یه خبرنگار تو برزیل تایم گرفته که از زمان ورود به حوزه رأی و دادن رأی و بیرون اومدن چقدر طول میکشه، و زیر ۴ دقیقه شده! علاوه بر این، شمارش آراء هم خیلی سریع انجام گرفته. اینطور هم نیست مثل نظام جمهوریاسلامی یا نظام بشار اسد زود تمومش کنند، واقعا میشمرند و تمومش میکنند. بین چپ و راست رقابت سنگین وجود داره و نمیذارن جرزنی رخ بده (خیلی از چپها هم برنده شدند). گرینوالد در این رشته توعیت سیستم رأیگیری برزیل رو با آمریکا مقایسه کرده که هنوز بعد از چند هفته خیلی از ایالتها شمارش رو تموم نکردن! حالا اون شائبههای جدی درباره تقلب که بماند.
چطور دولت برزیل که عرضه محافظت از یک موزه رو هم نداره، میتونه انتخاباتش رو انقدر خوب برگزار کنه، و دولت آمریکا که ارتشش به کل دریاها تسلط داره در برگزاری انتخابات از یک کشور جهانسومی هم ضعیفتره؟
یکی از دلایلش میتونه تکحزبی بودن کشور باشه. وقتی طرفین انتخابات از یک خانواده هستند، انگیزه برای بهبود سیستم کاهش پیدا میکنه. یکی دیگه از دلایلش میتونه این باشه که در کشورهایی مثل برزیل، انتخابات هنوز اتفاق مهمیه و روی سرنوشت شهروندان تأثیرات محسوس میذاره. اما در آمریکا به یک شو تنزل پیدا کرده.
https://twitter.com/ggreenwald/status/1333056132240257034?s=19
چطور دولت برزیل که عرضه محافظت از یک موزه رو هم نداره، میتونه انتخاباتش رو انقدر خوب برگزار کنه، و دولت آمریکا که ارتشش به کل دریاها تسلط داره در برگزاری انتخابات از یک کشور جهانسومی هم ضعیفتره؟
یکی از دلایلش میتونه تکحزبی بودن کشور باشه. وقتی طرفین انتخابات از یک خانواده هستند، انگیزه برای بهبود سیستم کاهش پیدا میکنه. یکی دیگه از دلایلش میتونه این باشه که در کشورهایی مثل برزیل، انتخابات هنوز اتفاق مهمیه و روی سرنوشت شهروندان تأثیرات محسوس میذاره. اما در آمریکا به یک شو تنزل پیدا کرده.
https://twitter.com/ggreenwald/status/1333056132240257034?s=19
X (formerly Twitter)
Glenn Greenwald (@ggreenwald) on X
On the ongoing theme of the amazing efficiency of Brazil's elections v. the utter chaos of the US: today is national run-off day for Mayoral candidates.
A colleague in Rio (pop: 6.5m) timed how long it took to enter the building until he left after voting:…
A colleague in Rio (pop: 6.5m) timed how long it took to enter the building until he left after voting:…
«گیاهخواران ۴۳ درصد بیشتر از گوشتخوران در معرض شکستگی استخوان هستند».
با اینکه گیاهخواری رو نوعی مسخرهبازی میدونم (که شهروند مرفه غربی به سبد سرگرمیهاش اضافه کرده، چون فقط غذای گیاهی تهیه کردن خودش نوعی پازله)، اما این رو میدونم خیلی از تحقیقات ارتوپدی مخصوصا در حوزه شکستن استخوان، قابل اعتنا نیستند. مثلا پنجاه نفر رو انتخاب میکنند و هروقت جاییشون شکست رکوردش رو ثبت میکنند! در حالی که هر کدوم ازون پنجاه نفر دارند یه جور متفاوت از بقیه زندگی میکنند. حتی در نحوه زمین خوردن و ضربه خوردن بیشمار پارامتر وجود داره که نمیشه استانداردسازیش کرد. یعنی با یک چیز خیلی رندوم و در بازه زمانی طولانی طرفیم. بر همین اساس، الان داروهایی برای پوکی استخوان تجویز میکنند که اصلا معلوم نیست موثر هست یا نه.
با اینکه گیاهخواری رو نوعی مسخرهبازی میدونم (که شهروند مرفه غربی به سبد سرگرمیهاش اضافه کرده، چون فقط غذای گیاهی تهیه کردن خودش نوعی پازله)، اما این رو میدونم خیلی از تحقیقات ارتوپدی مخصوصا در حوزه شکستن استخوان، قابل اعتنا نیستند. مثلا پنجاه نفر رو انتخاب میکنند و هروقت جاییشون شکست رکوردش رو ثبت میکنند! در حالی که هر کدوم ازون پنجاه نفر دارند یه جور متفاوت از بقیه زندگی میکنند. حتی در نحوه زمین خوردن و ضربه خوردن بیشمار پارامتر وجود داره که نمیشه استانداردسازیش کرد. یعنی با یک چیز خیلی رندوم و در بازه زمانی طولانی طرفیم. بر همین اساس، الان داروهایی برای پوکی استخوان تجویز میکنند که اصلا معلوم نیست موثر هست یا نه.
هرچند که در قرن بیستم بهانه شروع جنگ جهانی، یک ترور بود، اما اون فقط یک بهانه بود. وگرنه ترور بیشتر جلوی وقوع جنگ رو میگیره تا اینکه بخواد اوضاع رو بدتر کنه. حتی ترور امام اول شیعیان هم برای عراق و شام، صلح به ارمغان آورد.
ترور به اندازه خود امپراتوریها قدمت داره. اما در دوران ما وجودش لازمتره. چون در دوران ما جنگافروزان، جلوتر از بقیه نیستند و پشت مردم پنهان میشن تا کمترین شراکت رو در هزینهها داشته باشند. ترور یک ابزاره که هزینه رو خیلی سریع و خیلی بهینه ترانسفر میکنه به پشت مردم، یعنی همونجایی که جنگافروزان پنهان شدن. در واقع ترور یک دریچهست که مناسبات هزینهای رو به قرنها پیش برمیگردونه. یک پرانتز باز میشه، کسی که باید جلو میایستاد رو شریک میکنه، و پرانتز رو میبنده.
ترور به اندازه خود امپراتوریها قدمت داره. اما در دوران ما وجودش لازمتره. چون در دوران ما جنگافروزان، جلوتر از بقیه نیستند و پشت مردم پنهان میشن تا کمترین شراکت رو در هزینهها داشته باشند. ترور یک ابزاره که هزینه رو خیلی سریع و خیلی بهینه ترانسفر میکنه به پشت مردم، یعنی همونجایی که جنگافروزان پنهان شدن. در واقع ترور یک دریچهست که مناسبات هزینهای رو به قرنها پیش برمیگردونه. یک پرانتز باز میشه، کسی که باید جلو میایستاد رو شریک میکنه، و پرانتز رو میبنده.
قدمت فیکنیوز در ایران رو ببینید.
باید در مورد بیسابقه بودن وضعیت اسفبار خبرنگارهای امروزی، تجدیدنظر کنیم. وقتی ادعا میکنیم خبرنگار دوران ما خبرنگار نیست بلکه یک دریوزه سیاسی است که قراره در قالب پروپاگاندا، یک پروژه سیاسی رو دنبال کنه، لابد منظورمون اینه که در گذشته خبرنگارها چنین نقشی نداشتند! ولی اینطور نبوده. خیلی وقته که بازی همینه. تنها تفاوت دوران ما در وجود اینترنته، که انحصار خبرنگار رو شکسته.
https://t.me/kazemi_hojjat/49
باید در مورد بیسابقه بودن وضعیت اسفبار خبرنگارهای امروزی، تجدیدنظر کنیم. وقتی ادعا میکنیم خبرنگار دوران ما خبرنگار نیست بلکه یک دریوزه سیاسی است که قراره در قالب پروپاگاندا، یک پروژه سیاسی رو دنبال کنه، لابد منظورمون اینه که در گذشته خبرنگارها چنین نقشی نداشتند! ولی اینطور نبوده. خیلی وقته که بازی همینه. تنها تفاوت دوران ما در وجود اینترنته، که انحصار خبرنگار رو شکسته.
https://t.me/kazemi_hojjat/49
Telegram
حجت کاظمی
حیرتنامهای درباره شوروی
داستان حیرتنامههای قاجاری برای همگان شناخته شده است.نوشتههایی برآمده از نخستین مواجهههای ایرانیان با تمدن غربی که البته با نوعی سطحینگری و خوشبینی نیز آمیخته است.اما این نوع نوشتهها صرفا محدود به دوره قاجاری نیست و در نسلهای…
داستان حیرتنامههای قاجاری برای همگان شناخته شده است.نوشتههایی برآمده از نخستین مواجهههای ایرانیان با تمدن غربی که البته با نوعی سطحینگری و خوشبینی نیز آمیخته است.اما این نوع نوشتهها صرفا محدود به دوره قاجاری نیست و در نسلهای…
تو فنلاند اینجوریه که هر پیشنهادی که به ذهن یک انسان عاقل برسه جمع کنی در یک پکیج ارائه بدی، بت میگن افراطی نژاپرست!
https://t.me/darfanland/1344
https://t.me/darfanland/1344
عکس رو یک قرن پیش گرفتن. خونه یه خانواده ثروتمند بوده در غرب آفریقا. ظاهرا نیازی به در نداشتن.. ما ازینکه در آپارتمانمون سه قفله نشه دچار رعب میشیم. بعد میگن الان «عوضش امنیت داریم» قدیم امنیت نبوده! پنجرهها خیلی کمند و فقط در ارتفاع. احتمالا یه ربطی به گرد و خاک داشته. لابد نورگیرها از سمت داخل و از حیاط بوده. البته تعجب نمیکنم اگه اتاقهاش تاریک بوده باشند. چون بیشتر تایم روز بیرون و زیر آفتاب بودند و مثل ما عقده «واحد از دو طرف غرق نور» نداشتند.
بالاخره این موسسه شریف در یک مقاله توضیح داد که چرا ارز دیجیتالی که بانکهای مرکزی قراره به جان مردم بندازند، به نفع شهروندان نیست و فقط برای کنترل بیشتره.
اینها اگر کوچکترین ارزشی برای آزادی مردم قایل بودند اینطور کینهتوزانه با رمزارزهای غیرمتمرکز دشمنی نمیکردند.
https://mises.org/wire/why-central-bank-digital-currencies-are-bad-idea
اینها اگر کوچکترین ارزشی برای آزادی مردم قایل بودند اینطور کینهتوزانه با رمزارزهای غیرمتمرکز دشمنی نمیکردند.
https://mises.org/wire/why-central-bank-digital-currencies-are-bad-idea
Mises Institute
Why Central Bank Digital Currencies Are a Bad Idea
The reasons why digital currencies are a bad idea are the same reasons why central banks are sure to implement them.
نمیشه مقدار حداقل دستمزد، یک حق باشه.
چون حق چیزی نیست که با تصویب در جایی بشه اعطاء یا سلب یا کم و زیادش کرد. حق باید ربطی به اصل وجودت داشته باشه. بنیانگذاران آمریکا این رو میدونستند و حقوق شهروندان رو فقط در عناوینی تعریف کردند که منشاء الهی داشت. مثل حق بیان عقاید. مثل حق دفاع از خود. چون نیاز بود سررشته حق به جایی وصل بشه که مافوق هر نظام انسانساختهایه. اگه منشاء حق انسان، همسطح دستگاه انسانی باشه، توسط همون دستگاه زیر سوال خواهد رفت. علاوه بر همه انگیزههای فلسفی و روانی، انسان به خدا نیاز داشت تا زیر سایهش از خودش در برابر تعدی دیگران دفاع کنه. و این سایه، نظیر و آلترناتیو نداره.
زیر سایه خدا، مصادیق حق خیلی کم و گزیده هستند. چون باید به خلقت مربوط باشند. آزادی بیان حق ماست، چون خدا ما را آزاد خلق کرد! مالکیت، حق ماست چون خدا اراده کرد که مواهب دنیا در تملک ما قرار بگیرند. دفاع از خود حق ماست، چون خدا برای جان و مال ما حرمت قرار داده. در جامعهای که خدا مُرده، تنوع حق زیاد میشه، اما از معنا تهی هستند. همون دولتی که پول رو با چاپ بیش از حد از معنا تهی کرده، با اعطای حقهای نامربوط و سپس گرفتنشون به هر دلیلی، حق رو هم از معنی تهی میکنه. همون دولتی که یک روز میگه همه حق دارند خودرو داشته باشند، ممکنه چند روز بعد بگه زمین داره آلوده میشه، کسی حق نداره خودرو داشته باشه! اما خدا اینطوری نیست. نظر خدا هیچوقت درباره آزاد بودن مخلوقش عوض نمیشه.
چون حق چیزی نیست که با تصویب در جایی بشه اعطاء یا سلب یا کم و زیادش کرد. حق باید ربطی به اصل وجودت داشته باشه. بنیانگذاران آمریکا این رو میدونستند و حقوق شهروندان رو فقط در عناوینی تعریف کردند که منشاء الهی داشت. مثل حق بیان عقاید. مثل حق دفاع از خود. چون نیاز بود سررشته حق به جایی وصل بشه که مافوق هر نظام انسانساختهایه. اگه منشاء حق انسان، همسطح دستگاه انسانی باشه، توسط همون دستگاه زیر سوال خواهد رفت. علاوه بر همه انگیزههای فلسفی و روانی، انسان به خدا نیاز داشت تا زیر سایهش از خودش در برابر تعدی دیگران دفاع کنه. و این سایه، نظیر و آلترناتیو نداره.
زیر سایه خدا، مصادیق حق خیلی کم و گزیده هستند. چون باید به خلقت مربوط باشند. آزادی بیان حق ماست، چون خدا ما را آزاد خلق کرد! مالکیت، حق ماست چون خدا اراده کرد که مواهب دنیا در تملک ما قرار بگیرند. دفاع از خود حق ماست، چون خدا برای جان و مال ما حرمت قرار داده. در جامعهای که خدا مُرده، تنوع حق زیاد میشه، اما از معنا تهی هستند. همون دولتی که پول رو با چاپ بیش از حد از معنا تهی کرده، با اعطای حقهای نامربوط و سپس گرفتنشون به هر دلیلی، حق رو هم از معنی تهی میکنه. همون دولتی که یک روز میگه همه حق دارند خودرو داشته باشند، ممکنه چند روز بعد بگه زمین داره آلوده میشه، کسی حق نداره خودرو داشته باشه! اما خدا اینطوری نیست. نظر خدا هیچوقت درباره آزاد بودن مخلوقش عوض نمیشه.
انتخابات تموم شد، حالا سیانان میگه چین درباره آمار کرونا دروغ گفته بود، فائوچی میگه کرونا بین بچهها اونقدرها هم منتقل نمیشه مدرسهها رو باز کنید، فرماندار نیویورک میگه تعطیلیها تأثیر چندانی در مهار کرونا نداره میشه محدودیتها رو کم کرد.
با مردمی که خرند مثل خر رفتار خواهد شد. یعنی دقیقا به همین شکلی که اینها رفتار میکنند. این یک فرآیند کاملا طبیعی است.
با مردمی که خرند مثل خر رفتار خواهد شد. یعنی دقیقا به همین شکلی که اینها رفتار میکنند. این یک فرآیند کاملا طبیعی است.
زنش چیزی نمیدونه. برای همین اینهمه سخنگو پیدا کرده. چون اصلا با شوهرش نبوده. این قضیه ویلا، قصهست. داشته از یک سایت هستهای برمیگشته.
بازی مفرحیه، بیایید سر سناریو من شرط ببندیم.
https://t.me/mamlekate/54293
بازی مفرحیه، بیایید سر سناریو من شرط ببندیم.
https://t.me/mamlekate/54293
Telegram
مملکته
در روایت جدید، الهام گرفته از «بانی و کلاید»، همسر #محسن_فخریزاده هم از خودرو بیرون رفته ولی از رگبار گلولهها و انفجار نیسان جان سالم به در برده.
این هم روش جدید اطلاعرسانی است!
معلوم نیست چرا یک نفر دیگر به نمایندگی از همسر و عروس فخریزاده مصاحبه میکند؟…
این هم روش جدید اطلاعرسانی است!
معلوم نیست چرا یک نفر دیگر به نمایندگی از همسر و عروس فخریزاده مصاحبه میکند؟…
به نکته ظریفی در بازاریابی اشاره کرده. وقتی محصول رو میدی به مشتری تا امتحانش کنه، نباید رایگان باشه. سخته بابت چیزی پول بدی که قبلا مجانی مصرفش میکردی. در واقع بهتره مشتری از جیب خودش مایه بذاره تا بفهمه تبلیغات تو واقعی بوده یا نه. اینجوری ارزش بیشتری هم برای اون جنس قایل میشه. یه جورایی وقتی بش مجانی میدی، داری این سیگنال رو منتقل میکنی که ما معطل تأیید تو هستیم! احساس میکنه تو به تأییدش بیشتر نیاز داری، تا اون به کالای تو!
یاد این مسئله افتادم که پرداخت حق بیمه درمان بعد ازینکه مدتی توسط دولت پرداخت میشده، سخته. مجانیکنندگان خدمات درمان، با اینکه عملا مجانی نیست و برای اقتصاد گرانتر هم تموم میشه، در دراز مدت باعث چیپ شدن این خدمات در ذهن مصرفکننده میشن.
یاد این مسئله افتادم که پرداخت حق بیمه درمان بعد ازینکه مدتی توسط دولت پرداخت میشده، سخته. مجانیکنندگان خدمات درمان، با اینکه عملا مجانی نیست و برای اقتصاد گرانتر هم تموم میشه، در دراز مدت باعث چیپ شدن این خدمات در ذهن مصرفکننده میشن.
Anarchonomy
به نکته ظریفی در بازاریابی اشاره کرده. وقتی محصول رو میدی به مشتری تا امتحانش کنه، نباید رایگان باشه. سخته بابت چیزی پول بدی که قبلا مجانی مصرفش میکردی. در واقع بهتره مشتری از جیب خودش مایه بذاره تا بفهمه تبلیغات تو واقعی بوده یا نه. اینجوری ارزش بیشتری هم…
وقتی حتی صاحب عطاری اسم فروشگاهش رو گذاشته «روزگار قدیم» یعنی موضوع درمان نیست، موضوع پول درآوردن از نوستالژیهاست. ولی اگه این نوستالژیها برای بعضیها ارزشه، کسی که میتونه این ارزش رو براشون تأمین کنه باید بتونه ازین خلق ارزش، پول دربیاره. مردم باید آزاد باشند وسط خیابان جلوی یکی رو بگیرند و بش بگن این کتی که تنته رو ده میلیون تومن میفروشی؟ و اون هم آزاد باشه که بگه آره ولی این دویست تومن هم نمیارزه، و خریدار بگه عیب نداره، حال میکنم باش میخوام ده میلیون بابتش بدم، و صاحب کت بگه اوکی، و همونجا درش بیاره و به خریدار تحویل بده. مردم باید آزاد باشند که بگن یه اتاق تو زایشگاه دارم که برای تاریخ نه آذر سال ۹۹ تزیین شده، شبی هشتاد میلیون، کی میخواد؟ و مردم آزاد باشند که دستشون رو ببرن بالا و بگن «من». مردم باید آزاد باشند خل باشند و پولشون رو صرف خلبازیهاشون کنند. میشه قضاوتشون کرد. خودم هم میکنم. اما نباید براشون مزاحمت ایجاد کرد. نباید آزادیشون رو سلب کرد. مخصوصا وقتی انواع دیگهای از خلبازیها هست که هیچ مزاحمی ندارند. مثل واکسنی که شش ماهه به نتیجه رسیده! اینکه واکسنهای قبلی چند سال و حتی یک دهه طول میکشید به بازار برسند به این دلیل نبود که محققان تنبل بودند و حالا یاعلی گفتهاند. به این دلیل بود که همینقدر زمان میبرد. الان شش ماههست چون از بعضی مراحلش میپرند. اما اون تولیدکننده واکسن هم باید آزاد باشه جنسش رو بفروشه، و مردم هم باید آزاد باشند جنسش رو بخرند. حتی اگه خریت باشه. و مهمه که وقتی برای این خریت، مانعی تراشیده نمیشه، برای خریتهای علفی و نوستالژیک هم مانعی تراشیده نشه.
اعتقاد به اینکه انسان باید آزاد باشد تا خل باشد، مترادف این نیست که درست و غلطی وجود نداره، یا فرقی بین زندگی عقلانی و جنون نیست، یا مردم نیاز به راهنمایی و روشنگری دیگران ندارند. علاوه بر اینکه آزاد بودن انسان مهمتر ازینه که در سمت درست ایستاده باشه یا نه، تمام آنچه از تجربه و فهم و فرهنگ و دانش و حکمت و فلسفه که از گذشتگانمون گرفتیم همه از کسانی بوده که در زمان خودشون آزاد بودند انتخاب کنند، آزاد بودند همونی بشن که شدند، و البته در بعضی چیزها هم ممکن بود در سمت درست نایستاده بوده باشند. باید علفطلبان آزاد باشند، عبادتکنندگان معبد «فایزر» هم آزاد باشند، من هم آزاد باشم، تا از همه اینها یک تجربه دربیاد، یک داستان چندبعدی، برای آدمهای بعد از ما. الخیر فی ما وقع که میگن، یعنی همین.
اعتقاد به اینکه انسان باید آزاد باشد تا خل باشد، مترادف این نیست که درست و غلطی وجود نداره، یا فرقی بین زندگی عقلانی و جنون نیست، یا مردم نیاز به راهنمایی و روشنگری دیگران ندارند. علاوه بر اینکه آزاد بودن انسان مهمتر ازینه که در سمت درست ایستاده باشه یا نه، تمام آنچه از تجربه و فهم و فرهنگ و دانش و حکمت و فلسفه که از گذشتگانمون گرفتیم همه از کسانی بوده که در زمان خودشون آزاد بودند انتخاب کنند، آزاد بودند همونی بشن که شدند، و البته در بعضی چیزها هم ممکن بود در سمت درست نایستاده بوده باشند. باید علفطلبان آزاد باشند، عبادتکنندگان معبد «فایزر» هم آزاد باشند، من هم آزاد باشم، تا از همه اینها یک تجربه دربیاد، یک داستان چندبعدی، برای آدمهای بعد از ما. الخیر فی ما وقع که میگن، یعنی همین.
وقتی تصاویر ریختن بادمجانهای پس فرستاده شده از عراق جلوی پای شترها رو میبینند، میپرسند خب چرا نمیاریش تهران و شهرهای بزرگ و به نصف قیمت نمیفروشی؟ به جای اینکه خودشون رو جای مالک بار بذارن، خودشون رو جای بادمجانها میذارن! برای بادمجان بهتر نیست سرخ شده و طلایی بشه و با تزئینات در بشقاب قرار بگیره تا اینکه یک شتر تکه تکهش کرده و نصفه نیمه رهاش کنه در بیابان؟
مالک بار میخواد در اسرع وقت از شر خسارت خلاص شه. وقتی میگی بیارش تهران، یعنی داری میگی «بیشتر خسارت ببین». این فراتر از «برای من مجانی حمالی کن» قرار میگیره. چون حمالی مجانی غیر از اتلاف وقت، خسارت مستقیم دیگهای نداره. این میگه هم حمالی کن، هم یه پولی هم از جیب بده!
بد نمیشد اگه در مدارس به جای محاسبات خازنها، یک معرفی مختصر از منطق بیزینس به دروس اضافه میکردند.
مالک بار میخواد در اسرع وقت از شر خسارت خلاص شه. وقتی میگی بیارش تهران، یعنی داری میگی «بیشتر خسارت ببین». این فراتر از «برای من مجانی حمالی کن» قرار میگیره. چون حمالی مجانی غیر از اتلاف وقت، خسارت مستقیم دیگهای نداره. این میگه هم حمالی کن، هم یه پولی هم از جیب بده!
بد نمیشد اگه در مدارس به جای محاسبات خازنها، یک معرفی مختصر از منطق بیزینس به دروس اضافه میکردند.