This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اونها نمیدونند چه خبره. و ما به ندونستنشون میخندیم.
یکی هم هست که میدونه ما نمیدونیم چه خبره. و به ندونستنمون میخنده.
یکی هم هست که میدونه ما نمیدونیم چه خبره. و به ندونستنمون میخنده.
ما اینجا درگیر دو مسئله هستیم، یکی ایدئولوژی شیعه، که خودش و ملت رو در برابر یک امپریالیسم تخیلی، قربانی میکنه، و یکی هم پدیده مستعانیسم! یعنی فضای هرج و مرج گونهای که همه به بهانههای ایدئولوژیک، مشغول چاپیدن هستند.
ولی نباید گذاشت این دو مسئله، که مستقلا خانمانبرانداز بودهاند ما رو ازین واقعیت جنرال غافل کنه که اساسا دولت همینه. دولت دقیقا همان نهادی است که انجام مستحبترین افعال رو واجب میکنه، و برای انجام اون فعل واجبشده، ماکزیمم خرجتراشی رو انجام خواهد داد. و بله، ممکنه برای بیجواب نذاشتن فحاشیهای سایبری، صدها گردان استخدام کنه. دولتهای پیشرفتهتر، برنامههای علمگرایانهتر و آکادمیکتری دارند برای مالیدن بودجه به واژن گاو. و دولت بدوی ما، سوژههای سخیفتری انتخاب میکنه. تفاوت فقط در همینه.
مردم ما باید به این درک برسند که اگه پولمون رو زدند و رفتند باش تمبر پستی خریدند و کلکسیون جمع کردند، با حالتی که رفتند باش تمر هندی خریدند و خوردند، فرقی برای ما نداره. در هر دو حالت، مالباختهایم. تا بفهمه که مطالبه سیاسیش نباید استقرار یک دولت پیشرفتهتر باشه.
ولی نباید گذاشت این دو مسئله، که مستقلا خانمانبرانداز بودهاند ما رو ازین واقعیت جنرال غافل کنه که اساسا دولت همینه. دولت دقیقا همان نهادی است که انجام مستحبترین افعال رو واجب میکنه، و برای انجام اون فعل واجبشده، ماکزیمم خرجتراشی رو انجام خواهد داد. و بله، ممکنه برای بیجواب نذاشتن فحاشیهای سایبری، صدها گردان استخدام کنه. دولتهای پیشرفتهتر، برنامههای علمگرایانهتر و آکادمیکتری دارند برای مالیدن بودجه به واژن گاو. و دولت بدوی ما، سوژههای سخیفتری انتخاب میکنه. تفاوت فقط در همینه.
مردم ما باید به این درک برسند که اگه پولمون رو زدند و رفتند باش تمبر پستی خریدند و کلکسیون جمع کردند، با حالتی که رفتند باش تمر هندی خریدند و خوردند، فرقی برای ما نداره. در هر دو حالت، مالباختهایم. تا بفهمه که مطالبه سیاسیش نباید استقرار یک دولت پیشرفتهتر باشه.
مثلا همین یک نمونه از دولت بدوی.
تا دیروز از نظر همراه اول یا ایرانسل، نصب این آنتن در اون محله توجیه اقتصادی نداشته، اما یک تصویر پخش میشه و «والی» مخابرات، که از طرف «خلیفه» منصوب شده «حکم» میده که بروید وصل کنید! و ناگهان توجیه اقتصادی پیدا میکنه و میرن وصل میکنند. مثل پونصدسال پیش که حاکم از جایی رد میشده و یکی از اهالی بومی لخت میاد کنار اسبش، و میپرسید این چرا اینطوره؟ و میگفتند اینها چند نسله که فقیرند. بعد همونجا از همون بالای اسب امر میکرد بشون گاو و گوسفند بدن.
تا دیروز از نظر همراه اول یا ایرانسل، نصب این آنتن در اون محله توجیه اقتصادی نداشته، اما یک تصویر پخش میشه و «والی» مخابرات، که از طرف «خلیفه» منصوب شده «حکم» میده که بروید وصل کنید! و ناگهان توجیه اقتصادی پیدا میکنه و میرن وصل میکنند. مثل پونصدسال پیش که حاکم از جایی رد میشده و یکی از اهالی بومی لخت میاد کنار اسبش، و میپرسید این چرا اینطوره؟ و میگفتند اینها چند نسله که فقیرند. بعد همونجا از همون بالای اسب امر میکرد بشون گاو و گوسفند بدن.
کارگران جنرالموتورز کره جنوبی انقدر اعتصاب برپا کردند که مدیریت شرکت اعلام کرد اگه این وضع ادامه پیدا کنه کلا جمع میکنیم از کره میریم!
این شرکت چند ساله که در کره سوددهی نداشته، و داره با ضرر کار میکنه. قاعدتا باید چندسال پیش جمع میکرد میرفت، اما دولت نازش رو کشید و به زور نگهش داشت. حالا اتحادیه کارگری، درست در بدترین وضعیت مالی شرکت، درخواست افزایش دستمزد داره! این ازین جهت جالبه که اتحادیه میدونه که پولی دست شرکت نیست که اضافه کنه، و میدونه که ممکنه اندفعه واقعا جمع کنند برن. که این سوال رو ایجاد میکنه که آیا از حب کارگر دارند این کارو میکنند، یا از بغض شرکت آمریکایی؟
این شرکت چند ساله که در کره سوددهی نداشته، و داره با ضرر کار میکنه. قاعدتا باید چندسال پیش جمع میکرد میرفت، اما دولت نازش رو کشید و به زور نگهش داشت. حالا اتحادیه کارگری، درست در بدترین وضعیت مالی شرکت، درخواست افزایش دستمزد داره! این ازین جهت جالبه که اتحادیه میدونه که پولی دست شرکت نیست که اضافه کنه، و میدونه که ممکنه اندفعه واقعا جمع کنند برن. که این سوال رو ایجاد میکنه که آیا از حب کارگر دارند این کارو میکنند، یا از بغض شرکت آمریکایی؟
هیچکدوم اینها به گرد پای تجمعات ترامپ نمیرسه. اما نهایتا چه شد؟ هفتاد و اندی میلیون نفر به اون جنازه متحرک رأی دادند. بله در فضایی که آزادی بیشتره، جسارت شنا در خلاف جهت بیشتر میتونه بروز کنه. اما دیکتاتوری اکثریت، میتونه همه اون جسارتها رو سرکوب کنه، یا حداقل به بنبست بکشونه. این جماعت معترض آلمانی اگه انقدر اونجا بایستند که علف زیر پاهاشون سبز بشه (هوای آلمان هم مستعد این رویشه)، باز هم تغییری در این واقعیت که اکثریت مطلق مردمشون داوطلبانه قیم بودن دولت رو پذیرفتن ایجاد نمیکنه.
داستان این بوده که ناشران کتابهای دفاع مقدس (همونایی که روی جلد بیشترشون عکس همت و باکری و ایناست)، یه نمایشگاه ترتیب دادن که یکم بفروشن. معادل ۸۰۰ تومن کتاب با خودشون میارن نمایشگاه. اما کسی نمیاد، و میمونه رو دستشون. بعد آویزون دولت میشن که بیا بن توزیع کن تا مردم رغبت کنند بیان. ۲۰۰ تومن بن توزیع میشه، و با این حال ۵۰۰ تومن میفروشن و ۳۰۰ تومن میمونه. اون ۳۰۰ باقی مونده رو هم به استانداردی میگن بیا تو بخر. اونم ازشون میخره. فقط یکم از پول بنها باقی مونده بوده که دارن غر میزنند وصول کنید!
بله، اگه مالیات ندیم که سنگ رو سنگ بند نمیشه که. مثلا ناشران دفاع مقدس چطور مفتخوری کنند؟
بله، اگه مالیات ندیم که سنگ رو سنگ بند نمیشه که. مثلا ناشران دفاع مقدس چطور مفتخوری کنند؟
در تابستان ۱۹۱۸ یک آشوب در ژاپن به پا شد که در تاریخ این کشور بیسابقه بود. همهچی از قیمتگذاری برنج شروع شد. قیمتی که دولت برای کشاورزان تعیین کرده بود خیلی پایینتر از قیمتی بود که در بازار خرید و فروش میشد. ارتش بخشی از محصول رو میبرد به جبههها و موجودی بازار کم شده بود و قیمتها بالا رفته بود. البته دلایل دیگهای هم داشت. برنجکاران ازینکه میدیدند ازین اختلاف قیمت بین زمین تا بازار، چیزی نصیبشون نمیشه عصبانی شدند و اعتراض کردند. ابتدا اعتراضات مسالمتآمیز بود اما به تدریج کار به تخریب و غارت و حتی آتش زدن پاسگاهها کشید. هزاران نفر بازداشت و چند نفر هم به اعدام محکوم شدند. هرچند که دولت مجبور به استعفا شد.
آشناست، نه؟
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Rice_riots_of_1918
آشناست، نه؟
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Rice_riots_of_1918
Wikipedia
Rice riots of 1918
The rice riots of 1918 (Japanese: 米騒動, Hepburn: kome sōdō) were a series of popular disturbances that swept across Japan from July to September 1918. Lasting for over eight weeks, the riots were the largest, most widespread, and most violent popular uprising…
کل اسناد فوت ثبت شده ثبت احوال برای استان البرز در کل پارسال ۱۱۳۵۶ مورد بوده. اگه این عدد رو نصف کنیم تا تعداد فوتیهای نیمه اول پارسال رو بدست بیاریم، که البته کار دقیقی نیست، به عدد ۵۶۷۸ میرسیم. آمار فوت ۹۸ در این استان نسبت به سال ۹۷ دقیقا ۷ درصد رشد داشته. و سال ۹۷ نسبت به ۹۶ به ۱۳ درصد رشد هم رسیده بوده! و سال قبلترش اصلا رشد نداشته، که عجیبه، و سال قبلترش باز ۶ و نیم درصد. حالا اگر فرض کنیم همین ۷ درصد رشد طبیعی استان باشه، آمار نیمه اول باید ۶۰۷۵ نفر میبود.
اما آماری که تا الان منتشر کردن، ۳۳۴۷ نفر در بهار و ۴۰۸۲ نفر در تابستان بوده. یعنی مجموعا ۷۴۶۷. یعنی نزدیک ۳۲ درصد بیش از مدت مشابه سال قبل! یعنی ۱۴۰۰ نفر بیش از تعدادی که با رشد طبیعی ۷ درصدی باید میبود. مسئولان آمار کل جان باختگان استان رو از ابتدای شیوع ۲۰۶۱ نفر اعلام کردند، که چون یک مقداریش مربوط به سال قبله، این عدد ۱۴۰۰ منطقی به نظر میاد. کل شهدای استان در جنگ هشت سال با عراق، ۴هزار نفر بود، که میشه گفت کرونا تا الان درست نصف اون تعداد رو قربانی کرده.
البته از تعداد فوتیهای نیمه اول امسال ۴۲۷۳ نفر مرد بودهاند. که یعنی ۵۷ درصد مرد بودهاند. این نسبت در سال گذشته ۵۸ درصد بوده. بعبارتی امسال مردها همونقدر بیشتر از زنها فوت کردند که هر سال بیشتر فوت میکردند. که با توجه به اینکه میگن کرونا بیشتر مردها رو گرفتار میکنه، این ثابت موندن هم کمی عجیبه.
اما بهرحال در استانی که دقیقا ۳ میلیون نفر جمعیت داره، ۲ هزار فوتی میشه ۶ صدم درصد جمعیت. اگه فقط برای نیمه اول امسال رو حساب کنیم که میشه فقط ۴ و نیم صدم درصد! به نظر میرسه که باید یک خط قرمز قراردادی برای درصد فوت از کل جمعیت طراحی بشه و توافق صورت بگیره که ازون به بعد رو باید بحران حساب کرد. نرخ اشغال تخت بیمارستانی، ملاک جالبی نیست. اگه همین الان از مردم بپرسی آیا ۴ صدم درصد خط قرمزه، فکر نکنم جواب مثبت بدن. باید توجه داشت که یک کارشناس در جایگاهی نیست که خط قرمز رو تعیین کنه، که متأسفانه این جایگاه رو بش دادهاند. چون اون کارشناس قرار نیست هزینهها رو پرداخت کنه. مردم پرداخت میکنند. بنابراین این مردم هستند که باید در مورد اون خط به توافق برسند.
اما آماری که تا الان منتشر کردن، ۳۳۴۷ نفر در بهار و ۴۰۸۲ نفر در تابستان بوده. یعنی مجموعا ۷۴۶۷. یعنی نزدیک ۳۲ درصد بیش از مدت مشابه سال قبل! یعنی ۱۴۰۰ نفر بیش از تعدادی که با رشد طبیعی ۷ درصدی باید میبود. مسئولان آمار کل جان باختگان استان رو از ابتدای شیوع ۲۰۶۱ نفر اعلام کردند، که چون یک مقداریش مربوط به سال قبله، این عدد ۱۴۰۰ منطقی به نظر میاد. کل شهدای استان در جنگ هشت سال با عراق، ۴هزار نفر بود، که میشه گفت کرونا تا الان درست نصف اون تعداد رو قربانی کرده.
البته از تعداد فوتیهای نیمه اول امسال ۴۲۷۳ نفر مرد بودهاند. که یعنی ۵۷ درصد مرد بودهاند. این نسبت در سال گذشته ۵۸ درصد بوده. بعبارتی امسال مردها همونقدر بیشتر از زنها فوت کردند که هر سال بیشتر فوت میکردند. که با توجه به اینکه میگن کرونا بیشتر مردها رو گرفتار میکنه، این ثابت موندن هم کمی عجیبه.
اما بهرحال در استانی که دقیقا ۳ میلیون نفر جمعیت داره، ۲ هزار فوتی میشه ۶ صدم درصد جمعیت. اگه فقط برای نیمه اول امسال رو حساب کنیم که میشه فقط ۴ و نیم صدم درصد! به نظر میرسه که باید یک خط قرمز قراردادی برای درصد فوت از کل جمعیت طراحی بشه و توافق صورت بگیره که ازون به بعد رو باید بحران حساب کرد. نرخ اشغال تخت بیمارستانی، ملاک جالبی نیست. اگه همین الان از مردم بپرسی آیا ۴ صدم درصد خط قرمزه، فکر نکنم جواب مثبت بدن. باید توجه داشت که یک کارشناس در جایگاهی نیست که خط قرمز رو تعیین کنه، که متأسفانه این جایگاه رو بش دادهاند. چون اون کارشناس قرار نیست هزینهها رو پرداخت کنه. مردم پرداخت میکنند. بنابراین این مردم هستند که باید در مورد اون خط به توافق برسند.
از چندماه قبل انتخابات آمریکا نوشتم که پیروزی در انتخابات برای ترامپ و هرکسی که در کاخسفید باشه، فقط و فقط به خاطر کرونا، یک مأموریت غیرممکنه. و مشخص شد که غیرممکن بوده. چون این باور که شخص رییسجمهور مسئول فوت مبتلایان و مسئول مهارنشدن ویروس و به کما رفتن اقتصاده، در ذهن مردم حک شد. اما تلفات کرونا برای سبدی از کشورهای صنعتی اروپایی که مجموعا اندازه آمریکا جمعیت دارند، درست معادل تلفات آمریکاست! دلیل ازین بزرگتر و واضحتر که فرقی نداشت چه کسی در کاخسفید باشه؟ آیا اگه اوباما بود، قرار بود از ماکرون بهتر عمل کنه؟ واقعا کسی هست که فکر کنه اوباما باعرضهتر از مکرونه؟ یا اگه جرمی کوربین نخستوزیر بریتانیا بود الان انگلیس تعطیل نبود؟ اسپانیا رو که خود کمونیستها دارند اداره میکنند.
یک بار نوشته بودم اگه کسی موبایلش رو میذاره زیر شیشه ماشین در حالی که آفتاب عمود میتابه، نباید زنگ خونه رو بزنی و بش بگی آقا یا خانوم بیا گوشیت رو بردار الان ذوب میشه. چون باید هزینه احمق بودنش رو بپردازه. مردمی که ذهنشون رو به راحتی به هر سمت و سویی میشه هدایت کرد، باید هدایت کرد. نباید بگی گناه دارند. باید هدایت بشن، و هزینهش رو بپردازند. هروقت قرار بود عذابی به قومی نازل بشه، پیامبر اون قوم دلشوره میگرفت. و همون موقع بش وحی میشد که تو جمع کن برو، دلت نسوزه. به تو چه اصلا؟ تو فکر کردی چون پیامرسان مایی، فرمول رو میتونی تغییر بدی؟ فرمولش همینه که قراره اتفاق بیفته. بشین تماشا کن. اونایی که فکر میکنند حیات و مماتشون دست من نیست بلکه دست یه بشری مثل خودشونه، باید له بشن، جوری که نفهمن از کجا خوردن. فرمول اینه.
یک بار نوشته بودم اگه کسی موبایلش رو میذاره زیر شیشه ماشین در حالی که آفتاب عمود میتابه، نباید زنگ خونه رو بزنی و بش بگی آقا یا خانوم بیا گوشیت رو بردار الان ذوب میشه. چون باید هزینه احمق بودنش رو بپردازه. مردمی که ذهنشون رو به راحتی به هر سمت و سویی میشه هدایت کرد، باید هدایت کرد. نباید بگی گناه دارند. باید هدایت بشن، و هزینهش رو بپردازند. هروقت قرار بود عذابی به قومی نازل بشه، پیامبر اون قوم دلشوره میگرفت. و همون موقع بش وحی میشد که تو جمع کن برو، دلت نسوزه. به تو چه اصلا؟ تو فکر کردی چون پیامرسان مایی، فرمول رو میتونی تغییر بدی؟ فرمولش همینه که قراره اتفاق بیفته. بشین تماشا کن. اونایی که فکر میکنند حیات و مماتشون دست من نیست بلکه دست یه بشری مثل خودشونه، باید له بشن، جوری که نفهمن از کجا خوردن. فرمول اینه.
❤6
هنوز مشخص نشده حمید حاجیان رو چه کسانی کشتند. ولی کاش هزارتا حاجیان دیگه رو بکشند و یکی از شهدای آبان زنده بشه.
چرا جف بزوس که چنان ثروتش چندبرابر شد که خسارت هنگفتی که بابت طلاق بش وارد اومد هم از ذهن خودش پاک شد و هم از ذهن مردم و هم از ذهن حتی همسرش، از طریق وبلاگ شخصیش یعنی واشنگتنپست، و نیز از طریق روشهایی که جلوی دید نیستند، از جناحی سیاسی حمایت میکنه که خیلی واضح وعده داده که مالیات ثروتمندان رو بیشتر خواهد کرد؟
این سه دلیل عمده داره.
اول اینکه امثال بزوس سپر بلا دارند. هنجار قانونگذاری در این کشورها اینطور نیست که بشه برای یک فرد خاص، قانون وضع کرد. هر نوع افزایش مالیاتی، مجموعهای از افراد رو در بر خواهد گرفت که در حداقلیترین حالت هزاران نفر رو درگیر میکنه. بنابراین درسته که اون قانون فرضی بیشتر همه از بزوس رو قربانی خواهد کرد، اما تا به بزوس برسه باید از چند لایه از اقشاری که کمتر از بزوس پولدارند عبور کنه. و همونها هستند که به جای بزوس مقاومت، و انقدر لابی خواهند کرد تا یا قانون مذکور تصویب نشه یا خسارتی که وارد میکنه کمتر باشه.
دوم اینکه حتی با فرض تصویب قانونهای مالیاتهای سنگینتر، بزوس بیشتر از بقیه شهروندان، و حتی بیشتر از بقیه پولدارها، به راهروها و دالانهای حکومتی دسترسی داره. اگه به شما بگن به جای سی درصد، شصت درصد ازت مالیات میگیریم اما چهل درصد باقیمانده رو برات دو برابر خواهیم کرد، مخالفت میکنید؟ بیشتر افزایش ثروت بزوس در بورس رخ داده، نه از محل درآمد واقعی شرکتش. هرچند کرونا یک شرایط ایدهآل ایجاد کرد تا آمازون به غولی بزرگتر از چیزی که بود تبدیل بشه، اما درآمد شرکتش یک سقف قابل پیشبینی داره. چون مردم نمیتونند با پولی که ندارند چیزی رو آنلاین سفارش بدن. نظرسنجیها نشون میده پولی که امسال قراره برای کریسمس خرج کنند، کمتر از پولیه که پارسال خرج کردند، با اینکه دولت چک ۱۲۰۰ دلاری تقدیمشون کرد. وضعیت آمازون در تاریخ بیسابقهست، اما نه انقدری که بزوس رو انقدر پولدار کنه. بزوس به این سطح رسیده چون فدرال رزرو داره براش پول چاپ میکنه. اگه پرینتر برای تو کار بکنه، خیلی نگران نخواهی شد که اگه بین هر چهارتا برگش، یکیش سفید چاپ بشه. اسم اون برگه سفید رو میتونیم بذاریم «مالیات».
سوم اینکه همه پولدارها، پولپرست نیستند. یا هرکی پولپرست بوده، لزوما پولدار نشده. خیلی از میلیاردرها خیلی بیشتر از پولی که حاضرند برای کلکسیون خودروهای اسپورت لوکسشون بکنند، حاضرند خرج ایدههای سیاسی و اجتماعی بکنند. همونطور که من و شمای نوعی حاضریم. بنابراین عجیب نیست که اجازه بدی نهادها و موسساتی علیهت تبلیغ کنند، اما به طور غیرمستقیم قدرت این رو داشته باشی که با استفاده از دقیقا همون نهادها و موسسات، ایدههای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خودت رو پیش ببری. مثلا دقیقا همون نهاد «مردمی» که هرروز میگه باید اموال بزوس رو مصادره کرد، داره دقیقا همون سیاست مهاجرتی رو هم در کنارش تبلیغ میکنه که نتیجه مستقیم اون سیاست مهاجرتی، کاهش تعهد شرکتهای بزوس به استخدام کارگران بومیه! یا برای نوعی از دولت جهانی تبلیغ انجام میده که در اون، موقعیت امثال بزوس، یعنی «نخبگان سرمایهدار»، نه تنها تضعیف نمیشه که تقویت هم خواهد شد. شما چقدر حاضری از ثروتت رو مالیات بدی، تا مردم اونجوری فکر کنند که دوست داری فکر کنند؟
این سه دلیل عمده داره.
اول اینکه امثال بزوس سپر بلا دارند. هنجار قانونگذاری در این کشورها اینطور نیست که بشه برای یک فرد خاص، قانون وضع کرد. هر نوع افزایش مالیاتی، مجموعهای از افراد رو در بر خواهد گرفت که در حداقلیترین حالت هزاران نفر رو درگیر میکنه. بنابراین درسته که اون قانون فرضی بیشتر همه از بزوس رو قربانی خواهد کرد، اما تا به بزوس برسه باید از چند لایه از اقشاری که کمتر از بزوس پولدارند عبور کنه. و همونها هستند که به جای بزوس مقاومت، و انقدر لابی خواهند کرد تا یا قانون مذکور تصویب نشه یا خسارتی که وارد میکنه کمتر باشه.
دوم اینکه حتی با فرض تصویب قانونهای مالیاتهای سنگینتر، بزوس بیشتر از بقیه شهروندان، و حتی بیشتر از بقیه پولدارها، به راهروها و دالانهای حکومتی دسترسی داره. اگه به شما بگن به جای سی درصد، شصت درصد ازت مالیات میگیریم اما چهل درصد باقیمانده رو برات دو برابر خواهیم کرد، مخالفت میکنید؟ بیشتر افزایش ثروت بزوس در بورس رخ داده، نه از محل درآمد واقعی شرکتش. هرچند کرونا یک شرایط ایدهآل ایجاد کرد تا آمازون به غولی بزرگتر از چیزی که بود تبدیل بشه، اما درآمد شرکتش یک سقف قابل پیشبینی داره. چون مردم نمیتونند با پولی که ندارند چیزی رو آنلاین سفارش بدن. نظرسنجیها نشون میده پولی که امسال قراره برای کریسمس خرج کنند، کمتر از پولیه که پارسال خرج کردند، با اینکه دولت چک ۱۲۰۰ دلاری تقدیمشون کرد. وضعیت آمازون در تاریخ بیسابقهست، اما نه انقدری که بزوس رو انقدر پولدار کنه. بزوس به این سطح رسیده چون فدرال رزرو داره براش پول چاپ میکنه. اگه پرینتر برای تو کار بکنه، خیلی نگران نخواهی شد که اگه بین هر چهارتا برگش، یکیش سفید چاپ بشه. اسم اون برگه سفید رو میتونیم بذاریم «مالیات».
سوم اینکه همه پولدارها، پولپرست نیستند. یا هرکی پولپرست بوده، لزوما پولدار نشده. خیلی از میلیاردرها خیلی بیشتر از پولی که حاضرند برای کلکسیون خودروهای اسپورت لوکسشون بکنند، حاضرند خرج ایدههای سیاسی و اجتماعی بکنند. همونطور که من و شمای نوعی حاضریم. بنابراین عجیب نیست که اجازه بدی نهادها و موسساتی علیهت تبلیغ کنند، اما به طور غیرمستقیم قدرت این رو داشته باشی که با استفاده از دقیقا همون نهادها و موسسات، ایدههای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خودت رو پیش ببری. مثلا دقیقا همون نهاد «مردمی» که هرروز میگه باید اموال بزوس رو مصادره کرد، داره دقیقا همون سیاست مهاجرتی رو هم در کنارش تبلیغ میکنه که نتیجه مستقیم اون سیاست مهاجرتی، کاهش تعهد شرکتهای بزوس به استخدام کارگران بومیه! یا برای نوعی از دولت جهانی تبلیغ انجام میده که در اون، موقعیت امثال بزوس، یعنی «نخبگان سرمایهدار»، نه تنها تضعیف نمیشه که تقویت هم خواهد شد. شما چقدر حاضری از ثروتت رو مالیات بدی، تا مردم اونجوری فکر کنند که دوست داری فکر کنند؟
بروکرات دولتی، هیچوقت به کل چیزی که شهوت کنترلش رو داره، اشراف نداره. و وقتی کنترلش رو اعمال کرد تازه شروع میکنه به کشف کردن ابعادش. مثل دولت ایران که میخواست مستحقهای دریافت یارانه نقدی رو شناسایی کنه، اما در حین اجرا متوجه شد حالتهایی که یک خانواده از لحاظ ریاضی ثروتمندند اما عملا مستحق دریافت کمک نقدی هستند انقدر زیاد و متنوعه که تا خودشون بعد از قطع یارانهشون اعتراض نکنند، پیداشون نخواهند کرد، با اینکه همهجا پراکنده هستند!
معمولا وقتی بروکرات کشف میکنه که اشراف نداره، یک زائده بروکراتیک دیگه رو هم به سیستم اضافه میکنه تا پروسه «کشف ابعاد» رو ساماندهی کنه. مثلا یک دولت نوعی به بهانه کرونا قوانین منع آمد و شد وضع میکنه، و وقتی اجرا کرد تازه میفهمه چه موارد متعدد و پرشماری هست که باید برای تردد بعضیها استثناء قائل شد. خیلی دیر میفهمه که همه فقط به خاطر شبنشینی در کنار مادرزنشون از خونه بیرون نمیرن. و وقتی استثنائات زیاد شدند یک اداره رو مسئول توزیع مجوز تردد میکنه! در دولتهای بدویتر، بخشی از اون مجوزدهی، به صورت رانتی و هیئتی انجام میشه.
اگه بروکرات دولتی به حال خودش رها بشه، ممکنه کارگروهی تخصصی برای جمعآوری آمار برگهایی که در سه ماهه سوم سال از درختان میریزند هم ایجاد کنه. و نهایتا در گزارش بنویسه: خیلی ریختند، خیلی!
معمولا وقتی بروکرات کشف میکنه که اشراف نداره، یک زائده بروکراتیک دیگه رو هم به سیستم اضافه میکنه تا پروسه «کشف ابعاد» رو ساماندهی کنه. مثلا یک دولت نوعی به بهانه کرونا قوانین منع آمد و شد وضع میکنه، و وقتی اجرا کرد تازه میفهمه چه موارد متعدد و پرشماری هست که باید برای تردد بعضیها استثناء قائل شد. خیلی دیر میفهمه که همه فقط به خاطر شبنشینی در کنار مادرزنشون از خونه بیرون نمیرن. و وقتی استثنائات زیاد شدند یک اداره رو مسئول توزیع مجوز تردد میکنه! در دولتهای بدویتر، بخشی از اون مجوزدهی، به صورت رانتی و هیئتی انجام میشه.
اگه بروکرات دولتی به حال خودش رها بشه، ممکنه کارگروهی تخصصی برای جمعآوری آمار برگهایی که در سه ماهه سوم سال از درختان میریزند هم ایجاد کنه. و نهایتا در گزارش بنویسه: خیلی ریختند، خیلی!
شرکتهای آمریکایی روز به روز دارند به حزب دموکرات نزدیکتر میشن، و این نزدیکی در شرکتهایی که کارمندان زن و یا مشتریان زن زیادی دارند، غلیظتره. سوددهی شرکتهایی که به سمت دموکراتها متمایل شدند، بازدهی کمتری در بورس داشتند.
میتونیم بگیم مصرفگرایی زنان به نفع اقتصاد، اما کار کردنشون به ضرر اقتصاده؟
از شوخی بگذریم، بیشترین موافقت و همراهی با تعطیلیهای کرونا (و کلا سیاستهای دولتگرایانه) هم داره توسط زنان انجام میشه! و اینها دقیقا به کسانی رأی میدن که دنبال تعطیلیهای بیشتر و محدودیتهای سختگیرانهتر و دخالتهای دولتی عمیقتر هستند. آیا سخن حضرت امیر که فرمود با زنان مشورت نکنید موید این نکته نبود که به صلاح جامعهست زنان حق رأی نداشته باشند؟
ای بابا هی میخوام از شوخی بگذرم نمیشه.
میتونیم بگیم مصرفگرایی زنان به نفع اقتصاد، اما کار کردنشون به ضرر اقتصاده؟
از شوخی بگذریم، بیشترین موافقت و همراهی با تعطیلیهای کرونا (و کلا سیاستهای دولتگرایانه) هم داره توسط زنان انجام میشه! و اینها دقیقا به کسانی رأی میدن که دنبال تعطیلیهای بیشتر و محدودیتهای سختگیرانهتر و دخالتهای دولتی عمیقتر هستند. آیا سخن حضرت امیر که فرمود با زنان مشورت نکنید موید این نکته نبود که به صلاح جامعهست زنان حق رأی نداشته باشند؟
ای بابا هی میخوام از شوخی بگذرم نمیشه.
شاید یه روز یه نسخه روزولوشن بالا ازین تصویر پیدا کنم و قابش کنم و بزنم به دیوار.
چسبوندن حافظه و پردازشگر به پشت سنسور دوربینها یک چالش فنی مشکل بود. اما یک شرکت آمریکایی راحتش کرد و امتیازش رو به تولیدکنندگان فروخت. سونی هم یکی ازون خریداران بود. در این تصویر که مقطع سنسور رو نشون میده، میشه محل اتصال رو دید. اونجایی که با خطچین قرمز مشخص شده، و نوشته اتصال هیبرید مس-مس. اون مستطیلهای روشنتر، عین دوتا آجر درست روی همدیگه افتادن، و طولشون فقط ۲ میکرومتره. مقدار خطا رو ببینید. من دو تا کتاب قطور رو هم نمیتونم با این دقت بذارم روی همدیگه. اینکه دو تا چیز که چشمهام نمیتونند ببینند، زیر چندین لایه از سیمکشیهای میکروسکوپی، انقدر دقیق روی هم چیده شدن، با اینکه در تیراژ میلیونی دارند تولید میشن، حس خاصی ایجاد میکنه. یک نوع دلشوره ناشی از شکوهه. انگار آدم میترسه که نکنه این حد از نظم خطرناک باشه؟ نکنه سرریز کنه؟
چسبوندن حافظه و پردازشگر به پشت سنسور دوربینها یک چالش فنی مشکل بود. اما یک شرکت آمریکایی راحتش کرد و امتیازش رو به تولیدکنندگان فروخت. سونی هم یکی ازون خریداران بود. در این تصویر که مقطع سنسور رو نشون میده، میشه محل اتصال رو دید. اونجایی که با خطچین قرمز مشخص شده، و نوشته اتصال هیبرید مس-مس. اون مستطیلهای روشنتر، عین دوتا آجر درست روی همدیگه افتادن، و طولشون فقط ۲ میکرومتره. مقدار خطا رو ببینید. من دو تا کتاب قطور رو هم نمیتونم با این دقت بذارم روی همدیگه. اینکه دو تا چیز که چشمهام نمیتونند ببینند، زیر چندین لایه از سیمکشیهای میکروسکوپی، انقدر دقیق روی هم چیده شدن، با اینکه در تیراژ میلیونی دارند تولید میشن، حس خاصی ایجاد میکنه. یک نوع دلشوره ناشی از شکوهه. انگار آدم میترسه که نکنه این حد از نظم خطرناک باشه؟ نکنه سرریز کنه؟
❤2