاستور، شکسته میشه. و از طرفی، دیگه شکاف طبقاتی در پردازش، در مورد خیلی از برنامهها به حداقل ممکن میرسه، چون همه میتونند به بالاترین سطح پردازش دسترسی پیدا کنند.
https://www.mightyapp.com/
اما موفقیت این پروژه، تبعات جانبیای خواهد داشت که فراتر از مشکل رم و پردازشگر و این چیزهاست. این راه رو برای اجرای اپلیکیشنهای تحت وب که روی دستگاه کاربر نصب نیستند، باز میکنه، و این یعنی انحصار اپاستور اپل و کنترل گوگل بر پلیاستور، شکسته میشه. و از طرفی، دیگه شکاف طبقاتی در پردازش، در مورد خیلی از برنامهها به حداقل ممکن میرسه، چون همه میتونند به بالاترین سطح پردازش دسترسی پیدا کنند.
https://www.mightyapp.com/
Playground
Free AI Design Tool: Logos, T-Shirts, Social Media - Playground
Create custom designs and graphics with Playground
«ما از دخترانمان محافظت خواهیم کرد».
فرماندار فلوریدا، که اتفاقا یک سیاستمدار باکلاس و باسواده، داره قول میده که اجازه نده ترنسها در مسابقات ورزشی زنان شرکت کنند.
اینکه چپها نرهغولهای ترنس رو وارد مسابقات زنان کردند، یکی از موقعیتهای آبزوردیه که «مارکسیسم جنسیتی» ایجاد کرده، اگه دوستان به خاطر استفاده ازین عبارت بم سخت نگیرند. اما نجات زنان ازین جنون لیبرالی، به فرماندار چه مربوط؟ اگه حضور ترنسها، اجحاف در حق زنان حساب میشه، میتونند مسابقات رو انقدر بایکوت کنند تا خود برگزارکنندهها این بساط رو جمع کنند.
هیچی عیبی نداره که بدن زن ضعیفتر از بدن یک مرد ترنس باشه. ولی خیلی عیب داره که مجموعه بزرگ زنان ورزشکار حرفهای انقدر ضعیف باشند که نتونند یک بایکوت هماهنگ رو سازماندهی کنند، و لازمه یک سیاستمدار خودش رو وارد قضیه کنه.
فرماندار فلوریدا، که اتفاقا یک سیاستمدار باکلاس و باسواده، داره قول میده که اجازه نده ترنسها در مسابقات ورزشی زنان شرکت کنند.
اینکه چپها نرهغولهای ترنس رو وارد مسابقات زنان کردند، یکی از موقعیتهای آبزوردیه که «مارکسیسم جنسیتی» ایجاد کرده، اگه دوستان به خاطر استفاده ازین عبارت بم سخت نگیرند. اما نجات زنان ازین جنون لیبرالی، به فرماندار چه مربوط؟ اگه حضور ترنسها، اجحاف در حق زنان حساب میشه، میتونند مسابقات رو انقدر بایکوت کنند تا خود برگزارکنندهها این بساط رو جمع کنند.
هیچی عیبی نداره که بدن زن ضعیفتر از بدن یک مرد ترنس باشه. ولی خیلی عیب داره که مجموعه بزرگ زنان ورزشکار حرفهای انقدر ضعیف باشند که نتونند یک بایکوت هماهنگ رو سازماندهی کنند، و لازمه یک سیاستمدار خودش رو وارد قضیه کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی تو بورس گرفتار شدی و بت میگن حالا یه ذره هم کریپتو بخر!
برای اینکه در ذهن ما تثبیت کنند که شب قدر جایگاهی نجومی-ملکوتی داره میگفتند حسن و حسین وقتی بچه بودند و نمیتونستند بیدار بمونند امیرالمومنین آب میپاشید به صورتشون تا خوابشون بپره! یعنی ملائکه در حال تنزلند، باید بیدار باشی و حاضر بگی، عبادت هم نکردی، نکردی. و خود این بیدارباش، یک جهاده.
حسن و حسین و پدر بزرگوارشون فکر این هم نمیکردند که روزی در آینده خیلی دور، نه تنها نوجوانان، بلکه حتی خردسالان هم بدون هیچ مشکلی تا صبح بیدار بمونند. چون نه ملائکه، بلکه دیتا شبها نازل میشه.
اینترنت، شب رو از دست مذهب دزدید. و دیگه پس نخواهد داد.
حسن و حسین و پدر بزرگوارشون فکر این هم نمیکردند که روزی در آینده خیلی دور، نه تنها نوجوانان، بلکه حتی خردسالان هم بدون هیچ مشکلی تا صبح بیدار بمونند. چون نه ملائکه، بلکه دیتا شبها نازل میشه.
اینترنت، شب رو از دست مذهب دزدید. و دیگه پس نخواهد داد.
❤6
کلی در ذهنم جستجو کردم که چه کسی حکم معلم رو داشته برام تا روزش رو تبریک بگم و کسی رو پیدا نکردم. یادم افتاد که چون دنبال یک مرد میانسال میگشتم چیزی پیدا نکردم. در حالی که باید دنبال یک بچه میگشتم.
اونی که معلمم بود یه پسربچه هفت هشت ساله فالفروش بود که از ظواهرش به نظر میرسید یک ماهه زیر دوش نرفته. اون موقع هنوز انقدر به زندگی امیدوار بودم که اگه با دختری هات آشنا میشدم باش قرار میذاشتم. و این یکی ازون قرارها بود که کنار هم روی نیمکت تو پارک نشسته بودیم. و این پسرک اومد شروع کرد به اصرار کردن که حتما ازش فال بخریم. و من هم که بخر نبودم. مثل ضبط صورت حرفاش رو تکرار میکرد. بش گفتم ادامه بده، اعصاب من فولادیه! تا اینو شنید، لج کرد و سیخ ایستاد جلومون و با صدای بلندتر و مثل ربات جملاتش رو تکرار کرد و خیلی سعی میکرد نفس کم نیاره. طوری که دیگه نمیشد روی همون نیمکت به نشستن و گپ زدن ادامه داد. یهو بلند شدم که از قد بلندم نسبت به قد کوتاه خودش بترسه، و موثر بود. و راهش رو کشید رفت، اما گفت: مگه اعصابت فولادی نبود؟
جلوی دختری که دفعه اوله داره تماشات میکنه نمیخوای یه بازنده به نظر برسی، اونم بازنده به یک الف بچه. اما دلیل اینکه گند خورد به اون قرار، این نبود. دیگه نتونستم جمعش کنم چون از سرازیر شدن ناگهانی اون همه نکته آموزشی، از هم پاشیدم.
دختره لبخندهای دلسوزانه میزد، که یعنی میفهمم غرورت خدشهدار شد، ولی عیب نداره، شما پسرها همتون همینید و انتظار فراتری نداشتم. اما مسئله فقط این نبود، و فایدهای هم نداشت که بش توضیح بدم مسئله فقط این نیست. مسئله فقط این نبود که فقر خودم رو نمیشناختم. فقر در کنترل احساسات، فقر در تسلط، فقر در فن بیان، فقر در آرامش، فقر در پختگی. مسئله این بود که اگه تنها بودم بسیار محتمل بود که میتونستم این فقر رو پنهان کنم. یعنی میتونستم کاری کنم که اون بچه بازنده بشه. اما تنها نبودم، و میل به ادای یک مرد آلفا را درآوردن، باعث شد فقرم رو لو بدم. مرد آلفا، اگه میخواست نقش حفاظت از زن رو ایفا کنه، دستش رو میکرد تو جیبش، یه فال میخرید و شر طرف رو کم میکرد. اما من آلفا نبودم و داشتم اداش رو درمیاوردم. چون فکر میکردم اون دختر جنتلمنبازی رو خیلی دیده، لازم نیست از من هم ببینه. چیزی که برای وجهه من لازمه اینه که دیده بشه که به آدمهای جامعه باج نمیدم. از پیرش گرفته تا بچهش. از موضوعات کلی گرفته تا جزیی. اون موقع تمرین این باج ندادن رو تازه شروع کرده بودم و یک پروژه شخصی بود. اما برای یک دختر غریبه پروژه شخصی من هیچ اهمیتی نداره. اون دنبال سرنخهاییه که بفهمه قابلیت اداره کردن زندگی رو دارم یا ندارم. که پیدا نکرد.
خیابون اون بچه رو از لحاظ روانی نابود کرده بود و چیزی نداشت که به من یاد بده، اما ناخواسته در جایگاه یک معلم قرار گرفت، تا یاد بگیرم پروژههای شخصیم رو برای خودم نگه دارم. نه فقط به این خاطر که اون بیرون کسی نیست که بهشون اهمیت بده. بلکه به این دلیل که اگه درباره پروژههای شخصیم جدیام، باید درونی بمونند. اگه کوچکترین میلی وجود داره که به بیرون نشت کنه و دیده بشه، یعنی جدی نیستم. اگه قراره در چیزی فقیر و ترحمبرانگیز باشم، خجالتش رو باید فقط از خودم بکشم. اگه قراره خودم رو بسازم و تعمیر کنم، باید جایزهش رو فقط از خودم بخوام.
اگه نمیتونید نسبت به خودتون بیرحم باشید، چیزی یاد نمیگیرید.
اونی که معلمم بود یه پسربچه هفت هشت ساله فالفروش بود که از ظواهرش به نظر میرسید یک ماهه زیر دوش نرفته. اون موقع هنوز انقدر به زندگی امیدوار بودم که اگه با دختری هات آشنا میشدم باش قرار میذاشتم. و این یکی ازون قرارها بود که کنار هم روی نیمکت تو پارک نشسته بودیم. و این پسرک اومد شروع کرد به اصرار کردن که حتما ازش فال بخریم. و من هم که بخر نبودم. مثل ضبط صورت حرفاش رو تکرار میکرد. بش گفتم ادامه بده، اعصاب من فولادیه! تا اینو شنید، لج کرد و سیخ ایستاد جلومون و با صدای بلندتر و مثل ربات جملاتش رو تکرار کرد و خیلی سعی میکرد نفس کم نیاره. طوری که دیگه نمیشد روی همون نیمکت به نشستن و گپ زدن ادامه داد. یهو بلند شدم که از قد بلندم نسبت به قد کوتاه خودش بترسه، و موثر بود. و راهش رو کشید رفت، اما گفت: مگه اعصابت فولادی نبود؟
جلوی دختری که دفعه اوله داره تماشات میکنه نمیخوای یه بازنده به نظر برسی، اونم بازنده به یک الف بچه. اما دلیل اینکه گند خورد به اون قرار، این نبود. دیگه نتونستم جمعش کنم چون از سرازیر شدن ناگهانی اون همه نکته آموزشی، از هم پاشیدم.
دختره لبخندهای دلسوزانه میزد، که یعنی میفهمم غرورت خدشهدار شد، ولی عیب نداره، شما پسرها همتون همینید و انتظار فراتری نداشتم. اما مسئله فقط این نبود، و فایدهای هم نداشت که بش توضیح بدم مسئله فقط این نیست. مسئله فقط این نبود که فقر خودم رو نمیشناختم. فقر در کنترل احساسات، فقر در تسلط، فقر در فن بیان، فقر در آرامش، فقر در پختگی. مسئله این بود که اگه تنها بودم بسیار محتمل بود که میتونستم این فقر رو پنهان کنم. یعنی میتونستم کاری کنم که اون بچه بازنده بشه. اما تنها نبودم، و میل به ادای یک مرد آلفا را درآوردن، باعث شد فقرم رو لو بدم. مرد آلفا، اگه میخواست نقش حفاظت از زن رو ایفا کنه، دستش رو میکرد تو جیبش، یه فال میخرید و شر طرف رو کم میکرد. اما من آلفا نبودم و داشتم اداش رو درمیاوردم. چون فکر میکردم اون دختر جنتلمنبازی رو خیلی دیده، لازم نیست از من هم ببینه. چیزی که برای وجهه من لازمه اینه که دیده بشه که به آدمهای جامعه باج نمیدم. از پیرش گرفته تا بچهش. از موضوعات کلی گرفته تا جزیی. اون موقع تمرین این باج ندادن رو تازه شروع کرده بودم و یک پروژه شخصی بود. اما برای یک دختر غریبه پروژه شخصی من هیچ اهمیتی نداره. اون دنبال سرنخهاییه که بفهمه قابلیت اداره کردن زندگی رو دارم یا ندارم. که پیدا نکرد.
خیابون اون بچه رو از لحاظ روانی نابود کرده بود و چیزی نداشت که به من یاد بده، اما ناخواسته در جایگاه یک معلم قرار گرفت، تا یاد بگیرم پروژههای شخصیم رو برای خودم نگه دارم. نه فقط به این خاطر که اون بیرون کسی نیست که بهشون اهمیت بده. بلکه به این دلیل که اگه درباره پروژههای شخصیم جدیام، باید درونی بمونند. اگه کوچکترین میلی وجود داره که به بیرون نشت کنه و دیده بشه، یعنی جدی نیستم. اگه قراره در چیزی فقیر و ترحمبرانگیز باشم، خجالتش رو باید فقط از خودم بکشم. اگه قراره خودم رو بسازم و تعمیر کنم، باید جایزهش رو فقط از خودم بخوام.
اگه نمیتونید نسبت به خودتون بیرحم باشید، چیزی یاد نمیگیرید.