Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
#گله_گاو بیشتر سعی می‌کنه به خوش‌شانسی‌های خودش اتکا کنه. همون «خدا کریمه» که در نظام فکری هیئتی کاربرد داره.
بنابراین با عبارت گول خوردند، موافق نیستم. این‌ها در برجام به خاطر «صرفا اعتماد کردن به رییس‌جمهور وقت»، داغ بدی خوردند. شاید خواستند دیگه تکرارش نکنند. اساسا توافق در حدی که حکومت ایران رو از مخمصه دائمی نجات بده، بدون همراهی یکدست کنگره ممکن نیست. که اون هم فعلا فراهم نیست.
5
اینکه مشتی هرزه ذهنی شده‌اند دانشمند و پزشک و ویروس‌شناس و اپیدمولوژیست و «سخنگوی علم!»، و از کرونا حداکثر استفاده رو برای مقاصد سیاسی کردند، و بعد از اومدن بایدن فتیله هیاهویی که راه انداخته بودن رو ناگهان پایین خواهند کشید، معنیش این نیست که کرونا اونقدری که می‌دونیم خطرناکه، خطرناک نیست. همونطور که وقتی جمهوری اسلامی در آمار فوتی‌ها عددسازی می‌کنه تا از سالگرد اعتراضات آبان با حکومت نظامی عبور کنه، معنیش این نیست که مردم ما به اندازه‌ای که می‌دونیم درگیر این بیماری نیستند.
چرا مجبوریم این بدیهیات رو بنویسیم؟
این دو حزب واقعا فرقی ندارند. خیلی وقته که تک‌حزبی شدن آمریکا آغاز شده ‌و آثارش فقط در سیاست خارجی نیست.
شاید درست‌تر باشه که کار تمیز فرودگاه بغداد رو، فرق ترامپ با هر دو حزب ثبت کنیم. اما همون ترامپ هم به سرنگون کردن پهپاد و موشک‌باران پایگاه که هر دو بی‌سابقه بودند، واکنشی نشون نداد.
یادش بخیر، زمان دستگیر کردنشون تو گوگل پلاس بودیم، و اونجا نوشتم وقتی ملتی با حرف زور تحقیر میشه، ممکنه بش اجازه بدهند کمی غرورش رو احیاء کنه، یا حداقل خیلی سخت نگیرند. یعنی وقتی شکار تو چنگته، دیگه لازم نیست غرش کنی. ترامپ این رویکرد رو یک عملکرد ضعیف معرفی می‌کرد که در شأن آمریکا نیست. اما خودش برای اینکه پرونده بدون جنگش، که تحسین‌برانگیزه، پاک بمونه؛ حاضر نشد جواب هر نوع شرارتی رو بده، که ازون هم میشد «عملکرد ضعیف» برداشت کرد.
اون شبی که اون ملعون رو از صحنه روزگار حذف کردند، یکی از شب‌های خاطره‌انگیز ما بود، اما احساسات ما نباید مانع درک درست از واقعیت بشه. اگه ترامپ، اونطور که مشتاق بود، برجام۲ با امتیازاتی بیشتر رو امضاء می‌کرد، باز هم دوستان توعیت‌هایی مشابه این می‌نوشتند؟
روند تورم دولت‌ها رو حتی در ادواتی که میخرند هم میشه مشاهده کرد. این‌ها ناوهای هواپیمابر بریتانیا هستند از ناو آرگوس در ۱۹۱۶ تا کوئین الیزابت در ۲۰۰۹. همینطور سنگین‌تر و بلندتر و ظرفیت بالاتر، و البته پرخرج‌تر.
و اگه ازشون بپرسید بریتانیا امروزی ناو هواپیمابر میخواد چه کار؟ یه چیزی تحویل‌تون میدن که نسخه کاملش رو در سریال بله‌ آقای نخست‌وزیر درباره موشک تریدنت دیدیم.
پوسترهای ایدئولوژیک و پروپاگاندا بخش مهمی از تاریخ شوروی هستند. در این یکی در ۱۹۲۹ میگه بچه‌ها رو کتک نزنید، رشدشان را متوقف می‌کند!
(بذارید رشد که کردن ما تو ارتش بزنیم‌شون).
دوره‌ای بود که حزب می‌خواست کل تربیت انسانی بشر رو به عهده بگیره، و دید هنوز خیلی چیزها فراهم نیست، و مردم اصلا کیفیت مطلوبش رو ندارند و راه درازی در پیش داره! برای همین پوسترها هر نوع نصیحتی رو شامل می‌شد.
مشابهش رو الان در ایران داریم که در و دیوار پر از بنرهای حکومتی هستند که نصایحی ابتدایی رو به دیدگان مردم تحمیل می‌کنند: با هم مهربان باشیم! به پدر و مادر سر بزنیم! عصبانی نشویم! لبخند بزن! مسواک هم بزن! در را ببند! شب دیر نخواب. دمپایی توالت را خیس نکن.
4
کلا حس نداشته باش.
تا ارشد اومده برای ادراک صدف بیوتی!

اینه خروجی دانشگاه.
روزی ۱۰ ساعت کار برای ۱۰ دلار.
ترکیه داره به سرعت خودش رو به ما نزدیک می‌کنه.
Anarchonomy
Photo
اگر کسی نوشت و گفت که با ادامه دولت ترامپ دموکراسی آمریکا با خطر جدی مواجه می‌شد، حتم بدانید عقل ندارد! اینکه جوانک‌های بیست و اندی ساله هرچی از روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و تیک‌آبی‌های توعیتر می‌بینند و می‌شنوند دربست بپذیرند، بحث دیگریست؛ خیلی از ماها هم انقدر خام بودیم که گفتند اگر میرحسین نیاید ایران از هم خواهد پاشید، سوال نکرده قبول کردیم. اما اینکه آدم‌های ظاهرا پخته که سرشان در کتاب و مقاله و این‌ها بوده و با آدم‌هایی که اون‌ها هم سرشون در کتاب بوده حشر و نشر داشته‌اند، بیان بگن دموکراسی آمریکا در خطر بود، یعنی عقل ندارند. حالا یک بخشی ممکنه از اندیشکده‌ای جایی پول بگیرند که مهمل بنویسند، اما بقیه قطعا عقل ندارند.
نه به خاطر این که احتمال داده‌اند که آمریکا هم از پسرفت به سمت دیکتاتوری مصون نیست. چون هیچ‌کشوری مصون نیست. بلکه به خاطر اینکه حتی یک نمونه، یک اتفاق، یک عمل، در چهار سال گذشته سراغ ندارند که بتونه ثابت کنه چنین خطری وجود داشت. یعنی حرفی کاملا برمبنای باد هوا رو چنان جدی بیان می‌کنند که عقل حکم می‌کنه هر حرف دیگه‌ای زدند جدی گرفته نشه.
در مورد ترامپ، از اقیانوسی از مهمل‌گویی عبور کردیم.. که هیتلره، که خود شیطانه، که هیچی نمیفهمه، که زن‌ستیزه و مانندها. اما بیشتر اون‌ها معیار مشخصی ندارند. مثلا برای این ادعا که ترامپ نژادپرست است هم حتی یک مورد سراغ ندارند که ثابتش کنه. اما مسئله‌ای که در مورد نژادپرستی وجود داره اینه که در زمانه ما این انگ‌های بدون شاخص انقدر بی‌معنی شده که ممکنه به یک جارو هم بگن نژادپرست!
اما صحت و سلامت دموکراسی مشخصه‌هایی داره که میشه اندازه‌ش گرفت، و میشه حرکت در خلافش رو سنجید. و میشه با کارنامه بقیه رییس‌جمهور‌ها و سناتورها و اهالی سیاست مقایسه‌ش کرد.

مدت‌هاست میگم خود ترامپ مهم نیست. از پدیده ترامپ استفاده کنید برای پیدا کردن بی‌عقل‌ها و بیشعورها. چون مثل لامپ ماوراء بنفش عمل می‌کنه.
3
جالبه توی فرمول‌شون اگه چند تروریست شهروند یک کشور باشند، اینکه جلوی کل مهاجران اون کشور رو بگیریم توجیه داره! یعنی مثلا سه چهارتا بچه شیعه برن کانادا سر کسی رو ببرند، دیگه می‌تونیم بگیم «خوب می‌کنید ایرانی‌ها رو راه نمیدین دیگه، دمتون گرم» 😄 ولی چون الان اون اتفاق نیفتاده، نمی‌تونیم اینو بگیم! جلل الخالق.

البته موضع من درباره مهاجرت فراتر ازین‌هاست. چون معتقدم بهترین روش کاهش ورودی به کشور و دفع تبعات منفیش، حذف مفت‌خوریه. خدمات مجانی رو قطع کنید بعد ببینید چند نفر میان. در واقع اگه مفت‌خوری تعطیل بشه، هرکس که میاد دقیقا کسیه که بهتره بیاد.
شبکه خبر گزارشی پخش می‌کنه از یک کارخانه تولیدکننده بخاری گازی که مصرفش کمتره، و قرار بوده دستگاه‌های دولتی ازش خرید کنند و چون نکردند، در آستانه تعطیلیه! و دو نکته بامزه داشت. ظرفیت کارخانه، چند برابر کل نیاز آموزش و پرورش برای نوسازی بخاری‌های مدارس بود! یعنی اگه همه دستگاه‌های دولتی در حرکتی انقلابی ناگهان تمام بخاری‌هاشون رو در عرض یکسال با این محصول تعویض می‌کردند، باز هم ظرفیت کارخانه اضافه بود! گویی تولیدکننده نه تنها روی خود رانت دولتی حساب باز کرده بوده، بلکه تصورش از سایز اون رانت هم دچار حباب بوده!
اما قسمت قشنگ‌تر اونجا بود که گزارشگر صداسیما زنگ میزنه به یک تولیدکننده دیگه و میگه چرا در مناقصه شرکت نکردید؟ و طرف میگه چون ۱۳ سال گارانتی بی‌قید و شرط میخوان!
التفات فرمودید؟ یکی از آدرس‌های غلطی که خود دولت و پرستش‌کنندگانش میدن همینه که میگن: دولت قصد تصدی‌گری نداره، ولی خب بخش خصوصی نمیاد جلو! مایل نیستند!
شرایط رو طوری می‌چینند که از لحاظ اقتصادی انجامش بی‌معنی بشه، بعد میگن بخش خصوصی علاقه نشون نمیده!

بسیاری از تصورات ما درباره پروژه‌هایی که توجیه اقتصادی ندارند ازین جهت غلطه که خود وجود دولت اون پروژه رو غیرقابل توجیه کرده، نه ذات اون پروژه! مثلا اتوبان که ساخته شد، از شرکت بهره‌بردار میخواد فعلا عوارض نگیره، چون سال انتخاباته، مردم ناراضی میشن! خب اگر دفعه بعد اون شرکت در مناقصه شرکت نکرد، معنیش این نیست که دیگه چنین پروژه‌ای توجیه نداره. معنیش اینه که باوجود دولت توجیه نداره.

یکی از نمونه‌های بارز این مصیبت، تفاوت سرنوشت اف۲۲ و اف۳۵ در ارتش آمریکاست. بسیار متداوله که گفته میشه بعضی کارهای سنگین و پرریسک رو بخش خصوصی انجام نخواهد داد، مثل تحقیق و توسعه برای پرنده‌های جاسوسی یا جنگنده‌های پیشرفته. پس دولت باید خودش آستین بالا بزنه. اما نگاه کنید به تفاوت قیمت این دو هواپیما. اف۲۲ انقدر گران تمام شد که نه تولیدش رو ادامه دادند، نه رغبت دارن بلندش کنند! پرنده‌ای که میلیاردها دلار خرجش شد، و هیچوقت برای کاری که براش طراحی شده بود استفاده نشد (تو همون دوره بی‌استفاده بودنش هم به دلیل ایراد فنی چندتا خلبان رو خفه کرد، که بماند). تنها دلیل این گرانی نجومی این بود که کنگره تشخیص داد سطح تکنولوژی این هواپیما به قدری بالاست که صلاح نیست به کشورهای دیگه از جمله ژاپن صادرش کرد! لذا تیراژ بسیار پایین موند، و هزینه‌ها بالا رفت.‌ اما اف۳۵ در مقابل، هم توسط مجموعه‌ای از شرکت‌ها ساخته شد و هم مجوز داشت که به متحدان آمریکا فروخته بشه‌. در نتیجه تیراژ بالا رفت و قیمتش پایین اومد. در واقع با اینکه در ابتدا خیلی گران فاکتور شده بود، به مرور به طرز عجیبی پایین اومد. چنین سلاحی مثل محصولات ایران‌خودرو نیست که با حذف رینگ آلومینیومی هزینه رو پایین بیارند. اونجا بیشتر چیزها رو نمیشه حذف کرد. و با وجود این، هزینه پایین اومد.
سناتورها که اساسا سر درنمی‌آوردن دارند به چه چیزی رأی میدن. این چند عدد ژنرال بودند که به سناتورها گفتند به صادرات رأی ندهید. آیا از زمان اون ممنوعیت صادرات تا این جواز صادرات، وضعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک کشورها تغییر خاصی کرده؟ خیر. تازه اف۳۵ از لحاظ به روز بودن تکنولوژی، از اف۲۲ سرتر هم هست. تنها چیزی که تغییر کرد این بود که ژنرال‌ها فهمیدند اگه خیلی روی منع صادرات اصرار کنند قیمت انقدر بالا میره که دیگه برای نیروی خودشون هم نمی‌تونند سفارش ثبت کنند! یعنی میلیاردها دلار خرج شد یا از کف رفت، تا ژنرال‌ها با تجربه شخصی چیزی رو بفهمند که برای تجار یک مسئله بدیهی بود!

لذا هروقت میگن اگه دولت دخالت نمی‌کرد الان فلان سلاح رو نداشتیم، جواب من اینه که اتفاقا اگه دخالت نمی‌کرد الان نسخه پیشرفته‌تر و در عین حال ارزانتر همون سلاح رو داشتیم.
«مردم، خودجوش پول بعضی از پروژه‌ها را نمی‌دهند، پس دولت ناچار است ورود کند» تناقض دولت دموکراتیک رو نشون میده، نه مصلح بودنش رو!
میشه یک مثال زد. فرض کنیم در یک هواپیمای مسافری در حین پرواز، خدمه متوجه میشن یک قسمت از بدنه سوراخ شده و باید یه جوری جلوی خروج هوا رو مسدود کرد (حالا با هالیووودی بودن مثال کنار بیایید، فرضه)، و تنها وسیله‌ای که میشه باش مسدودش کرد نوار چسبه! از همونایی که باش دهان گروگان‌ها رو می‌بندند. طبق یک ضرب‌المثلی چیزی نیست که نشه با نوار چسب تعمیرش کرد. و خبر دارند که همه مسافران در چمدان‌شون یک حلقه ازین چسب‌ها دارند (اینکه همشون یکی دارند اغراقی در چارچوب این مثاله، ولی واقعا بعضی‌ها یکی میذارن تو چمدان‌شون). اگه مامور امنیت پرواز اسلحه‌ش رو دربیاره و به مسافران بگه چسب‌هایی که دارید رو از چمدان‌تون دربیارید، معنیش چیه؟ اگه اون مأمور منتخب مردم بود، یعنی با علم به اینکه ازشون چسب درخواست خواهد کرد انتخابش کرده بودند تا در پرواز حضور داشته باشه، اگه درخواست هم نمی‌کرد خودشون چسب رو در اختیار مهماندار میذاشتن (یعنی آدمی که اون مأمور با اون برنامه رو انتخاب می‌کنه، آدمیه که تصمیمش در برابر درخواست مهماندار از قبل مشخصه). پس اگه لازمه که اسلحه بکشه یعنی منتخب مردم نیست.
وقتی مردم سوئیس در رفراندومی برای خرید جنگنده اف۱۶ رأی منفی میدن، که یعنی ما نمی‌خواهیم مالیات بدهیم تا چنین چیزی خریداری شود، یعنی اگر رفراندومی صورت نگرفته بود و خرید انجام می‌شد، یک اتفاق کاملا غیردموکراتیک رخ داده بود.
523
چون قبلا گفته بودم که آمریکا آخر سنگر ماست، حالا دارند می‌پرسند با انتخابات اخیر نظرم عوض شده یا نه.
خیر، عوض نشده. اون آمریکایی که در ذهن داشتید از دست رفته، ولی همچنان تنها جایی که ارزش پیگیری داره همونجاست، و این دو متناقض نیستند.

دموکرات‌ها وقتی قدرت رو به دست می‌گیرند شاخه زیتون به طرف مقابل نمیدن. بنابراین هرکاری که بشه انجام داد، انجام خواهند داد. مثلا واشنگتن‌دی‌سی و پورتوریکو رو همونطور که وعده داده بودند به ایالت‌ها اضافه خواهند کرد تا چند کرسی همواره آبی در کنگره به نفع‌شون اضافه بشه. تعداد قضات دیوان عالی رو همونطور که وعده داده بودند افزایش خواهند داد تا هیچ حکمی که مورد پسند چپ‌ها نباشه ازش بیرون نیاد (هرچند که الان هم بیرون نمیاد. مثلا این دادگاه کاری نخواهد کرد که ترامپ برنده بشه. چون همه می‌دونند که قرمزها اگه ببازند شهرها رو به آشوب نمی‌کشند، ولی اگه ترامپ برنده اعلام بشه آمریکا با ناآرامی‌هایی مواجه خواهد شد که نظیرش فقط در کشورهایی مثل رواندا دیده شده. چون چپ موفق شده یک شرارت یک‌طرفه بسازه، و به این شرارت یک‌طرفه مشروعیت بده، و این مشروعیت رو نرمالایز کنه. لذا ترکیب قضات این دادگاه دیگه اهمیتی نداره وقتی اون بیرون شرایط اینجوریه). در مورد قوانین اسلحه هم کارهایی خواهند کرد، اما نه به صورت ملی. چون در بعضی ایالت‌ها حتی آبی‌ها هم صاحب اسلحه شدن و ممنوعیت‌های جدید میتونه خودزنی در حوزه رأی‌ خودشون بشه‌. به احتمال زیاد فرمان عفو عمومی مهاجران غیرقانونی هم صادر خواهند کرد و یک شبه بیست میلیون نفر به جمعیت شناسنامه‌دار آمریکا اضافه خواهد شد. و یک سری مصوبات دولت رفاه که خیلی وقته صحبتش رو می‌کنند. اما بیشترین تمرکزشون تکمیل پروژه تک‌حزبی کردن کشوره. یعنی دیگه کسی مثل ترامپ یا هرکسی که در برابر الیت سیاسی و فرهنگی گردن‌کشی می‌کنه نتونه به کاخ‌سفید راه پیدا کنه و قرمز شدن کنگره مأموریت غیرممکن به نظر بیاد (مگر اینکه نمایندگان قرمز همون آبی‌هایی باشند که بعضی وقت‌ها انجیل می‌خونند، که اخیرا ازین‌ها زیاد شده). در واقع شهرهای امریکا، شانگهای‌هایی خواهند بود که توشون توعیتر فیلتر نیست. همین. (البته با خیابان‌هایی به مراتب کثیف‌تر).

اما با همه‌ی همه این‌ها، هفتاد میلیون نفر به این جریان رأی ندادند. و این فرق آمریکاست با هرجایی. رأی این‌‌ها فقط رأی به ترامپ نبود، یک «نه» بود (حتی در همون هفتاد و اندی میلیونی که به بایدن رأی دادند هم خیلی‌ها به زودی می‌فهمند تصمیم جالبی نگرفتند). در بعضی حوزه‌های رأی، برای نامزد دموکرات کنگره چندده‌میلیون دلار خرج شده و باز رأی نیاورده. این به صورت چندبرابری درباره بایدن هم صادقه. هیچ نیرویی نموند که زیر پاش رو نگیره، رسانه‌ها بمباران خوشه‌ای کردند با تبلیغات به نفعش، شبکه‌های اجتماعی مثل بوقچی عمل کردن براش، نخبگان فرهنگی، علمی، پزشکی، سیاسی، سلبریتی‌ها، و هرکس که اسم و رسمی داشت بمباران کرد. قرار بود سونامی آبی ایجاد بشه، اما نشد و این هفتاد میلیون نفر باز گفتند نه!

در واقع ما یک دوگانگی عجیب داریم که مشابه دیگه‌ای نداره: یک طرف میتونه ادعای خدایی کنه، چون تونست یک جنازه رو بفرسته کاخ‌سفید! و از طرفی هر کاری و مطلقا هرکاری می‌کنه روی نیمه دیگه جامعه بی‌اثره!


این لابراتوار انسانی حالا کار زیاد خواهد داشت.
Feminism destroys neocortex.
چو انداختن مایکل مان قراره نقش دکتر فائوچی اقلیم! رو در دولت بایدن به عهده می‌گیره، ولی خودش تکذیب می‌کنه میگه با من تماس نگرفتن هنوز.
یاد انتخابات خودمون افتادم.. ارزشی برنده میشه، روزهای اول رندوم هرچی داعشی پشم‌الدینه رو برای پست‌های مختلف انتخاب می‌کنند و شایعه می‌کنند که این قراره بیاد. وقتی اصلاح‌طلب برنده میشه اسم هرچی بازجو و اطلاعاتی و گروگان‌گیر و ایناست رو میارن و شایعه می‌کنند که قراره بیاد. و البته در هر دو حالت خیلی‌هاشون میان واقعا، ولی اون شایعه‌سازی اولش حکم به سینه‌کوبیدن گوریل‌ها رو داره. تا این پیام رو صادر کنه: بمون رأی دادید، حالا یه مادری ازتون ... بوووووق!
ماکرون قصد داره ترکیه رو با تحریم تهدید کنه.
خلیفه اردوغان دست به هر نوع کار کثیفی زد در این منطقه، در کردستان، در سوریه، و حالا در ارمنستان، و خدا می‌داند زندگی چندنفر رو نابود کرد. هیچ‌کدوم‌ اون کارها باعث نشد جناب مکرون صحبت از تحریم کنه، اما تا از سیاست فرانسه درباره کاریکاتورها انتقاد کرد گزینه فشار اقتصادی اومد رو میز! اونهم توسط کسانی که به ترامپ می‌گفتند دنیا دیگه جای تحریم نیست!

با چنین جماعتی طرفیم.
در همه کشورها بچه مهندس‌هایی که قول‌های خوبی بدن وجود دارند، اما خودروسازها همچنان ترجیح میدن ئی‌سی‌یو رو از دنسو و کانتیننتال بخرند. بقیه خودروسازان دنیا رو که سپاه مدیریت نمی‌کنه. اگه تحریمی از خارج و دخالتی از داخل وجود نداشت، سایپا هم شاید ازون‌ها می‌خرید.
خارج از قالب فکر کردن خوبه، اما اینجا به شوخی گرفتن کارهایی که گاو نر میخواهد و مرد کهن رو با خارج از قالب فکر کردن قاطی می‌کنند. قطعه‌سازان مطرح دنیا، در طول دهه‌ها پوست‌شان کنده شده تا به اینجا رسیده‌اند. با این‌ها نمیشه با شعار و قول رقابت کرد.
منظور بعضی‌ها ازینکه چرا انحصار وجود دارد این نیست که چرا کلا وجود دارد. منظورشون اینه که چرا انحصار به نفع من نیست؟
اواخر قرن هجده، ژاپن و فرهنگش برای اروپایی‌ها یک پدیده جذاب برای کشف بود‌. اما واقعیاتی مثل مردسالاری تاریخی این جامعه تو ذوق میزد. بنابراین سعی می‌کردن زیاد نیارنش تو چشم، یا به نحوی کاورش کنند. یکی از کاورها، استثنائات تاریخی بود. مثلا در یکی از جنگ‌ها چندنفر دختر حضور داشتند، و کشته شدند، و کاملا استثناء بود، اما ازش استفاده کردند تا بگن سامورایی زن هم داشته‌ایم! دختران بازیگر ازین لباس‌ها می‌پوشیدند، عکس می‌گرفتند و قند در دل اروپایی آب می‌شد. ولی زن سامورایی وجود خارجی نداشت‌ هیچوقت. نه به این خاطر که کسی نمیذاشت یک زن، سامورایی باشه. به این خاطر که کسانی سامورایی بودند که در نظام فئودالی جایگاهی داشتند، و زن به اون جایگاه نمی‌رسید. سامورایی فقط با کاتانا یک حرکت سریع انجام دادن نبود.
اروپایی‌ها هنوز ول‌کن استثناء‌ها نیستند. در شمال اروپا قبری پیدا می‌کنند که در آن مردی دفن شده بوده که ژنش مربوط به آفریقاست، و نتیجه می‌گیرند در نروژ سیاهپوست هم زیاد بوده!