Anarchonomy
43.7K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اواخر قرن هجده، ژاپن و فرهنگش برای اروپایی‌ها یک پدیده جذاب برای کشف بود‌. اما واقعیاتی مثل مردسالاری تاریخی این جامعه تو ذوق میزد. بنابراین سعی می‌کردن زیاد نیارنش تو چشم، یا به نحوی کاورش کنند. یکی از کاورها، استثنائات تاریخی بود. مثلا در یکی از جنگ‌ها چندنفر دختر حضور داشتند، و کشته شدند، و کاملا استثناء بود، اما ازش استفاده کردند تا بگن سامورایی زن هم داشته‌ایم! دختران بازیگر ازین لباس‌ها می‌پوشیدند، عکس می‌گرفتند و قند در دل اروپایی آب می‌شد. ولی زن سامورایی وجود خارجی نداشت‌ هیچوقت. نه به این خاطر که کسی نمیذاشت یک زن، سامورایی باشه. به این خاطر که کسانی سامورایی بودند که در نظام فئودالی جایگاهی داشتند، و زن به اون جایگاه نمی‌رسید. سامورایی فقط با کاتانا یک حرکت سریع انجام دادن نبود.
اروپایی‌ها هنوز ول‌کن استثناء‌ها نیستند. در شمال اروپا قبری پیدا می‌کنند که در آن مردی دفن شده بوده که ژنش مربوط به آفریقاست، و نتیجه می‌گیرند در نروژ سیاهپوست هم زیاد بوده!
There are three kind of scientists

1- those who do research to make money. Data Traders.

2- those who spend their money to do research. Data Worshipers.

3- those who read other scientists' papers to get attention with speaking about the findings. Data Whores!
Three kind of people listen to what scientists preach, with laser focused attention

1- those who take their findings too seriously. Zealots of Academia.

2- those who need to use their findings to control people. Guardians of Citadel.

3- those who want to know whats the next catastrophe, that gonna happen because of their planning to avoid the catastrophe, to get ready and prepared. Men Who've Seen Too Much.
چرا این جماعت آنتی‌فروشنده که راه کسب روزی حلال رو بلدند نمیان وارد صنف فروشندگی بشن؟ بیان بمون عملی نشون بدن چجوری باید قیمت‌ها رو پایین نگه داشت‌. اگه بلدند و می‌تونند کلی مشتری هم جذب خواهند کرد، یعنی نه تنها ندارتر هم نمیشن، بلکه پول‌دار خواهند شد. من راضی‌ام شهرداری کاملا مجانی یه زمین خالی در اختیار این‌ها بذاره بیان توش غرفه بزنند. حتی راضی‌ام دنگ بذاریم پول احداث غرفه‌شون هم خودمون بدیم، پول برق هم سگ‌خور. فقط بیان آموزش بدن. درخواست سنگینی نیست.
حداقل دستمزد ساعتی ۱۵ دلار در فلوریدا رأی آورد، اما مالیات بر املاک در کالیفرنیا رأی نیاورده! البته آراء خیلی نزدیکند ولی رسانه‌ها شکست خورده حسابش کردند از الان. قرار بود درآمد حاصله به مدارس داده بشه. در کالیفرنیا کنترل بر نرخ اجاره هم رأی نیاورد، و رأی اون نزدیک نبود، ۶۰ درصد مخالفت کردند!
به نظر متناقض میاد، اما نیست. وقتی بحث به سرقت رفتن اموال افراده، دیگه قرمز و آبی و چپ و راست و لیبرال و محافظه‌کار و این چیزها، محو میشن. حداقل دستمزد رو قرار نیست رأی‌دهنده پرداخت کنه، قراره کارآفرین‌ها بدن، بنابراین از کیسه خلیفه می‌بخشه: «بدن دیگه، ۱۵ دلار چیه مگه؟». اما ضرر مالیات بر املاک و سقف اجاره رو باید خودش بده، بنابراین میگه «من بدم؟ چرا من بدم؟ اینجا شورویه مگه؟».
در کالیفرنیا طرح پایین آوردن حداقل سن قانونی برای رأی دادن در انتخابات مقدماتی به ۱۷ سال، رأی نیاورد. اما ممنوعیت رأی دادن افراد سابقه‌دار که دوره محکومیت‌شون به اتمام رسیده، رأی آورد!
یعنی رأی‌دهندگان معتقدند آدم بزرگسال، اگه خلافکار هم بوده باشه صلاحیت رأی دادن داره، اما نوجوان اگه هیچ خلافی هم نکرده باشه، صلاحیت نداره!

دموکراسی. بزرگترین جوک تاریخ.
3
ناسیونالیست‌ها دیگه نمیتونند مثل قرن بیستم کافه رو بهم بریزند. ناسیونالیسم تا حد زیادی خلاصه شده در محتویات دیجیتالی که عبور دادن‌شون از دیوار فیلترهایی که بچه لیبرال‌های کدنویس دور تا دور اینترنت چیدن، در حد جنگیدن در ساحل نورماندی، حماسی شده.
اما گلوبالیست‌ها هم دارن آرمان مرزهای باز رو همونجوری نگه میدارن که سپاه فاو رو نگه داشت!



https://t.me/mamlekate/53838
Anarchonomy
میگن دکتر اریکسون که تو نیویورک نیست صلاحیت نداشته نظر بده (درباره منطقه خودش که میتونه) ولی دکتر مورفی دقیقا در نیویورک بوده و در محله برانکس که بالاترین تلفات رو داشت‌. یه مطلب نوشت که «من به عمرم چنین چیزی ندیده بودم ولی با این حال میگم باید تعطیلی‌ها لغو…
روزی که مادرم رو برده بودم سونوگرافی قرار بود معلوم بشه کبدش چرب هست یا نیست. اما معلوم شد سنگ کیسه صفرا هم داره! چند مورد ازین سونوها در دوره کرونا انجام نشد، و چقدر از چیزهایی که باید تصادفی کشف می‌شدند، نشدند؟ در مورد بعضی چیزها مثل کبد چرب و سنگ که باید با رعایت و تغییر سبک زندگی کنترلش کرد، و بیمار یک‌دنده رعایت نمی‌کنه و تغییر نمیده، باخبر شدن از مشکل با بی‌خبر بودن ازش، خیلی توفیر نداره. اما خیلی مسائل متنوع دیگه هست که بعد از باخبر شدن باید حرکت خاصی کرد یا حتما داروی خاصی رو شروع کرد. یک عده زیادی دارند این کارها رو انجام نمیدن. عده زیادی فعلا مشکلی ندارند، اما در لبه هستن و مثلا اگه بیش ازین تحرک نداشته باشند مشکل پیدا خواهند کرد. مشکل قلبی عروقی چندنفر مخفی مونده و خبر ندارند؟ سرطان چندنفر از مرحله قابل کنترل عبور کرده و خبر ندارند؟ عده زیادی نظم خواب‌شون بهم خورده، چون نیاز نیست صبح سر ساعت خاصی بلند بشن (آمار بازدید ساعتی کانالم در سه و نیم صبح قابل مقایسه با پارسال نیست). عده زیادی جزء افرادی هستند که اگه با دیگران حرف نزنند و بیرون نرن و با آدم‌های مختلف برخورد نداشته باشند، افسرده میشن، و وقتی شدند روی سلامت جسمانی‌شون هم اثر میذاره. عده زیادی توان و مهارت مدیریت روانی اینکه بخش بزرگی از شبانه‌روز در معرض محتویات رسانه‌ای باشند رو ندارند، و این روی اعصاب‌شون اثر میذاره. ما حتی نمی‌دونیم این لجنی که خورده به پنکه، قراره چجوری همه جا رو به گند بکشه! چون جایی در محدوده ۳۶۰ درجه‌ش نیست که مصونیت داشته باشه.


پست بالا یادتونه؟
3
Anarchonomy
اگر کمی به روی شخصیت روحانی تمرکز کنید می‌تونید علائم سایکوپاتی رو توش ببینید. لاقل من که می‌بینم. این آدم یک کیس ایده‌آل برای سایکوپات بودنه. وقتی خبر خودکشی جفری اپستین اومد، و کسی باور نکرد، نسیم طالب توصیه کرد دلیل اول رو بی‌کفایتی دولتی در نظر بگیرید.…
این رو هم یادتونه؟ حالا تعطیلی مترو از ساعت هشت شب و اصناف از ساعت شش رو هم به لیست شواهد اضافه کنید.
این چیزی که اون موقع نوشته بودم اصلا حرف عجیبی نبود. خیلی از آدم‌هایی که الان در دنیا قدرت زیادی دارند، از لحاظ ذهنی و روانی سالم نیستند. همین چند وقت پیش مجری ای‌بی‌سی داشت از نانسی پلوسی سوالی می‌پرسید، ناگهان پلوسی برگشت گفت صبح بخیر، صبح یکشنبه‌تون بخیر! مجریه خشک شده بود ولی به روی خودش نیاورد (چون خودش سرباز حزبه). فرد شماره یک مجلس ابرقدرت شماره یک دنیا، در حالی که کاملا مسته میاد جلوی دوربین! و این تازه اونجاست. خاورمیانه نیست، که آدم‌خورها همه‌جای سیستم پراکنده باشند.
در مجلس نمایندگان، پنج کرسی دموکرات‌ها که اکثریتند پرید، و شش کرسی به جمهوری‌خواهان اضافه شد. نقشه جالبیه. میشه ازش اینطور برداشت کرد: آمریکا به جز چند ایالت کوچک در شمال شرق، ایالت آبی نداره. بلکه کلانشهرهای آبی داره.

بهرحال برای تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی آرزوی موفقیت می‌کنم.
BAHEY - ELECTRONIC
<unknown>
فکر کنید هنوز خورشید طلوع نکرده، جاده تاریکه، و کسی غیر از ما نیست.. آهنگ اینه، و راننده منم‌.
Anarchonomy
Photo
حالا بیایید لحظه‌ای ازین واقعیت که بعضی ازین مهارت‌ها اصلا یاددادنی نیستند بگذریم، سوال اول من اینه: اون کیه که میتونه همه این‌ها رو به بچه‌ها یاد بده؟ سوال دومم اینه: آیا اون فرد روی آب هم راه میره؟
اون مجموعه‌ای که میتونه اینکارو انجام بده چرا مرده‌ها رو زنده نمی‌کنه؟
برید نماز شکر به جا بیارید که آموزش و پرورش ایران فقط وقت‌تون رو تلف کرد. خیلی کارهای خطرناک‌تری ممکن بود انجام بده. گاهی بی‌کفایتی سیستم، به نفع ما تموم میشه.
وقتی مردم داشتند می‌اومدند نگفتند شما بلد نیستید، نیایید، برید همون سکه‌تون رو بخرید. گفتن سکه چیه؟ میدونی بازدهی بورس چقدر بالاتر از سکه بوده؟ حالا که دارن میرن میگن «اومدین بهم زدید فقط.. اه».

من جماعتی پفیوزتر از اراذل بورسی سراغ ندارم.
شما رو با یک از شاخص‌های فنی قیمت مسکن آشنا می‌کنم: فضای امید!
دفعه بعد رفتید بنگاهی و طرف پایین‌تر نمی‌داد، بش بگید آقا یکم امیدوار باش، این چه حالتیه که به خودت گرفتی؟
اگه فیلم ایرانی‌هایی که با شلوار کردی به سبک مایکل می‌رقصیدند رو به خارجی‌ها نشون می‌دادیم شاید به نظرشون بامزه می‌اومد، اما نه اونجوری که ما بش می‌خندیدیم. برای ما یه جور دیگه مسخره بود.
در آلمان هم تعطیلی شبانه شهر بیشتر در جهت ارضای «شهوت کنترل» دولتی‌هاست تا مهار کرونا، اما اونجا واقعا فعالیت‌ها و تجمعاتی وجود داره که مختص زندگی شبانه‌ست. مثل رستوران‌ها لاکشری، کلوب‌ها، کنسرت‌ها، اوپراها، تئاترها، سینماها، گالری‌ها.. این‌ها چیزی نیستند که اگه شب تعطیل‌شون کنی، مردم صبح بشون مراجعه کنند.
ما اینجا اون زندگی شبانه رو نداریم. شب‌ها در خیابان‌ها کاری نمی‌کنیم که صبح نمی‌کنیم و جایی جمع نمیشیم که صبح جمع نمیشیم.

آلمانی‌ها وقتی میشنوند که در ایران شب‌ها تعطیلی اجباری اعمال شده لابد پیش خودشون فکر می‌کنند چه عجب بالاخره ایران هم یه حرکتی مشابه ما زد. قطعا اونجوری که برای ما مسخره‌ست رو درک نخواهند کرد. اون‌ها وقتی مستعان ۱۱۰ رو دیدند یهو نزدند زیر خنده. در گوشه‌ای از ذهن‌شون یه احتمالی دادند که اشتباهی رخ داده. آدم‌های واقعا ساده‌ای هستند. اون‌ها مثل ما به این مسخرگی شناخت ندارند. نمی‌تونند درک کنند چرا اینهمه ادا و اطوار که نهایتا به لوث شدن منجر میشه، اجرا میشه. نمی‌فهمند برای چی باید ادای اختراع کردن درآورد؟ یا ادای ساختن بیمارستان صحرایی. یا ادای داشتن بورس اوراق بهادار. یا ادای مدیریت بحران. یا ادای واکنش جدی به پاندمی‌.
سهامداران زیان‌دیده حالا که میرن خیابون، بد نیست به تقلید از معترضان بنزینی، بانک‌ها رو هم آتیش بزنند. بهرحال اینجا یک کشور نرمال نیست که پونصدتا شعبه بانک یه شبه خاکستر بشه و تأثیری در ارزش سهام اون بانک یا بیمه‌ها داشته باشه.
Go my brothers... Go burn them all.