خیلی وقت پیش در این پست نوشته بودم که سیاستمدار آمریکایی لزوما نباید تحت تأثیر تطمیع لابی شیعی یا یهودی باشه تا کاری انجام بده که ظاهرا به نفع اون طرفه. چون اینطور نیست که اون سیاستمدار یک ظرف خالی باشه که خارجیها بیان پرش کنند. خودش افکار و عقایدی داره و میتونه مبتلا به یک ایدئولوژی باشه. مردم تصور میکنند چون یک دستگاه حکومتی، سکولار یا لائیکه، آدمهایی که توش هستند مومن به چیری نیستند! و هیچ کاری رو بر اساس اون اعتقادات انجام نمیدن و فقط دارند دستورالعمل سیستمی رو اجرا میکنند.
لذا نقش لابیها در سیاست خارجی اصلا اونقدری که میگن نیست. اما چرا اسراییل نیاز داره در آمریکا لابی داشته باشه؟ مگه اسراییل متحد استراتژیک آمریکا نیست؟ پس چه نیازی هست که اسراییل مواظب باشه که در واشنگتن اوضاع بر وفق مرادش هست یا نیست؟
موضوع اینه که اسراییلیها خیلی بهتر از بقیه میدونند که از آمریکا باید استفاده کرد، اما نباید بش امید بست، چون اونها دارند انگلستانی میشن. حتی اکثریت یهودیان غیرارتودکس آمریکا، ضدصهیونیسم هستند. تنها جامعه ضدخدا که با اسراییل مشکل نداره، چینیها هستند. به این دلیل ساده که اونها برنامه خداستیزی ندارند (مشکلشون با مسلمانها هم امنیتیه. عمیقتر نیست). اونها فقط کافرند. اما غرب، هم کافره و هم پروژه داره.
یکی از داستانهایی که همه ما باورش کردیم این بود که اونها به خاطر دو چیز چسبیدهاند به خاورمیانه: نفت، و اسلحه!.. مورد اسلحه که یک جوک بود، چون سایز این صنعت اصلا در حدی نیست که بخواد دولتها رو به تکاپو بندازه. اما در مورد نفت یک سوالی از خودتون بپرسید. از کارشناسان و صاحبنظران نپرسید. فقط از خودتون بپرسید. اگه دولتهای غربی دخالتی در خاورمیانه نداشتند، وضعیت نفت بهتر و امنتر ازین نمیبود؟ اونهایی که سالها در مغز ما فرو کردند که غربیها اینجان تا نفت رو کنترل کنند، در واقع داشتند میگفتند دولتها مصلحتاندیشیهایی برای نفت دارند که به ذهن بخش خصوصی نمیرسه!! و از قضا جواب هم داده و خیلی به نفعشون شده!! که هر دو افسانهست.
پس اگه دلیلش نه نفته و نه اسلحه، چرا اینجان؟ چرا ول نمیکنند؟ چرا حتی دولت اوباما که نقشه راه سیاست خارجیش شیفت به سمت اقیانوس آرام و آسیای شرقی بود، باز هم ولکن نبود؟
آیا دلیلش یک ایدئولوژی نیست؟ این ایدئولوژیه که کاری به منفعت اقتصادی نداره. این ایدئولوژیه که هرمقدار خسارت مادی و جانی رو میتونه موجه ببینه.
مسلمانان یه بوهایی شنیدند، و نتیجه گرفتند که این یک جنگ صلیبیه! آدمی که هنوز در گذشته سیر میکنه، برای تهدیدات امروزی هم میره سراغ معادلهای دیروزی. این ستیز، ستیز مسیحیان با خاورمیانه نبود. حتی اگه بوش بگه مسیح اومد به خوابم و گفت باید به عراق حمله کنیم، معنیش این نیست که مسیحیته که داره حمله میکنه. دوزاری مسلمانان کج بود. این جبهه خداستیز بود که داشت حمله میکرد. نه مسیحیت، و نه کفر.
وقتی نوشتم که دولت فرانسه نباید کاریکاتورها رو مینداخت رو ساختمونهای دولتی و اگه اینکارو میکنه پروژه داره، گفتند چرا از مسلمانان دفاع میکنی! دوزاریها همه کجه. دولت فرانسه حتی عرضه انتقاد از پیامبر رو نداره. چون اصلا براش مهم نیست که کجای اسلام درسته و کجاش نیست. فقط این براش اهمیت داره که یه عده نمیخوان سر خم کنند. اینکه دلیل سر خم نکردنشون یه سری اعتقادات پوسیده است هم، اهمیتی نداره.
مهم نیست که ادعاهای ارضی اسراییل برمبنای یه سری موهومات توراتیه. مهم اینه که سر خم نمیکنه. هدف اونها این نیست که یهودیان برگردن به اروپا، یا اسراییل از نقشه حذف بشه. اونها فقط میخوان اسراییل سر خم کنه. اونها نمیخوان آخوندهای شیعه برگردن به نجف. نمیخوان جمهوری اسلامی حذف بشه. اونها میخوان سر خم کنه. تا ما سر خم کنیم. برای همین مهمه که بدونیم فایق اومدن اونها بر اینها، برد ما نیست.
هدف صرفا یکسانسازی دنیاست. همه گوسفندهایی باشند در یک مسیر مشخص، که توسط جانوران آکادمیک طراحی شده. فعلا، این ایدئولوژیهای سیاسی خدامحور هستند که این یکسانی رو بهم میریزه. پس باید لهشون کرد. اونها میخوان یکسان نبودن، با درد زیاد همراه باشه. کاری ندارن که ما میخوایم جور متفاوتی از حکومتمون، گوسفند نباشیم، و یاغی باشیم.
یکی از جاهایی که مصداق فیزیکی وضعیت ما بود، شهرهای محاصره شده سوریه بود. نیروی هوایی روسیه هشدار میداد که اگه خارج نشید، هرکس که تو شهر بمونه رو جزئی از تروریستها حساب میکنه. و بعد بمباران میکرد. در واقع بمب برای تروریستها بود، اما مینداخت تا هم تروریسته کشته بشه هم اونی که تروریست نیست ولی حرف گوش نمیده!
ما ولی فقیه نمیخوایم. ولی ما رو به خاطر ولیفقیه تنبیه میکنند تا به خاطر چیز دیگهای هم طغیان نکنیم.
https://t.me/anarchonomy/1635
لذا نقش لابیها در سیاست خارجی اصلا اونقدری که میگن نیست. اما چرا اسراییل نیاز داره در آمریکا لابی داشته باشه؟ مگه اسراییل متحد استراتژیک آمریکا نیست؟ پس چه نیازی هست که اسراییل مواظب باشه که در واشنگتن اوضاع بر وفق مرادش هست یا نیست؟
موضوع اینه که اسراییلیها خیلی بهتر از بقیه میدونند که از آمریکا باید استفاده کرد، اما نباید بش امید بست، چون اونها دارند انگلستانی میشن. حتی اکثریت یهودیان غیرارتودکس آمریکا، ضدصهیونیسم هستند. تنها جامعه ضدخدا که با اسراییل مشکل نداره، چینیها هستند. به این دلیل ساده که اونها برنامه خداستیزی ندارند (مشکلشون با مسلمانها هم امنیتیه. عمیقتر نیست). اونها فقط کافرند. اما غرب، هم کافره و هم پروژه داره.
یکی از داستانهایی که همه ما باورش کردیم این بود که اونها به خاطر دو چیز چسبیدهاند به خاورمیانه: نفت، و اسلحه!.. مورد اسلحه که یک جوک بود، چون سایز این صنعت اصلا در حدی نیست که بخواد دولتها رو به تکاپو بندازه. اما در مورد نفت یک سوالی از خودتون بپرسید. از کارشناسان و صاحبنظران نپرسید. فقط از خودتون بپرسید. اگه دولتهای غربی دخالتی در خاورمیانه نداشتند، وضعیت نفت بهتر و امنتر ازین نمیبود؟ اونهایی که سالها در مغز ما فرو کردند که غربیها اینجان تا نفت رو کنترل کنند، در واقع داشتند میگفتند دولتها مصلحتاندیشیهایی برای نفت دارند که به ذهن بخش خصوصی نمیرسه!! و از قضا جواب هم داده و خیلی به نفعشون شده!! که هر دو افسانهست.
پس اگه دلیلش نه نفته و نه اسلحه، چرا اینجان؟ چرا ول نمیکنند؟ چرا حتی دولت اوباما که نقشه راه سیاست خارجیش شیفت به سمت اقیانوس آرام و آسیای شرقی بود، باز هم ولکن نبود؟
آیا دلیلش یک ایدئولوژی نیست؟ این ایدئولوژیه که کاری به منفعت اقتصادی نداره. این ایدئولوژیه که هرمقدار خسارت مادی و جانی رو میتونه موجه ببینه.
مسلمانان یه بوهایی شنیدند، و نتیجه گرفتند که این یک جنگ صلیبیه! آدمی که هنوز در گذشته سیر میکنه، برای تهدیدات امروزی هم میره سراغ معادلهای دیروزی. این ستیز، ستیز مسیحیان با خاورمیانه نبود. حتی اگه بوش بگه مسیح اومد به خوابم و گفت باید به عراق حمله کنیم، معنیش این نیست که مسیحیته که داره حمله میکنه. دوزاری مسلمانان کج بود. این جبهه خداستیز بود که داشت حمله میکرد. نه مسیحیت، و نه کفر.
وقتی نوشتم که دولت فرانسه نباید کاریکاتورها رو مینداخت رو ساختمونهای دولتی و اگه اینکارو میکنه پروژه داره، گفتند چرا از مسلمانان دفاع میکنی! دوزاریها همه کجه. دولت فرانسه حتی عرضه انتقاد از پیامبر رو نداره. چون اصلا براش مهم نیست که کجای اسلام درسته و کجاش نیست. فقط این براش اهمیت داره که یه عده نمیخوان سر خم کنند. اینکه دلیل سر خم نکردنشون یه سری اعتقادات پوسیده است هم، اهمیتی نداره.
مهم نیست که ادعاهای ارضی اسراییل برمبنای یه سری موهومات توراتیه. مهم اینه که سر خم نمیکنه. هدف اونها این نیست که یهودیان برگردن به اروپا، یا اسراییل از نقشه حذف بشه. اونها فقط میخوان اسراییل سر خم کنه. اونها نمیخوان آخوندهای شیعه برگردن به نجف. نمیخوان جمهوری اسلامی حذف بشه. اونها میخوان سر خم کنه. تا ما سر خم کنیم. برای همین مهمه که بدونیم فایق اومدن اونها بر اینها، برد ما نیست.
هدف صرفا یکسانسازی دنیاست. همه گوسفندهایی باشند در یک مسیر مشخص، که توسط جانوران آکادمیک طراحی شده. فعلا، این ایدئولوژیهای سیاسی خدامحور هستند که این یکسانی رو بهم میریزه. پس باید لهشون کرد. اونها میخوان یکسان نبودن، با درد زیاد همراه باشه. کاری ندارن که ما میخوایم جور متفاوتی از حکومتمون، گوسفند نباشیم، و یاغی باشیم.
یکی از جاهایی که مصداق فیزیکی وضعیت ما بود، شهرهای محاصره شده سوریه بود. نیروی هوایی روسیه هشدار میداد که اگه خارج نشید، هرکس که تو شهر بمونه رو جزئی از تروریستها حساب میکنه. و بعد بمباران میکرد. در واقع بمب برای تروریستها بود، اما مینداخت تا هم تروریسته کشته بشه هم اونی که تروریست نیست ولی حرف گوش نمیده!
ما ولی فقیه نمیخوایم. ولی ما رو به خاطر ولیفقیه تنبیه میکنند تا به خاطر چیز دیگهای هم طغیان نکنیم.
https://t.me/anarchonomy/1635
Telegram
Anarchonomy
برای خیلیها یک سوال جدی وجود داره که علاقه وافر دموکراتهای آمریکا، مخصوصا شاخه اوباماپرست شون از کجا آب میخوره. البته توضیحات متنوعی داده شده تا الان، که شامل نظریات توطئه هم میشه، اما من توضیح مختص خودم رو دارم که کلا در یک فاز دیگهست.
از زمان برجام…
از زمان برجام…
❤6
مثل رأی لندن که تعیین میکنه چه کسانی در انگلستان برنده باشند، و رأی پاریس در فرانسه. و غیر از استثنائاهایی این هی تکرار میشه. هی انتخابات برگزار میشه و این مگاسیتینشینها به خارج شهریها غلبه میکنند، و هی برگزار میشه و هی غلبه میکنند. که میرسیم به این نکته قشنگ: در واقع دیگه نیازی نیست انتخابات برگزار بشه؛ «حزب مرکزی» هر کسی رو معرفی کنه، شهر به همون رأی خواهد داد بی برو برگرد. یعنی درست مثل انتخابات در چین! به عبارتی اگه این مگاسیتیهای غربی رو از جای خودشون بکنی و بیاری بهم دیگه بچسبونی، از لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک میشه یه چیزی مثل شانگهای! با این فرق که تو شانگهای رنگینپوست خیلی کمه، ولی در اونها زیاده.
Anarchonomy
مثل رأی لندن که تعیین میکنه چه کسانی در انگلستان برنده باشند، و رأی پاریس در فرانسه. و غیر از استثنائاهایی این هی تکرار میشه. هی انتخابات برگزار میشه و این مگاسیتینشینها به خارج شهریها غلبه میکنند، و هی برگزار میشه و هی غلبه میکنند. که میرسیم به این…
اصلیترین دلیلم برای اینکه باور نکنم کرونا یک پروژه عمدی از طرف چین بود همینه که این ویروس بیشتر مگاسیتیهای غربی رو فلج کرد، و چین هیچوقت نمیاد عمدا دود بزنه تو کندوهای کمونیستی دنیا.
بعضی شرکتها تا توی قبر میرن، و برمیگردن. چندسال پیش صحبت این بود که اگه ایامدی ورشکست بشه، اینتل بیرقیب خواهد شد و هرکاری دلش بخواد خواهد کرد. تو گزارشهای مالی ایامدی، «تو این سه ماهه اخیر ۲۰۰ میلیون دلار کمتر ضرر دادیم» خبر خوب محسوب میشد. اما حالا سیپییوهای نسل زِن۳ ایامدی نه تنها به ازای پولی که میدی هستههای بیشتری داره، بلکه پرفرمنس هر کدوم ازون هستهها بهتر از هستههای اینتله! در واقع از آخرینها و بهترینهای اینتل هم بهتر! و همزمان کمی هم کمتر برق مصرف میکنه! و همزمان ارزانتر هم هست!
تا همین سه چهارسال پیش این نمودار بنچمارک رو کسی باور نمیکرد.
یکی از کارهایی که مدیریت انجام داد تشکیل دو گروه طراحی بود. گروه اول نسل ۲ رو ساخت، و گروه دوم نسل ۳. و حالا نسل ۴ دوباره میفته رو دوش گروه اول. و این دو گروه با همدیگه در یک مسابقه هستند تا بیشترین خروجی رو از معماری پردازنده بدست بیارن. یعنی به جای اینکه با اینتل رقابت کنند، اول با خودشون رقابت کردند.
تا همین سه چهارسال پیش این نمودار بنچمارک رو کسی باور نمیکرد.
یکی از کارهایی که مدیریت انجام داد تشکیل دو گروه طراحی بود. گروه اول نسل ۲ رو ساخت، و گروه دوم نسل ۳. و حالا نسل ۴ دوباره میفته رو دوش گروه اول. و این دو گروه با همدیگه در یک مسابقه هستند تا بیشترین خروجی رو از معماری پردازنده بدست بیارن. یعنی به جای اینکه با اینتل رقابت کنند، اول با خودشون رقابت کردند.
در سالگرد اعتراضات آبان ۹۸، فکر میکنید مشابه این اعتراضات خشن باز هم رخ خواهد داد؟
Anonymous Poll
47%
بله، بسیار محتمله.
53%
خیر، بسیار بعیده.
Anarchonomy
در سالگرد اعتراضات آبان ۹۸، فکر میکنید مشابه این اعتراضات خشن باز هم رخ خواهد داد؟
ما ایرانیها بیشتر در مورد زمان حال توافق نظر داریم. در مورد تفسیر گذشته و پیشگویی آینده دوقطبی هستیم.
دموکراتها انقدر قبل از انتخابات گفتند ممکنه ترامپ نتیجه رو نپذیره که اگه تقلبی رخ نمیداد هم باز این شک ایجاد میشد که لابد دارن یه کاری میکنند که از اون موقع میدونستند نتیجه پذیرفته نمیشه! این پدیده متداولیه که در اون برنامهریزی یا پیشبینی یک واقعیت احتمالی، خودش منجر به ساخت واقعیت میشه.
نمونههای وطنی زیادی هم داریم. مثلا پیشبینی حکومت ازینکه مردم دقیقا سالگرد تقویمی اعتراضات رو برای تکرار اعتراضات انتخاب خواهند کرد، خودش منجر میشه به اینکه مردم فکر کنند بسیار محتمله در اون سالگرد تقویمی اتفاقی بیفته! و چون مردم فکر میکنند ممکنه اتفاقی بیفته، حکومت پیشبینی خودش رو تقویت میکنه.
میتونیم به این پدیده بگیم «لوپ پروپاگاندا».
نمونههای وطنی زیادی هم داریم. مثلا پیشبینی حکومت ازینکه مردم دقیقا سالگرد تقویمی اعتراضات رو برای تکرار اعتراضات انتخاب خواهند کرد، خودش منجر میشه به اینکه مردم فکر کنند بسیار محتمله در اون سالگرد تقویمی اتفاقی بیفته! و چون مردم فکر میکنند ممکنه اتفاقی بیفته، حکومت پیشبینی خودش رو تقویت میکنه.
میتونیم به این پدیده بگیم «لوپ پروپاگاندا».
Anarchonomy
خیلی وقت پیش در این پست نوشته بودم که سیاستمدار آمریکایی لزوما نباید تحت تأثیر تطمیع لابی شیعی یا یهودی باشه تا کاری انجام بده که ظاهرا به نفع اون طرفه. چون اینطور نیست که اون سیاستمدار یک ظرف خالی باشه که خارجیها بیان پرش کنند. خودش افکار و عقایدی داره و…
آنارشیستهای چپ، که شاخه آمریکاییشون الان دارن میگن فاک رپابلیکنس فاک دموکراتس، به اندازه آنارشیستهای راست خواهان نابودی دولتها هستند، اما ما نمیتونیم با اونها به اتحاد برسیم؛ همیشه دشمن دشمن ما، نمیتونه دوست ما باشه. چون آنارشیستهای چپ علاوه بر منحل کردن دولت، مالکیت رو هم منحل خواهند کرد. و انحلال مالکیت یعنی آغازِ پایانِ آزادی.
Anarchonomy
Photo
در این مطلب آماری در جملات توضیحی نمودارها عبارتی مثل «ما سیاهان..» دیده میشد. ما سیاهان هنوز انقدر کمتر درآمد داریم، ما سیاهان متوسط انقدر بچه داریم، بلا بلا. شما چنین عبارتی رو در بقیه مطالعات آماری نمیبینید. مثلا ممکنه بنویسند ترکتبارهای کانادا انقدر هزینه آموزش کردند پارسال. نمینویسند «ما ترکها انقدر هزینه کردیم».
دادههای تفکیکی انتخابات ۲۰۲۰ عدهای رو سرگرم کرده. اما جز فاصله گرفتن لاتینتبارها از چپ، بقیه اطلاعاتش اهمیت چندانی نداره. مثلا اینکه زنان تحصیلکرده کمی بیشتر از چهار سال پیش به ترامپ رأی دادند، به خاطر وعدههای دولتش درباره بازگشایی مدارس بود، و گرنه به صورت کلی زن تحصیلکرده همونیه که قبلا بود، و همچنان به شدت چپ میزنه.
هرچه دایره هویتی گشادتر میشه، توضیح رفتارها سختتر میشه. لاتینتبار به خودش نمیگه لاتین، میگه کلمبیایی، یا ونزوئلایی.. «ما»ی کوچکتری داره، بنابراین راحتتر مانور میده، و ممکنه بگه من با این حزب حال نمیکنم، کاری ندارم بقیه لاتینیها چیکار میکنند. اما «ما» سیاهان و زنان، خیلی بزرگه، و وقتی تو اون سیلو افتادی خود به خود میری پایین. بعد ممکنه کاری بکنی که خودت هم ندونی دقیقا چرا انجام میدی. اما چون کل سیلو داره انجام میده، تو هم انجام میدی.
ناسیونالیسم هم دقیقا همین ایراد رو داره. دهها میلیوننفر میرن داخل یک سیلوی هویتی، و بعد کارهایی میکنند که نمیتونند توضیح بدن نفع فردی اون کار چیه براشون. مثلا چینیها به خاطر یک اظهارنظر از یک سلبریتی کرهای دستهجمعی تصمیم میگیرن کالاهای کرهجنوبی رو بایکوت کنند. ازشون بپرسی نفع کشور ازین کار چیه، حرف زیاد میزنند؛ ولی بپرسی نفع خودت و خانوادهت چیه، میمونه توش.
دادههای تفکیکی انتخابات ۲۰۲۰ عدهای رو سرگرم کرده. اما جز فاصله گرفتن لاتینتبارها از چپ، بقیه اطلاعاتش اهمیت چندانی نداره. مثلا اینکه زنان تحصیلکرده کمی بیشتر از چهار سال پیش به ترامپ رأی دادند، به خاطر وعدههای دولتش درباره بازگشایی مدارس بود، و گرنه به صورت کلی زن تحصیلکرده همونیه که قبلا بود، و همچنان به شدت چپ میزنه.
هرچه دایره هویتی گشادتر میشه، توضیح رفتارها سختتر میشه. لاتینتبار به خودش نمیگه لاتین، میگه کلمبیایی، یا ونزوئلایی.. «ما»ی کوچکتری داره، بنابراین راحتتر مانور میده، و ممکنه بگه من با این حزب حال نمیکنم، کاری ندارم بقیه لاتینیها چیکار میکنند. اما «ما» سیاهان و زنان، خیلی بزرگه، و وقتی تو اون سیلو افتادی خود به خود میری پایین. بعد ممکنه کاری بکنی که خودت هم ندونی دقیقا چرا انجام میدی. اما چون کل سیلو داره انجام میده، تو هم انجام میدی.
ناسیونالیسم هم دقیقا همین ایراد رو داره. دهها میلیوننفر میرن داخل یک سیلوی هویتی، و بعد کارهایی میکنند که نمیتونند توضیح بدن نفع فردی اون کار چیه براشون. مثلا چینیها به خاطر یک اظهارنظر از یک سلبریتی کرهای دستهجمعی تصمیم میگیرن کالاهای کرهجنوبی رو بایکوت کنند. ازشون بپرسی نفع کشور ازین کار چیه، حرف زیاد میزنند؛ ولی بپرسی نفع خودت و خانوادهت چیه، میمونه توش.
عطش دولتها برای وصل کردن همهجا به همهجا، خیلی وقتها گرون تموم میشه، و خیلی وقتها اصلا تموم نمیشه! کار در یه تیکه از پروژه اتوبانسازی در ویتنام که اعتبارش رو بانک توسعه آسیا تقبل کرده بود متوقف شد، چون پول نرسید! در بعضی مسیرها، وضعیت ازادراه تهران شمال بوجود اومده.
این اتوبانها در ویتنام داستان جالبی داره. روالشون اینه که یک شرکت دولتی راه رو میسازه، بعد برای جمعآوری عوارض مناقصه میذاره تا شرکتهای خصوصی این کارو انجام بدن. اونهام درست انجام نمیدن و کلی بدهی بالا اومده. حالا تو این پروژههای اخیر کلا مناقصه خارجی برگزار نکردن تا چینیها نتونند شرکت کنند، چون افکار عمومی نظر مثبتی به مشارکت چین نداره. اما ماشاءالله جذابیت پروژه انقدر بالاست که غیر از چینیها هیچکس نمیاد جلو، و لذا دستشون مونده تو پوست گردو!
این اتوبانها در ویتنام داستان جالبی داره. روالشون اینه که یک شرکت دولتی راه رو میسازه، بعد برای جمعآوری عوارض مناقصه میذاره تا شرکتهای خصوصی این کارو انجام بدن. اونهام درست انجام نمیدن و کلی بدهی بالا اومده. حالا تو این پروژههای اخیر کلا مناقصه خارجی برگزار نکردن تا چینیها نتونند شرکت کنند، چون افکار عمومی نظر مثبتی به مشارکت چین نداره. اما ماشاءالله جذابیت پروژه انقدر بالاست که غیر از چینیها هیچکس نمیاد جلو، و لذا دستشون مونده تو پوست گردو!
شکرالله پاک نژاد که در دادگاه نظامی حکومت پهلوی خمینی رو «حضرت آیتالله خمینی پیشوای شیعیان جهان» به زبان میآورد، در مصاحبه سال ۵۸ گفت اگر ملاها تبدیل به طبقه حاکم شوند مردم از آنها روی برمیگردانند.. مردم نسبت به گذشته کمتر از مذهب حمایت میکنند.
چقدر یک کمونیست میتونه در همهچی غلط باشه؟!
چقدر یک کمونیست میتونه در همهچی غلط باشه؟!
در دهات دعوایی شده بود و به بنبست خورده بودند و میگفت اگه ارباب بود الان کارمون راه افتاده بود. اون پول نمیگرفت تا بینمون قضاوت کنه، و کشش نمیداد، و بلاتکلیف نمیموندیم، و هر حکمی میداد کسی جرئت نداشت مخالفت کنه.
اما کدخدا خیلی وقته که مرده و بچهها و نوههاش الان کانادا و آمریکا هستند. حالا باید به دولت مراجعه کنه، که همه ازش میترسند جز خلافکارها و قلدرها.
فاصله بین اون روزی که خانه بزرگ ارباب به بیغولهای متروکه تبدیل شده بود و «کار خدا رو ببین» از دهانشون نمیافتاد تا الانی که یادشون افتاده ارباب با همه بدجنسیها هم دلسوزتر از دولت بود هم قابل اتکاءتر، انقدری کم هست که توی عمر یک آدمی که خیلی هم عمر نکرده جا بگیره. اما برای کشف بیشعوریهای گذشته، خیلی دیره.
فکر کردند خیلی بده که یکی ارباب باشه و بقیه رعیت. با خودشون گفتند مگه اون چی میفهمه که من نمیفهمم؟ ما خودمون بهتر میدونیم چه چیزی صلاح خودمونه. در فرآیندی دموکراتیک این صلاح رو تعیین میکنیم!
ان الانسان لفی خسر این معنی رو نمیداد که همه گزینههای پیش روی انسان همواره به خسارت میرسند. معنیش اینه که انسان همواره میل به خسارت بیشتر داره. معنیش این نبود که همهچیز تیزه. معنیش این بود که عدل چیزهایی رو برمیداره که دستشو میبرند.
اما کدخدا خیلی وقته که مرده و بچهها و نوههاش الان کانادا و آمریکا هستند. حالا باید به دولت مراجعه کنه، که همه ازش میترسند جز خلافکارها و قلدرها.
فاصله بین اون روزی که خانه بزرگ ارباب به بیغولهای متروکه تبدیل شده بود و «کار خدا رو ببین» از دهانشون نمیافتاد تا الانی که یادشون افتاده ارباب با همه بدجنسیها هم دلسوزتر از دولت بود هم قابل اتکاءتر، انقدری کم هست که توی عمر یک آدمی که خیلی هم عمر نکرده جا بگیره. اما برای کشف بیشعوریهای گذشته، خیلی دیره.
فکر کردند خیلی بده که یکی ارباب باشه و بقیه رعیت. با خودشون گفتند مگه اون چی میفهمه که من نمیفهمم؟ ما خودمون بهتر میدونیم چه چیزی صلاح خودمونه. در فرآیندی دموکراتیک این صلاح رو تعیین میکنیم!
ان الانسان لفی خسر این معنی رو نمیداد که همه گزینههای پیش روی انسان همواره به خسارت میرسند. معنیش اینه که انسان همواره میل به خسارت بیشتر داره. معنیش این نبود که همهچیز تیزه. معنیش این بود که عدل چیزهایی رو برمیداره که دستشو میبرند.
هوایی بگیریم سر تا ته شهرک صنعتی الجبیل عربستان، ۴۰ کیلومتره! احداثش رو چهار سال قبل از انفجار نور در ایران شروع کردند.
#sad_facts vs. #saudi_facts
#sad_facts vs. #saudi_facts
ماه اپریل کی بود؟ اون موقع نوشتم اگه سیتیزن آمریکا بودم به هیچکس رأی نمیدادم. به ترامپ هم رأی نمیدادم، چون بزرگترین چاپ پول بیپشتوانه تاریخ رو امضاء کرد.
بعد استاد غنینژاد در شادباشی که برای رفتن ترامپ نوشته از کدوم عملکردش انتقاد کرده؟ خروج از معاهده بیخاصیت پاریس!
این خروجی دانشگاهه.
https://t.me/anarchonomy/4577
بعد استاد غنینژاد در شادباشی که برای رفتن ترامپ نوشته از کدوم عملکردش انتقاد کرده؟ خروج از معاهده بیخاصیت پاریس!
این خروجی دانشگاهه.
https://t.me/anarchonomy/4577
Telegram
Anarchonomy
به جای اینکه بپرسید کدام ایالت رو برای زندگی انتخاب میکنم که به مود آدم و حتی متابولیسم بدنش و وضعیت دیسک کمرش هم میتونه مرتبط باشه و دونستنش هم نفعی برای کسی نداره، بهتره بپرسید اگر سیتیزن آمریکا بودم در انتخابات ریاستجمهوری به چه کسی رأی میدادم.
و جوابم…
و جوابم…
Anarchonomy
ماه اپریل کی بود؟ اون موقع نوشتم اگه سیتیزن آمریکا بودم به هیچکس رأی نمیدادم. به ترامپ هم رأی نمیدادم، چون بزرگترین چاپ پول بیپشتوانه تاریخ رو امضاء کرد. بعد استاد غنینژاد در شادباشی که برای رفتن ترامپ نوشته از کدوم عملکردش انتقاد کرده؟ خروج از معاهده…
ضمنا دیگه فلوریدا جغرافیای ایدهالم برای زندگی نیست. دارم به سواحل عربستان فکر میکنم، ولی نه الجبیل.
البته این هم موقته.. آخرش همینه که همین ایران لعنتی رو با هیچ جا عوض نمیکنم.
البته این هم موقته.. آخرش همینه که همین ایران لعنتی رو با هیچ جا عوض نمیکنم.
رهبر معظم انقلاب به هرچه سفاهت میدانست، عمل کرد بعدها. آخوند شیعه به اصولگرایی میبالید اما اصول نداشت. آدمی که برای خودش اصول دارد، زمین خواهد خورد اما سر از هرجایی در نمیآورد. برای آدمی که اصول دارد «اینطور پیش آمد» معنی ندارد. چون هر طوری که پیش بیایید، جهت خودش را خواهد رفت. و اتفاقا چنین آدمی پیشبینیپذیر و قابل اتکاست. کسی که نگران دکوراسیون و آبروی این نهاد و آن شخص و فلان کاراکتر است، معلوم نیست فردا چه غلطی انجام بدهد و چه واجباتی انجام ندهد، که وجهه بهم نریزد. و پسفردا که نه دکور ماند و نه آبرو، معلوم نیست چه تجدیدنظرهایی بکند و چه خبط و خطایی را موجه بداند.
پوکی درختی که تنهاش خالی شده از دور پیدا نیست. از دور شاید درختی دیده شود که خیلی قد کشیده و حالا حالاها سایه خواهد داشت. اما در نزدیکی پوکیها سریعتر کشف میشوند. برای همین بهتر است مردم ارباب محلی داشته باشند، تا ولیامر مسلمین جهان!
پوکی درختی که تنهاش خالی شده از دور پیدا نیست. از دور شاید درختی دیده شود که خیلی قد کشیده و حالا حالاها سایه خواهد داشت. اما در نزدیکی پوکیها سریعتر کشف میشوند. برای همین بهتر است مردم ارباب محلی داشته باشند، تا ولیامر مسلمین جهان!
«زیبایی دموکراسی همین است، که یک نفر با هفتاد میلیون رأی از قدرت کنار گذاشته میشود بدون اینکه اتفاق بدی بیفتد».
هربار در و دیوار فضا را پر میکنند با این شعارهای فریبنده. هرچهارسال، ستاره دنبالهدار دموکراسی آسمان را میدرخشاند و زیباییاش را نشان میدهد و میرود، تا نوبت بعد. قرار نیست چیز بیشتری توقع داشته باشیم. انگار اگر انتقال قدرت مسالمتآمیز باشد، هرچیز دیگری نامسالمتآمیز بود عیب ندارد! دموکراسیپرستان توقع بیش ازین را ممنوع کردهاند. در حالی که درد اصلی ما این نبود هیچوقت. در بین خشونتهایی که بشر تحمل کرده تا الان، بخش کوچکی از آن به انتقال قدرت مربوط میشد. درگیری مردم در زمانی نبود که دو نیروی قدرتطلب با هم درگیر بودند. درگیری مردم زمانی شروع میشد که یکیشان به دیگری غلبه میکرد. مثل انقلاب ۵۷ ایران که در آن رادیکالترین انتقال و تحول قرن صورت گرفت اما از بینی ۹۹ ممیز ۹۹ درصد ایرانیان خون نیامد. وقتی حسابی از بچههایشان خون رفت که حکومت جدید هوس آزادسازی قدس به سرش زد، و پاکسازی زندانها از مخالفان زنده!
دموکراسیپرستان چیزهایی را به نفع دولت مصادره میکنند، که از صدقه سر دولت حاصل نشده. اینکه مردم همدیگر را نمیدرند به این دلیل نیست که دیوان عالی دموکراتیک بالای سرشان است. نمونههای بومیسازی شده این نهادها در ایران دموکراتیک نیستند، و باز هم ما همدیگر را نمیدریم. در مملکتی که فروش اسلحه آزاد است و مردم بیش از سیصدمیلیون اسلحه نیمه اتوماتیک دارند، اگر قرار بود مایل نباشند که بهمدیگر رحم کنند، با گاز کلر هم نمیشد جلویشان را گرفت. و اگر قرار باشد رحم نکنند زیر سایه دموکراسی هم نخواهند کرد؛ همانطور که در بعضی کشورهای آفریقا یا آسیای جنوبی هر دوره فقط دویست سیصد نفر در حوزههای رأیگیری کشته میشدند!
جلوی ما را بنبست کردهاند: یا هرچیزی که میخواهی از دموکراسی و دولت مرکزی منتخب بخواه، یا حق نداری بخواهی! این «بهترین چیزی است که بشر بدان دست یافته»، پس بتمرگ و غر نزن! (حتی تأمینکنندگان مواد مخدر بازار هم جرئت ندارند جنسشان را اینطور معرفی کنند). ما اجازه نداریم نخواهیم میلیونها نفر که هیچکدامشان را نمیشناسیم برای زندگی ما تصمیم بگیرند. اجازه نداریم ارز ابداعی خودمان را داشته باشیم، خودمان از خودمان دفاع کنیم و تسلیحاتمان را خودمان بخریم. اجازه نداریم خودمان فرزندمان را تربیت کنیم، و حرفهایی که خودمان دوست داریم منتشر کنیم. اجازه نداریم تعیین کنیم که حاضریم خرج چه جنگی را بدهیم و خرج چه جنگی را ندهیم. اجازه نداریم چیزی که از دل زمین خودمان دراوردهایم مصرف کنیم، اجازه نداریم چیزی که خودمان تولید کردهایم به هرکس که بخواهیم بفروشیم و هرچیزی که خواستیم از هر بیگانهای که خواستیم بخریم. اجازه خیلی چیزها را نداریم، چون عدهای که دو هزارکیلومتر دورتر از ما هستند روی برگههای رأی اعلام کردهاند که مخالفند! یا روی برگههای رأی نوشتهاند که از روابط عمومی و جذابیتهای شخصیتی آدمی خوششان آمده، و آن آدم مخالف است!
و پروپاگاندا دیوارهای این بنبست را بلندتر از چیزی که هست کرده. هرکس به نمایش چهارساله ستاره دنبالهدار راضی نباشد، و خدای نکرده توقعات دیگری داشته باشد، تکفیر خواهد شد: بدوی، واپسگرا، تجددهراس، سنتپرست، هرج و مرجطلب، عدالتستیز، علمستیز، دگماندیش، کمالگرا، و افراطی! هدف فقط این نیست که کسی که به دموکراسی و خنزر پنزرهایش راضی نیست، راه به جایی نبرد. هدف این است که ازینکه راضی نیست خجالت بکشد! و تحقیر شود، و نهایتا منزوی. قبل ازینکه حق مالکیت را منحل کنند، در برابر مالک ژست اخلاقی میگیرند: چطور میتوانید مالک چیزی باشید وقتی خیلیها آن را ندارند؟ باید به نظر برسد مالکیت هرچیزی که دولت دموکراتیک مالک آن نیست، ظلم به بشریت است! باید به نظر برسد روستاییانی که زمینشان را به شرکت ملی راه آهن نمیفروشد تا در آن ریل بکشد و قطار برقی کربن صفر راهاندازی کند، مقصر آب شدن یخچالهای قطبیاند! باید به نظر برسد کسانی که حاضر نیستند هرچیزی را بیست درصد گرانتر بخرند تا انسولین برای همه مردم رایگان باشد، هیتلرند! باید به نظر برسد کسانی که نمیتوانند به پلیس دل خوش کنند و قصد دارند خودشان از خودشان دفاع کنند، عامل خشونتاند!
عبور ازین بنبست جهاد بلندمدتی لازم دارد. اینکه ناشکستنی به نظر میرسد نباید این جهاد را متوقف کند. اولویت این است که همه دروغها را به جوانترها نشان دهیم. حتی اگر باور نکنند که چقدر با دروغ احاطه شدهاند، مهم است که به شک بیفتند. بعضی وقتها کار به همین سادگی است که روی کاغذ بنویسی «ازین آب نخور» و بگذاری داخل یک بطری، درش را ببندی و بیندازی در رودخانه، تا برود تا پایین دست.
هربار در و دیوار فضا را پر میکنند با این شعارهای فریبنده. هرچهارسال، ستاره دنبالهدار دموکراسی آسمان را میدرخشاند و زیباییاش را نشان میدهد و میرود، تا نوبت بعد. قرار نیست چیز بیشتری توقع داشته باشیم. انگار اگر انتقال قدرت مسالمتآمیز باشد، هرچیز دیگری نامسالمتآمیز بود عیب ندارد! دموکراسیپرستان توقع بیش ازین را ممنوع کردهاند. در حالی که درد اصلی ما این نبود هیچوقت. در بین خشونتهایی که بشر تحمل کرده تا الان، بخش کوچکی از آن به انتقال قدرت مربوط میشد. درگیری مردم در زمانی نبود که دو نیروی قدرتطلب با هم درگیر بودند. درگیری مردم زمانی شروع میشد که یکیشان به دیگری غلبه میکرد. مثل انقلاب ۵۷ ایران که در آن رادیکالترین انتقال و تحول قرن صورت گرفت اما از بینی ۹۹ ممیز ۹۹ درصد ایرانیان خون نیامد. وقتی حسابی از بچههایشان خون رفت که حکومت جدید هوس آزادسازی قدس به سرش زد، و پاکسازی زندانها از مخالفان زنده!
دموکراسیپرستان چیزهایی را به نفع دولت مصادره میکنند، که از صدقه سر دولت حاصل نشده. اینکه مردم همدیگر را نمیدرند به این دلیل نیست که دیوان عالی دموکراتیک بالای سرشان است. نمونههای بومیسازی شده این نهادها در ایران دموکراتیک نیستند، و باز هم ما همدیگر را نمیدریم. در مملکتی که فروش اسلحه آزاد است و مردم بیش از سیصدمیلیون اسلحه نیمه اتوماتیک دارند، اگر قرار بود مایل نباشند که بهمدیگر رحم کنند، با گاز کلر هم نمیشد جلویشان را گرفت. و اگر قرار باشد رحم نکنند زیر سایه دموکراسی هم نخواهند کرد؛ همانطور که در بعضی کشورهای آفریقا یا آسیای جنوبی هر دوره فقط دویست سیصد نفر در حوزههای رأیگیری کشته میشدند!
جلوی ما را بنبست کردهاند: یا هرچیزی که میخواهی از دموکراسی و دولت مرکزی منتخب بخواه، یا حق نداری بخواهی! این «بهترین چیزی است که بشر بدان دست یافته»، پس بتمرگ و غر نزن! (حتی تأمینکنندگان مواد مخدر بازار هم جرئت ندارند جنسشان را اینطور معرفی کنند). ما اجازه نداریم نخواهیم میلیونها نفر که هیچکدامشان را نمیشناسیم برای زندگی ما تصمیم بگیرند. اجازه نداریم ارز ابداعی خودمان را داشته باشیم، خودمان از خودمان دفاع کنیم و تسلیحاتمان را خودمان بخریم. اجازه نداریم خودمان فرزندمان را تربیت کنیم، و حرفهایی که خودمان دوست داریم منتشر کنیم. اجازه نداریم تعیین کنیم که حاضریم خرج چه جنگی را بدهیم و خرج چه جنگی را ندهیم. اجازه نداریم چیزی که از دل زمین خودمان دراوردهایم مصرف کنیم، اجازه نداریم چیزی که خودمان تولید کردهایم به هرکس که بخواهیم بفروشیم و هرچیزی که خواستیم از هر بیگانهای که خواستیم بخریم. اجازه خیلی چیزها را نداریم، چون عدهای که دو هزارکیلومتر دورتر از ما هستند روی برگههای رأی اعلام کردهاند که مخالفند! یا روی برگههای رأی نوشتهاند که از روابط عمومی و جذابیتهای شخصیتی آدمی خوششان آمده، و آن آدم مخالف است!
و پروپاگاندا دیوارهای این بنبست را بلندتر از چیزی که هست کرده. هرکس به نمایش چهارساله ستاره دنبالهدار راضی نباشد، و خدای نکرده توقعات دیگری داشته باشد، تکفیر خواهد شد: بدوی، واپسگرا، تجددهراس، سنتپرست، هرج و مرجطلب، عدالتستیز، علمستیز، دگماندیش، کمالگرا، و افراطی! هدف فقط این نیست که کسی که به دموکراسی و خنزر پنزرهایش راضی نیست، راه به جایی نبرد. هدف این است که ازینکه راضی نیست خجالت بکشد! و تحقیر شود، و نهایتا منزوی. قبل ازینکه حق مالکیت را منحل کنند، در برابر مالک ژست اخلاقی میگیرند: چطور میتوانید مالک چیزی باشید وقتی خیلیها آن را ندارند؟ باید به نظر برسد مالکیت هرچیزی که دولت دموکراتیک مالک آن نیست، ظلم به بشریت است! باید به نظر برسد روستاییانی که زمینشان را به شرکت ملی راه آهن نمیفروشد تا در آن ریل بکشد و قطار برقی کربن صفر راهاندازی کند، مقصر آب شدن یخچالهای قطبیاند! باید به نظر برسد کسانی که حاضر نیستند هرچیزی را بیست درصد گرانتر بخرند تا انسولین برای همه مردم رایگان باشد، هیتلرند! باید به نظر برسد کسانی که نمیتوانند به پلیس دل خوش کنند و قصد دارند خودشان از خودشان دفاع کنند، عامل خشونتاند!
عبور ازین بنبست جهاد بلندمدتی لازم دارد. اینکه ناشکستنی به نظر میرسد نباید این جهاد را متوقف کند. اولویت این است که همه دروغها را به جوانترها نشان دهیم. حتی اگر باور نکنند که چقدر با دروغ احاطه شدهاند، مهم است که به شک بیفتند. بعضی وقتها کار به همین سادگی است که روی کاغذ بنویسی «ازین آب نخور» و بگذاری داخل یک بطری، درش را ببندی و بیندازی در رودخانه، تا برود تا پایین دست.
#گله_گاو بیشتر سعی میکنه به خوششانسیهای خودش اتکا کنه. همون «خدا کریمه» که در نظام فکری هیئتی کاربرد داره.
بنابراین با عبارت گول خوردند، موافق نیستم. اینها در برجام به خاطر «صرفا اعتماد کردن به رییسجمهور وقت»، داغ بدی خوردند. شاید خواستند دیگه تکرارش نکنند. اساسا توافق در حدی که حکومت ایران رو از مخمصه دائمی نجات بده، بدون همراهی یکدست کنگره ممکن نیست. که اون هم فعلا فراهم نیست.
بنابراین با عبارت گول خوردند، موافق نیستم. اینها در برجام به خاطر «صرفا اعتماد کردن به رییسجمهور وقت»، داغ بدی خوردند. شاید خواستند دیگه تکرارش نکنند. اساسا توافق در حدی که حکومت ایران رو از مخمصه دائمی نجات بده، بدون همراهی یکدست کنگره ممکن نیست. که اون هم فعلا فراهم نیست.
❤5