Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
داستان این بوده که ناشران کتاب‌های دفاع مقدس (همونایی که روی جلد بیشترشون عکس همت و باکری و ایناست)، یه نمایشگاه ترتیب دادن که یکم بفروشن. معادل ۸۰۰ تومن کتاب با خودشون میارن نمایشگاه. اما کسی نمیاد، و میمونه رو دست‌شون. بعد آویزون دولت میشن که بیا بن توزیع کن تا مردم رغبت کنند بیان. ۲۰۰ تومن بن توزیع میشه، و با این حال ۵۰۰ تومن میفروشن و ۳۰۰ تومن میمونه. اون ۳۰۰ باقی مونده رو هم به استانداردی میگن بیا تو بخر. اونم ازشون میخره. فقط یکم از پول بن‌ها باقی مونده بوده که دارن غر میزنند وصول کنید!

بله، اگه مالیات ندیم که سنگ رو سنگ بند نمیشه که. مثلا ناشران دفاع مقدس چطور مفت‌خوری کنند؟
در تابستان ۱۹۱۸ یک آشوب در ژاپن به پا شد که در تاریخ این کشور بی‌سابقه بود. همه‌چی از قیمت‌گذاری برنج شروع شد. قیمتی که دولت برای کشاورزان تعیین کرده بود خیلی پایین‌تر از قیمتی بود که در بازار خرید و فروش می‌شد. ارتش بخشی از محصول رو می‌برد به جبهه‌ها و موجودی بازار کم شده بود و قیمت‌ها بالا رفته بود. البته دلایل دیگه‌ای هم داشت. برنج‌کاران ازینکه می‌دیدند ازین اختلاف قیمت بین زمین تا بازار، چیزی نصیب‌شون نمیشه عصبانی شدند و اعتراض کردند‌. ابتدا اعتراضات مسالمت‌آمیز بود اما به تدریج کار به تخریب و غارت و حتی آتش زدن پاسگاه‌ها کشید. هزاران نفر بازداشت و چند نفر هم به اعدام محکوم شدند. هرچند که دولت مجبور به استعفا شد.


آشناست، نه؟


https://en.m.wikipedia.org/wiki/Rice_riots_of_1918
مغز اون‌هایی که این حکم رو پذیرفتن اشکالات فنی متعددی داشته، اما این سوال‌کننده هم وضع بهتری نداره.
کل اسناد فوت ثبت شده ثبت احوال برای استان البرز در کل پارسال ۱۱۳۵۶ مورد بوده. اگه این عدد رو نصف کنیم تا تعداد فوتی‌های نیمه اول پارسال رو بدست بیاریم، که البته کار دقیقی نیست، به عدد ۵۶۷۸ می‌رسیم. آمار فوت ۹۸ در این استان نسبت به سال ۹۷ دقیقا ۷ درصد رشد داشته. و سال ۹۷ نسبت به ۹۶ به ۱۳ درصد رشد هم رسیده بوده! و سال قبل‌ترش اصلا رشد نداشته، که عجیبه، و سال قبل‌ترش باز ۶ و نیم درصد. حالا اگر فرض کنیم همین ۷ درصد رشد طبیعی استان باشه، آمار نیمه اول باید ۶۰۷۵ نفر می‌بود.
اما آماری که تا الان منتشر کردن، ۳۳۴۷ نفر در بهار و ۴۰۸۲ نفر در تابستان بوده. یعنی مجموعا ۷۴۶۷. یعنی نزدیک ۳۲ درصد بیش از مدت مشابه سال قبل! یعنی ۱۴۰۰ نفر بیش از تعدادی که با رشد طبیعی ۷ درصدی باید می‌بود. مسئولان آمار کل جان باختگان استان رو از ابتدای شیوع ۲۰۶۱ نفر اعلام کردند، که چون یک مقداریش مربوط به سال قبله، این عدد ۱۴۰۰ منطقی به نظر میاد. کل شهدای استان در جنگ هشت سال با عراق، ۴هزار نفر بود، که میشه گفت کرونا تا الان درست نصف اون تعداد رو قربانی کرده.

البته از تعداد فوتی‌های نیمه اول امسال ۴۲۷۳ نفر مرد بوده‌اند. که یعنی ۵۷ درصد مرد بوده‌اند. این نسبت در سال گذشته ۵۸ درصد بوده. بعبارتی امسال مردها همونقدر بیشتر از زن‌ها فوت کردند که هر سال بیشتر فوت می‌کردند. که با توجه به اینکه میگن کرونا بیشتر مردها رو گرفتار می‌کنه، این ثابت موندن هم کمی عجیبه.

اما بهرحال در استانی که دقیقا ۳ میلیون نفر جمعیت داره، ۲ هزار فوتی میشه ۶ صدم درصد جمعیت. اگه فقط برای نیمه اول امسال رو حساب کنیم که میشه فقط ۴ و نیم صدم درصد! به نظر میرسه که باید یک خط قرمز قراردادی برای درصد فوت از کل جمعیت طراحی بشه و توافق صورت بگیره که ازون به بعد رو باید بحران حساب کرد. نرخ اشغال تخت بیمارستانی، ملاک جالبی نیست. اگه همین الان از مردم بپرسی آیا ۴ صدم درصد خط قرمزه، فکر نکنم جواب مثبت بدن. باید توجه داشت که یک کارشناس در جایگاهی نیست که خط قرمز رو تعیین کنه، که متأسفانه این جایگاه رو بش داده‌اند. چون اون کارشناس قرار نیست هزینه‌ها رو پرداخت کنه. مردم پرداخت می‌کنند. بنابراین این مردم هستند که باید در مورد اون خط به توافق برسند.
از چندماه قبل انتخابات آمریکا نوشتم که پیروزی در انتخابات برای ترامپ و هرکسی که در کاخ‌سفید باشه، فقط و فقط به خاطر کرونا، یک مأموریت غیرممکنه. و مشخص شد که غیرممکن بوده. چون این باور که شخص رییس‌جمهور مسئول فوت مبتلایان و مسئول مهارنشدن ویروس و به کما رفتن اقتصاده، در ذهن مردم حک شد. اما تلفات کرونا برای سبدی از کشورهای صنعتی اروپایی که مجموعا اندازه آمریکا جمعیت دارند، درست معادل تلفات آمریکاست! دلیل ازین بزرگ‌تر و واضح‌تر که فرقی نداشت چه کسی در کاخ‌سفید باشه؟ آیا اگه اوباما بود، قرار بود از ماکرون بهتر عمل کنه؟ واقعا کسی هست که فکر کنه اوباما باعرضه‌تر از مکرونه؟ یا اگه جرمی کوربین نخست‌وزیر بریتانیا بود الان انگلیس تعطیل نبود؟ اسپانیا رو که خود کمونیست‌ها دارند اداره می‌کنند.

یک بار نوشته بودم اگه کسی موبایلش رو میذاره زیر شیشه ماشین در حالی که آفتاب عمود میتابه، نباید زنگ خونه رو بزنی و بش بگی آقا یا خانوم بیا گوشیت رو بردار الان ذوب میشه. چون باید هزینه احمق بودنش رو بپردازه. مردمی که ذهنشون رو به راحتی به هر سمت و سویی میشه هدایت کرد، باید هدایت کرد. نباید بگی گناه دارند. باید هدایت بشن، و هزینه‌ش رو بپردازند. هروقت قرار بود عذابی به قومی نازل بشه، پیامبر اون قوم دلشوره می‌گرفت. و همون موقع بش وحی می‌شد که تو جمع کن برو، دلت نسوزه. به تو چه اصلا؟ تو فکر کردی چون پیامرسان مایی، فرمول رو میتونی تغییر بدی؟ فرمولش همینه که قراره اتفاق بیفته. بشین تماشا کن. اونایی که فکر می‌کنند حیات و ممات‌شون دست من نیست بلکه دست یه بشری مثل خودشونه، باید له بشن، جوری که نفهمن از کجا خوردن. فرمول اینه.
6
هنوز مشخص نشده حمید حاجیان رو چه کسانی کشتند. ولی کاش هزارتا حاجیان دیگه رو بکشند و یکی از شهدای آبان زنده بشه.
Where Are You ?
@ArchiveMusicStop
برای الکترونیک‌ پسندان
چرا جف بزوس که چنان ثروتش چندبرابر شد که خسارت هنگفتی که بابت طلاق بش وارد اومد هم از ذهن خودش پاک شد و هم از ذهن مردم و هم از ذهن حتی همسرش، از طریق وبلاگ شخصیش یعنی واشنگتن‌پست، و نیز از طریق روش‌هایی که جلوی دید نیستند، از جناحی سیاسی حمایت می‌کنه که خیلی واضح وعده داده که مالیات ثروتمندان رو بیشتر خواهد کرد؟

این سه دلیل عمده داره.

اول اینکه امثال بزوس سپر بلا دارند.‌ هنجار قانون‌گذاری در این کشورها اینطور نیست که بشه برای یک فرد خاص، قانون وضع کرد. هر نوع افزایش مالیاتی، مجموعه‌ای از افراد رو در بر خواهد گرفت که در حداقلی‌ترین حالت هزاران نفر رو درگیر می‌کنه. بنابراین درسته که اون قانون فرضی بیشتر همه از بزوس رو قربانی خواهد کرد، اما تا به بزوس برسه باید از چند لایه از اقشاری که کمتر از بزوس پولدارند عبور کنه. و همون‌ها هستند که به جای بزوس مقاومت، و انقدر لابی خواهند کرد تا یا قانون مذکور تصویب نشه یا خسارتی که وارد می‌کنه کمتر باشه.

دوم اینکه حتی با فرض تصویب قانون‌های مالیات‌های سنگین‌تر، بزوس بیشتر از بقیه شهروندان، و حتی بیشتر از بقیه پولدارها، به راهروها و دالان‌های حکومتی دسترسی داره. اگه به شما بگن به جای سی درصد، شصت درصد ازت مالیات می‌گیریم اما چهل درصد باقی‌مانده رو برات دو برابر خواهیم کرد، مخالفت می‌کنید؟ بیشتر افزایش ثروت بزوس در بورس رخ داده، نه از محل درآمد واقعی شرکتش. هرچند کرونا یک شرایط ایده‌آل ایجاد کرد تا آمازون به غولی بزرگتر از چیزی که بود تبدیل بشه، اما درآمد شرکتش یک سقف قابل پیش‌بینی داره. چون مردم نمی‌تونند با پولی که ندارند چیزی رو آنلاین سفارش بدن. نظرسنجی‌ها نشون میده پولی که امسال قراره برای کریسمس خرج کنند، کمتر از پولیه که پارسال خرج کردند، با اینکه دولت چک ۱۲۰۰ دلاری تقدیم‌شون کرد. وضعیت آمازون در تاریخ بی‌سابقه‌ست، اما نه انقدری که بزوس رو انقدر پولدار کنه‌. بزوس به این سطح رسیده چون فدرال رزرو داره براش پول چاپ می‌کنه. اگه پرینتر برای تو کار بکنه، خیلی نگران نخواهی شد که اگه بین هر چهارتا برگش، یکیش سفید چاپ بشه. اسم اون برگه سفید رو میتونیم بذاریم «مالیات».

سوم اینکه همه پولدارها، پول‌پرست نیستند. یا هرکی پول‌پرست بوده، لزوما پولدار نشده. خیلی از میلیاردرها خیلی بیشتر از پولی که حاضرند برای کلکسیون خودروهای اسپورت لوکس‌شون بکنند، حاضرند خرج ایده‌های سیاسی و اجتماعی بکنند. همون‌طور که من و شمای نوعی حاضریم. بنابراین عجیب نیست که اجازه بدی نهادها و موسساتی علیه‌ت تبلیغ کنند، اما به طور غیرمستقیم قدرت این رو داشته باشی که با استفاده از دقیقا همون نهادها و موسسات، ایده‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خودت رو پیش ببری‌. مثلا دقیقا همون نهاد «مردمی» که هرروز میگه باید اموال بزوس رو مصادره کرد، داره دقیقا همون سیاست مهاجرتی رو هم در کنارش تبلیغ می‌کنه که نتیجه مستقیم اون سیاست مهاجرتی، کاهش تعهد شرکت‌های بزوس به استخدام کارگران بومیه! یا برای نوعی از دولت جهانی تبلیغ انجام میده که در اون، موقعیت امثال بزوس، یعنی «نخبگان سرمایه‌دار»، نه تنها تضعیف نمیشه که تقویت هم خواهد شد. شما چقدر حاضری از ثروتت رو مالیات بدی، تا مردم اونجوری فکر کنند که دوست داری فکر کنند؟
بروکرات دولتی، هیچ‌وقت به کل چیزی که شهوت کنترلش رو داره، اشراف نداره. و وقتی کنترلش رو اعمال کرد تازه شروع می‌کنه به کشف کردن ابعادش. مثل دولت ایران که می‌خواست مستحق‌های دریافت یارانه نقدی رو شناسایی کنه، اما در حین اجرا متوجه شد حالت‌هایی که یک خانواده از لحاظ ریاضی ثروتمندند اما عملا مستحق دریافت کمک نقدی هستند انقدر زیاد و متنوعه که تا خودشون بعد از قطع یارانه‌شون اعتراض نکنند، پیداشون نخواهند کرد، با اینکه همه‌جا پراکنده هستند!
معمولا وقتی بروکرات کشف می‌کنه که اشراف نداره، یک زائده بروکراتیک دیگه رو هم به سیستم اضافه می‌کنه تا پروسه «کشف ابعاد» رو ساماندهی کنه. مثلا یک دولت‌ نوعی به بهانه کرونا قوانین منع آمد و شد وضع می‌کنه، و وقتی اجرا کرد تازه میفهمه چه موارد متعدد و پرشماری هست که باید برای تردد بعضی‌ها استثناء قائل شد. خیلی دیر میفهمه که همه فقط به خاطر شب‌نشینی در کنار مادرزن‌شون از خونه بیرون نمیرن. و وقتی استثنائات زیاد شدند یک اداره رو مسئول توزیع مجوز تردد می‌کنه! در دولت‌های بدوی‌تر، بخشی از اون مجوزدهی، به صورت رانتی و هیئتی انجام میشه.
اگه بروکرات دولتی به حال خودش رها بشه، ممکنه کارگروهی تخصصی برای جمع‌آوری آمار برگ‌هایی که در سه ماهه سوم سال از درختان می‌ریزند هم ایجاد کنه. و نهایتا در گزارش بنویسه: خیلی ریختند، خیلی!
شرکت‌های آمریکایی روز به روز دارند به حزب دموکرات نزدیک‌تر میشن، و این نزدیکی در شرکت‌هایی که کارمندان زن و یا مشتریان زن زیادی دارند، غلیظ‌تره. سوددهی شرکت‌هایی که به سمت دموکرات‌ها متمایل شدند، بازدهی کمتری در بورس داشتند.

می‌تونیم بگیم مصرف‌گرایی زنان به نفع اقتصاد، اما کار کردن‌شون به ضرر اقتصاده؟
از شوخی بگذریم، بیشترین موافقت و همراهی با تعطیلی‌های کرونا (و کلا سیاست‌های دولت‌گرایانه) هم داره توسط زنان انجام میشه! و این‌ها دقیقا به کسانی رأی میدن که دنبال تعطیلی‌های بیشتر و محدودیت‌های سختگیرانه‌تر و دخالت‌های دولتی عمیق‌تر هستند. آیا سخن حضرت امیر که فرمود با زنان مشورت نکنید موید این نکته نبود که به صلاح جامعه‌ست زنان حق رأی نداشته باشند؟
ای بابا هی میخوام از شوخی بگذرم نمیشه.
شاید یه روز یه نسخه روزولوشن بالا ازین تصویر پیدا کنم و قابش کنم و بزنم به دیوار.
چسبوندن حافظه و پردازشگر به پشت سنسور دوربین‌ها یک چالش فنی مشکل بود. اما یک شرکت آمریکایی راحتش کرد و امتیازش رو به تولیدکنندگان فروخت. سونی هم یکی ازون خریداران بود. در این تصویر که مقطع سنسور رو نشون میده، میشه محل اتصال رو دید. اونجایی که با خط‌چین قرمز مشخص شده، و نوشته اتصال هیبرید مس-مس. اون مستطیل‌های روشن‌تر، عین دوتا آجر درست روی همدیگه افتادن، و طول‌شون فقط ۲ میکرومتره. مقدار خطا رو ببینید. من دو تا کتاب قطور رو هم نمی‌تونم با این دقت بذارم روی همدیگه. اینکه دو تا چیز که چشم‌هام نمی‌تونند ببینند، زیر چندین لایه از سیم‌کشی‌های میکروسکوپی، انقدر دقیق روی هم چیده شدن، با اینکه در تیراژ میلیونی دارند تولید میشن، حس خاصی ایجاد می‌کنه. یک نوع دلشوره ناشی از شکوهه. انگار آدم میترسه که نکنه این حد از نظم خطرناک باشه؟ نکنه سرریز کنه؟
2
به شرکت کشتیرانی اورگرین تایوان، هفتمین شرکت بزرگ دنیا از لحاظ سایز ناوگان و ظرفیت حمل، با ۳۳۳ کشتی، باید بگیم این چه وضع مارکت‌کپه که داری بنده خدا؟ تازه شدی اندازه یه شرکت تحریم‌شده‌ی از پا افتاده‌ی ایرانی. بیا تو فرمانیه یه ساختمان بخر بدبخت!

#لبخند_شبانه
«آمار رأی جو بایدن مثل این کاربران توعیتره که ۲۵۰ هزارتا فالوعر دارند اما ۲ هزارتا لایک بیشتر ندارند».

چرا میشه تو توعیتر هزاران فالوعر غیرواقعی داشت؟ چون خود توعیتر مایله بعضی‌ها بتونند اینجوری بالا بیان (و گرنه تا الان صدبار این مشکل رو حل کرده بود). مردم فکر می‌کنند در دموکراسی، اگه صاحب هیچ‌ قسمتی از قدرت هم نباشند، صاحب انتخابات هستند حداقل. اما اشتباه می‌کنند. انتخابات صاحب داره، و صاحبش مردم کوچه خیابون نیستند.‌
این اسکرین‌شات شبیه یک اثر هنریه. یعنی اگه بهترین کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌ها و گرافیست‌ها جمع میشدند تا یک اثر درباره وضعیت ایران امروز طراحی کنند به این خوبی در نمی‌اومد. یک آخوند از دوره انتهایی شیعه‌سانان، که شغل اخیرش نرمالایز کردن این باوره که حتی وقتی یک متجاوز پرخاشگر به نام «حکومت اسلامی اقتدارگرا» تو خونه‌ت هست و همه‌چیز رو بهم ریخته هم میتونی در آرامش به توسعه و آبادانی بپردازی! برای تبیین گام‌های کوچک این توسعه موهوم، تصویری از گل‌بازی افراد نابالغ میذاره! که استعاره‌ای دقیق‌تر ازین ممکن نبود بشه پیدا کرد. تصادفا همه شرکت‌کنندگان در این گل‌بازی ملی، همونجوری نشسته‌اند که در مستراح می‌نشینند! و همزمان یک زن از دوره میانی فمنیسم اسلامی، که درآمد شوهرش بش اجازه داده کاملا پرت از محیط پیرامون خودش، دغدغه زنان نیویورکی رو کپی پیست کنه، مثل پشه‌ای که چشمانش طیف خاصی از رنگ‌ها رو می‌بینه، به لباس گرمکن صورتی یکی از بچه‌ها واکنش نشون میده که حتی لاستیک رها شده در محل هم شاهده که به بچه هدیه دادند و خودش انتخاب نکرده‌ بوده.
باز در پمپئی ایتالیا اجساد کسانی رو پیدا کردند که دو هزار سال پیش در حین فرار زیر خاکستر آتشفشانی مدفون شدند. دو نفرند که یکی‌شون جوانتر ازون یکیه. اونی که جوانتره، دیسک کمرش تحت فشار بوده، و کلا لاغرتره. نتیجه گرفتند که برده‌ی اون مرد مسن‌تر بوده! ضمن تشکر از زحمات تیم کاوش، و با حفظ احترام به آن مجاهدان راه علم و دانش، توضیح‌شون رو قانع‌کننده نمی‌دونم. این دلایل برای برده بودن کسی کافی نیست. متأسفانه مردم هم که تیتر خبری این‌ها رو می‌بینند فکر می‌کنند حدسیات محقق هم جزیی از یافته‌هاست. یافته مستند، فقط اون دیسک کمره.
دولت برای سلب آزادی‌های فردی و اجتماعی، که مهم‌ترینش آزادی تجارته، هزار و یک توجیه فلسفی و اخلاقی میاره، اما خودش چنان راحت بش تبصره میزنه که انگار یک قانون تزئینی بوده.
هر بچه‌ای که قصد کرده فیلسوف بشه تا حرف‌های جدید بزنه، خیلی زود می‌فهمه که باید آثار همه فیلسوفان قبل از خودش رو بخونه تا احیانا بعدها حرف تکراری نزنه. و وقتی که همشون رو خوند، میفهمه هر حرفی که بخواد بزنه، تکراریه. وقتی با یأس «تکرار محتوم» مواجه شد، برای اینکه وقت خودش رو تلف‌شده نبینه، از چیزهایی که خونده استفاده می‌کنه تا حرف‌هایی که دیگران قبلا زدند رو بسط بده و برای عوام تشریح کنه. می‌خواست در قله اندیشه قرار بگیره، اما «کنیز کلامی» اربابان گذشته میشه. کنیز کلامی فقط باید حرف‌های اربابش رو ترجمه کنه. اجازه نداره از خودش حرف بزنه. که اگه بزنه هم کسی بش اهمیت نخواهد داد. کنیزها برای خودشون حرم دارند، و در این حرمسرا همه با هم برابر نیستند. بعضی‌ها خوشگل‌ترند، بعضی‌ها خوش‌صداترند، و بعضی خوش‌اندام‌تر. و طبیعتا بین‌شون حسادت و رقابت هم رواج داره. قرار بود عوام از ترجمه کنیزها لذت ببرند. اما چه اهمیتی داشت؟ کنیز که با اون‌ها رقابت نداشت. هر کنیز با کنیزهای دیگه رقابت داشت. پس جوری خودنمایی می‌کرد که بتونه به بقیه کنیزها پز بده، نه به مردم. در خودشون فرو رفتند، و کاری با اون بیرون نداشتند.

برای همینه که الان در میانه‌ی بلای کرونا که مردم بیشترین نیاز رو به فلسفه دارند، ازشون خبری نیست. اونها از خیلی قبل‌تر از کرونا، در قرنطینه‌اند.
یک سال پیش همین موقع‌ها بیل گیتس گفت بیشتر مردم وقتی علیه کاپیتالیسم حرف می‌زنند، واقعا مخالف کاپیتالیسم نیستند. اون‌ها منظورشون اینه که مالیات باید پله‌کانی باشه، و یه سری مقررات اضافه بشه و ازین چیزها. یعنی با قانون مشکل دارند، نه با ساختار.

برخلاف دوستان خیلی راستگرا، بیل گیتس رو مردی پلید با اهداف خصمانه نمی‌بینم (هرچند که پلیدانگاری این مرد دیگه مختص گوشه حاشیه‌ای راست نیست و تا مرکز هم نشت کرده). این آدم حتی هوش کافی برای بدجنس بودن هم نداره. خیلی از جانوران آکادمیک، از فرط سادگی، به منشاء ضرر به اجتماع تبدیل میشن. عقل گیتس انقدر کار می‌کنه که بفهمه دولت ذاتا نمی‌تونه صلاح جامعه‌مون رو تشخیص بده و نقشه راه رو طراحی کنه. اما انقدر کار نمی‌کنه که بفهمه میلیاردرها و فارغ‌التحصیلان یل و پرینستون هم نمی‌تونند! هیچوقت نمیاد بگه دموکراسی چیز جالبی نبود. اما در عمل نشون میده که معتقده کنگره جای مناسبی برای برنامه‌ریزی سلامت و برنامه‌ریزی آموزش نیست. برای گیتس، سناتور خوب سناتوریه که همون برنامه‌ای که اهالی دانشگاه یا نخبگان سرمایه‌دار طراحی کردند رو تصویب کنه.
بنابراین وقتی گفت اغلب اون‌‌هایی که دنبال سوسیالیسم هستند، صرفا دنبال افزایش مالیات و مقررات کنترلی هستند، اینطور قضاوتش نکردم که داره خودش رو میزنه به کوچه علی‌چپ. به نظرم چون به صورت دیفالت آدم ساده‌ایه اون حرف رو زد، و چون هنوز همونقدر ساده‌ست با وجود اتفاقاتی که در این سال افتاد نظرش عوض نشده. با اینکه داره به وضوح دیده میشه مشکل‌شون فقط با مالیات نبود. اون‌هایی که دنبال سوسیالیسم هستند می‌دونند دنبال چی هستند. اون‌ها کنترل همه‌چیز رو میخوان، نه فقط کنترل بعضی از پارامترهای اقتصادی رو. و چون دچار این سوء تفاهمه، فکر می‌کنه به نفع کشوره که دموکرات‌ها برنده انتخابات‌ها باشند، چون مالیات و مقرراتی که تصور می‌کنه مقصود اصلی سوسیالیست‌هاست رو بشون تقدیم کنیم، دیگه پارس نمی‌کنند!


تبلیغات موجود در فضای نت، که میلیاردها نفر رو تحت تأثیر قرار داده، این پیش‌فرض رو داره که چون بیل گیتس یک روباه شرور است، خطرناک است. اما به نظر من چون زیادی ساده‌ست خطرناک است. بیشتر خسارات کلان که به جوامع وارد میشه، از ناحیه ساده‌‌لوحانی بوده که فکر می‌کردند می‌دونند دارند چه می‌کنند.