Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
میگن دکتر اریکسون که تو نیویورک نیست صلاحیت نداشته نظر بده (درباره منطقه خودش که میتونه) ولی دکتر مورفی دقیقا در نیویورک بوده و در محله برانکس که بالاترین تلفات رو داشت‌. یه مطلب نوشت که «من به عمرم چنین چیزی ندیده بودم ولی با این حال میگم باید تعطیلی‌ها لغو…
روزی که مادرم رو برده بودم سونوگرافی قرار بود معلوم بشه کبدش چرب هست یا نیست. اما معلوم شد سنگ کیسه صفرا هم داره! چند مورد ازین سونوها در دوره کرونا انجام نشد، و چقدر از چیزهایی که باید تصادفی کشف می‌شدند، نشدند؟ در مورد بعضی چیزها مثل کبد چرب و سنگ که باید با رعایت و تغییر سبک زندگی کنترلش کرد، و بیمار یک‌دنده رعایت نمی‌کنه و تغییر نمیده، باخبر شدن از مشکل با بی‌خبر بودن ازش، خیلی توفیر نداره. اما خیلی مسائل متنوع دیگه هست که بعد از باخبر شدن باید حرکت خاصی کرد یا حتما داروی خاصی رو شروع کرد. یک عده زیادی دارند این کارها رو انجام نمیدن. عده زیادی فعلا مشکلی ندارند، اما در لبه هستن و مثلا اگه بیش ازین تحرک نداشته باشند مشکل پیدا خواهند کرد. مشکل قلبی عروقی چندنفر مخفی مونده و خبر ندارند؟ سرطان چندنفر از مرحله قابل کنترل عبور کرده و خبر ندارند؟ عده زیادی نظم خواب‌شون بهم خورده، چون نیاز نیست صبح سر ساعت خاصی بلند بشن (آمار بازدید ساعتی کانالم در سه و نیم صبح قابل مقایسه با پارسال نیست). عده زیادی جزء افرادی هستند که اگه با دیگران حرف نزنند و بیرون نرن و با آدم‌های مختلف برخورد نداشته باشند، افسرده میشن، و وقتی شدند روی سلامت جسمانی‌شون هم اثر میذاره. عده زیادی توان و مهارت مدیریت روانی اینکه بخش بزرگی از شبانه‌روز در معرض محتویات رسانه‌ای باشند رو ندارند، و این روی اعصاب‌شون اثر میذاره. ما حتی نمی‌دونیم این لجنی که خورده به پنکه، قراره چجوری همه جا رو به گند بکشه! چون جایی در محدوده ۳۶۰ درجه‌ش نیست که مصونیت داشته باشه.


پست بالا یادتونه؟
3
Anarchonomy
اگر کمی به روی شخصیت روحانی تمرکز کنید می‌تونید علائم سایکوپاتی رو توش ببینید. لاقل من که می‌بینم. این آدم یک کیس ایده‌آل برای سایکوپات بودنه. وقتی خبر خودکشی جفری اپستین اومد، و کسی باور نکرد، نسیم طالب توصیه کرد دلیل اول رو بی‌کفایتی دولتی در نظر بگیرید.…
این رو هم یادتونه؟ حالا تعطیلی مترو از ساعت هشت شب و اصناف از ساعت شش رو هم به لیست شواهد اضافه کنید.
این چیزی که اون موقع نوشته بودم اصلا حرف عجیبی نبود. خیلی از آدم‌هایی که الان در دنیا قدرت زیادی دارند، از لحاظ ذهنی و روانی سالم نیستند. همین چند وقت پیش مجری ای‌بی‌سی داشت از نانسی پلوسی سوالی می‌پرسید، ناگهان پلوسی برگشت گفت صبح بخیر، صبح یکشنبه‌تون بخیر! مجریه خشک شده بود ولی به روی خودش نیاورد (چون خودش سرباز حزبه). فرد شماره یک مجلس ابرقدرت شماره یک دنیا، در حالی که کاملا مسته میاد جلوی دوربین! و این تازه اونجاست. خاورمیانه نیست، که آدم‌خورها همه‌جای سیستم پراکنده باشند.
در مجلس نمایندگان، پنج کرسی دموکرات‌ها که اکثریتند پرید، و شش کرسی به جمهوری‌خواهان اضافه شد. نقشه جالبیه. میشه ازش اینطور برداشت کرد: آمریکا به جز چند ایالت کوچک در شمال شرق، ایالت آبی نداره. بلکه کلانشهرهای آبی داره.

بهرحال برای تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی آرزوی موفقیت می‌کنم.
BAHEY - ELECTRONIC
<unknown>
فکر کنید هنوز خورشید طلوع نکرده، جاده تاریکه، و کسی غیر از ما نیست.. آهنگ اینه، و راننده منم‌.
Anarchonomy
Photo
حالا بیایید لحظه‌ای ازین واقعیت که بعضی ازین مهارت‌ها اصلا یاددادنی نیستند بگذریم، سوال اول من اینه: اون کیه که میتونه همه این‌ها رو به بچه‌ها یاد بده؟ سوال دومم اینه: آیا اون فرد روی آب هم راه میره؟
اون مجموعه‌ای که میتونه اینکارو انجام بده چرا مرده‌ها رو زنده نمی‌کنه؟
برید نماز شکر به جا بیارید که آموزش و پرورش ایران فقط وقت‌تون رو تلف کرد. خیلی کارهای خطرناک‌تری ممکن بود انجام بده. گاهی بی‌کفایتی سیستم، به نفع ما تموم میشه.
وقتی مردم داشتند می‌اومدند نگفتند شما بلد نیستید، نیایید، برید همون سکه‌تون رو بخرید. گفتن سکه چیه؟ میدونی بازدهی بورس چقدر بالاتر از سکه بوده؟ حالا که دارن میرن میگن «اومدین بهم زدید فقط.. اه».

من جماعتی پفیوزتر از اراذل بورسی سراغ ندارم.
شما رو با یک از شاخص‌های فنی قیمت مسکن آشنا می‌کنم: فضای امید!
دفعه بعد رفتید بنگاهی و طرف پایین‌تر نمی‌داد، بش بگید آقا یکم امیدوار باش، این چه حالتیه که به خودت گرفتی؟
اگه فیلم ایرانی‌هایی که با شلوار کردی به سبک مایکل می‌رقصیدند رو به خارجی‌ها نشون می‌دادیم شاید به نظرشون بامزه می‌اومد، اما نه اونجوری که ما بش می‌خندیدیم. برای ما یه جور دیگه مسخره بود.
در آلمان هم تعطیلی شبانه شهر بیشتر در جهت ارضای «شهوت کنترل» دولتی‌هاست تا مهار کرونا، اما اونجا واقعا فعالیت‌ها و تجمعاتی وجود داره که مختص زندگی شبانه‌ست. مثل رستوران‌ها لاکشری، کلوب‌ها، کنسرت‌ها، اوپراها، تئاترها، سینماها، گالری‌ها.. این‌ها چیزی نیستند که اگه شب تعطیل‌شون کنی، مردم صبح بشون مراجعه کنند.
ما اینجا اون زندگی شبانه رو نداریم. شب‌ها در خیابان‌ها کاری نمی‌کنیم که صبح نمی‌کنیم و جایی جمع نمیشیم که صبح جمع نمیشیم.

آلمانی‌ها وقتی میشنوند که در ایران شب‌ها تعطیلی اجباری اعمال شده لابد پیش خودشون فکر می‌کنند چه عجب بالاخره ایران هم یه حرکتی مشابه ما زد. قطعا اونجوری که برای ما مسخره‌ست رو درک نخواهند کرد. اون‌ها وقتی مستعان ۱۱۰ رو دیدند یهو نزدند زیر خنده. در گوشه‌ای از ذهن‌شون یه احتمالی دادند که اشتباهی رخ داده. آدم‌های واقعا ساده‌ای هستند. اون‌ها مثل ما به این مسخرگی شناخت ندارند. نمی‌تونند درک کنند چرا اینهمه ادا و اطوار که نهایتا به لوث شدن منجر میشه، اجرا میشه. نمی‌فهمند برای چی باید ادای اختراع کردن درآورد؟ یا ادای ساختن بیمارستان صحرایی. یا ادای داشتن بورس اوراق بهادار. یا ادای مدیریت بحران. یا ادای واکنش جدی به پاندمی‌.
سهامداران زیان‌دیده حالا که میرن خیابون، بد نیست به تقلید از معترضان بنزینی، بانک‌ها رو هم آتیش بزنند. بهرحال اینجا یک کشور نرمال نیست که پونصدتا شعبه بانک یه شبه خاکستر بشه و تأثیری در ارزش سهام اون بانک یا بیمه‌ها داشته باشه.
Go my brothers... Go burn them all.
اپل بالاخره از اینتل طلاق گرفت. چون حالا سی‌پی‌یو طراحی شده توسط خودش از همه لحاظ بهتر عمل می‌کنه. سی‌پی‌یو که تو آیفون ۱۲ قرار داده به طرز عجیبی قدرتمنده. این نمودار یکی از عجیب‌ترین چیزهایی که در سال ۲۰۲۰ دیده شد، و این سال پر از چیزهای عجیب بود. مدل A14 آیفون تقریبا هم‌شونه بهترین و قوی‌ترین و جدیدترین سی‌پی‌یو شرکت ای‌ام‌دی عمل کرده! اینتلی‌ها رو که کلا خاک کرده. اما مسئله بهت‌آور اینه که این قرمز‌ها و آبی‌ها، غول‌های پردازش هستند به نوبه خودشون و بین ۲۸ وات تا ۴۵ وات مصرف می‌کنند، اما اپل با فقط ۵ وات ازشون سبقت گرفته! و این چیزیه که در اسمارتفون قرار داده. اونی که قراره تو لپ‌تاپ‌ها بذاره یه سر و گردن هم ازین جلوتره.
این یعنی مک‌بوک‌های جدید انقدر شارژ باتری نگه خواهند داشت که تا حالا نظیرش رو ندیدیم، یا با همین مقدار شارژ فعلی پرفرمنسی خواهند داشت در حد کامپیوتر‌های دسکتاپ فعلی که دویست سیصد وات مصرف دارند!

این نمودار دقیقا با همین شکوه به نمودار فروش تبدیل نمیشه، اما به نظر میرسه حال این شرکت خیلی خوبه.
بش گفتن یکی درمیون بزن، و فقط همونی که بش گفتن رو اجرا کرده. به اینکه باید با هم بیشترین فاصله رو داشته باشند فکر نمی‌کنه. بعبارتی مغز خودش، کل جایگاه قضاوت رو واگذار کرده به مافوق. و مغز عادت می‌کنه به این واگذاری‌ها. در همه‌چی. و‌ به مرور از صحنه حذف میشه. وقتی مغز خود فرد حضور نداره در صحنه، یعنی خودش حضور نداره. آدم‌هایی که ظاهرا وجود دارند، ولی وجود ندارند.‌
تعداد کسانی که در کوچه خیابان ناخواسته صداشون رو می‌شنویم که دارند درباره انتخابات آمریکا بحث می‌کنند، از شماره خارجه. قبل‌ترها هم ازین بحث‌ها و دغدغه‌مندی‌ها و درگیری‌ها بوده، ولی نه با این گستردگی. مثلا مطمئنم که در مساجد نبود حداقل، ولی امسال هست. پیرمردها هم دارند درباره اینکه کدومشون واقعا برنده‌ست و کدوم‌شون اگه بیاد چه خواهد شد صحبت می‌کنند، و خیلی پرشور. سال هشتاد و هشت بین پیرمردهای مسجد و بچه بسیجی‌های جوانتر بحث و سر و صدا می‌شد، اما خیلی حاشیه‌ای‌تر بود. مثلا دم در نمیدیدی بلند بلند بگه فلانی بیاد ال میشه..! به عنوان کسی که تو کانالش خیلی به این مسائل پرداخته، چیزهایی دیدم در این روزها که خیلی تازگی دارند، و البته کمی ناراحت‌کننده‌اند. زیاد جالب نیست این تعداد از مردم و با این پراکندگی زیاد، درگیر چیزهایی باشند که جای پرداختن بش حداکثر در کانال‌ها و وبلاگ‌هاست.
اما ازین وضعیت اجتماعی اسفناک که ایرانی‌ها بش مبتلا شده‌اند که بگذریم، خود این اثر غلیظ که انتخابات آمریکا در ایران داره، درست در تناقض با ادعاهای افول آمریکاست. یعنی اینطور نیست که فقط خود افول غیرواقعی باشه، بلکه برعکس درحال قدرتمندتر شدنه. اینطور نیست که قدرت و اهمیت آمریکا ثابت مونده باشه و عده‌ای فکر کنند که کمتر شده‌. بلکه ثابت نمونده و داره بیشتر میشه!

مردم باید بین قدرت سخت‌افزاری و قدرت نرم‌افزاری تفکیک قایل بشوند.‌ در سخت‌افزار میشه با خیال راحت گفت آمریکا حسابی جاش رو خیس کرده. تقریبا هیچ کاری در سطح ملی باقی نمونده که نشه گفت چین داره بهتر انجامش میده! از کنترل بیماری گرفته، تا کنترل نقدینگی، تا رشد اقتصادی، تا توسعه تکنولوژیک، تا بازسازی عمرانی، تا کاهش فقر، تا مهار تروریسم، تا حتی برگزاری انتخابات (البته چین در همه این‌ها سبک خودش رو داره که میتونه کاملا غیرقابل قبول باشه، اما برداشت عمومی معمولا نتیجه‌گراست). و این خیلی مهمه. اما اتفاقات چین برای کسی مهم نیست. هیچ جوانی در لهستان با پدرش درباره اینکه فلان شخصیت چینی چه حرفی زده اخیرا، یا کی ممکنه جایگزین کی بشه، جر و بحث نمی‌کنه. در ایران که اصلا.
دنیا داره بیشتر از قبل به آمریکا به عنوان یک لیدر نگاه می‌کنه، حتی اگه این لیدر کارهای ساده رو هم نتونه درست انجام بده. و این افزایش، در ایران نسبت به بقیه دنیا، تندتر هم بوده. در این شرایط ادعای افول، دیگه فقط غلط نیست. ترحم‌برانگیزه.
از ارزشی‌ها و حکومتی‌ها که انتظاری نمیره. عجیب اینه که چپ‌های ایرانی هم دچار این توهمند. این‌ها رو مقایسه کنید با اون سوسیالیستی که در مورد آمریکای جنوبی نوشته بود تا وقتی دولت آمریکا امپراتور دنیاست باش آشتی نداریم! اون با وجود همون ذهن تخریب‌شده‌ای که داره، درک درست‌تری داره از قدرت طرفی که باش روبروست.
نوشته اگر قراره پنجاه درصد درآمدمون رو مالیات بدیم به دولت، کمترین توقع اینه که کل بیمه درمانی رایگان باشه!

ازونجایی که ما در دنیایی هستیم که به مدد دموکراسی به نظر میرسه که همه به نحوی تصمیم‌گیر هستند، اون جلساتی که زمانی فقط در حضور پادشاه برگزار می‌شد تا درباره امری صحبت بشه و همه جنبه‌هاش بررسی بشه تا شاه تعیین کنه که باید چه کرد، به فضای عمومی کشیده شده، و همه جا ازون جلسات برپاست. و دیگه فقط وزیر و لرد و مشاور و این‌ها در اون حضور ندارند. همه هستند. از معلم و بقال و کودک و چوپان. و ازونجایی که در اون جلسات معمولا همه‌چیز انقدر شفاف نبود که بشه به راحتی به نتیجه‌گیری قطعی رسید، حضار جلسه از جمله خود پادشاه، از تکنیک‌های کلامی استفاده می‌کردند برای اقناع دیگران یا سنگین‌تر کردن یک طرف مناقشه. و حالا که اون جلسات به فضای عمومی رسیده و همه‌جا پخش شده، اون تکنیک‌ها هم همراهش اومده. و لذا ما شاهد این هستیم که همه در حال تلاش برای جا انداختن درستی یک تصمیم یا یک برنامه‌ریزی یا یک رویه، در ذهن دیگران هستند.
یکی از کسانی که با جدیت اهل اسلحه و تفریحات مرتبط باش بود، زمان حادثه تیراندازی در مدرسه استونمن داگلاس، که هیاهویی در رسانه‌ها و حتی بین نمایندگان مجلس ایجاد کرده بود درباره ضرورت وضع قوانین سخت‌گیرانه‌تر در مورد خرید و فروش اسلحه، هرروز یک پست برای ما می‌گذاشت و توضیح می‌داد که اون روز چند نفر دیگه در فضای عمومی درباره اسلحه نیمه اتوماتیک اظهارنظر کردند، و به چه دلایل فنی واضحه که متوجه نیستند دارند درباره چی صحبت می‌کنند! اما واقعیت جالب این بود که با وجود اینکه اون افراد از لحاظ فنی داشتند مهمل تحویل مردم می‌دادند، فقط به این دلیل که تکنیک‌شون در اقناع مردم کارآمدتر بود، همون مهملات داشت به سرعت دهان به دهان می‌چرخید.

«اگه قراره نصف درآمدمون رو مالیات بدیم...» قسمت کلیدی این تکنیکه، چون به شنونده القاء می‌کنه که داره از سمت ما سرمایه هنگفتی جذب میشه و این سرمایه آجیل مشکل‌گشاست. وقتی مخاطب این قسمت رو پذیرفت، قسمت دوم که مطالبه‌ست رو هم می‌پذیره، یعنی رایگان بودن بیمه.

اگه دو نفر برای رسیدن به حاجتی عریضه بندازن در چاه جمکران که یکی‌شون با ماشین خودش رو رسونده باشه به اونجا، و اون یکی با پای پیاده، یک خروجی ثابت خواهیم داشت: کاغذ هر دو کنار هم میفته. که بعدا جمعش می‌کنند و احتمالا بازیافتش می‌کنند یا هرچه.

وقتی قرار باشه یک چیزی کار نکند، اهمیت ندارد که چقدر خرج اون کار شده‌. بیمه درمان رایگان، کار نمی‌کند. فرقی نداره بابتش یک میلیارد دلار خرج کنیم، یا پنج میلیارد، یا هرچقدر. که یعنی فرقی نداره نصف درآمدمون رو بابتش بگیرند یا هفتاد درصدش رو یا فقط هفت درصدش رو. و فرقی نداره مالیات‌گیرنده‌ها آدم‌های درستی باشند یا نباشند.

اگه خیلی اعتقاد داریم، بهتره به جای اینکه به امام زمان بگیم «حالا که تا اینجا کوبیدم اومدم دست خالی برم نگردون..»، بهتره در واتس‌اپ به کسی که بچه اونجاست بسپاریم که از طرف ما عریضه رو بندازه، چون اینجوری خیلی ارزونتر تموم میشه.

به جای اینکه بگیم حالا که انقدر میگیری پس بهشت بساز، بهتره بگیم تو که بهرحال بهشت نمیسازی پس کمتر بگیر!

این یک منطق ساده‌ست، و امیدورم بزرگترها به کوچکترها منتقل کنند‌.
تلفات کرونا تازه رسیده به تلفات سالانه سل!
بله، سل.
البته اگه تلفات غیرعادی آمریکا رو بذاریم کنار، هنوز به سل نرسیده.
این یک میلیون و سیصدهزار نفر سل، با یک میلیون و سیصدهزارنفر کرونا یه فرقی داره، و اونم اینه که بیشترش در کشورهای آفریقاییه.
فقیر باشی متوجه مردنت هم نمیشن.
کاملا درسته. ولی این اطلاعاتیه که شما به عنوان یک پزشک دارید. این اطلاعات در محاسبات ذهنی مردم جایی نداره (مثلا سرفه‌های خونی سل براشون خیلی ترسناک‌تره، با اینکه درمانش خارج از دسترس نیست). اینکه اقتصاد جهانی دچار شوک شده، اینکه میلیون‌ها شغل از بین رفته (که همه‌ش هم مربوط به تعطیلی‌های دولتی نیست)، به خاطر این نیست که مردم از پتانسیل کرونا می‌ترسند. اون‌ها از همینی که تا الان اتفاق افتاده ترسیدن. پتانسیل تصاعدی رو شما به عنوان متخصص لحاظ می‌کنید، اما مردم فوت کسانی که از نزدیک می‌شناختند که قاعدتا نباید میمردند رو، لحاظ می‌کنند. جامعه برخوردارتر، این شکل از تلفات جانی که تا بیخ گوشش قرار گرفته رو اونجوری که جامعه فقیر باش درگیر بوده، تجربه نکرده. برای همین اگه به عنوان یک ناظر بیرونی به هر دو نگاه کنیم، بوضوح دیده میشه که یکی داره خیلی بیشتر ازون یکی جیغ بنفش میکشه.
چینی‌ها قرار بود در مالدیو یک فرودگاه رو توسعه بدن، اما هنوز به سرانجام نرسیده‌. میگن بدهی مالدیو به چین به زودی به جایی میرسه که چین به عنوان طلبش میتونه کل این کشور رو مصادره کنه! اما مالدیوی‌ها با اینکه به زحمت میشه از هندی‌ها تشخیص‌شون داد، ترجیح میدن توسط چین تصاحب بشن تا اینکه تحت نفوذ هند باشند. هندی‌ها هم این رو نوعی ناسپاسی قلمداد می‌کنند. ایشون میگه ۲۵۰ میلیون دلار به خاطر کرونا دادیم بهتون که نباید میدادیم!
چیزی که اخیرا قابل تشخیصه شکننده بودن پیوندهاییه که بین کشورهای همسایه یا با فرهنگ نزدیک، وجود داشته. این کشورها خیلی راحت روابط‌شون رو با همدیگه بهم میزنند، یا اگه بهم نزنند بستر اعتماد رو از بین می‌برند. چندتا پروژه عمرانی در حد و اندازه‌ای نیست که به خاطرش دو ملت برای همدیگه آرزوی خرد شدن بکنند!
این رو مقایسه کنید با غربی‌ها که اجازه نمیدن یک نیروی بیرونی روابط‌شون رو تضعیف کنه.
هویت‌سازی‌های ملی‌گرایانه در کشورهای در حال توسعه، بیشتر در نفی همسایه خودش رو نشون میده تا در اتحاد داخلی. مثل ایران که ملی‌گرایی بیشتر به عرب‌ستیزی منجر شده تا ایرانی‌دوستی!