بالاخره چپها بعد از مدتها انکار، دارند به این واقعیت اذعان میکنند که میم و طنز برای جبههشون خوب کار نمیکنه.. و در راه اکتشاف چرایی این پدیده، ناچار به انجام حرکات ژیمناستیک هستند. مثلا در اینجا آقا میگه میمهای راستگراها موجز و شیرین هستند چون منطبق بر پیشفرضهای پروگرامشده در مغز مخاطبانش هستند، اما میمهای چپ دقیقا برای این طراحی میشن که زنجیره شستشوی مغزی رو پاره کنند که نیاز به پیچیدگی و ظرافت داره!
به فارسی سخت میخواد بگه اتفاقا محتوای ما خفنه، ولی باید جانور آکادمیک باشی تا درکش کنی! مردم از میمهای راست خوششون میاد چون دهاتی و املاند!
پروپاگاندا هیچوقت مختص هیچ گروهی نبوده، اما پروپاگاندای سیستماتیک و صنعتی، بیشتر در کارنامه چپ دیده میشه. مسخره نیست که حالا همون چپ ادعا کنه که قصدش شکستن پروپاگانداست؟ حتی همینکه رفقاش این مسخرگی رو حس نمیکنند، به تنهایی افکت پروپاگاندای چپ رو نشون میده.
به فارسی سخت میخواد بگه اتفاقا محتوای ما خفنه، ولی باید جانور آکادمیک باشی تا درکش کنی! مردم از میمهای راست خوششون میاد چون دهاتی و املاند!
پروپاگاندا هیچوقت مختص هیچ گروهی نبوده، اما پروپاگاندای سیستماتیک و صنعتی، بیشتر در کارنامه چپ دیده میشه. مسخره نیست که حالا همون چپ ادعا کنه که قصدش شکستن پروپاگانداست؟ حتی همینکه رفقاش این مسخرگی رو حس نمیکنند، به تنهایی افکت پروپاگاندای چپ رو نشون میده.
Anarchonomy
بالاخره چپها بعد از مدتها انکار، دارند به این واقعیت اذعان میکنند که میم و طنز برای جبههشون خوب کار نمیکنه.. و در راه اکتشاف چرایی این پدیده، ناچار به انجام حرکات ژیمناستیک هستند. مثلا در اینجا آقا میگه میمهای راستگراها موجز و شیرین هستند چون منطبق…
میم راست فقط به یک دلیل جذابتره: این چپه که به همهچی مسلطه. هر جبههای که نیروی مسلط رو زیر سوال ببره، جذابیت پیدا میکنه. حتی لازم نیست همه محتویاتش معقول باشند. برای همین حتی اگه چپ یک معادل برای الکس جونز هم داشت، مثل الکس جونز محبوبیت پیدا نمیکرد.
شخصا نه از محتویات واکسن خبر دارد نه از پروسهای که طی کرده و نه از نتایجی که ایجاد خواهد کرد. به هیچکدام اینها مطلقا آگاهی ندارد، یعنی نسبت به گذشته، حال، و آینده یک چیز در جهل مطلق است، اما از الان علم را پیروز اعلام میکند!
البته علم که با کسی مسابقه ندارد. علم شاید همین فردا معلوم کرد چیزی که امروز به این زن زدند بدردش نمیخورده. اینها «دولت پیروز است» را با همان استخوانبندی ایدئولوژیک «اسلام پیروز است»، با برندهشدگی علم، کادو میکنند، تا کسانی که از ته گلویشان صدای «هایل دولت اعظم» درنیاید رسوا شوند! و ازین جهت بیراه نمیگویند. دولت اعظم در اثبات اینکه «همه شما در چنگ من هستید» موفق شد. من تعیین میکنم از چه چیز بترسید. من تعیین میکنم با ترستان چه کنید. من تعیین میکنم راه خلاصیتان ازین ترس چیست.
به آن قسمت از پایکوبیشان برای تاجگذاری مجدد دولت، باید مبارکباد گفت. اما به آن قسمت از جهلپنداری شک به محصولات دارویی، فقط با کلمه توهینآمیزی که با F شروع میشود باید جواب داد.
البته علم که با کسی مسابقه ندارد. علم شاید همین فردا معلوم کرد چیزی که امروز به این زن زدند بدردش نمیخورده. اینها «دولت پیروز است» را با همان استخوانبندی ایدئولوژیک «اسلام پیروز است»، با برندهشدگی علم، کادو میکنند، تا کسانی که از ته گلویشان صدای «هایل دولت اعظم» درنیاید رسوا شوند! و ازین جهت بیراه نمیگویند. دولت اعظم در اثبات اینکه «همه شما در چنگ من هستید» موفق شد. من تعیین میکنم از چه چیز بترسید. من تعیین میکنم با ترستان چه کنید. من تعیین میکنم راه خلاصیتان ازین ترس چیست.
به آن قسمت از پایکوبیشان برای تاجگذاری مجدد دولت، باید مبارکباد گفت. اما به آن قسمت از جهلپنداری شک به محصولات دارویی، فقط با کلمه توهینآمیزی که با F شروع میشود باید جواب داد.
Anarchonomy
دولت آمریکا قصد داره یک مشوق ۱۶ میلیارد دلاری اهدا کنه به هر سرویسدهنده اینترنتی که بتونه اینترنتی با حداقل ۲۵ مگابیت برثانیه سرعت دانلود و ۲۵۰ گیگ ترافیک ماهانه رو به مناطق روستایی آمریکا برسونه. کل این پروژه نمونه کاملی است از دخالت بیجای دولت، بهم ریختن…
اسپیسایکس انتخاب شد. فعلا با ۸۸۸ میلیون دلار.
مردم وقتی یک ماه حاجتی رو از خدا میخوان، و برآورده نمیشه، خسته میشن. حتی برای اینکه خسته شدنشون رو مخفی کنند به «حتما حکمتی داره» متوسل میشن. که یعنی خدا برنامه دیگهای داره، و گرنه من که ادامه میدادم...! که دروغ میگن. ادامه نمیدن. اعتکافشون فقط سه روزه، و عزلتشون حداکثر چهل روز. یعنی اگه کسی ده روز بیشتر از یک ماه چیزی رو از خدا بخواد، میگن خیلی سمجه و بعیده چیزی گیرش نیاد.
اما مردم خوزستان، که مشتی از خروار مردم ایرانند، چند دههست که دارند از حکومت میخوان زندگیشون رو سر و سامان بده، و حاجتشون رو نمیگیرن، و باز هم میخوان، و اوضاع حتی بدتر میشه، و باز هم میخوان. انقدر خستگیناپذیرند که خیلیهاشون مردند و حاجتها رو به نسل بعد منتقل کردند، و نسل بعد هم داره با همون امیدواری، همون حاجات رو طلب میکنه. تازه حکمتی هم در کار نیست که آدم بش دل خوش کنه. من نمیدونم دیگه چجوری میشه به خدا بیاحترامی کرد.
جلگه خوزستان نیاز به کارهای عمرانی در ابعاد و کیفیتی که در جایی مثل هلند انجام شده نیاز داره تا قابل سکونت بشه. و این سرمایه میخواد. هلند هر از چندگاهی صدها میلیون یورو خرج شبکهش میکنه. شبکهای از ۹۰هزار کیلومتر آب لولهکشی، که کمترین نشتی آب رو در بین همه کشورها داره، با ۳۵۰ تصفیه خانه فاضلاب، و تشکیلات مجزایی برای جمعآوری آب باران. میشد چنین چیزی رو با پول نفت ساخت؟ بله. اما پول نفت برای برنامههای حکومته. خوزستان باید فکر کنه نفت نداره. میتونه خرج شبکهای که هلند ساخت رو بده؟ هلندیها به ازای هر مترمکعب، ۱ و نیم یورو میپردازند. با مصرفی که ما در ایران داریم، اگه چنین شبکهای داشتیم، خوزستانیها باید در هر قبض ۸۰۰ هزارتومن میپرداختند. میتونند؟
این دعوای نبود سرمایه در شوروی هم وجود داشت. برنامه حکومت، صنعتیسازی کشور بود. فکر میکردند گندم کاشتن بدویه، انسان مدرن باید فولاد بسازه! در عرض چندسال به دومین تولیدکننده بزرگ فولاد دنیا تبدیل شدند. استالین میگفت اگه نجنبیم غربیها با صنعتشون ما را له خواهند کرد! (مثل میلیتاریست شیعه که الان میگه اگه نجنبیم و بمب اتم نسازیم و عمق استراتژیک رو تا مرز اسراییل جلو نبریم، غربیها ایران رو پاره پاره خواهند کرد!) و همهچی فدای اون جهش صنعتی شد. دهقانها باید مثل سگ کار میکردند تا غذای کارگران کارخانهها رو تأمین کنند، و صادر هم کنند، تا دولت ارز بدست بیاره و باش باز هم کارخانه بسازه! و پولی که گیر میآوردن انقدر کم بود که کفاف خرید محصولات همون کارخونهها رو نمیداد. بعضیهاشون دیگه کار نکردند. بعضیهاشون محصولات مزرعه رو در بازار سیاه فروختند. عرضه و تقاضا بهم ریخت. انگیزه نبود. بارون هم کم بارید. نهایتا قحطی شد و چند میلیون نفر از گرسنگی یا تبعاتش مردند. برنامه دولت، میتونه خلائی از فرصت ایجاد کنه. مثل هواپیمایی که در بدنهش حفرهای ایجاد میشه و نفس کشیدن برای مسافران سخت میشه. مسئله فقط این نیست که برنامههای دولت مرکزی، نمیذاره با پول نفت برای خوزستان کاری کرد. مسئله اینه که برنامههای دولت نمیذاره خوزستان دنبال فرصتهای غیرنفتی خودش بره، و درآمد سرانه رو بالا ببره، که مردم بتونند برای هر متر ۱ و نیم یورو بدن.
وقتی میگم تنها راه بهتر شدن زندگی برای ما بازگردانده شدن قدرت به سطح محلی و غیرمتمرکز کردن حاکمیته، میگن اینا تخیله، دیگه حرفش رو نزنید! اوکی. اگه لوکالیسم تخیله، هلند شدن خوزستان هم تخیله، دیگه حرفش رو نزنید.
اما مردم خوزستان، که مشتی از خروار مردم ایرانند، چند دههست که دارند از حکومت میخوان زندگیشون رو سر و سامان بده، و حاجتشون رو نمیگیرن، و باز هم میخوان، و اوضاع حتی بدتر میشه، و باز هم میخوان. انقدر خستگیناپذیرند که خیلیهاشون مردند و حاجتها رو به نسل بعد منتقل کردند، و نسل بعد هم داره با همون امیدواری، همون حاجات رو طلب میکنه. تازه حکمتی هم در کار نیست که آدم بش دل خوش کنه. من نمیدونم دیگه چجوری میشه به خدا بیاحترامی کرد.
جلگه خوزستان نیاز به کارهای عمرانی در ابعاد و کیفیتی که در جایی مثل هلند انجام شده نیاز داره تا قابل سکونت بشه. و این سرمایه میخواد. هلند هر از چندگاهی صدها میلیون یورو خرج شبکهش میکنه. شبکهای از ۹۰هزار کیلومتر آب لولهکشی، که کمترین نشتی آب رو در بین همه کشورها داره، با ۳۵۰ تصفیه خانه فاضلاب، و تشکیلات مجزایی برای جمعآوری آب باران. میشد چنین چیزی رو با پول نفت ساخت؟ بله. اما پول نفت برای برنامههای حکومته. خوزستان باید فکر کنه نفت نداره. میتونه خرج شبکهای که هلند ساخت رو بده؟ هلندیها به ازای هر مترمکعب، ۱ و نیم یورو میپردازند. با مصرفی که ما در ایران داریم، اگه چنین شبکهای داشتیم، خوزستانیها باید در هر قبض ۸۰۰ هزارتومن میپرداختند. میتونند؟
این دعوای نبود سرمایه در شوروی هم وجود داشت. برنامه حکومت، صنعتیسازی کشور بود. فکر میکردند گندم کاشتن بدویه، انسان مدرن باید فولاد بسازه! در عرض چندسال به دومین تولیدکننده بزرگ فولاد دنیا تبدیل شدند. استالین میگفت اگه نجنبیم غربیها با صنعتشون ما را له خواهند کرد! (مثل میلیتاریست شیعه که الان میگه اگه نجنبیم و بمب اتم نسازیم و عمق استراتژیک رو تا مرز اسراییل جلو نبریم، غربیها ایران رو پاره پاره خواهند کرد!) و همهچی فدای اون جهش صنعتی شد. دهقانها باید مثل سگ کار میکردند تا غذای کارگران کارخانهها رو تأمین کنند، و صادر هم کنند، تا دولت ارز بدست بیاره و باش باز هم کارخانه بسازه! و پولی که گیر میآوردن انقدر کم بود که کفاف خرید محصولات همون کارخونهها رو نمیداد. بعضیهاشون دیگه کار نکردند. بعضیهاشون محصولات مزرعه رو در بازار سیاه فروختند. عرضه و تقاضا بهم ریخت. انگیزه نبود. بارون هم کم بارید. نهایتا قحطی شد و چند میلیون نفر از گرسنگی یا تبعاتش مردند. برنامه دولت، میتونه خلائی از فرصت ایجاد کنه. مثل هواپیمایی که در بدنهش حفرهای ایجاد میشه و نفس کشیدن برای مسافران سخت میشه. مسئله فقط این نیست که برنامههای دولت مرکزی، نمیذاره با پول نفت برای خوزستان کاری کرد. مسئله اینه که برنامههای دولت نمیذاره خوزستان دنبال فرصتهای غیرنفتی خودش بره، و درآمد سرانه رو بالا ببره، که مردم بتونند برای هر متر ۱ و نیم یورو بدن.
وقتی میگم تنها راه بهتر شدن زندگی برای ما بازگردانده شدن قدرت به سطح محلی و غیرمتمرکز کردن حاکمیته، میگن اینا تخیله، دیگه حرفش رو نزنید! اوکی. اگه لوکالیسم تخیله، هلند شدن خوزستان هم تخیله، دیگه حرفش رو نزنید.
❤5
وقتی بچههای آماتور پایگاههای دور از مرکز از جزوههای قدیمیتر استفاده میکنند و سریع بشون یادآوری میکنی که این مدل قدیمیها دیگه کار نمیکنه و با یه «چه بسا از سر دلسوزی» ماستمالیش میکنی و به قبیله اعلام میکنی چیز مهمی نبود ادامه بدید.
رییس سابق برنامه فضایی اسراییل هم آدمه، یعنی مثل هر آدمی میتونه بقیه رو سر کار بذاره، میتونه جوک بگه، و یا میتونه دچار توهم بشه. همه انگیزههایی که برای یک آدم عادی وجود داره برای زدن حرفهای عجیب، برای اون شخص هم وجود داره. اما این فکر که موجودات فضایی، در برخوردشون با بشر، اول با دولتهای منتخب دنیا وارد مذاکره میشن و مستقیم به مردم مراجعه نمیکنند، نشون میده اون حس خود در رأس جهانپنداری که در تکنوکراتهای دولتی وجود داره چقدر عمیق نفوذ کرده در مغزشون، طوری که به نظر غیرقابل تعمیر به نظر میان.
اگه مأمور اکتشاف و استعمار یک امپراتوری فضایی بودید و نوبت به زمین میرسید با ساکنانش چه میکردید؟
Anonymous Poll
18%
بدون اینکه سینگالی ارسال کنم همه رو قتل عام میکردم
32%
اگه در برابر اشغال مقاومت کردند، همه رو قتل عام میکردم
50%
به مرکز گزارش میدادم اینجا قابل استفاده نیست
Anarchonomy
اگه مأمور اکتشاف و استعمار یک امپراتوری فضایی بودید و نوبت به زمین میرسید با ساکنانش چه میکردید؟
خودم گزینه دوم رو زدم. چون جاندارانی که در برابر شرارت دولتهاشون سکوت میکنند اما در برابر نیروی بیگانه فضایی به مراتب باهوشتر و صالحتر به حکمرانی یهو یادشون میفته سلحشور بشن رو باید کشت.
خرافات شکست نخورده. دو جور خرافات داریم. خرافات مشروع و خرافات غیرمشروع.
اگه مبتکر این حرکتها یک کشور جهانسومی بود، یا یه کشور عربی مثلا، شبکههای اجتماعی پر میشد از جوک و تمسخر دکترها و دانشمندان و دانشگاه رفتههای غربی که این چه مسخرهبازیه راه انداختین، ویروس افقی و مورب حرکت میکنه اما عمودی نه؟حتی ممکنه بود برای اینکه نشون بدن مسئولان آموزش و پرورش اون کشور عربی چقدر احمقند یه انیمیشن سهبعدی بسازن که نشون بده وقتی ماسک پارچهای زدی، ویروس و ذرات از کنار بینی و به سمت بالا نشت میکنند، نه به جلو!
ولی مبتکرش چین و ژاپن هستند، پس عیب نداره.
اگه مبتکر این حرکتها یک کشور جهانسومی بود، یا یه کشور عربی مثلا، شبکههای اجتماعی پر میشد از جوک و تمسخر دکترها و دانشمندان و دانشگاه رفتههای غربی که این چه مسخرهبازیه راه انداختین، ویروس افقی و مورب حرکت میکنه اما عمودی نه؟حتی ممکنه بود برای اینکه نشون بدن مسئولان آموزش و پرورش اون کشور عربی چقدر احمقند یه انیمیشن سهبعدی بسازن که نشون بده وقتی ماسک پارچهای زدی، ویروس و ذرات از کنار بینی و به سمت بالا نشت میکنند، نه به جلو!
ولی مبتکرش چین و ژاپن هستند، پس عیب نداره.
«چرا باید در حساب کتاب کرونا به سیاستمداران اعتماد کنیم وقتی حتی بودجه رو هم نمیتونند تراز دربیارن؟».
دولتیها برای امورات پولی و بودجهای هم کلی آدم کارشناس و درسخوانده و «فنی» اطرافشون هست که بشون بگن باید چه کرد. پس ازینکه کلی اپیدمولوژیست و دکتر دارند به دولت مشاوره میدن نمیشه نتیجه گرفت که باید به حرفهای دولت اعتماد کرد.
دولتیها برای امورات پولی و بودجهای هم کلی آدم کارشناس و درسخوانده و «فنی» اطرافشون هست که بشون بگن باید چه کرد. پس ازینکه کلی اپیدمولوژیست و دکتر دارند به دولت مشاوره میدن نمیشه نتیجه گرفت که باید به حرفهای دولت اعتماد کرد.
Anarchonomy
خرافات شکست نخورده. دو جور خرافات داریم. خرافات مشروع و خرافات غیرمشروع. اگه مبتکر این حرکتها یک کشور جهانسومی بود، یا یه کشور عربی مثلا، شبکههای اجتماعی پر میشد از جوک و تمسخر دکترها و دانشمندان و دانشگاه رفتههای غربی که این چه مسخرهبازیه راه انداختین،…
ترکها میگن بچه باهوش مدفوعش هم فرق داره!
یه جور اغراقه برای بیان این واقعیت که تفاوتها بین افراد در همهچیز خودش رو نشون میده، و تا بزرگسالی باقی میمونه.
دختربچه که لباسش صورتیه، رنگآمیزیش رو زودتر از بقیه انجام داده، با یه بسته مدادرنگی مختصر که عمودی قرارداده رو میز، و هیچ چیز اضافهای تو دست و بالش نیست، و طبق پروتکل مرتب نشسته و به روبرو نگاه میکنه.
دختر جلویی که تیشرت سفید تنشه، درست برعکسه. خرت و پرتهاش تو محفظه جا نشدن. رنگآمیزی رو تموم نکرده، و سر و گوشش انقدر میجنبه که گردنش رو صد و بیست درجه چرخونده و وجود اون مانع نایلونی رو کلا بلاموضوع کرده.
دختر صورتی یه روز به عنوان جانور آکادمیک تو سازمان اقیانوسشناسی استخدام میشه و ازین که دختر سفیده به اونجاش هم نیست که دمای سطح زمین چقدر بالا رفته، حرص میخوره.
یه جور اغراقه برای بیان این واقعیت که تفاوتها بین افراد در همهچیز خودش رو نشون میده، و تا بزرگسالی باقی میمونه.
دختربچه که لباسش صورتیه، رنگآمیزیش رو زودتر از بقیه انجام داده، با یه بسته مدادرنگی مختصر که عمودی قرارداده رو میز، و هیچ چیز اضافهای تو دست و بالش نیست، و طبق پروتکل مرتب نشسته و به روبرو نگاه میکنه.
دختر جلویی که تیشرت سفید تنشه، درست برعکسه. خرت و پرتهاش تو محفظه جا نشدن. رنگآمیزی رو تموم نکرده، و سر و گوشش انقدر میجنبه که گردنش رو صد و بیست درجه چرخونده و وجود اون مانع نایلونی رو کلا بلاموضوع کرده.
دختر صورتی یه روز به عنوان جانور آکادمیک تو سازمان اقیانوسشناسی استخدام میشه و ازین که دختر سفیده به اونجاش هم نیست که دمای سطح زمین چقدر بالا رفته، حرص میخوره.
ژنرالی که بایدن برای ریاست پنتاگون در نظر داره، در هیئت مدیره شرکت ریتئون عضویت داره. انگار تو ارتش به اون بزرگی، آدم نظامی قحطه. دیگه جنس خرابشون رو مخفی هم نمیکنند. چون نیازی نیست. وقتی مردم گوسفندوار به انتخابکردنشون ادامه میدن، چرا مخفی کنند؟
یه زمانی قبل از اخبارهای متعدد شبکههای تلویزیون، دعای فرج پخش میکردن. انقدر به صورت سیستماتیک اجرا شده بود که تو افتتاحیه نمایشگاه صنعت لوله آب و فاضلاب هم قرائت میشد. اما به تدریج پخشش روی آنتن، کمرنگ شد. و این کمرنگی بلافاصله به همهجا تسری پیدا کرد. خیلی تکراری شده بود و حوصله همه رو سر برده بود. حالا دعاهای بلندتر و سختتر از لحاظ عربی، از صحیفه سجادیه انتخاب میکنند و پخش میکنند.
اینم پروگرسیویسم شیعهست.
اینم پروگرسیویسم شیعهست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی یه رولپلاگ هم میشه بهتر ازونی که هست ساخت.
چیزی که بش میگفتن بزرگ شدن، در واقع آداپت کردن یه سری از کلیشهها بود. کسی که میتونست اون کلیشههای رفتاری رو مو به مو اجرا کنه، بزرگشده، و اونی که نمیتونست، بچه لقب میگرفت. کد این بود: اگه طبق استاندارد من، که تازه استاندارد شخص خودم نیست بلکه از قبیله زنانهای که توش عضوم بم ارث رسیده، رفتار کنی، مردی. و اگه نتونی خودت رو به اون استاندارد برسونی، هنوز پسربچهای!
اون بزرگ شدنی که مربوط به عقله، یه سفری لازم داره که توش با جنسیت نمیشه سرعت گرفت.
اون بزرگ شدنی که مربوط به عقله، یه سفری لازم داره که توش با جنسیت نمیشه سرعت گرفت.
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوجوان ژاپنی چنان به سلفی اعتیاد داره که کیوسکهای عکس فوری که همهجا منسوخ شدهاند، اونجا هنوز پولسازند! البته اوپراتورها خودشون رو با زمانه وفق دادند و کیوسکشون دیگه مثل قدیم یک عکس سه در چهار ساده نمیگیره. بلکه عکسی تحویل میده که چه در نسخه دیجیتال و چه در پرینت، مطابق با ترندهای شبکههای اجتماعی باشه. یکی ازون ترندها هم قلمبه کردن چشمهاست! (مردم ژاپن تنها ملتی هستند که از بروز علنی عقدههاشون، و حتی تجاریسازی اونها، خجالت نمیکشند).
هفتاد سال پیش همسنهای اینها گرسنه در جنگلها میموندند تا خط رو نگه دارند، و وقتی برمیگشتند و ارتش میگفت باید به یک منطقه استعمارشده دیگه اعزام بشن، وسایلشون رو سریع جمع میکردند تا حرکت کنند.
هفتاد سال پیش همسنهای اینها گرسنه در جنگلها میموندند تا خط رو نگه دارند، و وقتی برمیگشتند و ارتش میگفت باید به یک منطقه استعمارشده دیگه اعزام بشن، وسایلشون رو سریع جمع میکردند تا حرکت کنند.