Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ساسان عزیز با استناد به طرح بایدن برای اخذ مالیات ۴۰ درصدی از پولدارها میگه چپ‌ها حکومت رو از مردم می‌دزدند!
اگه منظورش مردم آمریکاست، این جمله صحیح نیست. این همین مردم آمریکا بودند که به این دولت دزد رأی دادند. البته من دموکراسی رو یک حکومت مشروع نمی‌دونم، و منطقی هم نیست به دولتی که فقط مورد تأیید ۵۱ درصد جامعه‌ست، نگیم غاصب. ولی در مورد خاص مالیات گرفتن از پولدارها، نه فقط اون ۵۱ درصد، که شاید بیش از ۹۱ درصد مردم آمریکا باش موافقند.
این به یک لوپ باطل تبدیل شده. شرکت‌ها و پولدارها میگن از ما می‌دزدید؟ اوکی، ما هم کاری می‌کنیم دولت همون کاری رو انجام بده که ما میخوایم. رأی‌دهنده هم میگه شما پولدارها دولت منتخب ما رو قبضه کردید؟ اوکی پس حقتونه تا خرخره بتون مالیات ببندن، بهتر!

شما در چنین اتمسفری نمیتونی بگی چپ‌ها حکومت رو از مردم دزدیدند. یکم پیچیده‌تر ازین حرف‌هاست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از زیبایی‌های ژاپن اینه که یه چیزهایی توش کاملا نرماله که تو بقیه جاهای دنیا فقط تو فیلم‌ها نرماله.
برای پی بردن به سطح پایین هوش سلبریتی جماعت، همین کاری که بازیگران آلمانی کردن کافیه. به طور هماهنگ یه کلیپ دادن که با کنایه میگن «بهتره همه‌چیز رو تعطیل کنیم، حتی سوپرمارکت‌ها رو، که نتونیم غذا بخوریم، چون اگه خودمون بمیریم ویروس هم میمیره!»، و بعد ازینکه ملت به شدت دولت‌پرست و مثل سگ از کرونا ترسیده‌ی آلمان علیه‌شون واکنش نشون دادند، گفتند ما فکر نمی‌کردیم افراطی‌ها و طرفداران نظریات توطئه خوششون بیاد، منظور ما انکار کرونا نبود!
خب خر خدا فکر می‌کردی ازون پیام کی بیشتر خوشش میاد؟ فکر می‌کردی چه برداشت دیگه‌ای ازش میشه؟ یعنی کشورت رو نمیشناسی؟ نه تنها جرئت ایستادن سر حرف و اقدامشون رو ندارند، بلکه پنجاه شصت نفر آدم بالغ که موهاشون هم داره سفید میشه برای دو قدمِ بعد از یک اقدام نمی‌تونند هیچ پیش‌بینی‌ای انجام بدن! دو قدم زیاده البته، برای یک قدم بعدش هم هیچ ایده‌ای ندارند!
4
در آمریکا با موفقیت کامل این ایده رو جا انداخته‌اند که «پلیس نژادپرست است» با اینکه کوچکترین مدرکی از نژادپرست بودن هیچ یکی از افسران پلیس که کسی رو به قتل رسونده، ندارند! ترکیب این دو شگفت‌انگیزه: جاافتادگی همگانی، و همزمان عاری بودن از واقعیت! خیلی بیراه نیست اگه بگیم شبیه اعتقاد به چشم‌زخم و طلسمه، که هم به صورت همگانی پذیرفته شده، هم اثری از واقعیت در اون نیست و کاملا ذهنیه. و مثل اعتقاد به چشم‌زخم کسانی درگیرش میشن که انتظار نمیره درگیرش باشند. حتی شرکتی که داره موشک لیزری تولید می‌کنه میاد وسط و علیه «پلیس نژادپرست» بیانیه میده! و اتفاقا توطئه‌ای در کار نیست، چون کارکنانش این رو میخوان. در این حد، همه درگیرند.

یکی از هوشمندی‌های اسلام در این بود که برای گناه متراژ و مختصات قرار داد. اگه کسی گناهی مرتکب می‌شد، هم قابل شناسایی بود هم قابل اندازه‌گیری. مثلا حتی جریمه پولی تجاوز به یک زن در حال زیارت کعبه هم مشخص شده بود! هرچند که مسلمانان بعدها شورش رو درآوردند، اما کلیت کانسپت، مترقی بود. و البته حکایت از مصائب سیستمی داشت که میخواست جایگزینش بشه، و شد‌. سیستمی که توش گناه مبهمه. یک مسیحی به صورت دیفالت گناهکار به دنیا می‌اومد، بدون اینکه معلوم باشه دقیقا چه خطایی کرده.

وقتی میگن پلیس چون نژادپرسته داره سیاه‌ها رو می‌کشه، تعیین نمی‌کنند چطور میشه این گناه رو کشف کرد، و دقیقا مشکل اون افسر چیه. آیا صبح پا میشه میگه خب برم ببینم امروز چندتا مجرم سیاه میتونم شکار کنم؟ مرز قتل نژادپرستانه کجاست؟ چطور میشه از بررسی مستندات یک قتل فهمید دلیلش نژادپرستی بوده؟ سرنخ‌هاش کجاست؟
گناه مبهم، موضوع جدیدی نیست. در اروپای نیمه اول قرن بیستم گناه مبهمی به نام «یهودی بودن» تعریف کردند و جا انداختن. اما هیچ‌کس نمی‌تونست توضیح بده مشکل یهودی بودن چیه، و چجوری میشه شناساییش کرد! (این ایده چنان در شناسایی عقیم بود که نهایتا مهم‌ترین شاخص رو سایز و فرم بینی یهودیان تعیین کرد، و هنوز هم به شکل کاریکاتوری ادامه داره). وقتی مشخصات و مختصات گناه کاملا مبهم، و مرزش کاملا باز باشه، میشه ازش برای جنگ داخلی استفاده کرد، که بخشی از جامعه با توجیهات شرعی یا عرفی یا ایديولوژیک، بخش دیگه‌ای از جامعه رو به عنوان گناهکار ببره زیر تانک، یا توی اتاق گاز.

این کاملا درسته که علت پرداختن خیلی‌ از آمریکایی‌ها به موضوعاتی مثل «عدالت نژادی»، شکم‌سیری و نداشتن دغدغه آلترناتیوه. اما این دلیل نمیشه ما که درگیر مرغ و آب و بنزینیم، جدی نگیریمش. چون اصل موضوع خطرات رفتار گله‌ایه. ممکنه در مملکت ما یک مصداق دیگه پیدا کنه. نمیشه جلوی یک شرارت رو گرفت، بدون اینکه بدونیم دقیقا چطور کار می‌کنه. در لابرآتوار بزرگ آمریکا، داره با دقت نمایش داده میشه دقیقا چطور کار می‌کنه.
روی یک خونه تو بارسلون اسپانیا کار عایق‌‌کاری انجام دادن، تا حدی که استاندارد خانه پسیو رو هم پاس کرده. پسیو یعنی هدررفت انرژی در حد صفر. قبل از انجام پروژه مصرف سالیانه انرژی این ساختمان برای گرمایش و سرمایش نزدیک ۶۰ کیلووات بر متر مربع بوده. یعنی اگه فرض کنیم مساحت واحد ۱۰۰ متر بوده باشه، ۶ هزار کیلووات در یک سال مصرف شده که در تابستان خنکش کنند و در زمستان گرمش کنند. که میشه معادل ۱۶ کیلووات در روز. اما بعد از عایق‌‌کاری رسیده به ۷ و نیم کیلووات در روز. که کاهش فوق‌العاده‌ایه (این کاهش البته بیشتر در زمان گرمایش بوده، نه سرمایش). این یعنی ساعتی ۳۰۰ وات. که برای ۱۰۰ متر خیلی خوبه. اما همین ۳۰۰ وات یعنی یک کولر گازی ۱۲هزار اینورتر، در تمام شبانه‌روز هر ۴ دقیقه، یکبار روشن بشه!

اگه بخوای واقعا دوستدار محیط‌زیست باشی، و درخت رو بغل کنی، باید قید بخشی از رفاه رو بزنی. اگه خونه‌ت پسیو باشه اما خودت پسیو نباشی، باز هم مصرف قابل توجهی خواهی داشت. آدم پسیو گرما رو تحمل‌ می‌کنه و تو سرما لباس بیشتر میپوشه.
2
Anarchonomy
روی یک خونه تو بارسلون اسپانیا کار عایق‌‌کاری انجام دادن، تا حدی که استاندارد خانه پسیو رو هم پاس کرده. پسیو یعنی هدررفت انرژی در حد صفر. قبل از انجام پروژه مصرف سالیانه انرژی این ساختمان برای گرمایش و سرمایش نزدیک ۶۰ کیلووات بر متر مربع بوده. یعنی اگه فرض…
یه سری دستگاه وجود دارند به نام رطوبت‌گیر کل ساختمان، که می‌تونند کل خونه رو ساپورت کنند. معمولا دو ورودی و دو خروجی دارند. هوای مرطوب بیرون و هوای مرطوب داخل رو با هم مخلوط می‌کنند، رطوبتش رو می‌گیرند، و میفرستن به ورودی دستگاه تهویه (یه خروجی هم هوای کم‌اکسیژن داخل خونه رو میده بیرون). اینجوری محیط هم هوای تازه خواهد داشت، هم کم‌رطوبت. هم شبیه‌سازی‌ها و هم اندازی‌گیری در سایت نشون میده که اگه رطوبت رو بگیریم و بعد هوا رو با کولر گازی خنک کنیم، مصرف برق کاهش زیادی پیدا می‌کنه، چون احساس هوای مطبوع روی پوست بستگی زیادی به رطوبت هوا داره، و اگه زودتر به اون احساس برسیم، کولر زودتر میتونه بره رو حالت کم‌مصرف.
بهتر بود شرکت‌های ایرانی این دستگاه‌ها رو که تکنولوژی بالایی هم نداره برای استان‌های شمالی و جنوبی و مخصوصا خوزستان، رواج میدادند. یک محاسبه سرانگشتی کردم اگر همه در اهواز ازین روش استفاده می‌کردند، حتی با وجود این بی‌کفایت‌ترین حکومت تاریخ ایران، قطعی برقی کمتری ایجاد می‌شد، چون مصرف کل شهر پایین می‌اومد.
از اوکازیو کورتس خواسته شد برای لایحه محیط‌زیستی که خیلی پیگیره که در مجلس تصویبش کنه، با مخالفان مناظره انجام بده. اولش فکر می‌کرد با جیغ‌جیغوبازی‌های توعیتری میتونه از پس چنین مناظره‌هایی بربیاد، وقتی دید با کوهی از اعداد و ارقام مواجهه، گفت انقدر با آمار و مقاله بم حمله نکنید! قبلا هم گفته بود وقتی شرایط اضطرار پیش میاد چطور می‌تونید به بودجه فکر کنید؟

یکی به درستی نوشته بود ما آمریکایی‌ها از دهه هفتاد هر چیزی که کار می‌کرد رو گذاشتیم کنار و با چیزهایی که حس خوبی میده جایگزین کردیم!.. البته در مورد زمانش خطا داره. در دهه سی این راه که منجر به ترکستان می‌شد رو آغاز کردند، وقتی که دولت موظف شد دلسوز فقرا بشه!
آمار و واقعیات روی زمین، حس خوبی به آدم نمیدن. جامعه فعلی فقط چیزهایی که حس خوبی بدن به رسمیت میشناسه. مثل حس خوب چاپ بی‌نهایت پول، بدون اینکه عواقبی داشته باشه. مثل حس خوب سه برابر کردن مالیات بدون اینکه اقتصاد گرفتار بشه‌. حس خوب خانه‌دار کردن همه جوانان، از بودجه‌ای که وجود نداره. حس خوب ریشه‌کن‌ کردن بیکاری با یک امضاء!
ناصر کرمی بزرگوار در مصاحبه اخیر درباره بحران آب به نقل از یکی از گزارش‌های سازمان ملل گفت بیشتر تنش‌های امنیتی در دنیا نه به خاطر تبعیض‌های فرهنگی و مذهبی، بلکه به خاطر تبعیض‌های اقتصادی بوجود میان.

این برمبنای دیتای درستیه، اما فریم‌بندیش درست نیست. تنش‌های مرتبط با اقتصاد، به خاطر نقض حق مالکیت، و یا فشل بودن نظام حقوقیه. و گرنه تبعیض همیشه هست و خواهد بود. جاهایی هست که تبعیض زیاده، اما تنش رخ نمیده. و جاهایی هست که تبعیض قابل اغماضه، اما باز تنش پیش میاد.

مثلا به همین موضوع واکسن نگاه کنید که چه موضع‌گیری‌هایی علیه وارداتش توسط تجار میشه. در حالی که اگه واقعا اتفاق میفتاد، و عده‌ای که توان مالی دارند واکسن رو می‌زدند، خطر کمتری همه رو تهدید می‌کرد. بعبارتی در وضعیتی هستیم که حاضرند عادلانه بمیریم، اما زیر سایه تبعیض نجات پیدا نکنیم! و این چیزی جز یک بیماری ذهنی نیست. و این بیماری ازونجایی شکل گرفته که هم نظام حقوقی فشله، هم به حق مالکیت احترام گذاشته نمیشه. یعنی برای افراد، این حق رو قائل نیستند که بتونند در صورت توان یک کالای درمانی رو بخرند!

مطمئنم که ناصرخان خیلی بهتر از من از چالش‌های محیط‌زیستی تهران و کرج و تمام سکونتگاه‌های پیرامون، که شاید مجموعا یک پنجم جمعیت ایران رو در خودشون جا دادند، آشناست. مهم‌ترین دلیلی که اینهمه آدم ریخت اینجا، و برای خود من که ساکن این محدوده هستم این حجم انفجاری از ورود مهاجر باورناپذیره، این بود که ورود و اسکان به این مناطق آزاد بود! این تصور وجود داشت، و وجود داره، که همه در این زمین‌ها و در این محیط شریکند! در حالی که این آزادی مبنای حقوقی درستی نداشت. همه حس می‌کردند اگه یک گونی پول داشته باشند، «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن. و البته خیلی‌هاشون هم فکر می‌کردند اگه پولی نداشته باشند هم «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن، حالا جاهای پست‌ترش شاید. و دقیقا همین، همه‌چیز رو خراب کرد.

تصور کنید شهردار تهران در زمان پهلوی اول، برای اسکان در تهران عوارضی تعیین می‌کرد که فقط عده محدودی از جمعیت ایران قادر می‌بودند پرداختش کنند. خیلی تبعیض‌آمیز می‌شد، نه؟ اما اگه پیاده می‌شد آیا الان با چنین فاجعه انسانی مواجه بودیم؟
آیا مشابه این مشکل حقوقی رو در مورد آب نمی‌بینید؟ همه ادعای مالکیت رودخانه‌ها و سفره‌‌ها رو دارند، و خب چون بشون نمیرسه احساس تبعیض دارند. در حالی که تقریبا هیچ دلیلی وجود نداره که مالکش اون‌ها باشند. اگه بخواهید این آب رو «عادلانه» توزیع کنید، به هیچ‌کس نمیرسه، و همه پرچم مظلومیت بلند می‌کنند، آخرش هم کار به گلوله می‌کشه.

اگه اصرار داریم که منابع ایران رو همچنان «عمومی» نگه داریم، باید خودمون رو برای یک مَد مَکس عمومی هم آماده کنیم.
میگه به جای باج دادن به چین، که احتمالا سرمون رو کلاه خواهند گذاشت، ایرانیان خارج از کشور رو عفو کنید بیان اینجا سرمایه‌گذاری کنند!

مشخص نیست چرا این مفهوم «ایرانیان خارج از کشور» رو به شکل کیسه‌های اسکناس می‌بینند که اراده‌ای از خودشون ندارند و اگه دری باز بشه همشون قل میخورن میریزن داخل کشور! هیچوقت یکی پای اون منبر نیست که بگه حاج آقا، چی باعث شد اونجا به اون پول و سرمایه برسند که اینجا نبود؟ هرچی که باعثش شد، مگه الان در ایران فراهمه؟ بیاد زمین بخره که فردا یه کاغذ زیرخاکی بیاری بگی وقف امامزاده کج‌دسته؟ که با یه شرکت آمریکایی قرارداد ببنده که فردا خلیفه پاشه بگه قرارداد با آمریکایی‌ها حرام است؟ بیاد آدم استخدام کنه که فردا بریزن تو دفترش بگن فلان مدیرت بهاییه یا اخراجش کن یا پلمپ میشی؟ که بیاد بخشی از بازار رو از آن خودش کنه که فردا سپاهیا بیان بگن زیادی گنده شدی به هر کدوم ما پنج درصد بده؟ بیاد وقت و انرژی بذاره واسه بیزینسش که فردا مجمع تشخیص مصلحت یه جور آروغ بزنه، شورای امنیت ملی یه جوری بگوزه، رییس بانک مرکزی یه جوری برینه، و رییس سازمان بورس یه جوری بشاشه، و‌ بسیج و اماکن یه جوری استفراغ کنند رو هیکلش؟

یکی از مشکلات اساسی آخوندها اینه که در معرض کامنت نیستند. من اگه بنویسم هر متر از هزار میلی‌متر تشکیل شده میان میگن «اینو کجا خوندی؟»، یا «اگه تخصص نداری چرا حرف میزنی؟». البته عادت دارم. همه جوونیم رو با کامنت گرفتن گذروندم. ولی آخوند این عادت ر‌و نداره.



https://t.me/IranNews_400/118258
اگه این خانوم تصور کرده با این پوشش مردها دیگه نمیتونند نگاه جنسی بش داشته باشند، یا کلا هیچ آشنایی با موجودات نر نداره، یا اینم یه کلک دیگه برای بازاریابی پوشاک ورزشیه‌.
پسر اینا از رمضان هم دارن محرم درمیارن
۹ سال گذشت. دانشجویان مسلمان جهان تماس نگرفتند؟
کار بایدن در به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه توسط ترکیه، اگه بزرگتر از ترور سلیمانی نباشه، کمتر ازون نیست. کاری که دموکرات‌ها هیچوقت نمی‌کردن رو یک جمهوریخواه کرد، و کاری که یک جمهوریخواه هیچوقت نمی‌کرد رو یک دموکرات داره انجام میده. هر دو با این پیام که «هی هیچی نمیگیم پررو نشو دیگه»، اون دفعه به ایران، و ایندفعه به ترکیه.
میگن اینکار ترکیه رو به سمت چین می‌کشونه. ولی این حرف پشتوانه نداره. اردوغان به هر سمتی می‌خواست می‌رفت بهرحال. همونطور که پدافند روسی رو به اف۳۵ ترجیح داد. سیاست اینجوری نیست که بگن وای آمریکا یه کار بد انجام داد حالا بپریم بغل پوتین! این چیزها به تدریج و خزنده رخ میده. ری‌اکشن‌های آنی فقط برای پر کردن آنتن تلویزیونی و شلوغ‌بازی‌های توعیتریه. وابستگی ترکیه به غرب بیشتر ازین حرفاست که بتونه یهو بزنه زیر میز. از گرایش به روسیه و چین و حتی شاخ زدن به اسراییل، فقط به عنوان کارت بازی استفاده می‌کنه. که یعنی «درسته وابسته‌ایم اما اینطور نیست که هیچ آپشنی نداشته باشیم». که حالا تیم حاکم بر دولت آمریکا به دلایلی تصمیم گرفت بش بگه «میخوای آپشن‌های ما رو هم ببینی؟».

اون‌هایی که در واشنگتن مشغول کارند، به صورت جمعی معتقدند بعد از هر دوره تساهل، باید یک کار بولد انجام داد، حتی اگه کاملا نمادین باشه.
ساینس شفافیت می‌خواد که جهال ترحم‌برانگیزی مثل شما ندارید. خانواده‌های مذهبی که طبق این سبک عمل کردند و جان دادند و جان دادن عزیزان‌شون رو دیدند، گزارش نمی‌کنید. از کسانی که به داروی کذایی مسخره‌تون متوسل شدند و نجات پیدا نکردند حرفی نمی‌زنید. شما حتی با خودتون هم صداقت ندارید، و گرنه تلقین میت کرونایی رو از فاصله بیست متری قرائت نمی‌کردید.
مذهبی‌ها وقتی به سکانس‌های سکس‌دار فیلم‌ها می‌رسند، میزنند جلو. من هم اینطور شده‌م. اما سکانس‌هایی که فیلمساز داره یک بیانیه چپ رو میذاره جلو صورتم، میزنم جلو. خوبیش اینه که خیلی‌هاشون استعداد مخفی کردن بیانیه در کل اثر رو ندارند‌، و میشه فهمید دقیقا کجاست. دقیقه‌ی چند و ثانیه‌ی چند.
اما بعضی‌های دیگه زرنگ‌ترند. طوری پیام رو جاساز می‌کنند که اگه بخوای بزنی جلو، باید کل فیلم رو بزنی جلو. بعضی‌های دیگه پول می‌گیرند که از ترفندهای روانشناختی استفاده کنند. مثلا دیالوگ طوری تنظیم میشه که حرف‌های ساده‌لوحانه از دهان کسی دربیاد که آدم لیبرال داستان نیست.


خوب شد فرزندی ندارم. چجوری میشد بش یاد داد چجوری فیلتر خودش رو بسازه؟
حضرت آیت‌الله بهجت در استدلال خیلی ضعیف بوده. و گرنه «مورد استهزاء قرار نگرفتن» رو یک حق معرفی نمی‌کرد. دل‌شکستگی رو نمیشه علامت تضییع حق قرار داد، چون احساسه، و احساس اندازه‌پذیر نیست. در مورد هر آدم فرق می‌کنه و هیچ‌کس نمیتونه بگه انقدره و اونقدر نیست. کبودی صورت قابل اندازه‌گیری و قابل شهوده. متناسب با همون اندازه هم دیه تعیین میشه‌. رنجش درونی یک آدم رو چجوری میشه سانت زد؟ و از کجا میشه حتی کشفش کرد؟ اگه طرف تودار بود چی؟

حق باید یک دارایی باشه. «محیطی که در آن هیچ‌کس مسخره‌ام نکند» دارایی ذاتی کسی نیست. اگه این محیط رو براش فراهم کنیم، بش لطف کردیم. اگه خدا این رو نمیفهمه، شایستگی قضاوت نداره.
Dawn
01 OR
اون موقع که به دنیا اومدم فکر نمی‌کردم دارم به جایی پر از آدم‌های دیوانه وارد میشم. دولت پول‌شون رو ازشون میقاپه و باش واکسن میخره و معلوم نیست چقدر ازون پول هدر میره، و به این میگن واکسن غیرپولی! ‌یا رایگان! و اگه مثل خرید روزانه ماست و لامپ و ادکلن خودشون دست به جیب کنند و قیمتش رو بپردازند، بش میگن واکسن پولی! و میگن اینجوری خطرناکه!

https://t.me/AnimalsQuotes/273
ایجاد بانک اطلاعات ژنتیک مردم انگلستان این مزیت رو داشت که برای بررسی بیماری‌ها از یک جامعه آماری چند ده میلیون نفری استفاده کنند. دانشگاه‌های انگلیسی که به این داده بزرگ دسترسی دارند، تحقیقاتی انجام میدن که جای دیگه دنیا انجام شدنی نیست. و تو یکی ازین تحقیقات مشخص شده حتی هموروئید بیشتر یک مشکل ژنتیکه، و ژنی که مرتبط با ماهیچه‌های صافه، ایراد داره. در بین همه مشکلات مسیر گوارش، این یکی رو اصلا حدس نمیزدم که بتونه به ژن مربوط باشه. دیگه چیزی باقی موند که ژنی نباشه؟

یکم زود به دنیا اومدم.. باید بعد ازینکه انگلیسی‌ها کشف کردند غمگینی مزمن هم مربوط به ژن‌های معیوبه و درمانش رو پیدا کردند، به دنیا می‌اومدم.
3
این داستان «درز کرد» که یه شوخیه، اما این اتفاق رو که حتی حسین باستانی هم به درستی تئوری #گله_گاو رسیده اما روش نمیشه این عبارت رو به کار ببره، باید به فال نیک گرفت.