آخوند شیعه حتی آسیبشناسی هم بلد نیست.
کلا چندتا فایزر در دنیا هست؟ فکر میکنه شرکت فناوری مثل درخت کیویه! میریم جاهای مختلف میکاریم، درمیاد بار میده!
فکر میکنه اگه یه جا یک شرکت فناوری بوجود میاد و جای دیگه بوجود نیومده، یعنی جاهای دیگه تنبلی کردن! یا پولشون رو هدر دادن!
فکر میکنه یه جا شرکت فناوری بوجود بیاد، درآمدش میریزه تو جیب ملت اون جا!
فکر میکنه یکی باید اون بالا باشه برنامهریزی کنه که کدوم شرکتها واجبتره بوجود بیان!
فکر میکنه دوزی ۱۵ دلار پول بابت یکی از پیچیدهترین محصولات دارویی دادن که اگه کار کنه واقعا جون میلیونها نفر رو نجات میده و اقتصاد رو از بلاتکلیفی درمیاره، حیفِ پوله!
برو دوغتو بَنوش خواهشا.
کلا چندتا فایزر در دنیا هست؟ فکر میکنه شرکت فناوری مثل درخت کیویه! میریم جاهای مختلف میکاریم، درمیاد بار میده!
فکر میکنه اگه یه جا یک شرکت فناوری بوجود میاد و جای دیگه بوجود نیومده، یعنی جاهای دیگه تنبلی کردن! یا پولشون رو هدر دادن!
فکر میکنه یه جا شرکت فناوری بوجود بیاد، درآمدش میریزه تو جیب ملت اون جا!
فکر میکنه یکی باید اون بالا باشه برنامهریزی کنه که کدوم شرکتها واجبتره بوجود بیان!
فکر میکنه دوزی ۱۵ دلار پول بابت یکی از پیچیدهترین محصولات دارویی دادن که اگه کار کنه واقعا جون میلیونها نفر رو نجات میده و اقتصاد رو از بلاتکلیفی درمیاره، حیفِ پوله!
برو دوغتو بَنوش خواهشا.
ایران مال با چیزی شبیه طرحهای پانزی بعلاوه یه سری پولشویی بوجود اومد، که به دلیل عدم شفافیت از سر و تهش مطلع نخواهیم شد. که البته خیلی بهتر ازین بود که تبدیل بشه به راکت و فرستاده بشه به یمن. ولی به جای پرداختن به این قسمت که اصل ماجراست میگن انقدر هکتار تخلف شهرداری داشت! منابع طبیعی رو خورد! تخلف شهرداری یعنی چه؟ یعنی یک نهادی ازت باجگیری میکنه، اما بش باج نمیدی! یا اونقدری که میخواد نمیدی. کجای این اتفاق بدیه؟ عبور از موانع شهرداری ظلم به مردم نیست. ظلم به کارمندان مفتخور شهرداریه.
اون قسمت منابع طبیعیش هم متوجه نمیشم. اونجا شغال هم تردد نمیکرد، کدوم طبیعت؟ کدوم منابع؟ قرار باشه هر برهوتی به اسم منابع طبیعی از ساخت و ساز منع بشه باید همه جمع کنیم بریم تو ایستگاه فضایی ساکن بشیم!
اون قسمت منابع طبیعیش هم متوجه نمیشم. اونجا شغال هم تردد نمیکرد، کدوم طبیعت؟ کدوم منابع؟ قرار باشه هر برهوتی به اسم منابع طبیعی از ساخت و ساز منع بشه باید همه جمع کنیم بریم تو ایستگاه فضایی ساکن بشیم!
❤4
Anarchonomy
ایران مال با چیزی شبیه طرحهای پانزی بعلاوه یه سری پولشویی بوجود اومد، که به دلیل عدم شفافیت از سر و تهش مطلع نخواهیم شد. که البته خیلی بهتر ازین بود که تبدیل بشه به راکت و فرستاده بشه به یمن. ولی به جای پرداختن به این قسمت که اصل ماجراست میگن انقدر هکتار…
این حومه ورشو لهستانه. این جنگلها منابع طبیعی نیست؟ نباید مجوز ساخت شهرک میدادن؟
❤4
در مسائل فردی، همیشه بت میگن پول همه مشکلات رو حل نمیکنه. آدمهای مختلفی هم اینو میگن. از کشیش گرفته تا معلم، از جهانگرد گرفته تا پزشک. به روشهای مختلفی هم میگن. یکی با قصه، یکی با سفرنامه، یکی با ترانه، یکی با نصیحت.
اما به مسائل اجتماعی که میرسه، ناگهان پول همهچیز رو حل میکنه! همون کشیش و معلم و جهانگرد و پزشک خواستار افزایش بودجه میشن!
مردم سردرد دارند، بودجه اختصاص بدید! مردم شبها نمیخوابن، بودجه اختصاص بدید! شکم مردم امشب کار نکرده، بودجه اختصاص بدید! روزگار بدیه، بودجه اختصاص بدید! دنیا بیوفاست، بودجه اختصاص بدید!
مردمی با درآمد سرانه بالا، دارند گوشهای از دردهای قدیمی و همیشگی مردم با درآمد سرانه خیلی پایینتر رو میچشند. اختصاص بودجه مشکلشون رو حل نمیکنه. باید یکی بشون بگه «خودتو جمع کن». و ممکنه جواب نده. قرار نیست همهچی تو این دنیا جواب بده.
اما به مسائل اجتماعی که میرسه، ناگهان پول همهچیز رو حل میکنه! همون کشیش و معلم و جهانگرد و پزشک خواستار افزایش بودجه میشن!
مردم سردرد دارند، بودجه اختصاص بدید! مردم شبها نمیخوابن، بودجه اختصاص بدید! شکم مردم امشب کار نکرده، بودجه اختصاص بدید! روزگار بدیه، بودجه اختصاص بدید! دنیا بیوفاست، بودجه اختصاص بدید!
مردمی با درآمد سرانه بالا، دارند گوشهای از دردهای قدیمی و همیشگی مردم با درآمد سرانه خیلی پایینتر رو میچشند. اختصاص بودجه مشکلشون رو حل نمیکنه. باید یکی بشون بگه «خودتو جمع کن». و ممکنه جواب نده. قرار نیست همهچی تو این دنیا جواب بده.
❤4
تاتیانای عزیز
چند وقتی است خواب ندیدهام. اوضاع جهان آشفته است، اما بدتر از قبل نشده و نتوانسته حواسم را پرتتر کند. باید دلیل دیگری داشته باشد. مردم از تکرار خسته شدهاند، اما کار جدیدی نمیکنند. قاعدتا باید خواب دست و پا زدن بین همین مردم را میدیدم، اما خبری نیست. حتی از خوابهای ترسناکی که در آنها بارها زخمی میشوم ولی امکان مردن ندارم هم خبری نیست. فکر میکنم مغزم ازینکه من را با خوابهایش به وجد بیاورد، ناامید شده. شاید برای همین است که کمتر یاد تو میافتم. مغزم تصور کرده حتی این هم دیگر برایم هیجانی ایجاد نمیکند و چیزی را در حافظهام نمیانگیزاند. قبلا اثری که ته لیوانت روی میز چوبی کنار تختم گذاشته و دوست ندارم بدهم رنگش کنند تا محو شود کافی بود تا به یاد تو بیفتم. اما الان باید طوری خودم را آماده فکر کردن به تو کرده و روی تخت دراز کشیده و به سقف خیره بشوم که گویی قرار است با بقیه خانواده به مراسم خاکسپاری کسی برویم که دوست ندارم بروم و باید صبر کنم تا بقیه حاضر شوند و حتما برویم. این نیاز به آماده شدن کمی نگرانکننده است. حتی نشسته هم نمیتوانم به تو فکر کنم. باید حتما دراز کشیده باشم. لابد آخرین مراحل فراموش کردن کسی این شکلی است. اما با این که ناراحتم که دارم این مراحل را طی میکنم اما سر قول خود هستم و مقاومتی انجام نخواهم داد. گمان میکنم اینکه خیالت راحت باشد که کسی به یادت نیست انجام کارها را برایت آسانتر خواهد کرد. نگرانیام اما ازین است که چه چیزهای بزرگ دیگری را هم میتوانم کنار بگذارم؟ مثل جادوگری که تازه فهمیده میتواند اشیاء را نامرئی کند، اما خیلی زود ترس جای هیجانش را میگیرد، چون فکر میکند چه چیزهای مهم دیگری را میشود محو کرد! آیا ممکن است چیزهای که امروز خیلی ضروریاست که برایم مهم باشند، روزی مجبور باشم حتما دراز بکشم و آماده شوم که بهشان فکر کنم تا از یادم نروند؟ البته تو به نگرانی من فکر نکن. در همه لحظاتی که دراز کشیدهام دعا میکنم که حالت خوب باشد.
چند وقتی است خواب ندیدهام. اوضاع جهان آشفته است، اما بدتر از قبل نشده و نتوانسته حواسم را پرتتر کند. باید دلیل دیگری داشته باشد. مردم از تکرار خسته شدهاند، اما کار جدیدی نمیکنند. قاعدتا باید خواب دست و پا زدن بین همین مردم را میدیدم، اما خبری نیست. حتی از خوابهای ترسناکی که در آنها بارها زخمی میشوم ولی امکان مردن ندارم هم خبری نیست. فکر میکنم مغزم ازینکه من را با خوابهایش به وجد بیاورد، ناامید شده. شاید برای همین است که کمتر یاد تو میافتم. مغزم تصور کرده حتی این هم دیگر برایم هیجانی ایجاد نمیکند و چیزی را در حافظهام نمیانگیزاند. قبلا اثری که ته لیوانت روی میز چوبی کنار تختم گذاشته و دوست ندارم بدهم رنگش کنند تا محو شود کافی بود تا به یاد تو بیفتم. اما الان باید طوری خودم را آماده فکر کردن به تو کرده و روی تخت دراز کشیده و به سقف خیره بشوم که گویی قرار است با بقیه خانواده به مراسم خاکسپاری کسی برویم که دوست ندارم بروم و باید صبر کنم تا بقیه حاضر شوند و حتما برویم. این نیاز به آماده شدن کمی نگرانکننده است. حتی نشسته هم نمیتوانم به تو فکر کنم. باید حتما دراز کشیده باشم. لابد آخرین مراحل فراموش کردن کسی این شکلی است. اما با این که ناراحتم که دارم این مراحل را طی میکنم اما سر قول خود هستم و مقاومتی انجام نخواهم داد. گمان میکنم اینکه خیالت راحت باشد که کسی به یادت نیست انجام کارها را برایت آسانتر خواهد کرد. نگرانیام اما ازین است که چه چیزهای بزرگ دیگری را هم میتوانم کنار بگذارم؟ مثل جادوگری که تازه فهمیده میتواند اشیاء را نامرئی کند، اما خیلی زود ترس جای هیجانش را میگیرد، چون فکر میکند چه چیزهای مهم دیگری را میشود محو کرد! آیا ممکن است چیزهای که امروز خیلی ضروریاست که برایم مهم باشند، روزی مجبور باشم حتما دراز بکشم و آماده شوم که بهشان فکر کنم تا از یادم نروند؟ البته تو به نگرانی من فکر نکن. در همه لحظاتی که دراز کشیدهام دعا میکنم که حالت خوب باشد.
❤13
گفتم که... به فلاکت میگن زندگی مسئولانه.
تو اتاقی که دماش ۱۸ درجهست چطور باید خوابید؟
https://t.me/darfanland/1408
تو اتاقی که دماش ۱۸ درجهست چطور باید خوابید؟
https://t.me/darfanland/1408
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسانههای انگلیس وانمود میکنند وضعیت آب و هوای امسال این کشور به طور بیسابقهای خشن بوده. اما درست شصت سال پیش وضع خیلی بدتر بود. گرمای شدید در تابستان، و باران خیلی شدید و سیل؛ طوری که مردم با قایق رفت آمد میکردند! در واقع سالهای اخیر در برابر اون سالها، خیلی آرام به نظر میرسه.
البته وقتی وانمود میکنند بایدن اولین رییسجمهوریه که تو دولتش همجنسگرا حضور داره و زنان زیادی کار میکنند، در حالی که ترامپ در هر دو مورد پیشتاز بود و همین الان حی و حاضرند، نمیشه انتظار داشت واقعیات چند دهه قبل رو انکار نکنند.
البته وقتی وانمود میکنند بایدن اولین رییسجمهوریه که تو دولتش همجنسگرا حضور داره و زنان زیادی کار میکنند، در حالی که ترامپ در هر دو مورد پیشتاز بود و همین الان حی و حاضرند، نمیشه انتظار داشت واقعیات چند دهه قبل رو انکار نکنند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به محض اینکه فرزند یکی از همکسوتانشون رو میکشند یادشون میفته حکومت این کشور مشغول آدمکشیه! تاریخ هم براشون از ۸۸ شروع میشه!
این پرفرمنسهای شخصی برای بازسازی آبروی روحانیت جواب نمیده. ما برای مذاکره با آخوند شیعه پیششرط داریم. و پیششرط اول اینه که لباسش رو بذاره کنار. اگه نمیخواد مذاکره کنه، میتونه با تحریم ما کنار بیاد.
این پرفرمنسهای شخصی برای بازسازی آبروی روحانیت جواب نمیده. ما برای مذاکره با آخوند شیعه پیششرط داریم. و پیششرط اول اینه که لباسش رو بذاره کنار. اگه نمیخواد مذاکره کنه، میتونه با تحریم ما کنار بیاد.
تمرکز وسواسگونه جانوران آکادمیک روی موضوع تغییر اقلیم، بدون مزیت هم نیست. چون باعث میشه بخشی از محققان روی جغرافیایی کار کنند که میتونه برداشتهای تاریخی رو تغییر بده.
تصور عمومی درباره سقوط تمدن ماوراءالنهر اینه که حمله مغول عامل اصلیش بوده. در ایران هم یک خودزنی متداول وجود داره که در کل خوارزمشاهیان یک غیرتمند پیدا نشد جلوی مغولها رو بگیره، پس از ماست که بر ماست! و بلاه بلاه. اما تحقیقات این تیم روی رسوبات کانالهای آبیاری در اون ناحیه نشون میده درست همزمان با دوره حملات مغول، یک خشکسالی خانمانبرانداز شروع شده بوده، بارشها به شدت کم و سطح رودخانهها پایین اومده و امکان آبیاری زمینها وجود نداشته و مردم دیگه توان سیر کردن شکمشون رو هم نداشتند، چه برسه به اینکه از پس یک دفاع طولانی بربیان؛ و اون مهاجرتهای بزرگ که اتفاق افتاده بوده، احتمالا نه برای فرار از مغول، که برای پیدا کردن جای بهتری برای کشاورزی بوده.
در مورد تاریخ، اما و اگر بیمعنیه. نمیشه گفت هر واقعهای رخ نمیداد، یا رخ میداد، مسیر تاریخ چه تغییری میکرد. اما مطمئنا اگه اون خشکسالی اتفاق نمیفتاد، حمله مغول هم نتیجه متفاوتی پیدا میکرد.
تصور عمومی درباره سقوط تمدن ماوراءالنهر اینه که حمله مغول عامل اصلیش بوده. در ایران هم یک خودزنی متداول وجود داره که در کل خوارزمشاهیان یک غیرتمند پیدا نشد جلوی مغولها رو بگیره، پس از ماست که بر ماست! و بلاه بلاه. اما تحقیقات این تیم روی رسوبات کانالهای آبیاری در اون ناحیه نشون میده درست همزمان با دوره حملات مغول، یک خشکسالی خانمانبرانداز شروع شده بوده، بارشها به شدت کم و سطح رودخانهها پایین اومده و امکان آبیاری زمینها وجود نداشته و مردم دیگه توان سیر کردن شکمشون رو هم نداشتند، چه برسه به اینکه از پس یک دفاع طولانی بربیان؛ و اون مهاجرتهای بزرگ که اتفاق افتاده بوده، احتمالا نه برای فرار از مغول، که برای پیدا کردن جای بهتری برای کشاورزی بوده.
در مورد تاریخ، اما و اگر بیمعنیه. نمیشه گفت هر واقعهای رخ نمیداد، یا رخ میداد، مسیر تاریخ چه تغییری میکرد. اما مطمئنا اگه اون خشکسالی اتفاق نمیفتاد، حمله مغول هم نتیجه متفاوتی پیدا میکرد.
صدای رهبر انقلاب مثل آقوی همساده شده. رضا حقیقتنژاد میگه بالادستیها نگرانند پاییندستیها فکر کنند دمهای آخره!
بابت این تحلیلها پول هم بش میدن؟
پاییندست سگ کی باشه که نگرانیش نگرانی ایجاد کنه برای بالادستیهای نظام؟
بش بگید برعکسه عزیزجان.. میخوان مردم عادت کنند به هن و هن حضرت آقا. که در حافظه جمعی اینطور ثبت بشه که خیلی وقته که درگیره، و اون وقتی که جهان از شرش نجات یافت، اسمش فوت ناگهانی نباشه. یه روز دکترش رو میارن تو صف اول نماز که حتما دوربینها بگیرنش، یه روز سیم وصل میکنند بش که تو عکس دیده بشه، یه روز هم اینجوری.
مظفرالدین شاه در حالی به سلطنت رسید که هفتاد درصد کلیهش کار نمیکرد. و سحر و جادوی اون موقع صنعت دارویی در مقایسه با الان یه شوخی بود. اینجا رم نیست. شاهان ما جانسختند. نباید زیاد فکر رو مشغولش کرد. اونهایی که فقط به شوخی و واکنشهای فکاهی بسنده کرده و زود ازش عبور میکنند، برخورد پختهتری دارند.
بابت این تحلیلها پول هم بش میدن؟
پاییندست سگ کی باشه که نگرانیش نگرانی ایجاد کنه برای بالادستیهای نظام؟
بش بگید برعکسه عزیزجان.. میخوان مردم عادت کنند به هن و هن حضرت آقا. که در حافظه جمعی اینطور ثبت بشه که خیلی وقته که درگیره، و اون وقتی که جهان از شرش نجات یافت، اسمش فوت ناگهانی نباشه. یه روز دکترش رو میارن تو صف اول نماز که حتما دوربینها بگیرنش، یه روز سیم وصل میکنند بش که تو عکس دیده بشه، یه روز هم اینجوری.
مظفرالدین شاه در حالی به سلطنت رسید که هفتاد درصد کلیهش کار نمیکرد. و سحر و جادوی اون موقع صنعت دارویی در مقایسه با الان یه شوخی بود. اینجا رم نیست. شاهان ما جانسختند. نباید زیاد فکر رو مشغولش کرد. اونهایی که فقط به شوخی و واکنشهای فکاهی بسنده کرده و زود ازش عبور میکنند، برخورد پختهتری دارند.
❤4
اسم «نهاله نراقی» رو در گوگل سرچ کنید. حتما سرگرم خواهید شد. این خانوم داره برای خودش یک امپراطوری داروسازی ایجاد میکنه در ایران، و همونطور که انتظار میره به خیلیها وصله، که یکیش وزیر بهداشت فعلیه. بیشترین سهم از ارزهای دولتی رو هم داشته، که بدون اتصال به حکومت نمیشه چنین سهمی داشت، و انقدر پررو هست که یک روز گفت «گناه نکردیم ارز ۴۲۰۰ تومنی گرفتیم». اون داروی لوزارتان که گفتند سرطانزاست و شش ماه دیرتر از داروخانهها جمعش کردند هم از محصولات شرکت ایشون بود. یعنی نه تنها متصله، بلکه دلواپس هم داره. یعنی سوبسید میگیرند، از بازار انحصاری داخل هم استفاده میکنند، منت هم میذارن. اما با همه این اوصاف، خط تولیدش کیفیت بهروزی داره. اگه یک روز وضعیت کشور به عرف جهانی نزدیک شد، و شرکتهای خارجی رغبت پیدا کردند به سرمایهگذاری، احتمالا یک جلسه شام در یکی از هتلهای تهران با خانوم نراقی خواهند داشت. ما با فضای کلکبازی حداقلی، فاصله نجومی داریم. لذا نباید رویاپردازی کرد. و موضوع مهم اینه که اقتصادی با بخش خصوصی قوی ولی فاسد، بهتر از اقتصاد دولتی فاسده.
وقتی نوشتم که تخلفات شهری ایرانمال، به ضرر کارمندان شهرداریه نه مردم، گفتند اگه شهرداری نبود در کوچه سه متری آپارتمان ده طبقه میزدند! که این فقط یک فرضه و دنیای واقعی یکجور دیگهست. شاهدش هم مناطقی از شهره که دارند بدون مجوز و نظارت شهرداری، آپارتمانسازی میکنند و خبری ازین مجتمعهای ده طبقه نیست! حالا بگذریم که کسی نیست به ما توضیح بده چرا تراکم بالا برای آسیای جنوب شرقی حلاله و برای ما حرام! تصور مردم درست برعکس چیزیه که واقعیت داره. فکر میکنند دولت همهکاره فاسد بهتر از بخش خصوصی فاسده. البته در این مثال خاص، در کوچه سه متری ساختمان ده طبقه ساختن رو مصداق فساد نمیدونم، چون اتفاقا میتونست مشکل مسکن خیلیها رو حل کنه (وقتی مسکن مهر ساخته میشه میگن چرا رفتی تو بیابون ساختی، وقتی داخل شهر میسازی میگن نساز نساز اینجا جا نیست!). ولی فرض میکنیم که نوعی فساده. ملت فکر میکنند که این فساد بدتر از همه اون خرابکاریهاییه که ممکنه شهرداری به بار بیاره! و این خیلی حیرتآوره. و همین ملت دچار این ناآگاهی تاریخیه که «قبل از نهادهایی مثل شهرداری، همهچیز در هرج و مرج بوده!» اما دم عید که میشه تور گردشگری میخره تا به اتفاق خانواده از محلههای تاریخی شهرهای قدیمی ایران دیدن کنه، که زمانی که هیچ نهادی مشابه شهرداری وجود نداشت با یک نظم ارگانیک بوجود اومده بودند، و طراحی انسانیتری هم داشتند، و بعد در نوستالژی غرق بشه و سلفی بگیره.
ما در یک نوع برزخ گیر افتادیم. اون ایده «دولت ناظر مصلح» به طرز مفتضحانهای شکست خورده. حتی در جوامعی که آدمهایی که ظاهرن عاقلند در مسند قدرت هستند و مسئولیت دارند، چه برسه در کشور ما که هیئتی اداره میشه. و از طرفی تعصب گذشتهستیز، هر نوع احیای مناسبات قدیمی که «کار میکردند» واقعا رو ممنوع کرده، و با استدلال پوسیده «سنگ رو سنگ بند نمیشه»، جلوی هر نوع بندکردن غیر دولتی رو میگیره. بنابراین نه توان حرکت به عقب داریم نه به جلو. و نتیجه این شده یک جبهه عمومی، که هم علیه دولته، هم به درجه پروردگاری ارتقائش داده؛ و هم علیه بخش خصوصیه، و هم انتظار داره براش فرصت شغلی و رفاه ایجاد کنه! اون تئوری «عصبانیهای بدردنخور» که قبلا دربارهش نوشته بودم فقط شامل حوزه سیاسی نمیشه.
وقتی نوشتم که تخلفات شهری ایرانمال، به ضرر کارمندان شهرداریه نه مردم، گفتند اگه شهرداری نبود در کوچه سه متری آپارتمان ده طبقه میزدند! که این فقط یک فرضه و دنیای واقعی یکجور دیگهست. شاهدش هم مناطقی از شهره که دارند بدون مجوز و نظارت شهرداری، آپارتمانسازی میکنند و خبری ازین مجتمعهای ده طبقه نیست! حالا بگذریم که کسی نیست به ما توضیح بده چرا تراکم بالا برای آسیای جنوب شرقی حلاله و برای ما حرام! تصور مردم درست برعکس چیزیه که واقعیت داره. فکر میکنند دولت همهکاره فاسد بهتر از بخش خصوصی فاسده. البته در این مثال خاص، در کوچه سه متری ساختمان ده طبقه ساختن رو مصداق فساد نمیدونم، چون اتفاقا میتونست مشکل مسکن خیلیها رو حل کنه (وقتی مسکن مهر ساخته میشه میگن چرا رفتی تو بیابون ساختی، وقتی داخل شهر میسازی میگن نساز نساز اینجا جا نیست!). ولی فرض میکنیم که نوعی فساده. ملت فکر میکنند که این فساد بدتر از همه اون خرابکاریهاییه که ممکنه شهرداری به بار بیاره! و این خیلی حیرتآوره. و همین ملت دچار این ناآگاهی تاریخیه که «قبل از نهادهایی مثل شهرداری، همهچیز در هرج و مرج بوده!» اما دم عید که میشه تور گردشگری میخره تا به اتفاق خانواده از محلههای تاریخی شهرهای قدیمی ایران دیدن کنه، که زمانی که هیچ نهادی مشابه شهرداری وجود نداشت با یک نظم ارگانیک بوجود اومده بودند، و طراحی انسانیتری هم داشتند، و بعد در نوستالژی غرق بشه و سلفی بگیره.
ما در یک نوع برزخ گیر افتادیم. اون ایده «دولت ناظر مصلح» به طرز مفتضحانهای شکست خورده. حتی در جوامعی که آدمهایی که ظاهرن عاقلند در مسند قدرت هستند و مسئولیت دارند، چه برسه در کشور ما که هیئتی اداره میشه. و از طرفی تعصب گذشتهستیز، هر نوع احیای مناسبات قدیمی که «کار میکردند» واقعا رو ممنوع کرده، و با استدلال پوسیده «سنگ رو سنگ بند نمیشه»، جلوی هر نوع بندکردن غیر دولتی رو میگیره. بنابراین نه توان حرکت به عقب داریم نه به جلو. و نتیجه این شده یک جبهه عمومی، که هم علیه دولته، هم به درجه پروردگاری ارتقائش داده؛ و هم علیه بخش خصوصیه، و هم انتظار داره براش فرصت شغلی و رفاه ایجاد کنه! اون تئوری «عصبانیهای بدردنخور» که قبلا دربارهش نوشته بودم فقط شامل حوزه سیاسی نمیشه.
از زمانی که نوزادی تا ۱۸ سالگی که درس میخونی، میگن اردنگی زدن بت نه تنها یک روش تربیتی نادرسته و جواب نمیده، بلکه تبعات رفتاری هم خواهد داشت. الان تقریبا همهجا منسوخ شده و خیلی جاها غیرقانونیه.
اما وقتی ۱۸ سالت تموم شد و وارد بازار کار شدی و یه بیزینس ایجاد کردی، ناگهان میگن اردنگی خیلی روش موثریه! اگه به صاحبان مشاغل و کسب و کارها اردنگی بزنیم دیگه تو انبار چیزی رو نگه نمیدارن. اگه اردنگی بزنیم دیگه کسی قیمتها رو بالا نمیبره. اگه اردنگی بزنیم کسی تو آرد خاک نمیریزه. اگه اردنگی بزنیم با ارز دولتی پورشه نمیخرند. اصلا اردنگی مثل چوب جادوی هریپاتره که میشه باش یک «بازار بهشتی» ساخت.
اما وقتی ۱۸ سالت تموم شد و وارد بازار کار شدی و یه بیزینس ایجاد کردی، ناگهان میگن اردنگی خیلی روش موثریه! اگه به صاحبان مشاغل و کسب و کارها اردنگی بزنیم دیگه تو انبار چیزی رو نگه نمیدارن. اگه اردنگی بزنیم دیگه کسی قیمتها رو بالا نمیبره. اگه اردنگی بزنیم کسی تو آرد خاک نمیریزه. اگه اردنگی بزنیم با ارز دولتی پورشه نمیخرند. اصلا اردنگی مثل چوب جادوی هریپاتره که میشه باش یک «بازار بهشتی» ساخت.