Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
دیگه یاد گرفتم چجوری جمله‌سازی کنم که زیاد دزدیده بشه.
وقتی حتی صاحب عطاری اسم فروشگاهش رو گذاشته «روزگار قدیم» یعنی موضوع درمان نیست، موضوع پول درآوردن از نوستالژی‌هاست. ولی اگه این نوستالژی‌ها برای بعضی‌ها ارزشه، کسی که میتونه این ارزش رو براشون تأمین کنه باید بتونه ازین خلق ارزش، پول دربیاره. مردم باید آزاد باشند وسط خیابان جلوی یکی رو بگیرند و بش بگن این کتی که تنته رو ده میلیون تومن میفروشی؟ و اون هم آزاد باشه که بگه آره ولی این دویست تومن هم نمیارزه، و خریدار بگه عیب نداره، حال می‌کنم باش میخوام ده میلیون بابتش بدم، و صاحب کت بگه اوکی، و همونجا درش بیاره و به خریدار تحویل بده. مردم باید آزاد باشند که بگن یه اتاق تو زایشگاه دارم که برای تاریخ نه آذر سال ۹۹ تزیین شده، شبی هشتاد میلیون، کی میخواد؟ و مردم آزاد باشند که دست‌شون رو ببرن بالا و بگن «من». مردم باید آزاد باشند خل باشند و پول‌شون رو صرف خل‌بازی‌هاشون کنند. میشه قضاوت‌شون کرد. خودم هم می‌کنم. اما نباید براشون مزاحمت ایجاد کرد. نباید آزادی‌شون رو سلب کرد. مخصوصا وقتی انواع دیگه‌ای از خل‌بازی‌ها هست که هیچ مزاحمی ندارند. مثل واکسنی که شش ماهه به نتیجه رسیده! اینکه واکسن‌های قبلی چند سال و حتی یک دهه طول می‌کشید به بازار برسند به این دلیل نبود که محققان تنبل بودند و حالا یاعلی گفته‌اند. به این دلیل بود که همینقدر زمان می‌برد. الان شش ماهه‌ست چون از بعضی مراحلش می‌پرند. اما اون تولیدکننده واکسن هم باید آزاد باشه جنسش رو بفروشه، و مردم هم باید آزاد باشند جنسش رو بخرند. حتی اگه خریت باشه. و مهمه که وقتی برای این خریت، مانعی تراشیده نمیشه، برای خریت‌های علفی و نوستالژیک هم مانعی تراشیده نشه.
اعتقاد به اینکه انسان باید آزاد باشد تا خل باشد، مترادف این نیست که درست و غلطی وجود نداره، یا فرقی بین زندگی عقلانی و جنون نیست، یا مردم نیاز به راهنمایی و روشنگری دیگران ندارند. علاوه بر اینکه آزاد بودن انسان مهم‌تر ازینه که در سمت درست ایستاده باشه یا نه، تمام آنچه از تجربه و فهم و فرهنگ و دانش و حکمت و فلسفه که از گذشتگان‌مون گرفتیم همه از کسانی بوده که در زمان خودشون آزاد بودند انتخاب کنند، آزاد بودند همونی بشن که شدند، و البته در بعضی چیزها هم ممکن بود در سمت درست نایستاده بوده باشند. باید علف‌طلبان آزاد باشند، عبادت‌کنندگان معبد «فایزر» هم آزاد باشند، من هم آزاد باشم، تا از همه این‌ها یک تجربه دربیاد، یک داستان چندبعدی، برای آدم‌های بعد از ما. الخیر فی‌ ما وقع که میگن، یعنی همین.
وقتی تصاویر ریختن بادمجان‌های پس فرستاده شده از عراق جلوی پای شترها رو می‌بینند، میپرسند خب چرا نمیاریش تهران و شهرهای بزرگ و به نصف قیمت نمیفروشی؟ به جای اینکه خودشون رو جای مالک بار بذارن، خودشون رو جای بادمجان‌ها میذارن! برای بادمجان بهتر نیست سرخ شده و طلایی بشه و با تزئینات در بشقاب قرار بگیره تا اینکه یک شتر تکه تکه‌ش کرده و نصفه نیمه رهاش کنه در بیابان؟
مالک بار میخواد در اسرع وقت از شر خسارت خلاص شه. وقتی میگی بیارش تهران، یعنی داری میگی «بیشتر خسارت ببین». این فراتر از «برای من مجانی حمالی کن» قرار می‌گیره. چون حمالی مجانی غیر از اتلاف وقت، خسارت مستقیم دیگه‌ای نداره. این میگه هم حمالی کن، هم یه پولی هم از جیب بده!
بد نمی‌شد اگه در مدارس به جای محاسبات خازن‌ها، یک معرفی مختصر از منطق بیزینس به دروس اضافه می‌کردند.
Anarchonomy
Photo
به جای زیر سوال بردن دولت‌هایی که تحت کنترل‌شون قرار دارند و پول‌شون رو به زور ازشون می‌گیره، سر اینکه کدوم‌شون قدرتمندتره و «چه سری چه دمی عجب پایی» داره، کل کل می‌کنند! حقیقتا ترحم‌برانگیز نیست؟ مثل هر جدل کودکانه‌ای هم انواع اغراق‌های مضحک توش پیدا میشه، از آهن‌پاره بودن ناو هواپیمابر، تا امکان تخریب کل ایران توسط فقط پنج هواپیمای جنگنده! (که حتی سوخت توی باکش جوابگوی رد شدن از بیابان‌های ایران نیست). یکی جوری برای رسیدن نظام به بمب اتم عجله داره که برای بچه‌دار شدن خودش نداره، یکی جوری از کارهای تمیز موساد ذوق می‌کنه انگار اثر هنری خودش بوده! درست مثل برده‌هایی که از کرامات و معجزات ارباب‌شون خرکیفند! اربابانی که هر کدوم صاحب سوپر پاور خاصی هستند. مثل چهار شگفت‌انگیز! یک ارباب‌دولت، شلاقی داره که صداش تا همه کوهستان‌ها میره. اون یکی از دهانش آتش درمیاد. اون یکی باد و باران رو کنترل می‌کنه! اون یکی با یک اشاره همه‌چیز رو منجمد می‌کنه! البته الان اگه کشورهای عضو جی۲۰ رو در نظر بگیریم باید گفت بیست شگفت‌انگیز! ولی به این بیست‌تا خلاصه نمیشه. ارباب‌‌هایی هم هستند که سوپرمن نیستند، اما هنرمندند! این‌ها در شاخه لولی بربط‌زن قرار می‌گیرند! مثل دولت‌های اسکاندیناوی، که قادرند فضای کارتون‌های دیزنی را در واقعیت برای برده‌ها فراهم کنند! یه سری هم مثل دولت ترکیه، توانایی‌شون در ایجاد مزاحمت برای بقیه اربابانه. برده‌هاش هم اینطور پز میدن که: ارباب ما اگه تو اتوبوس باد بده همه مجبور میشن پیاده بشن، هاهاها!

برده‌ها رو در این دریوزگی‌ها به سه دسته میشه تقسیم کرد:

الف- ارباب ما شیره! در این دسته مردم چین از همه درخشان‌ترند‌. این‌ها با اقتدار دولت به ارگاسم میرسند. حتی اگه هیچ نفعی براشون نداشته باشه.

ب- ارباب ما تیزه! مردم استرالیا و کانادا از نمونه‌های بارزش هستند. که کاری به اقتدار ندارند، بلکه از کارآمدی و علمی مهندسی بودن کنترلش، مشعوفند!

ج- ارباب ما ریده! در این یکی نمونه زیاد هست ولی از همه برجسته‌تر ایرانی‌ها هستند. این‌ها از ارباب فعلی ناراضی‌اند و خواهان واردات مستقیم ارباب از یک اقلیم دیگه هستند.


برای همین تأکید دارم که در این فضا، موسی بودن یک آپشن نیست. یک ضرورته. و بله سخته قانع کردن بنی‌اسراییل که لازمه ازین دریوزگی خارج بشن.
همه می‌دونند بخشی از وضعیت فعلی دلار در ایران به خاطر کمیابی حاصل شده از تحریمه‌، اما منتظرند/منتظریم که با چراغ سبز بایدن قسمتی ازین محدودیت‌ها برداشته و دلار بیشتری وارد بشه و قیمت پایین‌تر بیاد، بعد چیزهایی که الان نمی‌تونیم بخریم رو اون موقع بخریم! ولی این دو متناقضند. که هم پایین بیاد، هم بخریم. درسته دلار کم است، اما مصرف هم کم است. آخرین باری که یک جنس آلمانی خریدید کی بوده؟ اگه قرار باشه دلار آزادانه بیاد، و واردات هم مثل پنج شش سال قبل باشه، این کمیابی باز هم ایجاد خواهد شد. البته یک دولت زورگو که سازمان‌یافتگی درستی داشته باشه میتونه مصرف رو مهار کنه، اما در #گله_گاو که تا پیش ازین برای تصاحب دلارهای نفتی وکلای همدیگه رو با تیر می‌زدند، به هرحال نشتی زیاد خواهد بود.
8
میگه همون فرمانده سپاهی که گفته شده آمریکا با پهپاد زدش دیروز، از مستعان ۱۱۰ استفاده می‌کرده!
میگه نفوذ کردن به سپاه که به این وضع افتاده. خب فرض کنیم نفوذ کرده‌اند. یک مقام بلندمرتبه سپاه چرا باید انقدر گوساله باشه که بشه انقدر راحت سرش رو شیره مالید؟
نمی‌دونم واقعا آمریکا شربت رو بش خورانده یا نه، ولی اگه کار آمریکا باشه، حیف اون موشک هلفایر که خرجش شده.

https://t.me/antishabnaameh1/176
«برخی از بزرگترین کمپانی‌های آمریکایی که شامل اپل، نایکی و کوکاکولا می‌شود، به شدت در حال لابی در کنگره هستند تا مانع تصویب قانونی شوند که واردات محصولاتی که توسط کارگران اجباری اویغور در چین ساخته شده‌اند را ممنوع می‌کند».

از شرکت‌هایی که حمایت از ترنسجندرها رو وظیفه خودشون می‌دونند، انتظار میره به مسائل حقوق بشری خیلی جدی‌تر مثل کارگران اجباری-تبعیدی بیشتر اهمیت بدن. اما شرکت‌ها باید آزاد باشند خودمتناقض باشند. باید حتی آزاد باشند که وجهه خودشون رو تخریب کنند. اینکه خریدن کالایی که توسط تبعیدی‌ها ساخته شده، اخلاقیه یا نه رو باید مشتریان با کیف پول‌شون تعیین کنند. نه دولت، با یک رأی‌گیری چنددقیقه‌ای. در واقع این بده که این شرکت‌ها دارند تنهایی لابی می‌کنند. درستش این بود که مردم هم جمع می‌شدند جلوی ساختمان کنگره و شعار می‌دادن «در چیزهایی که به شما مربوط نیست دخالت نکنید». ولی متأسفانه فکر می‌کنند این فقط دعوای دولت با چندتا شرکته، و اون شرکت‌ها هم پولدارند و می‌تونند گلیم‌شون رو از آب بکشن بیرون، پس به ما مربوط نیست. در حالی که بی‌تفاوتی‌های سلسله‌وار ما رو به اینجا کشونده.
«انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز»

پروپاگاندای شوروی در ۱۹۶۰
ناگهان دیگر سیاهپوست غیرمسلح توسط پلیس تیر نمی‌خورد.
نود و نه درصد مردم بودجه کافی برای خرید هواکش خارجی ندارند. بنابراین مجبورند هواکش تولید داخل بخرند. که گارانتی شده که حتما به صدا خواهد افتاد، و اعصاب مصرف‌کننده را هم با خود هوا می‌کشد بیرون. اما بعد از چند دهه تولید دقیقا همان هواکش است، با همان مشخصات و حتی همان شکل. از چند دهه پیش تا الان بعضی از کارگران و مدیرانش لابد مرده‌اند و اجسادشان هم پوسیده، ولی محصول‌شان هنوز مشکل صدا را دارد. سرداران سپاه می‌گویند هر کاری که در کشور انجام نشده یا نشدنیست را سپاه می‌تواند انجام دهد. شاید بد نباشد یک «کمپین دو میلیون امضاء» ایجاد کنیم و از سپاه بخواهیم به هواکش ورود کند. گفتم دو میلیون چون سپاه به یک میلیون امضاء حساسیت دارد.
صرفا جهت برآوردی درباره خوانندگان کانال
بدون اینکه سرچ کنید
می‌دونید کمپین یک میلیون امضاء چه بود؟
Anonymous Poll
26%
بله
74%
خیر
کنگره با چراغ سبز حتی جمهوری‌خواهان به شرکت‌ها اجازه داد به جذب نیروی ماهر خارجی و اعطای ویزای کار به اون‌ها ادامه بدن. حالا مخالفان امیدوارند ترامپ وتوش کنه. که احتمالا خواهد کرد.
ظاهر قضیه اینه که شرکت‌ها، مخصوصا در حوزه تکنولوژی، مدعی‌اند نیروی ماهری که نیاز دارند در خود آمریکا یافت می‌نشود. باطن قضیه هم اینه که نیروی ارزان‌قیمت مثل دانشگاه‌رفته‌های هندی رو بیارن آمریکا تا مجبور نباشند اندازه دانشگاه‌رفته آمریکایی بشون حقوق بدن.
دو مسئله موازی وجود داره. مخالفان حق دارند از جمهوری‌خواهان عصبانی باشند. چون این مصوبات نشون میده مناسبات «کیف انگلیسی» بین نمایندگان و شرکت‌ها وجود داره، و لذا سناتورها منافع شرکت‌ها رو نمایندگی می‌کنند، نه مطالبه مردم حوزه خودشون رو.
و در عین حال، طبیعیه که شرکت‌ها کیف رو بین سناتورها توزیع کنند. چون حق دارند. چرا وقتی تجارت کالا آزاده، تجارت نیروی کار نباید آزاد باشه؟ اگه جرم اون هندی‌ها اینه که ارزانند، پس باید گمرک جلوی ورود هر کالای ارزانی رو هم بگیره. مردم باید آزاد باشند بگن «من بیشتر ازین نمی‌ارزم». و استخدام‌کننده هم باید آزاد باشه تا اون‌ها رو انتخاب کنه.
با فرض اینکه ایران به شکل یک کشور نرمال درآمده باشد، آیا با اینکه همه شرکت‌های ایرانی مجاز باشند کارگران خارجی استخدام کنند موافقید؟ آیا با تعیین سقف موافقید؟ (مثلا حداکثر ۲۰ درصد کارکنان)
Anonymous Poll
35%
موافقم. خیر.
44%
موافقم. بله.
21%
مخالفم.
اون شرکت‌ها هم از مجموعه‌ای از مردم همین کشور تشکیل شدن، و دلشون میخواد همکارشون هندی باشه. بقیه چه حقی دارند که بگن نه تو نباید همکار هندی داشته باشی؟ مرزبندی کامیونیتی وقتی مشروعه که بر اساس حق مالکیت باشه. مثلا همه ساکنان یک روستا که مجموعا مالک اونجا هستند، تصمیم بگیرند که افغانی رو به روستا راه ندن. که البته خجالت‌آوره، ولی حقش رو دارند. چیزی که شما میگی فرای حق مالکیته. مثل اینه که مالکان روستا بگن افغانی حق عبور از کوهستانی که بالای ده ماست هم نداره! ده مال اوناست، کوه مجاور به ده که مال اونا نیست. البته متوجهم منظور شما چیه. اگه یک محله اعلام کنه که خونه به هندی‌های مهاجر نمیفروشه، بیچاره‌ش می‌کنند. اما راه حل اینه که حق‌ ساکنان محل به رسمیت شناخته بشه، نه اینکه جلوی ورود مهاجر رو بگیرند.