Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
حجم سرمایه صندوق حج اندونزی به ۱۰ میلیارد دلار رسیده. یعنی پول مردمی که پس‌انداز می‌کنند برای حج. حالا دولت بش گفته اینو تو بانک نگه ندار، برو بیرون سرمایه‌گذاری کن. حالا میخوان قسمتی ازین پول رو بریزن تو عربستان، برای خرید هتل، رستوران، اتوبوسرانی؛ در مکه، مدینه، و جده.

شیعیان هم دارن موشک پرت می‌کنند به ریاض.
It wasn't exaggeration. It was a made up story. But you don't stop your servile bootlicking of Resistance Axis. You don't want your name terminated on the payroll list.
کسی رو میشناختم که وقتی جوانتر بود اگه تو خیابون زن شل حجابی می‌دید، با چهره‌ای عبوس بش زل می‌زد! اون زمان به نظرش می‌اومد این نوعی نهی از منکر بدون کلامه، و اگه همه این کار رو بکنند بدحجاب‌ها به این نتیجه می‌رسند که اگه حجاب رو کامل رعایت نکنند و آرایش غلیظ داشته باشند، دیگه در خیابون آرامش روانی نخواهند داشت. البته «همه» با این متد همراهی نکردند، و خودش تنهاترین سردار این سبک باقی موند.

این روزها اصلا شبیه اون روزهای جوانیش نیست، و اتفاقا از منجلابی که بچه‌حزب‌اللهی‌ها کشور رو به داخلش انداخته‌اند، خیلی دلخور هم هست. اما واقعیتی رو در نظر نمی‌گیره، یا دوست نداره بپذیره. اگه الان یکی از دلخورهاست، به این دلیله که چرخ روزگار طوری نچرخید براش که به درون حکومت وارد بشه. اون‌هایی که امروز کشور رو به این روز انداختن، که همسنش هستند، اون روزها مثل هم فکر می‌کردند. شاید در متد زل زدن توافق نداشتن و یکی تندتر و یکی نرم‌تر بود، ولی در کلیات واقعا برادر ایمانی همدیگه بودند. تفاوت اینه که اون‌ها به قدرت رسیدند، و این نرسید.

نمیشه بشون گفت شما آدم‌های از دم سخیفی بودید. قدرت، این سخیف بودن رو مثل فیلم نگاتیو، ظاهر کرد. بعضی‌هاتون تو اتاق تاریک موندید و چیز زیادی ظاهر نشد، و بعضیاتون نور خوردید و سوختید و بازم چیز زیادی معلوم نشد. اینکه وضوح رذالت این‌ حزب‌اللهی‌هایی که الان هم پول دارند و هم اسلحه، خیلی بالاست و خیلی پیداست، معنیش این نیست که برادر ایمانی شما نیستند.

البته قضاوت معنوی افراد، ارزش کاربردی نداره. اما قضاوت اجتماعی‌شون، چرا. شاید از لحاظ معنوی و فردی الان واقعا در فاز دیگه‌ای باشند، که کی میدونه؟ اما قضاوت اجتماعی‌ای که ازشون میشه داشت چیزیه که مجهول نیست: ازون جنس آدم‌ها، همین اراذل در می‌اومد، نه بهتر! ما باید این درک رو می‌داشتیم که مذهبی‌های سخیفی هستیم و اگه به قدرت برسیم نتیجه قشنگی نخواهد داشت، پس بهتره داوطلبانه ازش دوری کنیم.

وقتی آمریکا میخواست بین کشاورزان افغانی تراکتور مدرن توزیع کنه، یکی از مشاوران محلی گفت این کارو نکنید، عاقبت نداره! آمریکایی‌ها گفتند تو یا خائنی یا بخیل، که نمیخوای مردمت بتونند راحت‌تر کشاورزی کنند و درآمدشون بیشتر بشه. طرف گفت اوکی، امتحان کنید. تراکتورها توزیع شد. چند وقت بعد ریختند سر پیمانکار که لاستیکش پنجره بیا درست کن، اون یکی گفت بیا روغنش رو تعویض کن، اون یکی اومد گفت یه جاشو شکوندم بیا جوش بده! پیمانکار هم شبکه خدمات پس از فروش نداشت، اگه هم داشت کسی پول نمیداد برای این کارها. وقتی کشاورزها دیدند خدمات تراکتور، مثل خودش مجانی نیست، شروع کردند به دزدی از همدیگه. هرروز یکی پا میشد میدید تراکتورش چرخ نداره دیگه! یا چراغش رو بردن. تا اینکه بعد از مدتی، بیشترشون از بین رفتند.

اون یارو بخیل نبود. می‌دونست جنس این آدم‌ها طوری نیست که از توش کشاورز آمریکایی دربیاد. و بین کشاورز افغانی بودن و کشاورز آمریکایی بودن، نمیشه میانبر زد! و این خیلی مهمه که بفهمی کجاها نمیشه میانبر زد. ما این رو نفهمیدیم. که از جامعه‌ای که روزه‌خوار رو با چاقو زخمی می‌کرد، تا جامعه‌ای که میریزه خیابون تا به قتل سهوی یک معتاد توسط پلیس اعتراض کنه، یه فاصله‌ای هست، و اون فاصله رو نمیشه پرید!
اون قضیه «چندتا از بچه‌ها تو کوچه‌شون لامبورگینی ساختن» یه مقدارش به همین برمی‌گرده. جانور آکادمیک که درسخون بود، یه مقدار حیای آکادمیک هم داشت و هر جفنگی نمی‌بافت. اما این تازه‌واردها که ریاضی رو هشت میزنند و زبان رو منفی یک، حتی اون حیائه رو هم ندارن، برای همین این روزها با ازدیاد گلواژه طرفیم.
البته از نگاه من که در کلیت وضعیت فرقی نداره. مثلا پایان‌نامه امثال جانور بالا رو جناب نیلی اوکی کردن، که از بچه درسخون‌ها بوده. آخه بعضی معتقدند مثل کشتی ماهیگیری، تور رو کشیدیم بالا ماهی‌های خوراکی و مفید رو باید جدا کنیم، سفره‌ماهی‌ها و حرام‌گوشت‌ها رو برگردونیم به دریا. ولی من میگم چه کاریه؟ بذاریم همشون اون پایین بمونند. دست به اکوسیستم نزنیم.
حالا از کجا فهمیدید طرفدارم؟ مگه فوتباله؟ اسراییل یک اتقاق خوب بود، چون دنیا رذل‌تر ازین بود که بذاره یهودی‌ها زنده بمونند. اسراییل موفقیت یک دهن‌کجی بزرگ به چنین دنیایی بود. معلومه که تولدش مبارک بود، و هست.
و اما در مورد اون سکه.. می‌تونید گوهر عشقی اسراییل رو بم معرفی کنید؟ یا بگید حامد اسماعیلیون اسراییلی‌ها کجاست؟ بچه‌های سیزده ساله اسراییلی که خودشون رو دار میزنند کجان؟ مگه نباید همه‌چی نظیر به نظیر دسته‌گل شیعیان باشه؟ کو نظایرش؟
اسلام رادیکال انقدر به اسراییل مربوطه که قرن‌ها پیش گاهی خلیفه مجبور می‌شد قاضی یک آبادی رو بیاره پایتخت و جلوی جمع بش شلاق بزنه، چون تو شهرش انقدر مردم رو به خاطر رعایت مسائل شرعی عذاب داده بود که دسته‌جمعی نامه میزدن به خلیفه که اینو عزل کن عوضش ما دو برابر مالیات میدیم!

امروزه البته نقش اسراییل در رادیکالیزه کردن مسلمانان بیشتر ازون موقع‌ست. فکر کن مسلمان باشی و اطرافیانت به خاطر کرونا پرپر بشن و کسب و کارت هم تعطیل باشه و تکلیف مملکتت هم معلوم نباشه، بعد شبکه‌ها نشون بدن که اسراییلی‌ها که قاعدتا باید خدا میزد تو کمرشون، با خیال راحت دارن دوباره میرن رستوران و همه‌چی نرماله و دغدغه‌شون اینه که دولت رو بدیم به راست، یا راست تند؟ من هم در سطح فردی و اجتماعی یک لوزر به تمام معنا بودم و این وضعیت رو می‌دیدم رادیکال میشدم.
الگوی فکری دهه هشتادی تیلور سوئیفته، که چپ‌ها کل زندگیش رو کنترات گرفتن برای مقاصد ایدئولوژیک. دهه پنجاهی به اونور هم همونیه که فکر میکنه اگه امام موسی صدر زنده بود الان مدینه‌ی مد نظر پیامبر رو ساخته بودیم.
نگاه همه به بیرون از ایرانه. اون بیرون هم همون دنیاییه که ازینکه جفت و جور نشد همه یهودیا ریخته بشن تو دریا، لباش رو به نشانه افسوس میگزه. علاقه به ایران، میتونست این بیماری رو تا حد زیادی درمان کنه. اما ماهایی که بش علاقه داریم خیلی کمیم. اهالی ایران داروی ایران رو نمیخوان.
8
آزادی بیان در آمریکا چنان وضعیت زیبایی پیدا کرده که خود کاربر کلمه کووید رو مخدوش می‌کنه تا الگوریتم برنامه نتونه نشانه‌گذاریش کنه و سانسور نشه.
مسجد بازه، و کرکره مغازه‌ها پایین. کرونای دولتی، شهرهای ایران رو مثل مکه کرد.
خواب دیدم یک مرد مهیب که گویا عزراییل بود، و روی اسب نشسته بود داشت به سمت یه شهر بزرگ میرفت.. یه جایی مثل تهران بود. گفت امشب قراره خیلی‌ها رو ببرم. نمیخوای جلوم رو بگیری؟ گفتم مگه کسی میتونه جلوی تو رو بگیره؟ گفت نه هرکس، ولی تو میتونی. گفتم مگه کسی ازم کمک خواست؟.. اینو شنید خندید و به راهش ادامه داد تا بره کارش رو انجام بده.

انقدر سایکوپت نبودم. نمی‌دونم چی شده.
شما چهار روز بعد ازینکه تو خاک کشورت به یکی از تأسیسات استراتژیکت حمله کردن، میری میشینی مذاکره می‌کنی که باقی‌مونده اون تأسیسات هم غیرفعال کنی؟

جمهوری اسلامی حتی مفاهیمی مثل دشمن و متجاوز رو هم لجن‌مال کرده.

https://t.me/IranNews_400/117217
چطور مردان ما پلنگ‌های اینستاگرامی رو ساختند وقتی تا مدت‌ها باید ازین و اون معنیش رو می‌پرسیدند؟ چطور آدم چیزی رو میسازه که خودش درک نمی‌کنه چیه؟

این قضیه «گوهر درون» ازون طرف هم برقراره؟ اگه دنبال گوهر درون ما پسرها هستند چرا باید تا سی سالگی چند مرحله پارگی رو از سر بگذرونیم تا تازه به حدی برسیم که به عنوان کیس جدی ازدواج بمون نگاه کنند؟

پلنگ‌ها اراده و‌ اختیار انتخاب داشتند، و با همون اراده و اختیار، پول‌شون رو صرف تغییرات اگزجره ظاهر بدن‌شون کردند. چرا وقتی یک مرد میره تمام بدنش رو خالکوبی می‌کنه، که حماقت محضه، لازم نیست فلسفه ببافیم‌ و یک جامعه رو موشکافی کنیم، اما اگه زن‌ها مشابه اون کارها رو با بدن‌شون بکنند، باید دنبال مقصران اجتماعی بگردیم؟
در بین مومنین آدم‌هایی با اختلالات روانی هم یافت میشه. اما اگه همه کسانی که اختلال روانی دارند مومن باشند، یکم مشکل پیش میاد.
5
غلامحسین ساعدی وقتی نگران بود دوست دخترش به یک جانور آکادمیک تبدیل بشه، که من هنوز به وجود نیومده بودم. مرحوم یه چیزی دیده بود.
2
پیگیری مقالات رو گذاشتم کنار دیگه. در همین حد بگم که الان در خانواده بیمار قلبی داریم که نفسش به زور میاد بالا و با هزارنفر هم در ارتباطه و با ماسک هم مخالفه و نمیزنه، ولی کرونای جدید رو نگرفته! و همزمان کسانی داریم که در یکسال گذشته ماسک از صورت‌شون نیفتاد و الان خوابیدن تو بیمارستان و اکسیژن بشون وصله! حتی دارم به این نتیجه میرسم که نتیجه‌گیری‌های خارجی‌ها از تحقیقات‌شون، در مورد مردم ما صادق نیست. ما انگار یه جور دیگه درگیریم.
به جز ویتامین فقط میتونم توصیه کنم از فضای بسته کوچک دوری کنید. یا کارتون رو سریع انجام بدید و بیایید بیرون‌. تایم زیاد ضربدر مساحت کم، مساوی است با درگیری ریه.

در مورد هیاهو باید منافع بیمارستانی رو هم در نظر بگیرید. خصوصی برای دوره کامل بستری کرونا تا ۵۰ میلیون هم می‌گیره، و دولتی تا ۸ میلیون (که البته بیمه بیشترش رو میده). حد مطلوب اینا اینه که مریض کرونایی بیاد، و بخوابه، ولی نه خیلی. که بعد بش رمدیسیور بعلاوه دگزامتازون تزریق کنند که سازمان بهداشت جهانی گفت خیلی هم موثر نیست، ولی تو هند انقدر مصرف بالاست که بازرس میاد نظارت میکنه که پرستار ندزده ببره بیرون بفروشه!
الله اعلم.
2
اینکه آمار فوت آمریکا بر حسب عوامل رو بذاری کنار هم و نتیجه بگیری کرونا خطرناکه اما نه اندازه سرطان و بیماری‌های قلبی، یعنی در بیسیک‌ترین پردازش‌های منطقی هم ضعیفی. ۶۹۰ هزار فوت نزدیک دو برابر ۳۴۵ هزار فوته. اما کرونا ۳۴۵ هزار فوتش رو می‌تونست به راحتی و به راحتی به بیش از ۷۰۰ هزار فوت برسونه. من اگه برم تو اتاقی بشینم که یه عده هستن که همشون سکته قلبی کردن، قلب خودم سکته نمی‌کنه. ولی اگه برم تو اتاقی بشینم که همه کرونا دارند، فاتحه‌م خونده‌ست. کجای این رو نمی‌فهمند؟ عجیبه.
1
بیمارستان‌هایی که بیمار کرونا می‌پذیرند نه تنها تایم ملاقات ندارند، که قابل درکه، بلکه برای دریافت خوراکی از همراه بیمار هم تایم گذاشتن، و فقط یک ساعت. یعنی یک ساعت در طول روز فرصت داری یک بطری آب‌میوه رو تحویل دژبان بدی تا ببره تحویل مریض بده. و بله نگهبان دم در واقعا در حد دژبانه‌. البته من دژبان‌هایی در ارتش دیدم که به مراتب مودب‌تر و متمدن‌تر بودن.

این چیزها که دیگه اوامر حکومتی نیست. ناتوانی محلی در کنترل اوضاعه. در همه کشورها ممکنه در مواقعی نیاز باشه به گزینه‌های پادگانی متوسل بشن. فقط در مواقعی خاص، و خیلی دیر به دیر. ولی ما خیلی راحت و خیلی زود به زود با شکم می‌پریم روی این گزینه. به صورت فرهنگی دچار این بزدلی و بی‌عرضگی هستیم که به محض خارج شدن اوضاع از حالت نرمال، مستقیم به حالت پادگانی وصل میشیم. بین خروج از نرمال و ورود به حالت پادگان، هیچ فاصله‌ای نیست. کاملا آنی و یک‌راسته.


ساختار پادگان، بر مبنای «ترس از بیرون» شکل گرفته. حتی معماری و چیدمان بناهای پادگان هم با همین ترس طراحی میشه. ما خیلی زود شروع می‌کنیم به از بیرون ترسیدن، و خیلی زیاد می‌ترسیم. گاهی در مقام اداره کننده بیمارستان، گاهی در مقام اداره کننده مدرسه، گاهی در مقام اداره کننده مسجد، گاهی در مقام اداره کننده شرکت. چون عرضه و شجاعت روبرو شدن با بیرون رو نداریم.
2