حالا که دارن در اوکراین به طبل جنگ میکوبند ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اگه الان آلکسی ناوالنی جای پوتین نشسته بود به احتمال زیاد باز هم به این طبل کوبیده میشد. چون ایشون هم چنان بیمیل نیست به برگرداندن اوکراین به خونه! ولی الان بش نمیپردازه چون ضرورتی نداره، چون اونی که در قدرته داره آلردی این کار رو میکنه. مثل اپوزیسیون عربستیز ایرانی که تنها مشکلشون با امپریالیسم شیعی نظام، اتلاف پوله، و گرنه ازینکه ایرانی بتونه عربها رو تو جنگ و بدبختی نگه داره یک کیف مستتری هم میکنه.
طرف اروپایی نمیاد مشکل عقیم بودن جامعه روسیه در تولید اپوزیسیونی که متشکل از آدمهای درست و سالم باشه رو درمان کنه. فقط یه عده رو میخواد که موی دماغ خرس بزرگ بشن.
طرف اروپایی نمیاد مشکل عقیم بودن جامعه روسیه در تولید اپوزیسیونی که متشکل از آدمهای درست و سالم باشه رو درمان کنه. فقط یه عده رو میخواد که موی دماغ خرس بزرگ بشن.
❤4
نمایشگاه خودرو شانگهای بیشتر عرصه رونمایی شرکتهای پیشکسوت از مدلهای برقیشون بود. شاید بشه گفت این نمایشگاه، تاریخ رسمی ورود دایناسورها به بازی جدید بود.
اما تویوتا و هوندا اصرار داشتند که وانمود کنند کاری که انجام دادند یا قراره انجام بدن، صرفا جابجا کردن موتور بنزینی با یک موتور برقی نیست. محتوای بازاریابیشون پر بود از کلمات قلمبه سلمبهای از «لذت رانندگی»، «جامعه دیجیتال»، «جهان اینترنتی»، «حمل و نقل پاک»، «مسئولیت محیطزیستی»، و «رفاه پایدار»!
بخشی از این شعارها، فردی هستند، مثل لذت و هیجان و رضایت از راندن! و بقیه اجتماعی. قسمتهای اجتماعیش که قراره توسط نهادهای آقابالاسر کنترل بشه، با من خریدار کاری ندارند. ممکنه همین فردا بگن به جهت کاهش آلودگی تردد خودرو در پاریس ممنوعه. چه غلطی میتونم بکنم؟ این چیزها دست من نیست که خودروساز داره دربارهش با من صحبت میکنه.
اون قسمت فردی رو هم دارن به مرور حرام اعلام میکنند. الان دارن میگن تو قراره از نقطه آ برسی به ب دیگه، لذتت دیگه چیه؟ مثل یه سری از فرقههای مذهبی که میگن سکس برای تولید مثله دیگه، اگه نخوای بچه بیاری سکس میخوای چیکار؟
اما تویوتا و هوندا اصرار داشتند که وانمود کنند کاری که انجام دادند یا قراره انجام بدن، صرفا جابجا کردن موتور بنزینی با یک موتور برقی نیست. محتوای بازاریابیشون پر بود از کلمات قلمبه سلمبهای از «لذت رانندگی»، «جامعه دیجیتال»، «جهان اینترنتی»، «حمل و نقل پاک»، «مسئولیت محیطزیستی»، و «رفاه پایدار»!
بخشی از این شعارها، فردی هستند، مثل لذت و هیجان و رضایت از راندن! و بقیه اجتماعی. قسمتهای اجتماعیش که قراره توسط نهادهای آقابالاسر کنترل بشه، با من خریدار کاری ندارند. ممکنه همین فردا بگن به جهت کاهش آلودگی تردد خودرو در پاریس ممنوعه. چه غلطی میتونم بکنم؟ این چیزها دست من نیست که خودروساز داره دربارهش با من صحبت میکنه.
اون قسمت فردی رو هم دارن به مرور حرام اعلام میکنند. الان دارن میگن تو قراره از نقطه آ برسی به ب دیگه، لذتت دیگه چیه؟ مثل یه سری از فرقههای مذهبی که میگن سکس برای تولید مثله دیگه، اگه نخوای بچه بیاری سکس میخوای چیکار؟
❤2
Anarchonomy
نمایشگاه خودرو شانگهای بیشتر عرصه رونمایی شرکتهای پیشکسوت از مدلهای برقیشون بود. شاید بشه گفت این نمایشگاه، تاریخ رسمی ورود دایناسورها به بازی جدید بود. اما تویوتا و هوندا اصرار داشتند که وانمود کنند کاری که انجام دادند یا قراره انجام بدن، صرفا جابجا کردن…
نمیخوام بگم تویوتا اینارو نمیدونه. اتفاقا خوب میدونه چشمانداز سی سال آینده رو چطور باید ترسیم کرد. برای همین داره به شکل خزندهای وارد حوزه خودروهای عمومی میشه. از ونهای خودران گرفته تا اتوبوسهای خودران. چون برنامه دولتها اینه. اما فعلا، دارند طوری تبلیغ میکنند که انگار قراره در ۲۰۵۰ هم اجازه داشته باشیم هروقت دلمون گرفت ماشین برقیمون رو از گاراژ دربیاریم و بزنیم به جاده!
میدونند که دارن دروغ میگن.
میدونند که دارن دروغ میگن.
❤2
اگه به واکسن فایزر دسترسی داشتم، نمیزدم. نه به این دلیل که موثر نیست، یا عوارض زیادی داره. که اتفاقا کنار هم قرار گرفتن موفقیت چشمگیرش در کنترل کردن بیماری، و عوارض بسیار ناچیزش نسبت به میلیونها دوزی که تزریق شده، حکایت از آغاز یک انقلاب در داروسازی داره. بلکه به این دلیل که لزومی نداره وقتی ریسک فاکتور ندارم، واکسنی رو تست کنم که بشر تا حالا تستش نکرده.
اما اینجا یه لاین باریکی از اخلاق هست که نباید گمش کرد. تست نکردنم نباید برای عقب انداختنم باشه. اگه نمیخوام تست کنم، باید برای این باشه که کلا نمیخوام. نه اینکه فعلا نمیخوام. اگه هدف از نخواستن اینه که برم ته صف، تا اول بقیه تست کنند، و اگه خطری بود اول سر اونها بیاد، یعنی یک آدم عوضیام.
اما اینجا یه لاین باریکی از اخلاق هست که نباید گمش کرد. تست نکردنم نباید برای عقب انداختنم باشه. اگه نمیخوام تست کنم، باید برای این باشه که کلا نمیخوام. نه اینکه فعلا نمیخوام. اگه هدف از نخواستن اینه که برم ته صف، تا اول بقیه تست کنند، و اگه خطری بود اول سر اونها بیاد، یعنی یک آدم عوضیام.
❤2
یک فرد متهم به شورش و برهم زدن نظم عمومی، از پیامرسانی که از رمزگذاری استفاده میکنه، مثل تلگرام، برای ارتباط برقرار کردن با دوستانش استفاده میکرده. و چون دادگاه به محتوای پیامها دسترسی نداره، قاضی تا جایی که میشده پرونده رو سنگین کرده تا حتی با وثیقه هم نتونه آزاد بشه، و گفته من که نمیدونم چی بهمددیگه فرستادن، ولی لابد داشتن برای انجام خلاف و شورشهای بعدی هماهنگ میکردند!
فکر میکنید این اتفاق در کدام کشور رخ داده؟ تونس؟ مصر؟ میانمار؟
نه.
ایالات متحده آمریکا.
فکر میکنید این اتفاق در کدام کشور رخ داده؟ تونس؟ مصر؟ میانمار؟
نه.
ایالات متحده آمریکا.
در حالی که شاخههای رسانهای سپاه در و دیوار مملکت رو با تبلیغات «ایرانی، ایرانی بخر» پوشاندهاند و هر از گاهی یکی از سرمایهدارها و کارآفرینان کشور رو به علت واردات جنس خارجی، ترور رسانهای میکنند، در بیشتر پروژهها اگه مثلا بین سه تأمینکننده ایرانی، و چینی، و هلندی مختار باشند، با اصرار زیاد پیمانکار رو وادار میکنند از هلند بخره.
روش کار #گله_گاو از زمان جنگ هشت ساله هیچ تغییری نکرده: خریدهای کلفت و نان و آبدار، به عنوان والاترین هدف سازمان!
روش کار #گله_گاو از زمان جنگ هشت ساله هیچ تغییری نکرده: خریدهای کلفت و نان و آبدار، به عنوان والاترین هدف سازمان!
برخلاف تصور عموم که به صورت پیشفرض پذیرفتند که جوانان بین ۲۰ تا ۳۰ سال هیچ تمایلی به فرزندآوری ندارند، یک نظرسنجی جدید نشون میده جوان آمریکایی امروزی در میل به پدر یا مادر شدن، تفاوت چندانی با نسل قبلش نداره، بلکه مهمترین مانع بچهدار شدن رو محدودیت مالی میدونه.
دولت رفاه در کوتاه مدت خیلی چیزها رو خیلی ارزان و حتی رایگان میکنه. مثل آموزش و پرورش، مثل درمان، مثل زیرساخت. اما در دراز مدت همهچیز زندگی رو چنان گران میکنه که دیگه نمیشه یه بچه رو وارد این دنیا کرد تا اون هم ازین نعمات ارزان و رایگان استفاده کنه! چون بخش بزرگی از خروجی اقتصادی جامعه باید ریخته بشه به پای اون دولت رفاه، که هیچوقت میلی به جمع و جور کردن خودش نداره.
دولت رفاه در کوتاه مدت خیلی چیزها رو خیلی ارزان و حتی رایگان میکنه. مثل آموزش و پرورش، مثل درمان، مثل زیرساخت. اما در دراز مدت همهچیز زندگی رو چنان گران میکنه که دیگه نمیشه یه بچه رو وارد این دنیا کرد تا اون هم ازین نعمات ارزان و رایگان استفاده کنه! چون بخش بزرگی از خروجی اقتصادی جامعه باید ریخته بشه به پای اون دولت رفاه، که هیچوقت میلی به جمع و جور کردن خودش نداره.
چنان تولید صنعتی جهانیسازی شده که امکان نداره یک محصول جهانی در تیراژ انبوه بسازی بدون اینکه قبل از معرفیش، مشخصاتش لو بره. چون نمیشه دهان هزاران نفری که دارن در سراسر دنیا روش کار میکنند رو بست و بالاسر همشون نگهبان گذاشت. دیگه اپل نمیتونه محصولی رو معرفی کنه که از قبل ندونیم در چه محدودهای قرار داره و قراره چه فرمی داشته باشه.
اما من به اینها فکر نمیکردم. من دیدم که زانوهای تیم کوک هم کمی پرانتزیه. اگه اون با این ثروت و تلاش مستمر در ورزش نتونسته درستش کنه، پس امثال من باید فراموشش کنند.
اما من به اینها فکر نمیکردم. من دیدم که زانوهای تیم کوک هم کمی پرانتزیه. اگه اون با این ثروت و تلاش مستمر در ورزش نتونسته درستش کنه، پس امثال من باید فراموشش کنند.
هموطنان من جهانسومیاند.. ولی تا حالا ندیدم پس از اعلام اینکه یک متهم، مثل یک گوسفند سر بریده خواهد شد تا گرگها آرام بگیرند، بریزن خیابون جشن بگیرند.
وقتی دور جرثقیل اعدام جمع میشدند، خیلیها بهشون بد و بیراه گفتند. بهتره اون خیلیها بابت اون حرفها از مردم من عذرخواهی کنند.
وقتی دور جرثقیل اعدام جمع میشدند، خیلیها بهشون بد و بیراه گفتند. بهتره اون خیلیها بابت اون حرفها از مردم من عذرخواهی کنند.
پول کاغذی هنوز یه مزیت اساسی نسبت به پول دیجیتال و کارت اعتباری داره: نیاز به اینترنت نداره!
باید کاری کرد که بشه بدون اینترنت و دسترسی به یک سرور مرکزی، و حتی سرورهای غیرمتمرکز، پول رو پرداخت کرد. اما مشکل اینه که فعلا زیرساختی وجود نداره که هر گوشی موبایل بتونه به صورت آفلاین پرداخت کنه، اما امکان سوء استفاده رو نداشته باشه. یعنی نتونه شارژ جعلی بسازه.
چندنفر دارند روی ابزارهایی کار میکنند که در آینده نزدیک به سیستم عامل اندرویید اضافه بشه تا جوازهای یگانه بسازه. یعنی کسی نتونه هی با گوشی خودش پول بسازه، و باش پرداخت کنه. فقط چیزی رو که داره بتونه خرج کنه. اگه به مرحله نهایی برسه روش عملکرد اینطور خواهد بود: یک بار به اینترنت وصل میشی، داراییت رو دانلود میکنی، و در حالی که آفلاینی خرجشون میکنی، تا تموم بشه، و دوباره وصل میشی به اینترنت، و دوباره دانلود میکنی. اینجوری در بیشتر مواقع هیچ نیازی به شبکه نیست. خود فیزیک گوشیت، حامل پولته. و چون بخشی از پلتفرم اندروییده، تبعیضی بین گوشی ارزان و گوشی گران نخواهد بود.
https://www.tdcommons.org/dpubs_series/4222/
باید کاری کرد که بشه بدون اینترنت و دسترسی به یک سرور مرکزی، و حتی سرورهای غیرمتمرکز، پول رو پرداخت کرد. اما مشکل اینه که فعلا زیرساختی وجود نداره که هر گوشی موبایل بتونه به صورت آفلاین پرداخت کنه، اما امکان سوء استفاده رو نداشته باشه. یعنی نتونه شارژ جعلی بسازه.
چندنفر دارند روی ابزارهایی کار میکنند که در آینده نزدیک به سیستم عامل اندرویید اضافه بشه تا جوازهای یگانه بسازه. یعنی کسی نتونه هی با گوشی خودش پول بسازه، و باش پرداخت کنه. فقط چیزی رو که داره بتونه خرج کنه. اگه به مرحله نهایی برسه روش عملکرد اینطور خواهد بود: یک بار به اینترنت وصل میشی، داراییت رو دانلود میکنی، و در حالی که آفلاینی خرجشون میکنی، تا تموم بشه، و دوباره وصل میشی به اینترنت، و دوباره دانلود میکنی. اینجوری در بیشتر مواقع هیچ نیازی به شبکه نیست. خود فیزیک گوشیت، حامل پولته. و چون بخشی از پلتفرم اندروییده، تبعیضی بین گوشی ارزان و گوشی گران نخواهد بود.
https://www.tdcommons.org/dpubs_series/4222/
گفت اگه برای تو هم پیش میاومد که ناگهان چند زن علیهت ادعاهایی بکنند و همه پشت سرت حرف بزنند، از روی عصبانیت ممکن بود هر پرت و پلایی بگی
گفتم من تو خانواده بهتری بزرگ شدم، پرت و پلا هم بگم ازین جنس نخواهد بود
گفت ما چیزی درباره خانواده طرف نمیدونیم
فرداش خواهر حضرت آقا لب به سخن گشود و از ابعاد تازهای ازون خانواده رونمایی کرد.
گفتم من تو خانواده بهتری بزرگ شدم، پرت و پلا هم بگم ازین جنس نخواهد بود
گفت ما چیزی درباره خانواده طرف نمیدونیم
فرداش خواهر حضرت آقا لب به سخن گشود و از ابعاد تازهای ازون خانواده رونمایی کرد.
ویدئو نانپزی نیویورکی نشون میداد زنی که نانهای بیگل رو برش میداد دستبند شلوغی داره که به همه جا مالیده میشه، از جمله خود بیگلها. تو کامنتها خیلیها گفتند بهداشتی نیست، باید در بیاره موقع کار. ویدئو دیگهای از یک رستوران ژاپنی نشون میداد که آشپز نودلها رو با دست از دیگ درمیاره و با دست تو ظرف قرار میده، و با همون دست شیر آب رو میبنده، و همون دست رو با پیشبندش خشک میکنه. ژاپنیها نگفتند بهداشتی نیست، بعضیاشون حتی نوشتند مزهش به همینه!
شاید این تفاوت، در تفاوتی که در سیستم ایمنی افراد این دو جامعه وجود داره و کرونا مشهودترش کرده، تأثیر داشته. خدا داند.
شاید این تفاوت، در تفاوتی که در سیستم ایمنی افراد این دو جامعه وجود داره و کرونا مشهودترش کرده، تأثیر داشته. خدا داند.
دلم برای ماه رمضانهایی که سحر بعد از اذان با مادرم مینشستیم پای رادیو و یک جزء رو همراه با صدای منشاوی میخوندیم تنگ شده. برای ماه رمضانهایی که نماز ظهر جماعت انقدر جا کم میاومد که یه شونهمون پشت شونه نفر کناری قرار میگرفت و موقع رفتن به سجده سرمون میخورد به باسن پیرمرد جلویی و به سختی جلوی خندهمون رو میگرفتیم. برای منبر بعد از نماز ظهر، که گوش نمیدادیم و پشت همه مینشستیم و بل بل میکردیم. برای ماه رمضانهایی که موقع افطار به جای اینکه خونه باشم، تو مسجد در حال پذیرایی از مردم بودم و عین خیالم نبود که خودم نیم ساعت دیرتر افطار کنم. برای ماه رمضانهایی که تو صفهای طولانیتر نون از نوبتمون برای پیرزنها استفاده میکردیم، چون زبون روزه نمیتونستند زیاد وایسن، و بقیه چیزی نمیگفتند چون زبون روزه نمیشد دعوا کرد.
فکر میکردیم ماه رمضان یک فستیوال اجتماعیه، و واقعا شده بود، و واقعا بمون خوش میگذشت. اما اصل رمضان اون نبود. ما خلاء زندگی اجتماعیمون رو داشتیم با رمضان پر میکردیم. یه سری چیزهای فرهنگی رو، مثل جهاز شتر، سوارش کردیم که ربطی به عبادت نداشت. دل هیچکس برای عبادت تنگ نشد. دلمون برای اون دور هم بودن و با هم بودن و خودمونی شدن، تنگ شده.
هرچی تعداد موهای سفیدم بیشتر شد فهمیدم ماه رمضان عبادی، اصلا برای مردم عادی نیست. این یک ریچوال خاص، برای آدمهای خاصه. اینکه همه بخوان روزهدار باشند، حالت کارائوکه پیدا میکنه.. همون تقلیدهای مسخرهای که در حالت مستی در میخانهها انجام میدن و به جای یک خواننده معروف، آواز میخونند. که شنونده هم باید مست باشه تا بتونه تحملش کنه.
امیدوارم یه روزی رمضان عبادی به اهلش برگرده. مثل مانکهای بودایی، به عهده یک عده خاص باشه، مردم هم رسومات فرهنگیشون رو دنبال کنند. یه جا این جهاز از شتره باید جدا بشه.
فکر میکردیم ماه رمضان یک فستیوال اجتماعیه، و واقعا شده بود، و واقعا بمون خوش میگذشت. اما اصل رمضان اون نبود. ما خلاء زندگی اجتماعیمون رو داشتیم با رمضان پر میکردیم. یه سری چیزهای فرهنگی رو، مثل جهاز شتر، سوارش کردیم که ربطی به عبادت نداشت. دل هیچکس برای عبادت تنگ نشد. دلمون برای اون دور هم بودن و با هم بودن و خودمونی شدن، تنگ شده.
هرچی تعداد موهای سفیدم بیشتر شد فهمیدم ماه رمضان عبادی، اصلا برای مردم عادی نیست. این یک ریچوال خاص، برای آدمهای خاصه. اینکه همه بخوان روزهدار باشند، حالت کارائوکه پیدا میکنه.. همون تقلیدهای مسخرهای که در حالت مستی در میخانهها انجام میدن و به جای یک خواننده معروف، آواز میخونند. که شنونده هم باید مست باشه تا بتونه تحملش کنه.
امیدوارم یه روزی رمضان عبادی به اهلش برگرده. مثل مانکهای بودایی، به عهده یک عده خاص باشه، مردم هم رسومات فرهنگیشون رو دنبال کنند. یه جا این جهاز از شتره باید جدا بشه.
قشنگ یادمه روزهایی رو که محمد نوریزاد در قالب یک اصلاحطلب جدی، حرفهای من درباره اصلاحناپذیری سیستم رو میذاشت به حساب «جوانی که زودتر از موعد مأیوس شده» و سعی میکرد بدون اینکه نصیحتم کنه، من رو با خودش همراه کنه. نمیدونستم چطور باید این مطلب رو بش منتقل کنم که من کوچکتر از توام، ولی پیرتر از توام. نمیدونم الان فهمیده جوانتر از من بوده یا نه.
وقتی سرباز مخلص نظام بود، هر کاری رو برای بقای نظام، حلال من الله میکرد، کارهایی که در کشورهای غربی نمیشه انجام داد. اما بعد از چرخشش، به اکتیویسمی روی آورد که فقط در کشورهای غربی جواب میده! فکر کرد اگه کارهایی که شهروند غربی علیه دولتش انجام میده رو ما هم انجام بدیم، حکومتی که مرزی برای توحش نداره، که سابقا خودش این بیمرزی رو براش تجویز کرده بود، کمی رامتر میشه! چه خیالی میتونست ازین خامتر باشه؟
اگه قرار باشه یک نادان حسابش کنم، به این دلیله. نه چون خودش رو در دردسر انداخت. نظری که دوستان بیپرنسیبش دارند. به بهانه نوریزاد، باید از خیلیها اعلام برائت کنم. هم کسانی که زمانی به عنوان خودی قبولش داشتند، و حالا ترجیح میدن از دور صرفا به عنوان یک مایه عبرت بش نگاه کنند، مومنان پوکی که میگفتند از گلوله بعثیها نمیترسند اما جنم رفاقت هم نداشتند و از سیلی مأموران امنیتی هم میترسیدند؛ و هم اپوزیسیون پوکی که از ابتدا از داستان نوریزاد هیچ دریافتی نداشت جز اینکه بگه «اگه راست میگه چرا نمیگیرنش؟»، و وقتی اسیر شد گفتند «اگه راست میگه چرا نمیکشنش؟»، و لابد وقتی کشتنش خواهند گفت «توبه گرگ مرگه». از تمام این آت و آشغالهای بیخاصیت، اعلام برائت میکنم. کوچکترین اهمیتی نداره که چه کنتراست جیغی بین لایف استایلشون وجود داره.
متأسفانه امکان اینکه حرف من رو بشنوه وجود نداره، اما اگه میشنید بش میگفتم: اتفاقا چون پسرت هم اسیر کردند باید شکرگزار باشی، نه اینکه تلاش کنی آزادش کنند. چون حالتهای بدتری هم وجود داره. اگه پسرت هم اسیره، یعنی اهلته. حالت بدتر اینه که پسرت با اونها باشه. حالت بدتر اینه که زیر شکنجه ناقصت کنند، و حکومت بگه اقدام به خودکشی کرد، و مادرت باور کنه خودکشی کردی. حالت بدتر اینه که یک عمر کسی رو دوست داشته باشی، و وقتی حکومت اعلام کرد جاسوس هستی، به تردید بیفته که شاید واقعا هستی! حالت بدتر اینه که کسی بیاد وثیقه بذاره برات که به حکومت بیشتر از تو اعتماد داره. حالت بدتر اینه که بیای بیرون و ببینی باز هم اسیری.
وقتی سرباز مخلص نظام بود، هر کاری رو برای بقای نظام، حلال من الله میکرد، کارهایی که در کشورهای غربی نمیشه انجام داد. اما بعد از چرخشش، به اکتیویسمی روی آورد که فقط در کشورهای غربی جواب میده! فکر کرد اگه کارهایی که شهروند غربی علیه دولتش انجام میده رو ما هم انجام بدیم، حکومتی که مرزی برای توحش نداره، که سابقا خودش این بیمرزی رو براش تجویز کرده بود، کمی رامتر میشه! چه خیالی میتونست ازین خامتر باشه؟
اگه قرار باشه یک نادان حسابش کنم، به این دلیله. نه چون خودش رو در دردسر انداخت. نظری که دوستان بیپرنسیبش دارند. به بهانه نوریزاد، باید از خیلیها اعلام برائت کنم. هم کسانی که زمانی به عنوان خودی قبولش داشتند، و حالا ترجیح میدن از دور صرفا به عنوان یک مایه عبرت بش نگاه کنند، مومنان پوکی که میگفتند از گلوله بعثیها نمیترسند اما جنم رفاقت هم نداشتند و از سیلی مأموران امنیتی هم میترسیدند؛ و هم اپوزیسیون پوکی که از ابتدا از داستان نوریزاد هیچ دریافتی نداشت جز اینکه بگه «اگه راست میگه چرا نمیگیرنش؟»، و وقتی اسیر شد گفتند «اگه راست میگه چرا نمیکشنش؟»، و لابد وقتی کشتنش خواهند گفت «توبه گرگ مرگه». از تمام این آت و آشغالهای بیخاصیت، اعلام برائت میکنم. کوچکترین اهمیتی نداره که چه کنتراست جیغی بین لایف استایلشون وجود داره.
متأسفانه امکان اینکه حرف من رو بشنوه وجود نداره، اما اگه میشنید بش میگفتم: اتفاقا چون پسرت هم اسیر کردند باید شکرگزار باشی، نه اینکه تلاش کنی آزادش کنند. چون حالتهای بدتری هم وجود داره. اگه پسرت هم اسیره، یعنی اهلته. حالت بدتر اینه که پسرت با اونها باشه. حالت بدتر اینه که زیر شکنجه ناقصت کنند، و حکومت بگه اقدام به خودکشی کرد، و مادرت باور کنه خودکشی کردی. حالت بدتر اینه که یک عمر کسی رو دوست داشته باشی، و وقتی حکومت اعلام کرد جاسوس هستی، به تردید بیفته که شاید واقعا هستی! حالت بدتر اینه که کسی بیاد وثیقه بذاره برات که به حکومت بیشتر از تو اعتماد داره. حالت بدتر اینه که بیای بیرون و ببینی باز هم اسیری.
❤8