Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نیهیلیسم مثل خیلی از مواد شیمیایی داخل بدنه که همون مقداری که خود بدن میسازه، کافیه. دوز بالاتری رو نباید واردش کرد، و گرنه منجر به مسمومیت و نهایتا مرگ میشه. ذهنی که کار می‌کنه، خودش قطعا مقداری از نیهیلیسم رو میسازه. باید با دیسیپلین حفظش کرد. نه باید گذاشت اضافه‌تر بشه، نه باید با وجودش ستیز کرد. ذهنی که کار می‌کنه به هرحال چیزی خواهد دید که ازش این رو بفهمه که «هیچ‌چیز مهم نیست». باید به این فهم محتوم احترام گذاشت، و باش زندگی کرد. اگه کنترل بشه، نه تنها آزاردهنده نیست، که به وجدآورنده هم هست. مثل برهنه در آب یخ رفتن، که هم مهارت می‌خواد هم تجربه‌ای طولانی از نزدیک شدن به خط قرمزهای حیاتی. باید بدونی تا کجا بری، و بدونی دقیقا کجا باید برگردی. میشه اجازه داد وقتی نسیمِ هیچی و مهم‌نبودگی وزیدن گرفتن، تا نزدیکی خط قرمزها وجودت رو در بر بگیره، و سپس عبور کنه.
هر دختری در اسکاتلند یا تحت تکفل یک زن و مرد دیگه‌ست یا خودش شاغله و در هر دو حالت نوار بهداشتی خودش رو میتونه تأمین کنه. اینطور نیست که هزاران دختر بی‌بضاعت ول باشند در خیابون. همونطور که دولت حداقلی، حداقلی باقی نمیمونه؛ دولت رفاه در دراز مدت دیگه درباره رفاه نخواهد بود. درباره ربانیته. دولت رو «پروردگار» خودشون میخوان، که بشون روزی بده. شما فقط وقتی فقیری از ربت نمیخوای که بت بده. همواره ازش میخوای، چون ربته.


https://twitter.com/IranIntl/status/1331402937373900800?s=09
Anarchonomy
هر دختری در اسکاتلند یا تحت تکفل یک زن و مرد دیگه‌ست یا خودش شاغله و در هر دو حالت نوار بهداشتی خودش رو میتونه تأمین کنه. اینطور نیست که هزاران دختر بی‌بضاعت ول باشند در خیابون. همونطور که دولت حداقلی، حداقلی باقی نمیمونه؛ دولت رفاه در دراز مدت دیگه درباره…
آدم‌های گیجی وجود داشتند که خیلی جدی رفتند زیر دریا غواصی کردند تا ببینند واقعا آثاری از لشکر فرعون در اعماقش وجود داره یا نه! اینکه عبور بنی‌اسراییل و غرق شدن افراد فرعون به صورت فیزیکی رخ داده باشه براشون همینقدر مهم بود. بدون سرگرمی نمیشه زندگی کرد، اما در هیچ سرگرمی‌ای نباید بیش از حد فرو رفت. تخیل درباره وقایعی که پنج هزار سال پیش میتونسته رخ داده باشه، سرگرمی فکری خوبیه، مخصوصا وقتی بدلیل ناقص بودن اطلاعات همیشه مرموز بودنش رو حفظ خواهد کرد. اما نه اینکه بری زیر آب دنبال چیزی بگردی. کل اون قصه و جزییاتش، برای اشارته. شکافتن دریا، و هر معجزه دیگه‌ای، یک قوی سیاه بود. غیرممکن بودنش مهم نبود، غیرقابل پیش‌بینی بودنش مهم بود. فرعون نباخت به این دلیل که کسی تونسته بود کاری بکنه که خودش از انجامش عاجز بود. باخت چون چیزی ظاهر شده بود که خارج از دایره کنترلش بود‌. شعبده ساحران خودش جواب نمی‌داد چون چیزهایی که تحت کنترلند، در برابر قوی سیاه، ناچیز و بی‌اهمیت به نظر می‌رسند.
تا وقتی همه چی تحت کنترل بود، خدایی فرعون قرص و محکم بود. اما قوهای سیاهی که موسی پشت سر هم رها می‌کرد، ثابت می‌کرد که فرعون در جایگاه خدا نیست. تنها کسی باید در اون جایگاه باشه که به قوهای سیاه هم اشراف داره.

دولت، دانشمند، متخصص، متفکر، پزشک، نخبه.. کنترلی روی قوی سیاه دارند یا ندارند؟ اگه ندارند یعنی نباید در جایگاه ربانیت قرار بگیرند.
مدافعان سرمایه‌داری وقتی انتقاداتی که به سرمایه‌داری وارد میشه رو می‌شنوند میگن: «خب مثل هرچیزی، سرمایه‌داری هم بی‌نقص نیست». اما این یک دفاع غلطه. سرمایه‌داری، پرفکته! چون نیازی نداره چیزی بش اضافه کنیم تا بهتر بشه. پرفکشن‌های کاربردی، غیرممکن نیستند. تیغ موکت‌بر برای بریدن موکت، پرفکته. اگه کسی بگه چرا از تیغ موکت‌بر نمیشه به عنوان فندک استفاده کرد، ثابت نمی‌کنه که تیغ‌موکت‌بر نقصانی داره. سرمایه‌داری در کاری که باید انجام بده پرفکته. یعنی در ایجاد فرصت برای تولید ارزش برای مردم و کسب منفعت انگیزه‌ساز ازین تولید، و توزیع بهینه منابع برای انجام این فعالیت‌ها. قرار نیست کار دیگه‌ای انجام بده. برای بقیه کارها، یا باید از ابزارهای دیگه‌ای استفاده کرد، یا باید با نشدنی‌بودنشون کنار اومد. اینکه بپرسن چرا در نظام سرمایه‌داری هم رشوه وجود داره، پرت بودن سوال‌کننده رو نشون میده، نه ایراد سرمایه‌داری رو. اونی که بپرسه «چرا همه ماشین‌هامون برقی شدن ولی هنوز بعضی‌ها به عشق‌شون نمیرسند؟» دیوانه‌ست. همه نمی‌تونند به کسی که عاشقش شدند برسند. چون جور درنمیاد. چون دنیا همینه. از ماشین‌های برقی کاری برنمیاد.
«در نظام سرمایه‌داری بعضی‌ها خیلی پولدار می‌شوند، و سپس ثروت‌شان را صرف خریدن سیاستمداران می‌کنند. پس سرمایه‌داری فسادآفرین است».

چون عده‌ای وجدان و یا تعهدشان را به پول می‌فروشند، که در تمام طول تاریخ ازین آدم‌ها زیاد بوده، و در آینده هم زیاد خواهد بود، باید خلق ثروت و انگیزه خلق ثروت را تعطیل کنیم تا کسی نتواند آن‌ها را بخرد؟ برای کشتن شته‌ها، جایی که تجمع دارند را سمپاشی می‌کنند‌. آب باغ را قطع نمی‌کنند.
کارآفرینی را تعطیل کنیم چون شما به کسی رأی داده‌اید که با یک آیفون می‌شود تطمیعش کرد؟ چون شما به کسی اختیارات وسیع داده‌اید که در هزینه و تبعات هیچ‌کدام از تصمیماتش شریک نیست؟ سیاستمدار یا بروکرات برای این رشوه نمی‌گیرد که بعضی‌ها خیلی پولدارند. برای این می‌گیرد که از گرفتنش نمی‌ترسد. و وقتی نترسد، از کسانی که خیلی پولدار نیستند هم خواهد گرفت. همانطور که در نظام‌های کمونیستی از رفتگر هم می‌گرفتند.

سرمایه‌داری نمی‌تواند مانع اصرار فرد یا جامعه‌ای به بد زندگی کردن شود. چون کارکردش این نیست. سرمایه‌داری هم برای سگ‌ها رفاه می‌سازد هم برای انسان‌ها. کارش تبدیل سگ‌ها به انسان‌ها یا برعکسش نیست.
به خاطر کرونا بستری شده بوده. همراه با دو نفر دیگه. در یک اتاق. که هر دو اون‌ها هم کرونا داشتند. به هر سه یک قرص می‌دادند. این همیشه از دارو بیزار بوده. به دروغ گفته خوردم. اما دور مینداخته. دو نفر دیگه می‌خوردند. صبح بیدار شده و دیده روی سر هر دو، ملافه کشیده‌اند!
هرچند از نزاکت به دوره.‌. اما نشد نخندم. بعضی‌ها همینقدر ساده و خنده‌دار زنده میمونند. میشه به مرگ اون دو نفر گفت «انتخاب طبیعی»؟
شاید. اعتماد به افراد بی‌کفایت یا فاقد اصول، یک خطای مهلکه. اما گاهی فکر می‌کنی رفتار معقولی داری. و همون رفتار معقول می‌کشدت.
دنیا جای عجیبیه.
اینجا مشکلات زمینه‌ای بیمار چک نمیشه. این مشکل دوران کرونا نیست. قبلا هم این وضعیت وجود داشت. الان شاید بدتره. شخصا با هشدار درباره عوارض یا اختلال دارویی تجویزهای بی‌هوا، بعضی‌ها رو مدیون خودم کردم. چون دکترش چیزهایی که باید می‌پرسیده نپرسیده بود، اما من درباره اون بیمار از قبل می‌دونستم. متأسفانه کسانی که هرروز در محل می‌دیدم‌شون به این شکل از دست رفتند. مقصر هستند، اما عامدانه که نیست.

ولی داستان اعضای بدن و جنازه‌ها، وضعیت وخیم افکار عمومی نسبت به جامعه پزشکی رو نشون میده. هرجا که شنیدم با خنده و تمسخر ردش کردم، اما حتی منطقی‌ترین افراد می‌گفتند «ازین‌ها بعید نیست».
رییس اتحادیه‌شان گفت اگر تو را امسال نداشته باشیم مشکلی پیش نمی‌آید.
اما آن مرد نمی‌فهمد. نچشیدن تو مشکل بزرگیست.
یکی از حرف حساب‌ترین مطالب اخیر رو پیتر شیف گفت: که وضعیت بازار سهام ربطی به اوباما و ترامپ و بایدن نداره. فقط به فدرال رزرو ربط داره. (الانم که داو جونز انقدر رکورد میزنه، به خاطر اینه که این خانوم قراره بشه رییسش. چون خیال‌شون راحت شد کسی قراره این پست رو داشته باشه که همون کاری رو می‌کنه که انتظار دارند بکنه. وال‌استریت به این انتخاب میگه «چشم‌انداز مثبت»). شغل این آدم اینه که آمریکا رو بیشتر فرو ببره تو بدهی، و اوراق‌مون رو بفروشه به دنیا. اما این اوراق‌فروشی به دنیا یکم داره سخت میشه دیگه. چون دوزاری‌ مردم داره میفته یواش یواش. اونا دیگه مایل نیستند اوراق ما رو بخرند. پس این فدرال رزروه که باید بخره. بنابراین این رابطه گرم و خودمونی (بین خزانه‌داری و فد و وال‌استریت با فد)، خطرناک‌تره، چون خزانه‌داری قراره بدهی‌هاش رو مستقیم بفروشه به فد، چون تنها فد انقدر ابله است که آن‌ها را بخرد!

در واقع شاخص میره بالا، چون فهمیدند پرینتر قراره با قدرت ادامه بده!
کسانی که حسین دهقان رو از نزدیک دیده‌اند خوب می‌دونند که ایشون یکی از گاگول‌ترین چهره‌های نظامی ایرانه. اما مشکل نظام اینه که نظامی‌ها چهره بهتری ندارند! هیچ‌کدوم‌شون سواد کافی ندارند. البته سواد و معلومات نداشتن از شاخص‌های بارز همشونه، اما تفاوت‌‌ نظامی‌ها با تکنوکرات‌های افعی‌صفت امنیتی که در دولت روحانی جا خوش کرده‌اند، تو چشم میزنه. هیچکدوم کاریزما ندارند. و هیچکدوم عامه‌پسند نیستند. برای بازی بد و بدتر انتخابات ۱۴۰۰ لولوی قدرتمندی در آستین ندارند. و همین نشون میده چرخ کردن سلیمانی چه حرکت محشری بود که اینطور یک‌شبه تهی‌شون کرد.‌
پس از وقوع یک تصادف رانندگی، اولین کاری که انجام میشه پنهان کردن خشونت صحنه‌ست. همه دستگاه‌های حاضر در محل، یاد گرفتن که به مردم اجازه ندن که جزییات بلایی که سر قربانیان اومده رو ببینند. اما با ورود اینترنت و گوشه‌های تاریکش، بخشی از این خشونت‌ها نه تنها مستند بلکه حتی جاودانه شد. صحنه متلاشی شدن بعضی‌ها به قدری دست به دست شده که بعیده به این زودی‌ها از آرشیو بشری حذف بشه. اگه ما به اون هنجار پنهان‌سازی اعتقاد داشتیم، به اون مستندات هم مراجعه نمی‌کردیم. ولی داریم می‌کنیم.
بعضی از هنجارها مثل بنای یک کلیسا شده که مدت‌هاست مراجعه‌کننده نداره اما مردم محل حاضر نیستند تخریبش کنند.
دوست دارم هرکس پرسید اهل کجایی بگم اهل جایی که مردانش در این وضع و حالند.
اینکه وقتی به این یأس رسیده بودم که انقدر جوان بودم که در برابر این‌ها بچه به نظر می‌رسیدم نشانه نبوغ منه، یا نشانه اصرار ترحم‌برانگیز و کش‌دار این‌ها به یک امید واهی؟
حالا باید ده بیست سال هم صبر کنیم که شاید شهوت صنعتی‌شدن رو کنار بگذارند و به این فهم برسند که لازم نیست همه آلمان باشند. بیست سال بعد ازون رو هم باید صبر کنیم تا بفهمند اگه هم کسی خواست آلمان شود با پول دولتی و مخصوصا با دلار نفتی، نخواهد شد! اگه این چاه‌های نفت صاحب خصوصی داشت، شاید همه درآمدش رو از کشور خارج می‌کرد.. و الان این چندمیلیون کارمند و بازنشسته امکان مفت‌خوری نداشتند. خود این نفت از ابتدا یک نوع دزدی بوده. ناجور نیست کسانی که از واکسنی که در شش ماهگی دریافت کردند تا مدرسه‌ای که رفتند تا میز اداره‌ای که پشتش نشستند از مال دزدی حاصل شده بوده، از پیروزی دزدها مرثیه بخونند؟
آدمای بایدن ترور امروز رو بدجوری به خودشون گرفتن. اما وضعیت ذهنی جانوران آکادمیکی که کفتار سیاسی هم هستند رو در این اسکرین‌شات می‌تونید ببینید. میگه ممکنه دانشمند هسته‌ای قربانی این حادثه بوده باشه، اما هدف اصلی بایدن بود، چون اسراییل میخواد ایران از برجام خارج بشه. اون‌ها نمیخوان کار برنامه هسته‌ای رو تمام کنند، میخوان کار خود نظام رو تمام کنند.
بعد یه کاربر رندوم میگه: «هاها، کار نظام رو با کشتن یه دانشمند تموم کنند؟ آره با عقل جور درمیاد».
طرف برای جواب به این نقد کوتاه و موجز، میزنه به صحرای کربلا که اسراییل و عربستان درباره تهدید ایران اغراق می‌کنند تا راه دیپلماسی رو ببندن و رژیم رو عوض کنند و فلان و بهمان! که ابدا جواب اون حرف نیست. سوال طرف همچنان بی‌جوابه: چطور با کشتن یه دانشمند میشه باعث سقوط نظام شد؟ 😄

دولت‌ها پر از آدم‌هایی هستند که لاینقطع زر می‌زنند بدون اینکه بتونند حتی در ساده‌ترین دیالوگ دوطرفه از زرهایی که می‌زنند دفاع کنند.
سال ۱۹۳۱ منهتن نیویورک این شکلی بود.
اما جمعیت این منطقه تغییری نکرده! درست‌تر اینه که بگیم منهتن همین الان جمعیت کمتری نسبت به زمانی که این عکس گرفته شد داره!
به ما می‌گفتند اگه آسمانخراش نسازیم جایی روی زمین باقی نمیمونه برای سکونت انسان!
اما مسئله کمبود جا نبود. آسمانخراش‌ها و برج‌ها در مساحت لازم برای سکونت صرفه‌جویی نکردند.
اون‌ها رو ساختند تا فخرفروشی کنند. از فخرفروشی‌های فردی و خانوادگی، تا فخرفروشی‌های ناسیونالیستی، تا حتی فخرفروشی‌های اداری و تجاری. بلندتر ساختند تا بالاتر دیده بشن. خیلی‌ها برای بالاتر دیده شدن پول خوبی می‌دادند.
از دوستی که این رو برام فرستاد تشکر می‌کنم. نشاط خاصی ایجاد کرد که مدتی بود مانندش رو تجربه نکرده بودم.
#لبخند_شبانه
قبل انتخابات رسانه‌های دموکرات شایعه کردند طالبان افغانستان ابراز امیدواری کرده که ترامپ برنده شود! که البته طالبان چند روز بعد تکذیب کرد. همون موقع عده‌ای پرسیدند این با عقل جور درنمیاد. اگه طالبان واقعا مایله کسی برنده بشه که قصد خارج کردن کامل نیروهای آمریکا رو داره، نباید علنا ازش حمایت کنه، چون حتی یک بچه هم می‌دونه که اون حمایت علنی در داخل کشوری که داره انتخابات برگزار میشه، به ضرر اون نامزد خواهد بود! ضررهای اینچنینی تا حدیه که گفته میشه وقتی از یک نامزد حمایت می‌کنند، لابد هدف‌شون اینه که برنده نشه! اما رسانه‌ها و اون‌هایی که بشون اعتیاد دارند، رابطه‌ای با عقل سلیم ندارند‌.
درست مشابه همون الگوی رسانه‌ای رو درباره ترور فخری‌زاده هم می‌بینیم. اندفعه روایت اینه: «اسراییل می‌خواهد ایران را تحریک کند تا بایدن نتواند به برجام بازگردد».
هیچ‌کس نمی‌پرسه اگه این عملیات تحریک انقدر تابلوعه، پس نه آقای خامنه‌ای و نه آقای بایدن نباید در هیچ‌چیز تجدیدنظر کنند تا اسراییل به هدفش نرسه؛ خب این چه تحریکیه که اثر معکوس داره؟

دستگاه پروپاگاندا قرار نیست چیزهایی تحویل مردم بده که با عقل جور دربیاد. قراره برای ساختمانی از فریب که میسازه، آجر جور کنه. و هر خبر و هر شایعه و هر تحلیل و هر مقاله و هر کامنت، یک آجره.
وقتی تو گوگل معنی کلمه «فاشیستی» رو میزنی، در تعریفی که ارائه میده نوشته «مرتبط با راست افراطی...». در حالی که به صورت تاریخی، و حتی تا همین الان، این چپ‌ها بودند که فاشیست بودند. چون فاشیست‌ها پوست بعضی از چپ‌ها را کندند، ثابت نمی‌کنه که راست افراطی بودند. چپ فاشیست می‌شد چون اون راه انتهای دیگه‌ای نداشت. وقتی مردم به آرمان تخیلیت وقعی ننهند، مجبوری که مجبورشون کنی بنهند! با زور و خشونت. اما یک نوجوان هفده ساله این چیزها رو از کجا باید بدونه؟ اون فقط گوگل رو میشناسه.

هر کلمه، هر آهنگ، هر فیلم، هر دیالوگ، هر مدخل در دائرة‌المعارف، هر تعریف در دیکشنری.. یک آجر برای ساختمان فریبه.
کسانی که به عملکرد دولت‌ها انتقاد می‌کنند اما راه‌حل‌شون بزرگ‌تر کردن همون دولته، به مهملات خرچنگی این فرد هم نباید ایراد بگیرند. چون منطق همونه. برای دولتی که از پس تأمین امنیت مهم‌ترین مهره‌های خودش هم برنمیاد توصیه می‌کنه بمب اتم اختیار کند! مثل اینه که یه بچه در اسباب‌کشی یه پارچ شیشه‌ای از دستش بیفته بشکنه، بعد بش بگن پارچ رو که انداختی، بیا حداقل این مجسمه تاریخی که تو حراج کریستی خریدیمش رو ببر پایین!

https://t.me/maktubat/14838