برخلاف تصور عموم که به صورت پیشفرض پذیرفتند که جوانان بین ۲۰ تا ۳۰ سال هیچ تمایلی به فرزندآوری ندارند، یک نظرسنجی جدید نشون میده جوان آمریکایی امروزی در میل به پدر یا مادر شدن، تفاوت چندانی با نسل قبلش نداره، بلکه مهمترین مانع بچهدار شدن رو محدودیت مالی میدونه.
دولت رفاه در کوتاه مدت خیلی چیزها رو خیلی ارزان و حتی رایگان میکنه. مثل آموزش و پرورش، مثل درمان، مثل زیرساخت. اما در دراز مدت همهچیز زندگی رو چنان گران میکنه که دیگه نمیشه یه بچه رو وارد این دنیا کرد تا اون هم ازین نعمات ارزان و رایگان استفاده کنه! چون بخش بزرگی از خروجی اقتصادی جامعه باید ریخته بشه به پای اون دولت رفاه، که هیچوقت میلی به جمع و جور کردن خودش نداره.
دولت رفاه در کوتاه مدت خیلی چیزها رو خیلی ارزان و حتی رایگان میکنه. مثل آموزش و پرورش، مثل درمان، مثل زیرساخت. اما در دراز مدت همهچیز زندگی رو چنان گران میکنه که دیگه نمیشه یه بچه رو وارد این دنیا کرد تا اون هم ازین نعمات ارزان و رایگان استفاده کنه! چون بخش بزرگی از خروجی اقتصادی جامعه باید ریخته بشه به پای اون دولت رفاه، که هیچوقت میلی به جمع و جور کردن خودش نداره.
چنان تولید صنعتی جهانیسازی شده که امکان نداره یک محصول جهانی در تیراژ انبوه بسازی بدون اینکه قبل از معرفیش، مشخصاتش لو بره. چون نمیشه دهان هزاران نفری که دارن در سراسر دنیا روش کار میکنند رو بست و بالاسر همشون نگهبان گذاشت. دیگه اپل نمیتونه محصولی رو معرفی کنه که از قبل ندونیم در چه محدودهای قرار داره و قراره چه فرمی داشته باشه.
اما من به اینها فکر نمیکردم. من دیدم که زانوهای تیم کوک هم کمی پرانتزیه. اگه اون با این ثروت و تلاش مستمر در ورزش نتونسته درستش کنه، پس امثال من باید فراموشش کنند.
اما من به اینها فکر نمیکردم. من دیدم که زانوهای تیم کوک هم کمی پرانتزیه. اگه اون با این ثروت و تلاش مستمر در ورزش نتونسته درستش کنه، پس امثال من باید فراموشش کنند.
هموطنان من جهانسومیاند.. ولی تا حالا ندیدم پس از اعلام اینکه یک متهم، مثل یک گوسفند سر بریده خواهد شد تا گرگها آرام بگیرند، بریزن خیابون جشن بگیرند.
وقتی دور جرثقیل اعدام جمع میشدند، خیلیها بهشون بد و بیراه گفتند. بهتره اون خیلیها بابت اون حرفها از مردم من عذرخواهی کنند.
وقتی دور جرثقیل اعدام جمع میشدند، خیلیها بهشون بد و بیراه گفتند. بهتره اون خیلیها بابت اون حرفها از مردم من عذرخواهی کنند.
پول کاغذی هنوز یه مزیت اساسی نسبت به پول دیجیتال و کارت اعتباری داره: نیاز به اینترنت نداره!
باید کاری کرد که بشه بدون اینترنت و دسترسی به یک سرور مرکزی، و حتی سرورهای غیرمتمرکز، پول رو پرداخت کرد. اما مشکل اینه که فعلا زیرساختی وجود نداره که هر گوشی موبایل بتونه به صورت آفلاین پرداخت کنه، اما امکان سوء استفاده رو نداشته باشه. یعنی نتونه شارژ جعلی بسازه.
چندنفر دارند روی ابزارهایی کار میکنند که در آینده نزدیک به سیستم عامل اندرویید اضافه بشه تا جوازهای یگانه بسازه. یعنی کسی نتونه هی با گوشی خودش پول بسازه، و باش پرداخت کنه. فقط چیزی رو که داره بتونه خرج کنه. اگه به مرحله نهایی برسه روش عملکرد اینطور خواهد بود: یک بار به اینترنت وصل میشی، داراییت رو دانلود میکنی، و در حالی که آفلاینی خرجشون میکنی، تا تموم بشه، و دوباره وصل میشی به اینترنت، و دوباره دانلود میکنی. اینجوری در بیشتر مواقع هیچ نیازی به شبکه نیست. خود فیزیک گوشیت، حامل پولته. و چون بخشی از پلتفرم اندروییده، تبعیضی بین گوشی ارزان و گوشی گران نخواهد بود.
https://www.tdcommons.org/dpubs_series/4222/
باید کاری کرد که بشه بدون اینترنت و دسترسی به یک سرور مرکزی، و حتی سرورهای غیرمتمرکز، پول رو پرداخت کرد. اما مشکل اینه که فعلا زیرساختی وجود نداره که هر گوشی موبایل بتونه به صورت آفلاین پرداخت کنه، اما امکان سوء استفاده رو نداشته باشه. یعنی نتونه شارژ جعلی بسازه.
چندنفر دارند روی ابزارهایی کار میکنند که در آینده نزدیک به سیستم عامل اندرویید اضافه بشه تا جوازهای یگانه بسازه. یعنی کسی نتونه هی با گوشی خودش پول بسازه، و باش پرداخت کنه. فقط چیزی رو که داره بتونه خرج کنه. اگه به مرحله نهایی برسه روش عملکرد اینطور خواهد بود: یک بار به اینترنت وصل میشی، داراییت رو دانلود میکنی، و در حالی که آفلاینی خرجشون میکنی، تا تموم بشه، و دوباره وصل میشی به اینترنت، و دوباره دانلود میکنی. اینجوری در بیشتر مواقع هیچ نیازی به شبکه نیست. خود فیزیک گوشیت، حامل پولته. و چون بخشی از پلتفرم اندروییده، تبعیضی بین گوشی ارزان و گوشی گران نخواهد بود.
https://www.tdcommons.org/dpubs_series/4222/
گفت اگه برای تو هم پیش میاومد که ناگهان چند زن علیهت ادعاهایی بکنند و همه پشت سرت حرف بزنند، از روی عصبانیت ممکن بود هر پرت و پلایی بگی
گفتم من تو خانواده بهتری بزرگ شدم، پرت و پلا هم بگم ازین جنس نخواهد بود
گفت ما چیزی درباره خانواده طرف نمیدونیم
فرداش خواهر حضرت آقا لب به سخن گشود و از ابعاد تازهای ازون خانواده رونمایی کرد.
گفتم من تو خانواده بهتری بزرگ شدم، پرت و پلا هم بگم ازین جنس نخواهد بود
گفت ما چیزی درباره خانواده طرف نمیدونیم
فرداش خواهر حضرت آقا لب به سخن گشود و از ابعاد تازهای ازون خانواده رونمایی کرد.
ویدئو نانپزی نیویورکی نشون میداد زنی که نانهای بیگل رو برش میداد دستبند شلوغی داره که به همه جا مالیده میشه، از جمله خود بیگلها. تو کامنتها خیلیها گفتند بهداشتی نیست، باید در بیاره موقع کار. ویدئو دیگهای از یک رستوران ژاپنی نشون میداد که آشپز نودلها رو با دست از دیگ درمیاره و با دست تو ظرف قرار میده، و با همون دست شیر آب رو میبنده، و همون دست رو با پیشبندش خشک میکنه. ژاپنیها نگفتند بهداشتی نیست، بعضیاشون حتی نوشتند مزهش به همینه!
شاید این تفاوت، در تفاوتی که در سیستم ایمنی افراد این دو جامعه وجود داره و کرونا مشهودترش کرده، تأثیر داشته. خدا داند.
شاید این تفاوت، در تفاوتی که در سیستم ایمنی افراد این دو جامعه وجود داره و کرونا مشهودترش کرده، تأثیر داشته. خدا داند.
دلم برای ماه رمضانهایی که سحر بعد از اذان با مادرم مینشستیم پای رادیو و یک جزء رو همراه با صدای منشاوی میخوندیم تنگ شده. برای ماه رمضانهایی که نماز ظهر جماعت انقدر جا کم میاومد که یه شونهمون پشت شونه نفر کناری قرار میگرفت و موقع رفتن به سجده سرمون میخورد به باسن پیرمرد جلویی و به سختی جلوی خندهمون رو میگرفتیم. برای منبر بعد از نماز ظهر، که گوش نمیدادیم و پشت همه مینشستیم و بل بل میکردیم. برای ماه رمضانهایی که موقع افطار به جای اینکه خونه باشم، تو مسجد در حال پذیرایی از مردم بودم و عین خیالم نبود که خودم نیم ساعت دیرتر افطار کنم. برای ماه رمضانهایی که تو صفهای طولانیتر نون از نوبتمون برای پیرزنها استفاده میکردیم، چون زبون روزه نمیتونستند زیاد وایسن، و بقیه چیزی نمیگفتند چون زبون روزه نمیشد دعوا کرد.
فکر میکردیم ماه رمضان یک فستیوال اجتماعیه، و واقعا شده بود، و واقعا بمون خوش میگذشت. اما اصل رمضان اون نبود. ما خلاء زندگی اجتماعیمون رو داشتیم با رمضان پر میکردیم. یه سری چیزهای فرهنگی رو، مثل جهاز شتر، سوارش کردیم که ربطی به عبادت نداشت. دل هیچکس برای عبادت تنگ نشد. دلمون برای اون دور هم بودن و با هم بودن و خودمونی شدن، تنگ شده.
هرچی تعداد موهای سفیدم بیشتر شد فهمیدم ماه رمضان عبادی، اصلا برای مردم عادی نیست. این یک ریچوال خاص، برای آدمهای خاصه. اینکه همه بخوان روزهدار باشند، حالت کارائوکه پیدا میکنه.. همون تقلیدهای مسخرهای که در حالت مستی در میخانهها انجام میدن و به جای یک خواننده معروف، آواز میخونند. که شنونده هم باید مست باشه تا بتونه تحملش کنه.
امیدوارم یه روزی رمضان عبادی به اهلش برگرده. مثل مانکهای بودایی، به عهده یک عده خاص باشه، مردم هم رسومات فرهنگیشون رو دنبال کنند. یه جا این جهاز از شتره باید جدا بشه.
فکر میکردیم ماه رمضان یک فستیوال اجتماعیه، و واقعا شده بود، و واقعا بمون خوش میگذشت. اما اصل رمضان اون نبود. ما خلاء زندگی اجتماعیمون رو داشتیم با رمضان پر میکردیم. یه سری چیزهای فرهنگی رو، مثل جهاز شتر، سوارش کردیم که ربطی به عبادت نداشت. دل هیچکس برای عبادت تنگ نشد. دلمون برای اون دور هم بودن و با هم بودن و خودمونی شدن، تنگ شده.
هرچی تعداد موهای سفیدم بیشتر شد فهمیدم ماه رمضان عبادی، اصلا برای مردم عادی نیست. این یک ریچوال خاص، برای آدمهای خاصه. اینکه همه بخوان روزهدار باشند، حالت کارائوکه پیدا میکنه.. همون تقلیدهای مسخرهای که در حالت مستی در میخانهها انجام میدن و به جای یک خواننده معروف، آواز میخونند. که شنونده هم باید مست باشه تا بتونه تحملش کنه.
امیدوارم یه روزی رمضان عبادی به اهلش برگرده. مثل مانکهای بودایی، به عهده یک عده خاص باشه، مردم هم رسومات فرهنگیشون رو دنبال کنند. یه جا این جهاز از شتره باید جدا بشه.
قشنگ یادمه روزهایی رو که محمد نوریزاد در قالب یک اصلاحطلب جدی، حرفهای من درباره اصلاحناپذیری سیستم رو میذاشت به حساب «جوانی که زودتر از موعد مأیوس شده» و سعی میکرد بدون اینکه نصیحتم کنه، من رو با خودش همراه کنه. نمیدونستم چطور باید این مطلب رو بش منتقل کنم که من کوچکتر از توام، ولی پیرتر از توام. نمیدونم الان فهمیده جوانتر از من بوده یا نه.
وقتی سرباز مخلص نظام بود، هر کاری رو برای بقای نظام، حلال من الله میکرد، کارهایی که در کشورهای غربی نمیشه انجام داد. اما بعد از چرخشش، به اکتیویسمی روی آورد که فقط در کشورهای غربی جواب میده! فکر کرد اگه کارهایی که شهروند غربی علیه دولتش انجام میده رو ما هم انجام بدیم، حکومتی که مرزی برای توحش نداره، که سابقا خودش این بیمرزی رو براش تجویز کرده بود، کمی رامتر میشه! چه خیالی میتونست ازین خامتر باشه؟
اگه قرار باشه یک نادان حسابش کنم، به این دلیله. نه چون خودش رو در دردسر انداخت. نظری که دوستان بیپرنسیبش دارند. به بهانه نوریزاد، باید از خیلیها اعلام برائت کنم. هم کسانی که زمانی به عنوان خودی قبولش داشتند، و حالا ترجیح میدن از دور صرفا به عنوان یک مایه عبرت بش نگاه کنند، مومنان پوکی که میگفتند از گلوله بعثیها نمیترسند اما جنم رفاقت هم نداشتند و از سیلی مأموران امنیتی هم میترسیدند؛ و هم اپوزیسیون پوکی که از ابتدا از داستان نوریزاد هیچ دریافتی نداشت جز اینکه بگه «اگه راست میگه چرا نمیگیرنش؟»، و وقتی اسیر شد گفتند «اگه راست میگه چرا نمیکشنش؟»، و لابد وقتی کشتنش خواهند گفت «توبه گرگ مرگه». از تمام این آت و آشغالهای بیخاصیت، اعلام برائت میکنم. کوچکترین اهمیتی نداره که چه کنتراست جیغی بین لایف استایلشون وجود داره.
متأسفانه امکان اینکه حرف من رو بشنوه وجود نداره، اما اگه میشنید بش میگفتم: اتفاقا چون پسرت هم اسیر کردند باید شکرگزار باشی، نه اینکه تلاش کنی آزادش کنند. چون حالتهای بدتری هم وجود داره. اگه پسرت هم اسیره، یعنی اهلته. حالت بدتر اینه که پسرت با اونها باشه. حالت بدتر اینه که زیر شکنجه ناقصت کنند، و حکومت بگه اقدام به خودکشی کرد، و مادرت باور کنه خودکشی کردی. حالت بدتر اینه که یک عمر کسی رو دوست داشته باشی، و وقتی حکومت اعلام کرد جاسوس هستی، به تردید بیفته که شاید واقعا هستی! حالت بدتر اینه که کسی بیاد وثیقه بذاره برات که به حکومت بیشتر از تو اعتماد داره. حالت بدتر اینه که بیای بیرون و ببینی باز هم اسیری.
وقتی سرباز مخلص نظام بود، هر کاری رو برای بقای نظام، حلال من الله میکرد، کارهایی که در کشورهای غربی نمیشه انجام داد. اما بعد از چرخشش، به اکتیویسمی روی آورد که فقط در کشورهای غربی جواب میده! فکر کرد اگه کارهایی که شهروند غربی علیه دولتش انجام میده رو ما هم انجام بدیم، حکومتی که مرزی برای توحش نداره، که سابقا خودش این بیمرزی رو براش تجویز کرده بود، کمی رامتر میشه! چه خیالی میتونست ازین خامتر باشه؟
اگه قرار باشه یک نادان حسابش کنم، به این دلیله. نه چون خودش رو در دردسر انداخت. نظری که دوستان بیپرنسیبش دارند. به بهانه نوریزاد، باید از خیلیها اعلام برائت کنم. هم کسانی که زمانی به عنوان خودی قبولش داشتند، و حالا ترجیح میدن از دور صرفا به عنوان یک مایه عبرت بش نگاه کنند، مومنان پوکی که میگفتند از گلوله بعثیها نمیترسند اما جنم رفاقت هم نداشتند و از سیلی مأموران امنیتی هم میترسیدند؛ و هم اپوزیسیون پوکی که از ابتدا از داستان نوریزاد هیچ دریافتی نداشت جز اینکه بگه «اگه راست میگه چرا نمیگیرنش؟»، و وقتی اسیر شد گفتند «اگه راست میگه چرا نمیکشنش؟»، و لابد وقتی کشتنش خواهند گفت «توبه گرگ مرگه». از تمام این آت و آشغالهای بیخاصیت، اعلام برائت میکنم. کوچکترین اهمیتی نداره که چه کنتراست جیغی بین لایف استایلشون وجود داره.
متأسفانه امکان اینکه حرف من رو بشنوه وجود نداره، اما اگه میشنید بش میگفتم: اتفاقا چون پسرت هم اسیر کردند باید شکرگزار باشی، نه اینکه تلاش کنی آزادش کنند. چون حالتهای بدتری هم وجود داره. اگه پسرت هم اسیره، یعنی اهلته. حالت بدتر اینه که پسرت با اونها باشه. حالت بدتر اینه که زیر شکنجه ناقصت کنند، و حکومت بگه اقدام به خودکشی کرد، و مادرت باور کنه خودکشی کردی. حالت بدتر اینه که یک عمر کسی رو دوست داشته باشی، و وقتی حکومت اعلام کرد جاسوس هستی، به تردید بیفته که شاید واقعا هستی! حالت بدتر اینه که کسی بیاد وثیقه بذاره برات که به حکومت بیشتر از تو اعتماد داره. حالت بدتر اینه که بیای بیرون و ببینی باز هم اسیری.
❤8
کانزرواتیوهای آمریکا حامی پلیس هستند، همون پلیسی که اگه تملک اسلحه جرم شد، میان سراغشون تا هرچی اسلحه و مهمات دارند توقیف کنند. حماقت جالبیه. گوشهای ازین واقعیت رو در اعمال قانون ماسک اجباری دیدند، که پلیس هیچ ابایی از خفت کردن مخالفان ماسک نداشت. اما کانزرواتیوها باز به این حماقت جالب، ادامه دادند. انگار ازینکه بازنده باشند خوششون میاد.
نمیشه دولت رو شر در نظر گرفت، اما مأمورش رو نماینده نیکیها!
نمیشه دولت رو شر در نظر گرفت، اما مأمورش رو نماینده نیکیها!
دارن به وعدههایی که دادند، و پیشبینی میکردم که عمل کنند، عمل میکنند. اضافه کردن واشنگتن دی.سی به ایالتها هم یکیش بود.
اگه در آمریکا زندگی میکنید، از شهرهای بزرگ فاصله بگیرید. البته اگه خواننده قدیمی این کانال بوده باشید، زودتر ازینها جمع کرده و رفته بودید.
https://t.me/anarchonomy/6193
اگه در آمریکا زندگی میکنید، از شهرهای بزرگ فاصله بگیرید. البته اگه خواننده قدیمی این کانال بوده باشید، زودتر ازینها جمع کرده و رفته بودید.
https://t.me/anarchonomy/6193
با مطالعه تاریخ پیشینیان نمیشه بینش درستی به وضعیت امروز ایران پیدا کرد. البته هیچ دانستنی، اگه واقعا دانستن باشه، ضرر نداره؛ حتی تعمق در تاریخ بنیاسرائیل هم برای تک تک ایرانیان از ضروریاته و اگه برای محتوای درسی از من مشاوره میخواستند حتما بخشی از دوره تحصیلی کودکان رو بش اختصاص میدادم. تاریخ قرن بیستم هم محتویات عبرتآموز زیادی داره، که مطالعه اونها هم برای ایرانیها لازمه. چی میگم؟ مگه به همینها خلاصه میشه؟ خیلی چیزها هست که باید بخونیم (همینکه زیاد میشنوید میگن «این مسائل همیشه بوده» یکی از علائم بیسوادی در زمینه تاریخه. دقیقا همونی که فکر میکنه هرچی که داره اتفاق میفته تکراریه، درک درستی از اتفاقی که داره میفته نداره. تاریخ رو باید بخونی تا بترسی، نه اینکه تسکین پیدا کنی). اما همه این محتویات، که زیادند، و لازمند، برای حال و روز فعلی ما کافی نیست.
به این دلیل عجیب که ما تنها کشوری در جهان هستیم که مردم و حکومت در دو زمان و دو سطح متفاوت در حال زیست هستند. آلمانیهای نازی، و دولت نازی، و آلمانیهای مخالف نازیسم، همه متعلق به یک زمان بودند. حتی حکومت آدمکش کوبا، با کوباییها همزمانه. دولت کمونیست چین، برای مردم چین حق انتخاب سرنوشت قائل نیست، اما باشون همزمانه. این فقط ماییم که خودمون در قرن بیست و یکم میلادی هستیم، و حکومت در قرن نهم قمری!
پوتین سر مخالف رو زیر آب میکنه، اما جهت مردم روسیه زاویه چندانی با پوتین نداره. مردم فرانسه میریزن خیابون و گاز اشکآور میبلعند، اما زاویه چندانی با دولتشون ندارند. همشون از یک قافلهاند. این فقط ماییم که خودمون یک قافلهایم، و به مغرب میریم، و حکومت یک قافله دیگهست که داره به جنوب میره!
مردم ما با همه عقبافتادگیهای فرهنگی و تمدنی، با سرعت و به شدت، و شاید با تحمل حقارت، در حال شهری شدن هستند. شهری به معنای «سیتیزن امروز». آدم دولتپرستی که فقط تشکیلاتی رو صالح میدونه، که در مدیریت همه شئونات زندگی کارآمد باشه. اما حکومت همچنان دهاتی باقی مونده، و نمیتونه از قالب دهاتی خودش خارج بشه. ما تنها کشوری هستیم که حکومتش دهاتیه، و همزمان مردمش نمیخوان دهاتی باشند. به هر کدوم از افعال و رفتار حکومت نگاه کنید آثار دهاتی بودن رو میتونید پیدا کنید. چه در مسائل اجتماعی، چه در اقتصاد، چه در سیاست خارجی، و چه در جنگ.
این حکومت نمایندهای بدقواره از گذشته تلخ ماست، که به شکل شبح دراومده و ما رو در دوران مدرن احاطه کرده. اگه یه روز بخوایم بکشیمش، قسمت بزرگی از گذشتهمون رو خواهیم کشت. برای همین کتابها و داستانها، از فکت تا فیکشن، راهنمایی چندانی برامون ندارند. این گذشتهکشی اگه اتفاق نیفته، این ایران خواهد بود که خواهد مرد، که در تاریخ ثبت خواهد شد. و اگه اتفاق بیفته، قتلی صورت گرفته که قبلا مشابه نداشته، و در تاریخ ثبت خواهد شد. ما در گردابی قرار گرفتیم که چه کاری بکنیم، و چه کاری نکنیم، فصل جدیدی از عبرت برای آیندگان رو به تاریخ اضافه خواهیم کرد.
به این دلیل عجیب که ما تنها کشوری در جهان هستیم که مردم و حکومت در دو زمان و دو سطح متفاوت در حال زیست هستند. آلمانیهای نازی، و دولت نازی، و آلمانیهای مخالف نازیسم، همه متعلق به یک زمان بودند. حتی حکومت آدمکش کوبا، با کوباییها همزمانه. دولت کمونیست چین، برای مردم چین حق انتخاب سرنوشت قائل نیست، اما باشون همزمانه. این فقط ماییم که خودمون در قرن بیست و یکم میلادی هستیم، و حکومت در قرن نهم قمری!
پوتین سر مخالف رو زیر آب میکنه، اما جهت مردم روسیه زاویه چندانی با پوتین نداره. مردم فرانسه میریزن خیابون و گاز اشکآور میبلعند، اما زاویه چندانی با دولتشون ندارند. همشون از یک قافلهاند. این فقط ماییم که خودمون یک قافلهایم، و به مغرب میریم، و حکومت یک قافله دیگهست که داره به جنوب میره!
مردم ما با همه عقبافتادگیهای فرهنگی و تمدنی، با سرعت و به شدت، و شاید با تحمل حقارت، در حال شهری شدن هستند. شهری به معنای «سیتیزن امروز». آدم دولتپرستی که فقط تشکیلاتی رو صالح میدونه، که در مدیریت همه شئونات زندگی کارآمد باشه. اما حکومت همچنان دهاتی باقی مونده، و نمیتونه از قالب دهاتی خودش خارج بشه. ما تنها کشوری هستیم که حکومتش دهاتیه، و همزمان مردمش نمیخوان دهاتی باشند. به هر کدوم از افعال و رفتار حکومت نگاه کنید آثار دهاتی بودن رو میتونید پیدا کنید. چه در مسائل اجتماعی، چه در اقتصاد، چه در سیاست خارجی، و چه در جنگ.
این حکومت نمایندهای بدقواره از گذشته تلخ ماست، که به شکل شبح دراومده و ما رو در دوران مدرن احاطه کرده. اگه یه روز بخوایم بکشیمش، قسمت بزرگی از گذشتهمون رو خواهیم کشت. برای همین کتابها و داستانها، از فکت تا فیکشن، راهنمایی چندانی برامون ندارند. این گذشتهکشی اگه اتفاق نیفته، این ایران خواهد بود که خواهد مرد، که در تاریخ ثبت خواهد شد. و اگه اتفاق بیفته، قتلی صورت گرفته که قبلا مشابه نداشته، و در تاریخ ثبت خواهد شد. ما در گردابی قرار گرفتیم که چه کاری بکنیم، و چه کاری نکنیم، فصل جدیدی از عبرت برای آیندگان رو به تاریخ اضافه خواهیم کرد.
حتی یک کلمه علیه اون خانواده فقیر حرف نمیزنند. انگار یک لوح پاک از معصومیته. مثلا نمیگن «نباید به خانهات راهش میدادی». بش نمیگن یکم مرد باش و خودت باش. بش نمیگن عزت نفس پول لازم نداره. بش نمیگن در برابر ریاکار لال نباش. چون هر نوع حمله به فقرا، یک خودزنی سیاسی خواهد بود. بنابراین، ازین جهت فرقی بین سیاستمدار منتقد اردوغان و سیاستمداری از جنس اردوغان، نیست.
https://t.me/am_moghadam/2443
https://t.me/am_moghadam/2443
Telegram
امیر مقدم ✍️
🔴انگین آلتای نماینده مجلس ترکیه از مخالفان اردوغان: او برای افطار با مرسدس ۵۰۰ هزار یورویی به محله فقیر نشین "ماماک" در آنکارا رفته چند هلیکوپتر و 100 وسیله نقلیه! هم به دنبال خودش راه انداخته، به عبارتی او برای یک عکس تبلیغاتی با یک خانواده فقیر میلیون…
یه مادهای هست به نام نیکوتینامید مونونوکلئوتید یا انامان که نقش مهمی در تولید یه ماده دیگهای داره به نام نیکوتینامید آدنین دینیکلئوتید، انایدی، که میگن نقش مهمی در متابولیسم داره. هرچی سن میره بالاتر انایدی کمتر میشه. گفتن لابد اگه یه کاری کنیم این کم نشه میشه جلوی پیری رو گرفت. برداشتن انامان رو زدن به موش، دیدن قند خونش اومد پایین، فشارش نرمال شد، چربی افت کرد، جون گرفت حیوون. ازون موقع بازار پر شد از مکملهایی که این ماده رو دارن. اما اثرش رو انسان تست نشده بود.
ولی الان تست شده. به دوازده زن یائسه که قندشون بالاست ولی هنوز دیابتی نیستن این ماده رو دادن، و به دوازده زن دیگه با همین مشخصات، پلاسبو. مثل موشه، جذب قند توسط سلولهای ماهیچهها بالاتر رفته، که جالبه، اما نه قندشون اومد پایین نه چربیشون نه فشارشون!
این یکی از نمونههای جالب ازین واقعیته که آزمایش رو موش مهمه، اما نباید بش دل بست.
ولی الان تست شده. به دوازده زن یائسه که قندشون بالاست ولی هنوز دیابتی نیستن این ماده رو دادن، و به دوازده زن دیگه با همین مشخصات، پلاسبو. مثل موشه، جذب قند توسط سلولهای ماهیچهها بالاتر رفته، که جالبه، اما نه قندشون اومد پایین نه چربیشون نه فشارشون!
این یکی از نمونههای جالب ازین واقعیته که آزمایش رو موش مهمه، اما نباید بش دل بست.
Anarchonomy
یه مادهای هست به نام نیکوتینامید مونونوکلئوتید یا انامان که نقش مهمی در تولید یه ماده دیگهای داره به نام نیکوتینامید آدنین دینیکلئوتید، انایدی، که میگن نقش مهمی در متابولیسم داره. هرچی سن میره بالاتر انایدی کمتر میشه. گفتن لابد اگه یه کاری کنیم این…
قدردان تلاش مستمر دانشمندان خدوم در جهت متوقف کردن روند مخرب بدن در متابولیسم قند، هستم؛ اما کاش یه بار بیان بگن منظورشون دقیقا چیه. ما داریم حجمی از مواد قندی و کربوهیدراتهای به قند منجر بشو رو میخوریم که با فعالیت خرج نمیشه. وقتی پرهیز وجود نداره، مشکل از متابولیسمه؟ یک زن شصت هفتاد ساله، حتی اگه بخواد هم نمیتونه خیلی فعالیت داشته باشه، اما معادل کسی قند و کربوهیدرات میخوره که قراره صبح گله رو ببره بیرون غروب برگردونه! آیا ما میخوایم برای این عدم تعادل، یک راه تقلب بسازیم؟ یعنی هدف ایجاد انسانیه که در فیزیک بدنی یک ابرانسانه، اما در کنترل رفتار خودش در حد یک کودک؟ آیا ما میخوایم جبران ضعفهای تربیتی و اجتماعیمون رو بندازیم رو دوش کبدی که ارتقاء پیدا کرده؟
Anarchonomy
حتی یک کلمه علیه اون خانواده فقیر حرف نمیزنند. انگار یک لوح پاک از معصومیته. مثلا نمیگن «نباید به خانهات راهش میدادی». بش نمیگن یکم مرد باش و خودت باش. بش نمیگن عزت نفس پول لازم نداره. بش نمیگن در برابر ریاکار لال نباش. چون هر نوع حمله به فقرا، یک خودزنی…
من به فقرا باج نمیدم، هیچ امتیاز ویژهای هم براشون قائل نیستم. شما میتونی مثل بقیه براشون روضه بخونی.
مردانگی ربطی به تولید ناخالص ملی کشور، میزان درآمد سرانه، سطح تحصیلات، سرانه مطالعه، و مانند اینها نداره. مردانگی یه چیزیه که باید در طول زندگی تمرینش کنی. و اگه نکنی، یه روزی که باید وزنهش رو بزنی، یا دیسکت درمیاد، یا از دستت میفته. اونی که از دستش میفته، به خاطر به مدت طولانی فقیر بودنش نیست، به خاطر به مدت طولانی تمرین نکردنشه.
مردانگی ربطی به تولید ناخالص ملی کشور، میزان درآمد سرانه، سطح تحصیلات، سرانه مطالعه، و مانند اینها نداره. مردانگی یه چیزیه که باید در طول زندگی تمرینش کنی. و اگه نکنی، یه روزی که باید وزنهش رو بزنی، یا دیسکت درمیاد، یا از دستت میفته. اونی که از دستش میفته، به خاطر به مدت طولانی فقیر بودنش نیست، به خاطر به مدت طولانی تمرین نکردنشه.