Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
شما چهار روز بعد ازینکه تو خاک کشورت به یکی از تأسیسات استراتژیکت حمله کردن، میری میشینی مذاکره می‌کنی که باقی‌مونده اون تأسیسات هم غیرفعال کنی؟

جمهوری اسلامی حتی مفاهیمی مثل دشمن و متجاوز رو هم لجن‌مال کرده.

https://t.me/IranNews_400/117217
چطور مردان ما پلنگ‌های اینستاگرامی رو ساختند وقتی تا مدت‌ها باید ازین و اون معنیش رو می‌پرسیدند؟ چطور آدم چیزی رو میسازه که خودش درک نمی‌کنه چیه؟

این قضیه «گوهر درون» ازون طرف هم برقراره؟ اگه دنبال گوهر درون ما پسرها هستند چرا باید تا سی سالگی چند مرحله پارگی رو از سر بگذرونیم تا تازه به حدی برسیم که به عنوان کیس جدی ازدواج بمون نگاه کنند؟

پلنگ‌ها اراده و‌ اختیار انتخاب داشتند، و با همون اراده و اختیار، پول‌شون رو صرف تغییرات اگزجره ظاهر بدن‌شون کردند. چرا وقتی یک مرد میره تمام بدنش رو خالکوبی می‌کنه، که حماقت محضه، لازم نیست فلسفه ببافیم‌ و یک جامعه رو موشکافی کنیم، اما اگه زن‌ها مشابه اون کارها رو با بدن‌شون بکنند، باید دنبال مقصران اجتماعی بگردیم؟
در بین مومنین آدم‌هایی با اختلالات روانی هم یافت میشه. اما اگه همه کسانی که اختلال روانی دارند مومن باشند، یکم مشکل پیش میاد.
5
غلامحسین ساعدی وقتی نگران بود دوست دخترش به یک جانور آکادمیک تبدیل بشه، که من هنوز به وجود نیومده بودم. مرحوم یه چیزی دیده بود.
2
پیگیری مقالات رو گذاشتم کنار دیگه. در همین حد بگم که الان در خانواده بیمار قلبی داریم که نفسش به زور میاد بالا و با هزارنفر هم در ارتباطه و با ماسک هم مخالفه و نمیزنه، ولی کرونای جدید رو نگرفته! و همزمان کسانی داریم که در یکسال گذشته ماسک از صورت‌شون نیفتاد و الان خوابیدن تو بیمارستان و اکسیژن بشون وصله! حتی دارم به این نتیجه میرسم که نتیجه‌گیری‌های خارجی‌ها از تحقیقات‌شون، در مورد مردم ما صادق نیست. ما انگار یه جور دیگه درگیریم.
به جز ویتامین فقط میتونم توصیه کنم از فضای بسته کوچک دوری کنید. یا کارتون رو سریع انجام بدید و بیایید بیرون‌. تایم زیاد ضربدر مساحت کم، مساوی است با درگیری ریه.

در مورد هیاهو باید منافع بیمارستانی رو هم در نظر بگیرید. خصوصی برای دوره کامل بستری کرونا تا ۵۰ میلیون هم می‌گیره، و دولتی تا ۸ میلیون (که البته بیمه بیشترش رو میده). حد مطلوب اینا اینه که مریض کرونایی بیاد، و بخوابه، ولی نه خیلی. که بعد بش رمدیسیور بعلاوه دگزامتازون تزریق کنند که سازمان بهداشت جهانی گفت خیلی هم موثر نیست، ولی تو هند انقدر مصرف بالاست که بازرس میاد نظارت میکنه که پرستار ندزده ببره بیرون بفروشه!
الله اعلم.
2
اینکه آمار فوت آمریکا بر حسب عوامل رو بذاری کنار هم و نتیجه بگیری کرونا خطرناکه اما نه اندازه سرطان و بیماری‌های قلبی، یعنی در بیسیک‌ترین پردازش‌های منطقی هم ضعیفی. ۶۹۰ هزار فوت نزدیک دو برابر ۳۴۵ هزار فوته. اما کرونا ۳۴۵ هزار فوتش رو می‌تونست به راحتی و به راحتی به بیش از ۷۰۰ هزار فوت برسونه. من اگه برم تو اتاقی بشینم که یه عده هستن که همشون سکته قلبی کردن، قلب خودم سکته نمی‌کنه. ولی اگه برم تو اتاقی بشینم که همه کرونا دارند، فاتحه‌م خونده‌ست. کجای این رو نمی‌فهمند؟ عجیبه.
1
بیمارستان‌هایی که بیمار کرونا می‌پذیرند نه تنها تایم ملاقات ندارند، که قابل درکه، بلکه برای دریافت خوراکی از همراه بیمار هم تایم گذاشتن، و فقط یک ساعت. یعنی یک ساعت در طول روز فرصت داری یک بطری آب‌میوه رو تحویل دژبان بدی تا ببره تحویل مریض بده. و بله نگهبان دم در واقعا در حد دژبانه‌. البته من دژبان‌هایی در ارتش دیدم که به مراتب مودب‌تر و متمدن‌تر بودن.

این چیزها که دیگه اوامر حکومتی نیست. ناتوانی محلی در کنترل اوضاعه. در همه کشورها ممکنه در مواقعی نیاز باشه به گزینه‌های پادگانی متوسل بشن. فقط در مواقعی خاص، و خیلی دیر به دیر. ولی ما خیلی راحت و خیلی زود به زود با شکم می‌پریم روی این گزینه. به صورت فرهنگی دچار این بزدلی و بی‌عرضگی هستیم که به محض خارج شدن اوضاع از حالت نرمال، مستقیم به حالت پادگانی وصل میشیم. بین خروج از نرمال و ورود به حالت پادگان، هیچ فاصله‌ای نیست. کاملا آنی و یک‌راسته.


ساختار پادگان، بر مبنای «ترس از بیرون» شکل گرفته. حتی معماری و چیدمان بناهای پادگان هم با همین ترس طراحی میشه. ما خیلی زود شروع می‌کنیم به از بیرون ترسیدن، و خیلی زیاد می‌ترسیم. گاهی در مقام اداره کننده بیمارستان، گاهی در مقام اداره کننده مدرسه، گاهی در مقام اداره کننده مسجد، گاهی در مقام اداره کننده شرکت. چون عرضه و شجاعت روبرو شدن با بیرون رو نداریم.
2
از زمان بعثت پیامبر تا الان چند مورد پیش اومده که طرف رو خفت کنند و بگن اگه روزه‌ت رو نخوری چاقو میزنیم بت؟
4
روزه به شکل اسلامی، خریت محضه. مگر اینکه به سبک لاکشری شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس انجام بشه، یعنی شب‌بیداری و خواب مطلق در روز.
شرعیات همینه. یعنی اگر مومنی باید با علم به اینکه خریته انجامش بدی. غر زدن یا توجیه دنیوی براش پیدا کردن، ترحم‌برانگیزه.
اما روزه به شکل ورزشی، نه تنها مفیده بلکه لازمه. بدن باید عادت کنه حداقل هفته‌ای یک روز، تحت استرس غذایی قرار بگیره. متأسفم که گوساله‌هایی مثل مدیرعامل توعیتر مبلغ این سبک از رژیم هستند، اما فوایدش یک فکته.
3
من این رو برای طنز و تمسخر نوشتم، ولی یک آدم واقعی به همین اسم وجود داره که حرفی زده که مفهومش دقیقا همینه! بعضی‌ها برچسب‌های متداولی مثل ضدزن و متحجر و این‌ها بش می‌زنند، که ناحق نیست.. ولی چنین حرفی فقط از دهان یک عقب‌مانده ذهنی بیرون میاد. به نظرم مشکل بیشتر از سیم‌کشی مغزه تا شخصیت و اخلاق و این حرف‌ها.

https://t.me/AnimalsQuotes/173
2
اگه خواستید کلمه نامجو رو در کانال سرچ کنید و شش پست قبلی رو بخونید. اگه بهمن دارالشفایی هم خونده بود، الان اون فایل صوتی براش «تکان‌دهنده» نمی‌بود.
3
برای مخاطبان سی‌ان‌ان هیچ اهمیتی نداره که به طور کاملا مستند در یک فیلم دوربین مخفی نشون داده میشه که این شبکه هیچ هدفی جزء ترور سیاسی نداره. و همه‌چیز، از حقوق زنان گرفته تا سلامت جامعه، براش صرفا مهره‌های بازی هستند.
چون فقط تولیدکننده این ترور نیست که به این مسیر، به این کیفیت، به این شغل حتی، رضایت داره. مصرف‌کنندگانش هم میخوان که هرروز چنین محتوایی تحویل بگیرند. سی‌ان‌ان شاید یک آلمانی رو که خیلی در جریان واقعیات داخلی آمریکا نیست فریب بده، اما شهروند آمریکایی در حال فریب خوردن نیست. در حال نوشیدن زهریه که براش شیرینه! مسئله فقط این نیست که دوست نداره بش حقیقت رو بگن. این که حالت دیفالته. مسئله اینه که دوست داره در بین همه انواع دروغ، دقیقا این دروغ‌های به خصوص رو بش بگن!

طرف شدن با چنین آدم‌هایی ساده نیست.
2
چوب تیره‌تر واسه چند دهه پیشه. اون زمان از درخت طبیعی برای ساختمان‌سازی استفاده می‌کردند. اما الان جنگل صنعتی بخش ساختمان رو تأمین میکنه. از اختلاف بین تعداد خطوط میشه فهمید چوب امروزی چقدر سریع به مرحله بهره‌برداری رسیده. احتمالا استحکامش هم کمتره. اما اینکه به این تولید انبوه رسیدیم، بدون اینکه به طبیعت تخریب زیادی وارد بشه، تحول کمی نیست.
2
فمنیسم اگه در جهت منافع زنان بود، الان فمنیست‌ها باید میریختن در خیابون‌های آمریکا و با تظاهرات گسترده نسبت به نقشه‌های شوم دولت بایدن و دموکرات‌ها درباره محدودسازی اسلحه، اعتراض می‌کردند. اما دقیقا برعکس، نه تنها به سکوت اکتفا نکردند، که ازین نقشه‌ها حمایت هم میکنند!
مگه میشه کسی خیرت رو بخواد، و‌ خلع سلاحت کنه؟
3
اون هنرمندی که فکر می‌کنه هر نیم‌روزش بیش از زندگی چندهزار ایرانی میارزه، «باید» براندازی بشه. هنر از آدم فاضل حاصل میشه، نه از انسان سخیف ناقص‌العقل. اگر سخیف ناقص‌العقل ادعای ارزشمندی کرد، باید ارزشش رو به باد داد. کسی که فکر می‌کنه این تکلیف انسانی و اجتماعی، «با رفتار نظام تفاوتی ندارد» شخصا جزیی از کثافات متنوع نظامه.
👍4
Anarchonomy
اون هنرمندی که فکر می‌کنه هر نیم‌روزش بیش از زندگی چندهزار ایرانی میارزه، «باید» براندازی بشه. هنر از آدم فاضل حاصل میشه، نه از انسان سخیف ناقص‌العقل. اگر سخیف ناقص‌العقل ادعای ارزشمندی کرد، باید ارزشش رو به باد داد. کسی که فکر می‌کنه این تکلیف انسانی و اجتماعی،…
گفته بود اگه من نتونم دیگه کنسرت بدم چی گیر زنان میاد؟ باید بش گفت قرار نیست چیزی گیر زنان بیاد، قراره چیزی گیر تو نیاد. آیا شخصا برای زنی که مرد غریبه رو میبره خونه‌ش و اجازه میده مست کنه و چند سال صبر می‌کنه و سپس هیاهو می‌کنه، دلسوزی دارم؟ بهیچوجه. اتفاقا همین بزدل‌های فرصت‌طلب هستند که انگیزه پیگیری رو از قربانیانی که بدون کوچکترین خریتی قربانی شدند، می‌گیرند. اما زنان و مردان جامعه اگه دلشون میخواد از چنین مردی منزجر باشند، باید حق داشته باشند بایکوتش کنند. حتی اگه اشتباه باشه. من هم به دلیل دیگه‌ای، مثل «اسنوبیسم جهان‌سومی»* حق دارم بایکوتش کنم. حتی اگه بی‌انصافی باشه.


از شروط جامعه بودن، اختیار تصفیه‌ست. اینکه بتونه اعضای آشغال خودش رو بریزه دور، یا بازیافت کنه. این تصفیه در طول تاریخ، باعث آدم‌کشی‌های زیادی شده، مثل سوزاندن کافران و دگرباش‌ها. اما وجودش ضرورت ذاتی جامعه بوده. مسئله اینه که «حق جامعه بودن» برای ما ایرانی‌ها قائل نیستند. به ما میگن: «شما چیزی جز حکومت‌تون که نیستید. اگه کسی رو هم بایکوت کنید، تقلید سرکوب از حکومته؛ وگرنه شما رو چه به تصفیه و بقیه اختیاراتی که جوامع دارند!». انگار اگه جمهوری‌اسلامی نبود ما از هم می‌پاشیدیم، و دیگه جامعه نبودیم که بعد بخواهیم از اختیاراتش استفاده کنیم. الانم که جمهوری اسلامی هست، جامعه نیستیم، بلکه صرفا آینه‌ای از نظامیم!
مشکل این‌ها با ما ایرانی‌ها، خطاهای ما نیست. مشکل‌شون اختیارات ماست. دوست ندارند اختیار این رو داشته باشیم که بعضی‌ها رو نخوایم و بعضی‌ها رو نپسندیم و بعضی‌ها رو تو خودمون راه ندیم و به بعضی‌ها بگیم برو گمشو با اون صدای تخمیت!



*: اسنوبیسم جهان سومی همون خود عن خاص پنداری متداوله که از عمل به وصایای پدربزرگ‌ها به دست اومده. یه روزی طرف به نوه‌ش گفته من یک عمر با زندگی چوپانی مقعدم پاره شد، تو درس بخون تا به یه جایی برسی! و اونم رفت درس خوند و خودش رو به شهر و «یه جایی» رسوند. و احساس کرد اینکه تونسته از سطح چوپانی خیلی فاصله بگیره، یعنی جامعه رو هم با خودش کشیده بالا و حالا مردم مدیونشند. انگار بین آرزوهای دهاتی بابابزرگه و توسعه انسانی جامعه، نسبتی برقراره! در حالی که عقده‌های شخصی و محلی اون خانواده، ربطی به گرفتاری‌های اجتماعی ما نداره. اگه امروز همه چوپان بودند اما شعور احترام به حقوق همدیگه رو داشتند الان کیفیت زندگی هممون بهتر بود. اسنوبیسم جهان‌سومی همون هیجان‌زدگی مبتذل از بنزسواری نوکیسه‌هاست، اما جای بنز با خنزر پنزرهای انتلکتوئلی مثل هنربازی و پژوهش‌بازی و فرهنگ‌بازی و دغدغه‌مندی کافه‌ای، عوض شده. این‌ها خودشون رو خیلی بالاتر و شریف‌تر از بچه‌ دهاتی‌هایی که با مک‌بوک کف بالا میارن، می‌بینند، فقط به این دلیل که جای اشیاء، با یه سری سوژه‌های مفهومی عوض شده.. مثل عضویت در قبیله چهره‌های فرهنگی! و حتی داشتن شماره‌شون تو فون‌بوک گوشی‌شون. اون بچه دهاتی که میگه «یه دونه آدم حسابی مثل شادی صدر هم با شما نیست»، همون دهاتیه‌ست که وقتی نماینده مجلس شد به راننده‌ش میگه مسیرو طولانی‌تر کن بیشتر ماشین‌سواری کنیم. یک دهاتی در یک سطح دیگه نیست. دقیقا همونه.
👍5
این تصویر صفحه اول ۱۸ سال پیش دیلی میرور رو قشنگ یادمه، که تونی بلر رو به خاطر ورود به جنگ عراق هیولا معرفی کرده بود. اما اون زمان توجه نداشتم که زیرش علت مخالفت با این جنگ رو عدم هماهنگی با سازمان ملل عنوان کردن. یعنی انگار اگه این سازمان فرمان جنگ رو میداد، اوکی بود!

چقدر تغییر کردیم.
1
بدلیل پیچیدگی ساخت شکل تزریقی اورنیدازول و حجم زیاد مقررات، فقط شش شرکت داروسازی در چین توانایی تولید مواد اولیه‌ش رو دارند و ازون شش شرکت، چهار شرکت در مقیاس انبوه تولید می‌کنند. حالا به دلیل زد و بندهای داوطلبانه و یا تحمیلی این چهار شرکت با همدیگه، قیمت این مواد از ۱۷۰ هزار یوآن در هر تن رسیده به ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار یوآن در تن! یعنی ده برابر.
اما نکته قابل توجه برای ما اینجاست که یک خبرنگار رفته قرارداد یکی ازین شرکت‌ها با تولیدکننده زیرمجموعه‌ش رو همراه با جزییات درآورده و منتشر کرده‌. کاری که برای ما در ایران یک رویاست. فعلا پیگیری قضیه با رسانه‌هاست. نه خبری از داروغه‌های دولتی هست نه سگ‌های ولگرد تعزیرات و مصاحبه‌های تلویزیونی ضد سرمایه‌دار.
1