Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
به شرکت کشتیرانی اورگرین تایوان، هفتمین شرکت بزرگ دنیا از لحاظ سایز ناوگان و ظرفیت حمل، با ۳۳۳ کشتی، باید بگیم این چه وضع مارکت‌کپه که داری بنده خدا؟ تازه شدی اندازه یه شرکت تحریم‌شده‌ی از پا افتاده‌ی ایرانی. بیا تو فرمانیه یه ساختمان بخر بدبخت!

#لبخند_شبانه
«آمار رأی جو بایدن مثل این کاربران توعیتره که ۲۵۰ هزارتا فالوعر دارند اما ۲ هزارتا لایک بیشتر ندارند».

چرا میشه تو توعیتر هزاران فالوعر غیرواقعی داشت؟ چون خود توعیتر مایله بعضی‌ها بتونند اینجوری بالا بیان (و گرنه تا الان صدبار این مشکل رو حل کرده بود). مردم فکر می‌کنند در دموکراسی، اگه صاحب هیچ‌ قسمتی از قدرت هم نباشند، صاحب انتخابات هستند حداقل. اما اشتباه می‌کنند. انتخابات صاحب داره، و صاحبش مردم کوچه خیابون نیستند.‌
این اسکرین‌شات شبیه یک اثر هنریه. یعنی اگه بهترین کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌ها و گرافیست‌ها جمع میشدند تا یک اثر درباره وضعیت ایران امروز طراحی کنند به این خوبی در نمی‌اومد. یک آخوند از دوره انتهایی شیعه‌سانان، که شغل اخیرش نرمالایز کردن این باوره که حتی وقتی یک متجاوز پرخاشگر به نام «حکومت اسلامی اقتدارگرا» تو خونه‌ت هست و همه‌چیز رو بهم ریخته هم میتونی در آرامش به توسعه و آبادانی بپردازی! برای تبیین گام‌های کوچک این توسعه موهوم، تصویری از گل‌بازی افراد نابالغ میذاره! که استعاره‌ای دقیق‌تر ازین ممکن نبود بشه پیدا کرد. تصادفا همه شرکت‌کنندگان در این گل‌بازی ملی، همونجوری نشسته‌اند که در مستراح می‌نشینند! و همزمان یک زن از دوره میانی فمنیسم اسلامی، که درآمد شوهرش بش اجازه داده کاملا پرت از محیط پیرامون خودش، دغدغه زنان نیویورکی رو کپی پیست کنه، مثل پشه‌ای که چشمانش طیف خاصی از رنگ‌ها رو می‌بینه، به لباس گرمکن صورتی یکی از بچه‌ها واکنش نشون میده که حتی لاستیک رها شده در محل هم شاهده که به بچه هدیه دادند و خودش انتخاب نکرده‌ بوده.
باز در پمپئی ایتالیا اجساد کسانی رو پیدا کردند که دو هزار سال پیش در حین فرار زیر خاکستر آتشفشانی مدفون شدند. دو نفرند که یکی‌شون جوانتر ازون یکیه. اونی که جوانتره، دیسک کمرش تحت فشار بوده، و کلا لاغرتره. نتیجه گرفتند که برده‌ی اون مرد مسن‌تر بوده! ضمن تشکر از زحمات تیم کاوش، و با حفظ احترام به آن مجاهدان راه علم و دانش، توضیح‌شون رو قانع‌کننده نمی‌دونم. این دلایل برای برده بودن کسی کافی نیست. متأسفانه مردم هم که تیتر خبری این‌ها رو می‌بینند فکر می‌کنند حدسیات محقق هم جزیی از یافته‌هاست. یافته مستند، فقط اون دیسک کمره.
دولت برای سلب آزادی‌های فردی و اجتماعی، که مهم‌ترینش آزادی تجارته، هزار و یک توجیه فلسفی و اخلاقی میاره، اما خودش چنان راحت بش تبصره میزنه که انگار یک قانون تزئینی بوده.
هر بچه‌ای که قصد کرده فیلسوف بشه تا حرف‌های جدید بزنه، خیلی زود می‌فهمه که باید آثار همه فیلسوفان قبل از خودش رو بخونه تا احیانا بعدها حرف تکراری نزنه. و وقتی که همشون رو خوند، میفهمه هر حرفی که بخواد بزنه، تکراریه. وقتی با یأس «تکرار محتوم» مواجه شد، برای اینکه وقت خودش رو تلف‌شده نبینه، از چیزهایی که خونده استفاده می‌کنه تا حرف‌هایی که دیگران قبلا زدند رو بسط بده و برای عوام تشریح کنه. می‌خواست در قله اندیشه قرار بگیره، اما «کنیز کلامی» اربابان گذشته میشه. کنیز کلامی فقط باید حرف‌های اربابش رو ترجمه کنه. اجازه نداره از خودش حرف بزنه. که اگه بزنه هم کسی بش اهمیت نخواهد داد. کنیزها برای خودشون حرم دارند، و در این حرمسرا همه با هم برابر نیستند. بعضی‌ها خوشگل‌ترند، بعضی‌ها خوش‌صداترند، و بعضی خوش‌اندام‌تر. و طبیعتا بین‌شون حسادت و رقابت هم رواج داره. قرار بود عوام از ترجمه کنیزها لذت ببرند. اما چه اهمیتی داشت؟ کنیز که با اون‌ها رقابت نداشت. هر کنیز با کنیزهای دیگه رقابت داشت. پس جوری خودنمایی می‌کرد که بتونه به بقیه کنیزها پز بده، نه به مردم. در خودشون فرو رفتند، و کاری با اون بیرون نداشتند.

برای همینه که الان در میانه‌ی بلای کرونا که مردم بیشترین نیاز رو به فلسفه دارند، ازشون خبری نیست. اونها از خیلی قبل‌تر از کرونا، در قرنطینه‌اند.
یک سال پیش همین موقع‌ها بیل گیتس گفت بیشتر مردم وقتی علیه کاپیتالیسم حرف می‌زنند، واقعا مخالف کاپیتالیسم نیستند. اون‌ها منظورشون اینه که مالیات باید پله‌کانی باشه، و یه سری مقررات اضافه بشه و ازین چیزها. یعنی با قانون مشکل دارند، نه با ساختار.

برخلاف دوستان خیلی راستگرا، بیل گیتس رو مردی پلید با اهداف خصمانه نمی‌بینم (هرچند که پلیدانگاری این مرد دیگه مختص گوشه حاشیه‌ای راست نیست و تا مرکز هم نشت کرده). این آدم حتی هوش کافی برای بدجنس بودن هم نداره. خیلی از جانوران آکادمیک، از فرط سادگی، به منشاء ضرر به اجتماع تبدیل میشن. عقل گیتس انقدر کار می‌کنه که بفهمه دولت ذاتا نمی‌تونه صلاح جامعه‌مون رو تشخیص بده و نقشه راه رو طراحی کنه. اما انقدر کار نمی‌کنه که بفهمه میلیاردرها و فارغ‌التحصیلان یل و پرینستون هم نمی‌تونند! هیچوقت نمیاد بگه دموکراسی چیز جالبی نبود. اما در عمل نشون میده که معتقده کنگره جای مناسبی برای برنامه‌ریزی سلامت و برنامه‌ریزی آموزش نیست. برای گیتس، سناتور خوب سناتوریه که همون برنامه‌ای که اهالی دانشگاه یا نخبگان سرمایه‌دار طراحی کردند رو تصویب کنه.
بنابراین وقتی گفت اغلب اون‌‌هایی که دنبال سوسیالیسم هستند، صرفا دنبال افزایش مالیات و مقررات کنترلی هستند، اینطور قضاوتش نکردم که داره خودش رو میزنه به کوچه علی‌چپ. به نظرم چون به صورت دیفالت آدم ساده‌ایه اون حرف رو زد، و چون هنوز همونقدر ساده‌ست با وجود اتفاقاتی که در این سال افتاد نظرش عوض نشده. با اینکه داره به وضوح دیده میشه مشکل‌شون فقط با مالیات نبود. اون‌هایی که دنبال سوسیالیسم هستند می‌دونند دنبال چی هستند. اون‌ها کنترل همه‌چیز رو میخوان، نه فقط کنترل بعضی از پارامترهای اقتصادی رو. و چون دچار این سوء تفاهمه، فکر می‌کنه به نفع کشوره که دموکرات‌ها برنده انتخابات‌ها باشند، چون مالیات و مقرراتی که تصور می‌کنه مقصود اصلی سوسیالیست‌هاست رو بشون تقدیم کنیم، دیگه پارس نمی‌کنند!


تبلیغات موجود در فضای نت، که میلیاردها نفر رو تحت تأثیر قرار داده، این پیش‌فرض رو داره که چون بیل گیتس یک روباه شرور است، خطرناک است. اما به نظر من چون زیادی ساده‌ست خطرناک است. بیشتر خسارات کلان که به جوامع وارد میشه، از ناحیه ساده‌‌لوحانی بوده که فکر می‌کردند می‌دونند دارند چه می‌کنند.
کسی که چنین چیزی برای سکونت آدم‌ها ساخته، بویی از انسانیت برده؟
Anarchonomy
کسی که چنین چیزی برای سکونت آدم‌ها ساخته، بویی از انسانیت برده؟
زوپاگرافیکا یه کتاب جدید دیگه درباره معماری مدرن صنعتی بروتالیست سوسیالیستی، منتشر کرد. این بار رفته سراغ یکی از مناطق خشن روسیه: سیبری بتنی! قبلا کتاب‌های عکس مشابهی در مورد معماری بروتال در لندن و لهستان منتشر کرده بود. یک کتاب هم داره مختص بلوک شرق.
موارد جنایت انقدر زیاده که همه رو نمیشه تو یک کتاب جا داد.
زمان شاه یه سریال طنز مسخره پخش می‌شد که کاراکتر اصلیش «صمدآقا» بود‌. یه تیکه‌ش خیلی معروفه که بش میگن باید با یه دختره که حامله شده ازدواج کنه. صمد میگه واسه چی باید باش عروسی کنم؟ میگن چون بچه‌ای که تو‌ شکمشه بچه توعه. صمد میگه اگه بچه منه تو شکم اون چیکار می‌کنه؟

حالا حکایت این آدم‌هاست که تولیدمثل می‌کنند اما منتظرند همه چیزش رو دولت تأمین کنه، حتی غذای روزانه‌ش رو. حتی غذایی در حجم و اندازه‌ای که یک کشور با اقتصاد بیست تریلیون دلاری میتونه تأمین کنه! طوری که اگه من جای دولت بودم می‌پرسیدم: اگه بچه منه تو شکم شما چیکار می‌کنه؟
عه؟ باشه.

#لبخند_شبانه
داشتم به یه پادکست گوش می‌دادم که مایک مورل، قائم مقام سابق سازمان سیا، با آنتونی بلینکن که بایدن میخواد بذارتش وزیر خارجه مصاحبه می‌کرد، بعد اسپانسر پادکست هم شرکت اسلحه‌سازی ریتئون بود! به نظر همه‌چی درست میاد».

خب مردم همین رو میخوان، و به همین رأی دادن. که شبکه‌ای اختاپوسی که آمریکا رو اداره می‌کرد، دوباره به اداره آمریکا بپردازه. خبرنگارها هم ناگهان «مسئولیت بازخواست کردن اهالی قدرت» رو گذاشتن کنار و به جای فحاشی به مسئولان جدید، براشون آگهی تبلیغاتی هم پخش می‌کنند. نیویورک‌تایمز طوری این افراد رو معرفی می‌کنه انگار بشر به وجودشون نیازمنده و چه خوب که به قدرت برگشتند! و خواننده نیویورک‌تایمز هم بلافاصله پس از دریافت این خوراک فکری احساس خوبی بش دست میده که آخیش، تمدن غرب رو که داشت می‌رفت از بین بره، نجات دادیم. با رأی دادن به این اراذل نجات دادند!

انسان عاقل از خنده سنکوپ کند، رواست.
«صاحب‌نظران رسانه‌ای آمریکا داشتن خودشون رو می‌کشتن که ماکرون به عنوان ابرمرد لیبرالیسم داره با نیروهای میهن‌پرست راست افراطی اروپا مبارزه می‌کنه و قربون صدقه‌ش می‌رفتن. حالا داره همون نقش رو علیه اسلامگرایی ایفا می‌کنه و یهو برای همون صاحبنظران شد فاشیست! حرکت ژانگولر غریبی بود».

این بابا فکر می‌کنه ایراد از طرف آمریکاییه که فضای اروپا رو درک نمی‌کنه. چهره‌های رسانه‌ای آمریکا که شدن ماله‌کش مدیران سیا (که کمرنگ‌ترین لکه ننگ پرونده‌شون ساپورت سیاست شکنجه بوده)، در جایگاهی نیستند که برای فرانسه خوب و بد تعیین کنند. ولی این مشکل اروپاست که به نظرش چیزی که در فرانسه جریان گرفته ربطی به فاشیسم نداره.
بین حس تنفر از کسانی که شما را در فقر نگه داشته‌اند (چون به حق مالکیت و آزادی‌های فردی‌تان تجاوز کرده‌اند تا نتوانید از همه فرصت‌های ثروت‌سازی برخوردار باشید)، و کنترل احساسات ناشی از فقر، هیچ تناقضی وجود ندارد. درست همزمان با همان تنفر به حقی که می‌تواند بستر جنگ، انقلاب، مهاجرت، و یا هر نوع حرکت رادیکال فردی و اجتماعی بشود، و لازم هم هست؛ باید دیسیپلین را هم حفظ کرد، تا حس فلاکت از خود فلاکت بزرگتر نشود. وقتی یک چشم یک گربه کور می‌شود، از فردا همان کارهایی را ادامه می‌دهد که وقتی هر دو چشمش سالم بود انجام می‌داد. گربه‌ی معلول، نیاز به روان‌درمانی ندارد تا معلولیتش را هضم کند. یک دیسیپلین غریزی در مغزش نصب شده تا حس فلاکت را به خود فلاکت اضافه نکند. ما گربه نیستیم، و لذا اجرا کردن این کد، به عهده خودمان است. کسانی که ما را فقیر کرده‌اند باید ما را مثل گرگ‌های زخمی ببینند. اما برای خودمان باید یک اسب نجیب باشیم.
فروش خودروهای جدید بنزینی و گازوئیلی در بریتانیا از سال ۲۰۳۰ ممنوع خواهد شد! قرار بود از ۲۰۳۵ ممنوعیت شروع بشه، اما دولت بوریس جانسون ۵ سال هم جلو انداختش‌.

در همین یک تیتر، سه تا جوک نهفته‌ست:

۱- چپ و راست در انگلستان یک جوکه. عملا حزب محافظه‌کار وجود نداره. چون دولت محافظه‌کار در اجرای سیاست‌های کمونیستی از خود چپ‌ها بیشتر عجله داره. حزب کارگر و سبزها درباره این ممنوعیت حرف زیاد می‌زدند، اما خودشون فکر نمی‌کردن بشه انقدر عجله کرد!

۲- حق مالکیت و آزادی‌های فردی هم در این کشور یک جوکه. وقتی گفته میشد آزادی رو نباید فدای امنیت کرد، می‌گفتند فقط همین یک مورده، فقط امنیت، اونم بعضی وقت‌ها، نگران نباشید. اما همونطور که پیش‌بینی می‌شد به هزاران مورد دیگه تسری پیدا کرد. حالا آزادی رو فدای چیزهایی مثل بهداشت عمومی، ظرفیت بیمارستانی و ذرات معلق در هوا هم می‌کنند.

۳- حساب و کتاب هم در این کشور یک جوکه. نه نگاه می‌کنند به وضعیت زیرساخت شارژ و تولید برق، و نه نگاه می‌کنند به منابع مس و لیتیوم و عناصر دیگه که در حجم بسیار بالا برای تولید خودروهای برقی لازمه و معادن فعلی جوابگوی این تقاضای نجومی نیستند.
ساعت ۹ شب از نان‌فانتزی فروشی‌ها میشه شیرمال خرید، اما کیک یزدی، نه! چون کیک یزدی جزء شیرینی‌جاته و از ساعت ۶ فروشش ممنوعه!

نباید فقط به این چیزها خندید. پدر و مادرها باید به بچه‌ها بگن: دخترم، پسرم، ما داریم در یک دوره سفاهت زندگی می‌کنیم. اینکه خیلی از مردم با این شرایط کنار میان معنیش این نیست که داره کارهای درستی انجام میشه. من و تو باید همیشه از عقل‌مون استفاده کنیم و سفاهت رو شوخی نگیریم. هرجا که زورمون رسید جلوی سفیهان بایستیم، و اگه زورمون نرسید مدام به خودمون یادآوری کنیم که این‌ها سفیهند، مبادا برامون عادی بشه. عزیزم، باید یاد بگیری که از ذهنت محافظت کنی، مخصوصا وقتی کم‌عقل‌ها احاطه‌ت کردن.

این تنها تکلیفیه که بچه‌های این کشور باید انجام بدن.