Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
آخوند شیعه قرن‌ها در مورد طهارت تبلیغ کرد. اما تا همین قرن بیست و یکم عملا ناموفق بود. طوری که حتی خودشون معترف بودند که حتی در مسجد نمیشه مطمئن بود نماز همه درسته، چون معلوم نیست غسل کرده‌اند و وضو دارند یا نه، و اگه انجام داده‌اند چطور انجام داده‌اند. چه برسه به عموم مردم. اما فقط چندماه تبلیغات بهداشتی درباره کرونا باعث شد ملت حتی کارت بانکی رو چنان ضدعفونی کنند که گویی عین نجاسته!
از یک طرف میشه‌ اعلام کرد این نقطه که هستیم پایان نجاست شرعی بود، چون نجاست علمی با قاطعیت کنارش زد. و از طرف دیگه، حکومت تجربه کرد که اقتدارگرایی که پشتوانه علمی-تخصصی داشته باشه (حتی اگه شبه‌علمی و شبه‌تخصصی باشه) بسیار کارآمدتر از اون نوعی از اقتدارگراییه که فقط پشتوانه ایمانی داره.
این شیفت معرفتی در تاریخ این سرزمین بی‌سابقه‌ست، و حتما دنباله‌دار خواهد بود.
4
فتح تپه‌ای جدید توسط یکی دیگر از برندگان صلح نوبل: دولت اتیوپی، که رئیسش یکی از اوباماهای آفریقاست، به مردم شهری که تحت کنترل مخالفانه و نیم میلیون نفر جمعیت داره هشدار داده یا جمع می‌کنید میرید، یا ممکنه هر بلایی سرتون بیاد! چون ارتش دستور داره به کسانی که فرار نکردن ترحم نکنه.
وقتی فقط ۳ درصد واجدین شرایط به لیبرتارین‌ها رأی بدن چیز دیگه‌ای نباید انتظار داشت. اما قسمت طنزش اونجاست که بایدن می‌گفت «اگه برنده بشم به وال‌استریت سخت می‌گیرم». منظورش از سخت گرفتن این بوده که یه وال‌استریتی رو بذاره وزیر خزانه‌داری! 😄

https://t.me/arzdigital/7536
۹۰ درصد تحقیقات و مقالات در حوزه ژنتیک درباره ۲۰ درصد ژن‌های انسانه. چرا؟ چون کار روی اون ۲۰ درصد آسون‌تره! یکی از دلایل آسونی هم اینه که با ژن حیوان آزمایشگاهی مشترکه. کل فضای آکادمیک این سوگیری رو نرمالایز کرده، طوری که برای آینده شغلیت هم بهتره که روی همون ژن‌هایی کار کنی که بقیه دارن روشون کار می‌کنند. دانشجویانی که روی ژن‌هایی غیر ازون ۲۰ درصد کار می‌کنند، شانس‌شون برای محقق مستقل شدن تا ۵۰ درصد کاهش پیدا می‌کنه!

من سکوت می‌کنم.
4
Anarchonomy
Photo
فیلم زندگی در ترس، از کارهای کوروساوا، ساخت سال ۱۹۵۵ فیلمیه که اگه حتی یک بار دیدینش، بهتره یک‌بار دیگه هم ببینید. چون به طرز قشنگی با دوران کرونا همخوانی داره.
داستان یک پیرمرده که فوبیای جنگ هسته‌ای داره و قصد می‌کنه همه اموالش رو بفروشه و به برزیل مهاجرت کنه، چون کسی اونجا بمب هیدروژنی نمیندازه. خانواده‌ش که چشم به ثروتش دارند ازش شکایت می‌کنند و از دادگاه میخوان تا حکم به عدم کفایت بده، که یعنی دیوانه‌ست، تا بتونند اموال رو از دستش خارج کنند. کارشناسان دادگاه با اینکه این حکم رو میدن، و طرف نهایتا روانه تیمارستان میشه، اما دچار عذاب وجدان میشن. چون از خودشون میپرسن از جنگ هسته‌ای ترسیدن دیوانگیه، یا نادیده گرفتن خطرش؟ آیا اون دیوانه‌ست، یا این ماییم که دیوانه‌ایم؟

این از چند جهت به شرایط امسال جهان مربوطه.

اول اینکه ما با دو نوع وحشت مواجه شدیم که هر دو معکوس چیزی که بودند نمایانده شدند. یکی وحشت پیش از واقعه بود، که به شدت هشدار می‌داد و از تلفات میلیونی می‌ترسوند. این درست‌ترین نوع وحشت بود، چون عقل سلیم حکم می‌کنه وقتی هیچ‌چیز از خطر نمی‌دونی، حداکثری فرضش کنی. اما اکثریت مطلق جوامع این وحشت رو دیوانگی حساب کردند و نادیده گرفتنش! و اون یکی، وحشت حین واقعه بود، که وقتی ویروس در کل کشور پخش و از کنترل خارج شد، و با دیدن بیمارستان‌های پر شده، ایجاد شد. که دیوانگی محض بود، و همه تبعاتی که تا الان گریبان‌ مردم دنیا رو گرفته از همون دیوانگی نشأت گرفته. یک وحشت عقیم و بی‌فایده.

دوم اینکه پیرمرد داستان که تمام ذهنش رو وقف فکر کردن به نقشه نجات از خطر جنگ هسته‌ای کرده، در حین اقناع فرزندان خودش به فرار، متوجه میشه مشکلات عمیق‌تری بیخ گوشش وجود داشته‌. وقتی با درهای بسته مواجه میشه، کارگاه ریخته‌گری خودش رو آتش میزنه تا بچه‌هاش دلبستگی مادی برای موندن در ژاپن نداشته باشند. و بلافاصله مورد سرزنش کارگرانش قرار می‌گیره که از سر خودخواهی باعث بیکاری‌شون شده.
اولا، وحشت حتی اگه در مبنا عاقلانه باشه، به تنهایی کافی نیست. باید عقل سلیم در هر قدمت حضور داشته باشه، نه فقط در اولین قدمت. ثانیا، آدم‌ها یک مشت شیء نیستند که برای نجات‌شون بریزی‌شون پشت وانت و از مهلکه خارج‌شون کنی. برای موسی، شکافتن دریا در برابر زحمتی که کشید تا بنی‌اسراییل رو قانع کنه که باید اون سفر رو انجام بدن، مثل آب خوردن بود.

سوم اینکه، حق مالکیت وابستگی به وضعیت ذهنی مالک نداره. اگه شما اینطور تشخیص بدی که یکی دیوانه‌ست و اموالش رو از دستش خارج کنی، دیگران هم ممکنه به دلایل دیگه اموال شما رو از دست‌تون خارج کنند. شما کنترلی روی اینکه فردا تعریف دیوانگی یا کفایت چه خواهد بود، نداری. بنابراین سلب حق مالکیت هم خطریه که از ابعاد یا نزدیکیش خبر نداریم، و لذا باید به شدت ازش ترسید. در واقع میشه گفت سلب این حق، بزرگترین خطریه که انسان رو تهدید می‌کنه و باید دیوانه‌وار ازش وحشت داشت، چون همونطور که این پیرمرد متوجه شد اگه اموالت در اختیارت نباشه از بقیه خطرات هم نمی‌تونی فرار کنی!
(نکته جالب اینه که توجیه فرزندان برای شکایت حفظ کارگاه بود، اما در نهایت از بین رفت. این قرابت داره با انذارهای دینی درباره مال حرام، یعنی مالی که از طریق سلب حق مالکیت کسی به دست اومده، که بدعاقبت و بی‌برکت معرفی می‌شده).


به مخیله کوروساوا نمی‌رسید یه روز کار به جایی برسه که بشه این درس‌ها رو از فیلمش استخراج کرد. روحش شاد.
«واکسن باید اول روی سیاستمدارها تست بشه. اگه زنده موندن، واکسن ایمنه. اگه نموندن، کشور ایمن میشه».

اینم به لیست دیوانگی‌ها اضافه کنید.. که یک آگاهی عمومی در سراسر جهان وجود داره که اگه امشب همه سیاستمداران بمیرند، فردا صبح قشنگ‌تری خواهیم داشت؛ اما با وجود این آگاهی همگانی، سیاستمدارها زنده میمونند و رأی هم میارن! این خیلی غیرعادیه.
از پنجره اتاق این دو نقطه نورانی دارند یک تصویر جادویی رو میفرستن داخل. مریخ درست بالای ماه قرار گرفته. درست جلوی صورتم. حتی لازم نیست خودم رو توی رخت‌خواب جابجا کنم تا بهتر ببینمش. یعنی انعکاس نور از سطح مریخ همه این مسافت نجومی رو طی کرده، و فوتون‌های اون نور دارند مستقیم وارد اتاق میشن! و وقتی وارد اتاق شدند مستقیم وارد چشم‌های من شده و با لایه نازک شبکیه برخورد می‌کنند! چه سفر عجیبی. برای چی اینهمه راه اومدند؟ و برای چی این اتاق؟ به طرز باشکوهی ترسناکه.
هرچند در طول تاریخ رصدخانه‌ها رو بچه پولدارها می‌ساختند و اداره می‌کردند، اما همیشه منظره آسمان تنها ثروت لوکسی بوده که به همه تعلق داشته. هر آدم مفلسی می‌تونست روی زمین دراز بکشه و این صحنه‌ها رو ببینه، و فکر کنه یا خیال بسازه. باغ پرندگان رو همه نداشتند تا وقتی داخلش قدم می‌زنند در قوه تخیل‌شون جرقه‌هایی زده بشه. اما ستاره‌ها و سیاره‌ها رو همه داشتند‌.
شاید آسمان رو به ما دادند تا اگه گفتیم فرصت فکر کردن نداشتم، بمون بگن هرچه که لازم بود به تو داده شده بود!
با وجود آسمان نمیشه بهانه آورد.
نیهیلیسم مثل خیلی از مواد شیمیایی داخل بدنه که همون مقداری که خود بدن میسازه، کافیه. دوز بالاتری رو نباید واردش کرد، و گرنه منجر به مسمومیت و نهایتا مرگ میشه. ذهنی که کار می‌کنه، خودش قطعا مقداری از نیهیلیسم رو میسازه. باید با دیسیپلین حفظش کرد. نه باید گذاشت اضافه‌تر بشه، نه باید با وجودش ستیز کرد. ذهنی که کار می‌کنه به هرحال چیزی خواهد دید که ازش این رو بفهمه که «هیچ‌چیز مهم نیست». باید به این فهم محتوم احترام گذاشت، و باش زندگی کرد. اگه کنترل بشه، نه تنها آزاردهنده نیست، که به وجدآورنده هم هست. مثل برهنه در آب یخ رفتن، که هم مهارت می‌خواد هم تجربه‌ای طولانی از نزدیک شدن به خط قرمزهای حیاتی. باید بدونی تا کجا بری، و بدونی دقیقا کجا باید برگردی. میشه اجازه داد وقتی نسیمِ هیچی و مهم‌نبودگی وزیدن گرفتن، تا نزدیکی خط قرمزها وجودت رو در بر بگیره، و سپس عبور کنه.
هر دختری در اسکاتلند یا تحت تکفل یک زن و مرد دیگه‌ست یا خودش شاغله و در هر دو حالت نوار بهداشتی خودش رو میتونه تأمین کنه. اینطور نیست که هزاران دختر بی‌بضاعت ول باشند در خیابون. همونطور که دولت حداقلی، حداقلی باقی نمیمونه؛ دولت رفاه در دراز مدت دیگه درباره رفاه نخواهد بود. درباره ربانیته. دولت رو «پروردگار» خودشون میخوان، که بشون روزی بده. شما فقط وقتی فقیری از ربت نمیخوای که بت بده. همواره ازش میخوای، چون ربته.


https://twitter.com/IranIntl/status/1331402937373900800?s=09
Anarchonomy
هر دختری در اسکاتلند یا تحت تکفل یک زن و مرد دیگه‌ست یا خودش شاغله و در هر دو حالت نوار بهداشتی خودش رو میتونه تأمین کنه. اینطور نیست که هزاران دختر بی‌بضاعت ول باشند در خیابون. همونطور که دولت حداقلی، حداقلی باقی نمیمونه؛ دولت رفاه در دراز مدت دیگه درباره…
آدم‌های گیجی وجود داشتند که خیلی جدی رفتند زیر دریا غواصی کردند تا ببینند واقعا آثاری از لشکر فرعون در اعماقش وجود داره یا نه! اینکه عبور بنی‌اسراییل و غرق شدن افراد فرعون به صورت فیزیکی رخ داده باشه براشون همینقدر مهم بود. بدون سرگرمی نمیشه زندگی کرد، اما در هیچ سرگرمی‌ای نباید بیش از حد فرو رفت. تخیل درباره وقایعی که پنج هزار سال پیش میتونسته رخ داده باشه، سرگرمی فکری خوبیه، مخصوصا وقتی بدلیل ناقص بودن اطلاعات همیشه مرموز بودنش رو حفظ خواهد کرد. اما نه اینکه بری زیر آب دنبال چیزی بگردی. کل اون قصه و جزییاتش، برای اشارته. شکافتن دریا، و هر معجزه دیگه‌ای، یک قوی سیاه بود. غیرممکن بودنش مهم نبود، غیرقابل پیش‌بینی بودنش مهم بود. فرعون نباخت به این دلیل که کسی تونسته بود کاری بکنه که خودش از انجامش عاجز بود. باخت چون چیزی ظاهر شده بود که خارج از دایره کنترلش بود‌. شعبده ساحران خودش جواب نمی‌داد چون چیزهایی که تحت کنترلند، در برابر قوی سیاه، ناچیز و بی‌اهمیت به نظر می‌رسند.
تا وقتی همه چی تحت کنترل بود، خدایی فرعون قرص و محکم بود. اما قوهای سیاهی که موسی پشت سر هم رها می‌کرد، ثابت می‌کرد که فرعون در جایگاه خدا نیست. تنها کسی باید در اون جایگاه باشه که به قوهای سیاه هم اشراف داره.

دولت، دانشمند، متخصص، متفکر، پزشک، نخبه.. کنترلی روی قوی سیاه دارند یا ندارند؟ اگه ندارند یعنی نباید در جایگاه ربانیت قرار بگیرند.
مدافعان سرمایه‌داری وقتی انتقاداتی که به سرمایه‌داری وارد میشه رو می‌شنوند میگن: «خب مثل هرچیزی، سرمایه‌داری هم بی‌نقص نیست». اما این یک دفاع غلطه. سرمایه‌داری، پرفکته! چون نیازی نداره چیزی بش اضافه کنیم تا بهتر بشه. پرفکشن‌های کاربردی، غیرممکن نیستند. تیغ موکت‌بر برای بریدن موکت، پرفکته. اگه کسی بگه چرا از تیغ موکت‌بر نمیشه به عنوان فندک استفاده کرد، ثابت نمی‌کنه که تیغ‌موکت‌بر نقصانی داره. سرمایه‌داری در کاری که باید انجام بده پرفکته. یعنی در ایجاد فرصت برای تولید ارزش برای مردم و کسب منفعت انگیزه‌ساز ازین تولید، و توزیع بهینه منابع برای انجام این فعالیت‌ها. قرار نیست کار دیگه‌ای انجام بده. برای بقیه کارها، یا باید از ابزارهای دیگه‌ای استفاده کرد، یا باید با نشدنی‌بودنشون کنار اومد. اینکه بپرسن چرا در نظام سرمایه‌داری هم رشوه وجود داره، پرت بودن سوال‌کننده رو نشون میده، نه ایراد سرمایه‌داری رو. اونی که بپرسه «چرا همه ماشین‌هامون برقی شدن ولی هنوز بعضی‌ها به عشق‌شون نمیرسند؟» دیوانه‌ست. همه نمی‌تونند به کسی که عاشقش شدند برسند. چون جور درنمیاد. چون دنیا همینه. از ماشین‌های برقی کاری برنمیاد.
«در نظام سرمایه‌داری بعضی‌ها خیلی پولدار می‌شوند، و سپس ثروت‌شان را صرف خریدن سیاستمداران می‌کنند. پس سرمایه‌داری فسادآفرین است».

چون عده‌ای وجدان و یا تعهدشان را به پول می‌فروشند، که در تمام طول تاریخ ازین آدم‌ها زیاد بوده، و در آینده هم زیاد خواهد بود، باید خلق ثروت و انگیزه خلق ثروت را تعطیل کنیم تا کسی نتواند آن‌ها را بخرد؟ برای کشتن شته‌ها، جایی که تجمع دارند را سمپاشی می‌کنند‌. آب باغ را قطع نمی‌کنند.
کارآفرینی را تعطیل کنیم چون شما به کسی رأی داده‌اید که با یک آیفون می‌شود تطمیعش کرد؟ چون شما به کسی اختیارات وسیع داده‌اید که در هزینه و تبعات هیچ‌کدام از تصمیماتش شریک نیست؟ سیاستمدار یا بروکرات برای این رشوه نمی‌گیرد که بعضی‌ها خیلی پولدارند. برای این می‌گیرد که از گرفتنش نمی‌ترسد. و وقتی نترسد، از کسانی که خیلی پولدار نیستند هم خواهد گرفت. همانطور که در نظام‌های کمونیستی از رفتگر هم می‌گرفتند.

سرمایه‌داری نمی‌تواند مانع اصرار فرد یا جامعه‌ای به بد زندگی کردن شود. چون کارکردش این نیست. سرمایه‌داری هم برای سگ‌ها رفاه می‌سازد هم برای انسان‌ها. کارش تبدیل سگ‌ها به انسان‌ها یا برعکسش نیست.
به خاطر کرونا بستری شده بوده. همراه با دو نفر دیگه. در یک اتاق. که هر دو اون‌ها هم کرونا داشتند. به هر سه یک قرص می‌دادند. این همیشه از دارو بیزار بوده. به دروغ گفته خوردم. اما دور مینداخته. دو نفر دیگه می‌خوردند. صبح بیدار شده و دیده روی سر هر دو، ملافه کشیده‌اند!
هرچند از نزاکت به دوره.‌. اما نشد نخندم. بعضی‌ها همینقدر ساده و خنده‌دار زنده میمونند. میشه به مرگ اون دو نفر گفت «انتخاب طبیعی»؟
شاید. اعتماد به افراد بی‌کفایت یا فاقد اصول، یک خطای مهلکه. اما گاهی فکر می‌کنی رفتار معقولی داری. و همون رفتار معقول می‌کشدت.
دنیا جای عجیبیه.
اینجا مشکلات زمینه‌ای بیمار چک نمیشه. این مشکل دوران کرونا نیست. قبلا هم این وضعیت وجود داشت. الان شاید بدتره. شخصا با هشدار درباره عوارض یا اختلال دارویی تجویزهای بی‌هوا، بعضی‌ها رو مدیون خودم کردم. چون دکترش چیزهایی که باید می‌پرسیده نپرسیده بود، اما من درباره اون بیمار از قبل می‌دونستم. متأسفانه کسانی که هرروز در محل می‌دیدم‌شون به این شکل از دست رفتند. مقصر هستند، اما عامدانه که نیست.

ولی داستان اعضای بدن و جنازه‌ها، وضعیت وخیم افکار عمومی نسبت به جامعه پزشکی رو نشون میده. هرجا که شنیدم با خنده و تمسخر ردش کردم، اما حتی منطقی‌ترین افراد می‌گفتند «ازین‌ها بعید نیست».
رییس اتحادیه‌شان گفت اگر تو را امسال نداشته باشیم مشکلی پیش نمی‌آید.
اما آن مرد نمی‌فهمد. نچشیدن تو مشکل بزرگیست.
یکی از حرف حساب‌ترین مطالب اخیر رو پیتر شیف گفت: که وضعیت بازار سهام ربطی به اوباما و ترامپ و بایدن نداره. فقط به فدرال رزرو ربط داره. (الانم که داو جونز انقدر رکورد میزنه، به خاطر اینه که این خانوم قراره بشه رییسش. چون خیال‌شون راحت شد کسی قراره این پست رو داشته باشه که همون کاری رو می‌کنه که انتظار دارند بکنه. وال‌استریت به این انتخاب میگه «چشم‌انداز مثبت»). شغل این آدم اینه که آمریکا رو بیشتر فرو ببره تو بدهی، و اوراق‌مون رو بفروشه به دنیا. اما این اوراق‌فروشی به دنیا یکم داره سخت میشه دیگه. چون دوزاری‌ مردم داره میفته یواش یواش. اونا دیگه مایل نیستند اوراق ما رو بخرند. پس این فدرال رزروه که باید بخره. بنابراین این رابطه گرم و خودمونی (بین خزانه‌داری و فد و وال‌استریت با فد)، خطرناک‌تره، چون خزانه‌داری قراره بدهی‌هاش رو مستقیم بفروشه به فد، چون تنها فد انقدر ابله است که آن‌ها را بخرد!

در واقع شاخص میره بالا، چون فهمیدند پرینتر قراره با قدرت ادامه بده!
کسانی که حسین دهقان رو از نزدیک دیده‌اند خوب می‌دونند که ایشون یکی از گاگول‌ترین چهره‌های نظامی ایرانه. اما مشکل نظام اینه که نظامی‌ها چهره بهتری ندارند! هیچ‌کدوم‌شون سواد کافی ندارند. البته سواد و معلومات نداشتن از شاخص‌های بارز همشونه، اما تفاوت‌‌ نظامی‌ها با تکنوکرات‌های افعی‌صفت امنیتی که در دولت روحانی جا خوش کرده‌اند، تو چشم میزنه. هیچکدوم کاریزما ندارند. و هیچکدوم عامه‌پسند نیستند. برای بازی بد و بدتر انتخابات ۱۴۰۰ لولوی قدرتمندی در آستین ندارند. و همین نشون میده چرخ کردن سلیمانی چه حرکت محشری بود که اینطور یک‌شبه تهی‌شون کرد.‌