Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
عطش دولت‌ها برای وصل کردن همه‌جا به همه‌جا، خیلی وقت‌ها گرون‌ تموم میشه، و خیلی وقت‌ها اصلا تموم نمیشه! کار در یه تیکه از پروژه اتوبان‌سازی در ویتنام که اعتبارش رو بانک توسعه آسیا تقبل کرده بود متوقف شد، چون پول نرسید! در بعضی مسیرها، وضعیت ازادراه تهران شمال بوجود اومده.
این اتوبان‌ها در ویتنام داستان جالبی داره. روال‌شون اینه که یک شرکت دولتی راه رو میسازه، بعد برای جمع‌آوری عوارض مناقصه میذاره تا شرکت‌های خصوصی این کارو انجام بدن. اون‌هام درست انجام نمیدن و کلی بدهی بالا اومده.‌ حالا تو این پروژه‌های اخیر کلا مناقصه خارجی برگزار نکردن تا چینی‌ها نتونند شرکت کنند، چون افکار عمومی نظر مثبتی به مشارکت چین نداره. اما ماشاء‌الله جذابیت پروژه انقدر بالاست که غیر از چینی‌ها هیچ‌کس نمیاد جلو، و لذا دست‌شون مونده تو پوست گردو!
شکرالله پاک نژاد که در دادگاه نظامی حکومت پهلوی خمینی رو «حضرت آیت‌الله خمینی پیشوای شیعیان جهان» به زبان می‌‌آورد، در مصاحبه سال ۵۸ گفت اگر ملاها تبدیل به طبقه حاکم شوند مردم از آن‌ها روی برمی‌گردانند.. مردم نسبت به گذشته کم‌تر از مذهب حمایت می‌کنند.

چقدر یک کمونیست می‌تونه در همه‌چی غلط باشه؟!
در دهات دعوایی شده بود و به بن‌بست خورده بودند و می‌گفت اگه ارباب بود الان کارمون راه افتاده بود. اون پول نمی‌گرفت تا بین‌مون قضاوت کنه، و کشش نمیداد، و بلاتکلیف نمیموندیم، و هر حکمی میداد کسی جرئت نداشت مخالفت کنه.
اما کدخدا خیلی وقته که مرده و بچه‌ها و نوه‌هاش الان کانادا و آمریکا هستند. حالا باید به دولت مراجعه کنه، که همه ازش می‌ترسند جز خلافکارها و قلدرها.

فاصله بین اون روزی که خانه بزرگ ارباب به بیغوله‌ای متروکه تبدیل شده بود و «کار خدا رو ببین» از دهان‌شون نمی‌افتاد تا الانی که یادشون افتاده ارباب با همه بدجنسی‌ها هم دلسوزتر از دولت بود هم قابل اتکاءتر، انقدری کم هست که توی عمر یک آدمی که خیلی هم عمر نکرده جا بگیره. اما برای کشف بیشعوری‌های گذشته، خیلی دیره.

فکر کردند خیلی بده که یکی ارباب باشه و بقیه رعیت. با خودشون گفتند مگه اون چی می‌فهمه که من نمی‌فهمم؟ ما خودمون بهتر می‌دونیم چه چیزی صلاح خودمونه. در فرآیندی دموکراتیک این صلاح رو تعیین می‌کنیم!

ان الانسان لفی خسر این معنی رو نمیداد که همه گزینه‌های پیش روی انسان همواره به خسارت می‌رسند. معنیش اینه که انسان همواره میل به خسارت بیشتر داره. معنیش این نبود که همه‌چیز تیزه. معنیش این بود که عدل چیزهایی رو برمیداره که دستشو می‌برند.
هوایی بگیریم سر تا ته شهرک صنعتی الجبیل عربستان، ۴۰ کیلومتره! احداثش رو چهار سال قبل از انفجار نور در ایران شروع کردند.

#sad_facts vs. #saudi_facts
ماه اپریل کی بود؟ اون موقع نوشتم اگه سیتیزن آمریکا بودم به هیچ‌کس رأی نمی‌دادم. به ترامپ هم رأی نمیدادم، چون بزرگترین چاپ پول بی‌پشتوانه تاریخ رو امضاء کرد.
بعد استاد غنی‌نژاد در شادباشی که برای رفتن ترامپ نوشته از کدوم عملکردش انتقاد کرده؟ خروج از معاهده بی‌خاصیت پاریس!

این خروجی دانشگاهه.

https://t.me/anarchonomy/4577
Anarchonomy
ماه اپریل کی بود؟ اون موقع نوشتم اگه سیتیزن آمریکا بودم به هیچ‌کس رأی نمی‌دادم. به ترامپ هم رأی نمیدادم، چون بزرگترین چاپ پول بی‌پشتوانه تاریخ رو امضاء کرد. بعد استاد غنی‌نژاد در شادباشی که برای رفتن ترامپ نوشته از کدوم عملکردش انتقاد کرده؟ خروج از معاهده…
ضمنا دیگه فلوریدا جغرافیای ایده‌الم برای زندگی نیست. دارم به سواحل عربستان فکر می‌کنم، ولی نه الجبیل.
البته این هم موقته.. آخرش همینه که همین ایران لعنتی رو با هیچ جا عوض نمی‌کنم.
برای همین میگم اگه زور این‌ها به حاکمان بدوی ما رسید، فکر نکنید ما بردیم، و اگه نرسید فکر نکنید بردمون به تأخیر افتاد. ما فقط وقتی برنده‌ایم که نذاریم این‌ها که همه دنیا رو یکسان کرده‌اند، تعیین کنند چطور زندگی کنیم.
رهبر معظم انقلاب به هرچه سفاهت می‌دانست، عمل کرد بعدها‌. آخوند شیعه به اصولگرایی می‌بالید اما اصول نداشت. آدمی که برای خودش اصول دارد، زمین خواهد خورد اما سر از هرجایی در نمی‌آورد. برای آدمی که اصول دارد «اینطور پیش آمد» معنی ندارد. چون هر طوری که پیش بیایید، جهت خودش را خواهد رفت. و اتفاقا چنین آدمی پیش‌بینی‌پذیر و قابل اتکاست. کسی که نگران دکوراسیون و آبروی این نهاد و آن شخص و فلان کاراکتر است، معلوم نیست فردا چه غلطی انجام بدهد و چه واجباتی انجام ندهد، که وجهه بهم نریزد. و پس‌فردا که نه دکور ماند و نه آبرو، معلوم نیست چه تجدیدنظرهایی بکند و چه خبط و خطایی را موجه بداند.
پوکی درختی که تنه‌اش خالی شده از دور پیدا نیست. از دور شاید درختی دیده شود که خیلی قد کشیده و حالا حالاها سایه خواهد داشت. اما در نزدیکی پوکی‌ها سریع‌تر کشف می‌شوند. برای همین بهتر است مردم ارباب محلی داشته باشند، تا ولی‌امر مسلمین جهان!
«زیبایی دموکراسی همین است، که یک نفر با هفتاد میلیون رأی از قدرت کنار گذاشته می‌شود بدون اینکه اتفاق بدی بیفتد».

هربار در و دیوار فضا را پر می‌کنند با این شعارهای فریبنده. هرچهارسال، ستاره دنباله‌دار دموکراسی آسمان را می‌درخشاند و زیبایی‌اش را نشان می‌دهد و می‌رود، تا نوبت بعد. قرار نیست چیز بیشتری توقع داشته باشیم. انگار اگر انتقال قدرت مسالمت‌آمیز باشد، هرچیز دیگری نامسالمت‌آمیز بود عیب ندارد! دموکراسی‌پرستان توقع بیش ازین را ممنوع کرده‌اند. در حالی که درد اصلی ما این نبود هیچوقت. در بین خشونت‌هایی که بشر تحمل کرده تا الان، بخش کوچکی از آن به انتقال قدرت مربوط می‌شد. درگیری مردم در زمانی نبود که دو نیروی قدرت‌طلب با هم درگیر بودند. درگیری مردم زمانی شروع می‌شد که یکی‌شان به دیگری غلبه می‌کرد. مثل انقلاب ۵۷ ایران که در آن رادیکال‌ترین انتقال و تحول قرن صورت گرفت اما از بینی ۹۹ ممیز ۹۹ درصد ایرانیان خون نیامد. وقتی حسابی از بچه‌‌هایشان خون رفت که حکومت جدید هوس آزادسازی قدس به سرش زد، و پاکسازی زندان‌ها از مخالفان زنده!
دموکراسی‌پرستان چیزهایی را به نفع دولت مصادره می‌کنند، که از صدقه سر دولت حاصل نشده‌. اینکه مردم همدیگر را نمی‌درند به این دلیل نیست که دیوان عالی دموکراتیک بالای سرشان است. نمونه‌های بومی‌سازی شده این نهادها در ایران دموکراتیک نیستند، و باز هم ما همدیگر را نمی‌دریم. در مملکتی که فروش اسلحه آزاد است و مردم بیش از سیصدمیلیون اسلحه نیمه اتوماتیک دارند، اگر قرار بود مایل نباشند که بهمدیگر رحم کنند، با گاز کلر هم نمی‌شد جلویشان را گرفت. و اگر قرار باشد رحم نکنند زیر سایه دموکراسی هم نخواهند کرد؛ همانطور که در بعضی کشورهای آفریقا یا آسیای جنوبی هر دوره فقط دویست سیصد نفر در حوزه‌های رأی‌گیری کشته می‌شدند!

جلوی ما را بن‌بست کرده‌اند: یا هرچیزی که می‌خواهی از دموکراسی و دولت مرکزی منتخب بخواه، یا حق نداری بخواهی! این «بهترین چیزی است که بشر بدان دست یافته»، پس بتمرگ و غر نزن! (حتی تأمین‌کنندگان مواد مخدر بازار هم جرئت ندارند جنس‌شان را اینطور معرفی کنند). ما اجازه نداریم نخواهیم میلیون‌ها نفر که هیچ‌کدام‌شان را نمی‌شناسیم برای زندگی ما تصمیم بگیرند. اجازه نداریم ارز ابداعی خودمان را داشته باشیم، خودمان از خودمان دفاع کنیم و تسلیحات‌مان را خودمان بخریم. اجازه نداریم خودمان فرزندمان را تربیت کنیم، و حرف‌هایی که خودمان دوست داریم منتشر کنیم. اجازه نداریم تعیین کنیم که حاضریم خرج چه جنگی را بدهیم و خرج چه جنگی را ندهیم. اجازه نداریم چیزی که از دل زمین خودمان دراورده‌ایم مصرف کنیم، اجازه نداریم چیزی که خودمان تولید کرده‌ایم به هرکس که بخواهیم بفروشیم و هرچیزی که خواستیم از هر بیگانه‌ای که خواستیم بخریم. اجازه خیلی چیزها را نداریم، چون عده‌ای که دو هزارکیلومتر دورتر از ما هستند روی برگه‌های رأی اعلام کرده‌اند که مخالفند! یا روی برگه‌های رأی نوشته‌اند که از روابط عمومی و جذابیت‌های شخصیتی آدمی خوششان آمده، و آن آدم مخالف است!

و پروپاگاندا دیوارهای این بن‌بست را بلندتر از چیزی که هست کرده. هرکس به نمایش چهارساله ستاره دنباله‌دار راضی نباشد، و خدای نکرده توقعات دیگری داشته باشد، تکفیر خواهد شد: بدوی، واپس‌گرا، تجددهراس، سنت‌پرست، هرج و مرج‌‌طلب، عدالت‌ستیز، علم‌ستیز، دگم‌اندیش، کمال‌گرا، و افراطی! هدف فقط این نیست که کسی که به دموکراسی و خنزر پنزرهایش راضی نیست، راه به جایی نبرد. هدف این است که ازینکه راضی نیست خجالت بکشد! و تحقیر شود، و نهایتا منزوی. قبل ازینکه حق مالکیت را منحل کنند، در برابر مالک ژست اخلاقی می‌گیرند: چطور میتوانید مالک چیزی باشید وقتی خیلی‌ها آن را ندارند؟ باید به نظر برسد مالکیت هرچیزی که دولت دموکراتیک مالک آن نیست، ظلم به بشریت است! باید به نظر برسد روستاییانی که زمین‌شان را به شرکت ملی راه آهن نمیفروشد تا در آن ریل بکشد و قطار برقی کربن صفر راه‌اندازی کند، مقصر آب شدن یخچال‌های قطبی‌اند! باید به نظر برسد کسانی که حاضر نیستند هرچیزی را بیست درصد گران‌تر بخرند تا انسولین برای همه مردم رایگان باشد، هیتلرند! باید به نظر برسد کسانی که نمی‌توانند به پلیس دل خوش کنند و قصد دارند خودشان از خودشان دفاع کنند، عامل خشونت‌اند!


عبور ازین بن‌بست جهاد بلندمدتی لازم دارد. اینکه ناشکستنی به نظر می‌رسد نباید این جهاد را متوقف کند. اولویت این است که همه دروغ‌ها را به جوانترها نشان دهیم. حتی اگر باور نکنند که چقدر با دروغ احاطه شده‌اند، مهم است که به شک بیفتند. بعضی وقت‌ها کار به همین سادگی است که روی کاغذ بنویسی «ازین آب نخور» و بگذاری داخل یک بطری، درش را ببندی و بیندازی در رودخانه، تا برود تا پایین دست.
#گله_گاو بیشتر سعی می‌کنه به خوش‌شانسی‌های خودش اتکا کنه. همون «خدا کریمه» که در نظام فکری هیئتی کاربرد داره.
بنابراین با عبارت گول خوردند، موافق نیستم. این‌ها در برجام به خاطر «صرفا اعتماد کردن به رییس‌جمهور وقت»، داغ بدی خوردند. شاید خواستند دیگه تکرارش نکنند. اساسا توافق در حدی که حکومت ایران رو از مخمصه دائمی نجات بده، بدون همراهی یکدست کنگره ممکن نیست. که اون هم فعلا فراهم نیست.
5
اینکه مشتی هرزه ذهنی شده‌اند دانشمند و پزشک و ویروس‌شناس و اپیدمولوژیست و «سخنگوی علم!»، و از کرونا حداکثر استفاده رو برای مقاصد سیاسی کردند، و بعد از اومدن بایدن فتیله هیاهویی که راه انداخته بودن رو ناگهان پایین خواهند کشید، معنیش این نیست که کرونا اونقدری که می‌دونیم خطرناکه، خطرناک نیست. همونطور که وقتی جمهوری اسلامی در آمار فوتی‌ها عددسازی می‌کنه تا از سالگرد اعتراضات آبان با حکومت نظامی عبور کنه، معنیش این نیست که مردم ما به اندازه‌ای که می‌دونیم درگیر این بیماری نیستند.
چرا مجبوریم این بدیهیات رو بنویسیم؟
این دو حزب واقعا فرقی ندارند. خیلی وقته که تک‌حزبی شدن آمریکا آغاز شده ‌و آثارش فقط در سیاست خارجی نیست.
شاید درست‌تر باشه که کار تمیز فرودگاه بغداد رو، فرق ترامپ با هر دو حزب ثبت کنیم. اما همون ترامپ هم به سرنگون کردن پهپاد و موشک‌باران پایگاه که هر دو بی‌سابقه بودند، واکنشی نشون نداد.
یادش بخیر، زمان دستگیر کردنشون تو گوگل پلاس بودیم، و اونجا نوشتم وقتی ملتی با حرف زور تحقیر میشه، ممکنه بش اجازه بدهند کمی غرورش رو احیاء کنه، یا حداقل خیلی سخت نگیرند. یعنی وقتی شکار تو چنگته، دیگه لازم نیست غرش کنی. ترامپ این رویکرد رو یک عملکرد ضعیف معرفی می‌کرد که در شأن آمریکا نیست. اما خودش برای اینکه پرونده بدون جنگش، که تحسین‌برانگیزه، پاک بمونه؛ حاضر نشد جواب هر نوع شرارتی رو بده، که ازون هم میشد «عملکرد ضعیف» برداشت کرد.
اون شبی که اون ملعون رو از صحنه روزگار حذف کردند، یکی از شب‌های خاطره‌انگیز ما بود، اما احساسات ما نباید مانع درک درست از واقعیت بشه. اگه ترامپ، اونطور که مشتاق بود، برجام۲ با امتیازاتی بیشتر رو امضاء می‌کرد، باز هم دوستان توعیت‌هایی مشابه این می‌نوشتند؟
روند تورم دولت‌ها رو حتی در ادواتی که میخرند هم میشه مشاهده کرد. این‌ها ناوهای هواپیمابر بریتانیا هستند از ناو آرگوس در ۱۹۱۶ تا کوئین الیزابت در ۲۰۰۹. همینطور سنگین‌تر و بلندتر و ظرفیت بالاتر، و البته پرخرج‌تر.
و اگه ازشون بپرسید بریتانیا امروزی ناو هواپیمابر میخواد چه کار؟ یه چیزی تحویل‌تون میدن که نسخه کاملش رو در سریال بله‌ آقای نخست‌وزیر درباره موشک تریدنت دیدیم.
پوسترهای ایدئولوژیک و پروپاگاندا بخش مهمی از تاریخ شوروی هستند. در این یکی در ۱۹۲۹ میگه بچه‌ها رو کتک نزنید، رشدشان را متوقف می‌کند!
(بذارید رشد که کردن ما تو ارتش بزنیم‌شون).
دوره‌ای بود که حزب می‌خواست کل تربیت انسانی بشر رو به عهده بگیره، و دید هنوز خیلی چیزها فراهم نیست، و مردم اصلا کیفیت مطلوبش رو ندارند و راه درازی در پیش داره! برای همین پوسترها هر نوع نصیحتی رو شامل می‌شد.
مشابهش رو الان در ایران داریم که در و دیوار پر از بنرهای حکومتی هستند که نصایحی ابتدایی رو به دیدگان مردم تحمیل می‌کنند: با هم مهربان باشیم! به پدر و مادر سر بزنیم! عصبانی نشویم! لبخند بزن! مسواک هم بزن! در را ببند! شب دیر نخواب. دمپایی توالت را خیس نکن.
4
کلا حس نداشته باش.
تا ارشد اومده برای ادراک صدف بیوتی!

اینه خروجی دانشگاه.
روزی ۱۰ ساعت کار برای ۱۰ دلار.
ترکیه داره به سرعت خودش رو به ما نزدیک می‌کنه.
Anarchonomy
Photo
اگر کسی نوشت و گفت که با ادامه دولت ترامپ دموکراسی آمریکا با خطر جدی مواجه می‌شد، حتم بدانید عقل ندارد! اینکه جوانک‌های بیست و اندی ساله هرچی از روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و تیک‌آبی‌های توعیتر می‌بینند و می‌شنوند دربست بپذیرند، بحث دیگریست؛ خیلی از ماها هم انقدر خام بودیم که گفتند اگر میرحسین نیاید ایران از هم خواهد پاشید، سوال نکرده قبول کردیم. اما اینکه آدم‌های ظاهرا پخته که سرشان در کتاب و مقاله و این‌ها بوده و با آدم‌هایی که اون‌ها هم سرشون در کتاب بوده حشر و نشر داشته‌اند، بیان بگن دموکراسی آمریکا در خطر بود، یعنی عقل ندارند. حالا یک بخشی ممکنه از اندیشکده‌ای جایی پول بگیرند که مهمل بنویسند، اما بقیه قطعا عقل ندارند.
نه به خاطر این که احتمال داده‌اند که آمریکا هم از پسرفت به سمت دیکتاتوری مصون نیست. چون هیچ‌کشوری مصون نیست. بلکه به خاطر اینکه حتی یک نمونه، یک اتفاق، یک عمل، در چهار سال گذشته سراغ ندارند که بتونه ثابت کنه چنین خطری وجود داشت. یعنی حرفی کاملا برمبنای باد هوا رو چنان جدی بیان می‌کنند که عقل حکم می‌کنه هر حرف دیگه‌ای زدند جدی گرفته نشه.
در مورد ترامپ، از اقیانوسی از مهمل‌گویی عبور کردیم.. که هیتلره، که خود شیطانه، که هیچی نمیفهمه، که زن‌ستیزه و مانندها. اما بیشتر اون‌ها معیار مشخصی ندارند. مثلا برای این ادعا که ترامپ نژادپرست است هم حتی یک مورد سراغ ندارند که ثابتش کنه. اما مسئله‌ای که در مورد نژادپرستی وجود داره اینه که در زمانه ما این انگ‌های بدون شاخص انقدر بی‌معنی شده که ممکنه به یک جارو هم بگن نژادپرست!
اما صحت و سلامت دموکراسی مشخصه‌هایی داره که میشه اندازه‌ش گرفت، و میشه حرکت در خلافش رو سنجید. و میشه با کارنامه بقیه رییس‌جمهور‌ها و سناتورها و اهالی سیاست مقایسه‌ش کرد.

مدت‌هاست میگم خود ترامپ مهم نیست. از پدیده ترامپ استفاده کنید برای پیدا کردن بی‌عقل‌ها و بیشعورها. چون مثل لامپ ماوراء بنفش عمل می‌کنه.
3
جالبه توی فرمول‌شون اگه چند تروریست شهروند یک کشور باشند، اینکه جلوی کل مهاجران اون کشور رو بگیریم توجیه داره! یعنی مثلا سه چهارتا بچه شیعه برن کانادا سر کسی رو ببرند، دیگه می‌تونیم بگیم «خوب می‌کنید ایرانی‌ها رو راه نمیدین دیگه، دمتون گرم» 😄 ولی چون الان اون اتفاق نیفتاده، نمی‌تونیم اینو بگیم! جلل الخالق.

البته موضع من درباره مهاجرت فراتر ازین‌هاست. چون معتقدم بهترین روش کاهش ورودی به کشور و دفع تبعات منفیش، حذف مفت‌خوریه. خدمات مجانی رو قطع کنید بعد ببینید چند نفر میان. در واقع اگه مفت‌خوری تعطیل بشه، هرکس که میاد دقیقا کسیه که بهتره بیاد.