با مطالعه تاریخ پیشینیان نمیشه بینش درستی به وضعیت امروز ایران پیدا کرد. البته هیچ دانستنی، اگه واقعا دانستن باشه، ضرر نداره؛ حتی تعمق در تاریخ بنیاسرائیل هم برای تک تک ایرانیان از ضروریاته و اگه برای محتوای درسی از من مشاوره میخواستند حتما بخشی از دوره تحصیلی کودکان رو بش اختصاص میدادم. تاریخ قرن بیستم هم محتویات عبرتآموز زیادی داره، که مطالعه اونها هم برای ایرانیها لازمه. چی میگم؟ مگه به همینها خلاصه میشه؟ خیلی چیزها هست که باید بخونیم (همینکه زیاد میشنوید میگن «این مسائل همیشه بوده» یکی از علائم بیسوادی در زمینه تاریخه. دقیقا همونی که فکر میکنه هرچی که داره اتفاق میفته تکراریه، درک درستی از اتفاقی که داره میفته نداره. تاریخ رو باید بخونی تا بترسی، نه اینکه تسکین پیدا کنی). اما همه این محتویات، که زیادند، و لازمند، برای حال و روز فعلی ما کافی نیست.
به این دلیل عجیب که ما تنها کشوری در جهان هستیم که مردم و حکومت در دو زمان و دو سطح متفاوت در حال زیست هستند. آلمانیهای نازی، و دولت نازی، و آلمانیهای مخالف نازیسم، همه متعلق به یک زمان بودند. حتی حکومت آدمکش کوبا، با کوباییها همزمانه. دولت کمونیست چین، برای مردم چین حق انتخاب سرنوشت قائل نیست، اما باشون همزمانه. این فقط ماییم که خودمون در قرن بیست و یکم میلادی هستیم، و حکومت در قرن نهم قمری!
پوتین سر مخالف رو زیر آب میکنه، اما جهت مردم روسیه زاویه چندانی با پوتین نداره. مردم فرانسه میریزن خیابون و گاز اشکآور میبلعند، اما زاویه چندانی با دولتشون ندارند. همشون از یک قافلهاند. این فقط ماییم که خودمون یک قافلهایم، و به مغرب میریم، و حکومت یک قافله دیگهست که داره به جنوب میره!
مردم ما با همه عقبافتادگیهای فرهنگی و تمدنی، با سرعت و به شدت، و شاید با تحمل حقارت، در حال شهری شدن هستند. شهری به معنای «سیتیزن امروز». آدم دولتپرستی که فقط تشکیلاتی رو صالح میدونه، که در مدیریت همه شئونات زندگی کارآمد باشه. اما حکومت همچنان دهاتی باقی مونده، و نمیتونه از قالب دهاتی خودش خارج بشه. ما تنها کشوری هستیم که حکومتش دهاتیه، و همزمان مردمش نمیخوان دهاتی باشند. به هر کدوم از افعال و رفتار حکومت نگاه کنید آثار دهاتی بودن رو میتونید پیدا کنید. چه در مسائل اجتماعی، چه در اقتصاد، چه در سیاست خارجی، و چه در جنگ.
این حکومت نمایندهای بدقواره از گذشته تلخ ماست، که به شکل شبح دراومده و ما رو در دوران مدرن احاطه کرده. اگه یه روز بخوایم بکشیمش، قسمت بزرگی از گذشتهمون رو خواهیم کشت. برای همین کتابها و داستانها، از فکت تا فیکشن، راهنمایی چندانی برامون ندارند. این گذشتهکشی اگه اتفاق نیفته، این ایران خواهد بود که خواهد مرد، که در تاریخ ثبت خواهد شد. و اگه اتفاق بیفته، قتلی صورت گرفته که قبلا مشابه نداشته، و در تاریخ ثبت خواهد شد. ما در گردابی قرار گرفتیم که چه کاری بکنیم، و چه کاری نکنیم، فصل جدیدی از عبرت برای آیندگان رو به تاریخ اضافه خواهیم کرد.
به این دلیل عجیب که ما تنها کشوری در جهان هستیم که مردم و حکومت در دو زمان و دو سطح متفاوت در حال زیست هستند. آلمانیهای نازی، و دولت نازی، و آلمانیهای مخالف نازیسم، همه متعلق به یک زمان بودند. حتی حکومت آدمکش کوبا، با کوباییها همزمانه. دولت کمونیست چین، برای مردم چین حق انتخاب سرنوشت قائل نیست، اما باشون همزمانه. این فقط ماییم که خودمون در قرن بیست و یکم میلادی هستیم، و حکومت در قرن نهم قمری!
پوتین سر مخالف رو زیر آب میکنه، اما جهت مردم روسیه زاویه چندانی با پوتین نداره. مردم فرانسه میریزن خیابون و گاز اشکآور میبلعند، اما زاویه چندانی با دولتشون ندارند. همشون از یک قافلهاند. این فقط ماییم که خودمون یک قافلهایم، و به مغرب میریم، و حکومت یک قافله دیگهست که داره به جنوب میره!
مردم ما با همه عقبافتادگیهای فرهنگی و تمدنی، با سرعت و به شدت، و شاید با تحمل حقارت، در حال شهری شدن هستند. شهری به معنای «سیتیزن امروز». آدم دولتپرستی که فقط تشکیلاتی رو صالح میدونه، که در مدیریت همه شئونات زندگی کارآمد باشه. اما حکومت همچنان دهاتی باقی مونده، و نمیتونه از قالب دهاتی خودش خارج بشه. ما تنها کشوری هستیم که حکومتش دهاتیه، و همزمان مردمش نمیخوان دهاتی باشند. به هر کدوم از افعال و رفتار حکومت نگاه کنید آثار دهاتی بودن رو میتونید پیدا کنید. چه در مسائل اجتماعی، چه در اقتصاد، چه در سیاست خارجی، و چه در جنگ.
این حکومت نمایندهای بدقواره از گذشته تلخ ماست، که به شکل شبح دراومده و ما رو در دوران مدرن احاطه کرده. اگه یه روز بخوایم بکشیمش، قسمت بزرگی از گذشتهمون رو خواهیم کشت. برای همین کتابها و داستانها، از فکت تا فیکشن، راهنمایی چندانی برامون ندارند. این گذشتهکشی اگه اتفاق نیفته، این ایران خواهد بود که خواهد مرد، که در تاریخ ثبت خواهد شد. و اگه اتفاق بیفته، قتلی صورت گرفته که قبلا مشابه نداشته، و در تاریخ ثبت خواهد شد. ما در گردابی قرار گرفتیم که چه کاری بکنیم، و چه کاری نکنیم، فصل جدیدی از عبرت برای آیندگان رو به تاریخ اضافه خواهیم کرد.
حتی یک کلمه علیه اون خانواده فقیر حرف نمیزنند. انگار یک لوح پاک از معصومیته. مثلا نمیگن «نباید به خانهات راهش میدادی». بش نمیگن یکم مرد باش و خودت باش. بش نمیگن عزت نفس پول لازم نداره. بش نمیگن در برابر ریاکار لال نباش. چون هر نوع حمله به فقرا، یک خودزنی سیاسی خواهد بود. بنابراین، ازین جهت فرقی بین سیاستمدار منتقد اردوغان و سیاستمداری از جنس اردوغان، نیست.
https://t.me/am_moghadam/2443
https://t.me/am_moghadam/2443
Telegram
امیر مقدم ✍️
🔴انگین آلتای نماینده مجلس ترکیه از مخالفان اردوغان: او برای افطار با مرسدس ۵۰۰ هزار یورویی به محله فقیر نشین "ماماک" در آنکارا رفته چند هلیکوپتر و 100 وسیله نقلیه! هم به دنبال خودش راه انداخته، به عبارتی او برای یک عکس تبلیغاتی با یک خانواده فقیر میلیون…
یه مادهای هست به نام نیکوتینامید مونونوکلئوتید یا انامان که نقش مهمی در تولید یه ماده دیگهای داره به نام نیکوتینامید آدنین دینیکلئوتید، انایدی، که میگن نقش مهمی در متابولیسم داره. هرچی سن میره بالاتر انایدی کمتر میشه. گفتن لابد اگه یه کاری کنیم این کم نشه میشه جلوی پیری رو گرفت. برداشتن انامان رو زدن به موش، دیدن قند خونش اومد پایین، فشارش نرمال شد، چربی افت کرد، جون گرفت حیوون. ازون موقع بازار پر شد از مکملهایی که این ماده رو دارن. اما اثرش رو انسان تست نشده بود.
ولی الان تست شده. به دوازده زن یائسه که قندشون بالاست ولی هنوز دیابتی نیستن این ماده رو دادن، و به دوازده زن دیگه با همین مشخصات، پلاسبو. مثل موشه، جذب قند توسط سلولهای ماهیچهها بالاتر رفته، که جالبه، اما نه قندشون اومد پایین نه چربیشون نه فشارشون!
این یکی از نمونههای جالب ازین واقعیته که آزمایش رو موش مهمه، اما نباید بش دل بست.
ولی الان تست شده. به دوازده زن یائسه که قندشون بالاست ولی هنوز دیابتی نیستن این ماده رو دادن، و به دوازده زن دیگه با همین مشخصات، پلاسبو. مثل موشه، جذب قند توسط سلولهای ماهیچهها بالاتر رفته، که جالبه، اما نه قندشون اومد پایین نه چربیشون نه فشارشون!
این یکی از نمونههای جالب ازین واقعیته که آزمایش رو موش مهمه، اما نباید بش دل بست.
Anarchonomy
یه مادهای هست به نام نیکوتینامید مونونوکلئوتید یا انامان که نقش مهمی در تولید یه ماده دیگهای داره به نام نیکوتینامید آدنین دینیکلئوتید، انایدی، که میگن نقش مهمی در متابولیسم داره. هرچی سن میره بالاتر انایدی کمتر میشه. گفتن لابد اگه یه کاری کنیم این…
قدردان تلاش مستمر دانشمندان خدوم در جهت متوقف کردن روند مخرب بدن در متابولیسم قند، هستم؛ اما کاش یه بار بیان بگن منظورشون دقیقا چیه. ما داریم حجمی از مواد قندی و کربوهیدراتهای به قند منجر بشو رو میخوریم که با فعالیت خرج نمیشه. وقتی پرهیز وجود نداره، مشکل از متابولیسمه؟ یک زن شصت هفتاد ساله، حتی اگه بخواد هم نمیتونه خیلی فعالیت داشته باشه، اما معادل کسی قند و کربوهیدرات میخوره که قراره صبح گله رو ببره بیرون غروب برگردونه! آیا ما میخوایم برای این عدم تعادل، یک راه تقلب بسازیم؟ یعنی هدف ایجاد انسانیه که در فیزیک بدنی یک ابرانسانه، اما در کنترل رفتار خودش در حد یک کودک؟ آیا ما میخوایم جبران ضعفهای تربیتی و اجتماعیمون رو بندازیم رو دوش کبدی که ارتقاء پیدا کرده؟
Anarchonomy
حتی یک کلمه علیه اون خانواده فقیر حرف نمیزنند. انگار یک لوح پاک از معصومیته. مثلا نمیگن «نباید به خانهات راهش میدادی». بش نمیگن یکم مرد باش و خودت باش. بش نمیگن عزت نفس پول لازم نداره. بش نمیگن در برابر ریاکار لال نباش. چون هر نوع حمله به فقرا، یک خودزنی…
من به فقرا باج نمیدم، هیچ امتیاز ویژهای هم براشون قائل نیستم. شما میتونی مثل بقیه براشون روضه بخونی.
مردانگی ربطی به تولید ناخالص ملی کشور، میزان درآمد سرانه، سطح تحصیلات، سرانه مطالعه، و مانند اینها نداره. مردانگی یه چیزیه که باید در طول زندگی تمرینش کنی. و اگه نکنی، یه روزی که باید وزنهش رو بزنی، یا دیسکت درمیاد، یا از دستت میفته. اونی که از دستش میفته، به خاطر به مدت طولانی فقیر بودنش نیست، به خاطر به مدت طولانی تمرین نکردنشه.
مردانگی ربطی به تولید ناخالص ملی کشور، میزان درآمد سرانه، سطح تحصیلات، سرانه مطالعه، و مانند اینها نداره. مردانگی یه چیزیه که باید در طول زندگی تمرینش کنی. و اگه نکنی، یه روزی که باید وزنهش رو بزنی، یا دیسکت درمیاد، یا از دستت میفته. اونی که از دستش میفته، به خاطر به مدت طولانی فقیر بودنش نیست، به خاطر به مدت طولانی تمرین نکردنشه.
یک شاخص خیلی دقیقتر از تست آیکیو برای تخمین سطح هوش افراد پیدا کردم: مدت زمان ارائه آنلاین!
اگه برای توضیح پروژهت به ۴۰ دقیقه زمان نیاز داری، که مجبورم ویدئو رو ده ثانیه ده ثانیه جلو بزنم تا اسلایدهای بعدیت رو ببینم، یعنی ذهنت ضعیفه.
اگه برای توضیح پروژهت به ۴۰ دقیقه زمان نیاز داری، که مجبورم ویدئو رو ده ثانیه ده ثانیه جلو بزنم تا اسلایدهای بعدیت رو ببینم، یعنی ذهنت ضعیفه.
تو کنگره یه طرح به رأی گذاشتن که هر نهاد آموزش عالی که در پذیرش آمریکاییهای آسیاییتبار تبعیض اعمال کنه از همه حمایتهای مالی دولتی محروم بشه. همه دموکراتها بش رأی منفی دادن و چون به حد نصاب نرسید تصویب نشد.
یعنی خیلی واضح دارند اعلام میکند که با این نوع نژادپرستی هیچ مشکلی ندارند. اما جالب اینه که مالیاتدهنده رو مجبور میکنند اسپانسر این نژادپرستی باشه. چون پول مالیاتدهندهست که داره به این موسسات پرداخت میشه.
اما اینهمه دشمنی با آسیاییتبارها چه دلیلی داره؟ علتش این نیست که اگه رقابت آزاد و منصفانه باشه، این اونها هستند که همه فرصتها رو میقاپند؟
یعنی خیلی واضح دارند اعلام میکند که با این نوع نژادپرستی هیچ مشکلی ندارند. اما جالب اینه که مالیاتدهنده رو مجبور میکنند اسپانسر این نژادپرستی باشه. چون پول مالیاتدهندهست که داره به این موسسات پرداخت میشه.
اما اینهمه دشمنی با آسیاییتبارها چه دلیلی داره؟ علتش این نیست که اگه رقابت آزاد و منصفانه باشه، این اونها هستند که همه فرصتها رو میقاپند؟
انگار وقتی کشور در منجلاب کمونیسم فرو رفت، یه سری تبصره قائل میشن و میگن بخش خصوصی رو کاری نداشته باشید، اینا مهاجر و انصار بودند!
مردک دیوانه.
بخش خصوصی اعتبارش رو از تأمین چیزی که مردم بش محتاجند بدست میاره. حالا برعکس شده؟ اگه تأمین نکنه آبروش حفظ میشه؟
من که بعید میدونم اصلا بشه از طریق غیردولتی واکسن وارد کرد و این بحثها و صحبتها کرمریزیهای اون آخوند امنیتیه که متأسفانه رییسجمهور مملکته؛ اما با فرض ممکن بودنش، وقتی حکومت جربزه تأمین واکسن رو نداشته باشه و شخص ثالثی بتونه بیاره، و نیاره، علاوه بر اینکه احمقه، ضد اجتماع هم هست. اگه واکسن نجاتدهنده باشه، که فرض جامعه اینه که هست، هر کس بزنه به نفع کل جامعهست. حتی اگه بیشتر نصیب ثروتمندان بشه. چون ویروس به سطح درآمد میزبان کاری نداره.
البته همه مشکل از زاویه منطق نیست. کسی که این حرف رو میزنه از فقدان بیضه هم رنج میبره. تاجر باید مرد باشه، و اگه لازم شد فحش هم بخوره. «ولش کن شر میشه» حرف یه آدم آلفا نیست.
https://twitter.com/MolaviDr/status/1385273314319519751
مردک دیوانه.
بخش خصوصی اعتبارش رو از تأمین چیزی که مردم بش محتاجند بدست میاره. حالا برعکس شده؟ اگه تأمین نکنه آبروش حفظ میشه؟
من که بعید میدونم اصلا بشه از طریق غیردولتی واکسن وارد کرد و این بحثها و صحبتها کرمریزیهای اون آخوند امنیتیه که متأسفانه رییسجمهور مملکته؛ اما با فرض ممکن بودنش، وقتی حکومت جربزه تأمین واکسن رو نداشته باشه و شخص ثالثی بتونه بیاره، و نیاره، علاوه بر اینکه احمقه، ضد اجتماع هم هست. اگه واکسن نجاتدهنده باشه، که فرض جامعه اینه که هست، هر کس بزنه به نفع کل جامعهست. حتی اگه بیشتر نصیب ثروتمندان بشه. چون ویروس به سطح درآمد میزبان کاری نداره.
البته همه مشکل از زاویه منطق نیست. کسی که این حرف رو میزنه از فقدان بیضه هم رنج میبره. تاجر باید مرد باشه، و اگه لازم شد فحش هم بخوره. «ولش کن شر میشه» حرف یه آدم آلفا نیست.
https://twitter.com/MolaviDr/status/1385273314319519751
Twitter
Peyman Molavi l پيمان مولوي
خيلي ها تماس گرفتند و گفتند چرا مخالف واردات و فروش #واكسن توسط بخش خصوصي هستيد؟ راستش را بخواهيد ميترسم حضور بخش خصوصي در اين مورد به اعتبارش در كشوري كه رويكردهاي چپ شديدا در حال اوج گرفتن است ضربه كاري وارد كند... همين!
ساسان عزیز با استناد به طرح بایدن برای اخذ مالیات ۴۰ درصدی از پولدارها میگه چپها حکومت رو از مردم میدزدند!
اگه منظورش مردم آمریکاست، این جمله صحیح نیست. این همین مردم آمریکا بودند که به این دولت دزد رأی دادند. البته من دموکراسی رو یک حکومت مشروع نمیدونم، و منطقی هم نیست به دولتی که فقط مورد تأیید ۵۱ درصد جامعهست، نگیم غاصب. ولی در مورد خاص مالیات گرفتن از پولدارها، نه فقط اون ۵۱ درصد، که شاید بیش از ۹۱ درصد مردم آمریکا باش موافقند.
این به یک لوپ باطل تبدیل شده. شرکتها و پولدارها میگن از ما میدزدید؟ اوکی، ما هم کاری میکنیم دولت همون کاری رو انجام بده که ما میخوایم. رأیدهنده هم میگه شما پولدارها دولت منتخب ما رو قبضه کردید؟ اوکی پس حقتونه تا خرخره بتون مالیات ببندن، بهتر!
شما در چنین اتمسفری نمیتونی بگی چپها حکومت رو از مردم دزدیدند. یکم پیچیدهتر ازین حرفهاست.
اگه منظورش مردم آمریکاست، این جمله صحیح نیست. این همین مردم آمریکا بودند که به این دولت دزد رأی دادند. البته من دموکراسی رو یک حکومت مشروع نمیدونم، و منطقی هم نیست به دولتی که فقط مورد تأیید ۵۱ درصد جامعهست، نگیم غاصب. ولی در مورد خاص مالیات گرفتن از پولدارها، نه فقط اون ۵۱ درصد، که شاید بیش از ۹۱ درصد مردم آمریکا باش موافقند.
این به یک لوپ باطل تبدیل شده. شرکتها و پولدارها میگن از ما میدزدید؟ اوکی، ما هم کاری میکنیم دولت همون کاری رو انجام بده که ما میخوایم. رأیدهنده هم میگه شما پولدارها دولت منتخب ما رو قبضه کردید؟ اوکی پس حقتونه تا خرخره بتون مالیات ببندن، بهتر!
شما در چنین اتمسفری نمیتونی بگی چپها حکومت رو از مردم دزدیدند. یکم پیچیدهتر ازین حرفهاست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از زیباییهای ژاپن اینه که یه چیزهایی توش کاملا نرماله که تو بقیه جاهای دنیا فقط تو فیلمها نرماله.
برای پی بردن به سطح پایین هوش سلبریتی جماعت، همین کاری که بازیگران آلمانی کردن کافیه. به طور هماهنگ یه کلیپ دادن که با کنایه میگن «بهتره همهچیز رو تعطیل کنیم، حتی سوپرمارکتها رو، که نتونیم غذا بخوریم، چون اگه خودمون بمیریم ویروس هم میمیره!»، و بعد ازینکه ملت به شدت دولتپرست و مثل سگ از کرونا ترسیدهی آلمان علیهشون واکنش نشون دادند، گفتند ما فکر نمیکردیم افراطیها و طرفداران نظریات توطئه خوششون بیاد، منظور ما انکار کرونا نبود!
خب خر خدا فکر میکردی ازون پیام کی بیشتر خوشش میاد؟ فکر میکردی چه برداشت دیگهای ازش میشه؟ یعنی کشورت رو نمیشناسی؟ نه تنها جرئت ایستادن سر حرف و اقدامشون رو ندارند، بلکه پنجاه شصت نفر آدم بالغ که موهاشون هم داره سفید میشه برای دو قدمِ بعد از یک اقدام نمیتونند هیچ پیشبینیای انجام بدن! دو قدم زیاده البته، برای یک قدم بعدش هم هیچ ایدهای ندارند!
خب خر خدا فکر میکردی ازون پیام کی بیشتر خوشش میاد؟ فکر میکردی چه برداشت دیگهای ازش میشه؟ یعنی کشورت رو نمیشناسی؟ نه تنها جرئت ایستادن سر حرف و اقدامشون رو ندارند، بلکه پنجاه شصت نفر آدم بالغ که موهاشون هم داره سفید میشه برای دو قدمِ بعد از یک اقدام نمیتونند هیچ پیشبینیای انجام بدن! دو قدم زیاده البته، برای یک قدم بعدش هم هیچ ایدهای ندارند!
❤4
در آمریکا با موفقیت کامل این ایده رو جا انداختهاند که «پلیس نژادپرست است» با اینکه کوچکترین مدرکی از نژادپرست بودن هیچ یکی از افسران پلیس که کسی رو به قتل رسونده، ندارند! ترکیب این دو شگفتانگیزه: جاافتادگی همگانی، و همزمان عاری بودن از واقعیت! خیلی بیراه نیست اگه بگیم شبیه اعتقاد به چشمزخم و طلسمه، که هم به صورت همگانی پذیرفته شده، هم اثری از واقعیت در اون نیست و کاملا ذهنیه. و مثل اعتقاد به چشمزخم کسانی درگیرش میشن که انتظار نمیره درگیرش باشند. حتی شرکتی که داره موشک لیزری تولید میکنه میاد وسط و علیه «پلیس نژادپرست» بیانیه میده! و اتفاقا توطئهای در کار نیست، چون کارکنانش این رو میخوان. در این حد، همه درگیرند.
یکی از هوشمندیهای اسلام در این بود که برای گناه متراژ و مختصات قرار داد. اگه کسی گناهی مرتکب میشد، هم قابل شناسایی بود هم قابل اندازهگیری. مثلا حتی جریمه پولی تجاوز به یک زن در حال زیارت کعبه هم مشخص شده بود! هرچند که مسلمانان بعدها شورش رو درآوردند، اما کلیت کانسپت، مترقی بود. و البته حکایت از مصائب سیستمی داشت که میخواست جایگزینش بشه، و شد. سیستمی که توش گناه مبهمه. یک مسیحی به صورت دیفالت گناهکار به دنیا میاومد، بدون اینکه معلوم باشه دقیقا چه خطایی کرده.
وقتی میگن پلیس چون نژادپرسته داره سیاهها رو میکشه، تعیین نمیکنند چطور میشه این گناه رو کشف کرد، و دقیقا مشکل اون افسر چیه. آیا صبح پا میشه میگه خب برم ببینم امروز چندتا مجرم سیاه میتونم شکار کنم؟ مرز قتل نژادپرستانه کجاست؟ چطور میشه از بررسی مستندات یک قتل فهمید دلیلش نژادپرستی بوده؟ سرنخهاش کجاست؟
گناه مبهم، موضوع جدیدی نیست. در اروپای نیمه اول قرن بیستم گناه مبهمی به نام «یهودی بودن» تعریف کردند و جا انداختن. اما هیچکس نمیتونست توضیح بده مشکل یهودی بودن چیه، و چجوری میشه شناساییش کرد! (این ایده چنان در شناسایی عقیم بود که نهایتا مهمترین شاخص رو سایز و فرم بینی یهودیان تعیین کرد، و هنوز هم به شکل کاریکاتوری ادامه داره). وقتی مشخصات و مختصات گناه کاملا مبهم، و مرزش کاملا باز باشه، میشه ازش برای جنگ داخلی استفاده کرد، که بخشی از جامعه با توجیهات شرعی یا عرفی یا ایديولوژیک، بخش دیگهای از جامعه رو به عنوان گناهکار ببره زیر تانک، یا توی اتاق گاز.
این کاملا درسته که علت پرداختن خیلی از آمریکاییها به موضوعاتی مثل «عدالت نژادی»، شکمسیری و نداشتن دغدغه آلترناتیوه. اما این دلیل نمیشه ما که درگیر مرغ و آب و بنزینیم، جدی نگیریمش. چون اصل موضوع خطرات رفتار گلهایه. ممکنه در مملکت ما یک مصداق دیگه پیدا کنه. نمیشه جلوی یک شرارت رو گرفت، بدون اینکه بدونیم دقیقا چطور کار میکنه. در لابرآتوار بزرگ آمریکا، داره با دقت نمایش داده میشه دقیقا چطور کار میکنه.
یکی از هوشمندیهای اسلام در این بود که برای گناه متراژ و مختصات قرار داد. اگه کسی گناهی مرتکب میشد، هم قابل شناسایی بود هم قابل اندازهگیری. مثلا حتی جریمه پولی تجاوز به یک زن در حال زیارت کعبه هم مشخص شده بود! هرچند که مسلمانان بعدها شورش رو درآوردند، اما کلیت کانسپت، مترقی بود. و البته حکایت از مصائب سیستمی داشت که میخواست جایگزینش بشه، و شد. سیستمی که توش گناه مبهمه. یک مسیحی به صورت دیفالت گناهکار به دنیا میاومد، بدون اینکه معلوم باشه دقیقا چه خطایی کرده.
وقتی میگن پلیس چون نژادپرسته داره سیاهها رو میکشه، تعیین نمیکنند چطور میشه این گناه رو کشف کرد، و دقیقا مشکل اون افسر چیه. آیا صبح پا میشه میگه خب برم ببینم امروز چندتا مجرم سیاه میتونم شکار کنم؟ مرز قتل نژادپرستانه کجاست؟ چطور میشه از بررسی مستندات یک قتل فهمید دلیلش نژادپرستی بوده؟ سرنخهاش کجاست؟
گناه مبهم، موضوع جدیدی نیست. در اروپای نیمه اول قرن بیستم گناه مبهمی به نام «یهودی بودن» تعریف کردند و جا انداختن. اما هیچکس نمیتونست توضیح بده مشکل یهودی بودن چیه، و چجوری میشه شناساییش کرد! (این ایده چنان در شناسایی عقیم بود که نهایتا مهمترین شاخص رو سایز و فرم بینی یهودیان تعیین کرد، و هنوز هم به شکل کاریکاتوری ادامه داره). وقتی مشخصات و مختصات گناه کاملا مبهم، و مرزش کاملا باز باشه، میشه ازش برای جنگ داخلی استفاده کرد، که بخشی از جامعه با توجیهات شرعی یا عرفی یا ایديولوژیک، بخش دیگهای از جامعه رو به عنوان گناهکار ببره زیر تانک، یا توی اتاق گاز.
این کاملا درسته که علت پرداختن خیلی از آمریکاییها به موضوعاتی مثل «عدالت نژادی»، شکمسیری و نداشتن دغدغه آلترناتیوه. اما این دلیل نمیشه ما که درگیر مرغ و آب و بنزینیم، جدی نگیریمش. چون اصل موضوع خطرات رفتار گلهایه. ممکنه در مملکت ما یک مصداق دیگه پیدا کنه. نمیشه جلوی یک شرارت رو گرفت، بدون اینکه بدونیم دقیقا چطور کار میکنه. در لابرآتوار بزرگ آمریکا، داره با دقت نمایش داده میشه دقیقا چطور کار میکنه.
روی یک خونه تو بارسلون اسپانیا کار عایقکاری انجام دادن، تا حدی که استاندارد خانه پسیو رو هم پاس کرده. پسیو یعنی هدررفت انرژی در حد صفر. قبل از انجام پروژه مصرف سالیانه انرژی این ساختمان برای گرمایش و سرمایش نزدیک ۶۰ کیلووات بر متر مربع بوده. یعنی اگه فرض کنیم مساحت واحد ۱۰۰ متر بوده باشه، ۶ هزار کیلووات در یک سال مصرف شده که در تابستان خنکش کنند و در زمستان گرمش کنند. که میشه معادل ۱۶ کیلووات در روز. اما بعد از عایقکاری رسیده به ۷ و نیم کیلووات در روز. که کاهش فوقالعادهایه (این کاهش البته بیشتر در زمان گرمایش بوده، نه سرمایش). این یعنی ساعتی ۳۰۰ وات. که برای ۱۰۰ متر خیلی خوبه. اما همین ۳۰۰ وات یعنی یک کولر گازی ۱۲هزار اینورتر، در تمام شبانهروز هر ۴ دقیقه، یکبار روشن بشه!
اگه بخوای واقعا دوستدار محیطزیست باشی، و درخت رو بغل کنی، باید قید بخشی از رفاه رو بزنی. اگه خونهت پسیو باشه اما خودت پسیو نباشی، باز هم مصرف قابل توجهی خواهی داشت. آدم پسیو گرما رو تحمل میکنه و تو سرما لباس بیشتر میپوشه.
اگه بخوای واقعا دوستدار محیطزیست باشی، و درخت رو بغل کنی، باید قید بخشی از رفاه رو بزنی. اگه خونهت پسیو باشه اما خودت پسیو نباشی، باز هم مصرف قابل توجهی خواهی داشت. آدم پسیو گرما رو تحمل میکنه و تو سرما لباس بیشتر میپوشه.
❤2
Anarchonomy
روی یک خونه تو بارسلون اسپانیا کار عایقکاری انجام دادن، تا حدی که استاندارد خانه پسیو رو هم پاس کرده. پسیو یعنی هدررفت انرژی در حد صفر. قبل از انجام پروژه مصرف سالیانه انرژی این ساختمان برای گرمایش و سرمایش نزدیک ۶۰ کیلووات بر متر مربع بوده. یعنی اگه فرض…
یه سری دستگاه وجود دارند به نام رطوبتگیر کل ساختمان، که میتونند کل خونه رو ساپورت کنند. معمولا دو ورودی و دو خروجی دارند. هوای مرطوب بیرون و هوای مرطوب داخل رو با هم مخلوط میکنند، رطوبتش رو میگیرند، و میفرستن به ورودی دستگاه تهویه (یه خروجی هم هوای کماکسیژن داخل خونه رو میده بیرون). اینجوری محیط هم هوای تازه خواهد داشت، هم کمرطوبت. هم شبیهسازیها و هم اندازیگیری در سایت نشون میده که اگه رطوبت رو بگیریم و بعد هوا رو با کولر گازی خنک کنیم، مصرف برق کاهش زیادی پیدا میکنه، چون احساس هوای مطبوع روی پوست بستگی زیادی به رطوبت هوا داره، و اگه زودتر به اون احساس برسیم، کولر زودتر میتونه بره رو حالت کممصرف.
بهتر بود شرکتهای ایرانی این دستگاهها رو که تکنولوژی بالایی هم نداره برای استانهای شمالی و جنوبی و مخصوصا خوزستان، رواج میدادند. یک محاسبه سرانگشتی کردم اگر همه در اهواز ازین روش استفاده میکردند، حتی با وجود این بیکفایتترین حکومت تاریخ ایران، قطعی برقی کمتری ایجاد میشد، چون مصرف کل شهر پایین میاومد.
بهتر بود شرکتهای ایرانی این دستگاهها رو که تکنولوژی بالایی هم نداره برای استانهای شمالی و جنوبی و مخصوصا خوزستان، رواج میدادند. یک محاسبه سرانگشتی کردم اگر همه در اهواز ازین روش استفاده میکردند، حتی با وجود این بیکفایتترین حکومت تاریخ ایران، قطعی برقی کمتری ایجاد میشد، چون مصرف کل شهر پایین میاومد.
از اوکازیو کورتس خواسته شد برای لایحه محیطزیستی که خیلی پیگیره که در مجلس تصویبش کنه، با مخالفان مناظره انجام بده. اولش فکر میکرد با جیغجیغوبازیهای توعیتری میتونه از پس چنین مناظرههایی بربیاد، وقتی دید با کوهی از اعداد و ارقام مواجهه، گفت انقدر با آمار و مقاله بم حمله نکنید! قبلا هم گفته بود وقتی شرایط اضطرار پیش میاد چطور میتونید به بودجه فکر کنید؟
یکی به درستی نوشته بود ما آمریکاییها از دهه هفتاد هر چیزی که کار میکرد رو گذاشتیم کنار و با چیزهایی که حس خوبی میده جایگزین کردیم!.. البته در مورد زمانش خطا داره. در دهه سی این راه که منجر به ترکستان میشد رو آغاز کردند، وقتی که دولت موظف شد دلسوز فقرا بشه!
آمار و واقعیات روی زمین، حس خوبی به آدم نمیدن. جامعه فعلی فقط چیزهایی که حس خوبی بدن به رسمیت میشناسه. مثل حس خوب چاپ بینهایت پول، بدون اینکه عواقبی داشته باشه. مثل حس خوب سه برابر کردن مالیات بدون اینکه اقتصاد گرفتار بشه. حس خوب خانهدار کردن همه جوانان، از بودجهای که وجود نداره. حس خوب ریشهکن کردن بیکاری با یک امضاء!
یکی به درستی نوشته بود ما آمریکاییها از دهه هفتاد هر چیزی که کار میکرد رو گذاشتیم کنار و با چیزهایی که حس خوبی میده جایگزین کردیم!.. البته در مورد زمانش خطا داره. در دهه سی این راه که منجر به ترکستان میشد رو آغاز کردند، وقتی که دولت موظف شد دلسوز فقرا بشه!
آمار و واقعیات روی زمین، حس خوبی به آدم نمیدن. جامعه فعلی فقط چیزهایی که حس خوبی بدن به رسمیت میشناسه. مثل حس خوب چاپ بینهایت پول، بدون اینکه عواقبی داشته باشه. مثل حس خوب سه برابر کردن مالیات بدون اینکه اقتصاد گرفتار بشه. حس خوب خانهدار کردن همه جوانان، از بودجهای که وجود نداره. حس خوب ریشهکن کردن بیکاری با یک امضاء!
ناصر کرمی بزرگوار در مصاحبه اخیر درباره بحران آب به نقل از یکی از گزارشهای سازمان ملل گفت بیشتر تنشهای امنیتی در دنیا نه به خاطر تبعیضهای فرهنگی و مذهبی، بلکه به خاطر تبعیضهای اقتصادی بوجود میان.
این برمبنای دیتای درستیه، اما فریمبندیش درست نیست. تنشهای مرتبط با اقتصاد، به خاطر نقض حق مالکیت، و یا فشل بودن نظام حقوقیه. و گرنه تبعیض همیشه هست و خواهد بود. جاهایی هست که تبعیض زیاده، اما تنش رخ نمیده. و جاهایی هست که تبعیض قابل اغماضه، اما باز تنش پیش میاد.
مثلا به همین موضوع واکسن نگاه کنید که چه موضعگیریهایی علیه وارداتش توسط تجار میشه. در حالی که اگه واقعا اتفاق میفتاد، و عدهای که توان مالی دارند واکسن رو میزدند، خطر کمتری همه رو تهدید میکرد. بعبارتی در وضعیتی هستیم که حاضرند عادلانه بمیریم، اما زیر سایه تبعیض نجات پیدا نکنیم! و این چیزی جز یک بیماری ذهنی نیست. و این بیماری ازونجایی شکل گرفته که هم نظام حقوقی فشله، هم به حق مالکیت احترام گذاشته نمیشه. یعنی برای افراد، این حق رو قائل نیستند که بتونند در صورت توان یک کالای درمانی رو بخرند!
مطمئنم که ناصرخان خیلی بهتر از من از چالشهای محیطزیستی تهران و کرج و تمام سکونتگاههای پیرامون، که شاید مجموعا یک پنجم جمعیت ایران رو در خودشون جا دادند، آشناست. مهمترین دلیلی که اینهمه آدم ریخت اینجا، و برای خود من که ساکن این محدوده هستم این حجم انفجاری از ورود مهاجر باورناپذیره، این بود که ورود و اسکان به این مناطق آزاد بود! این تصور وجود داشت، و وجود داره، که همه در این زمینها و در این محیط شریکند! در حالی که این آزادی مبنای حقوقی درستی نداشت. همه حس میکردند اگه یک گونی پول داشته باشند، «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن. و البته خیلیهاشون هم فکر میکردند اگه پولی نداشته باشند هم «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن، حالا جاهای پستترش شاید. و دقیقا همین، همهچیز رو خراب کرد.
تصور کنید شهردار تهران در زمان پهلوی اول، برای اسکان در تهران عوارضی تعیین میکرد که فقط عده محدودی از جمعیت ایران قادر میبودند پرداختش کنند. خیلی تبعیضآمیز میشد، نه؟ اما اگه پیاده میشد آیا الان با چنین فاجعه انسانی مواجه بودیم؟
آیا مشابه این مشکل حقوقی رو در مورد آب نمیبینید؟ همه ادعای مالکیت رودخانهها و سفرهها رو دارند، و خب چون بشون نمیرسه احساس تبعیض دارند. در حالی که تقریبا هیچ دلیلی وجود نداره که مالکش اونها باشند. اگه بخواهید این آب رو «عادلانه» توزیع کنید، به هیچکس نمیرسه، و همه پرچم مظلومیت بلند میکنند، آخرش هم کار به گلوله میکشه.
اگه اصرار داریم که منابع ایران رو همچنان «عمومی» نگه داریم، باید خودمون رو برای یک مَد مَکس عمومی هم آماده کنیم.
این برمبنای دیتای درستیه، اما فریمبندیش درست نیست. تنشهای مرتبط با اقتصاد، به خاطر نقض حق مالکیت، و یا فشل بودن نظام حقوقیه. و گرنه تبعیض همیشه هست و خواهد بود. جاهایی هست که تبعیض زیاده، اما تنش رخ نمیده. و جاهایی هست که تبعیض قابل اغماضه، اما باز تنش پیش میاد.
مثلا به همین موضوع واکسن نگاه کنید که چه موضعگیریهایی علیه وارداتش توسط تجار میشه. در حالی که اگه واقعا اتفاق میفتاد، و عدهای که توان مالی دارند واکسن رو میزدند، خطر کمتری همه رو تهدید میکرد. بعبارتی در وضعیتی هستیم که حاضرند عادلانه بمیریم، اما زیر سایه تبعیض نجات پیدا نکنیم! و این چیزی جز یک بیماری ذهنی نیست. و این بیماری ازونجایی شکل گرفته که هم نظام حقوقی فشله، هم به حق مالکیت احترام گذاشته نمیشه. یعنی برای افراد، این حق رو قائل نیستند که بتونند در صورت توان یک کالای درمانی رو بخرند!
مطمئنم که ناصرخان خیلی بهتر از من از چالشهای محیطزیستی تهران و کرج و تمام سکونتگاههای پیرامون، که شاید مجموعا یک پنجم جمعیت ایران رو در خودشون جا دادند، آشناست. مهمترین دلیلی که اینهمه آدم ریخت اینجا، و برای خود من که ساکن این محدوده هستم این حجم انفجاری از ورود مهاجر باورناپذیره، این بود که ورود و اسکان به این مناطق آزاد بود! این تصور وجود داشت، و وجود داره، که همه در این زمینها و در این محیط شریکند! در حالی که این آزادی مبنای حقوقی درستی نداشت. همه حس میکردند اگه یک گونی پول داشته باشند، «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن. و البته خیلیهاشون هم فکر میکردند اگه پولی نداشته باشند هم «باید» بتونند ساکن این منطقه بشن، حالا جاهای پستترش شاید. و دقیقا همین، همهچیز رو خراب کرد.
تصور کنید شهردار تهران در زمان پهلوی اول، برای اسکان در تهران عوارضی تعیین میکرد که فقط عده محدودی از جمعیت ایران قادر میبودند پرداختش کنند. خیلی تبعیضآمیز میشد، نه؟ اما اگه پیاده میشد آیا الان با چنین فاجعه انسانی مواجه بودیم؟
آیا مشابه این مشکل حقوقی رو در مورد آب نمیبینید؟ همه ادعای مالکیت رودخانهها و سفرهها رو دارند، و خب چون بشون نمیرسه احساس تبعیض دارند. در حالی که تقریبا هیچ دلیلی وجود نداره که مالکش اونها باشند. اگه بخواهید این آب رو «عادلانه» توزیع کنید، به هیچکس نمیرسه، و همه پرچم مظلومیت بلند میکنند، آخرش هم کار به گلوله میکشه.
اگه اصرار داریم که منابع ایران رو همچنان «عمومی» نگه داریم، باید خودمون رو برای یک مَد مَکس عمومی هم آماده کنیم.
میگه به جای باج دادن به چین، که احتمالا سرمون رو کلاه خواهند گذاشت، ایرانیان خارج از کشور رو عفو کنید بیان اینجا سرمایهگذاری کنند!
مشخص نیست چرا این مفهوم «ایرانیان خارج از کشور» رو به شکل کیسههای اسکناس میبینند که ارادهای از خودشون ندارند و اگه دری باز بشه همشون قل میخورن میریزن داخل کشور! هیچوقت یکی پای اون منبر نیست که بگه حاج آقا، چی باعث شد اونجا به اون پول و سرمایه برسند که اینجا نبود؟ هرچی که باعثش شد، مگه الان در ایران فراهمه؟ بیاد زمین بخره که فردا یه کاغذ زیرخاکی بیاری بگی وقف امامزاده کجدسته؟ که با یه شرکت آمریکایی قرارداد ببنده که فردا خلیفه پاشه بگه قرارداد با آمریکاییها حرام است؟ بیاد آدم استخدام کنه که فردا بریزن تو دفترش بگن فلان مدیرت بهاییه یا اخراجش کن یا پلمپ میشی؟ که بیاد بخشی از بازار رو از آن خودش کنه که فردا سپاهیا بیان بگن زیادی گنده شدی به هر کدوم ما پنج درصد بده؟ بیاد وقت و انرژی بذاره واسه بیزینسش که فردا مجمع تشخیص مصلحت یه جور آروغ بزنه، شورای امنیت ملی یه جوری بگوزه، رییس بانک مرکزی یه جوری برینه، و رییس سازمان بورس یه جوری بشاشه، و بسیج و اماکن یه جوری استفراغ کنند رو هیکلش؟
یکی از مشکلات اساسی آخوندها اینه که در معرض کامنت نیستند. من اگه بنویسم هر متر از هزار میلیمتر تشکیل شده میان میگن «اینو کجا خوندی؟»، یا «اگه تخصص نداری چرا حرف میزنی؟». البته عادت دارم. همه جوونیم رو با کامنت گرفتن گذروندم. ولی آخوند این عادت رو نداره.
https://t.me/IranNews_400/118258
مشخص نیست چرا این مفهوم «ایرانیان خارج از کشور» رو به شکل کیسههای اسکناس میبینند که ارادهای از خودشون ندارند و اگه دری باز بشه همشون قل میخورن میریزن داخل کشور! هیچوقت یکی پای اون منبر نیست که بگه حاج آقا، چی باعث شد اونجا به اون پول و سرمایه برسند که اینجا نبود؟ هرچی که باعثش شد، مگه الان در ایران فراهمه؟ بیاد زمین بخره که فردا یه کاغذ زیرخاکی بیاری بگی وقف امامزاده کجدسته؟ که با یه شرکت آمریکایی قرارداد ببنده که فردا خلیفه پاشه بگه قرارداد با آمریکاییها حرام است؟ بیاد آدم استخدام کنه که فردا بریزن تو دفترش بگن فلان مدیرت بهاییه یا اخراجش کن یا پلمپ میشی؟ که بیاد بخشی از بازار رو از آن خودش کنه که فردا سپاهیا بیان بگن زیادی گنده شدی به هر کدوم ما پنج درصد بده؟ بیاد وقت و انرژی بذاره واسه بیزینسش که فردا مجمع تشخیص مصلحت یه جور آروغ بزنه، شورای امنیت ملی یه جوری بگوزه، رییس بانک مرکزی یه جوری برینه، و رییس سازمان بورس یه جوری بشاشه، و بسیج و اماکن یه جوری استفراغ کنند رو هیکلش؟
یکی از مشکلات اساسی آخوندها اینه که در معرض کامنت نیستند. من اگه بنویسم هر متر از هزار میلیمتر تشکیل شده میان میگن «اینو کجا خوندی؟»، یا «اگه تخصص نداری چرا حرف میزنی؟». البته عادت دارم. همه جوونیم رو با کامنت گرفتن گذروندم. ولی آخوند این عادت رو نداره.
https://t.me/IranNews_400/118258